باور به خود

باور به خود

باورها در زندگی ما تأثیری بسیار زیادی دارند؛ تغییر دادن باورها با قوانین عادی و عقلانی و تفکر منطقی بسیار سخت است. داستانی قدیمی درباره‌ی بیماری روانی، به نقل از آبراهام مازلو آمده است : ((این بیمار غذا نمی‌خورد و مراقب تندرستی خود نیست و ادعا می کند که سوسک است. روان‌شناس معالج او، هر کاری از دستش برمی‌آید برای صحبت با او می‌کند و از بیمار می‌پرسد: آیا سوسک ها خون‌دارند؟ بیمار پاسخ می دهد: البته که سوسک‌ها خون ندارند و اگر خون داشته باشند، تمام فعالیت‌های بدن آن‌ها متوقف می‌شود. روان‌شناس  سپس بیمار را متقاعد می‌کند تا اجازه دهد زخم کوچکی در دستش ایجاد کند و این قاعده را بررسی کنند که سوسک‌ها خون‌دارند یا نه. پس از اجازه‌ی بیمار، روان‌شناس بااحتیاط انگشت بیمار را زخمی می‌کند، به‌ اندازه ای که خون کافی بیرون بیاید. بیمار وقتیکه خون را می‌بیند، در کمال  تعجب با فریاد می‌ گوید: ای‌وای! روح من نفرین‌شده است ..سوسک‌ها خون‌ریزی می‌کنند!!!

ضرب المثلی معروف می‌گوید: (( اگر کسی باور داشته باشد که می‌تواند کاری انجام دهد، حتماً انجام خواهد داد و اگر معتقد باشد که  کاری غیرممکن است، هیچ تلاشی نمی‌تواند او را متقاعد کند که آن کار انجام‌دادنی است.)) آنچه تأسف‌آور است، آنی است که بسیاری از بیماران سرطانی و بیماران قلبی و همچنین دکتر و دوستانشان، همان باوری را دارند که در داستان بالاآمده است؛ باورهایی مانند ((حالا دیگر خیلی دیر شده است ))، ((دیگر کاری از دست من برنمی‌آید))، ((من قربانی‌ام))، ((نوبت من رسیده است)). چنین باورهایی بیماران را از منابع و قدرت‌های درونی‌شان محروم می‌کنند. باورهای فرد درباره‌ی خود و دنیای پیرامونش، در اثرپذیری او نقش فراوانی دارند. همه‌ی انسان‌ها باورهایی دارند که مانند منابعی مفید، به آنان خدمت می‌کنند و باورهای دارند که آنان را محدود می‌کنند.

قدرت باور، در گروهی آزمایشی از کودکان دقیقاً مشخص‌شده است؛ این گروه به‌ شکل تصادفی به دو گروه آزمایشی دیگر تقسیم شدند. گروهی را به معلمی سپردند که به او گفته بودند: ((این بچه‌ها نابغه‌اند)) گروه دیگر را به معلمی سپردند که به او گفته بودند: ((این بچه‌ها از نظر هوشی یادگیریشان مشکل دارد)) بعد از یک سال بچه‌ها دوباره امتحان شدند. نمره‌ی میانگین گروهی که گفته بودن نابغه هستند، بالاتر از نمره‌ی میانگین سال پیش آن‌ها بود و نمره‌ی میانگین گروهی که گفته بودند مشکل یادگیری دارند، بسیار پایین‌تر از نمره‌ی میانگین سال پیش آن‌ها بود. باور معلم درباره‌ی دانش آموزان، بر قدرت یادگیری آن‌ها تأثیر بسیاری گذاشته بود.

در آزمایشی دیگر، با صد بیمار سرطانی باسابقه که بیش از ده سال مبتلا بودند، درباره‌ی  موفقیتشان[در غلبه بر بیماری] مصاحبه کردند. نتیجه نشان می‌داد روش معالجه‌ی هیچ‌یک بهتر از دیگران نبود. بعضی شیمی‌درمانی کرده بودند، برخی دیگر از داروهای معمولی مصرف کرده بودند، عده‌ای نزد روانشناس رفته بودند و برخی به درمان‌های روحانی پرداخته بودند؛ اما برخی هیچ کاری نکرده بودند؛ یگانه مشخصه‌ی اصل این گروه، آن بود که باور داشتند راهی که انتخاب کردند، درست است و موثر خواهد بود.

سخنرانی و باور

دمــــــوستین نمونه ای بارز از قدرت باور است، او لکنت زبان داشت اما باور او به اینکه می تواند بهترین سخنران سیاسی یونان شود باعث گردید که تمرینات سختی را انجام دهد و در نهایت بر لکنت خود فائق آمد و سخنرانی های بزرگی برگزار نمود.

نمونه دیگری در اثبات قدرت باور، دویدن یک مایل در چهار دقیقه است که هم محدود کردن باور و هم قدرت بخشی باور را نشان می‌دهد. قبل از سال ۱۹۵۴، این موضوع که انسان نمی‌تواند یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه بدود و هرگز رکورد ثابت جدیدی به دست نخواهد آمد، باوری عمومی شده بود. تا نُه سال، این رکود ثابت ماند و هیچ دونده‌ای حتی به آن نزدیک نشد تا اینکه((بنستر)) رکورد چهار دقیقه را شکست. بعد از شش هفته، دونده‌ای استرالیایی ((لاندی)) رکود بنستر را یک ثانیه کاهش داد. در طول نه سال، بیش از صد دونده در جهان این رکورد را شکستند که زمانی شکست‌ناپذیر بود.

بی‌تردید، این مثال نشان می‌دهد باورهای انسان، هوش، تندرستی، ارتباط، خلاقیت و حتی خوش‌حالی و موفقیت‌های شخصی او را شکل می‌دهند و هدایت می‌کنند و بر آن‌ها تأثیر می گذارند؛ بنابراین، اگر باورها چنین قدرت  نفوذی در زندگی دارند، چگونه می‌توان آن‌ها را کنترل  کرد، به‌جای اینکه آن‌ها انسان را کنترل کنند؟ بسیاری از باورها را در دوران کودکی، قبل از اینکه انسان از تأثیر شگفت‌انگیزشان بر زندگی چیزی بداند، پدر و مادر، معلمان، مربیان اجتماعی، رسانه‌های تبلیغاتی و… در ذهن او ثبت کرده‌اند. این امکان وجود داردکه باورهای کهنه و محدودکننده را بازسازی کرد یا زدود و تغییر داد و به‌جای آن‌ها باورهای جدید و نیروبخش جایگزین کرد؛ به‌گونه‌ای که باقدرت آن‌ها بتوان از مرز آرزوها گذشت.

راهنمای سخنرانی

راهنمای سخنرانی

راهنمای سخنرانی چیست؟ استاد روش تحقیق علی از او خواست تا درباره ی تحقیقی که اخیراً با یکدیگر داشته‌اند به صورت اشتراکی کنفرانسی در کنفرانس سالانه بدهند، علی از سخنرانی می‌ترسید. او تاکنون در حضور جمع کثیری از دوستان خود  سخنرانی نکرده بود، چه  برسد  به سخنرانی در برابر جمعی از متخصصین. او هیچ دانشی در خصوص شیوه ی سخنرانی در جمع نداشت و همین امر باعث شد که دچار ترس از سخنرانی شود.

سخنرانی موثر

سخنرانی، با گفت‌وگو تفاوت دارد. یادگیری سخنرانی در آینده شغلی کسانی که با سخن راندن سر و کار دارند ، بسیار حائز اهمیت  است. راهنمای سخنرانی در این راستا می تواند کمک بسزایی کند.دانستن تکنیک‌های سخنرانی باعث ارائه موفق سخنرانی می‌شود. تسلط بر سخنرانی باعث می‌ شود که فرصت‌های شغلی بهتری در اختیارمان قرار گیرد و خود را به دیگران معرفی کنیم و در نهایت باعث ایجاد ارتباطات جدید می‌شود.

سخنرانی عمومی، معمولاً یک سخنرانی رسمی است و نیاز به برنامه‌ریزی دارد. سخنرانی عمومی دارای اهداف مشخصی می‌باشد .

برخی از سخنرانی‌ها ، جنبه اطلاع‌رسانی دارند. برخی دیگر از سخنرانی‌ها دعوت عموم به تفکر و تامل است. برخی از سخنرانی‌ها تلاش برای انجام دادن کاری توسط مخاطبین است. مثلا درخواست شرکت در انتخابات و یا کمک مالی به موسسات خیریه.

این موارد، اهداف سخنرانی را تعیین می کنند. لذا بسیار مهم است که اهداف سخنرانی خود را بنویسیم و سپس به سراغ نحوۀ ارائه متن سخنرانی برویم. هدف اغلب سخنرانی ها اطلاع رسانی و یا تشویق به انجام کاری است.

هدف سخنرانی مان چیست و چگونه آن را بنویسیم؟

تمرین: در یک جمله، بطور مشخص و واضح هدف خود را می نویسیم.

می نویسیم که آیا هدفمان اطلاع رسانی است؟ آیا می خواهیم مخاطبین خود را تشویق به تفکر و تامل نماییم؟ هدفمان را بصورت کوتاه و واضح می نویسیم.

علی، هدف خود را چنین نوشت: من قصد دارم در خصوص تاثیر آموزش مهارت های زندگی به کودکان بی سرپرست و نتیجه تحقیقات خود سخنرانی کنم.

جمله نهایی او این بود: سخنرانی من در خصوص تاثیر آموزش مهارت های زندگی به کودکان بی سرپرست و تشریح آزمون ها و متغیر های انجام شده می باشد.

حال شما تمرین کنید:

جمله ابتدایی خود را در مورد هدف سخنرانی تان بنویسید: این می تواند یک راهنمای سخنرانی برای شروع سخنرانی برای ما محسوب شود……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

جمله نهایی خود را در مورد هدف سخنرانی تان بنویسید: این جمله هم می تواند راهنمای سخنرانی برای پایان سخنرانی محسوب شود.

……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..

سبک ارائه سخنرانی مان چیست؟

آیا بصورت فی البداهه  سخنرانی خواهیم کرد، یا از روی نوشته و متن سخنرانی خواهیم کرد؟ و یا ترکیبی از این دو.

در سخنرانی های سیاسی و حقوقی عمدتا سخنرانی از روی نوشته است، چرا که رفتار حرفه ای حکم می کند که عین متن قانون و پروتکل ها بیان شود و هیچ سوگیری در این خصوص صورت نگیرد. چرا که سوگیری در سخنرانی منجر به تحریف واقعیت می شود.

از طرفی اگر کل زمان سخنزانی از روی نوشته باشد، این امر مخاطبین را خسته و کلافه خواهد کرد. پس ترکیب نوشته و بداهه بهترین سبک در سخنرانی های حقوقی وسیاسی است.

در سخنرانی های عمومی  و غیر علمی، به راحتی می توان سخنرانی بداهه انجام داد.

تمرین: بررسی کنید که با توجه به محتوای سخنرانی تان چه سبکی مناسب شما و مخاطبین سخنرانی می باشد: ……………………………………………………………………………………………………………

 

شناخت مخاطبین:

اگر مخاطبین خود را قبل از شروع سخنرانی مان بشناسیم، می توانیم تعیین کنیم که چه نوع طنز، نکته، مثال و … مناسب حالشان خواهد بود. وابستگی سیاسی آنها چیست؟ سن و جنسیت آنها چیست؟ میزان تحصیلات شان در چه سطحی است؟

عوامل زیادی وجود دارد که می تواند روی سخنرانی ما تاثیر مثبت و منفی داشته باشد.

در زیر لیست عوامل مهم و تاثیرگذار در شناخت مخاطبان را یادآور می شوم:

جنسیت:

نوع مثال ها و طنزهای ما به جنسیت مخاطبین مربوط می شود. خانم ها به طنزهایی می خندند که آقایان نسبت به آن طنزها کمترین عکس العمل را نشان می دهند. خانم با داستان های احساسی اشک می ریزند ولی آقایان فقط ابراز ناراحتی می کنند.

سن:

علایق و سلایق افراد مسن با نوجوان و جوانان متفاوت است. نوجوانان طالب طنز و شرکت در سخنرانی های انگیزشی هستند اما افراد جاافتاده بدنبال محتوای عالی می باشند و طنز را عاملی برای اتلاف وقت می دانند.

قومیت:

با دانستن قومیت مخاطبین، می توانیم جلسه سخنرانی مان را بسیار پرشور و پراحساس کنیم. فقط کافیست که افتخارات قومیت مورد نظر را بدانیم و آنرا در سخنرانی مان پررنگ کنیم و به کار ببریم، آنگاه مخاطبین به ما اعتماد خواهند کرد و با ما احساس صمیمیت می کنند و سخنان ما را با جان و دل می شنوند.

وضعیت اقتصادی:

تفریحات، دانسته ها و علایق طیقه مرفه جامعه و طیقه پایین جامعه بسیار متفاوت است. برای ارتباط بهتر با مخاطبین باید در مورد علایق آنها صحبت کنیم.

سطح تحصیلات:

توجه به سطح تحصیلات تعیین می کند که چه نوع کلمات و در چه سطحی از کلمات استفاده کنیم. کلمات سنگین و نامانوس باعث ایجاد حس ندانستن در مخاطبین می شود. در نتیجه احساس درماندگی به مخاطبین دست می دهد.

شغل:

برای سیاسیون مثال سیاسی و برای خانم های خانه دار مثال هایی در خصوص خانه و خانواده بزنیم.

نگرش ها:

داشتن نگرش و بینش نسبت به مخاطبان باعث می گردد به جهان بینی آنها پی برده و باعث مخدوش شدن احساساتشان نشویم.

علائق:

با دانستن علائق مخاطبین، مثال ها و لطیفه های خاص آنها را بگوییم.

ساعت برگزاری سخنرانی:

اگر زمان سخنرانی در صبح باشد، افراد هوشیار هستند، اما اگر بعد از ظهر باشد، یعنی بعد از صرف ناهار، آنگاه در حال چرت خواهند بود، شوخ طبعی و نرمش های سبک باعث می شود که از چرت بپرند و دل به سخنرانی بدهند. در سخنرانی های طولانی مدت، بهتر است که مطالب کلی و آسان موکول به زمانی بعد از صرف ناهار شود.

مکان نشستن مخاطبین:

صندلی های سالن سخنرانی باید به گونه ای باشد که مخاطبین بیشترین احساس راحتی را داشته باشند.

سطح گرسنگی:

در سخنرانی های طولانی مدت، حتما با میان وعده از مخاطبین پذیرایی کنید.

حس باقیمانده از سخنران قبلی:

اگر سخنرانی قبلی، در مخاطبین حس خشم را ایجاد کرده باشد، چاره ای نداریم جز اینکه جور آنرا بکشیم. با انجام چند نرمش می توان انرژی حاصل شده از خشم را از تن و روانشان خارج کرد.

تمرین: جداسازی مخاطبین خود

با پر کردن لیست زیر می توانیم، به شناخت بهتری از مخاطبین برسیم.

جنس: ……………………………………………………………………………………………………………….

سن:  ………………………………………………………………………………………………………………..

قومیت ………………………………………………………………………………………………………………..

وضعیت اجتماعی: ……………………………………………………………………………………………………

سطح تحصیلات: ………………………………………………………………………………………………………

شغل: …………………………………………………………………………………………………………………

نگرش ها: ……………………………………………………………………………………………………………..

علائق: …………………………………………………………………………………………………………………

ساعت برگزاری سخنرانی: ……………………………………………………………………………………………

محل نشستن مخاطبین: ………………………………………………………………………………………………

سطح گرسنگی: ……………………………………………………………………………………………………….

حس باقیمانده از سخنران قبلی: ……………………………………………………………………………………..

 

می توان حدس زد که به برخی از موارد فوق دسترسی نداشته باشیم. اما تا جایی که مقدور است اطلاعات خود را در اینخصوص جمع آوری می کنیم.

نمونه فرم پر شده زیر می تواند راهنمای خوبی در اینخصوص باشد.

جنس: مختلط، زنان بیشتر هستند.

سن:  بالای ۲۰ سال هستند.

قومیت مختلط

وضعیت اجتماعی: نمی دانم

سطح تحصیلات: تحصیلات عالی

شغل: نمی دانم

نگرش ها: مثبت

علائق: نمی دانم

زمان برگزاری سخنرانی: ۱۶:۳۰-۱۹

محل نشستن مخاطبین: راحت

سطح گرسنگی: احتمالا گرسنه نیستند.

حس باقیمانده از سخنران قبلی: فعلا نمی دانم.

 

راهنمای سخنرانی

راهنمای سخنرانی

چکیده سخنرانی:

به حافظه خود اعتماد نکنیم و حتما چکیده سخنرانی را همراه داشته باشیم. اگر برای ارائه پاورپوینت یا پرزی داریم، یک پرینت از آنها تهیه کنیم تا در صورت قطع برق و سایر مشکلات دچار دردسر نشویم.

تمرین: خلاصه کردن متن سخنرانی:

۱- سه ورق برگه لازم داریم، بالای صفحه اول می نویسیم”مقدمه” بالای صفحه دوم می نویسیم”متن اصلی” و بالای صفحه سوم می نویسیم “نتیجه گیری”

اول متن را می نویسیم و سپس مقدمه و نتیجه گیری را.

در هر سه قسمت، مطالب را به زیبایی تکرار و خلاصه می کنیم.

۲- در این مرحله باید متن خود را غنی کنیم. از نقل قول ها، لطیفه ها، مثال ها و آمار منشره برای این امر استفاده می کنیم.

تمرین سخنرانی:

تمرین واقعی: سخنرانی خود را جلوی دوربین بطور کامل انجام دهیم. فیلم را به کرات ببینیم و ایرادات را یادداشت کنیم و آنها را رفع کنیم.

ترس از سخنرانی

ترس از موقعیت های جدید کاملا طبیعی است. مقاله ی راهنمای سخنرانی برای مدیریت این ترس تمرینات زیر را پیشنهاد می دهد:

تمرین آرامش افزایشی

در یک محیط ساکت و آرام و بر روی مبل یا صندلی راحت بنشینیم، چند نفس دیافراگمی بکشیم، ماهیچه های قسمت های مختلف بدن خود را یک دقیقه منقبض و سپس به خود بگوییم “آرام باش” و به مدت سی ثانیه آن قسمت را شل کنیم. بر انقباض و انبساط عضلانی تمرکز داشته باشیم.

روزانه چند بار این تمرین را انجام دهیم، در زمان سخنرانی به خود بگوییم: “آرام باش” و نفس عمیقی بکشیم.

تجربه ثابت کرده است که این تمرین در آرام سازی جسم بسیار نقش دارد.

تمرین: تجسم خلاق سخنرانی

در یک محیط ساکت و بر روی مبل یا صندلی راحت بنشینیم، چشمان خود را ببندیم و تجسم کنیم که در حال رفتن روی سن هستیم، ببینیم که به حضار لبخند می زنیم و نفس عمیقی می کشیم. اگر احساس دلهره داریم، ببینیم که دلهره مان به سرعت آرام می شود و تمام توجه مان به سخنانمان معطوف می شود و نه به قضاوت دیگران. مخاطبان را تجسم کنیم که از سخنرانی ما لذت می برند و ما را تشویق می کنند. و در نهایت سخنرانی خود را بسیار باشکوه به پایان می رسانیم.

علی به کمک مقاله ی راهنمای سخنرانی توانست در روز مقرر بسیار عالی سخنرانی کند. علی، علت موفقیت خود را در این امر می داند که هر یک از تمرینات فوق را ۲۰ بار  انجام داده است.

 

آراستگی: هنر حفظ خود در بهترین وضع

آراستگی : هنر حفظ خود در بهترین وضع

آراستگی

آراستگی

عدم آراستگی، انسان را در کار بازنده می کند آراستگی بدون عیب و نقص و سلیقه خوب در ارتقای تصویر شخصیتی شما در هر سازمانی تأثیرگذار خواهد بود. برخی افراد هرگز به توانایی عادی و مناسب حفظ وضعیت خود دست نیافته اند. این امر موجب می شود نشانه‌ای از دوران بی‌نظمی دانشجویی، فقدان نمونه ای عالی در میان والدین یا کمبود اعتماد به نفس باشد. چنین شرایطی از یک نظام امتحان و خطا پیروی می کند که کمابیش افراد را منظم و قابل احترام در مسیر خود نگاه می‌ دارد؛ اما آراستگی مناسب عادتی است که اگر برای کسب آن به اندازه کافی انگیزه داشته باشید، به آسانی آن را به دست می آ ورید. اگر به طور طبیعی آشفته باشید. کاری درباره اش نمی‌شود کرد، اما حداقل می‌توانید چنین وانمود کنید که در پی آراسته کردن خود هستید. وضعیت دندانها، پوست، مو، ناخنها ووضع ایستادن و حالات شما همه نشان می دهنده چقدر برای خود ارزش قائل هستید. اگر با موی اصلاح شده و تمیزوسالم و کفش های تمیز ظاهر شوید می توانید نتایج زیادی بگیرید.

افرادی که مسئول یافتن استعدادها هستند می گویند به خاطر مواردی که تصویر شخصیتی افراد را مخدوش می کند حتی از استعدادهای برجسته هم چشم پوشی می شود. عادی ترین آنها را بی نظمی ظاهر، استفاده بیش از حد ادوکلن، نامنظم بودن موی سر و… تشکیل می دهند.

در تماس های رودررو از مواد خوشبوکننده نفس استفاده کنید اما ادوکلن یا عطر نزنید. آنچه برای یک نفر لذت بخش وخوشبوست برای دیگری ناراحت‌  کننده است؛ بنابراین ریسک نکنید.

ظاهر مناسب کاری داشته باشید

ظاهر مناسب کاری داشته باشید

ظاهر مناسب کاری راهی است که مردم شمارا جدی بگیرند. اندیشه مناسب بودن برای نقش شما باید کاری که نجوم می‌دهید و شرکتی که برایش کار می‌کنید سازگاری داشته باشد. لباس مناسب کاری را به‌طور مفصل در کتابم، عامل برداشت تصویری، شرح داده‌ام. مفهوم ((مناسب)) بسته به نوع کار شرکت‌ها و محصول یا خدمات، محل شرکت، تاریخ و سنت‌های آن و نظایر این‌ها فرق می‌کند. ازنظر تاریخی، نظریه ظاهر مناسب کاری از کار حرفه‌ای طبقه متوسط و بالاتر امور مالی، حقوق، پزشکی و نظامی که تحت سلطه مردان بوده است، ناشی می‌شود و به سایر جنبه‌های تجارت و امور صنفی گسترش می‌یابد. تقریباً « در همه‌جا برداشت امروزی نوع لباس دوران ملکه ویکتوریا و پس از انقلاب صنعتی که در ابتدا توسط مردان مورداستفاده قرار می‌گرفت و بعد از سوی زنان هم تقلید شد، به‌عنوان لباس یکسان امور تجاری پذیرفته شناخته می‌شود. لباس کاری سنتی ((نظام حاکم)) تصویری رسمی و محافظه‌کارانه را ارائه می‌دهد و می‌تواند توسط همه مورداستفاده قرار گیرد. این لباس شامل موارد زیر است:

۱-کت‌وشلوار تیره به رنگ سرمه‌ای یا خاکستری با پیراهن سفید یا کمرنگ؛

۲-رنگ بسیار کم در پیراهن یا دستمال‌گردن؛

۳-ازنظر دوخت یا نوع پارچه معمولی  ورسمی؛

۴-کفش و جوراب تیره؛

۵-زینت آلات بسیار محدود؛

۶-لباس او کشیده با حداقل تزئینات؛

۷-مدل کلاسیک و نه امروزی.

برخی سازمان‌ها این نوع لباس پوشیدن سنتی را تشویق نمی‌کنند زیرا برای محصول یا خدماتی که ارائه

می‌دهند خیلی رسمی است و ترجیح می‌دهند کارکنان از لباس‌های غیررسمی استفاده نمایند. تنها راه یافتن

آنچه موردقبول است سؤال مستقیم است: ((آیا در اینجا مقررات خاص برای لباس‌دارید؟)) یا از چشمان

خود استفاده نمایید و نقش کارآگاه را بازی کنید. راه آزمایش‌شده ایستادن برکنار آسانسور یا در خروجی و دیدن افرادی است که می‌آیند و می روند. این کار بیش از کتاب راهنما به شما یاد می‌دهد. اگر تصویر سازمان دقیق نباشد نمی‌تواند دستورالعمل‌های واضحی درمورد تصویر کارکنانش ارائه دهد. در این صورت‌مسئله تنها قضاوت شما درباره ترتیبی است که مناسب تشخیص می‌دهید:

۱-اگر کارمند ارشد هستید همیشه مرتب لباس بپوشید. هرچه ارشدتر باشید مهتر است که همیشه مناسب لباس بپوشید.

۲-اگر ارشد نیستید لباس‌های معمولی را که برای کار آماده‌شده‌اند بپوشید. روسای شما این نکته را درکمی یابند که پول کافی به شما نمی‌دهند، بلکه آنان فکر خواهند کرد شما کار خود را آن‌قدر جدی نمی‌گیرید که برای تهیه لباس مناسب سرمایه‌گذاری کنید.

۳- اگر برای خودتان کارمیکنید لباس بد نپوشید. از لباس‌های باکیفیت بالا استفاده کنید تا جلوه ای از موفقیت را نشان دهید.

Workers

خویشتن‌داری شخصی و هدف شرکت

ازنظر تاریخی، لباس کار حرفه‌ای بر مبنای اندیشه خویشتن‌داری ساخته‌شده است. ((روی پی روبنشتاین))، نویسنده کتاب آیین لباس پوشیدن، می‌گوید لباس کار چنان طراحی‌شده بود که سلطه انسان را بر احساساتش نشان دهد. ا.و منظور خود را اینطور بیان می‌کند: ((اعتقادی در سطح وسیع وجود درد که هر شخص درستکار حرفه‌ای هدف‌های شخصی اظهارات خود را به نفع هدف شرکت و نقش اجتماعی مهار می‌کند.)) اگر قرار باشد زنان هم وارد این معرکه شوند بهتر است اسباب کار را آماده کنند و بازهم به گفته روبنشتاین ((ابعاد جنسی، مادرانه و پرورشی ظاهر خود را به حداقل برسانند.)) آیینه‌ای لباس پوشیدن دائماً ” نقض می‌شوند. سازمان‌هایی که خلاقیت و نوآوری را پرورش می‌دهند غالبا” قوانین ویژه لباس پوشیدن را تخفیف داده‌اند. دیگران که از واکنش نسبت به درک پایین از لباس غیررسمی رنج می برندکارکنان خود را تشویق می‌کنند تا به لباس شاخص وقابل تشخیص‌کاری بازگردند.مهم‌تر از همه چگونگی ظاهر شماست – که به نحوه ی برخورد مربوط می‌شود- شما باید در لباس خود راحت باشید، ازنظر جسمی راحت و آسوده باشید.

گای اسپرانزا

ساده کردن کارها

ساده کردن کارها

پیچیده ساختن امور، کاری است ساده وساده کردن آن ها امری است بسیار پیچیده

قانون میر

ساده کردن کارها در همه ی مراحل زندگی امری مهم محسوب می شود.در بسیاری از اوقات معمول زندگی، از اینکه باید کارهای بسیار زیادی را در زمانی کم انجام دهید، گیچ ومستاصل می شوید. در زمان بحران، اغلب آنقدر کار برسرمان می ریزد که دیگر توان انجام آنها را نداریم. این شرایط، به حفظ خونسردی، آرامش وخویشتن داری که برای مبارزه با مشکلات یا شکست های غیر منتظره نیازمندیم. در واقع شما باید زندگی تان را هر طوری که می توانید، هم از دیدگاه شخصی وهم شغلی آسان کنید. ساده کردن کارها به ما در پشت سر گذاشتن لحظات بحرانی کمک می کند. روند ساده سازی را با تعیین ارزش های واقعی تان آغاز کنید. مشخص کنید که چه چیزی واقعا”برایتان اهمیت دارد. گفته می شود تمامی مشکلات زندگی انسان را می توان با بازگشت به ارزش ها حل کرد. ارزش های زندگی شما چیست؟ در چه حالی ممکن است شما از این ارزش ها دور شوید؟ انسن در مواجهه با مشکلات، به راحتی گیچ وپریشان خاطر می شود. شما نیز از این قاعده مستثنی نیستید؛ اما برای به دست گرفتن کنترل، باید به عقب برگشته واز خود بپرسید: ((اعتقادات اصلی من کدامند؟))

واقعا «به چیزی اهمیت می دهید؟ اگر همین امروز بفهمید که فقط شش ماه زنده اید، چه می کنید؟ اگر بخش ها ی خاصی از شرایط کنونی تان در زمانی معین واقعا ” از اهمیت برخوردار نبودند، چه ارزشی می توانستند داشته باشند؟ آینده را در نظر بگیرید.

یک پرسش مهم

این سوال مهم را از خود بپرسیم: ((واقعابا زندگی ام چه میخواهم بکنم؟)) در مصاحبه ای که با ۲۵۰۰ فرد سالخورده که بیش از ۱۰۰ سال سن داشتند صورت گرفت، هریک از آن ها عنوان کرده بودند که کاش زمان بیشتری در اختیارشان گذاشته می شد تا به جای عمل و عکس العمل صرف شده در طول زندگی، به انچه که واقعا ” از زندگی می خواستند فکر کنند. این پیشنهاد خوبی است برای ما تا خیلی زودتر از آنکه دیر شود به این پرسش فکر کنیم.

آرامش ذهن و روان را والاترین هدف خود قراردهید. دریک مسیرطولانی، هیچ چیز ارزشنابودی سلامت ذهنی ورانی را ندارد. وقتی آرامش روان را مهمترین هدف خود را قرار دادید، زندگی تان را حول محور ان سازمان هدی کنید. اجازه ندهید چیزی شما را از انجام این کار دلسرد کند یا اتفاقات اطرافتان شما را نگرا ن یا ناراحت سازد. به مرور خواهید فهمید که این، یک خصیصه کاملا”با ارزش وسودمند در لحظه بحران است.

برای ساده کردن کارها روش ده هدفی را به کار ببندید

تمرین آسانی برای ساده کردن کارها وتعیین خواسته های واقعی تان از زندگی وجود دارد. یک ورق کاغذ بردارید و لیستی از اهدافی که دوست دارید در سال آینده یا زمانی درآینده قابل پیش بینی بدان دست یابید را بنویسید. وقتی ده مورد از اهداف خود را روی کاغذ نوشتید، از خود بپرسید: ((اگر می توانستم در عرض بیست وچهارساعت به یکی از این اهداف برسم، کدامیک از ان ها بیشترین تاثیر مثبت را بر زندگی من خواهد داشت؟))

پاسخ تان به این سوال هرچه که باشد، دور هدف مورد نظر خط بکشی وان را هدف روشن اصلی تان قرار دهید. از این لحظه به بعد، وقت و فعالیت هایتان راحول آن سازمان دهی کنید.

برایاین هدف یک مهلت و در صورت لزوم، مهلت هایی فرعی تعیین کنید. فهرستی از کارهایی که می توانید برای دستیابی به هدف مذکور انجام دهید راتهیه کنید. فهرست تان را براساس اولویت وترتیب مرتب کنید. مشخص کنید در رسیدن به هدف چه چیزی از اهمیت بیشتری و چه چیزی را قبل از کارهای دیگر انجام دهید. با تهیه فهرستی از فعالیتهایی که از نظر اولویت وترتیب منظم شده اند، به یک طرح و برنامه دست خواهید یافت. اکنون همه اقدامات تان تحت کنترل است.

بی وقفه فعالیت کنید

با مشخص شدن هدف اصلی وطرح مکتوب تان، گام بعدی این است که اقدامات خود را بر اساس طرح موجود آغاز کنید. هر کاری را می توانید، انجام دهید. از این به بعد هر روز بر روی هدف اصلی و مهم تان کار کنید. حتی یک روز راهم از دست ندهید.

هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوید، به هدفتان فکر کنید. این هدف را مرتبا “در ذهن خود تحقق یافته مجسم کنید. در تمام طول روز به آن بیندیشید. هنگام عصر وموقع رفتن به رختخواب درباره آن اندیشه کنید. این تمرکز قاطعانه بر یک هدف، حسی از نظم وشفافیت راتحمیل کرده وشما را باسرعت هرچه بیشتر به سوی ساده سازی و موفقیت بیشتر سوق می دهد.

۲۰ میلیون دلار را در ذهن خود تصور کنید

راه دیگری نیز برای شفاف سازی ذهن وآسان کردن زندگی وجود دارد: تصور کنید شبکه ای به ارزش ۲۰ میلیون دلار در بانک وده روز فرصت برای زنده ماندن داشتید، چگونه زندگی تان را ساده می کردید؟ کدامیک از آن ها اهمیت بیشتری برایتان داشت وکدامیک اهمیتی کمتر؟

تصور کنید که هیچ محدودیتی در انجام کارها، داشتن چیزها یا رفتن به آینده برایتان وجود ندارد. تصور کنید کل زمان وپول، دانش وتجربه، و تمام دوستان و ارتباطات را در اختیار دارید. تصورکنید اصلا” هیچ گرفتاری ومشکلی ندارید. بدین ترتیب چه کاری را در شرایط کنونی تان به گونه ای دیگر انجام می دادید؟

چهار روش برای تغییر زندگی و ساده کردن کارها

در دنیای واقعیت، تنها چهار روش برای تغییر زندگی، چه به لحاظ شخصی وچه حرفه ای وجود دارد:

۱-می توانید برخی امور را بیشتر انجام دهید. به کدام کارها باید بیشتر بپردازید تا زندگی و شغل تان بهبود حاصل شود؟

۲-می توانید می توانید کمتر به امور دیگربپردازید. برای ساده سازی و اعمال کنترل بر زندگی یا کارتان را باید کمتر انجام د هید؟

۳- می توانید کار تازه ای را آغاز کنید. چه کارهای تازه ای را باید انجام دهید تا مشکلاتان را حل کرده، بر موانع غلبه کنید وبه اهداف تان برسید؟ برای شروع این گونه کارها وفعالیت ها، چه اقدامی را باید فورا”انجام دهید، اغلب، برداشتن یک گام ساده در جهت رسیدن به هدفی تازه می تواند به طور قابل ملاحظه ای به ساده سازی زندگی تان کمک کند.

۴- برای ساده تر کردن کارها می توانید به کلی از انجام برخی امور دست بکشید. شما در حال حاضر اقدامات بسیاری را انجام می دهید که در گذشته وقتی آن ها را شروع می کردید، از معنا و اهمیت زیادی برایتان برخوردار بوده اند؛ اما امروزه آنها، کاندیداهای مناسبی برای ((کنار گذاشتن خلاقانه)) به شمار می روند. گاهی، شما می توانید ساعات بسیاری از روز یا هفته را تنها با کنار گذاشتن کلی برخی فعالیتها ذخیره سازید. کارهای غیر ضروری را کنار بگذارید

حقیقت این است که تنها را ه کنترل زمان وساده سازی زندگی، دست کشیدن از انجام برخی کارهاست. این امر، بویژه در زمان بحران حیاتی به نظرمی رسد.

تعیین اولویت ها مستلزم تعیین کارهای تاریخ گذشته نیز می باشد. اقدامات تاریخ گذشته، به اقداماتی اطلاق می شود که باید از انجام آن ها دست بکشید تا زمان را به انجام هر چه بیشتر اقداماتی که برای شما و اینده تان مهم تر هستند، اختصاص دهید.

در کنار هر فهرست از کارهایی که باید انجام شود، یک فهرست از کارهایی که نیازی به انجامشان نیست هم ضروری است.

یکی از موکلین من با مطالعه این روش دریافت که هر روز ساعات زیادی را صرف خواندن و بررسی صدها ایمیل رسیده می کند و سپس یاد گرفت که چگونه بررسی این ایمیل ها را به منشی اش محول کند. آن ها به این نتیجه رسیدند که ۹۵ درصد از این ایمیل ها به توجه شخص او نیازی ندارند. بعدها اوبه من گفت که با سازمان دهی، محول سازی و رسیدگی بهتر به ایمیل هایش توانسته بیست وسه ساعت در هفته در وقتش صرفه جویی کند.

ساده کردن کارها

ساده کردن کارها

 به منظور ساده کردن کارها وقت خود را به نحوی متفاوت سپری کنید

واقعیت این است که شما نمی توانید زمان و وقت خود را ذخیره سازید، بلکه فقط می توانید زمان را طور دیگری سپری کنید؛ به عبارت دیگر شما باید وقت تان را از صرف کردن برای فعالیتهای کم ارزش اختصاص دهید. به جای انجام کارهای بیشتر، باید خود را به کارهای مفیدتر مشغول سازید.

روش دیگر برای ساده کردن زندگی، طرح ریزی مجدد فعالیت های تان است. این امر به معنای جستجو برای یافتن راه هایی جهت کاهش، متراکم کردن واستحکام گام ها در یک جریان شغلی خاص است. بدین ترتیب شما می توانید هر کاری که علاوه بر شما، دیگران نیز قادر به انجام آن هستند را به آنها محول کرده یا انجام تمامی فعالیتهای کاری را بر عهده شرکتهای دیگری که از پس آن بر می آیند، بگذارید. در همین راستا خواهید توانست تمامی فعالیتهای کم ارزش یا بی ارزشی که وقت گیر و درعین حال کم تاثیرند را از برنامه هایتان حذف کرده و نهایتا ” در صدد یافتن راه هایی برآیید تا چندین کار را دریک فعالیت ادغام کرده وسپس همه آن را به یکباره انجام دهید.

نرخ ساعتی خود را تعیین کنید

روشی مناسب برای ساده کردن کارها در زندگی، تفکر درباره نرخ ساعتی است. در هر ساعت چقدر درآمد دارید یا می خواهید داشته باشید؟ مثلا ” اگر چشم انداز درآمد سالیانه تان، ۰۰۰/۵۰ دلار است، این رقم را بر ۲۰۰۰ ساعت متوسط سال کاری یک کاسب آمریکایی تقسیم کنید. نتیجه ایم محاسبه یک نرخ ساعتی به میزان ۲۵ دلار است. اگر برای درآمدتان چنین هدفی دارید، از انجام هر کاری که از آن، نرخ ساعتی مورد نظرتان، یعنی ۲۵ دلار عاید نمی شود، خودداری کنید. از انجام هر کاری که دیگران می توانند به ازای ۵ یا ۱۰ دلار در ساعت انجام دهند، نیز امتناع کنید. پایبندی به این استاندارد، می تواند زندگی تان را به طور چشمگیری، تقریبا” یک شبه ساده سازد.

قبل از شروع هرکاری، از خود بپرسید: ((اگر این کار اصلا ” انجام نشود، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟)) قاعده چنین است: اگر لازم نیست این کار فورا ” انجام شود، پس بخش هایی ازآن را که احتمالا” می توانید، به تاخیر انداخته یا به آینده موکول کنید تا وقت بیشتری برای تفکر واقدام توام با آرامش در زمان حال داشته باشید.

پیشاپیش برنامه ریزی کنید

شما می توانید با پیشاپیش برنامه ریزی کردن زمان وفعالیت های خود، به ساده کردن کارها در زندگی تان کمک کنید. شما باید برنامه هر ماه تان را پیشاپیش مشخص کنید. به همین ترتیب، برمانه هر هفته را از پیش، ترجیحا ” آخر هفته قبل و برنامه هر روز را عصر روز قبل مشخص کنید. روش برمانه ریزی روزانه، بسیار ساده است. کارخود را با نوشتن فهرستی از آنچه که باید در روز آینده انجام دهید، آغاز کنید. فهرست را مرور کرده وفعالیتها را به ترتیب اولویت شماره گذاری کنید. در کنار مهمترین کارتان، شماره ۱ را بگذارید وشماره ۲ را به فعالیت مهم دوم اختصاص دهید. این عمل را برای هفت کار اصلی تان انجام دهید.

صبح روز بعد، فعالیت تان را با کار شماره ۱ اغاز کنیدو خودتان را موظف به انجام کامل آن کنید. تصمیم بگیرید با تمام قوا و با تمرکز صد درصد بر روی کاری که در حال حاضر از هر چیز دیگربرایتان مهم تر است، متمرکز شوید. اگر به هر دلیل توجه تان از این کار منحرف شد، در اسرع وقت به شرایط اولیه باز گرید. همین تکنیک ((تک اجرا)) رادر مورد کارهای دیگر موجود در فهرست تان به کار گیرید.

عزم شما در مصممانه انجام دادن مهمترین کارهایتان، نه تنها به ساده سازی زندگی تان کمک می کند بلکه به طور چشمگیری بهره وری تان را نیز افزایش میدهد.

برای ساده کردن کارها در شب از همه کارها دست بکشید

وقتی شب هنگام به خانه می روید، یک راه بزرگ برای ساده کردن زندگی، این است که ((از همه کارها دست بکشید)). یک فرد معمولی وقتی به خانه می رسد، فورا” تلویزیون را روشن می کند. در راه خانه هم، تما م مدت به رادیو گوش می دهد. ذهن این فرد هرگز استراحت نمی کند.

اما وقتی شما همه کارهایتان را متوقف میکنید، محدوده ای از سکوت را ایجاد می کنیدکه برای ذهن تان امکان آرامش وشفافیت را فراهم می کند، مثل گل و لایی که در یک سطل آب ته نشین شده وتا مدتی ساکن در انجا می ماند. با حاکم شدن سکوت و خاموشی، هم از قدرت تفکر بهتر وهم از شفافیت بیشتر سود خواهید جست، خوددار وارام تر می شوید واحساس می کنید با کفایت تر وکارآمدتر هستید.

جهت ساده کردن کارها آنها را به ترتیب اولویت انجام دهید

روابط تان را در درجه نخست اهمیت قراردهید. سپری کردن بخشی از زمان به نوبت در کنار همسر وفرزندانتان را قبل از هر اولویت دیگری قرار دهید. وقتی برای خوردن شام پشت میز می نشینید، همه امور را کنار بگذارید. در زمان گفتگو ودرد دل با افراد مهم زندگی تان هرگز اجازه ندهید تلویزیون روشن باشد.

در سلامت جسمی تان نهایت دقت را به خرج دهید. غذاهای مناسب بخورید ودر خوردن اعتدال داشته باشید. زیاد آب بنوشید، مخصوصا ” وقتی که در لحظات حساس و بحرانی به سر می برید.

نهایتا” به خاطر داشته باشید: درست زمانی که احساس می کنید هیچ وقتی برای استراحت، آرامش وساده سازی زندگی تان ندارید، اختصاص دادن زمان برای این امور، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. گرانبهاترین دارایی شما خودتان هستید. از خود به خوبی مراقبت کنید.

ایزایا برلین در مقاله خود به نام ((روباه وخارپشت)) می گوید روباه باهوش است چون خیلی چیزها را می داند، اما خارپشت باهوش تراست چون یک چیز بزرگ را می داند. مسئله بزرگی که لازم است شما در طول لحظه بحران بدانید وآن را به کار گیرید، ساده سازی است. اقدام به ساده کردن زندگی، به شما فضای لازم جهت حل مشکلاتی که زندگی برایتان ایجاد می کند را خواهد داد.

اقدامات مناسب در لحظه بحران

۱-فهرستی از سه تا پنج چیزی که بیشترین اهمیت را در زندگی تان دارند، تهیه کنید وسپس ترتیبی دهید که بتوانید دقت بیشتری را صرف آ نها کنید.

۲- فهرستی از ده هدف خود تهیه کنید، مهمترین آن ها را انتخاب کرده وسپس یک روز را اختصاص دهید تا به آن دست یابید.

((شجاع باشید، وشجاعت یعنی توانایی پشت سر گذاشتن شکست ها یک پس از دیگری بدون از دست دادن ذره ای از شور واشتیاق))

وینسون چرچیل

به نتیجه رساندن کار

به نتیجه رساندن کار

به نتیجه رساندن کار امری اجتناب ناپذیر است. داشتن نظر جدید خوب است.ولی اگر آن را به سرانجام نرسانید، فقط به شکل فکری باقی می‌ماند که شاید انگیزه‌بخش باشد، ولی هیچ‌چیز را تغییر نمی‌دهد. بعدازآن که فکر کردید و به نتایج جدید رسیدید ، باید آن‌ها را عملی کنید.

شروع کردن یک برنامه‌ی جدید دلهره‌آور است . تعیین موعد مقرر برای به نتیجه رساندن کار باعث ایجاد فشار می‌شود. شاید در ابتدا خوب شروع کنید، ولی  در وسط راه وقتی انگیزه‌ی اولیه‌ی خود را از دست دادید، کار را رها کنید و اگر اوضاع خوب پیش نرود چطور؟ این فصل به شما یاد می‌دهد چطور مستقیماً” با ترس های خود روبه‌رو شوید وبر آن غلبه کنید. همچنین در اینجا به ده کلمه اشاره‌شده که باعث افزایش خلاقیت در شما می‌شود. شما می‌توانید با استفاده از این کلمات زندگی خلاقانه‌ای خود را از همین حالا شروع کنید.

تعیین موعد مقرر

شاید آن‌قدر ازلحاظ زمان محدودیت داشته باشید که اگر موعد مشخصی را برای به نتیجه رساندن کارتان تعیین نکنید، برنامه‌ای که در فکر دارید به بی‌راهه کشیده شود و هفته‌ها، ما ه و شاید هم‌سال تا طول بکشد. هیچ‌چیز بهتر از تعیین ضرب‌الاجل باعث ایجاد تمرکز ذهنی نمی‌شود . نگاه کردن به این موضوع  به‌عنوان مسئله‌ای که باید به آن پرداخته شود، نه به‌عنوان یک مشکل ، به شما کمک می‌کند زودتر به هدفتان برسید.

به نتیجه رساندن کار

به نتیجه رساندن کار

با مشکل روبه‌رو شوید

شاید فکر کنید فشار باعث سرکوب کردن افکار خلاقانه می‌شود و این گاهی هم درست است ، تحت‌فشار زیاد ، وحشت می‌کنید و فکرتان کار نمی‌کند و ولی اغلب تعیین ضرب‌الاجل باعث می‌شود افکار خلاقانه جریان پیدا  کنند. وقتی ناچارید تا زمان مشخصی کارتان را به سرانجام برسانید، چاره‌ای ندارید جز اینکه اجازه بدهید برخی از افکار خامتان به نتیجه برسند. بدون این فشار ، وقت دارید به صدها دلیل برای نقض افکارتان فکر کنید. با استفاده از راهنمایی‌های زیر می‌توانید هدفی را تعیین کنید و مطابق با آن بیش بروید:

ضرب‌الاجل خود را تعیین کنید

اگر کاری که د ر حال انجام آن هستید ضرب‌الاجل ندارد، خودتان موعدی را برای آن تعیین کنید. اگر کار بزرگی است آن را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کنید. در این صورت وقتی هر مرحله را به انجام می‌رسانید ، می‌توانید نفسی تازه کنید ودرمورد روند کار وبه نتیجه رساندن مرحله‌ی بعدی فکر کنید.

به دیگران قول بدهید که کارتان را به نتیجه می‌رسانید

به نتیجه رساندن کار بسیار مهم است. اگر می‌خواهید کاری را تا آخر به اتمام برسانید ، ابتدا در مقابل متعهد شوید که آن را انجام خواهید داد . برای مثال اگر برای چیدن صحنه‌ی نمایش گروهی بعدی دوا طلب شده‌اید، چاره‌ای ندارید جز اینکه موعد مقرر را برای تحویل آ ن تعیین کنید . شاید پوسترهایی که همه‌جا نصب‌شده موعد مقرر را به شما یادآوری کنند در مورد اهداف شخصی‌تان لازم نیست در مکان‌های عمومی اعلامیه نصب کنید ولی باید به روشی این تعهد را اعلام کنید که به انجام نرساندن آن حداقل باعث از بین رفتن وجهه‌ی شما نشود.

همه اشتباه می کنند

همه اشتباه می کنند

همه اشتباه می کنند. به یاد داشته باشید که هرکسی ممکن است اشتباه کند و همیشه احتمال خطا وجود دارد . حتی بهترین و با کفایت ترین افراد، ممکن است اشتباهات احمقانه ای انجام می دهند، همانطور که شما نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

همه اشتباه می کنند

همه اشتباه می کنند

در این زمینه داستان مشهوری در مورد توماس  جی واتسون، بنیانگذار وجود دارد.

روزی او معاون جوانش را که درست ۱۰ میلیون دلار از پول شرکت را صرف توسعه خط تولیدی جدیدی کرده بود که با شکست مواجه شد، به دفترش صدا زد.

معاون به دفتر واتسون آمد و به سرعت گفت: (( می دانم که  شما تصمیم  دارید مرا   به  خاطر از  دست دادن تمامی آن  پول  اخراج کنید. فقط  می خواهم  بدانید که من متاسفم و خودم  بدون ایجاد هیچ  مشکلی  از  اینجا  می روم.))

واتسون با این جملات جالب به او جواب داد: (( اخراجت کنم؟ حتما” شوخی می کنی! من درست ۱۰ میلیون دلار برای آموزش تو سرمایه گذاری کرده ام . اکنون بیا در مورد ماموریت بعدی ات با هم صحبت کنیم.))

حتی بهترین افراد نیز اشتباه می کنند. شما نیز اشتباه می کنید. در این شرایط ،  توجه خود را برکنترل خسارت واقداماتی که می توان درآینده انجام داد، معطوف کنید. سپس ، نفس عمیقی بکشید ودیگر دنبال آن را نگیرید . این کلید حل موفقیت آمیز هر گونه مشکل شغلی است.

پس با انجام غیر عمدی اشتباهات ناامید نشوید و سعی کنید دوباره آن را مرتکب نشوید.

 نگرش خلاقانه

نگرش خلاقانه

نگرش خلاقانه یا خلاقانه فکر کردن یعنی دارای ایده ی جدید بودن ، ولی نگرش خلاقانه هم به همان اندازه مهم است. مهم‌ترین عناصر در این نگرش خوش‌بینی و داشتن ذهنی باز و پذیراست. متفکران خلاق هم درست مانند افراد خوش‌بینی که به‌جای نیمه‌خالی ، نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینند ، طرح ها و مسائل خود را با نگرشی مثبت دنبال می‌کنند. آن‌ها بر آنچه می‌توانند انجام دهند، تمرکز می‌کنند و اجازه نمی‌دهند مشکلات و تردیدها کارشان را متوقف کنند. افراد متفکر همچنین به‌جای چسبیدن به محدوده‌ی امن و راحت خود، با جهشی خود را به دنیای ناشناخته‌ها پرتاب می‌کنند.

حالا فکر می‌کنید تا چه اندازه در زمره‌ی افراد متفکر هستید وبرای تغییر نگرشتان تفکر کردن به روشی خلاقانه‌تر چه می‌توانید انجام می‌دهید؟ در این فصل به موانعی که بر سر راه پذیرش ایده‌های جدید قرار دارند می‌پردازیم و روش‌هایی را به شما ارائه می‌دهیم که با بکارگیری آن‌ها می‌توانید دیدگاهتان را با موقعیت‌های مختلف سازگار کنید.

نگرش خلاقانه

نگرش خلاقانه

خودتان را از یکنواختی خلاص کنید

احساس می‌کنید در چرخ عصاری گرفتارشده‌اید؟ احساس می‌کنید هرروز کارهای ثابتی را انجام می‌دهید، یا کسل ، ناامید و ناراضی هستید؟ در روزگاری که اسب‌ها کالسکه‌ها را بر روی شیارها می‌راندند، خارج شدن از شیاری که چرخ کالسکه روی زمین ایجاد کرده بود ، مستلزم جهش نسبتاً قوی اسب به کنار خیابان بود. شما هم احتمالاً برای شکستن چرخه‌ی یکنواخت زندگی تا ن به جهشی به همان بزرگی نیاز دارید.

آیا شما هم به همین مشکل گرفتارشده‌اید؟

اگر احساس می‌کنید شما هم ناچار به حرکت در شیاری هستید که چرخ زندگی ایجاد کرده، ابتدا باید عواملی را که اجازه نمی‌دهند از این شیار خارج شوید شناسایی کنید و با توجه به نوع مشکلتان به روش‌های مختلفی برای این کار نیاز دارید. به احتمال بسیار زیاد می‌خواهید از آن خارج شوید، مگر اینکه:

۱-احساس کنید ازلحاظ مالی، جسمی، یا به دلیل وظایفی که نمی‌توانید از آن فرار کنید دران گیر افتاده اید.

۲-احساس راحتی کنید شیاری که چرخ زندگی‌تان ایجاد کرده آشنا و راحت است ، غم و غصه‌ای برایتان ایجاد نمی‌کند کجایی است که درآن احساس اطمینان و امنیت می‌کنید. به این حالت ((شیار گرم‌ونرم چرخ زندگی)) می‌گویند.

برای فرار از شیاری که زندگی شمارا با خود پیش می‌برد، باید مانند ایندیانا جونز فکر کنید. آیا واقعاً دران زندانی‌شده‌اید؟ یا امکان ضعیفی درجایی از آن وجود دارد، مانند سنگی که شل در جای خود باشد، یک برآمدگی یا نوری از سقف وجود دارد که بتوانید نقشه‌ی فرار از همان‌جا را برنامه‌ریزی کنید؟

آیا واقعاً « می‌توانید به فکر شغل دیگری باشید؟ آیا واقعاً»  هرروز صبح باید ناهار فرزندانتان  را درهمان ساعت و قبل ازآن که در ترافیک گیر کنید و اعصابتان خرد شود، آماده کنید؟ شاید اگر از جایی به یکی از موانع فشار وارد کنید،  بتوانید آ ن را از میان بردارید.

فرار از چرخه‌ای که در ان احساس راحتی می‌کنید دشوارتر است، چون جایی که درآن هستید از سویی موجب نارضایتی شماست ، ولی از سوی دیگر مزایای  زیادی داردکه شما را وسوسه می‌کند در همان حالت بمانید. با توجه به‌ حق انتخابی که بین این امنیت و دنیای ناشناخته‌ی خارج ازآن وجود دارد ، جای تعجب نیست اگر بسیاری از مردم از مشاغل نان‌وآب‌داری که از آن متنفرند، دست می کشند.

همه می ترسند

همه می ترسند

واقعیت این است که همه می ترسند . همه ما در وجودمان ترس هایی مختلف، بزرگ و کوچک، پنهان و آشکار را تجربه می کنیم . مارک تواین می گوید: (( شهامت، فقدان ترس نیست، بلکه کنترل و تسلط بر ترس است .)) در لحظه بحران ، شما برای انتخاب ، اتخاذ تصمیمات دشوار و انجام کارهای لازم برای اطمینان از بقا و سعادت  مردم و سازمانی که به شما مربوط است ، باید شهامت زیادی به خرج دهید.

بدترین تاثیری که وجود ترس از شکست در انسان می تواند ایجاد کند، فلج و توقف کامل فعالیت ها است .

افرادی که چنین ترسی دارند مثل گوزنی که در میان چراغ های بزرگی گیر افتاده است ، وارد حالت شوک احساسی می شوند . آن ها دست وپای خود را گم می کنند.  این ترس از شکست می تواند حتی افراد قوی را نیز متزلزل و مردد سازد.

همه می ترسند

همه می ترسند

آنچه که از آن واهمه دارید را انجام دهید

راالف والدو امرسون در جایی نوشته است : (( اگر می خواهیدفردی موفق شوید، باید بتوانید با ترس هایتان روبرو شوید. اگر آنچه که از آن می ترسید را انجام دهید، مرگ ترستان حتمی خواهد بود.)) شما می توانید شهامت را در خود از طریق مواجهه با ترس هایتان و انجام کارهایی که بیش از همه از آن ها واهمه دارید، تقویت کنید. در امور شغلی ، بزرگترین ترس (بعد از ترس از اخراج کردن کسی یا اخراج شدن ، و ضررهای مالی یا ورشکستگی ) ترس از روبرو شدن با مردم است . بسیاری از افراد به گونه ای واضح و آشکار از گرفتن تصمیمات دشوار وبرخورد با مردم هراس دارند . آن ها از مشاهده واکنش های تند ، بحث وجدل و درگیری می ترسند. این ناتوانی در مواجهه با مردم در داخل وخارج از محیط کاری ، اغلب می تواند برای شرکت خطرناک و مخرب باشد.

خوشبختانه ، شهامت را می توان با انجام اقدامات شجاعانه افزایش داد. وقتی کاری که از انجام آن واهمه دارید را انجام می دهید، احساس شجاعت بیشتری می کنید. شجاعانه عمل کردن ، شما را با شهامت می سازد، حتی اگر چنین احساسی نداشته باشید. امرسون در ادامه می نویسد:(( کارها را انجام بده ، چرا که اینگونه قدرت را به دست خواهی گرفت.)) از گرفتن تصمیمات سخت ، بویژه تصمیماتی که در ارتباط با مردم و هزینه هاست، نترسید.

خلاقیت بی‌نظمی به دنبال دارد

خلاقیت بی نظمی به دنبال دارد

اتوفون بیسمارک گفته است: ((کسانی که به سوسیس علاقه دارند و به قانون احترام می‌گذارند، هرگز نباید شاهد ساخته‌شدن این دو باشند)). همین اصل در مورد خلاقیت هم صدق می‌کند. معمولا خلاقیت را به شکل جرقه‌ای از الهام می‌بینیم که به نتایجی فوق‌العاده‌ای منجر می‌شود. ولی بندرت مسیر بی‌نظم و نامرتب رسیدن به نگرش خلاقانه را می‌بینیم؛ راه‌های بن‌بست، جروبحث‌ها الگوهای اولیه‌ی بی‌حاصل. در ادامه به چند نمونه‌ی موردعلاقه‌ام اشاره‌کرده‌ام.

خانه‌ی اپرای سیدنی

خانه‌ی اپرای سیدنی که آرشیتکت دانمارکی یورو اوتان آن را ساخته است، به یکی از نمادهای بزرگ استرالیا تبدیل‌شده است. چشم‌انداز خانه‌ی اپرا که پل بندرگاه پس‌زمینه‌ی آن را تشکیل می‌دهد، یکی از زیباترین مناظر دنیا برای عکس گرفتن محسوب می‌شود. بااین‌حال طراحی و ساختار آن مدتی به مایه‌ی مضحکه و خجالت تبدیل‌شده بود.

ایده‌ی آن ساده بود، ساختن بنایی شبیه به یک کشتی بزرگ بادبانی در حال گذر از بندرگاه در طرحی اولیه‌ی آن همان‌طور که امروز هم می‌بینیم، سقف‌های به‌هم‌پیوسته‌ای در نظر گرفته‌شده بود. ولی هر یک از این شرف‌ها شکل خمیده و پیچیده‌ای داشت؛ که کاشی‌کاری آن را به کاری بسیار دشوار با هزینه‌ای گزاف تبدیل کرده بود.این مشکل تنها زمانی حل شد که به فکر کسی خطور کرد سقف‌ها را شبیه به قطعات یک کره طراحی کند.

هزینه‌های سنگین، توافق‌ها و تغییرات دقیقه‌ی نود طراحی، کار را با مخمصه‌ها و مشکلات بسیاری مواجه ساخته بود. بااین‌حال وقتی خانه‌ی اپرا ۱۶ سال بعد از آغاز کار به پایان رسید. مردم همه‌چیز را ببخشیدند وازسراسر دنیا برای دیدن آن سرازیر شدند.

خلاقیت

خلاقیت

کشف داروها

تاریخ رشد و توسعه‌ی مواد مخدر مملو از اکتشاف تصادفی و غفلت و بی‌توجهی است. مشهورترین مثال آن پنی‌سیلین است. زیست‌شناس اسکاتلندی الکساندر فلمینگ یک روز صبح بعد از ورود به آزمایشگاهش متوجه شد گردوغباری که از پنجره واردشده بود. باکتری‌هایی را که او مشغول پرورششان بود از بین برده است. این ماده‌ی مهاجم قارچی به نام پنی‌سیلین یوم نوتانم بود. آنچه کمتر کسی درباره‌ی آن می‌داند این است که این اتفاق در سال ۱۹۲۸ رخ داد، یعنی بیش از ۱۳ سال قبل از اولین درمان موفق بیمار انسانی.

این کشف در خفا ماند، چون فلمینگ تصور نمی‌کرد در عمل فایده‌ای داشته باشد. سایر دانشمندان انگلیسی و آمریکایی قبل از تولید پنی‌سیلین در مقادیر انبوه برای مصارف پزشکی، شبانه‌روز تلاش می‌کردند و نوآوری و آزمایش و خطاهای متعددی انجام دادند.

اکسید نیتروز، یکی از اولین مواد بیهوش کننده هم از تاریخچه ی مشابهی برخورداراست. این گاز در سال ۱۷۹۵ کشف شد. ولی به مدت ۵۰ سال از آن به عنوان گاز خنده آور و به منظور سرگرمی استفاده می شد. شبی در یکی از نمایش هایی که با این گاز خنده آور انجام می شد. داوطلبی که آ ن را امتحان کرده بود، متوجه شد زخم عمیقی را که روی پایش ایجاد شده بود حس نمی‌کند. اتفاقا «مردی که متوجه این تاثیر گاز شد دندانپزشک بود که فورا» به فکر استفاده ای مفید از آن افتاد.