به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ حتما این مطلب را بخوانید

هیچ چیز در دنیا به اندازه تنوع های شخصیتی و خلق و خوی آدمی جلب توجه نمی کند. در حالی که یک نفر می تواند به ورودش به یک محیط جدید جلب توجه کند و توجه همه را به سمت و سوی خود ببرد برخی در گوشه ای منزوی می شوند و منتظر می مانند کسی نیم نگاهی به آن ها بیندازد یا اصلا متوجه حضور خارجیشان شود. همین نمونه در کلاس درس یا دانشگاه اتفاق می افتد؛ دقیقا وقتی همه تلاشتان را برای ارائه هر چه بهتر مطلب به کار می بندید اما باز هم کسی این وسط گوشش بدهکار ما نیست و هر کسی مشغول کارهای خود می شود؛ اما می دانید که بین همکلاسی ها کسانی هستند که می توانند این ذهن های پراکنده و بازیگوش را روی موضوع بحث متمرکز سازند. سوال مهمی که در این مواقع برای هر کسی از جمله شما به وجود می آید این است که چرا سخنان شما را جدی نمی گیرند ، برای حرف هایتان به اصطلاح تره هم خُرد نمی کنند و نسبت به حرف های شما بی اهمیت هستند؟

جوان های تازه کار، خانم ها و خلاصه کسانی که تا کنون نقش کم تری در اجتماع یا در مقابل مردم داشته اند و اکنون در سنین پایینی قصد ورود به کسب وکار و سخنرانی کردن را دارند قطعا با هجمه زیادی از بازخوردهای منفی رو به رو شدند. بازخوردهایی مثل این جوان کم سن و سال را چه به سخنرانی؟ بازخوردهایی که در نهایت نشان می دهد بسیاری از مردم به دلایلی مثل کم سن و سال بودن شما، تجربه کم شما در سخنرانی یا به خاطر دیدگاه های منفی قبلی خود درباره شما چندان تمایلی به سخنان یا سخنرانی شما نشان نمی دهند و با ترک کردن جلسه یا بی توجهی به سخنان شما اعتماد به نفستان را از شما می گیرند.

در این مطلب تلاش داریم علل این چنین بازخوردهایی را واشکافی کنیم و ببینیم اصلا چرا مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ سپس راهکارهایی برای برطرف کردن این مشکل معرفی می کنیم.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در تحقیقات انجام شده در آمریکا بیش از ۲۰ درصد کارمندان از اوضاع شغلی خود و برخوردهایی که در محل کار با آن ها می شود ناراضی هستند. عدم برخورداری از اعتماد به نفس یکی از مشکلات بزرگی است که جدی تلقی نشدن در محل کار و بی توجهی بقیه به ما به دنبال خود می آورد. بسیاری از ما حتما با این شرایط در محل کار رو به رو شده ایم و احساس کرده ایم در این لحظه با نامهربانی اطرافیان خود مواجه هستیم؛ اما واقعا دلیل چنین برخوردی چه بوده است؟

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

ساز مخالف می زنید؟

خیلی از افراد به دنبال کسانی هستند که مطیع آن ها باشند و به دستوراتشان عمل کنند؛ اما امثال بله قربان گو ها هم خیلی دوام نمی آورند و معمولا موقعیت شغلی باثباتی ندارند. در مقابل ساز مختلف زدن با هر موضوع کوچکی دیگران را نسبت به ما بی توجه می کند. به عنوان مثال اگر قرار باشد یک نظرسنجی انجام گیرد با خود شما را قطعا مخالف تلقی می کنند و بود و نبود رای و نظرتان تقریبا برای بقیه بی اهمیت می شود.

خود شیفته و از خود متشکر هستید؟

اگر خودشیفته هستید به دیگران حق دهید از حضور و نقطه نظراتتان فاکتور بگیرند تا مبادا بخواهند با روحیات چنین افرادی رو به رو شوند. افراد خود متشکر ظاهرا اعتماد به نفس بالایی دارند اما غرور و حق به جانب بودن آن ها بقیه را فراری می دهد!

خنثی هستید؟

گاهی خود ما و رای ممتنع ما در مشورت با دیگران، رای گیری ها و نظر سنجی ها باعث می شود مثل یک مهره خنتی در میدان باشیم که بود و نبودمان تاثیری برای پیشبرد یک پروژه نداشته باشد. در چنین مواردی طبیعی است ببینید مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند، بدون حضور شما جلسه تشکیل می دهند، بدون نظرخواهی از شما رای صادر می کنند و …

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

چگونه جدی تر تلقی شویم‌؟

اگر می‌خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده‌هایتان را بپذیرند، باید اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را از راه هایی که به آن ها می پردازیم جدی تلقی می‌کنند:

بگذارید مردم از خودشان بگویند

۶۰ درصد مکالمات روزمره مردم شامل صحبت هایی می شود که صرفا به خودشان و امورات زندگیشان مرتبط می شود. صحبت کردن درباره خود به اندازه مزه مزه کردن یک غذای خوشمزه یا استفاده از یک نوشیدنی انرژی زا کامل لذت بخش است. هر چه قدر که مردم بیش تر در مکالمات روزمره خود از خودشان بگویند و درباره خودشان صحبت کنند احتمال نزدیک شدن و تعامل آن ها با شما بیش تر می شود.

یکی از عواملی که باعث می شود مردم سخنان شما را جدی نگیرند عدم ایجاد تعامل بین شما و آن ها است. ترفندهای گرفتن بازخورد از مخاطب دیگران را وادار می کند تا به شما نزدیک شوند، با شما رابطه دوستی برقرار کنند و به این شکل به شما توجه ویژه تری داشته باشند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در برخورد اول از خود یک قهرمان بسازید!

در خیابان، هنگام نشستن در لابی یا زمانی که منتظر رسیدن مترو، تاکسی یا اتوبوس هستید شانه به شانه بقیه بایسیتید. در محل کار فاصله خود را به همکار خود کم تر کنید و سعی کنید صبح را با ارتباط چشمی قوی، دست دادن و احوالپرسی عمیقی شروع کنید. اعمال زیر به شکستن یخ دیگران و شروع ارتباط کلامی کمک زیادی می کند. اما این ترفند چه طور به مرور ااین مشکل که مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند را حل می کند؟

در ارتباطات اجتماعی احترام احترام می آورد. در صورتی که شیوه برخورد شما با اطرافیان محترمانه و خاص باشد در ۹۹ درصد موارد شما هم می توانید انتظار همان برخورد را از آن ها داشته باشید.

موضع مستقیم و صاف خود را تا آخر حفظ کنید!

شیوه ایستادن و نشستن شما پیغام های زیادی به بقیه منتقل می کند. پایین انداختن سر خود به خود این پیام را به بقیه انتقال می دهد که شما یا مشغول تفکر هستید یا آن قدر بی حوصله هستید که تقریبا مایل نیستید با کسی ارتباط برقرار کنید. در مقابل موضع مستقیم و صاف، شانه هایی که تکیده نباشند و صورت شادابی که مدام اطرافش را رصد می کند سیگنال مثبتی در جواب به درخواست تعامل دیگران هستند.

اگر به همین شیوه پشت میز کاری خود بنشینید یا به ملاقات فرد مهمی بروید مطمئن باشید که جدی تر تلقی می شوید و حساب دیگری روی شما باز می شود!

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اجازه ندهید تن صدایتان اقتدار شما را تضعیف کنند!

شروع سخنرانی یا مکالمه با صدای بلند و به اتمام رساندن آن با صدای بلندتر شیوه ای از گفتار است که متخصصان فن بیان آن را اصطلاحا upspeak می نامند. تغییر تن صدا در موقعیت های رسمی اقتدار شما را به عنوان گوینده تضعیف می کند. ۸۵ درصد از ۷۰۰ محققی که روی این موضوع تحقیق کرده اند معتقدند تغییر تن صدا و صحبت کردن با بخش بالایی صدا (یعنی استفاده از تمام پتانسیل موجود در صدا) نشانه عدم اطمینان است. مردم در ۵۷ درصد موارد به کسانی که خواسته یا ناخواسته upspeak را برای حرف زدن انتخاب می کنند بی اعتمادند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اگر نمی دانید چرا بقیه سخنان شما را جدی نمی گیرند این بار به تن صدای خود بیش تر توجه کنید.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

۶ تمرین ساده برای این که بر یکنواختی صدا خود غلبه کنید

حتی وقتی فوق العاده هستید دیگران شما را خوشحال و خندان نمی بینند. حتی وقتی عصبانی نیستید و چیزی برای دلگیر شدن وجود ندارد دیگران تصور می کنند نسبت به آن ها سرد شده اید و بی تفاوتی شما آزارتان می دهد. از صدای خود واقعی خود متنفر هستید چون فکر می کنید دیگران با شنیدن آن خواب آلود می شوند و احساس می کنید تغییرات حسی در شما با این که درون شما دگرگون می کند هیچ نمود ظاهری ندارد. اگر این احساسات غریب را تا کنون تجربه کرده اید شما هم فردی با صدای مونوتُن هستید که از یکنواختی صدا خود به تنگ آمده است!

صدا هم مثل تمام اشیا و موجودات اطراف ما رنگ دارد. مثل دریا، مثل کوه، مثل آبی که با وجود بی رنگی اش یک رنگ خاص دارد. تصور کنید جهانی بی رنگ را که تبدیل به یک قاب عکس یکنواخت بی رنگ به بی رنگی آب شبیه شده است؛ صدایی هم که رنگ ببازد دقیقا مثل همین قاب عکس بی روح، خسته کننده و برای دیگران کم اهمیت می شود. یکنواختی صدا یکی از بزرگ ترین مشکلاتی است که افراد به دلیل ساختار خاص صدا خود با آن رو به رو هستند. افرادی که صدایی یکنواخت دارند تقریبا هیچ واکنش متفاوتی از بقیه دریافت نمی کنند تا بتوانند ذهن خوانی افکار دیگران را انجام دهند و به این شکل برخوردهای آینده آن ها را پیش بینی کنند. در مغز این افراد چندین و چند کلمه در رویارویی با شرایط مختلف عبور می کند اما سردی خاصی در لحن افراد برای بیان کردن کلمات وجود دارد. طوری که ابراز احساسات، ابراز حس خشم و حس خوشایندی که به آن ها دست می دهد تقریبا غیرممکن می شود.

یکنواختی صدا با تمام مشکلاتی که به دنبال دارد یک بیماری یا اختلال نیست و با تمرین و تکرار به مرور زمان بهبود می یابد. تمارینی که در ادامه می خواند کمک شایانی می کند تا بر یکنواختی صدا خود غلبه کنید.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

محدوده سخنوری یا سخن گفتن متشکل از مناطق مختلفی است که بدان نوای گفتار گفته می شود. نوای گفتار مجموعه پیوسته ای از پدیده های گفتاری هستند که به صورت زنجیره وار صدای ما و لحنمان را تشکیل می دهند. این که برخی از کودکان در سنین پایین با صدای بلندی حرف می زنند یا احساس می کنید یا فریاد و جیغ زدن تند آن ها شما را آزار می دهد به دلیل عدم تکامل همین بخش می باشد. مشکلات مربوط به نوای گفتار فرد را بی علاقه نشان می دهد و حس شوخ طبعی را از او می گیرد. این فرد هر چه قدر هم فنون مطالبه از دیگران را بیاموزد باز هم نمی تواند خیلی خوب اضطرار خود را برای کمک خواستن از بقیه نشان دهد.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

دلایل عمده یکنواختی صدا

نظریه های مختلفی وجود دارد که دلایل قابل قبول و محتملی برای یکنواختی صدا مطرح می کنند:

  1. عدم توانایی تمیز دادن صداهای مختلف: افرادی که توانایی کافی در تشخیص تن مختلف موسیقی ندارند کم کم به دلیل تقلید از شنیده های خود دچار یکنواختی صدا می شوند
  2. کودکان مبتلا به بیماری اوتیسم با یکنواختی صدا بیش تر رو به رو میشوند. این کودکان به دلیل عدم هماهنگی میان مراکز مغزی مربوط به گفتار قادر به تولید نواهای مختلف نیستند. این در حالی است که صدایشان برای خودشان کاملا طبیعی و نرمال به نظر می رسد
  3. حساسیت های بالا روی صدا باعث می شود فرد کم کم با یکنواختی صدا درگیر شود. مثلا یک سخنران تمام تلاش خود را به کار می برد تا صدای خود را تغییر دهد و همان صدایی را تولید کند که خودش از شنیدنش بیش تر رضایت دارد. حساسیت های ما روی صدایی که دیگران از طرف ما می شوند کم کم باعث می شود به سمت صدایی آرام، یکنواخت و با تُن یکسان برویم

چه طور یکنواختی صدا را تا حدودی بهبود بخشیم؟

تنفس صحیح و استاندارد

وقتی عصبانی می شویم به خاطر تمرکزی که روی کلمات داریم نفس کشیدن را فراموش می کنیم. تنفس در این مواقع تبدیل به حاشیه ای ترین موضوع می شود. حال آن که تنفس اشتباه باعث نازک شدن صدا، لرزاننده شدن و بی اثر شدن آن روی مخاطب می شود. گاهی هم در چنین شرایطی ممکن است بغض کنیم و نتوانیم خیلی خوب حرف بزنیم. همه این مسائل جدا از دلایل غیرفیزیکی آن بر اثر عدم تنفس صحیح بروز می کند.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

قبل از شروع سخنرانی برای این که دچار یکنواختی صدا نشوید سوخت اصلی خود را بعد از مواد غذایی یعنی هوا را به اندازه ذخیره کنید. به این شکل که دقیقا مثل یک بالن با تنفس های عمیقی شش های خود را از هوای پاک تازه پر کنید. سعی کنید خروج هوا یا بازدم شما به اندازه دم آهسته و آرام باشد. مدت زمان مناسب برای تنفس عمیق در مرحله دم دو تا ۴ ثانیه و برای باز دهم عمیق حتی بیش تر از ۴ ثانیه است.

از قدرت صدای خود به عنوان هایلایتر استفاده کنید!

اگر هنگام خواندن یک مطلب یا نوشته زیر خطوط خط می کشید شما هم از آن دسته خوانندگانی هستید که برای تمرکز بیش تر به یک ماژیک هایلایتر برای هایلایت یا پررنگ نمودن بخشی از مطلب نیاز دارند. در سخنرانی هم برای ایجاد شوک های مقطعی و جلب توجه دوباره مخاطبان به هایلایتر نیاز داریم؛ با این تفاوت که این بار هایلایتر اصلی صدا شما است نه ماژیک!

یکنواختی صدا باعث می شود که تن صدای شما حتی در برخورد با مهم ترین بخش های سخنرانی یکسان باشد. در نتیجه مخاطب درجه اهمیت بحث را در تمام دقایق یکسان می بیند و هیچ بحشی از سخنرانی برای او مهم تر از بخش دیگر نحواهد بود.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

یکنواختی صدا به منزله ضعیف بودن آن نیست. تغییر سرعت، ایجاد وقفه های کوتاه، بالا بردن ناگهانی صدا و …از جمله ترفندهایی است که یکنواختی صدا را به مرر از بین می برد.

مکث های پی در پی

صدای یکنواخت مثل حرکت با سرعت ثابت است. معادله این نوع حرکت به سادگی حل می شود و کلید آن نیز مکث های پی در پی است. مکث در سخنرانی بعد از جملات مهم سه خاصیت دارد؛ اول این که مخاطب را به فکر فرو می برد، سر حال می کند و خلاصه باعث می شود کسانی که تقریبا با یکنواختی صدا شما بی حوصله شدند به سخنرانی برگردند. دوم این که نشانه اهمیت همان جمله ای است که شما بیان کردید. سوم باعث می شود خود شما از سخنرانی با سرعت ثابتی  تن یکنواختی که خودتان هم متوجه نبودید متوقف شوید و ریتم تازه ای را شروع کنید.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

تمرینات آینه ای

ترفندهای کلیدی دیگری که می توانید هنگام تمرین پیش از سخنرانی به کار برید استفاده از آینه است:

  • مرحله اول: در حالی که رو به رو آینه هستید لبخند بزنید. تصور کنید اکنون خوشحال ترین فرد روی زمین هستید. دستانتان را بالا نگه دارید و لبخند را حفظ کنید
  • مرحله دوم: شما باید شادی خود را با بقیه تقسیم کنید. به شخصیت های خیالی داخل آینه سلام کنید و به آن ها با صدای بلند اعلام کنید خوشحال هستید. دستانتان را تکان دهید، سرتان را بالا نگه دارید و همچنان لبخند بزنید
  • مرحله سوم: راه بروید و این لبخند را روی لب ها نگه دارید. همه باید بدانند شما خوشحال هستید!

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

مروری بر تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

در نیمه دوم دهه ۱۹۲۰ که اوضاع اقتصادی در آلمان خوب بود فقط گروهی از افراد افراطی به کاریزما هیتلر اعتقاد داشتند؛ به‌ همین دلیل هم در انتخابات سال ۱۹۲۸ نازی‌ها تنها ۲٫۶ درصد آرا را به دست آوردند. اما در کمتر از پنج سال بعد هیتلر صدراعظم آلمان و رهبر پرطرفدارترین حزب سیاسی کشور شد. حالا سوال اصلی در بطن داستان اسرار آمیز به قدرت رسیدن هیتلر حتی با شکست سخت آلمانی ها در جنگ جهانی اول این است: هیتلر چگونه توانسته به این قدرت، نفوذ و این درجه تاثیرگذاری برسد در حالی که تا آن زمان برقراری ارتباط با وی به عنوان رهبر آلمان ها تقریبا بعید به نظر می رسید؟ بسیاری از تاریخ دانان پاسخ این سوال را در شیوه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر جستجو کرده اند.

توانمندی در سخنرانی عمومی یکی از مهمترین مشخصه های رهبر برای رهبری یک عده در جهان است. سیاستمداران، روشنفکران، معلمان، استادان، مجریان رادیویی یا تلویزیونی، هواشناسان، ژنرال ها، خبرنگاران، رهبران مذهبی، یوتیوبرها، بازرگانان، کارآفرینان، بینندگان تلویزیون و… هر یک به نحوی در حال رهبری امور و افراد مرتبط بدان هستند. رهبران فکر می کنند، حرف می زنند و مردم هم به شیوه تفکر آن ها اعتماد می کنند.

یکی از تاثیرگذارترین انسان ها در طول تاریخ که شاید از سازندگان برتر اصول فن بیان و خطابه نیز باشد آدولف هیتلر است. او که حزب سیاسی آلمان را برای اولین بار به این شکل تشکیل داده است در بیش از ۵۰۰۰ سخنرانی خود در طول جنگ جهانی دوم توانست مخاطبان خود را رهبری و مخالفانش را سرکوب سازد و به این ترتیب به کل دنیا وعده ساخت یک امپراطوری تازه با قدمت چند هزار ساله بدهد.

با توجه به آوازه فن بیان هیتلر و تاثیر شگرف آن در متقاعدسازی بیش از ۲۱ میلیون نفر در ارتش نازی تصمیم گرفتیم این بار با استناد به شواهد تاریخی مروری داشته باشیم بر تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او تا ببینیم چه قدر شیوه سخن گفتن و فن سخنوری در شکل گیری سرنوشت تاریخ بشر می تواند مهم واقع شود.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

هیتلر در کتاب شخصی خود، “مین کمپف”، در سال ۱۹۲۵ می نویسد: من می دانم که موفقیت های مردان جهان که در کتب مختلف نوشته شده است خیلی کم تر از آن چیزی می باشد که سخنرانان از آن تعریف می کنند؛ اصولا به همین دلیل است که بزرگ ترین جنبش ها در دنیا مدیون سخنرانان بزرگ است؛ نه نویسندگان بزرگ!

در این کتاب هیتلر شخصا اعتراف می کند که بخش بزرگی از موفقیت های جنبش نازی در بدو جنگ جهانی دوم به شیوه سخنرانی خود او بستگی داشته است و اساسا سخنرانی ها نقش بزرگی در رقم خوردن تغیر و تحولات اساسی در دنیا ایفا می کنند.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

کاریزما؛ کلید فن بیان هیتلر

کاریزما و کاریزماتیک بودن در فن بیان برای رهبری سخنرانی یکی از عناصر مهمی است که همواره در آموزش فن بیان بدان اشاره می شود. پروفسور بروس لوبز، که در ۴۶ سال گذشته در دانشگاه ایالتی آیداهو کلاس هایی را به نام صراحت، فصاحت و بلاغت بیان هیتلر و چرچیل  برگزار کرده است علت اشتیاق مردم در آن زمان به هیتلر را کاریزما او دانسته است. او معتقد است کاریزما هیتلر مزید بر علت شده تا مردم به دلیل نارضایتی از تحولات اقتصادی از او با اشتیاق فراوان حمایت کنند.

فن بیان هیتلر در عرصه سیاسی آلمان

Robert Waite پس از آن که ده سال بعد یعنی در سال ۱۹۳۴ دولت نازی توانست قدرت را به دست بگیرد به فن بیان و سخنرانی های هیتلر اشاره کرده و می نویسد: به ندرت در ریشه های تاریخ تمدن غربی رد پای کسی تا این حد پررنگ می شود. عرصه سیاسی حضور هیتلر تا حد زیادی به فن بیان او گره خورده بود.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

فرآیند تهیه و تنظیم سخنرانی ها توسط هیتلر

جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات وقت نازی، در دفتر خاطرات خود در ارتباط با تاثیر ناباورانه فن بیان هیتلر این گونه می نویسد: هیتلر تنها سیاستمداری بود که متن سخنرانی هایش را خودش به تنهایی می نوشت و حداقل پنج بار آن را ویرایش می نمود! این در حالی است که بسیاری از سخنرانان برای نوشتن متن شروع سخنرانی خود از چند نویسنده کمک می گیرند و معمولا تنها ایده اصلی سخنرانی است که قطعا توسط سیاستمداران دنیا مشخص می شود.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

یان کرشو، مورخ انگلیسی شیوه نوشتن متن سخنرانی توسط وی را خیلی جالب تر توصیف می کند: او بعد از ظهر ها و شب ها برای نوشتن متن سخنرانی وقت می گذاشت و سه وزیر را به کار می گرفت تا کار تایپ متن را بر عهده گیرند. آن چه که فن بیان هیتلر را متمایز می کند استقلال او در تنظیم متن ها سخنرانی است؛ طوری که تقریبا هیچ کس در نوشتن آن دخالت نداشت.

امروزه نوشتن متن سخنرانی توسط خود سخنران در دنیا امری نادر است!

جاذبه جادویی صدای هیتلر

آن دسته از سخنرانانی که پیوسته از بد بودن صدایشان شکایت می کنند و به دنبال راهی برای تغییر صدای واقعی و بهبود آن در سخنرانی هستند باید بدانند که در سخنرانی ها جنس صدا به اندازه جذابیتی که ما ایجاد می کنیم اهمیت ندارد.

جورج استینر، نویسنده فرانسوی و آمریکایی، در کتاب “توضیح هیتلر” می نویسد: صدای رهبر نازی واقعا جذاب بود. من در سال ۱۹۲۹ متولد شدم. بنابراین از سال های ۱۹۳۳ به بعد به خوبی به یاد دارم صدای هیتلر را که چه قدر پر جاذبه از طریق رادیو در آشپزخانه می شنیدم. هر چند که صدای هیتلر قشنگ نبود و حتی تا حدی تمسخرآمیز بود اما انگار با شنیدن صدایش بدنش را لمس می کردی! مثل این که حالت بدن او در روح صدایش ظاهر می شد!

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

مفاهیم انتزاعی در کالبد خشونت های سیاسی هیتلر

بدون شک باید رهبر نازی ها را به دلیل ابداع فن بیان هیتلری یک نابغه در تاریخ دانست. هیتلر در زبان آلمانی توانست یک قدرت لفظی را ایجاد کند که حتی امروزه کمی در این زبان عجیب و غریب به نظر می رسد. در فن بیان هیتلر مفاهیم انزاعی با خشونت های سیاسی و فیزیکی حالات بدن او گره می خورد و به شیوه ای غیرمعمول تبدیل می شد.

انیمیشن بازی هیتلر در فن بیان او!

تصاویر و فیلم های به جا مانده از آن زمان بیانگر زبان بدن خاص هیتلر در طول سخنرانی هایش هستند. مشاهدات صورت گرفته روی اغلب سخنرانی های هیتلر نشان می دهد که او نیمی از پیامش را در طول سخنرانی با کمک زبان دست و بدن خود منتقل می کرد. عکاس شخصی هیتلر، هاینریش هافمن، ۲ میلیون تصویر از نماس زبان بدن وی ثبت و در آرشیو خود نگهداری می کند که برخی از آن ها را به اشتراک گذاشته است.

در سال ۱۹۲۵ هافمن به صورت اتفاقی موفق شد چندین تصویر جالب را از هیتلر زمانی که مشغول تمرین سخنرانی رو به رو آینه بود ثبت کند. حاصل این ریزبینی و خوش شانسی عکاس محبوب هیتلر تصاویر زیر می باشد:

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

هیتلر بعد از دیدن هافمن از او خواست تا ردی از این عکس ها باقی نماند. اما نهایتا به صورت مخفیانه توسط هافمن ذخیره شدند و اکنون به عنوان اسنادی از فن بیان هیتلر و مهارت های مثال نزدنی وی در سخنرانی کاریزماتیک در اختیار عموم گرفته اند.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

آرام صحبت کردن چه طور می تواند به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

ضربان قلب، افزایش فشار خون، بالا رفتن تعداد دفعات تنفس، لرزش تن و بدن و سردرد از علائم استرس هستند. اضطراب در انجام امور و همه این عواملی که گفته شد دقیقا مثل بروز حالت تب در بدن و شروع واکنش دفاعی است. تب آغازگر عملیات مبارزه با شرایط ناامن است. اما تمام نشانه هایی که گفته شد از علائم اضطراب نیستند. تند صحبت کردن، غیرشمرده حرف زدن و عبور از کلمات بدون مکث روی آن ها و ادا دقیقشان یکی از بارزترین نشانه های فردی است که هنگام حرف زدن دچار استرس شده است و به این شکل سعی دارد هر چه زودتر سخنرانی را به پایان برساند و خلاص شود! هر چند که این تند تند حرف زدن ها همیشه نشانه اضطراب نیست اما آیا می دانستید آرام صحبت کردن چه قدر در فروش و بازاریابیتان موثر خواهد بود؟

جدا از سخنرانان یا کسانی که به عنوان یک گوینده مطمئن قادر هستند حتی بدون تپق زدن تند حرف بزنند و اتفاقا هم این تند حرف دنشان خیلی دل نشین باشد در اغلب موارد عجله ما در صحبت کردن مربوط به تنش های روانی درونی ما است که هنگام کارهای استرس زا نظیر سخنرانی تجربه می کنیم. خیلی از امور در زندگی روزمره ما استرس زا هستند. دیدن یک فرد غریبه و از سر گرفتن آشنایی با او، نطق موفق در یک جلسه کاری پرجمعیت یا ارائه کنفرانس در جمعی از آدم های سرشناسی که منتظر کوچک ترین اشتباه شما هستند واقعا نگران کننده است. با وجود این همه موقعیت ترسناک و استرس زا همه ما به یک سرعت گیر درست و حسابی برای تنظیم و متعادل سازی سرعت حرف زدنمان نیاز داریم. سرعت گیری که شمرده و آرام صحبت کردن را برای ما به ارمغان می آورد.

در ادامه می بینیم که چه طور آرام صحبت کردن می تواند به توسعه و افزایش فروش کمک می کند.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

همان طور که بهتر می دانید گوش دادن با شنیدن تفاوت دارد. بنابراین ما به جز گوش کردن به یک مکث چند صدم ثانیه ای برای پردازش اطلاعات نیاز داریم و همین موضوع لزوم آرام صحبت کردن را بیش تر می کند. در مقابل همان طور که تند حرف زدن به فهم مطلب لطمه می زند خیلی آرام حرف زدن هم توصیه نمی شود.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

از سرعت خود بیش تر بکاهید!

وقتی که دقیقا عین خدمات یا محصولات ما در چند قدمی مشتری و کمی آن طرف تر قرار دارد برای فروش و توسعه کسب وکار نیاز به ترفندهای دیگری داریم که شاید فن بیان زودتر نتیجه دهد. در سال ۲۰۱۲ تحقیقاتی توسط مرکز مخابراتی Quantified صورت گرفت که نشان داد چه قدر صدا و تن آن می تواند مهم تر از کلماتی باشند که ما در حرف زدن به کار می بریم. در این تحقیق که از بین ۱۰۰ هزار شنونده و کارشناس صداپردازی به عمل آمد مشخص شد میزان واکنش شنوندگان بعد از شنیدن صداهای خشن، زیادی بی حال یا صداهایی که خیلی سریع از گوش عبور کرده و در واقع با کم حوصلگی به گوش می رسند بازدهی کافی برای شرکت ها نداشته اند. شرکت های مخابراتی، شرکت های ارائه دهنده اینترنت، شرکت هایی که صاحب فروشگاه های معتبر اینترنتی هستند و تمام ارگان هایی که اپراتورهایی را برای پشتیبانی و پاسخگویی به مشتریان راه اندازی کرده اند همگی بر نتایج به دست آمده اتفاق نظر دارند.

معجزه های نامحسوس آرام صحبت کردن در فروش

وقتی که حرف ها و سوالات شما با سرعت متعادلی با مشتری تبادل می شود شنونده:

  • نسبت به حرف های شما توجه بیش تری از خود نشان می دهد و فن بیان در بازاریابی شما محصول او را بیش تر درگیر می کند
  • بیش تر برای برقراری ارتباط با شما و حرف هایتان از خود اشتیاق نشان می دهد

شش گانه های حیاتی برای تنظیم سرعت حرف زدن

تن، پیچ صدا، سرعت حرف زدن، حجم صدا، انفصال های پیش آمده در طول حرف زدن و تلفظ کلمات شش عنصر موثری هستند که از دیدگاه Darlene Price، نویسنده کتاب Well Said برای فروش موثری که حتما وفاداری به برند را در آینده به همراه می آورد ضروری هستند.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

مراقب تن صدای خود باشید

تن صدای شما نگرشتان را نسبت به طرف مقابل نشان می دهد. تن صدای پایینی که برای شنیدن آن باید دقت زیادی به خرج داد نشانگر بی اهمیت بودن مخاطب برای گوینده است. غمگین هستید یا امروز خیلی هیجان زده شده اید؟ شاید این احساسات را بتوانید پنهان کنید اما تن صدای شما هنگام حرف زدن همه چیز را هویدا می کند. بر اساس تحقیقاتی که توسط استاد دانشگاه UCLA،البرت مهرابیان، صورت گرفته  تقریبا ۴۰ درصد نگرش افراد نسبت به شما و برندتان در برخورد اول صورت می گیرد.

در برخی از موارد احساس ما نسبت به صدای واقعیمان است که موجب تغییر تن صدا می شود. شاید با تکنیک های تغییر صدای واقعی بتوان تا حدی کیفیت صدا را بهبود بخشید.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

سرعت حرف زدن را تعدیل کنید

در طول صحبت کردن با مشتری میانگین کلماتی که باید در هر دقیقه به کار گرفته شوند بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ است. تجربه ثابت کرده است که در طول حرف زدن با مشتری برای تفهیم او از قیمت، کیفیت محصول، خدمات مربوط به برند و سوابق شما و خلاصه جلب اعتماد او لازم است بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از سرعت حرف زدن معمول خود بکاهید. ضمن این که آرام حرف زدن با کسانی که برای اولین بار است آن ها را ملاقات می کنیم، خصوصا اگر در جایگاه مشتری باشند ضروری است.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

چه طور سرعت حرف زدن خود را به صورت دقیق سنجش کنیم؟

آرام حرف زدن را با یک متن کوتاه یا مقدمه یک کتاب کم حجم شروع کنید. محتوا داخل متن را بلند بخوانید و ترجیحا بی صدا نخوانید. مدت زمان یک دقیقه را با موبایل خود تنظیم کنید تا دقیقا مثل یک کورنومتر زمان مطالعه شما مشخص شود. بهتر است متن را در نرم افزار WORD کامپیوتر مطالعه کنید تا بتوانید تعداد واژه هایی که مطالعه شده است را بعد از گذشت یک دقیقه مشاهده نمایید. بعد از این شصت ثانیه تا کجا متن پیش رفته اید؟

به تعداد لغاتی که مطالعه شده است توجه کنید. در این یک دقیقه زیر ۱۵۰ کاراکتر را موفق شده اید که مطالعه کنید؟ اگر جواب شما مثبت است سرعت حرف زدنتان طبیعی و مناسب است. در صورتی که واژه های بیش تری را در طول این یک دقیقه خوانده اید باید با استفاده از تمرینات آرام صحبت کردن سرعت خود را کاهش دهید.

تمرین تکنیک نسبت ۲۰ به ۸۰

یکی از راهکارهای کلیدی که اتفاقا فرصت ذهن خوانی و کنترل افکار دیگران را نیز برای ما به عنوان فروشنده در برخورد با مشتری فراهم می کند استفاده از نسبت ۲۰ به ۸۰ است. در این نسبت ۲۰ به منزله ۲۰ درصد کل ارتباط کلامی ما با مشتری است که ما اجازه داریم در طول آن صحبت کنیم. باقی این نسبت همان ۸۰ درصدی است که به مشتری و نظرات او بستگی دارد. این نسبت تمرین خوبی برای آن دسته از فروشندگان یا بازاریابانی است که با پرحرفی خود مشتریان را آزرده می کند. کم تر حرف زدن به صورت خود به خود سرعت حرف زدن ما را هم تعدیل خواهد کرد.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

برای این که مشتری را وادار کنیم این ۸۰ درصد را مدیریت کند و بیش تر ارتباط بگیرد از جملات کوتاه پاسخ استفاده کنید.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

همه چیز برای این که گوینده مطمئن و با هوش تر از آن چه که هستیم به نظر آییم

روان شناسان معتقدند مطمئن حرف زدن مهارت رسیدن به بهترین نتیحه از صحبت کردن نیست؛ مهارت کسب نتیجه و شناخت راه های رسیدن بدان است. با اعتماد به نفس و اطمینان صحبت کردن مهارت شگفت انگیزی است که ممکن است با دیدن آن در وجود به حال خود تاسف بخوریم. بیش تر اوقات دیدن طرز حرف زدن کسانی که با کلمات و لحن خود بقیه را جادو می کنند باعث می شود به حال آن ها غبطه بخوریم و این معما در ذهنمان شکل بگیرد که چرا ما نمی توانیم شبیه این آدم ها باشیم. اما به هر حال هر کمبودی هم که در وجود ما داشته باشد و کسانی در این دنیا باشند که از همان بدو تولد به عنوان گوینده مطمئن و باهوشی پا به این جهان گذاشته باشند ما هم می توانیم تکنیک ها لازم را برای این که حس اطمینان را به بقیه منتقل کنیم یاد بگیریم!

همان طور که شما و همه سخنرانان متبحر دنیا می دانند بخش زیادی از اطمینان و اعتماد به نفس افراد به ظاهرشان باز می گردد؛ کما این که افرادی با ظاهر دلچسب و درجات قابل قبولی از زیبایی اعتماد به نفس بالایی هم در صحبت کردنشان دیده می شود. اما قطعا اگر سبک و سیاق سخن گفتن ما تغییر یابد این اعتماد به نفس خود به خود در طول صحبت کردن ظهور می یابد؛ بدون این که بخواهیم به ظاهر و تیپ و لباس خود متکی باشیم.

سخنوران معروف دنیا و گویندگان یا مجریان برتر از راه های مشخص و شناخته شده ای برای این که در یک گفتگو مطمئن و هوشمند به نظر آیند استفاده می کنند. همین موضوع باعث شد نگاه ما برای گردآوری این پست به سمت تکنیک های فن بیان که در این زمینه به ما کمک خواهند کرد معطوف شوند. تکنیک هایی که در دانشگاه زندگی با شما به اشتراک می گذاریم.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

شاخ و برگ های اضافی را هرس کنید!

در طول گفتگو سوژه مورد نظر ما به سان یک نهال رو به رشد است که هر چه پیش می رویم و توضیحات بیش تری ارائه می دهیم این نهال بزرگ تر می شود. در پایان مباحثه نهال ما به درخت پرباری تبدیل شده است که دیگران قادر هستند از میوه های این درخت نتیجه گیری کنند و به یک جواب مشخص برسند. در این بین ممکن است توضیحات اضافی و برخی از کلمات رد و بدل شوند که دسترسی مخاطب ما را به میوه این درخت دشوار کنند. این کلمات همان شاخ و برگ های اضافی هستند که هر چه زودتر باید آن ها را هرس و حذف کنیم!

افراد دروغگو برای اثبات حرف های خود و باورپذیر کردن آن ها یک جمله کوتاه یک دقیقه ای را به واسطه همین شاخ و برگ های اضافی به یک بحث چندین دقیقه ای تبدیل می کنند. بحث هایی هم که بین ما و دیگران شکل می گیرد عموما همین حالت را دارند. اما این شاخ و برگ ها دقیقا چیست و چه طور باید آن ها را حذف کنیم؟

کلمات شبهه ناک و عبارت هایی که نشانگر عدم اطمینان شما به گفته هایتان است همان شاخ و برگ های اضافی هستند. تکه کلام ها در طول صحبت کردن و سخنرانی مثل در واقع، در حقیقت، راستش را بخواهید و…با کلماتی که نشانگر شک و تردید ما به موضوع هستند مثل شاید، احتمالا، ممکن است و…شاخ و برگ هایی هستند که حواس مخاطب را از اصل مطلب دور می کند. به علاوه چون نشان می دهد خود شما هم مثل یگ گوینده مطمئن به حرف هایتان اطمینانی ندارید پس شنونده هم نسبت به شما بی تفاوت است!

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

شما مصاحبه کننده یا پرسشگر نیستید!

به دنبال این هستید که گوینده مطمئن و موفقی باشید که دیگران به اعتماد به نفس و ثبات شما در طول صحبت کردن غبطه بخورند؟ پیگیر سوال پرسیدن نباشید و بیش از این که از مخاطب بپرسید حرف بزنید!

بر خلاف مذاکره با رئیس که متکلم وحده شدن و اظهار نظر های بیش از حد می تواند روی تصمیم نهایی مخاطب ما اثر بگذارد وقتی که در جایگاه یک مجری ییا مباحثه کننده قرار دارید بهتر است خودتان صحبت کنید و سوال و جواب ها را حذف کنید.

سوال پرسیدن نشانگر عدم آگاهی ما از چیزی است. وقتی که از کسی سوال می پرسیم می خواهیم اطلاعات ناقص خود را تکمیل کنیم؛ پس طبیعی است که سوال پرسیدن و به دنبال جواب گشتن آن حس اطمینانی که ما به دنبال ایجاد آن در مخاطب هستیم را ایجاد نمی کند. مثلا اگر در حال مذاکره درباره موضوع تخصصی وکالت دعاوی ملکی هستید و شما با اصطلاحاتی مثل “رفع تصرف عدوانی” آشنایی کامل ندارید به جای سوال پرسیدن همان اطلاعات محدود خود را روی دایره بحث بریزید!

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

پیش از هر چیز عبارات را پالایش کنید

شما هم در جواب بقیه سخن خود را با این دست عبارت های کلیشه ای منفی نظیر “نظر شخصی من این است که…”، “هنوز کامل مطمئن نیستم”،”باید بیش تر روی این موضوع کار کنم” شروع می کنید؟ این عبارات بدون این که بفهمیم بار منفی و حس عدم اطمینان را به مخاطب القا می کنند. مسلما استفاده از جمله “باید محل پروژه را تغییر دهیم” حس اطمینان و ثبات بیش تری را به مخاطب منتقل می کند تا جمله “باید محل پروژه را تغییم دهیم اما هنوز مشغول کار روی این موضوع هستیم”.

به نفع خود سکوت اختیار کنید

برای گوینده مطمئن، باهوش و توانمند به نظر رسیدن همیشه مجبور نیستیم از اهرم واژگان کمک بگیریم. در مکالماتی که همه چیز تقریبا به ضرر ما تمام شده است و راه امیدی برای برگرداندن بحث به طرف ما وجود ندارد سکوت یا مکث در سخنرانی و مکالمه بهترین گزینه برای نجات است. به علاوه سکوت غیر از این که به نفع شما است و شما را از مخمصه فراموشی کلمات حین سخنرانی یا مکالمه نجات می دهد منفعت مخاطب هم در آن قرار دارد.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

بله یا خیر؛ دردسر همین جا است!

سوال پرسیدن انواع و اقسام مختلفی دارد. برخی از سوالات با چگونه، چرا، چه طور و …شروع می شود که اتفاقا خیلی هم در روزمره کاربرد دارند. اما برخی از سوالات با وجود این که متن طولانی و مفصلی دارند جواب های کوتاه و مختصری دارند.

برای این که گوینده مطمئن و باهوش تر از آن چیزی که هستیم به نظر آییم باید در طرح سوالات خود دقت بیش تری به خرج دهیم. سوالاتی که پاسخ های دردسرساز بله یا خیر را دارند ما را همزمان در دو تله جداگانه گرفتار می کنند. اولا که ممکن است با این جواب مختصر ابهامات ما برطرف نشود؛ دوما امکان دارد باز هم نیاز باشد به سوال پرسیدن ادامه دهیم؛ در حالی که همان طور که گفته شد سوال پرسیدن در مقام یک گوینده حرفه ای سرشار از اعتماد به نفس کم تر توصیه می شود.

با زبان بدن حرف بزنید

استفاده از زبان بدن هنگام حرف زدن انتقال انرژی به مخاطب است. دیدن کسانی که همراه با حرف زدن از حرکات دست و بدن استفاده می کنند نشان دهنده صمیمت، انرژی و گرمی گوینده است. در حالی که برخی از اعمال مثل بازی کردن با موها یا ور رفتن با لباس و وسیله های شخصی نشانگر عدم اعتماد به نفس و اطمینان در افراد است حرکاتی که قبلا در مطلب زبان بدن در سخنرانی به آن ها اشاره شد نشانگر گوینده مطئن و همه فن حریقی است که اتفاقا به دلیل تسلط روی بحث از دست و بدن خود برای بهتر حرف زدن کمک گرفته است.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

۹ جمله خطرناک که هرگز نباید به مشتریان ناراضی خود بگویید!

چندی پیش به سبب اقامت در یکی از کشورهای خارجی و نیازهایی که در رفت و آمد پیش آمده بود مجبور شدیم که یک خودرو ارزان قیمت صرفا برای جا به جایی درون شهری تهیه کنیم. همزمان با خرید خودرو یک سری بیمه های خاص هم مثل بیمه شخص ثالث یا بیمه بدنه هم با توجه به ضرورت استفاده از این بیمه ها در آن کشور تهیه کردیم. ما انتظار دریافت بیمه نامه را بلافاصله بعد از تحویل خودرو نداشتیم؛ اما ۲۴ ساعت بعد از تحویل خودرو ایمیلی از طرف شرکت بیمه دریافت کردم که در آن چنین متنی نوشته شده بود: بابت تاخیر ۱۵ ساعته در صدور بیمه نامه متاسفیم مشتری! بیمه نامه شما تا آخر وقت درب منزل تحویل داده می شود! هر چند که توقع این چنین برخوردی را نداشتیم اما سیاست این شرکت در برخورد با مشتریان ناراضی و عذرخواهی بابت تاخیرهای حتی کم تر از ۲۴ ساعت واقعا شگفت انگیز و تحسین برانگیز بود!

آمار نشان می دهد که ۷۰ درصد از مشتریان سابق یک کمپانی به دلیل برخورد نامناسب و عدم توجه به استراتژی های مشتری مداری در برخورد با مشتریان از دست می روند. باعث تاسف است که بیش تر کارکنان و نیروهایی که وظیفه خدمت گذاری و سرویس دهی به مشتریان را دارند نسبت به کلماتی که به کار می برند و فن بیان خود در ارتباط با مشتری بی توجه هستند و اتفاقا در برخی از کشورها نظیر کشور ما ارتباط با مشتری بی اهمیت ترین موضوع در سیستم یا نظام یک شرکت یا کسب وکار است. شاید اگر پای درد دل این مشتریان ناراضی بنشینیم به یک درد مشترک برسیم: نحوه برخورد کارکنان با ما غیرمحترمانه و توهین آمیز بوده است!

از این رو شیوه صحبت کردن و ارتباط با مشتریان ناراضی چه در فعالیت سازمانی و چه فعالیت های کوچک تر از فروش مهم تر می باشد. اگر کنجکاو هستید بدانید دقیقا چه حرف ها یا عباراتی مشتریانتان را آزرده خاطر می کند با ۱۰ جمله خطرناکی که هرگز نباید به مشتریان ناراضی خود بگویید آشنا شوید.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

در تمام جملاتی که در ارتباط با مشتری به صورت تلفنی، ایمیل و پیام کوتاه رد و بدل می شود انتخاب صحیح کلمات نقش مهمی ایفا می کنند. یک تشکر ساده، یک پیام خوشحال کننده مثل “مشکل شما برطرف شد” یا یک عذرخواهی مختصر کافی است تا رضایت مشتری شاکی دوباره جلب گردد. چه از این دست کلمات یا جملات برای عذرخواهی یا قدردانی از مشتری استفاده کنید چه نکنید باز هم جملات خطرناکی وجود دارند که باید از به کار بردن آن ها در برخورد با مشتری پرهیز کنید.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

مشکل شما در اولویت قرار دارد…

همه مشتریان تقریبا می دانند که شما به عنوان یک فروشنده یا سرویس دهنده روزانه هزاران تماس دریافت می کنید و احتمالا همین جواب را به همه تحویل می دهید: درخواست شما در اولویت قرار دارد!

فرض کنید صاحب یک فروشگاه بزرگ اینترنتی هستید، در فصل فروش فوق العاده حجم زیادی از خرید توسط کاربران وب سایت انجام شده و همین حجم بالای خرید موجب تاخیر در ارسال مرسوله ها شده است. در چنین موقعیت هایی پیرو تماس مشتریان حتما اطلاعات تماس یا پیگیری از آن ها بخواهید و به آن ها به جای استفاده از جمله “شما در اولویت قرار دارید” این اطمینان را بدهید که مرسوله در حال پیگیری است.

این قانون ماست!

هیچ جمله ای برای مشتریان ناراضی نفرت انگیز تر از این عبارت نیست: این قانون یا سیاست ما است! اکثر شرکت ها سیاست گذاری می کنند بی خبر از آن که بدانند قانون اول در سیاست گذاری در نظر گرفتن نیازمندی های مشتری و تلاش برای رضایتمندی آن ها است.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

دست ما نیست!

هر زمان که به عنوان کارمند یا پاسخگو تلفن از جمله “دست ما نیست” یا ” از اختیارات ما خارج است” استفاده کنید اولین واکنشی که مشتری از خودش نشان می دهد پرسیدن این سوال است: پس دقیقا اختیار این موضوع دست چه کسی است؟!

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

کسی که در جواب مشتریان ناراضی از این جمله استفاده می کند در واقع نماینده شرکتی است که توانایی مدیریت مشتریان و نیازمندی های آن را ندارد. به علاوه این جمله نشانگر بی اهمیتی شما به مشتریان در عصری است که به شدت به برقراری وفاداری مشتری به برند توجه می شود!

همه اطلاعات در سایت درج شده است!

تماس با برخی واحد امور مشتریان برخی از شرکت ها در برخی از موارد همراه است با پاسخ همیشگی “چرا از سایت استفاده نمی کنید؟”. اغلب مشتریان زمان و هزینه زیادی برای تماس با واحد پشتبانی یا امور مشتریان اختصاص می دهند. امتناع از پاسخگویی و ارجاع مشتریان به وب سایت ها در صورتی که بعد از مشاهده سایت برای آگاهی بیش تر با شما تماس گرفته اند به معنا بی توجهی شما نسبت به مشتریان است.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

قصور از ما نیست!

مادامی که شما نماینده فروش یک محصول خاص هستید یا خدمت خاصی تحت عنوان برند شما عرضه شده است شما تا پایان مسئول هستید؛ بنابراین هر مشکلی که در این زمینه پیش آید بر عهده شما است. البته برخی از موارد مثل شرایطی که در گارانتی و ارجاع کالا ذکر می شود مستقیما به شما بر نمی گردد و خود مشتری هم ممکن است اهمال کند. اما در هر صورت استفاده از جمله ” ما مقصر نیستیم” به شدت دلسرد کننده است!

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

بایدها و نبایدها وقتی که آب از سر مشتری گذشته است!

از مشکلات تقریبا طاقت فرسایی که بسیاری از مشتریان ناراضی با آن درگیر هستند توصیه ها و باید ها و نبایدهایی است که کارشناسان یا نمایندگان یک شرکت هنگام رسیدگی به مشکلات مشتری به او تحویل می دهند. این افراد احتمالا نمی دانند که در چنین مواردی آب از سر مشتریان گذشته است و توصیه ها یا سرزنش های آن ها به کار مشتریان نمی آید و مشتری در چنین مواقعی به کسی نیاز دارد که حلال مشکلاتش باشد!

مشکل به بخش دیگری مربوط می شود!

در یک ساز و کار موفق پیوند عمیقی بین بخش های مختلف برقرار است. حتی اگر مشکل مشتریتان مستقیما به شما مرتبط نیست او را به یک فنجان چای دعوت کنید و بخواهید منتظر بماند تا شما از واحد مربوطه مشکل او را پیگیری کنید. البته چنین کاری در مواقعی که شما چندین و چند مراجعه کننده یا مشتری در روز دارید شاید به نظر غیر ممکن باشد؛ اما یک برنامه ریزی دقیق می تواند به کار شما و مشتری سرعت بدهد.

ممکن است یک بار دیگر تکرار کنید؟

بارها برای خود من پیش آمده است که پشت تلفن منتظر پیگیری کارشناس بوده ام و از من حتی برای بار سوم خواسته است اطلاعات شخصی ام را برای درج در سیستم تکرار کنم! به طور کلی برای مشتریان ناراضی که از ضعف سرویس دهی شما شاکی هستند این تکرارها کمی خسته کننده و کسل کننده می باشد. بهتر است بار اول خیلی دقیق به صحبت های مشتری گوش دهید تا مجددا از آن ها برای ورود اطلاعات درخواست نکنید.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

منتظر بمانید!

وقفه های زیادی که مشتری را برای شنیدن یک پاسخ کوتاه شما دقایق زیادی منتظر می گذارد از نظر حرفه ای یعنی زیر پا گذاشتن اصل مشتری مداری! بوق ممتد یا تکرار نوای انتظار برای مشتریان ناراضی تحریک کننده است و نارضایتی او را بیش تر می کند. بنابراین توصیه می کنیم این وقفه ها را کوتاه و کوتاه تر کنید.

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

هنر مطالبه و درخواست کردن از دیگران: چه طور از اطرافیانمان چیزی بخواهیم؟

آدم ها با تیپ های شخصیتی مختلف، افکار و سلایق متفاوت وارد بازار کار می شوند. این بین هنگام ورود به محیط کاری از کسی پرسیده نمی شود خلقیاتش چیست و چه اخلاقی دارد؛ مگر شغل مشخص و ویژه ای داشته باشد. هر شغلی که داشته باشید بالاخره پیش می آید که برای انجام کاری از دیگران درخواست مشاوره، کمک یا همکاری داشته باشید؛ اما همان طور که شاید بارها همین حس را به دنبال مطالبه از دیگران تجربه کرده اید معمولا درخواست کردن از دیگران سخت تر از شکستن شاخ غول است. می پرسید چرا؟

اولا تقاضا کمک در بسیاری از فرهنگ ها برابر است با حس ناتوانی یا عجز فردی که درخواست کمک را دارد. بنابراین آن شخص از ترس این که ممکن است در تصور دیگران حقیر یا نضعیف تلقی شود معمولا تمایلی به کمک خواستن یا درخواست کردن از دیگران ندارد. در مرحله بعدی این عدم تمایل ما به درخواست کردن از دیگران مربوط به حس همیشگی و تکراری ما بابت بدهکار یودن یا مدیون شدن به آن ها می باشد. در این مواقع معمولا درخواست از دیگران با حس دینی همراه است که همیشه با فرد به عنوان یک بدهکار همراه می شود. دِینی که تا ادا نشود این حس سنگین و تلخ از بین نمی رود.

سومین دلیل عدم تمایل ما به درخواست کردن از دیگران مربوط به ارش های شخصی یا فردی مهمی است که جامعه و جو حاکم بر آن برای ما ایجاد کرده اند. مثلا حس اعتماد به نفس از آن ده ارزش اجتماعی مهم بین شهروندان آمریکایی است که فقدان آن یک جور کسر شان برای افراد است. بنابراین آمریکایی ها به خاطر ترس از واکنش های اطرافیان خود هم که شده است معمولا کم تر از همکار یا دوستان خود درخواست می کنند؛ حال چه درخواست کمک بزرگ باشد چه یک سوال ساده بابت راهنمایی!

پس با وجود این همه دلیل برای خودداری از مطالبه و کمک خواستن از دیگران چه طور می توان راحت تر از همیشه از آن ها درخواست کرد و اتفاقا هم با جواب مثبت آن ها رو به رو شد؟ راهنما زیر به شما کمک می کند که چه زمانی و چه طور از دیگران درخواست کنید و به این ترتیب در تقاضا کردن از بقیه ماهر شوید!

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

تقریبا در همه کشورها مطرح کردن درخواست به صورت مستقیم غیر عادی است و حتی در بسیاری از کشورهای شرقی این درخواست کردن به این شیوه کمی غیرمحترمانه است. درخواست افزایش حقوق، مذاکره با رئیس و درخواست اعمال برخی از تغییرات در محیط کاری یا پروژه ها، درخواست بورس تحصیلی و اقدام برای دریافت معرفی نامه از سمت اساتید و…از جمله موارد رایجی هستند که در امور روزمره با آن ها رو به رو می شویم. بنابراین ضروری است از همین حالا با یادگیری هنر مطالبه و درخواست کردن از دیگران هنرمند شویم!

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

هنر مقدمه چینی در درخواست کردن

شاید مهم ترین بخش مطالبه از دیگران دانستن هدف و شناخت چیزی باشد که می خواهیم با درخواست کردن از آن ها بدان برسیم. هدف ما از افزایش حقوق است؟ دقیقا فکر می کنید تا چه حد استحقاق افزایش دستمزد را دارید؟ هدفتان درخواست از همکار برای انجام برخی از امور عقب افتاده ای است که احتمالا وقت انجام آن ها را ندارید؟ یا این که می خواهید از کس دیگری خواهش کنید شیفت کاریتان را مدیریت کند؟

برای هر یک از این اهداف به یک زمینه سازی مفصل نیاز دارید؛ خصوصا اگر احساس صمیمیت زیادی با طرف مقابل نمی کنید.

آماندا پالمر در کتاب “هنر درخواست کردن” خود می نویسد:

در خلال درخواست های مکرری که از آدم ها داشته ام توانستم با آن ها ارتباط برقرار کنم. وقتی به مردم نزدیک می شویم شوق آن ها برای کمک کردن بیشتر می شود. درخواست نکردن از دیگران اصلا توجیه پذیر نیست. اگرچه کمک خواستن از بقیه سخت است اما هرگز باعث آسیب پذیر شدن ما نمی شود.

برای مقدمه چینی هرگز از عبارت هایی که نباید در مکالمات روزمره به کار گرفته شوند استفاده نکنید. روی نقاط پر رنگ حال حاضر مخاطب خود دست بگذارید. مثلا اگر طرق مقابل شما اخیرا با سرماخوردگی یا یک بیماری جدی تر دست و پنجه نرم می کرده یا این که برای برخی از اقوام او مشکلاتی پیش آمده است صحبت را با همین سوژه شروع کنید و همدردی خود را ابراز نمایید.

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

تعیین تکلیف نکنید

بزرگ ترین مشکل ما در ارتباط با بقیه این است که فکر می کنیم می دانیم مردم دقیقا چه فکر می کنند و چه کسانی هستند! تحقیقات انجام شده توسط یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد آمریکا نشان داده است که تقریبا صفر درصد مردم قادر هستند واکنش بقیه را در برابر درخواست هایشان درست پیش بینی کنند. خیلی از درخواست های ما هم همین حالت را دارند. مثلا شاید درخواست وام از طرف شما با وجود مساعده هایی که قبلا گرفته اید خجالت آور باشد؛ اما مطرح کردن آن باعث شود دیگران با شما نهایت همکاری را داشته باشند. گاهی درخواست ها خیلی ساده تر می شود؛ مثل قرض گرفتن کتاب از کسی یا استفاده از وسایل همراه او.

در بیان کردن درخواست خود هیچ گاه تعیین تکلیف نکنید. اگر به دنبال تامین امکانات بیش تر برای پیشبرد آزمایش های خود هستید یا این که به نیرو انسانی بیش تری برای به سرانجام رساندن کارها نیاز دارید درخواست خود را بدون تعیین اعداد و ارقام بدین شکل مطرح کنید: امکان مساعدت در این زمینه وجود دارد؟ امکان دارد در این زمینه با ما همکاری کنید؟ و…

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

جا برای بحث بگذارید!

یکی از ترفندهایی که بسیاری از انسان های موفق در کسب وکار خود به کار می گیرند پرهیز از به کارگیری کلمات و جملاتی است که جواب های یک کلمه ای مثل بله یا خیر دارند؛ چرا که جواب این دست جملات آب پاکی را روی دست شما می ریزد تا دیگر راهی برای ادامه گفتگو یا اصرار وجود نداشته باشد!

استفاده از همان کلمات محترمانه یا عبارات مناسبی مثل “آیا این امکان وجود دارد که…”، ” میتوانم درخواست کنم که….” و…جا برای بحث می گذارد و باعث می شود طرف مقابل شما از جواب های صریح و کوتاه خودداری کند.

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

پافشاری کنید!

حتی گاهی ممکن است از صدای خودتان خسته شوید؛ اما پافشاری اصل اول یک گفتگو موفقیت آمیز می باشد وقتی قرار باشد از کسی درخواستی داشته باشیم. به طور کلی مردم برای آشنایی با ایده ها و تفکرات شما حداقل به ۴ الی ۷ بار تکرار نیاز دارند.

اگرچه ممکن است تکرارهای متوالی به نظر شما خسته کننده باشد؛ حتی اگر قرار باشد یک جمله را بارها برای چند نفر در روز تکرار کنید این کار را انجام دهید و بدانید نتیجه تکرار و پافشاری موفقیت است.

چند نکته ساده:

  • بی پروا باشید؛ حتی اگر بارها دست رد به سینه شما بخورد و کسی به درخواستتان پاسخ ندهد
  • به کم بسنده کنید و موفقیت های کوچک را ارزشمند بشمارید. اگر به ۱۰۰ درصد خواسته خود نمی رسید به ۵۰ درصد قانع شوید
  • فضا سازی کنید؛ در صورت امکان نزدیک شدن به افراد، دست دادن با آن ها و کم کردن فاصله فیزیکی تاثیر زیادی روی صمیمت شما می گذارد
  • نگاه هایتان را مدیریت کنید. بعد از مطرح کردن اصل درخواست متوقف شوید و فرصت تنفس به خودتان و فرصت فکر کردن به بقیه را بدهید

نحوه مطالبه و درخواست کردن از دیگران

از صدایمان بدمان می آید

چرا از صدایمان بدمان می آید و چه طور صدای واقعیمان را تغییر دهیم؟

همیشه گشت و گذار در فضای وب برای من توام بوده است یا رویارویی با سوژه های جدید و شاید عجیب و غریبی که گاهی خیلی جالب می شوند. یکی از مواردی که پیش از این هم از دوست و آشنا شنیده بودم و شاهد گله و شکایت آن ها در این مورد بودم نفرت از صدای واقعی خودشان بوده است. مثلا وقتی صدای ضبط شده خود را در طول یک فیلم می شنوند آه و ناله می کنند و با احساس نارضایتی نمی خواهند دیگر صدایشان را بشنوند. این در حالی است که دیگران هرگز این حس را نسبت به صدای آن ها ندارند و اتفاقا گاهی از نظر دیگران خیلی خوش صدا هستند! همین موضوع کنجکاوی مرا بیش تر و بیش تر کرد تا جستجو کنم و ببینم اساسا چرا از صدایمان بدمان می آید و اغلب از شنیدن صدایمان وحشت داریم؟

سوال اصلی ما این است: چرا دیگران صدای ما را دوست دارند یا این که از شنیدن صدای ما هرگز آزرده خاطر نمی شوند اما برخی از ما با شنیدن صدای ضبط شده خود قسم می خوریم که دیگر یک کلام در طول فیلم حرف نمی زنیم؟

جالب است بدانید که این حس بین همه انسان ها مشترک است و ممکن است چه در طول حرف زدن و چه برای خوانندگی سراغمان آید و حسابی حال و هوای خوش ما را با شنیدن صدایمان ناخوش کند!

اگر شما هم گرفتار همین حس ناخوشایند هستید تنها نیستید؛ خیلی ها مثل شما هستند که از این موضوع رنج می برند و صدایشان را نفرت انگیز می دانند. برای رفع این حس ابتدا باید ببنیم اصلا چرا از صدایمان بدمان می آید و علت این موضوع چیست؟ لذا قصد داریم در این مطلب سوالات زیر را بررسی و به آن ها پاسخ دهیم:

  1. چرا صدای واقعیمان با صدای ضبط شده متفاوت است؟
  2. صدای زنان چه تفاوتی با صدای مردان دارد که عموما زنان بیشتر از صدای خود بیزار هستند؟
  3. چه طور صدای واقعی خود را بشنویم؟
  4. چه طور مشکلات و نواقص صدای خود را برطرف کنیم؟

همراه با دانشگاه زندگی باشید.

چرا از صدایمان بدمان می آید؟

چند نفر از ما همزمان با رشد سنی و قدی صدایش را ضبط می کند؟ شاید سوال مسخره و خنده داری باشد اما اگر ما صدایمان از کودکی ضبط کرده و در بزرگسالی بدان گوش دهیم هیچ وقت دیگر تا این حد از صدای خود منزجر نمی شدیم!

از صدایمان بدمان می آید

چرا صدای واقعیمان با صدای ضبط شده متفاوت است؟

وقتی صحبت می کنیم شکاف صوتی موجود در حلق به لرزش در می آید که این لرزش موجب ارتعاشات دیگری در ناحیه جمجمه و حفره دهانی نیز می شود. این ارتعاشات با امواج صوتی تولید شده ترکیب شده و از دهان به گوش گوینده یعنی شما می رسد. این صدا را هیچ کسی جز شما نمی شنود. همان طور که می بینید صدا مجموعه ای از تمام عوامل تشدیدکننده است که بارها بارها روی صدای خروجی تاثیر می گذارند؛ اما چون فقط این شما هستید که صدای اولیه را می شنوید بنابراین برایتان عجیب و غریب نابه هنجار است!

بر خلاف آن چه که ما به عنوان صدای خود می شنویم صدای واقعیمان یا پیچ صدایمان کمی بلندتر و هنگام سخنرانی به دلیل تکرار صدا کمی ملایم تر است. بنابراین اگرچه ما از صدایمان بدمان می آید اما بقیه این حس ناخوشایند را نسبت به ما ندارند.

نقش تارهای صوتی و ارتعاشات در شکل گیری صدا

طناب های صوتی در قاعده حنجره به عنوان ارتعاش دهنده مستقر هستند. لرزش تارها به محض تبادل هوا صورت می گیرد و با توجه به این که شکاف صوتی در مردان بزرگ تر از زنان است دامنه صوتی زنان با مردان متفاوت بوده و صدای زنانه نازک تر است.

از نو صدایتان را خلق کنید!

با این که حتی با وجود خوش صدا بودن بسیاری از ما از صدایمان بدمان می آید اما خیلی ها به دنبال این هستند تا صدایشان را تغییر دهند. این تغییر صدا تکنیک های خاصی دارد که در کنار تغذیه مناسب در صداسازی و فن بیان قطعا جواب می دهد.

از صدایمان بدمان می آید

اگر فکر می کنید صدای ما ثابت است و هرگز نمی توان آن را تغییر داد سخت در اشتباه هستید! کیفیت صدای آدمی بستگی به عادات او دارد. مسلما شیوه صحبت کردن شما و عادت دادن تارهای صوتی به یک رویه مشخص تازه به مرور کیفیت صدا را بهبود می بخشد و کم کم صدای تازه ای در شما متولد می شود. البته این مهم به تمرینات زیادی نیاز دارد؛ مثلا:

با دقت گوش دادن به صدای ضبط شده

با استفاده از میکروفون یا ضبط صوت گوشی خود یک متن را بخوانید و آن را ضبط نمایید. حالا یک کاغذ به دست بگیرید و به صدایتان گوش دهید. دفعه اول ممکن است از شنیدن صدای خود متعجب شوید و مهم نیست. حالا کاغذ را بردارید و ببینید چه چیزهایی در این صدا وجود دارد که شما را آزار می دهد. به زبان ساده با این روش سعی داریم عیب یابی کنیم و ببینیم چه عواملی باعث و بانی این هستند که ما از صدایمان بدمان می آید!

به موارد زیر توجه کنید و ببینید صدایتان دقیقا کدام یک از شاخصه های زیر را دارد که باعث شده از آن راضی نباشید؟

  • آرام
  • بالا
  • درهم و برهم
  • نابالغ
  • مبهم
  • خشک و یکنواخت
  • بیش از حد واضح
  • مکث های طولانی
  • شنیده شدن صدای تنفس در طول حرف زدن
  • عصبی

پرورش تدریجی صدا

بعد از اتمام مرحله قبلی نوبت به تمرین و تکرار می رسد. به یاد داشته باشید که در پرورش صدا گرفتگی و سفتی عضلات در ناحیه شانه، زانو و سر بزرگ ترین دشمن شما در صحبت کردن است. همان طور که می دانید زبان هم یکی از مهم ترین ماهیچه های بدن است. گرفتگی و سفتی زبان حالتی برای جلوگیری از بروز احساسات در کلام است. بنابراین برای بهتر شدن کیفیت صدا باید این سفتی را از بین برد و زبان را آزاد کرد.

از صدایمان بدمان می آید

تمرین های سه گام زبانی

  1. زبانتان را کف دهان بخوابانید
  2. زبان را به سمت جلو بکشید و با استفاده از آن لب پایین را احساس کنید؛ بدون این که از دهان خارج شود
  3. زبان را به جایگاه اولیه برگردانید و بدان استراحت بدهید

این تمرین سه گام را نه در حال سکوت بلکه زمان حرف زدن تکرار کنید. با استفاده از این تمرین سعی کنید کلمات ساده ای مثل “آب” یا “باران” را تلفظ کنید. هنگام تلفظ این کلمات و یا هر کلمه دیگر ممکن است زبان با سقف دهان برخورد کند. بلافاصله بعد از این تماس زبان را به جایگاه قبلی بازگردانید.

تنظیم تن صدا

مرحله آخر تمرین تنظیم تن صدا است. با این ترفندها است که شما تعیین می کنید صدایتان شبیه یک کودک ده ساله باشد یا یک دختر جوان؛ شبیه مرد بالغ باشد یا یک نوجوان نابالغ.

  • از عمق قفسه سینه حرف بزنید. برای این که بدانید عمق صدای شما تا کجا پییش رفته است دستتان را روی سینه خود قرار دهید. در صورتی که همزمان با حرف زدن ارتعاش حس می کنید یعنی محل خروج هوا با صدا هماهنگ است. راه دقیق تر چهار دست و پا روی دو زانو و دو دست نشستن است. با این روش بهتر می توان محل خروج صدا را احساس کرد.

از صدایمان بدمان می آید

  • اگر صدای شما خیلی یکنواخت و خسته کننده است سرعت حرف زدن را بالا ببرید. مکث بین جملات را کم کنید و سعی کنید زمان ادا یک کلمه را کاهش دهید.
  • تنظیم تنفس پاسخ خوبی به این سوال است که چرا از صدایمان بدمان می آید. تنظیم دفعات تنفس در تقویت و پرورش صدا برای سخنرانی موثر است و سخنرانان روی تنفس خود تمرکز بالایی دارند. به طور کلی هر چه قدر عمیق تر در طول حرف زدن نفس بکشید تن صدایتان یکنواخت تر و شاید تکراری تر به نظر برسد. اگر بعد از شنیدن صدای خود می بینید تند حرف می زنید و صدایتان کمی کلفت و گوش خراش شده است قطعا افزایش تعداد تنفس عمیق تر به شما کمک می کند.
بررسی تکنیک های ذهن خوانی

۴ تکنیک ذهن خوانی برای این که کنترل افکار دیگران را به دست گیرید

تاریخ، داستان زندگی افراد تاثیرگذاری است که با تولد، رشد، شیوه زندگی و حتی مرگ خود دنیا را تحت تاثیر قرار دادند. انسان های بزرگی در تاریخ آمدند و نشانه های مثبت و منفی زیادی از خود به جای گذاشته اند؛ اما قطعا یکی از آن دست انسان های افسانه ای فراموش ناشدنی استیوجابز بزرگ است که در تولید محصولات انقلابی و نوآوری های بی نظیرش شهره خاص و عام می باشد. استیو جابز نه به خاطر تولید آیفون هایی که این روزها دست خیلی از افراد دیده می شود بلکه به خاطر خلق دنیا پیرامونش به شیوه ای بدیع و تکرار ناشدنی در قلب ها همچنان ماندگار است. قطعا او و اطرافیانش سختی های زیادی برای تبدیل کمپانی اپل دیروزی به اپل پراقتدار امروزی تحمل کردند؛ اما گفته ها نشان می دهد که این استیو جابز بوده است که با کنترل اذهان و توانایی اغوا یا بهتر بگوییم، متقاعد کردن دیگران توانسته است هر آن چه که آروز داشته در دنیا خود ساخته اطرافش به دست آورد. امروزه این مهارت توسعه پیدا کرده و افراد زیادی بر جزئیات و شیوه بسط دادن آن تمرکز کرده اند. مهارتی که ما آن را تکنیک ذهن خوانی می نامیم!

خواندن ذهن دیگران یک مهارت خاص است که هر کسی بدان مسلط نیست. افراد موفق توانایی زیادی در خواندن ذهن بقیه دارند. البته ذهن خوانی ابدا به معنای جادو یا غیب گویی نیست؛ بلکه تله پاتی یا ارتباط اذهان هر چند که یک توانایی خارقا العاده تلقی می شود قابل یادگیری است.

از جمله کاربردهای ذهن خوانی ارتباط با افراد و تاثیرگذاری مستقیم روی تصمیم گیری های آنان است. حضور در جلسات مهم سرنوشت ساز، حرف زدن با افرادی که برای شما بسیار اهمیت دارند و یا متقاعد کردن مشتری از جمله مواردی هستند که با وجود تکنیک ذهن خوانی ساده تر خواهند شد.

چند راه شناخته شده برای خواندن ذهن دیگران یا حداقل نزدیک شده به شیوه تفکر و تصمیمات آن ها وجود دارد. همراه ما باشید و ببینید چه طور می توان با فن بیان و ترفندهای برقراری ارتباط کنترل افکار دیگران را به دست گرفت!

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

تصور کنید چه قدر زندگی آسان می شد اگر انسان های می توانستند ذهن یکدیگر را به همین سادگی بخوانند. شاید بدین ترتیب هرگز هیچ جنگی در جهان شکل نمی گرفت و هیچ اختلاف نظری بین مردم به وجود نمی آمد. از نظر روان شناسی هیچ راه اثبات شده ای وجود ندارد که به وسیله آن بتوان در ذهن، احساسات و افکار کسی رسوخ کرد؛ اما قطعا هیچ مدرکی هم وجود ندارد که بتواند قدرت نفوذ هوش و ذکاوت انسان را در پی بردن به خط فکری و تصمیمات دیگران انکار نماید!

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

۴ راه زیر تمرینات و ترفندهای خوبی هستند تا بتوانید به توانایی ذهن خوانی در ارتباط با دیگران برسید.

با تفاوت های نسلی شروع کنید!

آگاهی از سن دیگران و دانستن این که دقیقا به چه نسلی تعلق دارند راهنما خوبی برای شروع یک رابطه و نفوذ در ذهن آن ها است. در واقع تعلق ما به هر نسل نگرش ما را به دنیا مشخص خواهد کرد. مثلا نسل متولد شده از سال ۱۳۸۰ به بعد یا نسل آخر نسلی کامپیوتری هستند که کم تر معنی ارتباطات چهره به جهره را درک می کنند.

شناخت کافی از هر نسل و دانستن این موضوع که مخاطب شما مرتبط به کدام نسل می باشد کلید خوبی برای توسعه یک ارتباط پایدار با آن فرد خواهد بود. مثلا اگر با یک فرد دهه پنجاهی صحبت می کنید قطعا باید بدانید که کم تر به ارتباطات اینترنتی متمایل هستند و ترجیه می دهند یک کنفرانس را به صورت حضوری برگزار کنند تا این که درگیر اینترنت شوند.

تفاوت بین نسلی تفاوت ارزشی هم ایجاد می کند. مثلا وقتی که با نوجوانان در ارتباط هستید ممکن است صمیمیت شما به سرعت پیش برود اما در ارتباط با یک فرد ۵۰ یا ۶۰ ساله همه چیز با ثبات و آرامش پیش می رود و خبری از ریسک و خطرپذیری نیست!

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

گوش های بزرگ تر و ذهن های وسیع تری داشته باشید!

از راه های مهم دیگر در ذهن خوانی و برقراری ارتباط با دیگران شناخت نقاط حساس آن ها می باشد. نقاط روحی مشخصی که نسبت به آن ها متعصب هستند و دست گذاشتن روی آن ها واکنش های خاصشان را به دنبال دارد. بنابراین شناخت این موارد در ذهن خوانی هنگام مذاکره با مشتری یا کسی که قرار است معامله بزرگی را با شما داشته باشد اهمیت فراوانی دارد.

در ذهن خوانی باید گوش های بزرگ تر و ذهن بازتری داشته باشید تا دقیقا به این نقاط پی ببرید. باید ببینید چه چیزی احساسات مخاطب شما را خدشه دار می کند و چه چیزی به منزله زیر پا گذاشتن اعتقادات آن ها است.

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

برای این که دقیقا به نقاط ضعف و خط قرمز بقیه پی ببرید سوالاتی با پایان باز بپرسید. این دست سوالات پایانشان باز است و مخاطب را تحریک می کند تا بحث را به چالش بکشد. راه دیگر می تواند تعریف داستان ها یا تجربیات خاص در زندگی باشد. مثلا داستان کمک کردن شما به فرد خاصی که شرایط خاصی داشته است. شاید با این ترفند بتوانید متوجه دیدگاه طرف مقابلتان نسبت به کمک کردن یا صدقه دادن به دیگران شوید!

شخصیت شناس باشید!

هیچ دو نفری در دنیا وجود ندارد که یک شخصیت مشترک بدون هیچ تفاوتی داشته باشند. شناخت شخصیت های دیگران شناخت ذهن های آن ها است. مثلا اگر طرف مقابل شما شخصیت شوخ طبعی دارد و شما این را از بقیه شنیده اید می توانید نتیجه بگیرید که او هم مثل خود شما بدون حاشیه وارد بحث می شود و حس شوخ طبعی شما را در هر حالتی درک خواهد کرد. بنابراین ورود به جزئیات معامله با او ساده تر است!

نمونه های دیگری هم وجود دارد که به شخصیت شناس شدن شما کمک می کند. مثلا اگر بتوانید کمالگرایی اشخاص را تشخیص دهید می دانید که در صحبت کردن با او باید خیلی دقیق  و جزئی نگر بود و در عمل نیز بهترین نتیجه را به او تحویل داد. پس شاید اصلا بهتر باشد از خیر همکاری با او بگذرید!

به دنبال ارتباطات غیر کلامی باشید

توجه به زبان بدن افراد نشانه های خوبی برای شروع یا اتمام یک ارتباط بین ما و دیگران هستند. وقتی با مخاطبتان صحبت می کنید به شما نگاه نمی کند؟ با دیدن شما مسیرش را تغییر می دهد؟ بعد از شنیدن حرف های شما بدون توجه به این مسئله بحث را عوض می کند و حالت چهره اش از دیدن شما هرگز خوشایند نیست؟ ایستادن او در مقابل شما نشان از کلافگی و بی قراری دارد؟

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

راه های بیشتری هم وجود دارد؛ مثلا اگر مخاطبتان به صدای یکنواخت و خیلی آرام جوابتان را می دهد قطعا تمایلی به برقراری ارتباط با شما نداشته است!

ایجاد اعتماد در کسب وکار

۲۰ جمله سحرآمیز که باعث ایجاد اعتماد در کسب وکار شما می شود

هر چه قدر هم که آدم متقلب یا دورویی باشیم و هزار و یک راه برای دور زدن بقیه داشته باشیم قبول دارید که هرگز نمی توانیم اعتماد را جعل کنیم؟ دارلین پرایس موسس و نماینده‌ی کمپانی Well Said می گوید: حرفی که پشتش عمل نباشد بی معنی است. شما می توانید کلماتی را انتخاب کنید که به نظر سازنده یک ارتباط بر مبنا اعتماد هستند اما زبان هیچ گاه جایگزین امانت داری و اعتماد نمی شود! واژه اعتماد یا trust در زبان انگلیسی از کلمه ای اسکاندیناوی treysta به معنا اطمینان کردن یا تکیه کردن برگرفته شده است. اعتماد اساس یک ارتباط سالم می باشد. اگر شما به مردم توصیه ای می کنید ابتدا باید اعتمادی بین شما و مردم شکل گرفته شده باشد تا به توصیه های شما عمل کنند و در مثال معروف افزایش حقوق از جانب رئیس حتی با به کارگیری فنون مذاکره با رئیس باز هم شما باید با اثبات توانایی های خود اعتماد اولیه را بین خودتان و رئیستان ایجاد کرده باشید. به جز در روابط فردی عاطفی ایجاد اعتماد در کسب وکار خالق پیوند ناگسستنی بین شما و خریدار یا مشتری خواهد بود.

دارلین پرایس در کتاب Well Said می نویسد: کلمات به تنهایی اعتماد نمی آورند. اعتماد یعنی دیگران به خاطر وعده های شما کاری را به شما سپرده و شما هم دقیقا همان طور که انتظار می رفت کارها را پیش ببرید. باید توجه داشته باشید با این که یک ضرب المثل معروف در دنیا وجود دارد که صدای عمل همیشه از حرف بلند تر است اما کلمات اگر به درستی انتخاب شوند مردم متقاعد می شوند تا به شما فرصتی برای اثبات خودتان بدهند!

حال انتخاب با شما است: قصد دارید برای ایجاد اعتماد در کسب وکار با نیت خوب از کلمات و جملات بهره بگیرید، منتظر معجزه بمانید یا از راه های دیگر و با عده های باورناپذیر بقیه را گول بزنید؟ اگر راه اول را انتخاب می کنید همراه ما باشید تا جادوی ۲۰ جمله سحرآمیزی که باعث ایجاد اعتماد در کسب وکار شما می شود را بررسی کنیم.

راه های ایجاد اعتماد در کسب وکار

راه های زیادی برای برقراری پل اعتماد بین شما و رئیس، شما و مشتری و شما و یکی از همکارانتان که به شدت به حس اطمینان آن ها نیاز دارید وجود دارد. گاهی همه زندگی و برنامه های ما معطل ذره اعتماد دیگران است تا بتوانیم تمام توانایی های خود را روی دایره بریزیم!

ایجاد اعتماد در کسب وکار

از جملات زیر برای ایجاد اعتماد در کسب وکار استفاده و مراقب عبارت های مهمی که هرگز نباید مکالمات روزمره استفاده شوند باشید!

یک تشکر کوچک به شما بدهکارم!

قبل از شروع مکالمه با افراد استفاده از کلمات احترام آمیز و مثلا تشکر از کسی که برای شما وقت گذاشته است اولین چراغ سبز برای شکل گیری اعتماد است. شما به این وسیله به مخاطب خود ثابت کرده اید که قدردان وقتی و احترامی که برای شما قائل بوده است هستید.

دارلین پرایس می گوید: ;کلمات صحیح هر چند ساده و تکراری مردم را به سمت اعتماد دعوت می کند. کلمات ساده ای که ارزش فرد را نشان می دهند بازخورد مثبتی ایجاد کرده و مقدمات اعتماد را فراهم خواهد آورد.

بگذارید ضمن رزومه کاری معرفی کوتاهی از خودم داشته باشیم…

در این مرحله پرایس پیشنهاد می کند به معرفی خودتان فارغ از رزومه یا زمینه های پیشین کاری بپردازید. او معتقد است اگر شما افرادی را خطاب قرار دهید در حالی که هیچ شناختی از شما ندارند به قول معروف هر چه رشته بودید پنبه می شود!

ایجاد اعتماد در کسب وکار

مخاطبان شما، خصوصا افراد دیرباوری که نگاهی شکاکانه به شما و سابقه شما دارند به یک معرفی کوتاه از زندگی شخصی و بعد از آن سوابق حرفه ای از زبان خودتان نیاز دارند. این روش راهی برای سنجش اطلاعات فرد نیز محسوب می شود.

به نفع شما است که …/ این برای شما بدین منزله است که…

یکی از فنون مذاکره با مشتری برای ایجاد اعتماد در کسب وکار این است که به صورت کلامی آگاهی خود را نسبت به هر آن چه که به نفع او می باشد نشان دهیم. مشتری باید بداند ما هر چیزی که ممکن است برای او ابهام ایجاد کند یا باعث ضرر او شود را می دانیم و نسبت بدان آگاهی داریم. از ابتدا یک معامله یا قراردادهایی که چه به صورت کتبی و چه به صورت شفاهی بین افراد منعقد می شود به عنوان فردی موفق باید بتوانید مخاطب را قانع کنید چه طور قرار است به واسطه عملکرد شما منفعت کسب نماید.

دقیقا مثل شما به این موضوع فکر کرده ام/ اهمیت می دهم

تعصب و شفافیت در سخن اعتماد ایجاد می کند. پرایس در ارتباط با مکالمات کاری که قرار است اعتماد نسبی بین افراد ایجاد مند تاکید می کند: مطمئن شوید که مخاطب شما مثل خودتان به بحث علاقمند هستند. اگر غیر از این است وارد عمل شوید و خودتان را از این مسئله جدا نبینید. چه چیزی برای شما اهمیت دارد و آخر این داستان چه چیزی نصیب شما می شود؟

برای این که ارتباطتان را با مخاطب و داستان نشان دهید قبل از گفتن حرف هایتان کلام مخاطب را تصدیق کرده و تاکید کنید شما هم با او همفکر هستید و همان را می خواهید.

دانشمندان می گویند…/ آمار نشان می دهد…

داده های اثبات شده پشتوانه محکمی برای حرف های ما هستند. اعداد و ارقام، نقل قول ها و اخبار مستند را با حرف های خود تلفیق کنید و سعی کنید تمام سخنانتان برای ایجاد اعتماد در کسب وکار مستند باشند.

ایجاد اعتماد در کسب وکار

من و شما هر دو هدف مشترکی داریم که…

تیم یا گروه مجموعه ای از افراد هستند که با انجام اموری خاص یک هدف خاص را دنبال می کنند. اشتراک ویژگی اصلی فعالیت گروهی می باشد. همه ما دوست داریم جز گروه باشیم و کارهای خود را در قالب فعالیت گروهی انجام دهیم؛ چون گروه قوانین مشخصی دارد و پایبندی افراد نسبتا بیش تر است.

پرایس معتقد است با جمله” من و شما هدف مشترکی داریم که…” شما توانستید خصومت و رقابت خود و مخاطبتان را حذف کرده و در عوض اعتماد و همیاری ایجاد کنید.

ایده خیلی خوبی است!

وقتی که به دنبال حس اعتماد دیگران هستیم لازم است احساس اعتماد خود را به آن ها نشان دهیم. در واقع با این روش برادری خود را ثابت کرده ایم! پرایس در این باره هم توصیه خوبی به تمام کسانی که پیگیر ایجاد اعتماد در کسب وکار هستند دارد:

موفقیت های چشم گیر به ندرت به صورت انفرادی به دست می آید. کسب بهترین نتیجه به چگونگی همکاری افراد با هم بستگی دارد. بنابراین اعتماد یک خیابان دوطرفه است. از این که تک روی کرده و بخواهید مطابق اعتقادات خود به تنهایی پیش بروید پرهیز کنید. بنابراین به دنبال تصدیق دیگران باشید و ایده های آن ها را تایید کنید تا به این روش ثابت کرده باشید شما هم به اندازه ای که از بقیه توقع دارید به آن ها اعتماد دارید.

ایجاد اعتماد در کسب وکار

بدون همکاری شما شدنی نیست!

یادآوری این که شما برای انجام وظایف خود به همکاری بقیه نیاز دارید یعنی آغوش خود را برای شروع یک اعتماد دو طرفه ایجاد کرده اید. در حقیقت هم همین طور است. ایجاد اعتماد در کسب وکار با تلاش یک طرفه حاصل نمی شود و شما باید از همان ابتدا برای کسب اعتماد بقیه به آن ها نشان دهید که یک تنه از پس همه چیز بر نمی آیید!