سخنرانی انگلیسی

۱۱ مکان برای یادگیری رایگان مهارت های سخنرانی انگلیسی

سخنرانی انگلیسی یکی از مهارت هایی است که بسیاری از افراد برای یادگیری آن تلاش می کنند. آموزش سخنرانی و فن بیان به زبان مادری نیاز به تمرین زیاد دارد چه برسد که بخواهیم به زبان انگلیسی سخنرانی کنیم!!

با این حال، سخنرانی انگلیسی  یکی از بزرگترین ترس های افراد بوده و ترس افراد از این موضوع بسیار بیشتر از ترس از عنکبوت، ارتفاع، تاریکی و حتی مرگ می باشد.

بله درست متوجه شدید، مرگ!

اگر شما نیز از آن دسته از افراد هستید که هراس بسیار زیادی از سخنرانی انگلیسی دارید، بدون شک باید این ۱۱ مکان را بررسی نموده و به صورت رایگان مهارت های سخنرانی انگلیسی را فرا بگیرید.

  1. یادگیری از طریق Udemy

Udemy یک پلت فرم یادگیری ویدئویی است که دوره های سخنرانی انگلیسی رایگانی را توسط کریس هارون در اختیار افراد قرار می دهد. در دوره “سخنرانی انگلیسی فوق العاده و لذت سخنرانی”، هارون به بررسی سخنرانی های برتر توسط افرادی نظیر استیو جابز، مریل استریپ و رونالد ریگان پرداخته و قدرت سخنرانی انگلیسی را به افراد نشان می دهد.

  1. دوره “مقدمه ای بر سخنرانی انگلیسی ” دانشگاه واشنگتن در Coursera

دکتر مت مک گاریتی دانشکده ارتباطات دانشگاه واشنگتن، افراد را از طریق یک دوره ۱۰ هفته ای با سخنرانی انگلیسی آشنا کرده و به آنها نحوه ارتباط زبانی به صورت بسیار تاثیرگذار را آموزش می دهد.

دکتر مک گاریتی اطلاعات و ترفندهایی در مورد طراحی سخنرانی انگلیسی فی البداهه، یادگیری فرایند آماده سازی سخنرانی انگلیسی و ارائه سخنرانی های انگیزشی مناسب را در اختیار شما قرار می دهد.

  1. دوره شش هفته ای سارا لوید هافز در مورد سخنرانی انگلیسی

نویسنده کتاب “نحوه برتری در سخنرانی عمومی” دوره رایگان شش هفته ای را برگزار می کند که مطالب این دوره به ایمیل افراد ارسال می شوند. درس هر هفته بر روی یکی از ویژگی های سخنرانان برتر جهان تمرکز داشته و توصیه هایی را برای ایجاد این ویژگی ها در خود ارائه می دهد.

لوید هافز بر روی ایجاز تاکید داشته و مطالب نوشتاری و ویدئویی متعددی را در اختیار افراد قرار می دهد. اگر شما زمان اندکی داشته و به دنبال توصیه هایی با بیشترین تاثیر هستید، این گزینه فوق العاده می باشد.

  1. “هنر سخنرانی عمومی” دیل کارنگی به صورت فایل های صوتی قابل دانلود

قبل از آغاز کتاب “نحوه دوستیابی و تاثیرگذاری بر روی افراد”، دیل کارنگی کتاب “هنر سخنرانی عمومی” را با همکاری جوزف اسنوین به پایان رساند. توصیه های آنها اکنون بعد از یک قرن نیز قابل استفاده می باشند. یک گوینده به طور داوطلب این کتاب را در Librivox به کتاب صوتی تبدیل کرده و این کتاب ۱۹ ساعته اطلاعاتی را در مورد نحوه استفاده از صدا و اشارات دست برای تاکید بر روی نکات مهم، نحوه انتقال اعتماد به نفس در گروه های بزرگتر، نحوه ترغیب افراد و … آموزش می دهد. شما می توانید هر فصل از این کتاب را به صورت یک MP3 مجزا از وب سایت LearnOutLoud.com دریافت کنید.

  1. “اصول سخنرانی های عمومی” ـ دانشگاه هاوستون

پروفسور دبرا بریجز دانشگاه هاوستون، سخنرانی ۱۲ دقیقه ای خود را به صورت یک ویدئو در اختیار عموم قرار داده است و این ویدئو تاکنون بیش از ۱۶۰۰۰ بار مشاهده شده است. این دوره که به صورت یک دوره آموزش از راه دور برای COM1332 طراحی شده است، مجموعه ای از سخنرانی ها می باشد که اکنون از طریق YouTube به صورت رایگان در اختیار افراد قرار می گیرند. بر روی اولین لینک موجود در نتایج جستجوی YouTube کلیک کنید تا سایر ویدئوهای مربوط به این مجموعه را نیز مشاهده نمایید.

سخنرانی انگلیسی

 

  1. COMM101 آکادمی سایلور: دوره سخنرانی عمومی

این دوره گزینه مناسبی برای افرادی است که قصد دارند مهارت های سخنرانی عمومی را با شناخت نطریه ها و اصول سخنرانی موثر فرا بگیرند.

این دوره بر اساس کتاب “برخیز و سخنرانی کن ـ اصول و اخلاق سخنرانی” ایجاد شده است و کتاب نیز به صورت رایگان در اختیار افراد قرار داده می شود. افراد همچنین اطلاعاتی را در مورد “هنر سخنرانی عمومی” استیون لوکاس نیز دریافت می کنند. این یکی از طولانی ترین دوره های سخنرانی عمومی به شمار می رود و طول دوره در حدود ۹۳ ساعت می باشد.

  1. پروژه سخنرانی عمومی

پروژه سخنرانی عمومی خود را به عنوان “مجموعه ای از ابزارهای مجازی برای کمک به کاربران در زمینه پیشبرد مهارت های سخنرانی عمومی” معرفی می کند که توسط سخنران های حرفه ای ارائه شده و ابزارهای رایگان و ارزانی را در اختیار افراد قرار می دهد.

در اینجا شما می توانید به کتاب ها، ویدئوها، کلاس های مجازی نوشتن متن سخنرانی و ارائه، فعالیت ها و … دسترسی داشته و از این طریق مهارت های سخنرانی عمومی خود را تقویت نمایید. برخی از بخش های وب سایت در حال ساخت هستند، اما محتوایی که در حال حاضر بر روی وب سایت هستند نیز بسیار ارزشمند می باشند.

  1. ترفندهای سخنرانی عمومی Toastmasters International

Toastmaster یک گروه سخنرانی است که بیش از ۳۳۲۰۰۰ عضو در سراسر جهان دارد. اگرچه گردهم آمدن و سخنرانی بسیار عالی می باشد اما این روش همواره ممکن نیست. اگر شما فرصت کافی برای شرکت در ۱۵۴۰۰ باشگاه سخنرانی موجود در ۱۳۵ کشور را ندارید، می توانید به آسانی به مقالات آنها دسترسی داشته باشید.

منابع رایگان موجود بر روی وب سایت موضوعات مختلفی را پوشش می دهند که از این میان می توان به آماده سازی برای یک سخنرانی، ارائه جایزه، سخنرانی در مورد فروش و … اشاره کرد.

  1. وبلاگ The Accidental Communicator

دکتر جیم اندرسون دانش و تجربه کسب شده خود در طی ۲۵ سال اخیر در زمینه مربیگری و آموزش را با سخنرانان عمومی به اشتراک می گذارد.

توصیه های وی مربوط به دانشی است که می توان از طریق بهبود مهارت های سخنرانی و ارتباط در شرکت ها به افراد منتقل نمود. دکتر آندرسون توصیه های سخنرانی عمومی متعددی را به طور پیوسته در اختیار افراد قرار می دهد.

سخنرانی انگلیسی

  1. شش دقیقه با اندرو دلوگان

وب سایت Six Minutes اطلاعات رایگانی را در زمینه نوشتن متن سخنرانی، روش های ارائه، پاورپوینت ها و عادت های موثر سخنرانی در اختیار افراد قرار می دهد.

علاوه بر اندرو دلوگان، سخنرانان حرفه ای دیگری نیز در این وب سایت فعالیت داشته و مقالات متعددی را در زمینه سخنرانی عمومی ارائه می دهند. این وب سایت دارای ساختار مناسبی بوده و شما می توانید به راحتی به زمینه هایی که نیاز به کمک دارید، دسترسی داشته باشید.

  1. Talk the Talk: FutureLearn

“Talk the Talk: نحوه ارائه یک سخنرانی فوق العاده” یک دوره شش هفته ای است که از منابعی نظیر ویدئوهای TED Talks برای نشان دادن هنر سخنرانی عمومی استفاده می کند. این دوره بسیار تعاملی تر از سایر دوره های معرفی شده در این بخش می باشد، زیرا در طی آن می توانید با سایر افراد بحث نمایید. اگر دوره های آنلاین برای شما خسته کننده هستند، این گزینه بسیار عالی می باشد زیرا در طی آن می توانید با سایر افراد نیز در ارتباط باشید.

 

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

وقت شناسی در ارتباط با دیگران؛ قانونی که هرگز نباید زیر پا گذاشته شود

جورج واشینگتن ژنرال ارتش، سیاستمدار بلندپایه و از رهبران انقلاب آمریکا و نخستین رئیس‌جمهور این قاره پهناور بود. هر چند که ریاست جمهوری این فرد بر آمریکا حواشی بسیاری در زمان خود به دنبال داشت اما تاریخ گواه ویژگی های مدیریتی خاص واشینگتن می باشد که دست کم هر سیاستمداری را دست به دهان می گذارد. بسیاری از نزدیکان این مقام بلندپایه واشینگتن را اسوه وقت شناسی دانسته اند. هم نشینی با اعضا کنگره آمریکا فقط زمانی صورت می گرفت که عقربه بزرگ ساعت روی ۱۲ می ایستاد. واشینگتن تصویر عملی قوانین نزاکت، تربیتی و اخلاقی در قرار ملاقات ها به معنای واقعی بود. برخی از اعضا کنگره از زبان جورج واشینگتن نقل می کنند که می گفته است: وقت شناسی در ارتباط با دیگران نشانگر احترام ما به آن ها است.

دوره و زمانه عوض شده است اما هنوز وقت شناسی به عنوان یک اصل اخلاقی ثابت و بدون تغییر مانده است. جورج واشینگتن هرگز تکرار نمی شود اما منش اخلاقی او در وقت شناسی در ملاقات با دیگران می تواند بارها و بارها نه فقط توسط سیاستمداران بلکه توسط همه ما تکرار شود. فارغ از مسائل مالی، بحث اعتبار یا حسن شهرتی که بسیاری از ما به دنبال آن هستیم در دنیای انسانی وقت شناسی یعنی با صدای بلند فریاد بزنیم ما برای زمانی که شما در اختیار ما قرار داده اید ارزش قائل هستیم. شما چه فکر می کنید؟

مطلب امروز دانشگاه زندگی را تحت عنوان وقت شناسی، قانونی که هرگز نباید زیرپا گذاشته شود را به تمام کسانی تقدیم می کنیم که اهمیت وقت شناسی را انکار می کنند و هنوز به معجزه وقت شناسی و تاثیرات شکفت انگیز آن در امور زندگی خود پی نبرده اند. اگر شما هم وقت نشناس هستید همراه ما باشید!

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

William Makepeace Thayer، یکی از نویسندگان مشهور وقت شناسی را به این شکل توصیف می کند:

عادت توجه به زمان و گسترش آن در تمام بخش های زندگی مثلا در قرار ملاقات ها، دیدار با دوستان، پرداخت بدهی ها، رفتن به مراکز دینی، ترک محل کار، رفتن به محل کار و شرکت در نشست یا هر نوع سخنرانی و مذاکره همان ویژگی اخلاقی مثبت وقت شناسی در ارتباط با دیگران است.

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

همان طور که می بینید وقت شناسی نه فقط به شرکت در یک جلسه خاص بلکه به وفاداری ما به عهد و پیمان هایمان نیز مربوط می شود. بنابراین می توان گفت وقت شناسی ارتباط نزدیکی با خوش قولی افراد دارد. پس از وقت نشناسی به عنوان موضوعی که همواره یک سخنران حرفه ای از آن پرهیز می کند بپرهیزید!

مسئله وقت شناسی در ملل

وقت شناسی در ارتباط با دیگران مفهومی جهانی نیست و در ملل مختلف و از منطقه ای به منطقه دیگر تفاوت دارد. مثلا در آمریکا لاتین یا کشورهای حاشیه اقیانوس آرام زندگی مردم با سرعت مختلفی پیش می رود و همه مردم نمی توانند دقیقا وقت شناس باشند. بنابراین مفهوم وقت شناسی در این منطقه فاز به فاز است. البته این به معنای تغییر ارزش وقت شناسی در این مناطق نیست؛ بلکه عرف جوامع نظیر دست دادن هنگام ملاقات، روبوسی یا استفاده از پوشش توسط زنان با هم تفاوت دارد.

لرد نلسون یکی از تاثیرگذارترین قهرمانان دریایی می گوید: همیشه یک ربع زودتر از ساعت مقرر حاضر می شدم و این دقیقا همان چیزی است که از من یک مرد بزرگ ساخت.

چرا وقت شناسی مهم است؟

به جز جنبه انسانی موضوع وقت شناسی یکی از مهم ترین عللی که باعث می شود همواره روی این ویژگی شخصیتی تاکید داشته باشیم مالکیت ارتباطمان با دیگران است. افرادی که زمام ارتباط با دیگران را به دست می گیرند و پیروز میدان هستند دقیقا کسانی هستند که اهمیت وقت شناسی را در یک رابطه درک کرده اند. هر چند در جلسات کوچک با فن بیان عذرخواهی از دیگران می توان ۱۰ دقیقه دیرکرد را جبران کرد اما در جلسات مهم بدقولی به منزله از دست دادن چیزهایی است که هرگز باز پس گرفتنی نیستند.

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

چرا وقت شناسی برای ما دشوار است؟

این که ما به وقت شناسی اهمیت نمی دهیم در واقع به دلیل سختی هایی است که این نگرش برای ما دارد. سخت بودن وقت شناسی دلایل مختلفی دارد:

ما خیلی خوش خیال هستیم!

۹۳ درصد از رانندگان در نظرسنجی های صورت گرفته خود را به عنوان رانندگان متوسط به بالا از نظر رعایت قوانین رانندگی و مهارت های لازم درجه بندی می کنند؛ اما آیا این آمار واقعا صحبت دارد؟ مشکل از آن جایی شروع می شود که ما در دام خیال برتری خود نسبت به بقیه گرفتار می شویم. مثلا همیشه فکر می کنیم آن قدر سریع هستیم که بتوانیم با استفاده از ماشین از شر ترافیک خیابان های شلوغ تهران رها شویم. یا این که این قدر به خودمان مطمئن هستیم که فکرش را نخواهیم کرد اطمینان و اعتماد مردم به ما با وقت نشناسی ما از بین برود.

ما به گرد کردن اعداد علاقمند هستیم!

مغز ما کارایی خود را بعد از مدتی از دست می دهد مگر این که از آن کار بکشیم! این قانون ذهنی می باشد که همیشه درگیر تنبلی بوده است. یکی از مهم ترین مشکل ما گرد کردن اعدادی است که گاهی سرنوشت ساز می شوند. مثلا اگر ما برای رسیدن به محل کار به ۳۷ دقیقه وقت نیاز داریم معمولا این عدد را به ۳۰ گرد می کنیم؛ چون درگیری با ثانیه های منفرد معمولا دشوار است!

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

وقت شناسی یعنی…

  • وقت شناسی یعنی شما به شدت به قول و قرارهای تان پایبند هستید و از برنامه زندگی یکپارچه و منسجم برخوردار می باشید
  • وقت شناسی یعنی شما تکیه گاه خوبی هستید و لایق اعتماد می باشید. دیگران می توانند به پاس وفاداری شما به ثانیه ها به شما مسئولیت های بزرگی را بسپارند
  • وقت شناسی اعتماد به نفس به دنبال دارد. با وقت شناس بودن شما هرگز بهانه به دست دیگران بابت عیب جویی نمی دهید
  • وقت شناسی یعنی شما معنا حقیقی نظم را می دانید و می توانید نظم را در خلال زندگی خود جای دهید
  • وقت شناسی یعنی شما انسان فروتنی هستید. بزرگی می گوید: منتظر ماندن ارزش این را دارد که دیگران وصله بدقولی را به ما نچسبانند!

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

وقت نشناسی یعنی…

  • وقت نشناسی یعنی سرقت. این عمل به نحوی دزدیدن زمانی از دیگران است که می توانست خیلی مفید و پرسود برای او تمام شود
  • وقت نشناسی یعنی شما برای ارتباطات خود هیچ ارزشی قائل نیستید
  • وقت نشناسی یعنی از دست دادن فرصت های بسیاری در زندگی که شاید هرگز در حرفه یا زندگی شخصی قابل بازیابی نباشند

بیایید با زمان آشتی کنیم!

برای این که در وقت شناسی در ارتباط با دیگران موفق شویم فقط کافی نیست اعداد را به ذهن بسپاریم. گاهی نیاز داریم از ابزارهای کلیدی دیگری نیز کمک بگیریم تا بتوانیم معنای واقعی وقت شناس بودن را تحقق بخشیم:

  • تقویم هایتان را باز کنید: فقط کافی نیست بدانید سخنرانی مهمی در ساعت ۱۰ صبح و در محل همایش ها برگزار می شود. شما به یک تقویم دستی یا الکترونیکی نیاز دارید تا در آن درج کنید باید ساعت ۹:۴۵ برای رسیدن به این سخنرانی از منزل خارج شوید.
  • از دستیاران شخصی پیشرفته نظیر سروی ویژه Google Now استفاده کنید. این ابزار به خوبی یادآوری می کند که مثلا برای قرار مهم کاری خود با توجه به مسافتی که از منزل در پیش دارید و این که از چه وسیله ای ای قرار است استفاده نمایید دقیقا چه ساعتی منزل را ترک نمایید.

اهمیت وقت شناسی در ملاقات با دیگران

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

با این ترفندها از مخمصه فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن رهایی یابید

اعداد ۱۴۶۷۹۳۰ را به خاطر بسپارید. حالا یک بار دیگر این عددها را تکرار کنید. موفق شدید؟ حالا خانه یکی از اقوامی که اخیرا به آن ها سر زده بودید را تجسم کنید. دیوار به دیوار پیش روید و اجسامی که به در و دیوار آویخته شده بودند را به همراه رنگ و تعدادشان به خاطر آورید. همچنان پیشتاز هستید و به راحتی این کار را انجام می دهید؟ تبریک! شما به سادگی وارد کاخ حافظه خود می شوید و درب این کاخ همیشه به روی شما باز است! اما همه انسان ها شبیه شما نیستند. عده زیادی از ما با این که حافظه قوی و خوبی داریم بازهم از فراموشی در برخی از مواقع رنج می بریم. این مشکل شاید مشکل شما هم باشد مثل فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن، سخنرانی یا زمانی که به شدت به درست بیان نمودن کلمات جادویی نیاز داریم اما خب چه میشه کرد؛ اسیر فراموشی می شویم!

قبلا تصور می شد فراموش کردن کلمات فقط به زمانی مربوط می شود که ما قصد مکالمه با کسانی را داریم که با ما هم زبان نیستند. در این صورت کاملا طبیعی است اگر معادل واژگان انگلیسی را فراموش کنیم و با این که از ذهنمان عبور می کنند نتوانیم آن ها را تلفظ کنیم. اما داستان درست از آن جایی آغاز می شود که ما گاهی کلمات ساده ای مثل در، پنجره، اسامی ماشین ها، برخی از کلمات علمی و به طور کلی آن چه که قصد داشتیم به زبان بیاوریم را فراموش می کنیم!

اگر شما هم در این لحظات دردناک گرفتار شده اید حتما می دانید که فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن چه قدر روی اعتبار و حسن شهرت گوینده به عنوان معلم، استاد یا سخنران تاثیر می گذارد. با ما باشید تا با ریشه یابی این موضوع مشکلی برای برطرف کردن آن پیدا کنیم.

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

مراحل فراموشی کلماتی که می خواهیم آن ها را ادا کنیم اما موفق نمی شویم عبارتند از:

  1. باز کردن دهان و تکان دادن زبان
  2. پردازشی در حد صدم ثانیه برای به خاطر آوردن موضوع
  3. و نهایتا عدم موفقیت ما برای گفتن کلمات

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

دلایل فراموش کردن برخی از کلمات

به صورت کلی دو دلیل عمده برای به فراموشی سپرده شدن برخی از کلمات وجود دارد که در اغلب موارد به این دلایل است که ما موفق نمی شویم آن ها را به خوبی ادا کنیم:

عدم یادگیری کلمات به صورت متنی

ما بسیاری از کلماتی که به زبان می آوریم را حداقل یک بار روی کاغذ دیده ایم. اصلا به خاطر سپرده کلمات با فرم نوشتاری آن ها از روی کاغذ خیلی ساده تر است. مسلما وقتی که ما یک کلمه را فقط از زبان بقیه بشنویم نه تنها موفق نمی شویم کاملا درست آن را تلفظ کنیم بلکه به زودی آن را از یاد خواهیم برد!

فرض کنید بارها به لغت stapler در یک دیکشنری تصویری یا متنی نگاه کرده اید. با توجه به ظرفیت های ذهنی ما فراموش کردن کلمه stapler در انگلیسی که معادل منگنه است تقریبا غیرممکن خواهد شد؛ مگر این که دچار سانحه خاصی از ناحیه مغز شوید!

یادگیری اشتباه کلمات

بسیاری از کلماتی که ما نمی توانیم به زبان آوریم ناشی از ترس ما برای درست ادا کردنشان است. خیلی از کلمات ثقیل و منسوخ فارسی دقیقا همین حالت را دارند. بنابراین بهتر است هنگام یادگیری کلمات از مراجع متنی معتبر و قابل اعتماد استفاده شود.

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

رهایی از مخمصه فراموشی کلمات

فرض کنید مشغول تعریف مراسم عروسی شب گذشته برای دوستتان هستید که در غیاب او با خانواده شرکت کرده بودید. مشغول تعریف کردن هستید و خیلی پرهیجان و جذاب به ذکر جزئیات می پردازید که ناگهان سر به یاد آوردن اسامی یکی از افراد پرحاشیه این عروسی متوقف می شوید! در این لحظه هیچ کاری نکنید و این ترفندها را به ترتیب عملی کنید:

دستپاچه نشوید!

فراموش کردن کلمات قطعی و دائمی نیست. گاهی ذهن به یک تلنگر یا شاید وقفه نیاز دارد تا بتواند کلمه خاصی را به خاطر آورد. این لحظات را به ذهن خود هدیه کنید و با دستپاچه شدن همه چیز را بر هم نزنید! بدین منظور:

  • آرام تر صحبت کنید. هر چه قدر که تند تر صحبت کنید در به یادآوری کلمات با مشکلات بیش تری رو به رو می شوید
  • بگذارید بقیه بدانند شما مشغول فکر کردن هستید. می توانید این موضوع را به صورت غیرمستقیم و مثلا با گفتن جملاتی مثل” دقیقا به یاد نمی آورم اما…” یا “شما قبلا در این مکان حضور داشته اید” و…با طرف مقابل در میان بگذارید. سعی کنید وقت بخرید. ناگهانی صحبت های خود را متوقف نکنید و جریان مکالمه را حذف نمایید.

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

قبل از هر چیز فکر کنید!

پیش از این که بخواهید تعریف کردن یک داستان هیجان انگیز یا مثلا صحبت کردن را به زبان دیگری شروع کنید فکر کنید. همزمان با فکر کردن کلماتی که قرار است به زبان آورید را یک بار مرور کنید. بدین منظور:

  • به کلماتی که باید استفاده کنید فکر کنید و یک بار آن ها را در ذهنتان بلند بخوانید
  • در صورتی که قرار است سخنرانی کنید از ترفندهای گسترش دایره لغات استفاده کرده، رو به رو آینه بایستید و سپس برای آینه یک بار سخنرانی نمایید!

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

در گزینش کلمات سخت نگیرید

گاهی برای گریختن از بی توجهی مخاطبان و در برخی از مواقع برای حفظ شان و علمی دست به انتخاب کلماتی می زنیم که به زبان آوردنشان برای کسی که به تازگی آن ها را یاد گرفته مشکل است. شما می توانید در این مواقع از کلمات یا عبارات جایگزین ساده تری استفاده کنید که به خوبی معانی کلمات دشوار را به مخاطب منتقل خواهند کرد. به مثال ساده و فرضی زیر توجه کنید:

  • کوالا: حیوانی بومی استرالیا که به شدت به خواب علاقمند است!
  • لایحه: پیشنهاداتی که دولت برای تصویب به مجلس می برد
  • ساز قانون: سازی شبیه سیتاز یا سنتور که ساختاری ذوزنقه ای دارد

اگر بتوانید شمای کلی یک وسیله، جاندار یا تعاریف اصطلاحات را به جای واژه اصلی به کار ببرید مطمئنا مخاطب هم به شما در یادآوری آن ها کمک می کند.

خلاص شدن از شر فراموش کردن کلمات حین صحبت کردن

از یاد رفته ها را به آینده واگذار کنید

در صورتی که در گفتن چیزی تردید دارید یا فکر می کنید قادر نیستید آن را به صورت استاندارد و صحیح بر زبان جاری کنید اجباری نیست! راه های زیادی وجود دارد که با بهره گیری از آن ها می توانید تعریف داستان را به بعد واگذار کنید.

سخن آخر:

حال که از مخمصه نجات یافته اید بد نیست از همین حالا به تقویت حافظه خود بپردازید. در این مسیر قطعا ترفندهای به خاطر سپردن سخنرانی در یک ساعت به شما کمک خواهد کرد؛ اما شاید با کمی تمرین بتوانید از این پس بداهه گویی در فن بیان خود داشته باشید و از مشکل فراموش کردن کلمات هم رهایی یابید:

  1. برای یادگیری عمیق کلمات همان لحظه ای که آن ها را می شنوید تمرین و تکرار کنید. ترفندهای تصویرسازی یا هر روش نوین دیگری که می شناسید را امتحان کنید.
  2. به کلمات فرصت سه روزه بدهید. در صورتی که در طول سه روز بتوانید از پس به خاطر سپردن کلمه به خوبی برآیید آن گاه ملکه ذهن شما خواهد شد و هرگز هم فراموش نمی شود.

از بی توجهی مخاطبان خود در عذاب هستید؟ این ۵ راه را امتحان کنید

این روزها اگر دسترسی به پاور بانک و شارژر همراه نداشته باشیم اولین کاری که به محض رسیدن به منزل یا محل کار انجام می دهیم چک کردن موبایل و سپس شارژ کردن آن است. یادآوری روشنی که به ما تلنگر می زند چه قدر در دنیا تکنولوژی غرق شده ایم. ای کاش سونامی استفاده از وسایل دیجیتال فقط به همین جا ختم می شد. دنیا پر اضطراب ما به طرز عجیبی انسان ها را در عالم خودشان فرو کشانده است؛ طوری که بچه ها درگیر موبایل و تبلت شده اند و بزرگترها هم در زندگی ماشینی خود فرصت سر خاراندن ندارند. هر چند که رشد فناوری اطلاعات در خیلی از زمینه ها به نفع ما تمام شده است اما برقراری ارتباط را با آدم هایی که خود را در عالم دیجیتالی گم کرده اند دشوار و حتی غیر ممکن شده است. این افراد دیگر وقت نمی کنند به اطرافیان خود توجه کنند و اگر شما به عنوان کسی که از این سونامی جان سالم به سر برده است با بی توجهی مخاطبان رو به رو هستید اصلا چیز عجیبی نیست!

مخاطبان و توجه و تمرکز آن ها در برابر کلام ما به سان ماهی کوچکی است که با یک لحظه غفلت از دستمان می رود. توجه افراد به مرور زمان کم تر و کم تر می شود مگر این که ما به عنوان گوینده ای دوراندیش برنامه یا نقشه خاصی جهت جلب و حفظ توجه آن ها داشته باشیم. شاید در بحث های کلاسی بی توجهی مخاطبان به استاد یا دبیر فقط به ضرر خود دانشجو یا دانش آموز باشد و تاثیری روی کلاس نداشته باشد اما وقتی مشغول سخنرانی هستیم بی توجهی مخاطبان بیش از همه سخنران را که گاهی باید با سخنرانی درباره یک موضوع خسته کننده حمعیت بزرگی را اداره کند در تنگنا قرار می دهد. هر چند که بازه توجه مخاطبین به گوینده محدوده خاصی دارد اما احتمالا با ترفندهای کاربردی که امروز بررسی می کنیم می توانید برای همیشه از رنج بی توجهی مخاطبان به خودتان رهایی یابید!

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

به نمودار زیر که نشانگر سطح توجه داشجویان در طول کلاس درسی ۵۰ دقیقه ای است توجه نمایید. به نوسانات توجه شنوندگان با گذشت زمان به خوبی نگاه کنید:

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

در نمودار بالا همان طور که دیدید میزان توجه دانشجویان به تدریج کاهش یافته است اما از دقیقه چهلم که ما آن را “دقایق طلایی” می نامیم سطح توجه دانشجویان مجددا افزایش یافته است. گویی نزدیک شدن به ساعات پایانی کلاس دانشجویان را به وجد می آورد و دوباره سرحال می شوند!

این دقایق دقیقا همان لحظاتی هستند که ما باید از راه های کلیدی برای متوجه کردن مخاطبان خود استفاده کنیم.

دکمه ریست را فشار دهید!

تجربیات بزرگان در سخنرانی ثابت کرده است که هر سخنران باید هز ده دقیقه یک بار دکمه ریست توجه مخاطبان خود را فشار دهید. به این معنا که ما هر ده دقیقه یک بار برای بیدار کردن مخاطبی که به خواب رفته است باید اقدامات حیاتی خاصی انجام دهیم. جان مدینا در کتاب قوانین مغز خود می نویسد:

من تصمیم گرفتم گفتگو یا سخنرانی های خودم را در ماژول های گسسته ای ارائه دهم. به این شیوه که هر ده دقیقه یک بار سطح توجه شنوندگان را از صفر افزایش دهم.

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

البته فشردن دکمه ریست به شرایط و عوامل مختلفی بستگی دارد! دمای روز و وضعیت جوی هم می تواند روی این موضوع تاثیر بگذارد. به علاوه اوایل صبح می توان زمان ارائه ماژول های گسسته در سخنرانی را به هر ۱۵ دقیقه یک بار افزایش داد. این در حالی است که بعد از ظهر و پس از صرف ناهار باید زمان را به هر ۵ دقیقه یک بار کاهش دهیم تا بتوانیم احتمال بی توجهی مخاطبان را به صفر برسانیم.

اصول شروع یک سخنرانی پر شور!

همان قدر که مخاطب از خسته کننده بودن یک بحث کسل می شود می تواند به یک بحث جذاب و پرشور به وجد آید. از این رو ما مواردی را به عنوان اصول اولیه یک سخنرانی جذاب می شناسیم که بهتر است شما هم در هر شرایطی این اصول را به خاطر داشته باشید:

  • استفاده از استعاره برای ارتباط موضوعی نامحسوس
  • قصه گویی برای برقراری ارتباط نزدیک تر مخاطب با موضوع
  • به اشتراک گذاری آمار و ارقام برای شوکه کردن مخاطب
  • سوال و جواب از مخاطبان

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

چه طور دکمه ریست توجه را فشار دهیم؟

راه های شناخته شده ای برای این که بتوانیم بی توجهی مخاطبان را پشت سر بگذاریم و آن ها را به خودمات متوجه سازیم وجود دارد:

بگذارید بخندند!

به مخاطبان خود فرصت خندیدن بدهید. برای این که بتوانید دیگران را وادار به خندیدن کنید می توانید از تکنیک های طنز در سخنرانی استفاده کنید.

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

فکر و ذکر مخاطبان را انتقال دهید!

در مرحله بعدی بهتر است این بار با فنون کلامی توجه و فکر و دکر مخاطبان را از عالمی دیگر به سمت و سوی خودتان متمایل کنید. همان طور که گفتیم ده دقیقه پایانی بهترین زمان برای استفاده از ترفندهای جلب توجه مخاطبان است. اگر می خواهید در این ده دقیقه جمع بندی داشته باشید حتما به افراد اعلام کنید که قصد دارید در حال حاضر یک خلاصه کوتاه از بحث را مطرح نمایید. با این کار اگر مخاطبی تا دقیقه چهلم بحث شما در خواب و خیال به سر می برده است حالا ده دقیقه پایانی حداقل به شما توجه می کند!

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

عامل تغییر باشید

تغییرات برای همه خوشایند است. خصوصا اگر بدانیم وسط یک سخنرانی خسته کننده و خواب آور هستیم و فقط دوست داریم زودتر این سخنرانی به پایان برسد بلکه از شرایط موجود خلاص شویم. در این شرایط هنر سخنران یا گوینده ایجاد تغییراتی برای عوض کردن جو حاکم بر سخنرانی است. مثلا:

  • ابزارهایی که با استفاده از آن ها صحبت می کنید را به صورت مداوم عوض کنید. می توانید به صورت دوره ای از پاورپوینت استفاده کنید و سپس به سمت تخته سفید بروید و بنویسید.
  • موقعیت خود را تغییر دهید. اگر پشت تریبون هستید جا به جا شده و به قلب صحنه بیایید!
  • به مخاطبان پیشنهاد دهید (در صورت امکان)  برای رفع خستگی جا به جا شوند و مثلا برای پنج دقیقه از سالن خارج شوند

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

مطالب تازه، به روز و جذاب انتخاب کنید

به عنوان یک سخنران باید بدانید که امروزه همان فناوری و پیشرفت تکنولوژی که برقراری ارتباط شما را با مخاطبان دشوار کرده باعث شده است تا شنوندگان تنها با یک کلیک بتوانند از تازه ترین اخبار دنیا باخبر شوند. بنابراین شما به عنوان کسی که مسئولیت وقت و هزینه جمعیت بزرگی را پذیرفته اید باید از محتوا تازه، به روز و ناگفته ای استفاده کنید که تا حدی برای مخاطبان جذابیت داشته باشد.

مخاطب را ربات نپندارید!

یکی از مسائلی که عامل بی توجهی مخاطبان می باشد این است که ملزم هستند همزمان با گوش دادن یا شنیدن بنویسند. سعی کنید مدت زمان جداگانه برای برای یادداشت کردن به مخاطبان خود بدهید و کاری نکنید که با همزمان نوشتن و گوش دادن حواسشان به کلی از حرف های شما منحرف شود.

هشدار: از دکمه های مختلف استفاده کنید!

تجربه ثابت کرده است که استفاده از دکمه های ریست توجه دیگران طی یک برنامه منظم و ثابت بازدهی را کاهش می دهد. به این ترتیب که اگر در ده دقیقه اول توجه مخاطبین به شما بیش تر شود در ده دقیقه دوم عملا نتیجه مورد انتظار را نمی گیرید.

ترفند های رفع بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

هنر مقابله و برخورد با افراد پرحرف و متوقف ساختن آن ها

فقط کافی است یک کلمه درباره تعطیلات آخر هفته، کار و زندگی و خلاصه روزهایی که می گذرد از آن ها بپرسیم؛ آن وقت است که با پرچانگی آن ها باید ساعت ها بنشینیم و در حالی که متکلم وحده هستند یک شنونده مظلوم و بی دست و پا باقی بمانیم! این روایت حال ما در برابر افراد پرحرف و مثلا زیادی اجتماعی است که فقط منتظر آدمی بی مشغله هستند تا بتوانند سفره دلشان را برای آن ها باز کنند. آدم هایی که شروع حرف زدنشان با خودشان است؛ اما متوقف ساختنشان با خدا است! اطراف ما امثال این افراد پرحرف زیاد هستند که به هیچ وسیله ای دست از صحبت کردن نمی کشند. در این مواقع ما هم مخاطبانی هستیم که بدون گوش دادن فعال فقط در چشم ادم های بلبل زبان خیره می شویم و برای خلاص شدن از شر آن ها منتظر امداد غیبی هستیم. اما آیا می دانستید وقتی که خود افراد پرحرف متوجه پرگویی خود نمی شوند این هنر ما است تا با فن بیان خود را از مهلکه نجات دهیم؟

البته که صحبت کردن بخشی از طبیعت انسان است. در واقع وجه تمایز انسان و سایر موجودات قدرت یا توانایی گوش سپردن به غم ها، شادی ها، سخنان طنز یا درد و دل های آن ها است؛ اما قطعا وقتی که مردم توانایی برقراری تعادل بین صحبت کردن خود را از دست می دهند نوبت ما است تا برای احقاق حق خود اقدام کنیم! اما چگونه؟

در دانشگاه زندگی می آموزید که چگونه بدون توهین یا دلخور شدن افراد پرحرف بتوانید با آن ها برخورد و مقابله کنید.

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

قبل از هر چیز بد نیست نگاهی به آمار و ارقام بیندازیم و ببینیم اصلا دلیل علمی پرحرف بودن افراد چیست. مطالعات نشان می دهد که بیش از ۶۰ درصد مکالمات افراد مربوط به صحبت کردن درباره خودشان است. این مکالمات در ۸۰ درصد مواقع در شبکه های اجتماعی و پیامرسان های مختلف صورت می گیرد. پر حرفی اصولا یک اختلال رفتاری انگاشته می شود. بسیاری از افراد پرحرف فرصتی را برای ابراز نظرات و عقاید خود در جمع هایی که مایل بودند نداشته اند. برخی هم به دلایلی مثل کم توجهی بقیه به سمت پرحرفی روی می آورند.

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

بگیر و بده!

مکالمات منطقی از قانون بگیر و بده پیروی می کند. به این معنا که شما چه فردی درونگرا در طول سخنرانی، مباحثه یا مکالمات گروهی باشید و چه انسانی برونگرا باشید باز برای یک مکالمه موثر باید ۵۰ درصد زحمات را بر عهده بگیرید. هر چند که پیتر بریگمن، در کتاب بررسی تجارت های هاروارد می نویسد:

سکوت منبع قدرمند ناچیزی است. در سکوت نه فقط قادر به شنیدن چیزهایی هستیم که دیگران به زبان می آورند بلکه راحت تر می توانیم به حقیقت برسیم. اصولا سکوت نه فقط ابزاری برای مقابله با افراد پرحرف است بلکه به شناخت دروغگوها هم کمک می کند.

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

استراتژی چراغ راهنما در مقابل پرچانه ترین موجودات دنیا!

در این استراتژی بازخورد طرف مقابل در حکم چراغ راهنمایی است که با تغییر رنگ های آن باید واکنش های مختلف نشان داد:

  1. چراغ سبز و حرکت: شما در ۲۰ ثانیه اول از سمت طرف مقابل خود چراغ سبزی دریافت می کنید. چراغ سبزی که به معنا تایید حرف های شما و نشانگر علاقمندی طرف مقابل نسبت به حرف های شما می باشد. پس حرکت کنید و مانع این شوید که به قول معروف چانه طرف گرم شود!
  2. چراغ زرد و احتیاط: در این مرحله یعنی ۲۰ ثانیه دوم باید با احتیاط حرکت کنید؛ چون واکنش های مختلف شما و پاسخ به حرف های دیگران ممکن است باعث طولانی شدن بحث شود. پس دنباله رو تمام حرف های دیگران نباشید.
  3. چراغ قرمز و توقف: ۴۰ ثانیه آخر زمانی است که باید سکوت اختیار کنید. در این مرحله جواب های مختصر هم جایز نیست! باید با سکوت خود عدم تمایلتان را نسبت به ادامه بحث نشان دهید!

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

متوقف کردن افراد پرحرف

حالا که استراتژی چراغ راهنما را یاد گرفته اید اگر فردی پرمشغله هستید یا تمایلی به شنیدن موضوعات مختلف ندارید می توانید با ترفندهای زیر تیر خلاص را بزنید و خودتان را از مهلکه نجات دهید!

به پرواز هواپیما کمک کنید!

گاهی صحبت کردن برای شما هم شیرین است؛ اما مقدمه چینی برخی برای شروع حرف هایشان دقیقا مثل پرواز یک هواپیما تشریفات خاصی دارد که زمانبر است! برای این که بدون ناراحت شدن دیگران به آن ها کمک کنید بحث را زودتر شروع و به پایان برسانند می توانید خودتان سرنخی به دست آورید و به او نشان دهید که متوجه همه موارد شده اید.

شنونده خوبی نباشید!

شاید بارها امتحان کرده اید و حتی از رفتار خود احساس عذاب وجدان کرده اید اما برای مقابله با افراد پرحرف گاهی مجبور هستیم همه ترفند های موجود را به کار ببریم تا بتوانیم خیلی نامحسوس از زیر فشار خارج شویم.

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

اولا برای مکالمات خود محدودیت زمانی قائل شوید. به این شیوه که حتی برای نشستن در جایی یا بودن در مکان خاصی وقت تعیین کنید. اگر کسی هستید که به اندازه کافی به وقتتان اهمیت می دهید احتمالا برای حضور در هر مکان برنامه ریزی زمانی مشخصی دارید. در مرحله بعدی اگر در طول نشستن شما در مترو، مطب پزشک یا اماکن اداری فردی به صورت تصادفی تصمیم گرفت با شما ارتباط برقرار کند اما صحبت های او به درازا انجامید بهتر است با حواس پرت بودن و متمرکز شدن به کارهای دیگر شنونده خوبی نباشید. بدین منظور می توانید با این جمله از دیگران عذخواهی کنید: ببخشید اما هم صحبتی با شما غیرمنتظره بود و به علت کمبود وقت باید سریع تر به قراری برسم. از هم صحبتی با شما لذت بردم.

قربانی خوش صحبتی خودتان نشوید!

یکی از مواردی که باعث طولانی شدن بحث ما با دیگران می شود همین اصطلاحات تخصصی یا نطق های بی موردی است که به خاطر آن ها مجبور هستیم بیش از حد توضیح بدهیم و برای درگیر صحبت کردن با دیگران شویم. مثلا در یکی از سفرهایی که داشتم در کابین هواپیما با یکی از مسافران بابت تاخیرهای رخ داده سر صحبت باز شد. البته شاید تا حدودی خود من برای شروع این مکالمه پا پیش گذاشتم. حین صحبت به واسطه اطلاعات مختصری که درباره کلاس های پروازی کشورهای دیگر، شیوه قیمت گذاری و جبران خسارت آن ها داشتم مجبور شدم بیش از حد انتظار صحبت کنم. طوری که هنگام رسیدن به مقصد تازه فهمیدم چه زمانی را که برای جبران کارهای عقب افتاده با لپ تاپ اختصاص داده بودم از دست دادم!

مقابله و برخورد با افراد پرحرف

از این دست موقعیت های پیش بینی نشده برای شما هم حتما پیش آمده است. همان طور که می بینید ما گاهی قربانی خوش صحبتی خودمان می شویم!

وسط حرف بقیه بپرید!

برای یک بار هم که شده است شجاع باشید و وسط حرف افراد پرحرف بپرید! اگر جرئت این کار را ندارید ما به شما یک فرمول ساده می آموزیم تا بتوانید خیلی راحت با این مسئله کنار آیید:

وقتی که دیگران گرم صحبت می شوند و شما وقت یا حوصله کافی برای شنیدن حرف هایشان را ندارید ناگهان وسط حرفشان بپرید و بگویید: عذر می خوام حرف شما را قطع می کنم اما…؛ اگر طرف مقابل شما فردی باهوش، زیرک و در واقع فهمیده باشد به سرعت با این جمله جوابتان را می دهد: عذر می خوام که پرحرفی کردم یا مزاحم وقت شما شدم!

اگر کارساز نبود به گوشیتان نگاه کنید، از روی صندلی بلند شوید و به آن ها به صورت غیرکلامی اصرار خود را برای رفتن نشان دهید.

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

۱۱ نکته کلیدی شناخت دروغگوها با کمک فن بیان

آسمان به زمین آید و زمین به آسمان برود برخی از انسان‌ها  بازهم دروغگو هستند. دروغگویی به ابزار و تجهیزات خاصی نیاز ندارد؛ اما برخی از آدم ها این قدر زیبا دروغ می گویند و تشخیص راست از دروغ آن ها دشوار می شود که تصور می کنیم یک دوره تخصصی دروغگویی را به صورت خصوصی پشت سر گذاشته اند تا به این جا برسند! دروغگویی برخی از افراد و نقش آفرینی حرفه ای آن ها به عنوان یک دروغگو مرا به یاد جمله زیبایی از سیاستمدار معروف، محمد حجازی  می اندازد که می گوید: آن اندازه كه ما خود را فريب مي دهيم و گمراه مي كنيم، هيچ دشمني نمي تواند! اما این که چه اتفاقی می افتد که دیگران دست به دامن دروغ گفتن می شوند و به جرگه دروغگوها می پیوندند جای بحث دارد!

این که برخی به قول معروف شیطان را هم درس می دهند و دروغ را به عنوان حقیقت به خورد ما می دهند مهارتی است که کم کم به یک بیماری مزمن تبدیل می شوند. گاهی کسی که دروغ می گوید نه برای جلب اعتماد دیگران، خودنمایی یا جلوگیری از تنبیه و سرزنش شدن بلکه برای ارضا نیازهای روحی خود  به دروغ گفتن روی می آورد. دلیل این عمل دروغگوها هر چه که باشد پر واضح است امانت داری و راستگویی از ویژگی های روان  زنده، سلامت و پاک می باشد.

اما چه طور باید بفهمیم کسی در حال دروغ گفتن به ما است؟ دروغگوها نشانه خاصی در ظاهر یا رفتارهای خود دارند؟ روانشناسان ثابت کرده اند که در شیوه صحبت کردن، زبان بدن و به طور کلی فن بیان دروغگوها نشانه هایی وجود دارد که با استفاده از آن پلیس FBI به کشف حقیقت می پردازد! شما هم از همین الان می توانید با این ترفندها دست به کار شده و مچ دروغگوها را بگیرید!

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

تغییرات صدا و سلوک رفتاری

یکی از راه های کلیدی برای این که دروغگوها را بشناسیم تشخیص تغییرات صدا و رفتار آن ها است. برای شروع کار را با پرسیدن چیزهایی شروع کنید که کاملا از آن ها آگاهی دارید. مثلا اگر می خواهید متوجه شوید یک فروشنده درباره قیمت اجناسی که شما کاملا از بهای آن ها اطلاع دارید دروغ می گوید یا این که حقیقت را عنوان می کند از او با بی اطلاعی کامل سازنده جنس، قیمت اصلی و خلاصه اطلاعاتی را که خودتان نسبت به آن ها واقف هستید جویا شوید.

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

نشانه بعدی تغییرات صدا با نوسان هیجانات است. فردی که در حال دروغ گفتن به شما است سیری نزولی را در تم صدای خود دنبال می کند. به این شکل که شما می توانید آرامشی که در چهره با هیجان و نگرانی جانشین شده است ببینید. اگر فکر می کنید مخاطبان شما تیزتر از این هستند که بخواهند این تغییرات آشکار را در صدای خود نمایان کنند به نکته بعد توجه کنید!

پرهیز از گفتن کلمه “من”

روانشاسان معتقندند دروغگوها به دلایل مختلفی که شاید تا حدودی مربوط به حس عذاب وجدانشان باشد کم تر از کسی که حقیقت را بازگو می کند از واژه “من” استفاده می کنند. ضمیر محبوب دروغگوها سوم شخص است. مثلا وقتی که در حال بدگویی و صفحه گذاشتن پشت دیگران هستند می گویند دائما از ضمیر “او” استفاده می کنند. در کلام این افراد دقیقا مثل افرادی که دچار لکنت زبان هستند وقفه هایی دیده می شود که به نظر می رسد در آن لحظات سعی دارند دروغ های خود را منسجم تر کنند!

حاضرجوابی ناتمام!

این نشانه مختص دروغگوهای کودک یا نوجوانی است که به شدت از تنبیه شدن یا حتی شنیدن سرزنش دیگران نفرت دارند. معلمان یا مدیران مدارس بهتر از هر کسی چهره دانش آموزانی را تشخیص می دهند که برای هر سوالی بدون ذره ای درنگ یک جواب در آستین خود دارند! این افراد معمولا بدون فکر کردن به سوالات جواب می دهند تا خود را توجیه کنند.

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

تکاپو و بی قراری بی دلیل

زبان بدن یکی از بخش های مهم فن بیان است. در فن بیان دروغگوها بی قراری و حرکات فیزیکی زیادی دیده می شود. مثلا من در یک تجربه شخصی بارها دیده ام افرادی را که به دلیل دروغگویی و به اصطلاح گافی که داده اند مدام عینک خود را پاک می کنند، گرد و غبار از سطح می روبند و یا با بند کیف و کفش خود بازی می کنند. معمولا کسی که از دروغ گفتن نگران می شود یک جا نمی شیند و بی قرار است. البته قبول دارم که بسیاری از دروغگوها به طور باورنکردنی دروغ می گویند و اصلا این نشانه ها را ندارند!

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

جار زدن!

دروغگوها خیلی زیاد روی صداقت خود تاکیید می کنند. اگر با دروغگوها صحبت می کنید احتمالا می توانید ما بین صحبت های آن ها تاکید شدیدشان را برای تصدیق و اثبات صحت گفته هایشان احساس کنید. قسم خوردن تا تکرار یک جمله خاص از نشانه های فردی است که قصد دارد با دروغ شما را فریب دهد.

حرکت چشم ها به جلو و عقب

اگر با مهارت های ارتباط غیرکلامی آشنا باشید به خوبی حرکات چشمان و پیامی که به دنبال دارند را می شناسید. فردی که می خواهد دروغ بگوید اما سعی دارد برای جلوگیری از دروغ از جواب دادن طفره برود در یک واکنش فیزیکی مردمک چشمش را به جلو و عقب می برد.

افزایش دفعات پلک زدن

تجربه ثابت کرده است که با دروغ گفتن دفعات پلک زدن بیش تر می شود. در نتیجه سرعت پلک یا باز و بسته شدن چشمان هم افزایش خواهد یافت. این در حالی است که به صورت طبیعی هر فرد با سرعت ۱۰۰ الی ۴۰۰ میلی ثانیه یا در واقع هر ۰٫۱ تا ۰٫۴ ثانیه یک بار پلک می زند.

سمت و سوی نگاه ها

نشانه جالب دیگر دروغگوها آن قدر اسرارآمیزاست که به احتمال ۹۹ درصد تا کنون اصلا از آن چیزی نمی دانستید. به صورت طبیعی وقتی از فردی که راست دست باشد ( یعنی نیم کره سمت چپ مغز او فعال تر باشد) سوال بپرسید اگر بخواهد با رجوع به خاطراتش (یعنی حقایق) جواب شما را بدهد به سمت بالا و چپ نگاه می کند. این در حالی است که اگر بخواهد با تکیه بر تصورات ( یعنی بخواهد دروغ بگوید) جواب شما را بدهد به بالا و سمت راست نگاه می کند!

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

افراد چپ دست دقیقا برعکس این قانون عمل می کنند. این واکنش کاملا خود به خودی است؛ امتحان کنید!

تغییر رنگ پوست یا چروک برداشتن آن

بر اساس تحقیقات دروغگوها هنگام دروغ گفتن پوست وصورتشان تغییر رنگ می دهد یا این که بخش هایی از آن به علت اضطراب یا نگرانی چروکیده می شود.

لمس صورت

لمس یا خاراندن صورت هنگام دروغ گفتن نتیجه یک واکنش شیمیایی است که در فرد ایجاد می شود.

تعرق مفرط، خشکی لب ها

خود واژه هایی که به دروغ به زبان می آیند نه؛ بلکه احساسات فردی که به دلیل دروغ گفتن منقلب می شود عامل خشک شدن لب ها است. به علاوه دروغگوهایی که کمی بابت دروغ گفتن خود احساس ناراحتی می کنند از تعرق مفرط رنج می برند.

ترفندهای شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان آن ها

خجالت زدگی و حرکات سر

احساس خجالت نتیجه تحریک سیستم عصبی سمپاتیک در مغز است. این احساس واکنش های دفاعی را تحریک می کند و منجر به ترشح ماده آدرنالین می شود. حرکات سر و دست هم به صورت ناخودآگاه از جمله سایر نشانه ها می باشد.

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

با مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی پیشگویی کنید!

پیتر دراکر از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت در جهان می گوید: مهم ترین رکن یک مکالمه شنیدن آن چیزی است که گفته نشده است. شاید در نگاه اول این جمله کمی مبهم به نظر برسد اما اگر خیلی دقیق تر فکر کنید به یاد می آورید شرایط و موقعیت هایی که بدون حرف زدن توانستید متوجه خیلی چیزها حین صحبت کردن با دیگران شوید. مثلا همین که در طول صحبت کردن با دیگران متوجه ایما و اشاره های او به اطرافیانش می شوید بدون حرف زدن او توانستید بفهمید اتفاقات مهمی در  حال رخ دادن است. یا گاهی بی میلی دیگران در صحبت کردن با ما به تنهایی گویا این موضوع است که دیگران از هم صحبتی با ما لذتی نمی برند؛ حتی اگر این موضوع را به زبان نیاورند. این که بتوانیم بدون حرف زدن منظورمان را به دیگران برسانیم مهارتی است که در آموزش فن بیان از آن تحت عنوان مهارت های ارتباط غیرکلامی یاد می شود. لحظات مختلف زندگی فردی و اجتماعی ما با همین مهارت های غیرکلامی پیوند خورده است؛ اما شاید حوزه فروش و بازاریابی بیش از سایر حرفه ها به مهارت ارتباط غیرکلامی وابسته باشد.

ارتباط غیرکلامی فرآیند رد و بدل کردن نشانه ها بین افراد است. مهارتی که شامل ارتباطات چشمی، حالت های صورت، بدن و خلاصه هر چیزی که غیر از صحبت کردن است می باشد. هر چند که زبان مهم ترین ابزار ما در برقراری ارتباطات است اما عامل ایجاد شفافیت، اعتماد و اطمینان دیگران همان حالاتی است که با صحبت کردن ما تلفیق می شوند. فکر می کنید به عنوان یک مدیر فروش، بازاریاب یا کسی که باید نماینده به فروش رسیدن محصولات باشد مهارت کافی را در برقراری ارتباط غیرکلامی دارید؟ فکر می کنید می توانید در خلال یک مکالمه آن چه که گفته نمی شود را بشنوید؟

بعد از این مطلب می آموزید که چه طور با تسلط به مهارت های ارتباط غیرکلامی واکنش های مخاطب خود را پیش گویی کنید و با او بهتر ارتباط بگیرید.

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

بر اساس کتاب اهمیت ارتباط موثر، نوشته Edward G. Wertheim، ارتباط غیرکلامی پنح رکن اصلی دارد:

  1. تکرار: با استفاده از ارتباط غیرکلامی می توان روی آن چه که گفته شده تاکید نمود
  2. تناقض: با ارتباط کلامی می توان همزمان یه کلام را زیر سوال برد و آن را رد کرد
  3. جایگزینی: ارتباط غیرکلامی به سادگی جایگزین کلمات می شود
  4. تکمیل: با استفاده از مهارت ارتباط غیرکلامی مهارت گفتاری تکمیل می شود
  5. جلب توجه: وقتی قصد داریم یک بخش از کلام را برجسته کنیم از ارتباط غیرکلامی استفاده می کنیم

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

هوش غیرکلامی ۶۰ درصد داستان است!

جالب است بدانید که ۶۰ درصد ارتباط ما با دیگران به ارتباط غیرکلامی مربوط می شود و ۳۰ درصد آن مربوط به لحن. بنابراین ۹۰ درصد از ارتباط ما به واسطه مهارت های غیرکلامی شکل می گیرد که زبان در آن ها نقشی ندارد.

۸ گام برای شروع ارتباط غیرکلامی

برخی از افراد از هوش کلامی مناسبی در برقراری ارتباط برخوردار نیستند؛ اما در عوض به خوبی می دانند که چه طور باید با استفاده از زبان بدن در سخنرانی، مجالس، گفتگوهای کاری و بالاخره فروش و بازاریابی محصولاتشان استفاده کنند.

گام اول: نگاه انداختن به خود و بقیه

در هنگام برقراری ارتباط فقط به بدن خود و دیگران توجه کنید. این نگاه ها نباید خیلی برجسته باشند. باید هرازگاهی به خودتان در آینه نگاه کنید و حرکت دست ها و چشمان را هنگامی که صحبت می کنیم ارزیابی نمایید. در هنگام فروش و بازاریابی نگاه کردن اهمیت بیش تری پیدا می کند. شنیده اید برخی می گویند با یک نگاه می توانیم بفهمیم طرف مقابل خریدار است یا نه؟ در واقع می توان تمام احساسات لحظه ای افراد را در نگاهشان ردیابی کرد. زمانی که کلمات در بازگو کردن احساسات افراد شکست می خورند این نوع نگاهشان است که تکلیف ما را روشن می کنند. می توان با نگاه نشان داد که خوشحالیم، می توان با نگاه خشم و نفرت را به دیگران عرضه کرد و با نگاه کردن به صورت بقیه می توان فهمید آیا واقعا میلی به خرید دارند یا نه.

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

گام دوم: تماس چشمی

تماس چشمی با نگاه های سرسری که به خودتان یا دیگران می اندازید فرق دارد. تماس چشمی رکن مهمی در فن بیان فروشندگی است. وقتی که مستقیما به چشمان دیگران خیره می شوید و نگاه های شما به نگاه دیگران دوخته می شود محصولی به نام اعتماد به وجود می آید.

فرض کنید شما فروشنده هستید و یک مشتری در حال بیان کردن درخواست های خود در ارتباط با یک لباس خاص است. اگر از نگاه کردن به مشتری سر باز بزنید پیش از این رشته ارتباط عیرکلامی را پاره کرده باشید به او توهین کرده اید!

گام سوم: حالات ایستادن مقابل مشتری

مشتری قادر است از طرز ایستادن شما پیام شما را دریافت کنید. مثلا وقتی که فروشنده یا بازاریاب دست به سینه بایستد تقریبا نسبت به مخاطب خود بی توجه بوده است. پس دست به سینه ایستادن اولین نشانه عدم اعتماد و توجه مابین طرفین است.

ایستادن در حالت عادی، دست های افتاده و شانه های مستحکم نشانگر اعتماد به نفس شما هستند. بنابراین در ارتباط غیرکلامی بهترین شیوه ایستادن ثبات و آرامش است. در صورتی که مدام حرکت کنید و به جلو یا عقب گام بردارید نشان داده اید که از صحبت کردن خسته شده اید.

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

گام سوم: میز و وسایل اطراف

جالب است بدانید در ارتباط غیرکلامی حتی میز و وسایل اطراف هم تاثیرگذار هستند. میزهایی که شلوغ هستند و وسایل مختلفی با بی نظمی زیاد روی آن ها قرار گرفته است پیام بی نظمی و بی حوصلگی شما خواهند بود.

گام چهارم: مخاطب شناسی

یکی از مهم ترین بخش های ارتباط غیرکلامی شناخت حالات افراد با توجه به واکنش های آنان است. خمیازه کشیدن، جنب و جوش و حواس پرتی افراد همه و همه به این معنا است که شما توجه بقیه را نسبت به خود از دست داده اید.

گام پنجم: گوش دادن به صدای خود

صدایی که از خودتان می شنوید با صدایی که دیگران می شنوند خیلی فرق دارد. در زبان های مختلف برای صداها ویژگی های مختلفی از جمله تن، حجم، رتیم، انفصال و…تعریف می کنند. صداهایی که قدرتمندتر هستند و شفافیت بیشتری دارند تاثیرگذاری بالاتری در فروش دارند. اگر مشاهده می کنید که در بخش کارشناسان فروش معمولا از افرادی با صداهای خاص استفاده می شود از این پس می دانید که این موضوع هم بخشی از استراتژی های فروش و بازاریابی بوده است.

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

گام ششم: خود پرسی

هر چند که این راه همیشه جواب نمی دهد اما برای اصلاح ارتباطاتمان بهتر است به شیوه برقراری ارتباط خودمان توجه کنیم. آیا در حرف زدن موفق بوده ایم؟ فروش امروز ما چه تفاوتی با دیروز داشته است؟

گام هفتم: مهارت های شنیداری

در ارتباط با مشتری نه به گوش دادن، بلکه به گوش دادن فعال نیازمندیم. همان طور که قبلا هم گفتتیم راه های گوش دادن فعال برای افزایش فروش عبارتند از:

  • تمرکز خود را به صورت کامل به مشتری بدهید
  • به علامت تایید حتما مقابل مشتری سرتکان دهید
  • مشتری شما چه طبعی دارد؟ خونگرم است یا درونگرا؟ برای خرید مشتاق است؟

مهارت های ارتباط غیرکلامی در فروش و بازاریابی

گام هشتم: ارزیابی سکوت افراد

یکی دیگر از ارکان مهم در ارتباط غیرکلامی سکوت است. هر چند که سکوت خیلی در فرهنگ شرق شناخته شده نیست و ما معمولا برای همه چیز جواب های حاضر و آماده داریم اما سکوت در فرهنگ غرب پسندیده تر است. گاهی سکوت نشانگر رضایت و اعتماد است و گاهی ابزاری برای تهدید و فشار آوردن به دیگران.

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

گسترش دایره لغات از صفر تا صد فقط و فقط در شش ماه!

یادگیری اصول و فنون بیان بدون برخورداری کامل از دایره لغات در هر زبان و عدم تسلط به گستره واژگان مثل ساختن خانه ای روی آب است. این خانه به ظاهر شیک و رویایی است اما از پایبست ویران است و با تلاطم آب از هم فرو می پاشد. ضعف دایره لغات مشکل حادی است که بسیاری از زبان آموزان با آن رو به رو هستند. وقتی که بار لغت گوینده یا سخنران سبک باشد دچار سرگردانی و گمراهی می شود. نوعی سرگردانی برای پیدا کردن واژه ها هنگام صحبت کردن که موجب وقفه یا مکث های طولانی می شود. از طرفی فردی که در حال صحبت کردن است با انتخاب هوشیارانه واژگان می تواند نگرش مخاطبان را نسبت به خود عوض کند. حال تصور کنید شما سخنرانی حرفه ای هستید که باید با استفاده از واژگان مخاطب خود را سرگرم کنید و در واقع تنها حربه شما همین کلمات هستند. وقتی دایره لغات اوضاع خوبی نداشته باشد اولین چیزی که زیر سوال می رود اعتبار و حسن شهرت شما می باشد. عواقبی که به شدت کسب وکار شما را تحت تاثیر قرار می دهد!

یادگیری لغات جدید به صورت روزانه تمرین مفیدی برای تقویت دایره کلمات ما است. برخی یادگیری یک واژه در هر روز را پیشنهاد می کنند تا به این ترتیب شما در طول سال های مختلف بتوانید بار لغت خود را بالا ببرید. البته ممکن است شما هزاران کلمه را یاد گرفته باشید؛ خصوصا وقتی زبان مکالمه شما زبان مادری باشد و روزانه از رادیو، تلویزیون و …با آن کلمات برخورد کنید. اما به خاطرسپاری و سپس استفاده بهینه از این لغات نیازمندی مهارتی است که دانشگاه زندگی طی مطلب امروز آن را به شما می آموزد. مهارتی که احتمالا برای سفسطه کاری در فن بیان به خوبی به کار می آید!

همراه ما باشید و ببینید چه طور می توانید با این تکنیک ها فقط در ۶ ماه دایره لغت خود را از صفر به ۱۰۰ برسانید!

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

با جستجویی در فضای وب ممکن است راه های زیادی را برای گسترش دایره لغات خود پیدا کنید. استفاده از دیکشنری به صورت مداوم برای یادگیری و تلفظ دقیق کلمات، یادگیری حداقل یک تا ده کلمه در روز، رجوع به ریشه کلمات برای به خاطرسپاری بهتر آن ها، مطالعه مداوم کتب یا ژورنال های مختلف و…از جمله راه هایی هستند که به تثبیت یک واژه در ذهن شما کمک می کنند.

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

در این جا خیلی گسترده تر با اصول یادگیری و به خاطرسپاری لغات آشنا می شوید.

ماه اول: آهسته و پیوسته…

قدم های اولیه برای گسترش دایره لغات همیشه آهسته تر هستند. شما در این مرحله در حکم کودک نوپایی هستید که عجله کردن در حرکت باعث زمین خوردنتان می شود. در ماه اول همه چیز باید اصولی پیش برود. این بار دیگر نمی توانید به سادگی از کنار واژگان تازه ای که تا به حال به گوشتان نخورده است عبور کنید. بسیاری مدعی هستند که خیلی کتاب می خوانند اما لغات تازه زیادی به گوششان می خورد که برای آن ها غریب هستند. علت این موضوع هم کم محلی به واژگانی است که می بینیم!

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

به کلمات کم محلی نکنیم!

هنگام مطالعه یک رمان یا داستانی که برای شما سرگرم کننده است به سادگی از کلماتی که معنا آن ها را نمی دانید نگذرید. برای این که سخنران خوبی باشید و کتابخوانی در فن بیانتان اثر بگذارد بهتر است همزمان به مطالعه لیستی در کنار خود داشته باشید و واژه های تازه ای که معنی آن ها را نمی دانید یادداشت کنید.

ماه دوم: آشتی یا لغت نامه ها

تا نزدیک به ده سال پیش دانشجویانی را می دیدیم که یک دیکشنری یا لغت نامه قطور را به همراه دارند یا این که از نسخه جیبی آن در اغلب اوقات استفاده می کردند. این استفاده به دور کلمات خط کشیدن و تمرین و تکرار آن ها محدود می شد. اما حالا که نرم افزارهای مترجم بسیاری وجود دارد بهتر است از آن ها برای قوی تر کردن دایره لغات استفاده کرد.

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه سوم: یادگیری با تکیه بر خاطرات!

متد جدیدی که در دنیای امروز برای به خاطرسپاری واژگان استفاده می شود به کارگیری عناصر مرتبط به جای تکرار کلمات مثل طوطی است! در روش یادگیری با تکیه بر خاطرات کلمات را به یکی از خاطراتی که در ذهن ما تثبیت شده اند ربط می دهیم. این خاطره می تواند نام یک دوست باشد، یک حادثه یا واقعه باشد یا مربوط به مکانی باشد که روزی در آن ها زندگی یا سفر کرده ایم.

فرض کنید می خواهید معنا واژه tarantism  (تارانتیسم) را به خاطر بسپرید. با شنیدن حرف “ت” چه کلمات دیگری در ذهنتان تداعی می شود؟ تارانتینو؟ دوستتان تارا که با او سفر رفته اید؟ تار عنکبوت؟

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه چهارم: به خاطرسپاری با تکیه بر حدس و گمان

یکی دیگر از راه های موثر اما کمی زمانبر برای یادگیری معنی کلمات حدس و گمان پیش از دیدن معنی واقعی آن ها است. فرض کنید به دنبال معنا دو کلمه nivial و callipygian هستید. این دو کلمه شما را به یاد چه کلمات انگلیسی مشابه دیگری می اندازند؟ می توانید کلمه callipygian را به دو بخش تقسیم کنید و بدان معنا جداگانه نسبت دهید؟ به عنوان مثال برای جداسازی کلمه Callipygian می توانید آن را به دو بخش call a pigeon تقسیم کنید. ( call a pigeon= تماس با پرنده)

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه پنجم: ارتباط یابی بصری

گام بعدی در گسترش دایره لغات ارتباط صداها به تصاویر است. این مرحله از ماه های آخر یادگیری شروع می شود چون شما باید به توانایی کافی برای کاوش معانی کلمات از طریق ریشه یابی یا مثلا جداسازی آن ها رسیده باشید تا بتوانید با صدا آن ها را به خاطر بسپارید.

دوباره به مثال قبلی یعنی tarantism بر می گردیم. در این مرحله باید دید که شنیدن این کلمه شما را به یاد چه چیزی می اندازد. این یادآوری باید به صورت بصری در ذهن شما شکل بگیرد. ارتباط یابی بصری مثال tarantism می تواند رقص کوانتین تارانتینو، یکی از کارگردانان و نویسندگان معروف دنیا باشد که گریه می کند و می رقصد. ( تارانتیسم نوعی جنون رقص می باشد)

حالا به سراغ لغت Nivial می رویم. Nivial احتمالا این لغت شما را به یاد برند معروف نیوآ (NIVEA) می اندازد. Nivial به معنای رشد میان برف ها می باشد. بنابراین برای به خاطر سپردن این واژه می توانید تیوب کرم برند نیوآ را تصور کنید که در حال پر شدن با برف می باشد! به همین سادگی…

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه آخر: فراخوانی فعال

یکی از راه های گسترش هوش کلامی در ارتباط با دیگران تمرین و تکرار است. همه ما به خوبی می دانیم که هر چه قدر از مغز بیشتر کار بکشیم برخلاف قانون طبیعت که باید فرسوده تر شود قوی و قوی تر می شود. پس حالا این بار نوبت ذهن ما است که به صورت فعال معانی کلمات را فراخوانی کند. اما چه طور؟

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

این بار هم با مثال tarantism پیش می رویم. هر چه قدر که شما کلمه ای مثل tarantism را بیش تر مرور کرده باشید مغز به خودی خود با موقعیت شناسی خوبی که دارد می تواند واژه و معنی آن را به خاطر بیاورد. مثلا وقتی که تحرک بالایی دارید و جنب و جوش اطراف زیاد است احتمالا مغزتان به صورت خودکار tarantism را به یاد آورد.

نشانه های افراد درونگرا

۹ نشانه افراد درونگرا – درونگرایان را حین صحبت کردن دریابید!

صد درصد نه؛ ولی بالای پنجاه درصد موارد شما هم از آن دست افرادی بوده اید که به بهانه این که فلانی سردمزاج است، طوری رفتار می کند که انگار دارم با دیوار حرف می زنم، خونگرم نیست و …با دیگران قطع ارتباط کرده اید. همه این بهانه ها از ویژگی های افرادی پر استعداد و اتفاقا متفاوت از جامعه به نام درونگرایان نشات می گیرد. افرادی که نه آدم های فضایی هستند و  نه موجوداتی از سیارات دیگر! اتفاقا هم در همین قرن با ما متولد شده اند! هر چند که اغلب ما افراد خونگرمی که را که بلافاصله با بقیه ارتباط می گیرند را به این افراد ترجیه می دهیم اما باید باور کرد که درونگرایی نه یک ضعف بلکه یک قدرت اسرارآمیز است که باید قدردان آن بود و از پتانسیل وجود آن ها استفاده کرد. حتی اگر موضوع یک سخنرانی باشد و شما قرار باشد افراد درونگرا را با خود هم جهت سازید.

باور عامه مردم درباره افراد درونگرا ویژگی مردم گریزی آن ها است. اغلب مردم تصور می کنند فردی که درونگرا است از با دیگران بودن و برقراری ارتباط با آن ها تنفر دارد. جالب است بدانید که سوزان کین در کتاب سکوت؛ قدرت درونگراها می گوید: درونگرایان می توانند گرم باشند، به دیگران علاقمند شوند و قدرتمند باشند.

با این حال هنوز ابهامات زیادی بین مردم نسبت به افراد درونگرا وجود دارد که باعث می شود در مقابل این افراد گارد بگیرند و درونگرایی را یک بیماری تلقی کنند!

اگر یک سخنران پرکار هستید که با افراد زیادی حین سخنرانی های خود سروکار دارید، اگر فردی هستید که به واسطه شرایط شغلی خود فن بیان در بازاریابی و ارتباط با مشتری برایتان اهمیت زیادی دارد و خلاصه اگر حرف زدن با آدم ها و شناخت تیپ های شخصیتی آن ها بخشی از روزمره شما می باشد به دانشگاه زندگی اعتماد کنید و با این نشانه ها افراد درونگرا را خیلی سریع شناسایی کنید!

نشانه های افراد درونگرا

درونگرایی یک خلق و خوی پایه است. خلق و خویی که ما هم در دانشگاه زندگی فنون سخنرانی مخصوص افراد درونگرا را به عنوان یک مطلب مستقل تشریح نمودیم. بنابراین رویکرد مردم و آن چه که درباره افراد درونگرا با توجه به تظاهرات اجتماعی آن ها می بینند فقط بخشی از شخصیت یک فرد درونگرا می باشد. دکتر Marti Olsen Laney، روان پزشک و نویسنده در کتاب مزایا درونگرایی می نویسد: درونگرایی همه چیز را در زندگی هر فرد تحت تاثیر خود قرار می دهد.

نشانه های افراد درونگرا

با این حال هنوز بسیاری از ما نسبت به این تیپ شخصیتی ناآگاه هستیم. اما در کشورهای توسعه یافته از سال ها قبل نسبت به ان موضوع توجه ویژه ای شده است. در سال ۲۰۱۰ انجمن روانپزشکی آمریکا در کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری روان پزشکی درونگرایی را یک اختلال توصیف نمود. اما رفته رفته انعکاس های رفتاری افراد درونگرا باعث شد تا افراد درونگرا با نشانه های رفتاری درونی، صفات و گرایشات زیر به عنوان یک شخصیت کاملا مستقل و سالم شناخته شوند:

همه چیز غم انگیزتر از واقعیت است…

برای افراد درونگرا کوچک ترین بحثی که شاید کمی با خشونت و تندی همراه باشد غم انگیز و ناراحت کننده می شود. شاید بسیاری از بحث هایی که شما به صورت روزمره با کارمندان، همکاران یا خانواده خود دارید و به سادگی از کنار آن ها می گذرید برای افراد درونگرا تبدیل به شکاف عمیقی شود که با ناراحت و غم همراه باشد. شاید یکی از دلایلی که فرد درونگرا کم تر ترجیه می دهد در بحث های عمومی شرکت کند و خودش را خیلی در مکالمات عمومی شرکت دهد همین باشد.

نشانه های افراد درونگرا

Laurie Helgoe، نویسنده کتاب قدرت فرد درونگرا در کتاب خود دلیل این به اصطلاح مردم گریزی را این چنین توصیف می کند: ما از بحث های کوچک و مختصر با مردم متنفریم چون معتقدیم همین بحث ها است که بین مردم مانع و مشکل ایجاد می کند.

همیشه و همه جا؛ تنها…

شاید عجیب باشد اما برای افراد درونگرا هر چه قدر که جمعیت بیشتر و بزرگ تر می شود احساس تنهایی و غم هم بیش تر می شود. در کنسرت، همایش و تجمعات گروهی با وجود این همه آدمی که در اطراف وجود دارد باز هم این افراد احساس تنهایی می کنند.

بدانید که افراد درونگرا بیش تر ترجیه می دهند به جمع های گروهی دعوت شوند تا این که خودشان به صورت خودجوش وارد این جمع ها شوند یا این که برای بقیه جهت پیوستن به یک جمع دعوت نامه بفرستند!

این موضوع در حوزه کسب وکار به درد بازاریابان می خورد. بازاریابان به صورت حرفه ای باید قادر باشند افراد درونگرا را تشخیص دهند و خودشان به سمت سوژه بروند.

نشانه های افراد درونگرا

گناه نابخشودنی!

برای افراد درونگرا پیوستن به بحث های شبکه ای و زنجیره وار کاری با احساس گناه همراه است. اما چه طور؟ فرض کنید قرار است در یک جلسه کاری شرکت کنید و هدف شما از شرکت در این جلسه شناساندن برندتان به شرکت های دیگر جهت ارتقا موقعیت شغلی است. اگر فرد درونگرایی باشید به خاطر شرکت در این جلسه ممکن است احساس گناه کنید. کلا تغییر شرایط برای فرد درونگرا آن هم با این اهداف کمی دشوار است. اگر می خواهید بحث را با فردی درونگرا شروع کنید و به قول معروف سر صحبت را باز کنید سعی کنید او را به جمع های کوچک تر، صمیمی تر و خلاصه مختصرتری دعوت کنید که برای او تنش زا نباشد.

احساساتی که تمامی ندارند…

افراد درونگرا نسبت به اتفاقات مختلف واکنش های درونی شدیدی نشان می دهند. هر چند که ممکن است یک فرد درونگرا خیلی گریه نکند اما از درون فشارهای زیادی را متحمل می شود که باعث افسردگی و گوشه گیری بیش تر او می شود.

نشانه های افراد درونگرا

نگاه عمیق!

از مطالعه فیلم یا کتاب های فلسفی عمیق و سنگین یا نمونه های عشقی رمانتیک که به شدت با احساساتتان بازی می کند لذت می برید؟ شما فردی درون گرا و “سر به کتاب” هستید و از این که مدام سرتان به کار فیلم و کتاب هایتان است لذت می برید.

پریشان حالی و آشفتگی

انسان های برونگرا که می شناسید؟ آن ها کسانی هستند که وقتی کاری برای انجام دادن ندارند کسل می شوند و به اصطلاح حوصله آن ها سَر می رود. اما افراد درونگرا کاملا برخلاف افراد برونگرا هستند. این افراد با یک تحریک در جمع های شلوغ و زمانی که تحرک محیط بیش از حد باشد به حال خود فرو می روند و در رویا و خیال غوطه ور می شوند.

نشانه های افراد درونگرا

برای سوخت گیری مجدد نیازمند زمان هستیم!

یکی دیگر از مسائلی که باید در ارتباط با افراد درونگرا در نظر داشته باشید افت و خیز های زندگی و واکنش آن ها در برابر این مشکلات است. فردی که درونگرا است برای جبران زخم یا ضربه هایی که خورده است باید زمان داشته باشد. دقیقا مثل باتری گوشی که باید برای پر شدن آن بدان زمان دهیم!

سخنرانی آسان تر از اختلاط با مردم است!

اگر درباره ارتباط گرفتن و نزدیک شدن به مردم از افراد درونگرا بپرسید ترجیه می دهند مقابل ۵۰۰ نفر سخنرانی کنند اما با دیگران خیلی اختلاط نداشته باشند! فرد درونگرا از این که در یک کنسرت بزرگ بخواهد مقابل چندین هزار نفر نظیر بزرگ ترین خوانندگان دنیا اجرا داشته باشد ترسی ندارد؛ اما در عوض مقابله و مبارزه شدیدی برای شرکت در بحث یا گروه های بزرگ دارد.

گوشه نشینی!

اگر می خواهید در مترو یا اتوبوس با کسی ارتباط برقرار کنید و می بینید کسی گوشه انتهایی یا جلویی اتوبوس نشسته است ترجیحا با او وارد گفتگو نشوید. او یک درونگرا است که تنهایی را بیش تر دوست دارد!

نشانه های افراد درونگرا

اصول صحیح ایستادن

اصول صحیح ایستادن و راه رفتن حین گفتگو یا سخنرانی ها

تا کنون برای شما هم پیش آمده است سخت تلاش کنید اما ببینید کاری از کار پیش نبرده اید و هیچ فایده ای نداشته است؟ احساس کرده اید تلاش بیش تر نتیجه عکس می دهد و شما را به عقب می راند؟ گاهی سخنرانی یا حرف زدن با دیگران هم همین حالت را پیدا می کند. گوینده در این وضعیت به سان یک قایقران است که هر چه پارو می زند باز هم به ساحل نمی رسد. در این مرحله از گفتگو یا سخنرانی سخنران به جز کلماتی که بر زبانش جاری می شود و تسلطی که روی اصول سخنرانی و فن بیان دارد احساس کمبود بزرگی دارد: عدم متمرکز شدن مخاطب و حواس پرتی او که به نظر می رسد بیش تر به علت خطاهای موجود در باب صحیح ایستادن و راه رفتن باشد.

خنده دار است اما برخی در طول سخنرانی شبیه ربات هستند. ربات هایی که نمی توان دست آن ها را فشرد یا مثلا تغییراتی در احساسات آن ها به وجود آورد. برخی هم انگار به تخت پادشاهی تکیه زده اند و آن قدر خشک و سرد یک جا بدون توقف مانده اند که که هر کسی به آن ها نگاه می کند می ترسد! به هر حال چنین حالاتی حتی حین سخنرانی یک افسر بلندبالا ارتش یا رییس جمهور در مجمع عمومی و رسمی طبیعی است؛ چون دیدن جمعیت زیاد همیشه انسان را مبهوت می کند و این بهت زدگی باعث بی توجهی ما نسبت به اصول صحیح ایستادن یا راه رفتن حین گفتگو یا سخنرانی ها می شود.

اگر شما با این خطا در طول سخنرانی مواجه هستید می توانید نواقص موجود در سخنرانیتان را با راهنما زیر اصلاح کنید.

راهنما اصول صحیح ایستادن و راه رفتن در سخنرانی

با شیدن واژه سخنرانی همیشه به یاد ترامپی می افتیم که احتمالا پشت تریبون ایستاده است و بدون هیچ حرکتی در حال نطق است. جمعیت بزرگی هم رو به روی او قرار دارند و به او خیره شده اند. ختما با خودتان می گویید در یک سخنرانی با چنین عظمتی باید هم استانداردهای لازم را رعایت کرد یا بدون حرکت پشت میکروفون قرار گرفت و قطعا هم همین طور است. اما هدف ما در تبیین اصول صحیح ایتسادن و راه رفتن در طول سخنرانی تحریک سطوح روانی، عاطفی و کنجکاوی مخاطبان برای ارائه یک سخنرانی تاثیرگذار است.

اصول صحیح ایستادن

در ایستادن مثل همه همه نباشید!

اغلب سخنرانان نسبت به شیوه ایستادن که یکی از مهم ترین بخش های زبان بدن در سخنرانی است بی توجه هستند. برخی از حالات متداولی که بسیاری حین حرف زدن با دیگران حتی ناخودآگاه به خود می گیرند عبارتند از:

  • دست در جیب ایستادن
  • مچ کردن دست حین ایستادن
  • دست های آویزان
  • قفل کردن دست ها به تریبون
  • سرگرم کردن دست یا پاها با اشیا مختلف

اصول صحیح ایستادن

به عنوان یک سخنران حرفه ای در یک سخنرانی حرفه ای باید از بقیه متمایز باشید و اصول صحیح ایستادن و راه رفتن را از همین حالا بیاموزید.

کجای صحنه بایستیم؟

نه به عنوان یک سیاستمدار بلکه به عنوان یک مجری باید از پس پرده تریبون خارج شوید و کم تر پشت میز یا هر وسیله دیگری خودتان را پنهان کنید. اگر عادت دارید حین صحبت کردن پشت میز بنشینید یا این که با تریبون بخشی از بدن شما پوشیده شود از همین حالا خودتان را مستقل بار آورید و نگذارید خیلی به اشیا اطراف وابسته بمانید.

اگر صحنه بزرگی در اختیار شما قرار دارد می توانید ابتدا به ساکن در بخش های مختلف آن راه بروید و در واقع یک پیاده روی کوچک در صحنه داشته باشید تا از همان ابتدا ترس شما از صحنه بریزد!

اصول صحیح ایستادن

نحوه قرارگیری بخش های مختلف بدن باید با زاویه دید مخاطب هماهنگ باشد. سمت راست بدن شما در حکم سمت چپ بیننده و سمت چپ در حکم سمت راست او است. اگر می خواهید کاری انجام دهید یا حرفی در مورد جهات مختلف بزنید حتما به این موضوع توجه کنید.

ربات نباشید!

برای این که بتوانید حس شوخ طبعی یا ظنز در سخنرانی داشته باشید باید متحرک باشید. مخاطبان از دیدن یک ربات روی صحنه اصلا خوشحال نمی شوند. سخنران باید بین شادی و خوشحالی اش تفاوت و در عین حال یک تعادل ایجاد کند. نه این قدر خوشحال باشید که مخاطب تصور کند به پیک نیک آمده است و نه این قدر با جدیت بایستید که بقیه از شما بترسند!

اصول صحیح ایستادن

چه طور صحیح بایستیم؟

بعد از شناسایی محل ایستادن نوبت به شناخت اصول صحیح ایستادن و راه رفتن می رسد. برای این که بهتر بتوانیم مقابل مخاطبمان بایستیم و او را محو صحبت های خود کنیم باید شیوه ایستادن خود را با توجه به راهنما زیر تغییر دهیم:

با دیوار مشورت کنید!

برای این که بتوانید بهترین موقعیت و شکل ایستادن را تشخیص و انتخاب کنید ابتدا با دیوار مشورت کنید. نگاهی به دیوار بیندازید و ببینید سایه شانه های شما چه طور روی دیوار قرار می گیرد. حالا به دیوار نزدیک شوید و سعی کنید کل بدنتان با دیوار تماس پیدا کند. با این کار می توانید دقیقا متوجه شوید استایل قرارگیری شما روی صحنه مستقیم و صاف است یا نه.

وزن خود را متناسب توزیع کنید

عدم توزیع متناسب وزن روی دوپا شروع مشکلات موضعی برای سخنران است؛ خصوصا اگر قرار باشد سخنرانی طولانی مدت باشد. اغلب سخنرانان عادت دارند وزن زیادی از بدن خود را روی پاشنه قرار دهند که این موضوع باعث استرس و اضطراب بیشتری در فرد خواهد شد. به علاوه اضافه وزن را به بخش های زانو و باسن منتقل می کند که باعث می شود سخنران در کوتاه مدت خستگی بیشتری داشته باشد.

اصول صحیح ایستادن

این موضوع به کفشی که انتخاب می کنید هم بستگی دارد. گاهی برخی از کفش ها فرد با مجبور می کنند تا به طور خاصی بایستد و از این رو زودتر خسته شود.

انتخاب صحیح کفش

ماهیچه های پا قلب دوم شما هستند. اگر پا در عذاب باشد مطمئن باشید که کم کم کل سخنرانی هم متاثر از این موضوع خواهد شد. کفش های تخت و نرم که کاملا هم بدون پاشنه نباشند برای ایستادن های طولانی مدت بهتر هستند. این کفش ها به افزایش تحرک شما کمک می کنند.

شکمتان را پر کنید!

اگر از تکنیک های صحیح تنفس در طول سخنرانی استفاده کنید شیوه ایستادنتان هم تحت تاثیر قرار می گیرد. در طول تنفس باید سینه شما کاملا صاف شود؛ طوری که شکمتان از هوای تازه پر شود و شما تغییر ارتفاع آن را احساس کنید. با این کار کم کم ظرفیت تنفسی شما بالا می رود و قادر خواهید بود حملات طولانی تری را در مدت زمان کوتاهی ادا کنید؛ بدون این که به علت خستگی یا تنگی نفس حالت ایستادنتان تغییر کند یا مجبور شوید خم شوید!

چرخش شانه ها را تنظیم کنید

چه وقتی ایستاده اید و چه وقتی که نشسته اید شانه هایتان را چرخش دهید و به عقب و جلو ببرید. سعی کنید آرنجتان را به عقب ببرید و با این راه زوایه سینه خود را حفظ کنید. انجام این کار از تکیده شدن بدن بعد از مدت زمان مشخصی جلوگیری می کند.

اصول صحیح ایستادن

از خودتان حین ایستادن عکس بگیرید

شاید هیچ یک از ترفندهای گفته شده نتواند به اصلاح اصول صحیح ایستادن و راه رفتن شما کمک کند. اما قطعا اگر کسی از شما حین سخنرانی عکس بگیرد خیلی خوب می توانید به نواقص موجود در حالات بدن و شیوه ایستادن خود پی ببرید.