How-to-Improve-Public-Speaking-Skills-With-7-Easy-to-do-Tricks

۲۷ ترفند برای بهبود سخنرانی عمومی

۲۷ ترفند و روش برای پیشبرد سخنرانی عمومی

آیا شما نیز در ارائه سخنرانی عمومی با مشکل مواجه هستید؟ شما تنها فردی نیستند که با این مشکل روبرو می شوید. سخنرانی در یک مجمع عمومی اولین ترس بیش از ۴۰ درصد افراد جهان می باشد. آرامش خود را حفظ کرده و با استفاده از روش های آموزش سخنرانی و فن بیان زیر توجه مخاطبین را به سخنرانی خود جلب نمایید.

 

سخنرانی عمومی

  1. مخاطبین و شرایط را بشناسید:

    قبل از بالا رفتن بر روی سکو و آغاز سخنرانی، پایه و اساس سخنرانی خود را ایجاد کنید. اولین گام شناخت مخاطبینی است که شما برای آنها سخنرانی خواهید نمود. متن سخنرانی خود را متناسب با مخاطبین خود تعیین نمایید تا تمایل آنها برای توجه به سخنرانی شما افزایش یابد. شرایط را تشخیص دهید: آیا سخنرانی رسمی یا صمیمی خواهد بود؟

  2. موضوع مناسبی انتخاب کنید:

    موضوعی را انتخاب کنید که به راحتی می توانید در مورد آن سخنرانی عمومی کنید. اگر قرار است در مورد موضوع ناشناسی سخنرانی عمومی کنید، از پیش آمادگی داشته و در مورد آن تحقیق کنید. شما باید اطلاعات کافی در مورد موضوع داشته باشید تا بتوانید سوالات احتمالی مخاطبین را پاسخ دهید.

  3. متن را حفظ نکنید:

    آشنایی با موضوع بحث ضروری می باشد اما حفظ کردن متن و یا خواندن از روی متن به هیچ عنوان روش مناسبی نمی باشد. در این صورت ممکن است رشته کلام از دست شما خارج شده و در نتیجه نمی توانید موضوع را مدیریت کنید. در طی سخنرانی عمومی همواره بر روی لحن و صدای خود تمرکز نموده و به واکنش مخاطبین توجه کنید.

  4. سخنرانی عمومی خود را شخصی سازی کنید:

    در سخنرانی عمومی خود از تجربیات شخصی خود استفاده نموده و یا داستان هایی را تعریف کنید که توجه مخاطبین را جلب می کنند. همه افراد به داستان ها علاقه دارند. زمانی که شما در کنار سخنرانی داستانی را تعریف می نمایید افراد با دقت بیشتری به سخنرانی شما توجه می کنند.

  5. تا زمانی که به یک سخنران حرفه ای تبدیل نشده اید، تمرین کنید:

    در منزل و در مقابل آینه تمرین کنید. صدای خود را ضبط کنید. اقداماتی که منجر به راحت تر شدن سخنرانی می شوند را انجام دهید. تکرار این روش منجر به کاهش اضطراب شما می گردد.

  6. محدودیت زمانی را در نظر بگیرید:

    هیچ چیز بدتر از آن نیست که در حین سخنرانی عمومی با کمبود زمان مواجه شوید. زمانی را برای پرسش و پاسخ از سوی مخاطبین اختصاص دهید. اگر احساس می کنید وقت شما در حال به پایان رسیدن می باشد، می توانید موضوعات غیرضروری را حذف کنید.

  7. قبل از رفتن بر روی سکو، آرامش خود را حفظ کنید:

    اگرچه گفتن این جمله بسیار آسان است اما قبل از آغاز سخنرانی عمومی سعی کنید آرامش داشته باشید. به موارد مثبت فکر کرده و از روش های تنفس استفاده کنید.

  8. از یادداشت برداری استفاده کنید:

    به جای به خاطر داشتن تمام موضوعات سخنرانی عمومی، فهرستی از نکات مهم تهیه کرده و در حین سخنرانی به آن توجه نموده و موضوعات را به ترتیب پوشش دهید. لیست شما باید حاوی عبارات دو کلمه ای باشد تا به سرعت بتوانید آنها را بررسی کنید. این روش بسیار بهتر از روخوانی متن سخنرانی می باشد.

  9. شروع قدرتمندی داشته باشید:

    اگر بتوانید کلمات آغازین خود را به خوبی مدیریت کنید، می توانید توجه مخاطبین خود را در طول سخنرانی عمومی جلب نمایید. کنجکاوی مخاطبین را افزایش دهید. از آغاز تا پایان سخنرانی، سعی در جلب توجه آنها داشته باشید.

  10. به زبان اشاره خود توجه کنید:

    چیزی که شما نمی گویید بخش مهمی از نظرات شما را منتقل می کند. نحوه ایستادن، نحوه نگه داشتن دست ها و … می توانند اطلاعات بسیاری در مورد شما ارائه دهند. سعی کنید در حین سخنرانی به افراد نگاه کنید.

  11. با سرعت مناسب صحبت کنید:

    به صورت آرام و پیوسته صحبت کنید تا افراد متوجه سخنرانی شما شوند. زمانی که با سرعت صحبت می کنید، ممکن است برخی از کلمات به طور مشخص تلفظ نشده و در سخنان شما ابهام ایجاد شود. صحبت کردن سریع به هیچ عنوان مناسب نمی باشد. اگر سریع صحبت کنید، مخاطبین احساس خواهند کرد که شما اضطراب داشته و سعی دارید با افزایش سرعت، اضطراب خود را پنهان نمایید.

  12. با مخاطبین در تعامل باشید:

    بهترین روش برای جلب توجه مخاطبین، تعامل با آنها می باشد. از آنها سوالاتی را پرسیده و بخواهید تا به سوالات شما پاسخ داده و یا سوالاتی را از شما بپرسند. شرایطی را ایجاد کنید تا آنها حس کنند بخش مهمی از سخنرانی شما می باشند.

  13. نسبت به مخاطبین آمادگی داشته باشید:

    داشتن مخاطبین متعامل و فعال بسیار عالی می باشد و باید همواره آمادگی پاسخگویی به سوالات آنها را داشته باشید. سعی کنید همواره با نهایت دقت به سوالات آنها پاسخ دهید. هرگز نباید در پاسخ های خود اغراق نمایید. در صورت نیاز می توانید به فردی که دانش وی در مورد موضوع بیشتر از شما می باشد، ارجاع دهید.

  14. موعظه نکنید:

    هرگز سعی در آموزش نداشته باشید. از زبانی استفاده کنید که مخاطبین آن را درک می کنند. هرگز از عبارات و اصطلاحات دشوار استفاده ننمایید.

  15. هرگز زمان خود را با بحث کردن تلف نکنید:

    اگر فردی در بین حضار وجود دارد که برای ایجاد بحث تلاش می کند، هرگز خود را درگیر بحث نسازید. بحث کردن با یک فرد منجر به اتلاف زمان می گردد. در این صورت سایر مخاطبین از بحث شما خسته شده و سخنرانی تاثیر خود را از دست خواهد داد. می توانید از وی بخواهید تا بحث را به بعد از اتمام سخنرانی موکول نماید.

  16. از ابزارهای جانبی به طور موثر استفاده کنید:

    با استفاده از اسلایدهای پاورپوینت گیرایی سخنرانی خود را افزایش دهید. سخنرانی هایی که بیش از حد از تصاویر استفاده می کنند نیز می توانند منجر به کاهش توجه مخاطبین به سخنرانی گردیده و در نتیجه تاثیر سخنرانی را کاهش می دهند. از تصاویر و اسلایدها صرفا برای تبیین توضیحات تخصصی که با استفاده از کلمات قابل بیان نیستند بهره مند شوید.

  17. سخنرانی مختصر و کوتاهی داشته باشید:

    شما باید سعی داشته باشید که با سخنرانی خود مخاطبین را شگفت زده نمایید. سخنرانی طولانی منجر می شود مخاطبین به طور مرتب به ساعت خود نگاه کنند. واکنش مخاطبین را ارزیابی کنید. اگر احساس می کنید مخاطبین خسته شده اند، سخنرانی خود را جمع بندی نموده و به پایان برسانید.

  18. به خاطر خطاهای خود عذرخواهی نکنید:

    برخی اوقات در طی سخنرانی ممکن است برخی از کلمات را به طور نادرست تلفظ کنید. خطای خود را اصلاح کرده و بلافاصله بدون ایجاد حواس پرتی در مشتریان، سخنرانی خود را ادامه دهید. استفاده از عبارت “ببخشید” کافی می باشد.

  19. چند لحظه سکوت جرم نمی باشد:

    نیازی نیست که تمام لحظات را با کلمات پر کنید. برخی اوقات سکوت به منظور نوشیدن آب یا جمع بندی مطالب قابل قبول می باشد.

  20. با صدای بلند صحبت نکنید:

    از رسیدن صدای خود به آخرین فرد موجود در سالن اطمینان حاصل کنید. اگر سالن بسیار بزرگ باشد استفاده از میکروفون ضروری است. به آرامی و به صورت واضح صحبت کنید و همواره به طنین انداز شدن صدا در سالن توجه کنید. در صورت امکان، قبل از ورود حضار به سالن، میکرون و صدای خود را امتحان کنید.

  21. بر روی لحن و رسایی سخنرانی خود تاکید کنید:

    یکی از کلیدی ترین نکات مربوط به سخنرانی، تنظیم صدا می باشد. شما باید بدانید که چه زمانی نیاز به بالا بردن یا کاهش صدا وجود داشته و همچنین باید به طور صحیح کلمات را مورد تاکید قرار دهید. انرژی شما مسری بوده و بر روی مخاطبین تاثیر دارد. از لحن صدای خود برای جلب کردن توجه مخاطبین استفاده کنید.

  22. در اواسط سخنرانی نیز توجه مخاطبین را جلب کنید:

    صحبت کردن حضار با یکدیگر در حین سخنرانی شما نشانگر عدم توجه آنها می باشد. سعی کنید در حین سخنرانی نیز توجه مخاطبین را جلب نمایید.

  23. بر روی نقاط مثبت خود تمرکز کنید:

    هرگز سعی نکنید در حین سخنرانی بسیار حرفه ای به نظر برسید. بر روی نقاط مثبت خود تمرکز کرده و نقاط منفی خود را پنهان کنید. اگر شخصیت شوخ طبعی دارید، از شوخ طبعی خود استفاده کنید. اگر در زبان اشاره ضعف دارید، در پشت تریبون ایستاده و از قدرت صدای خود برای جلب توجه مخاطبین استفاده کنید.

  24. سخنرانی را به خوبی به پایان برسانید:

    همواره سعی کنید سخنرانی را به خوبی به پایان برسانید. اتمام ناگهانی سخنرانی منجر می شود که مخاطبین احساس کنند سخنرانی به پایان نرسیده است. سعی کنید با جمله ای سخنرانی را به پایان برسانید که بعد از ترک سالن نیز این جمله در ذهن آنها باقی بماند.

  25. لباس های مناسب بپوشید:

    پوشیدن لباس های مناسب منجر به افزایش اعتماد به نفس شما می گردد. زمانی که شما خوب و شیک به نظر می رسید، می توانید با اعتماد به نفس بیشتری کارهای خود را انجام دهید. نیازی به استفاده از لباس های گران قیمت وجود ندارد. سعی کنید همواره از لباس های مرتبی استفاده کنید که در آنها احساس راحتی می نمایید.

  26. بیشتر در معرض سخنرانی قرار بگیرید:

    بهترین روش برای از بین بردن ترس از سخنرانی عمومی، قرار گرفتن در آن شرایط می باشد. با هر اشتباه، شما نقاط ضعف خود را تشخیص داده و آن را در سخنرانی های بعدی برطرف می نمایید. به خاطر داشته باشید که تمرین منجر به عملکرد فوق العاده می گردد.

  27. بیشتر در معرض سخنرانی عمومی قرار بگیرید:

    بهترین روش برای از بین بردن ترس از سخنرانی عمومی، قرار گرفتن در آن شرایط می باشد. با هر اشتباه، شما نقاط ضعف خود را تشخیص داده و آن را در سخنرانی های بعدی برطرف می نمایید. به خاطر داشته باشید که تمرین منجر به عملکرد فوق العاده می گردد.

 

Publicizing_Grant_Success

چگونه شروع سخنرانی خوبی داشته باشیم؟

۷ روش فوق العاده برای شروع سخنرانی و جلب نمودن توجه مخاطبین

در بحث آموزش سخنرانی و مهارت فن بیان در مورد نحوه شروع سخنرانی این موضوع مهم مطرح میشود که زمانیکه ما سخنرانی خود را شروع می کنیم، فقط ۶۰ ثانیه فرصت داریم تا توجه مخاطبین را به خود جلب کرده، اعتمادسازی نموده، آنها را به سمت موضوع هدایت کرده و انگیزه آنها برای گوش دادن را افزایش دهیم. این جمله معروف دارلین پرایس، رئیس شرکت Well Said و نویسنده کتاب “گفتار خوب! سخنرانی های موثر” می باشد.

اگر شما لحظات شروع سخنرانی را با طنز، ارائه برنامه، عذرخواهی، قدردانی یا جملات منقطع آغاز کنید، تمرکز حضار از بین رفته و شما ممکن است نتوانید آنها را به سمت موضوع هدایت کنید. پرایس می گوید: “شما، پیام شما و مخاطبین شما لایق بهترین ها هستید. شما باید هنر خود را در شروع سخنرانی نشان دهید و این مهم ترین بخش سخنرانی می باشد.”

هر سخنران باید هنر جلب توجه مخاطبین را فراگرفته و یک متن شروع سخنرانی فوق العاده ای آماده کرده باشد. پرایس هفت گزینه و ترفند را برای شروع سخنرانی ذکر می کند.

 

شروع سخنرانی

  1. یک داستان جذاب تعریف کنید

پرایس می گوید: “از بین تمام روشهای جلب توجه مخاطبین، داستان سرایی یکی از قدرتمندترین ابزارها بوده و همواره منجر به موفقیت می گردد. همه ما از شنیدن داستان لذت می بریم. تمام داستانها به نوعی بازخوردی از زندگی خود ما هستند و در نتیجه منجر به جلب توجه افراد می شوند.

داستان ممکن است مربوط به خود شما باشد و حتی می تواند دلیل علاقمندی شما به موضوع مورد بحث را نشان دهد. شما همچنین می توانید داستانی مربوط به یک فرد دیگر را بازگو نمایید تا مخاطبین نکاتی را از آن برداشت نمایند. پرایس می گوید: “گزینه دیگر تعریف کردن یک رویداد یا خاطره تاریخی است. شما فقط ۶۰-۹۰ ثانیه فرصت دارید تا داستان خود را تعریف کرده و توجه مخاطبین را به خود جلب نمایید. اطمینان حاصل کنید که داستان شما نکات مهم پیامتان را به مخاطبین انتقال می دهد.”

وی توصیه دارد که به منظور ایجاد داستان به این سوالات پاسخ دهید: در زمینه موضوع بحث با چه چالش هایی روبرو شده اید؟ چگونه از عهده آنها بر آمده اید؟ چه مواردی به شما کمک کرده و چه مواردی برایتان مضر بوده اند؟ چه تجاربی کسب کرده اید؟ دوست دارید با این داستان چه مفهومی را برای مخاطبین انتقال دهید؟

  1. سوالاتی را برای مخاطبین مطرح نمایید

همانطور که شکسپیر در نمایشنامه “تاجر ونیزی” می گوید: “اگر ما را عصبانی کنید، آیا خون به پا نخواهد شد؟ اگر ما را بخندانید، آیا نخواهیم خندید؟ اگر ما را مسموم کنید، آیا نخواهیم مرد؟ و اگر به ما بدی کنید، آیا انتقام نخواهیم گرفت؟” پرایس نیز معتقد است”به عنوان سخنران، شما باید سوالات ترغیب کننده ای را از مخاطبین بپرسید و هرگز نباید انتظار داشته باشید آنها با صدای بلند به شما پاسخ دهند.” وی می گوید: “اگر سوالات به خوبی طرح شده و به طور مناسب بیان شوند می توانند بر روی مخاطب تاثیر گذاشته و در نتیجه آنها به قدرت و جایگاه شما پی می برند.”

علاوه بر سوالات “بله یا خیر” شما می توانید حس کنجکاوی مخاطبین را برانگیخته و انگیزه آنها برای فکر کردن در مورد پاسخ را افزایش دهید.

  1. آمار یا عنوان شگفت انگیزی بیان کنید

معاون یکی از برترین شرکت های IT که در زمینه پزشکی فعالیت کرده و راه حل های نرم افزاری را به بیمارستان ها ارائه می دهد، همواره سخنرانی خود را با جمله زیر شروع می کند:

“طبق مطالعه ای اخیر در مجله ایمنی بیماران، خطاهای پزشکی که منجر به مرگ و میر بیماران می شوند بسیار بیشتر از گذشته می باشند. رویدادهای نادرست پزشکی سالانه منجر به مرگ ۴۰۰,۰۰۰ نفر از افرادی می شوند که به منظور درمان بیماری خود به بیمارستان مراجعه نموده اند. این میزان نشان می دهد که بعد از سرطان و بیماری های قلبی، خطاهای پزشکی از جمله اصلی ترین عواملی هستند که منجر به مرگ و میر افراد می شوند. هدف ما ایجاد جهانی بدون خطاهای پزشکی است و در این زمینه به کمک شما نیاز داریم.”

پرایس می گوید: “آمار و عناوین ارائه شده باید ارتباط مستقیمی با هدف اصلی سخنرانی شما داشته باشند. آمار و ارقام باید به گونه ای باشند که مخاطبین را به گوش دادن به ادامه سخنرانی ترغیب نمایند.”

 

شروع سخنرانی

  1. از یک جمله قدرتمند استفاده کنید

وی می گوید: “از جملات قصار افراد مشهور استفاده نمایید زیرا استفاده از نام این افراد نشانگر تجربه و سواد شما می باشد. جمله انتخاب شده نیز باید ارتباط مستقیمی با موضوع مورد بحث و همچنین مخاطبین شما داشته باشد.

تصور کنید که شما قصد دارید به یک اتفاق نظر رسیده و یا در مورد مدیریت اختلاف سخنرانی نمایید. شما می توانید سخنرانی خود را بدین صورت شروع کنید: “مارک تواین می گوید، اگر دو فرد در مورد همه موارد توافق داشته باشند، وجود یکی از آنها بیهوده می باشد. اگرچه برخی از ما در مورد موضوعات خاصی اختلاف نظر داریم، اما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که اختلاف نظر منجر به رسیدن به یک نتیجه می گردد.”

  1. یک تصویر جذاب نشان دهید

پرایس می گوید: “یک تصویر ارزشمندتر از هزار کلمه می باشد.”

به جای متن از تصویر استفاده کنید. یک عکس با کیفیت می تواند منجر به جلب توجه افراد گردیده و تخیل مخاطبین را به چالش می کشد. در این صورت آنها می توانند پیام شما را به راحتی درک نمایند.

پرایس مثال زیر را به عنوان استفاده موثر از تصویر بیان می کند:

رئیس یک شرکت تولیدکننده محصولات الکترونیکی از مدیران خود حواست تا هزینه ها را کاهش دهند. به جای شروع سخنرانی خود با آمار، ارقام یا نمودار، او با یک سوال شروع کرد: “چه چیزی تایتانیک را غرق کرد؟” همه یک صدا گفتند “یک کوه یخی” و او تصویری زیبا از یک کوه یخی را به آنها نشا داد: نوک کوه یخی در بالای آب به خوبی مشاهده می شد اما بخش چشمگیر آن در زیر آب بود.

وی گفت: “این رویداد در شرکت ما نیز رخ خواهد داد. هزینه های پنهان در زیر سطح بوده و در نهایت شرکت را غرق خواهند کرد. من به کمک شما نیاز دارم.” این نماد منجر شد تا آنها با نوآوری بیشتری به موضوع فکر کنند. نتیجه این امر کسب میلیون ها دلار سرمایه برای شرکت بود.

  1. از نمادها استفاده کنید

از ابزاری استفاده کنید که توجه مخاطبین را جلب کرده و آنها را به تماشا یا گوش دادن به سخنرانی مشتاق می سازد. استفاده از یک تصویر نیز می تواند منجر به تاکید بر روی یک نکته گردد.

پرایس استفاده از یک نماد توسط یک شرکت بیمه را به عنوان مثال ذکر کرد که این شرکت از نماد یک بازیکن تنیس استفاده کرده بود. پرایس خاطر نشان کرد که این فرد با استفاده از راکت تنیس اقدامات خود در زمینه “همکاری به عنوان یک تیم” و “پیروزی در یک رقابت” را نشان می دهد. سایر سخنرانان نیز در سال های بعدی از روش این مدیر خلاق برای انتقال یک پیام انگیزشی استفاده کردند.

شما نیز می توانید از ابزارهایی نظیر یک ساعت دیواری بزرگ، یک کیف هدیه رنگی، توپ، کارت، هویج یا سایر موارد برای معرفی موضوع خود استفاده کرده و توجه آنها را به همواره افزودن موارد جالب به خود جلب نموده و پیام خود را به آنها منتقل نمایید.

  1. یک ویدئوی کوتاه پخش کنید

راه اندازی یک جلسه در زمینه مدیریت محصول یا یک رویداد جمع آوری کمک های مالی برای کمک به حیواناتی که نسل آنها در حال منقرض شدن می باشد را در نظر بگیرید. شما می توانید سخنرانی خود را با پخش ویدئویی از یک ببر که در حال بازی با بچه هایش است شروع نمایید.

پرایس می گوید: “ویدئوها منجر به واکنش عاطفی در افراد می گردند. برخلاف متن های موجود بر روی اسلاید، شما می توانید ویدئویی کوتاه در مورد موضوع مورد نظر نشان داده و در نتیجه پیام خود را به مخاطبین منتقل نمایید.” همانطور که والت دیزنی می گوید: “من ترجیح می دهم که افراد از تماشای برنامه ها علاوه بر تفریح مسائلی را نیز یاد بگیرند و قصد آموزش به آنها را ندارم.”

 

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

مهارت حاضر جوابی ؛ هنری که در شرایط دشوار سخنرانی به درد می خورد!

می گویند همیشه کسانی که آخر کلاس می نشینند پرحرف تر هستند! این تصوری است که همیشه از بالا نشینان در کلاس درس وجود داشته است و انگار قرار نیست تغییر کند. اما حالا که بیش تر فکر می کنیم می بینیم که پر حرفی این جمعیت در برابر مهارت حاضر جوابی آن ها هیچ بوده است! هر چند که حاضر جواب بودن از دید معلمان همیشه نکوهش می شد اما افرادی که همیشه چیزی برای جواب دادن در آستینشان داشتند از جذابیت و محبوبیت بالاتری بین دانش آموزان یا دانشجویان برخوردار بودند. در واقع شاید حاضر جوابی به نظر بسیاری از افراد با ادب سازگار نباشد و به گونه ای عبور از مرزهای رعایت احترام به شمار برود اما مهارتی است که این روزها و در جامعه پیشرفته و شلوغ امروزی خیلی به درد می خورد!

بیایید کمی با هم صادق باشیم. تا کنون چند بار پیش آمده است که جواب های شما آن قدر هوشمندانه و زیرکانه باشد که دیگران را محو شما کند؟ تا کنون توانسته‌اید فقط با یک جواب بحثی را به پایان بکشانید و از شرایط بحرانی یا دشواری که در آن قرار دارید فرار کنید؟ مهارت حاضر جوابی را شاید بهتر است هنری بدانیم که شدیدا با شیوه تفکر و اندیشمندی شما در ارتباط است. فردی که حاضر جواب است به خوبی تشخیص می دهد هر کلمه آن چه تاثیری دارد. آیا می تواند آتشی که برافروخته شده است را خاموش کند یا این که همچون هیزمی شعله های آن را داغ تر می کند؟

آموزش سخنرانی برای کسب مهارت های حاضر جوابی در سخنرانی و در تعاملات اجتماعی ما و شیوه تشخیص بهترین پاسخ را برای این که در شرایط بحرانی بتوانید همچون راه فراری از آن ها استفاده کنید به ما بسپارید. تکنیک های ارتباطی که در دانشگاه زندگی می خوانید راه نجات شما خواهند بود!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

چرا باید حاضر جواب باشیم؟ چرا باید به خاطر حاضر جوابی برچسب هایی که به ما می زنند را تحمل کنیم؟ اصلا چرا باید خود را در شرایطی قرار دهیم که هر کسی بتواند به خاطر بداهه گویی و حاضر جوابی ما را قضاوت کند؟

کاربرد مهارت حاضر جوابی زیاد است و بعد از آشنایی با آن ها متوجه خواهید شد که به تمام حرف هایی که ممکن است با حاضر جوابی بشنوید می ارزد:

  • کنترل عواطف و احساسات با حاضر جوابی
  • خود اندیشی و پی بردن به ضعف ها و اشتباهات
  • شناخت شخصیت واقعیی دیگران با مشاهده واکنش های آن ها
  • خودنمایی و حفظ ظاهر در برابر رقبا
  • ترفند های تقویت مهارت حاضرجوابی

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

برای حاضر جواب بودن و این که همیشه جواب هایی آماده و هوشمندانه برای دیگران داشته باشید به این نکات دقت کنید:

مشغول کتابخوانی، روزنامه خوانی و مقاله خوانی شوید!

نه همه کتاب ها بلکه کتاب هایی که بیش تر لحنی عامیانه دارند و حس شوخ طبعی شاعر یا نویسنده در آن ها مشخص است راه خوبی برای تقویت مهارت حاضر جوابی هستند. توصیه ما کتاب های طنزی هستند که اولا حتما فارسی زبان باشند، ثانیا در آن یکی از شخصیت ها به چالش کشیده شود.

پروین اعتصامی از بزرگ ترین شاعران فارسی زبان است که در نگارش مناظره ها در قالب قطعه و مثنوی مهارت بالایی داشته است. مناظره های پروین نمونه های سخنوری هوشمندانه و مکالمات پر از کنایه ای است که بین دو طرف مناظره رد و بدل می شود. ممکن است لحن و ادبیات پروین برای زمان حال و مکالمات امروزی کمی سنگین باشد؛ از این رو توصیه می کنیم دست به دامن مناظره هایی شوید که در روزنامه ها و مقالات فارسی زیادی به صورت روزانه منتشر می شود. مناظره های اجتماعی سیاسی هم می توانند الهام خوبی برای تقویت مهارت حاضرجوابی باشند.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

معمولا افرادی که مطالعه زیادی پیرامون یک بحث دارند هم اهل مطالعه هستند و هم اهل صحبت بیشتر!

فن “انکار” را بیاموزید!

برای حاضر جواب بودن نیازی نیست که همیشه صحبت کنید. گاهی هم باید با احساسات و رفتار خود نشان دهید که فردی باهوش هستید و می دانید چه طور باید به بحث را مدیریت کنید. اگر حین صحبت کردن کسی شما را زیر سوال می برد یا تمایلی ندارید وقت خود را برای توضیح دادن بگذرانید از ترفند انکار یا نادیده گرفتن افراد استفاده کنید. بگذارید آن فرد تمام حرف هایش را به پایان برساند اما خود را برای پاسخ دادن خسته نکنید. برخی از نظرات مخالف را انکار کنید و به این شیوه نشان دهید که با سکوت هم می توانید حاضرجواب باشید!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

خیلی ساده “نه”بگویید!

نه گفتن در برابر دیگران آن هم با استدلال های هوشمندانه را فراموش نکنید. مثلا اگر از شما برای آمدن به یک مهمانی دعوت می شود می توانید حس تاسف دیگران یا شاید تمسخر آن ها را با یک “نه”جانانه و سپس یک جمله دندان شکن پاسخ گویید!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

دیگران را از میانه بحث خارج کنید!

شاید منطقی یا احلاقی نباشد اما منفعت طلبی از دیگران و موقعیتی که دارند لازمه مهارت حاضر جوابی است. مثلا ممکن است کسی شما را در طول یک سخنرانی علمی به چالش بکشد که اصلا زمینه نقد و استحقاق انتقاد کردن را نداشته باشد. در چنین مواردی بهتر است سطحی علمی و آگاهی آن فرد را به او گوشزد کنید تا بتوانید مانع ادامه دخالت یا اظهار نظر های نه چندان حرفه ای او شوید!

بلند صحبت کردن را یاد بگیرید!

برای این که صدایتان به بقیه برسد و بتوانید با حاضر حوابی خود آن ها را از میدان به در کنید مجبور هستید که بلند حرف بزنید! بنابراین قبل از هر چیز باید بتوانید اعتماد به نفس خود را جهت حضور در جمع افزایش داده و سپس بلند صدای خود را افزایش دهید.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

طبقه‌بندی مخاطبان و شیوه برخود با آن ها

زمان سخن گفتن و وقتی که می خواهیم حاضر جوابی کنیم باید به مخاطب خود توجه داشته باشیم. مخاطب شما ممکن است هر جنسیت و یا هر سنی داشته باشد. شیوه برخورد با یک کودک، یک زن یا یک مرد متفاوت است.

در برخود با کودکان

زمانی که یک کودک مخاطب شما است حتما روی زانوان خود بنشینید. برای حاضرجواب بودن در برابر کودکان حتما از سوابق و رفتارهای گذشته آن ها به عنوان یک دستاویز استفاده کنید. سعی کنید به ازا هر برخورد یا هر حرف کودک که چندان منطقی نیست نمونه ای از رفتار های او را پیش بکشید و هرگز در برابر حاضر جوابی او کوتاه نیایید!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

در برخورد با زنان

شیوه برخورد با زنان متفاوت است. وقتی که قرار است سخنرانی یا خیلی معمولی صحبت کنید و یک زن طرف مقابل شما قرار دارد که باید با حاضرجوابی خود او را قانع کنید باید ابتدا شنونده خوبی باشید. نقد همه را بشنوید و بعد از به اتمام رسیدن آن ها به دنبال پاسخ منطقی باشید. مردان بهتر است کمی هم از مهارت زبان بازی استفاده نمایند و جواب های مهیج تری را برای قانع کردن زنان پیدا کنند.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

هر چه قدر که مخاطب شما بالغ تر باشد باید به دنبال جواب های محکم تر و دست حسابی تری باشید.

E3_Blog-Image_Breath-Control

آموزش کنترل تنفس در سخنرانی عمومی

تنفس در سخنرانی

امروزه در بسیاری از سخنرانی ها شاهد دو نوع لحن می شویم که در طی یک از آنها فرد در انتهای جمله بلندی صدای خود را افزایش می دهد که در این صورت جمله به صورت پرسشی به نظر رسیده و در حالت دیگر نیز فرد به ویژه در انتهای جملات از صدای بسیار آرامی استفاده می کند. این موارد اغلب در سخنرانان زن مشاهده می شوند اما من در برخی از مردان نیز شاهد این موارد بوده ام و تنها راه حل برای رهایی از هر دو نوع لحن، کنترل تنفس در سخنرانی با کمک آموزش سخنرانی و مهارت فن بیان می باشد.

آیا تا به حال دقت کرده اید که چرا دو نفر ممکن است در یک جلسه یک موضوع را بیان کرده و فقط ایده یکی از آنها پذیرفته شود؟ بسیاری از اوقات نحوه صحبت کردن ما منجر به تمایز بین شنیده شدن یا عدم شنیده شدن می گردد.

 

تنفس در سخنرانی

همه ما می توانیم احساس کنیم که فرد در حین سخنرانی اضطراب دارد یا به شرایط مسلط است. جمله “می خواهم موضوعی را با شما در میان بگذارم” را در نظر بگیرید. این جمله را به دو صورت با تامل یا با اعتماد به نفس بگویید. تفاوت این دو لحن بسیار زیاد می باشد. کدام لحن را برای صحبت کردن کارمندان با ارباب رجوع ترجیح می دهید؟

از آنجایی که پیشتر در زمینه خوانندگی اپرا فعالیت داشتم، از تاثیر تنفس در سخنرانی و بر روی صدا بسیار مطلع هستم. خوانندگان باید از نفس عمیق به منظور رساندن صدای خود به همه افراد حاضر در سالن استفاده کنند. من هرگز فکر نمی کردم که این مهارت بعد از ترک اپرا نیز برایم تاثیر گذار باشد، اما بعد از ارائه اولین سخنرانی خود، به قدرت آن پی بردم. اما بعد از آن متوجه شدم که اپرا تاثیر بسیاری بر روی قدرت سخنرانی من داشته است.

اکنون بعد از یک دهه تدریس مهارت های سخنرانی عمومی، می توانم به جرات بگویم که توانایی کنترل نفس یکی از مهم ترین عوامل تاثیر گذار بر روی سخنرانی عمومی است که بسیاری از افراد آن را نادیده می گیرند. کنترل تنفس در سخنرانی در یک جلسه یا سخنرانی در یک مجمع عمومی از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد. این امر یکی از اصلی ترین موارد به شمار می رود.

این امر موضوع جدیدی نیست. مارگارت تاچر زمانی که نخست وزیر انگلستان شد در کلاس های سخنرانی شرکت نمود و ویدئویی نیز برای مقایسه سخنرانی وی قبل و بعد از شرکت در این کلاس ها وجود دارد که شما با تماشای آن تفاوت را احساس خواهید کرد. برخی از افراد بر این باور هستند که وی به طور خودآگاه با صدای آرام صحبت می کرده است. اما اندکی دقت نشان می دهد که نحوه تنفس در سخنرانی تاچر است که منجر به غنی تر شدن صدای وی می گردد.

زمانی که من آن ویدئو را در دانشگاه Harvard Kennedy به دانشجوها پخش کردم، دانشجویان به دو دسته تقسیم شدند که هر گروه طرفدار لحن متفاوت بودند. برخی از آنها صدای پیشین تاچر را ترجیح می دادند زیرا صدای وی زنانه و نرم بود و برخی دیگر نیز صدای جدید را ترجیح می دادند زیرا بر این بارو بودند که صدای نخست وزیر باید اینگونه باشد.

ceos-public-speaking-een

 

صرف نظر از جنسیت یا صدا، شما چگونه تنفس در سخنرانی خود را به منظور صحبت کردن با اعتماد به و نفس و قدرت استفاده می کنید؟

  1. با حالت مناسب بایستید:

    پاهای خود را برابر عرض شانه باز کرده و وزن خود را به طور یکسان بر روی پاهای خود توزیع کرده و دست های خود را بالای سر خود ببرید. نفس عمیق بکشید. اکنون بازدم نموده و دست های خود را پایین بیاورید. اطمینان حاصل کنید که شانه های شما پشت بوده و خم نشده اند. این بهترین حالت برای سخنرانی می باشد. شما به صورت تمام قد ایستاده و اعتماد به نفس خود را نشان می دهد. در حال حاضر ایستادن شما همانند نحوه ایستادن پروفسور امی کادی در سخنرانی های TED می باشد.

  2. نفس عمیق بکشید:

    یکی از دست های خود را بر روی شکم و دست دیگر خود را بر روی سینه خود قرار دهید. نفس عمیق بکشید. کدام یک از دست های شما تکان می خورد؟ بسیاری از افراد در حین نفس کشیدن با حرکت سینه خود مواجه می شوند اما من از شما می خواهم که سینه خود را ثابت نگه داشته و با شکم خود تنفس کنید. سپس به آرامی بازدم نمایید. آیا دشوار است؟ کمر خود را صاف نگه داشته و پاهای خود را اندکی خم نموده و به دیوار تکیه دهید. این حالت به شما کمک می کند تا در حین تنفس بر روی شکم خود تمرکز کنید. توجه: در صورتی که احساس سرگیجه نمودید، این تمرین را کنار گذاشته و به روند تنفس طبیعی خود ادامه دهید. این روش به هیچ عنوان مشکلی به وجود نمی آورد و صرفا روش متفاوتی برای تنفس در سخنرانی می باشد.

  3. با نفس خود صحبت کنید:

    زمانی که نفس عمیق کشیدید، ممکن است ندانید چه اقدامی انجام خواهید داد. با نفس خود کلمات را پشتیبانی کرده و در حین صحبت کردن نفس خود را به تدریج رها کنید. در طی صحبت کردن به تدریج نفس خود را در طول جمله آزاد کنید. برای تمرین این روش کافی است در حین بازدم اعداد را شمارش کرده و سپس خود را معرفی کنید: “من ….. هستم.”

  4. با استفاده از یک گوشی هوشمند یا به همراه یک دوست تمرین کنید:

    حس کردن تغییر در صدای شما توسط سایرین بسیار آسان تر از خود شما می باشد. زمانی که من در کارگاه های آموزشی تدریس می کنم، از افراد می خواهم تا دوستی را برای خود انتخاب کرده و دو نوع صحبت کردن را تمرین کنند: در ابتدا خود را با صدای عادی خود معرفی نموده و سپس چند نفس عمیق کشیده و با استفاده از نفس، خود را معرفی کنید. خود افراد اغلب متوجه تغییر در لحن خود نمی باشند اما متوجه این تغییر در فرد مقابل می شوند زیرا صدای فرد بسیار رساتر و با اعتماد به نفس بیشتر به گوش می رسد. شما می توانید این کار را در محل کار خود نیز انجام داده و از همکار خود درخواست نمایید تا شما را ارزیابی نموده و از تلفن هوشمند خود برای ضبط صدای خود استفاده کنید. من این روش را بر روی چند زبان از جمله انگلیسی، چینی و … امتحان کرده ام و در تمام زبان ها این امر منجر به تاثیرات مثبتی می گردد.

هر چند وقت یکبار باید نفس بکشید؟ در حداقل ترین شرایط ضروری است که در پایان هر جمله نفس بکشید. اگر این امر برای شما دشوار است یا سرعت صحبت کردن شما زیاد است، می توانید در حین رسیدن به علائم نگارشی نظیر ویرگول، نفس بکشید.

با استفاده از این روش، هر چند وقت یکبار باید نفس بکشید؟ نیازی نیست که همیشه از این روش استفاده کنید. این روش را در منزل یا محل کار خود تمرین نمایید تا بتوانید به راحتی آن را انجام دهید. همچنین سفرهایی که برای کنفرانس ها یا جلسات انجام می شوند نیز مکان مناسبی برای تمرین به شمار می روند. قبل از تمام سخنرانی ها چندین بار نفس عمیق کشیده و سپس تنفس خود را طبق معمول ادامه دهید. به مدت دو دقیقه هر روز صبح جمله “سلام، من …. هستم” را در حین بازدم تمرین کنید. در طول زمان، شما می توانید این روش صحبت کردن و تنفس در سخنرانی را به یک عادت تبدیل نموده و با استفاده از آن در مواقع استرس زا نظیر مکالمات دشوار یا سخنرانی ها آرامش خود را حفظ کنید.

نیازی نیست صدای خود را تغییر دهید بلکه باید بتوانید صدای خود را رساتر سازید و با استفاده از این روش می توانید قدرت را با کلمات خود نیز نشان دهید. اگر این کار را انجام دهید، افراد به سخنرانی شما گوش خواهند داد.

20160606143940-public-speaking-podium-conference-lecturer-presentation

هفت اصل سخنرانی عمومی موثر

زمانی که ما سخنرانی عمومی افراد مشهور، سیاستمداران یا رهبران تجاری را در تلویزیون یا در یک مجمع عمومی مشاهده می کنیم، آنها به حدی آسوده هستند که ممکن است از خود بپرسیم: آیا سخنرانان بزرگ ساخته می شوند یا سخنران به دنیا آمده اند؟ اگرچه برخی افراد با این استعداد ذاتی متولد می شوند، اکثر سخنرانان  آموزش سخنرانی اثربخش را در این زمینه دریافت کرده اند. آنها ممکن است از آموزش های رسانه ای استفاده نموده و یا در طول زمان سخنرانی های متعددی ارائه نموده و در نتیجه اصول سخنرانی موثر را فرا گرفته اند. اما راز اصلی سخنرانی عمومی اثربخش چیست؟

در اینجا به به هفت اصل سخنرانی عمومی می پردازیم که من در سمت خود به عنوان مربی رسانه به آنها رسیده ام. این اصول را در سخنرانی بعدی خود به خاطر بسپارید.

 

Rajagopal_speaking_to_25,000_people,_Janadesh_2007,_India

  1. درک: تلاش برای تبدیل شدن به یک سخنران فوق العاده را کنار بگذارید

افراد به دنبال گوش دادن به فردی هستند که جالب، آرام و راحت است. در مکالمات روزمره ای که ما داریم، هیچ مشکلی در ابراز سخنان خود نداریم. اما در اغلب اوقاتی که قصد داریم در یک سخنرانی عمومی شرکت کنیم، برخی از مسائل تغییر می کند. ما به جای تمرکز بر روی “سخنرانی” بر روی “عموم مردم” تمرکز می کنیم. به منظور تبدیل شدن به یک سخنران عمومی موثر، شما باید کاملا مخالف این امر اقدام کنید: بر روی سخنرانی تمرکز نمایید. سخنرانی را به عنوان یک مکالمه بین خود و مخاطبین قلمداد کنید. اگر بتوانید مکالمه راحتی با یک یا دو نفر داشته باشید، می توانید سخنرانی عمومی موفقی ارائه دهید. صرف نظر از اینکه مخاطبین شما دو نفر یا دو هزار نفر بوده و اینکه شما در مورد یک موفقیت پزشکی یا یک رویداد روزمره در محل کار سخنرانی می کنید، سعی کنید خودتان بوده و به طور مستقیم با مردم صحبت کرده و ارتباطی با آنها ایجاد کنید.

  1. کمال: زمانی که شما مرتکب اشتباهی می شوید، هیچکس به جز شما نگران آن نیست.

حتی حرفه ای ترین سخنرانان نیز برخی اوقات با مشکل مواجه می شوند. این را به خاطر داشته باشید که خود شما بیش از مخاطبین به مشکل خود پی می برید. مهمترین اقدامی که یک سخنران می تواند بعد از یک اشتباه انجام دهد، ادامه سخنرانی می باشد. هرگز سخنرانی خود را متوقف نکرده و به خاطر ایرادات بسیار جزئی از مخاطبین عذرخواهی نکنید. تا زمانی که مخاطبین متن سخنرانی شما را نداشته باشند، آنها متوجه اشتباهات گفتاری یا عدم خواندن یک کلمه نخواهند شد. از آنجایی که انسان جایزالخطاست، یک اشتباه کوچک ممکن است در برخی شرایط برای شما مناسب باشد زیرا به شما کمک می کند تا با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید. افراد تمایلی به گوش کردن به سخنرانی فرد بدون ایراد ندارند و با فردی راحت هستند که خود واقعی اش را نشان می دهد.

سخنرانی عمومی

 

 

تجسم: اگر بتوانید ببینید، می توانید صحبت کنید.

افراد موفق در تمام زمینه های زندگی یک ویژگی مشترک دارند: آنها تجسم دسترسی به اهداف خود را تمرین می کنند. افراد تجاری همواره خود را در حال عقد قرارداد؛ مجریان نیز خود را در حال ایجاد یک سرمایه گذاری؛ ورزشکاران چشم های خود را بسته و خود را در حین گل زدن یا رکوردشکنی تجسم می کنند. این امر در زمینه سخنرانی عمومی نیز صحت دارد. بهترین روش برای مقابله با اضطراب و تبدیل شدن به یک سخنران، تمرین در محلی به دور از دید سایر افراد می باشد. اگر بتوانید به طور مداوم خود را در حال سخنرانی تجسم نمایید، ذهن شما به سخنرانی در یک مجمع عمومی عادت نموده و به زودی می توانید حس اضطراب را کنار بگذارید.

  1. نظم: تمرین منجر به بهبود وضعیت می گردد.

هدف شما تبدیل شدن به یک سخنران فوق العاده نیست. چنین فردی وجود ندارد. هدف شما تبدیل شدن به یک سخنران موثر می باشد. همانند سایر موارد موجود در زندگی، این امر به تمرین نیاز دارد. همه ما اغلب اوقات سخنرانی را نادیده می گیریم زیرا بر این باوریم که همه روزه با سایر افراد در حال سخنرانی هستیم. اما زمانی که موضوع ارتباط مستقیمی با نحوه عملکرد در برابر یک گروه دارد، شما باید همانند یک ورزشکار حرفه ای به موضوع تمرین توجه کنید. به خاطر داشته باشید که حتی قهرمانان جهان نیز همه روزه تمرین می کنند. شما می توانید در کلاس های سخنرانی شرکت کنید.

  1. توصیف: سخنرانی را شخصی سازید

صرف نظر از موضوع، مخاطبین زمانی واکنش خوبی به ارتباطات نشان می دهند که فرد سخنرانی های خود را شخصی سازد. از هر فرصتی استفاده کرده و موضوعاتی در مورد خود را به سخنرانی بیافزایید. افراد دوست دارند به تجربیات شخصی سایر افراد از جمله موفقیت ها، تراژدی ها، داستان های جالبی که در طول زندگی آنها رخ می دهد، گوش دهند. داستان تعریف کنید. در صورت امکان، موضوعاتی در مورد خودتان به سخنرانی خود بیافزایید. این امر نه تنها منجر به صمیمیت حضار با شما گردیده بلکه منجر به راحتی هر چه بیشتر افراد با شما می گردد. در چه زمینه ای مهارت شما بیشتر از موضوعی است که در مورد آن سخنرانی می کنید؟

  1. الهام: برای هدف خاصی سخنرانی کنید

به منظور ایجاد تغییری که منجر به کاهش ترس از سخنرانی عمومی می گردد، تمرکز را از خود برداشته و آن را به مخاطبین خود منعطف سازید. هدف اصلی سود برای سخنران نیست بلکه هدف اصلی باید سود برای مخاطبین از طریق آموزش، ایجاد انگیزه و یا سرگرمی باشد. بنابراین در تمام آمادگی ها و ارائه ها، شما باید بر روی هدف خود تمرکز کنید. چگونه می توانید به مخاطبین در راستای رسیدن به اهدافشان کمک کنید؟

انتظار: کاری کنید آنها همواره انتظار بیشتری داشته باشند

یکی از تجربه های ارزشمندی که من در طی چندین سال در زمینه ارتباطات کسب کرده ام این است که زمانی که صحبت از سخنرانی عمومی به میان می آید، هرچه کمتر صحبت کنید، بهتر است. زیرا من هرگز به خاطر ندارم که مخاطبین بگویند “ای کاش سخنران بیشتر صحبت می کرد.” از سوی دیگر، بسیاری از اوقات می شنویم که افراد می گویند “خوشحالم که سخنرانی به پایان رسید. به نظر می رسید برای همیشه ادامه خواهد داشت!” بنابراین همواره مخاطبین خود را شگفت زده کنید. همواره سخنرانی های خود را کوتاه تر از میزان مورد انتظار مخاطبین تنظیم کنید. اگر شش اصل اول را انجام داده اید، توجه و علاقمندی مخاطبین را افزایش داده اید و بنابراین بهتر است شرایطی را ایجاد کنید که افراد دوست داشته باشند چند دقیقه بیشتر سخنرانی داشته باشید و هرگز باعث نشوید که آنها منتظر به پایان رسیدن سخنرانی شما باشند.

 

بررسی چالش های رایج در سخنرانی و مدیریت موثر آن‌ها

مشکلات سخنرانی و مدیریت موثر آنها

در آموزش سخنرانی بحثی که همیشه سر کلاس ها درموردش صحبت میشود این است که نزدیک ترین چیزی که می توان ترس از سخنرانی عمومی را بدان تشبیه کرد مرگ است! حتما برای شما هم پیش آمده با دیدن اضطراب و تشویش فردی که مشغول سخنرانی، کنفرانس یا ارائه علمی است بگویید از ترس دارد می میرد! در حقیقت سخنران با مشکلات سخنرانی بی شماری در طول سخنرانی خود مواجه است که مجموع آن ها به شکل ترس یا نگرانی در چهره او نمود پیدا می کنند. ظاهر سخنران نشان نمی دهد اما قطعا افکار او درگیر فاکتورهای استرس زا بسیاری است. از اضطراب برای ارائه حرفه ای سخنرانی بدون تپق زدن، نگرانی بابت قضاوت مخاطبان، داوران یا در کل شنوندگان تا دغدغه های فکری شخصی که مزید بر علت می شوند تا یک سخنران نتواند از تمام ظرفیت های وجودی و استعدادش برای این که مطالب را به نحو احسنت ارائه دهد بهره وری نماید. انگار راه گریزی از این چالش های رایج در سخنرانی نیست!

با وجود تمام این مشکل ها یک سخنران می تواند موانع و مشکلات سخنرانی با آن ها رو به رو می شود را مدیریت کند. حتی اگر آوار مشکلات سخنرانی روی سر ما خراب شود یا هر لحظه توسط گلوله های تند و تیز ناامیدی بمباران شویم باز هم ارائه یک سخنرانی شیک، شُسته رُفته و بی عیب و نقص ممکن است. به شرط این که قبل از دخالت دادن هنر سخنوری خود با چالش های رایج در سخنرانی آشنا شده باشیم و بدانیم قرار است سر بزنگاه دقیقا با چه مشکلی رو به رو شویم تا بهتر برای برطرف کردن آن چاره اندیشی کنیم.

در این مطلب نیم نگاهی به مشکل های رایج در سخنرانی و مدیریت موثر آن‌ها خواهیم داشت. همراه دانشگاه زندگی باشید.

بررسی مشکلات سخنرانی و مدیریت موثر آن‌ها

بزرگ ترین مشکلات سخنرانی که یک سخنران برای سخنرانی در جمع با آن ها رو به رو است عبارتند از:

مشکل اول: ترس مرگبار از سخنرانی در جمع

شاید مثال خوبی نباشد اما بگذارید کمی شفاف تر و راحت تر صحبت کنیم. همان طور که گفتیم برخی استرس ناشی از سخنرانی را به مرگ تشبیه می کنند. وقتی کسی را می بینیم که از اضطراب و نگرانی روی صحنه سخنرانی می لرزد مرگ نزدیک ترین چیزی است که می توانیم برای توصیف او به کار ببریم! پس همان طور که مرگ قابل پیش بینی نیست و راه گریز یا ترسی از آن نمی تواند وجود داشته باشد سخنرانی هم همین طور است. این بار از جنبه مثیت قضیه نگاه کرده و همیشه به خود تلقین کنید این فقط بخشی از توانایی های من است!

بررسی چالش های رایج در سخنرانی و مدیریت موثر آن‌ها

مشکل دوم: سردرگمی ناشی از رفت و آمدها در سالن

یکی دیگر از مشکلات سخنرانی که دیگر هرگز نمی توان از آن اجتناب کرد رفت و آمدهای احتمالی است. برخی با دیدن راه رفتن کسی در سالن سردرگم می شوند و رشته افکارشان پاره می شود. اما بالاخره باید قبول کنیم از بین جمعیت گاها چند صد نفری در سخنرانی های بزرگ برای یکی از این چند صد نفر استفاده از سرویس بهداشتی ضرورت پیدا می کند! با این حال شما به عنوان یک سخنران از قصد و غرض افراد آگاهی ندارید و این ترک کردن محل سخنرانی دلسرد کننده می شود.

به عنوان یک سخنران حرفه ای توصیه ما به شما بی تفاوتی محض در این موارد است. بگذارید هر کسی هر طور که مایل است رفتار کند و فقط از آن ها بخواهید فعالیتشان نظم و سکوت سالن را مختل نکند!

مشکل سوم: پچ پچ های زنانه!

یکی از مسائلی که همیشه برای خود ما در سخنرانی های مختلف آزاردهنده بود صحبت کردن دیگران بود. درگوشی صحبت کردن با وجود این که افراد فکر می کنند صدایشان شنیده نمی شود همهمه ایجاد می کند. بدتر از این صحبت ها پچ پچ هایی است که غالبا بین بانوان وجود دارد و برای این موضوع هم راه فراری وجود ندارد. هر چند که علت یابی این واکنش بین شنوندگان لازم است اما اولین راه نمایش حس بی تفاوتی به این گونه رفتارهایی است که در جمع رخ می دهد.

مشکلات سخنرانی

بعد از آن می توان به مخاطب نزدیک شد و از او دلیل این بی توجهی اش را جویا شد. اگر مخاطب با روش های انتقاد موثر از دیگران آشنا باشد بهتر است.

مشکل چهارم: عادت بد وسط حرف کسی پریدن!

یکی از چیزهایی که قبح آن تقریبا در حال از بین رفتن است عادت به پریدن وسط حرف دیگران است. سوال پرسیدن بی جا نمونه جالبی از این عادت اشتباه است. هر چند که این مشکل همیشه برای یک سخنران وجود دارد اما راه خاصی برای جلوگیری از آن تقریبا وجود ندارد؛ مگر آن که خود شنونده به این میزان از درک رسیده باشد.

مشکل پنجم: باز نشدن فایل های سخنرانی!

برای سخنرانی های خاص استفاده از پاور پوینت و سایر برنامه هایی که نمایش تصویری داشته باشند لازم است. اما یک سخنران حرفه ای تمام احتمالات را در نظر می گیرد و با آمادگی کامل از مطلب حاضر می شود. او می داند که نباید کاملا به تکنولوژی متکی بود و بهتر است تسلط کافی روی کل مطلب وجود داشته باشد.

مشکلات سخنرانی

مشکل ششم: موضوعی که برای شنونده جذابیت خود را از دست داده!

در سخنرانی هایی که موضوعاتشان از قبل مشخص نشده اند انتخاب عنوان بحث کمی مشکل برانگیز می شود.  یکی دیگر از مشکلات سخنرانی نارضایتی شنونده از موضوع بحث می باشد. گاهی بحث تا جای خوبی کشیده می شود اما مانور زیادی روی آن باعث از دست رفتن جذابیت موضوع برای مخاطبان می شود.

توصیه ما در این شرایط استفاده از ترفندهای جذاب کردن سخنرانی و دخالت دادن افراد در بحث است.

مشکل هفتم: فراموش کردن بخشی از سخنرانی!

همه چیز آماده شده است و شما هم آمادگی کافی را از قبل دارید. اما همین که استارت کار می خورد و شروع به احوالپرسی می کنید تازه متوجه می شوید که مغزتان سفید سفید است و انگار همه اطلاعات از آن حذف شده است.

بررسی چالش های رایج در سخنرانی و مدیریت موثر آن‌ها

در این مواقع بهتر است کمی زیرکانه عمل کنید. اول از همه نفس عمیق بکشید و به خودتان برای سه تا پنج ثانیه فرصت دهید بلکه موضوع اصلی بحث را به یاد آورید. در مرحله بعد بهتر است خود مخاطب را درگیر سخنرانی کنید. از او بخواهید نظر بدهد یا حتی روی صحنه برای بیان نظرات خود حضور پیدا کند.

مشکل دیگر می تواند کم آوردن متن و زیاد آوردن زمان باشد! در این مواقع هم بهتر است مخاطبان را درگیر کنید.

مشکل هشتم: زمانی که کم می آوریم!

این که یک سخنران بتواند دقیقا در همان زمانی که به او داده شده است سخنرانی اش را به اتمام برساند نشانگر مهارت بالای او در سخنوری و توجه همه جانبه به شرایط حاکم می باشد. حتی اگر صحبت های شما باقی مانده است و نیاز به وقت بیشتری برای بیان آن ها دارید هرگز از زمانی که به شما اختصاص داده شده است تجاوز نکنید. در اغلب موارد بعد از شما هم سخنرانان دیگری وجود دارد که این کار یعنی تجاوز به حقوق آن ها!

مشکلات سخنرانی

مشکل آخر: مطالبی که کم کم تازگی خود را از دست می دهند!

شاید برای شما بیان کلمات تکراری در سخنرانی های پشت سر هم خسته کننده باشد اما به یاد داشته باشید که مخاطبان شما جدید هستند! به نفع خودتان است که تازگی کلام را با تغییر کلمات حفط کنید.

Group

ارتباط موثر چیست؟

ارتباط موثر

ارتباط موثر متمرکز بر روابط است. هدف ارتباط موثر ارتقا کیفیت و کمیت روابط بین فردی است. به تعبیر ارسطو انسان حیوان اجتماعی است. این فرد انسان نیست که اجتماعی زندگی می‌کند بیشتر حیوانات هم حیاتشان به‌صورت اجتماعی، گله‌ای و کلونی می باشد.

تعریف ارتباط:

ارتباط فرآیند ارسال و دریافت پیام است. این پیام گاهی اوقات مجموعه‌ای از کلمات را در بر می‌گیرد، مثلاً وقتی‌که ارتباط ما مکتوب است و یا ایمیلی است یا اس‌ام‌اس به هم می‌دهیم، این ارتباط پیام است. پیامی که ردوبدل می‌شود، مجموعه‌ای از کلمات است یعنی دیگر گوینده با کلمات همراه نیست. گاهی اوقات چیزی که ردوبدل می‌شود کلمات نیست زبان بدن است مثلاً در سینمای صامت، چارلی چاپلین کلامی حرف نمی‌زند اما می‌توانست از طریق زبان بدن خیلی بهتر از کلمات صحبت کند.

گاهی اوقات چیزی که ردوبدل می‌شود هیجان است. معمولاً در یک ارتباط زنده و رودررو.

در این فرآیند یک ارسال‌کننده وجود دارد و یک دریافت‌کننده. ارسال‌کننده کسی است که کلمات را می‌فرستد، زبان بدن را می‌فرستد، احساس را می‌فرستد و دریافت‌کننده کسی است که آن‌ها را می‌گیرد.

گاهی اوقات پیام مدنظر ارسال‌کننده همانی نیست که دریافت‌کننده آن را دریافت می‌کند. مثلاً گاهی اوقات من به همسرم می‌خواهم بگویم دوستت دارم اما او احساس می‌کند که من دارم مسخره‌اش می‌کنم. زمین تا آسمان پیام معکوس شد. گاهی اوقات به یک نفر می‌خواهیم بگوییم که من نگرانت هستم؛ اما او احساس می‌کند که من دارم درکارش دخالت می‌کنم.

اینجا مشکل از ارسال‌کننده است یا از دریافت‌کننده؟ می‌تواند از هر دو باشد؛ یعنی می‌تواند ارسال‌کننده شیوه ارسالش اشتباه باشد یا ناکافی باشد یا ناقص باشد. گاهی اوقات هم ارسال‌کننده کارش را درست انجام داده و کامل و دقیق پیامش را فرستاده، اما این دریافت‌کننده است که اشتباه دریافت کرده.

ارتباط موثر

اصول ارتباط موثر

اصل اول ارتباط موثر:

ارتباط یک نیاز روان‌شناختی بنیادین است؛ یعنی اگر ما آموزش ارتباط موثر را به‌عنوان یک مهارت ضروری می‌دانیم به خاطر این است که ارتباط موثر یک نیاز روانی بنیادین است.

وقتی‌که می‌گوییم یک نیاز بنیادین است، بنیادین دو معنا دارد:

معنای یک بنیادین این است که غیراکتسابی است، یعنی ما یاد نمی‌گیریم که باید ارتباط موثر داشته باشیم. ما وقتی به وجود می‌آییم، این نیاز هم با ما به وجود می‌آید یعنی این نیاز یک نیاز درونی است و ذاتی است، با ما متولد می‌شود. یکی از رفلکس‌هایی که نوزاد وقتی به دنیا می‌آید و از خودش ساطع می‌کند، گریه کردن است.

قبل از اینکه نوزاد لبخند بزند گریه می‌کند. این گریه یعنی یکی من را بغل کند یا به من توجه کند. یکی دیگر از رفلکس‌هایی که نوزاد با آن به دنیا می‌آید رفلکس تعقیب اشیا متحرک است؛ یعنی هر چیزی که در شعاع بینایی نوزاد باشد نوزاد آن را تعقیب می‌کند. چرا این رفلکس در وجود نوزاد قرار داده شده است؟ برای اینکه نوزاد را آماده ارتباط‌ موثر و جوارجویی کند، آنهم با مراقب اولی‌اش به‌خصوص مادر.

پس ارتباط موثر یک نیاز است که ما یاد نمی‌گیریم و این به‌صورت درونی در ما است.

معنای دوم بنیادی بودن همگانی بودن آن است؛ یعنی ارتباط موثر نیازی نیست که قشری از انسان‌ها آن را لازم داشته باشند و بقیه آن را لازم نداشته باشند. همه انسان‌ها نیاز به ارتباط موثر دارند مگر اینکه انسان سلامت عقل و روان را ازدست‌داده باشد، افسرده شده باشد و خلاصه نیروی مرگ بر نیروی زندگی غلبه کرده باشد. این افراد می‌گویند که من ارتباط موثر نمی‌خواهم.

انسان موجودی است که علاوه بر این‌که بعدی دارد به نام جسم، بعدی دارد به نام روان. به همین دلیل انسان‌ها حداقل دودسته نیاز دارند:

نیازهای جسمانی و نیازهای روانی.

اگر نیازهای جسمی ما ارضا نشود، دچار سوءتغذیه می‌شویم و اگر نیازهای روانی هم ارضا نشود دچار سوءتغذیه روانی می‌شویم و نتیجه این سوءتغذیه بیماری روانی است؛ بنابراین بسیاری از بیماری‌های روان‌شناختی که ما انسان‌ها در کودکی و بزرگ‌سالی به آن دچار می‌شویم تماماً معلول ارضا نشدن نیازهای روانی ما است به‌خصوص نیاز به ارتباط موثر

اصل دوم ارتباط موثر:

بهداشت روان انسان‌ها درگرو کیفیت روابط آن‌ها است. پس باید بتوانیم رابطه‌های باکیفیت برقرار کنیم. آمارها نشان می‌دهد که ۸۵% از زمان هوشیاری مردم در ارتباط سپری می‌شود بنابراین ۸۵% از کیفیت زندگی ما در گرو کیفیت روابط ما است. پس مهم است که ما چگونه بتوانیم ارتباطی را سامان بدهیم، شکل بدهیم و به جلو ببریم.

بسیاری از اختلال‌های روانی، معلول آسیب دیدن ما و یا ارضا نشدن ما در این نیازها است.

مثلاً شما اختلال شخصیت اسکیزویید را در نظر بگیرید. شخصیت‌های اسکیزویید چه نشانه‌هایی دارند؟ علاقه اجتماعی آن‌ها خیلی ضعیف است، وقتی به آن‌ها می‌گوییم که دو اتاق اینجا داریم که در یکی از اتاق‌ها دونفره نشسته‌اند و اتاق دیگری خالی است، توکجا می‌خواهی بروی؟ می‌گوید می‌خواهم بروم اتاقی که هیچ‌کس نباشد. نه اینکه از جمع خجالت بکشد و یا استرس داشته باشد می‌خواهد بگوید حوصله جمع را ندارد. احساس نیاز درونی برای بودن در کنار دیگران را ندارد. یکی دیگر از نشانه‌های اسکیزویید ها این است که ناگویی خلقی دارند. خیلی سخت احساسات درونشان را می‌شناسند و خیلی سخت به احساسات درونی‌شان برچسب می‌زنند و خیلی سخت این احساسات را ابراز می‌کنند، یا نمی‌توانند ابراز کنند. پس در ابراز احساسات و بیان هیجاناتشان خیلی ضعیف هستند.

نشانه سوم آن‌ها این است که کودک درونشان خیلی ضعیف است یعنی آدم‌های اهل تنوع و هیجان و شوخ‌طبعی نیستند.

سؤال این است که چه اتفاقی می‌افتد که فرد در بزرگ‌سالی اسکیزویید می‌شود؟ ریشه‌اش به احساس تنهایی برمی‌گردد یعنی احساس بنیادین اسکیزوییدها، احساس تنهایی است.

چرا این احساس در وجود آن‌ها نشسته و تا بزرگ‌سالی دست از سر آن‌ها برنمی‌دارد. چون آن‌ها در کودکی رابطه‌ای داشتند که در آن یک رابطه بی‌کیفیت بوده یعنی والدین ابراز کننده قوی احساسات و هیجان در این رابطه نبودند، والدین توجهی به کودک نمی‌کردند و وقتی برای او نمی‌گذاشتند.

پس وقتی می‌گوییم بهداشت روان انسان‌ها در گرو روابطشان است، منظور این است که ارتباط، هم ساختار شخصیتی انسان‌ها را می‌سازد و هم کیفیت زندگی اینجا و اکنون شان را می‌سازد.

بنابراین اصل دوم می‌گوید اگر ما می‌خواهیم بهداشت روانمان حفظ شود، باید بتوانیم اصول و قواعد ایجاد و تداوم و حفظ ارتباط انسانیِ باکیفیت را یادبگیریم.

 

ارتباط موثر

ارتباط غیرموثر:

هرگاه پیامی که ارسال می‌شود همانی نباشد که دریافت‌کننده آن را دریافت می‌کند، ما این ارتباط را ارتباط غیرموثر می‌گوییم؛ بنابراین در ارتباط غیر موثر چیزی وجود دارد به نام درک غلط یا سوءبرداشت.، که منجر به نتیجه‌گیری اشتباه می شود حالا در این نتیجه یا ارسال‌کننده مشکل دارد یا دریافت‌کننده مشکل دارد و یا هر دو؛ اما اگر پیام مدنظر ارسال‌کننده همانی باشد که دریافت‌کننده دریافت می‌کند اینجا ارتباط به شیوه کاملاً موثر است و نتیجه‌اش برداشت مشترک است، نتیجه‌اش حسن تفاهم می‌شود. تفاهم یعنی فهم مشترک. یک معنای خوشبختی و تفاهم، این است که فرآیند ارسال و دریافت پیام بین دو آدم مؤثر و دقیق باشد.

یا برعکس وقتی‌که می‌گوییم این دو نفر باهم تفاهم ندارند، یک معنایش این است که این دو آدم فرآیند ارسال و دریافت پیام شان خوب اتفاق نمی‌افتد.

سه گام برای رسیدن به ارتباط موثر وجود دارد:

گام اول:

گوش دادن فعال:

گوش دادن فعال یک خرده مهارت ارتباطی است که در بسیاری از حیطه‌ها و زمینه‌های ارتباطات انسانی تأثیر دارد.

گوش دادن فعال برای چهار دسته از زوجین لازم است:

۱-  به درد آن دسته از زوجینی می‌خورد که رابطه سردی باهم دارند؛ یعنی آموزش و تمرین گوش دادن فعال می‌تواند صمیمیت در روابط بین افراد را بیشتر کند. زوجینی که مشکل اصلی آن‌ها این است که باهم سرد هستند، دعوا ندارند اما رابطه‌شان خیلی سرد است و گرما در رابطه‌شان دیده نمی‌شود، یکی از چیزهایی که می‌تواند آن‌ها را نجات دهد این است که به آن‌ها آموزش دهیم که فعالانه گوش دهند.

۲- به درد آن زوجینی می‌خورد که رابطه پرتعارضی باهم دارند، یعنی یکی از مهارت‌هایی که میزان تعارضات بین زن و شوهر را کم می‌کند گوش دادن فعال است. یکی از مهارت‌هایی که میزان تعارضات بین همه آدم ها را کم می‌کند، این است که آدم‌ها یاد بگیرند که به یکدیگر فعالانه گوش دهند. این امر تعارض را کم می‌کند.

۳-  به درد آن زوجینی می‌خورد که ارتباط توام با پرخاشگری دارند. اساساً گوش دادن فعال، خرده مهارتی است که درکنترل خشم بسیار مؤثر است. می‌تواند فراوانی خشم را کاهش دهد.

۴- به درد زوجینی می‌خورد که ارتباطی توام با سوءتفاهم باهم دارند،

بطورکلی به درد آن دست از زوجینی می‌خورد که در رابطه، مدام یکدیگر را آزرده خاطر می‌کنند به هم تیکه می‌اندازند و باهم می‌جنگند، به هم توهین می‌کنند، به هم برچسب می‌زنند، هم دیگر را تحقیر می‌کنند. پس پیداست که گوش دادن فعال به‌خصوص در روابط صمیمانه خیلی مهارت مهمی است. گوش دادن فعال، هدیه ای را به‌عنوان شنیده شدن به طرف مقابل می‌دهد، هدیه‌ای به نام درک شدن را به طرف مقابل می‌دهد. به همساز شدن و هماهنگ شدن آدم‌ها در رابطه کمک می‌کند و در نهایت صمیمیت را افزایش می‌دهد.

حالا که گوش دادن فعال اینقدر مهم است، این سوال پیش می آید که تفاوت گوش گوش دادن فعال با گوش دادن منفعل در چیست؟

گوش دادن دو نوع است: فعال و دیگری منفعل یا کاذب.

چه چیزی گوش دادن فعال را از گوش دادن منفعل متمایز می‌کند؟

چیزی که گوش دادن فعال را از گوش دادن منفعل متمایز می‌کند یک چیز است، قصد شنونده. در گوش دادن فعال، قصد، قصد مثبت است.

قصد مثبت یکی از این قصدها است. گوش دادن به قصد  فهمیدن.  مثل گوش دادن یک مشاور به حرف‌های مراجع. این گوش دادن به قصد فهمیدن است،

موانع گوش دادن فعال چیست؟

  • ذهن‌خوانی: یعنی ما به پیام گوینده توجه نمی‌کنیم ولی براساس فرا پیام‌های گوینده فرضیه‌هایی را در مورد منظور گوینده می‌سازیم و آن را باورش می‌کنیم. مثلاً خانمی را تصور کنید که پیش من آمده و باهمسرش مشکل دارد و از او گله می‌کند، می‌گوید همسرم بداخلاق و بد دهن است، غر می‌زند و ابراز احساسات نمی‌کند. فرا پیام این گوینده به این شکل است که او هیکل درشتی دارد و ابروهایش شمشیری است. من بر اساس این فرا پیام می‌گویم که این زن از آن زن‌هایی است که ده مرد را به تنهایی حریف است. این خانم مقصر است. اگر هم شوهرش عصبی شده است به خاطر رفتار این است.

با این ذهن خوانی،دیگر من گوش نمی‌دم که او چه می‌گوید. بلکه آن چیزی را که خود ساختم و باورش کرده‌ام را گوش می‌دم؛ یعنی در اصل به جای اینکه من به پیام گوینده گوش دهم، به پیام ذهنی خودم گوش می‌دم. این اتفاق خیلی وقت‌ها در ارتباطاتمان رخ می‌دهد.

  • مرور ذهنی پاسخ: در این مانع چه اتفاقی می‌افتد؟ فرد اصلاً به پیام گوینده توجهی نمی‌کند، فقط به دنبال این است که وقتی حرف‌های او تمام شد من جواب او را چه باید بدهم؟ یعنی در ذهنش دنبال پاسخ می‌گردد. مثلاً این در مشاوری که بسیار تازه کار است خیلی اتفاق می‌افتد. مشاوری که تازه کار است می‌گوید الان که صحبتش تمام شد من چه باید به او بگویم تا راضی شود؟ دیگر به بقیه داستان گوش نمی‌دهد. این یکی از موانع است.
  • قضاوت عجولانه: براساس حداقل شواهد درباره گوینده به نتیجه‌گیری می‌رسیم. این هم یک مانع که نمی‌گذرد ما فعالانه گوش دهیم.
  • گوش‌دادن انتخابی: یعنی ما در این گوش‌دادن انتخاب می‌کنیم که به بخشی از پیام گوینده گوش دهیم و به بخشی گوش ندهیم. اصطلاحاً اسم دیگر آن انتزاع انتخابی است، یعنی یک تکه را که به نفعمان است جدا می‌کنیم و گوش می‌دهیم و در حافظه‌مان ضبطش می‌کنیم و آن تکه که به ضررمان است نادیده می‌گیریم و به آن گوش نمی‌دهیم و این می‌شود یک گوش دادن ناقص.
  • خیال‌بافی: طرف با ما حرف می‌زند و ما به موضوع دیشب فکر می‌کنیم، طرف دارد با ما حرف می‌زند و ما به قرار ساعت چهار بعدازظهر فکر می‌کنیم. طرف دارد با ما حرف می‌زند و من به این فکر می‌کنم که دیروز که به خرید رفته بودم به فروشنده پنج‌هزارتومان دادم یا ده هزارتومان. او دارد او از چیز دیگری صحبت می‌کند و من ذهنم جای دیگری است. این هم یکی دیگر از موانع است.
  • نصیحت کردن: طرف دارد صحبت می‌کند و ما روی منبر می‌رویم و نصیحتش می‌کنیم، درصورتی‌که شاید او از ما نصیحت نمی‌خواهد و حتی از ما راهکار نمی‌خواهد، او از ما شنیده شدن می‌خواهد؛ اما ما فکر می‌کنیم که حتماً باید راهی جلوی پای او بگذاریم. مثلاً می‌گوید که در یک ازدواج عجله کردم و نباید با این آقا ازدواج می‌کردم. ما سریع می‌گوییم که بالاخره زندگی است و نباید آن را سخت بگیری، یک کتاب به تو معرفی می‌کنم آن را بخوان و به آن عمل کن.

او از شما راهکار نمی‌خواهد شاید راهکارها را بلد است و یا این کتاب را خوانده است. او از شما همدلی و همدردی می‌خواهد و می‌خواهد که به او اجازه بدهید تا حرف بزند.

  • حق به جانب بودن: یعنی گوش ندادن به چیزی که با آن صد در صد موافق نیستیم.
  • یکی به دو کردن است: گوش می‌دهیم اما به قصد مخالفت کردن و به قصد جنگیدن و جر و بحث کردن.
  • منحرف کردن بحث: طرف دارد صحبت می‌کند و ما به صحرای کربلا می‌زنیم.
  • تسکین دادن: یعنی ما به قصد مدیریت بحران سریعاً تسلیم می‌شویم. مثلاً همسرمان می‌گوید که از تو دلخورم و می‌خواهم با تو حرف بزنم، سریع می‌گوییم هرچی تو بگی درست است، من تسلیم، بحث نکن. اصلاً نمی‌گذاریم حرفش را شروع کند. چون مثلاً در ذهنمان می‌گوییم اگر شروع شود دعوا می‌شود. اگر شروع شود کار به جاهای باریک می‌کشد و اصلاً اجازه شروع را به او نمی‌دهیم.

 

 

اولین مرحله در گوش دادن فعال چیست؟

۱- شناسایی موانع ذهنی گوش دادن فعال: آن فرد باید موانع ذهنی خودش را که نمی‌گذارد شنونده فعالی باشد را در خودش کشف کند. ببیند کدام یک از این ده تا را بیشتر در ارتباطاتش دارد. این امر به کمک پایش موقعیت‌های ارتباطی محقق می شود. به فرد یک تمرین می‌دهیم به مدت یک الی دو هفته. می‌گوییم این دو هفته وقتی‌که در نقش شنونده هستی در ارتباط با هر کسی، خودت را پایش کن. ببینید کدام یک از این ده مانع را بیشتر دارید و بیشتر مانع گوش دادن تو در تجربه‌های ارتباطی چیست؟ آن‌ها را یادداشت کن؛ بنابراین به او یک جدول معرفی می‌کنیم. موقعیت ارتباطی را این طرف می‌نویسد و آن طرف موانع گوش‌دادن فعال را می‌نویسد. هدف این است که فرد شایع‌ترین موانع گوش دادن فعال را در خود شناسایی کند. الان شما به سه موقعیت ارتباطی اخیرتان توجه کنید و این جدول را کامل کنید. از این تمرین بیشتر در ارتباطات عاطفی نزدیک استفاده می کنیم.

 

موقعیت ارتباطی موانع گوش دادن فعال
با همسرم امروز صحبت می کردم حق به جانب بودن

وقتی‌که مانع را از طریق پایش موقعیت‌های ارتباطی شناختیم حالا سراغ گام دو می رویم.

 

گام دوم:

دومین گام گامی است تحت عنوان بازگویی کردن

بازگویی کردن بهترین راه برای به حداقل رساندن موانع گوش دادن فعال است.

بازگویی کردن به ما امکان می‌دهد که اگر برداشت غلطی را از گفته‌های گوینده داریم از نطفه، شناسایی و اصلاح کنیم؛ یعنی ممکن است که گاهی من حرف‌های شما را بد متوجه شدم، این بازگویی کردن به من این امکان را می‌دهد که اگر اشتباه کرده باشم خودم را اصلاح کنم.

بازگویی کردن این پیام را به گوینده می‌دهد که من کاملاً متوجه حرف‌های تو هستم و تلاشم این است که کاملاً حرف‌های تو را بفهمم؛ یعنی هدیه درک شدن و شنیده شدن را بهتر می‌کند. و بالاخره این بازگویی کردن فرآیند ارتباط را تسهیل می‌کند.

بازگویی کردن انواع دارد:

۱- ابتدایی‌ترین نوع بازگویی کردن، بازگویی کردن عین کلمات یا گفته‌های گوینده است؛ یعنی ما اجازه می‌دهیم که کل گفته‌های گوینده تمام شود یا یک واحد پیام تمام شود. آنجایی که گوینده مکث می‌کند یعنی یک واحد پیام تمام شده است.

۲- حالت دوم بازگویی کردن، بازگویی کردن احساس گوینده است؛ یعنی ما اصلاً خود پیام یا کلام را بازگویی نمی‌کنیم، احساس پشت کلمات را برای او بازگویی می‌کنیم. تا هم متوجه بشویم که ما درست احساس را برداشت کرده‌ایم و او هم متوجه شود که من فراتر از سطح کلمات با او ارتباط برقرار می‌کنم. آن چیزی را که تو نگفتی را هم من شنیدم. چه برسد به آن چیزی که گفتی.

۳- بازگویی کردن منظور گوینده: قصدش را و هسته پیامش را برای او بازگویی می‌کنیم. پس آنطور که از حرف‌هایت متوجه می‌شوم، شما آن موقع خیلی عصبانی بودی.

۴-یک وقتی هم هست که ما هم کلمات، هم احساس و هم منظور را خلاصه‌سازی می‌کنیم. پس‌ در خلاصه‌سازی هر سه راه بازگویی کردن وجود دارد؛ بنابراین بازگویی کردن می‌تواند به این چند شکل باشد.

قالب‌های بازگویی چیست؟

۱- یکی از این قالب‌ها: پس آنچه که از حرف‌های شما متوجه شدم این است که …

۲- اجازه بده ببینم درست متوجه شدم، شما گفتید…

۳- اگر منظور شما را درست فهمیده باشم، شما گفتید…

۴- اگر به زبان دیگر من بخواهم گفته‌های شما را خلاصه کنم این‌گونه می‌توانم بگویم که…

این‌ها از رایج‌ترین قالب‌ها هستند.

گام سوم:

مرحله ای است به نام روشن‌سازی:

طبیعی است که ممکن است من به‌عنوان یک شنونده بخشی از گفته‌های گوینده را درست متوجه نشده باشم. این طبیعی است. پس برای من ابهاماتی ایجاد شده است و یا سؤالاتی مطرح شده است. من در این گام حق دارم که این را روشن کنم، یعنی تصریح بیشتر.

بنابراین ابزار اصلی در روشن سازی چیست؟ کاوش است و کلید کاوش سؤال است. پس من اینجا باید گفته‌های گوینده‌ را از طریق سؤال کردن بکاوم.

هدف کاوش در گفته‌های گوینده چیست؟ ارتباط برقرار کردن با ذهن تجربه‌ای گوینده.

گام چهارم:

بازخورد دادن

حالا گوینده منتظر نتیجه و منتظر یک پاسخ از طرف ما است.

ویژگی های بازخورد دادن:

۱-  باید فوری باشد.

۲-  بازخورد باید صادقانه باشد. من باید نظر واقعی‌ام را و احساس واقعی ام را، تفکر و طرز فکر و نگاه واقعی ام را به او بگویم. من نباید فریب بدهم و غیر واقعی باشم. بازخورد باید واقعی باشد.

۳- بازخورد باید حمایت‌کننده باشد. منظور از حمایت‌کننده یعنی چه؟ مثلاً شما تصور کنید دوست ما و یا بچه‌مان یک اشتباهی را مرتکب شده است و آن هدفی که ما برایش چهار ماه شش ماه تلاش می‌کردیم در باد رفت. اگر غیر حمایت‌کننده باشد من می‌گویم واقعاً که گند زدی. حالا اگر من همین را بخواهم بگویم ولی حمایت‌کننده، می‌گویم به نظر من شما در این مسئله عجولانه رفتار کردید.

 

 

Portrait of a successful business people shaking hands at board room

نقش ارتباط در مذاکره موفق

نقش ارتباط در مذاکره موفق چیست؟

مذاکره چیزی نیست جز گفتگویی بین افراد برای دستیابی به یک راه حل جایگزین که می تواند همه را راضی کند.ارتباط در مذاکره موفق نقش مهمی را در مذاکره ایفا می کند.

یک بحث موثر چطور ممکن می شود؟ فقط از طریق ارتباط در مذاکره.

ارتباط موثر به طور مستقیم متناسب با یک مذاکره موثر است. هر چه ارتباط در مذاکره بهتر باشد، مذاکره نیز بهتر است. بحث کردن به معنای جنگیدن و فریاد زدن نیست، به جای آن به طور ساده تبادل ایده ها، افکار و نظرات افراد با یکدیگر است که این مساله نیاز اصلی برای داشتن مهارت یک ارتباط در مذاکره عالی در یک بحث موثر و سالم است. برقراری ارتباط در مذاکره یک هنر است و یک شخص باید در تمام انواع مذاکره استاد شود تا بتواند پیروز شود. شخص مقابل هرگز درباره افکار و ایده های شما اطلاع پیدا نمی کند مگر اینکه شما آن را به اشتراک بگذارید. کسی نمی تواند ذهن شما را بخواند مگر اینکه شما درباره آن صحبت کنید.

شخص باید بوسیله انتخاب با دقت کلمات مناسب افکار خود را خیلی معقول به یک سخنرانی تبدیل کند. درباره کلمات خود با دقت عمل کنید. نباید از جملات موهن یا کلمات نا واضح در صحبت خود استفاده کنید. قدرت بیان خود را درک کنید. روشی که با آن افکار خود را ارائه می دهید، مهم است. فقط برای اینکه صحبت کنید حرف نزنید. افکار تصادفی و ایده های انتزاعی فقط منجر به بروز ابهام می شود. یک شخص باید به طور واضح همانطور که از بقیه انتظار دارد، صحبت کند. کلمات خود را نخورید و سعی کنید دیگران را به اشتباه نیاندازید. ایده ها و افکار شما باید به طور واضح برای بقیه بیان شود تا به خوبی درک گردد. در صحبت خود واضح و دقیق باشید.

 

نقش ارتباط در مذاکره موفق

بن قصد خرید یک خودکار برای خود داشت. درباره قیمتی که فروشنده به او گفت خیلی قانع نشد و فکر می کرد که مقداری بالا است. او می خواست که قیمت خودکار را کاهش دهد. متاسفانه بن مهارت های ارتباطی خوبی نداشت و هر چه که بیان کرد فقط فروشنده را به اشتباه انداخت. اصرار به تقلبی بودن و دفاع از آن منجر به امتناع فروشنده از قبول کردن بن و عصبانی شدن او شد.

اشتباه بن چه بود؟

بن می خواست که قلمی خریداری کند، اما تنها اشتباه او این بود که نتوانست به شیوه ای قانع کننده صحبت کند. اگر او به طور واضح صحبت می کرد و به فروشنده توضیح می داد که چرا قیمت خودکار باید پایین تر از چیزی باشد که او اعلام کرده است، می توانس مالک خودکار شود. در این مورد مذاکره مفید نبود و هیچ کس چیزی به دست نیاورد.

نقش ارتباط در مذاکره

 

ارتباط موثر در مذاکرات حقوق و دستمزد نیز مهم است.

انتظارات درباره دستمزد خود را در مقابل شخص استخدام کننده به طور واضح بیان کنید. اگر مایل هستید که دستمزد شما بیشتر چیزی که بیان کرده اند باشد، این موضوع را خیلی واضح اما مودبانه مطرح کنید. بهترین تلاش خود را برای این موضوع که چرا نیاز به بالا بردن مبلغ دستمزد دارید و اینکه احتمالا اگر به سازمان بپیوندید چطور آن را توجیه می کنید جهت قانع کردن کارفرما استفاده کنید. هیچ چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، بلکه سازمان نیاز به افراد با استعدادی مثل شما دارد. یاد بگیرید که کمی موقعیت شناس و با تدبیر باشید. پوشش، لهجه و تلفظ شما نیز مهم است. بر روی کلماتی که فکر می کنید مهم هستند، تاکید کنید. اگر از پیشنهاد راضی نیستید، خوب است که با یک روش مودبانه آن را رد کنید. به خاطر داشته باشید ما همه از خانواده های خوبی آمده ایم و باید مانند افراد تحصیل کرده و با فرهنگ رفتار کنیم.

ارتباط موثر اولویت اول در معاملات کسب و کار دارد.

شرایط و ضوابط باید به طور واضح برای شفافیت بهتر ارائه شوند. چیزی را از گروه مقابل مخفی نکنید. بهتر از از حالت های ارتباط نوشتاری مانند ایمیل ها، نامه ها، اسناد و توافق نامه برای اعتبار بخشی بهتر استفاده کنید. از اصطلاحات شرکت ها و کلمات تخصصی استفاده کنید و هرگز عبارات بی ربط را در صحبت خود به کار نبرید. این مساله بسیار غیرحرفه ای به نظر می آید.

همچنین باید درباره ارائه و تن صدای خود بسیار مرافب بود. همیشه به خاطر داشته باشید که در جنگ ها می توان فقط با مودب و نجیب بودن به پیروزی رسید. در مقابل دیگران بی ادب و خشن نباشید. به آرامی و متقاعد کننده با یک تن صدای رسا برای یک شخص و همه افراد دیگر صحبت کنید. خیلی سریع یا خیلی کند صحبت نکنید. شخص مقابل باید صحبت شما را متوجه شود. هرگز با صدای بلند یا فریاد با کسی صحبت نکنید. غیراخلاقی است که با کسی فقط برای یک معامله بد صحبت کنید یا به او توهین کنید. روابط مهم تر هستند و باید مورد ارزش واقع شوند.

ارتباط در مذاکره غیر کلامی نیز نقش مهمی در مذاکره موثر ایفا می کند. حالات چهره، حرکات دست و وضعیت بدن ما بسیار مهم هستند و هرگز نباید نادیده گرفته شوند.

برای روشن شدن بیشتر موضوع به مثال زیر توجه کنید:

اگر به شخصی برخورد کنید که عصبی، بی دلیل عرق کرده و بی توجه به چیزهای اطراف است، آیا او را قبول می کنید؟

بدیهی است که خیر.

 

همین اتفاق برای گروه مقابل می افتد. اگر متوجه شوند که شما عصبی هستید، به طور قطع تلاش می کنند که بر شما چیره شوند و معامله هرگز به نفع شما تمام نخواهد شد. درماندگی خود را به شخصی نشان ندهید. ممکن است که بسیار به شغل احتیاج داشته باشید اما اجازه ندهید که شخص مقابل در این باره بداند. هر زمان که برای یک مذاکره می روید، به همراه داشتن لبخند را فراموش نکنید. لبخند کوتاه شما میلیون ها دلار می ارزد اما به خاطر داشته باشید بی دلیل نخندید یا جوک های احمقانه در این بین تعریف نکنید. با احوال پرسی و تعارفات معمول یخ را بشکنید. صاف بنشینید، بر روی صندلی تکیه نکنید و با شخصی که در آن سوی میز نشسته است ارتباط چشمی برقرار کنید. با اشیای روی میز بازی نکنید. بر روی مذاکره تمرکز کنید و به اینجا و آنجا نگاه نکنید.

مذاکره موشک هوا کردن نیست. فقط باید درباره انتظارات و منافع خود خیلی روشن باشید، آنها را واضح بیان کنید، گروه مقابل را راضی کنید و به چیزی مورد قبول هر دو گروه دست یابید. چیزی که موجب ناراحت شدن طرف مقابل می شود نگویید. در صحبت خود بسیار مودب باشید، همه را در بحث دخیل کنید و به نفع تمام افراد شرکت کننده در بحث برای یک مذاکره موثر تصمیم بگیرید و توجه داشته باشید که برای یادگیری مذاکره موفق نیاز به آموزش سخنرانی و فن بیان دارید.

 

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

اگر از پشت گوش انداختن کارها خسته شده اید حتما بخوانید!

کافی است یک سفر یا تعطیلات خاصی پیش آید؛ همین باعث می شود تا روالی که برقرار بود از بین برود و به اصطلاح پشت آدم باد بخورد! اصلا دیگر شروع کار برای انسان زجر آور می شود. با خود می گوییم: من همانی هستم که دیروز به سختی دل از کار می کندم و به خانه بر می گشتم؛ اما الان…اگر شما هم درگیر همین حس وحال هستید و فکر می کنید حوصله هر چیزی را جز کار کردن یا پیش بردن کارهای روزمره تان دارید تنها نیستید! خیلی از افراد مثل شما هستند که استراحت های کوتاه مدت آن ها را تقریبا از کار دلسرد می کند. در واقع مشکل پشت گوش انداختن کارها مسئله ای است که خیلی از ماها در طول عمر و در مقطع خاصی با آن درگیر می شویم.

پشت گوش انداختن یا عدم تمرکز صحیح روی کار ها دلایل مختلفی دارد. به گفته کارشناسان یک فرد فقط زمانی می تواند از انجام یک کار سر باز بزند و انجام آن را به زمان دیگری موکول کند که فاصله یا شکافی بین زمانی که قصد انجام کار را دارد با زمانی که واقعا می خواهد آن را انجام دهد به وجود آید. این شکاف هر چه که باشد فاصله بین خواستن و عمل کردن را زیاد می کند و نتیجه آن همان پشت گوش انداختن کارها یا تنبل بودن افراد می شود!

البته هر فردی که کار خاصی را پشت گوش می اندازد لزوما تنبل نیست. شناسه های زیادی وجود دارد تا بتوانیم سطح این بی تفاوتی را در خودمان ارزیابی کرده و سپس به دنبال بهترین راه برای برگشتن به روال قبلی باشیم. دانشگاه زندگی راهنما کاملی برای مبارزه با این مشکل که اتفاقا دغدغه همه ما می باشد گردآوری نموده است.

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

شما کارها را پشت گوش می اندازید؟در چه درجه ای از این حس انکار نسبت به کار و فعالیتتان قرار دارید؟ اگر این نشانه ها را دارید شما هم نیاز به یک کاردرمانی اساسی در دانشگاه زندگی دارید:

  • ساعات روز شما با کم اهمیت ترین کارهایی که در زندگیتان وجود دارد پر می شود
  • شما پیغام ها، ایمیل ها و سایر اعلاناتی که برایتان ارسال می شود را می بینید و می خوانید؛ اما حوصله ای برای رسیدگی به آن ها ندارید
  • مشغول انجام کار حساسی هستید و دقیقا در زمانی که نیاز به عکس العمل حرفه ای شما شدیدتر می شود شما به فکر تفریحاتی که هیچ گاه تجربه نکرده بودید می افتید!
  • هر روز لیست بلند بالایی از تمام کارهای عقب مانده تهیه می کنید اما امان از تنبلی! شما به هیچ یک از این کارها نمی توانید بر اساس اولویت واقعیشان رسیدگی کنید!
  • انسانی که کارها را پشت گوش می اندازد همیشه به دنبال بهترین زمان یا بهترین موقعیت برای پیش بردن کارهایش است. اما این زمان و موقعیت انگار هیچ وقت فرا نمی رسد!

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

کشف بهترین راه برای جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها بیش تر بستگی به دلیل این موضوع دارد. شخصیت و موقعیت خودتان را براندازه کنید و ببینید ریشه این واکنش شما در کار کردن به کدام یک از دلایلی که در ادامه برررسی می کنیم مربوط است؟

پشت گوش انداختن کارها به دلیل ترس از خراب کردن آن ها!

اگر این کار را به خوبی انجام ندهم چه می شود؟ انجامش به احساس خفت و حقارتی که بعد از باید تحمل کنم نمی ارزد! با انجام این کار قرار است چه گیر من بیاید که بخواهم خودم را برای انجام این کار به دردسر بیندازم؟

این سوالات یا توجیهاتی که هر فرد در ذهنش دارد یکی از بزرگ ترین عوامل در انجام دادن کارها است و گفته می شود چنین افرادی با مشکل پیشگیری از تمرکز کردن در کارها رو به رو هستند. روان شناسان بهترین راهکاری که برای حل این مشکل معرفی می کنند استفاده از تکنیک ارتقا تمرکز می باشد.

یک راه حل ساده!

اگر ترس از خراب کردن کارها مشکل اصلی شما برای پشت گوش انداختن کارها است شاید بهتر باشد به جای مرخصی گرفتن و دیر یا زود رفتن نظمی به کارهایتان ببخشید. رعایت نظم در امور یکی از بهترین راه ها برای عادت دادن خودتان به شرایط کاری یا تحصیلی است.

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

پشت گوش انداختن کارها به دلیل عدم علاقمندی به کارها

چه کسی گفته است که شما حتما باید همان کاری را انجام دهید که دوست دارید؟ بهانه هایی مثل” من نمی توانم ورزش کنم” یا ” بیدار شدن ساعت ۶ صبح برای من مثل مرگ است” را کنار بگذارید!

اگر نگاه مختصری به زندگی افراد مشهور و موفق داشته باشیم متوجه می شویم که بسیاری از نویسندگان، افراد نخبه و دانشمندان دنیا یا حتی سیاستمداران به خاطر آن اجباری که برای انجام کارها در ساعات خاصی در روز برای خود قائل شدند ( و نه علاقمندیشان) به موفقیت رسیدند!

این توصیه ها را جدی بگیرید!

این حقیقت را باید پذیرفت که در انجام کارهایی که به انسان محول می شود هیچ کسی غیر از خود فرد نمی تواند موثر باشد. در واقع تا ما نخواهیم کاری از کار پیش نمی رود و هر چیزی نیاز به اراده ما دارد.

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

این چند توصیه انگیزشی را برای شروع کارهایتان و جلوگیری از پشت گوش انداختن آن ها جدی بگیرید!

موقع انجام هر کاری به دیگران فکر کنید!

گاهی کار کردن مخصوصا وقتی که منفعت شخصی در آن دخالت نداشته باشد مشکل می شود. پشت گوش انداختن کارها را می توان با یک تلقین روحی حل کرد: شما با کار کردن در واقع در حال کمک کردن به خودتان هستید!

از این رو توصیه می کنیم در کنار فکر کردن به خستگی و مسائلی که ممکن است فکر شما را در طول فعالیت به خود مشغول کند کمی به جنبه های مثبت کار توجه کنید.

بخش خیلی کوچکی از کار را شروع کنید!

وقتی که می بینید حوصله انجام یا تمام کردن پروژه ای را ندارید دست از کار نکشید. توصیه ما شروع بخش خیلی کوچکی از کار است. باور کنید همین که مثلا شما دستتان را به سمت کیبورد ببرید و شروع به تایپ کردن یا جستجو نمایید همه چیز به صورت خودکار انجام می شود! این معجزه زیاده خواهی و ترفند خودانگیزشی در انسان است!

خود را در معرض خطر قرار دهید!

وقتی که کارها باید در زمان خاصی انجام بپذیرند و روحیه آرام بیش از حد شما سرعت در انجام کارها را کم می کند بهتر است خودتان را در معرض خطر قرار دهید. اصلا بهتر است گاهی اجازه دهید این ترس و نگرانی به درونتان رخنه کند!

جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

کارهایی که به نحوی ریسک کردن هستند و شما را در معرض خطر قرار می دهند را انتخاب کنید. انجام کارهایی که ممکن است به ضررتان تمام شود را به راحتی رد نکنید. به جای پشت گوش انداختن کارها خودتان را در معرض انجام و پذیرش ریسک آن ها قرار دهید.

زمان خلق کنید!

سرتان شلوغ است؟ از وقت تماشا فیلم و تلویزیون بگذرید! از زمان گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بکاهید و خلاصه با کم کردن تفریحات و زمان هایی که چندان ضروری نیستند زمان خلق کنید! این عبارت زمان خلق کردن را اکثر افراد موفق به کار می برند؛ چون ایمان دارند که زمان از دست رفتنی است!

در کارهای جمعی شرکت کنید!

آخرین راه حل ما برای افرادی که روحیه فعالی در انجام کارها ندارند شرکت در کارهای جمعی به جای پذیرش کارهای انفرادی است.

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

با ماندگارترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ جهان آشنا شوید

دنیا پر است از سیاستمندارانی که سودای شهرت و قدرت را دارند، از هر ترفندی برای تهیه سخنرانی انتخاباتی و جلب نظرات مخالفان خود استفاده می کنند، هزینه های کلان و هنگفت را برای تبلیغات و سیاه نمایی رقبا خود صرف می کنند اما از یک ضعف بزرگ رنج می برند: سخنرانی اثرگذار! شاید شما سخنران خوبی باشید و مهارتتان به اندازه ای باشد که در بزرگ ترین سالن های کشور یا حتی دنیا بتوانید به سخنرانی بپردازید اما هرگز نمی توان سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ را با سخنرانی های معمول قیاس کرد!

دمای انتخابات در کشورهای مختلف از جمله کشور ما با این که انتخابات به پایان رسیده در بالاترین درجه خود قرار دارد. به عنوان یک طرفدار یا مخاطب مناظرات انتخاباتی حتما برای شما هم پیش آمده است حس کنید چه قدر یک سخنرانی و شیوه سخنوری یک فرد می تواند روی تصمیمات آینده شما اثر بگذارد. در واقع حرارت ناشی از افزایش تب انتخاباتی با همین سخنرانی ها است که به مردم منتقل می شود و هیچ نوع سخنرانی به اندازه کلمات و سخنان کوبنده ای که نامزدهای انتخاباتی بیان می کنند ممکن نیست روی مردم اثر بگذارد.

از میان سخنرانی های انجام شده توسط تمام رجال سیاسی برخی از سخنرانی ها و مطالبی که در آن ها بیان شده اند انگیزشی تر و الهام بخش تر بوده اند و در تاریخ ماندگار شدند. سخنرانی های آبراهام لینکلن، رونالد ریگان، تئودور روزولت، لیندون جانسون و فرانکلین روزولت از جمله موفقیت آمیزترین سخنرانی های انجام شده در ایالات متحده آمریکا هستند که نقطه شروع، میانه و پایان آن ها به عنوان نقطه عطف تاریخ ریاست جمهوری آمریکا و دنیا شناخته شده اند.

دانشگاه زندگی قصد دارد شما را با برخی از این سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ جهان آشنا کند. این سخنرانی ها الگو خوبی برای نامزدهای آینده ریاست جمهوری هستند و قطعا شناخت شیوه سخنرانی این افراد در شکل گیری استراتژی های سخنوری انتخاباتی هر فرد اثر می گذارد.

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

سخنرانی بزرگ لینکلن در نطق گتیسبرگ

در نوزدهم نوامبر ۱۸۶۳، لینکلن به پاس فداکاری های صورت گرفته در گورستان ملی پنسیلوانیا در منقطه گتیسبرگ به سخنرانی پرداخت. هر چند که سخنرانی لینکلن که در دو دقیقه ارائه شد در لیست کوتاه ترین سخنرانی های دنیا قرار دارد اما به عنوان قوی ترین و به یادماندنی ترین سخنرانی های دنیا در ذهن اقشار مختلف آمریکا خصوصا کودکان و بچه های دبستانی نقش بست.

بخشی از این نطق ماندگار و بی نظیر که فقط و فقط ۲۷۲ کاراکتر داشت را با هم مرور می کنیم:

“چهار دورهٔ بیست ساله و هفت سال پیش، پدرانمان در این قاره ملتی نو پدید آوردند؛ ملتی که رویای آزادی در سر داشت و خود را برای رسیدن به برابری میان تمام انسان ها وقف کرده بود.

ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم که دوام آن ملت یا هر ملت دیگری را که همان رویاها و همان اهداف را در سر دارد در معرض آزمون و ارزیابی قرار داده است. ما در یکی از میادین نبرد همان جنگ گرد هم آمده‌ایم. آمده‌ایم تا بخشی از آن میدان نبرد را به آرامگاه ابدی کسانی اختصاص دهیم که درست در همین‌جا از جان خود گذشتند تا آن ملت به حیاتش ادامه دهد. این اقدام ما کاملاً مناسب و به جا بود. اما اگر عمیق‌تر بنگریم، ما نمی‌توانیم این زمین را به یاد آنان نامگذاری کنیم، ما نمی‌توانیم به این زمین قداست ببخشیم، ما نمی‌توانیم این زمین را مبارک کنیم. مردان شجاعی که در اینجا جنگیدند، چه مرده چه زنده، آنان‌اند که به این زمین قداست بخشیده‌اند؛ خیلی بیشتر از آن حدی که تلاش‌های ناچیز ما اندکی از آن بکاهد یا به آن بیفزاید.”

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

نطق لینکلن چرا متمایز شده است؟

لینکلن طی سخنرانی تاریخی خود برخی از بزرگ ترین و بارزترین خصیصه های انسانی اش را به نمایش گذاشته بود:

فروتنی لینکلن

در بخش های پایانی این سخنرانی (که ما در این مطلب دیگر بدان اشاره نکرده ایم) لینکلن به تلاش های بی بدیل خود که شرافتمندانه در راه نهضت به کار برده است می پردازد. او با تحسین شهدا و کسانی که در راه دفاع جنگیده و مرده اند تواضع خود را به کسانی که در مقابل آن ها سخنرانی می کند نشان می دهد.

منطق لینکلن

این سخنرانی در دنیا به دلیل شفاف سازی لینکلن درباره فعالیت های ایالات متحده مشهور شده است. او در این سخنرانی کوتاه به تمام مردم یادآوری می کند که آزادی و پایداری ملت آمریکا چگونه به دست آمده است.

نطق لیندون جانسون: ما باید غلبه کنیم!

در اواسط دهه۱۹۶۰ بود که جو آمریکا در شورش های نژادی متشنج شد. در این زمان بود که سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا برای آزادی و حقوق برابر همه آمریکایی از کنگره درخواست احقاق حق همه آمریکایی تبارها را اعلام کرد. او در این نطق از عبارت “ما غلبه خواهیم کرد” استفاده کرد و خواست در هر شرایط مردم سفید یا سیاه، اهل جنوب یا شمال فقط و فقط یم آمریکایی خطاب شوند و بس!

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

بخشی از سخنرانی لیندون جانسون:

“ماموریت ما در بزرگ ترین و اساسی ترین کشور دنیا اصلاح اشتباهات، برقراری عدالت و خدمت رسانی به انسان ها است. اکنون با بحران های زیادی رو به رو هستیم. زندگی ما توام با مشکلات و مباحث بزرگی نظیر جنگ و صلح و رفاه و افسردگی مردم می باشد.”

نطق لیندون جانسون چرا متمایز شده است؟

بدون شک اقتدار و صلابت در سخنان لیندون جانسون از عوامل تاثیرگذار در متمایز شدن سخنرانی های او بوده است. او در بخشی از پایان سخنرانی خود می گوید:

وطیفه سیاه پوستان است تا از نعمت آمریکایی تبار بودن خود دفاع کنند. هدف سیاه پوستان هدف ما است؛ چون در صحنه دنیا این فقط سیاه پوستان نیستندکه مطرح می شوند؛ این همه ما هستیم که باید با میراث فلج کننده تعصب و  بی عدالتی بین خودمان مبارزه کنیم! ما مبارزه خواهیم کرد!

نطق افتتاح جان اف کندی

جان اف کندی، جوان ترین و خوش سیما ترین چهره سیاسی آمریکا می باشد که در دوران جوانی خود به منصب ریاست جمهوری دست یافته است. ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ جهان به جان اف کندی تعلق دارد که مردم را به یک دوره متفاوت در تاریخ آمریکا وارد می کند. او در این سخنرانی مردم را به چالش می کشد تا این بار به کشور خودشان فکر کنند؛ نه کشور بیگانه!

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

بخشی از سخنرانی الهام بخش وی را می خوانید:

“در طول تاریخ طولانی جهان فقط چند نسل بوده اند که از آزادی مطلق خود زمانی که در معرض خطر محض قرار داشتند دفاع نمودند. انرژی، تلاش و از خود گذشتگی ما نوری است که به کشور ما می تابد و این روشنایی جهان را روشن می کند.”

سخنان رونالد ریگان در دروازه براندنبورگ

جملات کلیدی معمولا طی سخنرانی های بزرگی که توسط نامداران تاریخ نظیر رونالد ریگان به کار برده شده اند تبدیل به ماندگار ترین بخش نطق آن ها شده اند. مثلا رونالد ریگان بعد از جنگ جهانی دوم و زمانی که هیچ کشوری بیش تر از آلمان تحت تاثیرمشکلات جنگ قرار نگرفته بود از گورباچف رهبر شوروی خواست دیوار برلین را تخریب کند.

ماندگار ترین سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ

گفته می شود هیچ لحظه ای در سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ به این شکل نمادین نبوده و این نفوذ را در افکار جهانی نداشته است.

شما چه فکر می کنید؟

به نظر شما کدام یک از سخنرانی های رئیس جمهورهای تاریخ الگو بهتری برای نامزدهای انتخاباتی است تا بتوانند شبیه به یک رئیس جمهور واقعی سخنرانی کنند؟