جملات هیپنوتیزم کننده در فن بیان برای جذب دیگران

جملات هیپنوتیزم کننده برای این که از آهنربا هم جذاب تر باشیم

هیپنوتیزم و تلقین هایی که به وسیله هیپنوتیزم صورت می گیرد قدمت چند صد ساله دارد. بر خلاف تصور عموم هیپنوتیزم نه یک خواب عمیق بلکه یک بیداری آگاهانه در عالمی جداگانه است که تنها حواس محیطی ما را تضعیف می کند. این خواب مصنوعی پر رمز و راز که درمان درد کم حافظگی، سستی و مشکلات رفتاری است کوچه های پنهان زیادی دارد؛ اما بسیاری از ما در طول روز این حالت را تجربه کرده ایم. مثلا آیا می دانستید پشت فرمان و در تمام لحظاتی که مشغول فکر کردن به امور کاری، مسائل خانوادگی، مشکلات فرزندان یا گفتگوهایی که در طول روز پیش آمده است هستید در واقع هیپنوتیزم شده اید؟ آیا می دانستید زمانی که لایه های عمیق ذهنتان درگیر یک موضوع جذاب شده و به خاطر آن هیچ صدایی در اطرافتان نمی شنوید در واقع غرق در هیپنوتیزم هستید؛ اما خودتان متوجه نیستید چه طور توسط ضمیر ناخودآگاهتان هیپنوتیزم شده اید. به جز تحاکم ذهن بر سایر حواس، با استفاده از فن بیان هم می توانیم گاهی جملات هیپنوتیزم کننده خاصی را به کار می بریم یک ترفند برای تحت سلطه گرفتن دیگران یا بهتر بگوییم، به دست گرفتن افسار آن ها باشد.

آن چه قرار است در این مطلب مورد بررسی قرار گیرد کلمات و عباراتی هستند که در نگاه اول بسیار عادی و متداول به نظر می رسند؛ اما به تجدید نظر در آن ها و چگونگی به کار بستنشان متوجه می شویم که می توانند در حکم جملات هیپنوتیزم کننده دیگران را محو فن بیان ما کرده و در واقع کاری کنند ما حین صحبت کردن از آهنربا هم جذاب تر باشیم!

جملات هیپنوتیزم کننده در فن بیان برای جذب دیگران

معجزه کلمات را باور ندارید؟ بگذارید با یک مثال ساده شروع کنیم. فرض کنید از شما می خواهند یک لیمو ترش تازه را گاز بزنید بدون این که لیمویی به شما داده باشند. ابتدا به ساکن از شما خواسته می شود لیمو را بو کنید و سپس آن را گاز بزنید.

حتی اگر کسی شما را راهنمایی نکند ذهنتان قادر است به صورت خودکار بعد از تصور لیمو ترش حس ترشی، جمع شدن ماهیچه های صورت و تحریک ترشح بزاق را به خاطر طعم خاص لیمو ترش در وجودتان تداعی کند. درست است؟

جملات هیپنوتیزم کننده در فن بیان برای جذب دیگران

این روند خودسرانه ذهن ما در تصور اشیا و اجسام و تجسم حالات مختلف در رویارویی با آن ها دقیقا همان حالتی است که واژگان در ما القا کرده و به ما تحمیل می کنند. به طور کلی کلمات و عبارات قادر هستند:

  • تحریک قوا تخیل افراد
  • تصویر سازی اجسام در ذهن
  • فعال کردن همزمان چند حس با هم
  • ایجاد جوامع فکری واحد و مختلف
  • پیوند دو چیزی که به صورت نرمال با هم همخوانی ندارند (مثلا وصل کردن یه ممکن به یک ناممکن)

آشنایی با جملات هیپنوتیزم کننده

به این خاطر، چون، زیرا…

به یک مثال ساده توجه کنید:

“چون به من گوش می دهید و تمرینات را به خوبی انجام داده اید می توانید ریلکس و آرام باشید. چون آرام و ریلکس هستید احساس آرامش بیش تری خواهید داشت و چون در آرامش به سر می برید ریلکس تر هستید.”

خیلی از افراد در طول صحبت کردن از به کار بردن این چند و چون ها پرهیز می کنند. برخی از ما استفاده بیش ازحد از “چون” را یک تکه کلام می پنداریم که باید کم تر از در طول مکالمه از آن ها استفاده شود. اما امثال “چون” و معادل های آن ها جملات هیپنوتیزم کننده دم دستی خوبی هستند تا ابهامات از ذهن مخاطب زدوده شود. به طور کلی دلیل و مدرک آوردن بعد از حرف زدن کشش مانع از بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی یا گفتگو های کوچک گروهی در محل کار می شود.

جملات هیپنوتیزم کننده در فن بیان برای جذب دیگران

تصور کنید!

وادار کردن مخاطب به خیال پردازی با استفاده از این جمله ترفندی مناسب برای دنبال خود کشاندن مخاطب در طول گفتگوها است. فرض کنید وارد سالن سخنرانی شده اید و می خواهید از عنصر خیال پردازی استفاده کنید:

“برای چند دقیقه هم که شده است از محیط پر دود و سر و صدا شهری دور شوید و بار و بندیل خود را جمع کنید. یادتان نرود که حتما دوربین عکاسی خود را بردارید. حالا وارد فضای خیلی سبز و کاملا دور از شهر شده ایم که از گوشه سمت راست آن آبشار خیلی بلندی جاری شده است و پایین این آبشار هم مردم مشغول آب تنی هستند. اکنون احساس آرامش کامل را با این خیال پردازی دارید؟”

خیال پردازی یا تصور کردن عنصر اساسی در نگارش است. یکی از جملات هیپنوتیزم کننده همین جمله “تصور کنید” است که ذهن مخاطب ماجراجو را به دنبال کشف نتیجه به سمت دیگری سوق می دهد.

هر چه بیشتر بهتر!

“هر چه بیشتر بهتر” یا سایر ساختار های مشابهی که وجود دارند با دلیل تناقض یا ارتباط مستقیمی که بیان می کند به عنوان یکی از جملات هیپنوتیزم کننده شناخته می شوند. مثلا “هر چه قدر بیشتر به این پرونده ها نگاهی بیندازید بیشتر و زودتر متوجه تغییرات می شوید”

استفاده از این ساختار یک نوع خود انگیزشی را در افراد به وجود می آورد تا بیشتر به سمت هدفی که دارن متمایل شوند.

هر بار که…

“هر بار که…” یا سایر جملاتی که معمولا دنباله دار هستند حس کنجکاوی را در افراد بالا می برند. با استفاده از این جملات افراد را می توانید راغب به حرف زدن و گفتگو کنیم. با استفاده از این جمله مخاطب هر لحظه نسبت به آینده خبر مشتاق تر می شود.

معمولا استفاده از این قالب جملات مثبت هستند و مخاطب را امیدوار می کنند. مثلا ” هربار که سر رسید اقساط سریع تر پرداخت شود تخفیف ۱۰ درصدی در اقساط بعدی شامل حال شما می شود”

جملات هیپنوتیزم کننده در فن بیان برای جذب دیگران

به یاد داشته باشید که…

به مثال زیر نگاه کنید:

“به یاد داشته باشید اثرات مخرب استفاده مداوم از گوشی را هنگام شارژ کردن. به یاد داشته باشید هنگام شارژ کردن گوشی تلفن چه قدر آن اشعه هایی که همواره از آن ها گریزان هستیم بیشتر می شوند و چه قدر شدید می توانند روی ساختار نورون های مغزی و سایر سلول های بدن ما متمرکز شوند.”

  1. “یادتان نرود” یا ” به یاد داشته باشید” از جملات هیپنوتیزم کننده ای هستند که به دو دلیل در طول معاملات و زمانی که قصد متقاعد کردن دیگران با فن بیان داریم را به کار برده می شوند. این جملات قوا تخیل افراد را تحریک کرده و به آن ها موفقیت های گذشته یا مواقع حساس پیشین را یادآوری می کند. زمانی که شما موفقیت بزرگ و چشمگیری را به دست آورده اید باید با استفاده از این کلمات آن را در ذهن دیگران تثبیت کنید. حتی مواقعی که قرار است ایده خرید یک محصول را در ذهن مشتری نهادینه کنید تا از خرید منصرف نشود با این جملات هیپنوتیزم کننده می توانید مواردی از قبیل قیمت رقابتی محصول و امکانات تازه ترین نسخه را به آن ها یادآوری نمایید.
  2. به شما جرئت تکرار می دهد. “یادت باشد تو سخت تر از این روزها را پشت سر گذاشته ای”، “یادت باشد تو بهتر از بقیه بوده ای” و…ازجملاتی هستند که به هر کسی جرئت تکرار و تداوم در مسیری که پیش گرفته است را می دهند.

ناگفته نماند که مکث کردن در طول سخنرانی یا صحبت های روزمره در کنار به کارگیری تمام جملاتی که گفته شد تاثیرگذاری را روی مخاطب بیشتر می کند.

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

چرا باید شوخ طبعی و حس طنز را در معاملات و تجارت جدی بگیریم؟

شوخ طبعی، بگو بخند های گرم و دلچسب در روابط روزانه با اطرافیان و حس طنز در مکالمات روزمره به شرطی که برخاسته از عقده های حقارت درونی نباشد از عادات سخنرانان و سخنوران جذابی است که قادر اند با استفاده از این تکنیک رفتاری منحصر به فرد همه چیز را به نفع خود تغییر دهند. دوایت دیوید آیزنهاور، سرباز و سیاست‌مدار آمریکایی و سی و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا درباره مزایایی که حس شوخ طبعی به دنبال دارد می گوید: شوخ طبعی بخشی از هنر رهبری برای کنار آمدن با مردم و انجام امور است. اصولا یکی از ملزومات سخنرانی به سبک رهبران معروف دنیا همین شوخ طبعی و حس طنز است که خیلی از اوقات جدی گرفته نمی شود و اتفاقا نکوهیده می شود. اما از نظر خیلی از اقتصاد دانان و کسانی که در بازار و بازاریابی سررشته دارند شوخ طبعی ناشی از نشانه های هوش و صفای درون است که به شدت در هدایت و شکل گیری معاملات موثر خواهد بود.

براساس تحقیق انجام شده توسط موسسه رهبری بل، دو ویژگی مطلوب رهبران موفق دنیا کارایی بالا و شوخ طبعی و حس طنز در آن ها است. یک سخنران و یا کسی که قرار است با استفاده از فن بیان خود جنسی را به مشتری ارائه دهد یا خدمتی را که در انجام آن نسبت به رقبا خود بالاتر است تبلیغ کند باید به خوبی توانایی مدیریت درجه جدیت و شوخ طبعی خود را داشته باشد. اما چرایی این موضوع و این که چگونه شوخ طبعی و حس طنز و فکاهه را در طول گفتگوهای خود پررنگ و پررنگ تر کنیم فنی است که امروز در دانشگاه زندگی و در سری مقالات فن بیان بیشتر با آن ها آشنا خواهید شد.

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

در معاملات خود به چه چیزی نیاز دارید؟ گاهی با خودتان می گویید ای کاش یک نیرو ماورا طبیعه قادر بود حس رضایت را در طرف دیگر معامله القا می کرد تا به شرایط شما تن در می داد. گاهی هم آرزو می کردید ای کاش توانایی خاصی در شما وجود داشت تا بدون زحمت و چک و چانه زدن می توانستید با کلمات خود دیگران را جادو کنید. هر چند که چنین آرزوهایی محال یا شاید نشدنی به نظر می رسند اما آن قدرها هم دور از انتظار نیستند؛ چون زبان ما و توانایی های ذاتی ما در سخن گفتن بیش از این حرف ها است!

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

شوخ طبعی با جوک گفتن تفاوت دارد!

همه کسانی که به دنبال استفاده از شوخ طبعی و حس طنز در صحبت کردن هستند باید بدانند که تفاوت شوخ طبعی با جوک گفتن و لطیفه تعریف کردن مثل تفاوت آسمان تا زمین است! قرار نیست با شوخ طبعی حتما مخاطبان ما قهقهه بزنند؛ بلکه ما با استفاده از فن شوخ طبعی به همان لبخند ملیحی که روی صورت مخاطبان نقش ببندد راضی هستیم!

جوک بیشتر توسط کمدین ها یا کسانی که جوک و مطالب طنز را دنبال می کنند به کار برده می شوند؛ اما شوخ طبعی مخصوص همه ما در هر شرایطی است. خصوصا وقتی که در حال انجام یک معامله حساس و شرنوشت ساز باشیم. شوخ طبعی بیش تر شبیه به اشتراک گذاری موقعیت های مشابه در شرایط طنز و خنده آور است که به طرف مقابل بیشتر حس اعتماد می دهد. در عین حال شما را فردی جذاب و دوست داشتنی جلوه می دهد. قطعا یکی از ملزومات شوخ طبعی روشن نگه داشتن چراغ لبخند در طول سخنرانی، گفتگوها یا مکالمات کوتاه روزمره می باشد.

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

انواع شوخ طبعی در شرایط حرفه ای

شوخ طبعی شرابط خاص خود را می طلبد؛ اما ما می توانیم از هر فرصتی برای خلق این حس استفاده کنیم. به شرط این که با انواع و اقسام راه های منطقی و محترمانه شوخ طبعی آشنا باشیم:

طنز های خودسرانه و کوتاه

در این حالت و در شرایطی که همه چیز با خاطره یا موصوع مورد نظر شما ارتباط معنایی دارد به ذکر یکی از حوادث خنده دار و طنز روزمره خود می پردازید و که اتفاقا شما را در شرایط مشابه قرار داده است.

طنز های تماشایی

در این حالت معمولا ما متوجه مواردی می شویم که مخاطب متوجه آن نشده است. موارد ریز و باریکی که شاید وقتی مخاطب متوجه ریزبینی ما درباره آن ها شود به تحسینمان بپردازد.

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

گنجینه شخصیتان را ساخته اید؟

حتی کمدین های معروف و کسانی که دائما به شوخ طبعی و القا حس طنز مشغول هستند یا مثلا در طول سخنرانی از واژگان یا عبارات طنز خاصی استفاده می کنند به یک بانک اطلاعاتی خاص خودشان نیاز دارند. بانک اطلاعات طنز مجموعه ای از تمام سوژه هایی است که شما در محافل مختلف و در برخورد با انسان های متفاوت به کار می برید. از آن جایی که تقریبا هیچ یک از ما نمی توانیم موقعیت های طنز را در روزمره مشخص و پیش بینی کنیم لازم است چنین گنجینه ای را به عنوان یک بانک اطلاعاتی تدوین کرده و از آن استفاده کنیم.

گفته می شود بسیاری از تاجران و کسانی که در کارهای بازرگانی و مبادلات بزرگ شرکت دارند از چنین گنجینه ای برخوردار هستند. این گنجینه ها می توانند مجموعه ای از تجار شخصی فرد یا تجارت دیگران باشد که به صورت کلی و بر اساس موقعیت های مختلف مرتب شده باشند.

طعنه، نیش و کنایه را از شوخ طبعی تمیز داده اید؟

همان طور که در ابتدا گفتیم برخی از افراد به خاطر عقده های حقارت درونی، انتقام جویی و خلاصه تلافی کردن از شوخ طبعی به عنوان فرصتی برای نیش و کنایه زدن به دیگران استفاده می کنند. اگر قرار باشد حس طنز ما به بیراهه کشیده نشود و مسیر درست خود را طی کند باید طنازی عاری از ریشخند، زهر خنده، سرزنش و سخنان طعنه آمیز باشد.

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

۳ ارمغان شوخ طبعی و حس طنز در معاملات

در گفتگو با دوستان که احتمالا حرف زدن با آن ها صرفا برای وقت گذرانی یا خوش گذرانی باشد نه، اما در معاملات که پای عدد و رقم و سود و زیان در میان است لازم است حتما به دلایل زیر که از ارمغان های حس شوخ طبعی هستند طناز خوبی باشیم:

تحریک، ترغیب و دنباله روی

برخی از شوخی های جان دار و درست و حسابی خیلی خوب می توانند مسیر یک معامله را تغییر دهند. مثلا هنگام فروش یک تابلو فرش نفیسی که در یک حراجی بزرگ قرار داده اید، وقتی که با پیشنهادات سطح پایین اعضا رو به رو می شوید به راحتی با کمی حس شوخ طبعی، استفاده از تکه کلام هایی که تازه سر و کله شان پیدا شده است یا کنایه هایی بسته به موقعیت می توان باعث تحریک، ترغیب یا دنباله روی دیگران شد.

اهمیت شوخ طبعی و حس طنز در معاملات و تجارت ها

کاریزما

خیلی از سخنرانان با اصول کاریزما و کاریزماتیک بودن در فن بیان سعی دارند یک توانایی جادویی را در خودشان برای فریب دادن یا جذب کردن دیگران به سمت خود خلق کنند. با این حال کاریزما دست یافتنی است؛ نه خلق کردنی! کاریزما بیشتر شبیه چالشی برای وصف شرایط است و نه بیشتر! شاید شوخ طبعی و حس طنز موثر ترین میانبری باشد که خیلی زود افراد را به نتیجه برساند و بدون این که خودشان متوجه شوند باعث بروز کاریزما در رفتار و حالاتشان شود.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

کسانی که از گرفتگی زبان هنگام حرف زدن به تنگ آمده اند بخوانند

در این جامعه پرهیاهو و پر سر و صدا یک سری هم هستند که بر خلاف بقیه چندان تمایلی به حرف زدن نشان نمی دهند. از دیوار صدا در می آید ولی از این افراد صدایی شنیده نمی شود. شاید فکر کنید دوباره قرار است مسئله برونگرایی یا درونگرایی در سخنرانی را پیش بکشیم یا به مزایا آرام صحبت کردن برای افزایش فروش و توسعه کسب وکار اشاره کنیم؛ اما این بار موضوع فرق دارد. این دسته خاص از افراد در اجتماع نه منزوی و درونگرا هستند، نه کم حرف هستند و نه مشکلاتی مثل لکنت زبان و معضلات گفتاری دارند. گرفتگی زبان هنگام حرف زدن سد بزرگ رو به رو آن ها است که آن ها را از هر بحث و گفتگویی دور می کند!

به جز تمام مشکلات گفتاری که گاه مادرزادی هستند و گاهی هم به دلیل عدم تعادل و هماهنگی در طول دوره رشد کودکان بروز می کنند یک سری اختلالات هم نظیر گرفتگی زبان وجود دارند که نه می توان آن ها را بیماری دانست و نه یک اختلال حاد! گرفتگی زبان حالتی ابتدایی و خیلی خفیف تر از تمام اختلالات گفتاری شناخته شده است که طی آن فرد می تواند حرف بزند، اما به دلایلی فیزیکی که عمدتا خیلی سریع قابل درمان و اصلاح هستند تن صدای آرامی دارند و قدرت کافی در صدا آن ها حس نمی شود. شما هم حتما با این دسته افراد مواجه شده اید. کسانی که معمولا یک جمله را باید دو بار تکرار کنند تا طرف مقابل بتواند به درستی واژگان ادا شده توسط آن ها را تفکیک کند.

گرفتگی زبان که منجر به اختلالات حادی مثل جامعه گریزی در افراد می شود خیلی ساده و حتی با تمرین هایی توسط خود این افراد بدون نیاز به مشاور مرتبط برطرف می شود. اگر فرزند شما هم از سنین پایین با همین مشکل رو به رو است از همین حالا و با این ترفندها در دانشگاه زندگی نواقص موجود را برطرف کنید.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

“می خواهم یک جمله خاص بگویم اما ناخوآگاه جمله دیگری می گویم”، “می خواهم بگویم آب، می گویم نان!”، “می خواهم حرف بزنم ولی این قدر مِن مِن می کنم که فلانی به تنگ می آید”، “می خواهم راحت حرفم را بزنم ولی مدام مکث می کنم و تن صدای پایینم باعث می شود کسی مرا جدی نگیرد”. این عبارات فقط بخشی از معضلات روزمره کسانی است که به دلایل ضعف های فیزیکی موقت در ساختار فک و دهان با گرفتگی زبان رو به رو می شود و به تدریج مرکز گفتار هم در سیستم عصبی را کند می کند.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

چرا زبانمان می گیرد؟

عملکرد ضعیف عوامل کششی در ماهیچه های فک و دهان و به دنبال آن انرژی کم در صدا و تن پایین آن از علل ابتدایی گرفتگی زبان هستند. در واقع وقتی که هنگام حرف زدن پیوستگی واژگان به هم می خورد و باعث می شود کلمه ای مثل “بیمارستان” را “تیمارستان یا نیمارستان” تلفظ کنیم همین عدم هماهنگی است.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

صدا ما ابزار قدرتمندی در تاثیرگذاری روی مردم است. به همین دلیل است که بسیاری از افراد به دنبال رفع یکنواختی صدا در طول سخنرانی هستند و دوست دارد صدایشان اصطلاحا “جان دار” باشد. در زندگی مدرن امروزی که همه چیز پویا است صدایی که تن پایینی داشته باشد و انرژی کافی را به دلیل گرفتگی زبان نداشته باشد به جایی نمی رسد.

اما بازخورد مردم با شنیدن تن پایین صدای ما چیست؟

# نمی خواهد کسی صدایش را بشنود

چنین حالتی دقیقا مثل این است که از فرزند خود درباره نمرات و اوضاع درسی اش بپرسید و با تن پایین صدا جوابتان را بدهد؛ چون نمی خواهد دقیقا متوجه شوید اوضاع از چه قرار است! در ارتباط با فعالیت های حرفه ای ما هم همینطور است. وقتی که هنگام صحبت کردن با همکاران یا شرکا تجاری خود با همین تن صدا صحبت کنید دیگران تصور می کنند چیزی وجود دارد که از آن ها پنهان می کنید!

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

# مشغول فکر کردن به چیز دیگری است

این حالت هم موقعیت دیگری است که حتما با فرزند خود تجربه کرده اید. دقیقا وقتی که کتاب درسی را مقابل او می بینید اما همزمان مشغول بازی کردن با موبایل است. در چین مواردی دوست دارید از او بخواهید بدون توجه کردن به موبایل به شما گوش کند!

مخاطبتان هم همین حس را دارد و فکر می کند با آرام حرف زدن نسبت به او بی توجه و بی تفاوت هستید.

چه طور گرفتگی زبان را برطرف کنیم؟

صریح باشید، شمرده حرف بزنید، اغراق کنید!

صراحت، شمرده حرف زدن و اغراق کردن را به عنوان رمز نجات بخش خود زمانی که احساس می کنید دیگران صدای شما را نمی شوند و از شما می خواهند دوباره تکرار کنید استفاده کنید.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

تمرین های لب ها، دندان ها و نوک زبان

لب های شما ابزار شما برای صحبت کردن هستند. هر چه قدر فضای بیشتری در لب ها باز شود موقعیت بهتری برای ادا کلمات فراهم خواهد گشت. برای فهم بهتر این موضوع خواننده های اوپرا را به یاد آورید که چه طور هنگام به اوج رساندن صدای خود لب ها را تا پایان گشوده و حفره دهانشان مشخص می شود. کسانی که با گرفتگی زبان درگیر هستند اگر دهانشان را به میزان کافی باز کنند و حتی بیش از حد لب ها را از هم هنگام حرف زدن جدا نکنند باعث می شوند کلمات هنگام ادا شدن سرخورده شوند. این سرخوردگی کلمات باعث می شود پیوستگی آن ها از بین برود و شما با مِن مِن کردن صحبت کنید.

تکنیک “مداد به دهان”

یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که هنگام گرفتگی زبان رخ می دهد باز نشدن کامل دهان و فک ها است. به همین دلیل توصیه می کنیم در منزل با استفاده از تکنیک مداد به دهان تمرینات خاصی را انجام دهید. به این شکل که یک مداد را به صورت افقی بین دو لب ها قرار دهید تا یک مرز مشخص بین آن ها به وجود آید و هرگز نتوانید دو لب را روی هم قرار دهید. حالا جملات مختلفی را با وجود همین مداد تمرین کنید.

مزیت اصلی مداد در دهان این است که مانع بسته شدن دهان و مِن مِن کردن می شود. مادامی که لب ها باز باشد فرصتی برای مکث و مِن مِن کردن نخواهید داشت.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

کلمات را کامل ادا کنید

تند صحبت کردن باعث می شود از برخی از حروف فاکتور بگیریم. برخی هم عادت دارند پایان کلمات را اصطلاحا می خورند و آن را کامل ادا نمی کنند. مادامی که نسبت به ادا حروف به صورت کامل حواس جمع باشیم گرفتگی زبان کم تر می شود. مثلا ادا کردن “د” در پایان فعل “می کنند” یا هر کلمه دیگر باعث می شود ناخودآگاه صدایتان بلند تر شود، واضح تر باشد و برای همه قابل فهم گردد.

درست بایستید

یکی از عللی که باعث می شود خیلی روی درست ایستادن در سخنرانی تاکید داشته باشیم پیوستگی حرکات بدن با حالات سخن گفتن است. برای افرادی که زود از کوره در می روند و استرس ناشی از سخن گفتن به شدت روی شیوه سخنوری آن ها اثر می گذارد بهتر است اولا از لباس های راحت استفاده کنند؛ ثانیا ستون فقرات را به سمت بالا بکشند و مانع از خمیدگی کمر شوند.

اگر هنگام صحبت کردن احساس راحتی نمی کنید صحبت های خود را به زمان دیگری موکول نمایید تا بهتر بتوانید وضعیت تنفس و فشار روی ماهیچه های صورت را تعدیل کنید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری را با این تکنیک های طلایی تجربه کنید!

یک ضرب المثل آشنا وجود دارد که می گوید طرفت را در سفر بشناس! نمی دانم تا چه قدر به این موضوع اعتقاد داریم و فکر می کنید می توان آدم ها را با سفر کردن شناخت و آن ها را قضاوت کرد اما قطعا همه ما می دانیم که سفر جای آزمودن افراد، ایجاد تنش، چالش و دعوا و جدل های بیهوده نیست؛ خصوصا این روزها که کم تر کسی وقت کافی برای سفر پیدا می کند و موقعیت سفری که در طول سال برای هر فرد شاغلی ممکن است پیش آید انگشت شمار اند! برخی از افراد اصولا خوش سفر هستند و مسافرت رفتن با آن ها دلچسب است؛ اما همیشه این طور نیست و اگر جرئت همسفر شدن با افراد مختلف را به خود داده اید باید پیه همسفر شدن با آدم‌هایی بدقلق و نق زن‌ را در‌‌ همان چند روز به تن‌تان بمالید؛ چون بالاخره سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری نمی شود. می شود؟

به اندازه تمام انسان های این کره خاکی سلایق و افکار مختلف وجود دارد و بنابراین نمی توان انتظار داشته باشیم قطعا بدون هیچ حاشیه ای بتوانیم با سلایق رنگارنگ اطرافیانمان کنار باییم. البته در این بین برخی هم هستند که عطای سفر کردن را به لقا آن می بخشند و به این روش از رویارویی با همسفران جدید فرار می کنند. اما بهتر است به جای فرار خودتان را برای رویارویی با این افراد آماده کنید و همزمان با لذت بردن از سفر بحث و جدل های ناراحت کننده را به حداقل برسانید.

تکنیک های طلایی بحث امروز به شما کمک می کند بدون دلواپسی و بیم بروز هر گونه جدال و مشاجره با هم سفرانی که دید خوبی نسبت به آن ها ندارید سفر های دسته جمعی خوشی را برای خود و دیگران رقم بزنید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

در سفرهای دسته جمعی که معمولا به جز افراد خانواده افراد تازه وارد یا حتی غریبه ای هم وجود دارند قوانین نانوشته ای وجو دارد که تبعیت از آن ها به نفع فرد و گروه همراه او می باشد. خیلی از اشتباهاتی که در برخورد با دیگران مرتکب می شویم به فن بیان اشتباه ما بر می گردد و به همین دلیل لازم است خطاهای گفتاری خود را تصحیح کنیم.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

اولین قانون نانوشته ” استفاده از زبان” به جای تمام فنون بیان غیرکلامی است! در ادامه متوجه خواهید شد که چه طور با استفاده از زبان و به سخن در آوردن اهدافمان می توانیم از تشنج های احتمالی سفرهای دسته جمعی بکاهیم.

جنگ اول به از صلح آخر!

وقتی که برخی از اعضا خانواده یا همسفران با مقصد سفر موافق نیستند تا پایان سفر به محض بروز هر گونه مشکلی این موضوع را به شما یادآوری می کنند. بهترین راه مصالحه درباره مقصد سفر پیش از شروع سفر است. از تمام کسانی که در سفرهای دسته جمعی شما شرکت دارند بخواهید تا یک میز گرد تشکیل بدهند. در این گفتگو روی مقصد سفر خیلی تمرکز کنید. ایده هایتان را با بقیه مطرح کنید و بگویید چرا فلان جا برای سفر مناسب است ولی با جایی که دیگری پیشنهاد می دهد مخالف هستید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

از قدیم گفته اند جنگ اول به از صلح آخر؛ پس چرا تمام بحث و گفتگوهای احتمالی را به خانه موکول نکنیم و فرصت بیشتری برای لذت بردن از سفر به خودمان ندهیم؟

داخل خودرو مدیتیشن کنید!

مدیتیشن یکی از راه های افزایش عزت نفس در سخنرانی و فن بیان افراد است که اتفاقا در طول سفر کردن هم خیلی به درد می خورد. اما منظور از مدیتیشن چیست؟ در طول سفر و داخل خودرو فضایی کاملا آرام و بدون تشنج برای خانواده ایجاد کنید. بحث و جدل های طول سفر متعددند و ممکن است هزار دلیل داشته باشند. از رانندگی خیلی کند یا خیلی شتابزده شما و عبور از دست انداز های بزرگ به صورت ناگهانی تا تا تصمیم گیری برای محل توقف و زمان آن.

اگر ماشین را برای سفر انتخاب می کنید و جاده را به هر گونه مسیر حمل و نقل دیگری ترجیه می دهید حتما حافظه فلش را با موزیک های آرامش بخش پر کنید. پخش این موزیک در طول سفر آرامش پایداری در طول سفر برقرار می کند که قطعا روی روحیه تهاجمی برخی از همسفرانی که مدام دنبال بهانه گیری هستند تاثیر می گذارد!

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

بحث های قلقلک آور را دور بریزید!

سفر وقت مناسبی برای باز کردن سر صحبت درباره مشکلات گذشته یا جاری خانواده نیست. برخی از مسائل در زندگی مثل گره کور هستند؛ اگر دیروز تلاش کرده اید و به نتیجه نرسیده اید مطمئن باشید که در طول سفر هم به نتیجه ای نمی رسید.

برخی از مسائل هستند که شروع بحث کردن درباره آن ها غلغلک دهنده یا تجریک کننده می باشد. صحبت درباره بدهی های جاری، اشتباهاتی که در طول ارتباط با اطرافیان مرتکب شده اید، مسائل مالی، حق هایی که در گذشته از شما ضایع شده است و هیچ وقت توانستید به آن ها برسید و خلاصه تمام مسائل و مشکلاتی که به نحوی با آرامش فعلی شما بازی می کنند و شما را عصبی می کنند را دور بریزید و در لحظه فقط به حرف های خوب، فکر های خوب و حس های خوب بیندیشید!

صاف و صادق باشیم؛ بدون دوز و کلک!

حرف های چندپهلویی که مخاطب را به فکر وا می دارد دقیقا به چه چیزی کنایه زده اید، مرور اختلاقات خانوادگی گذشته با بستگانی که در طول مسافرت های دسته جمعی با آن ها هم سفر شده اید و احساسات تصنعی و پشت سر بقیه بد گفتن مقدمات شروع بحث و جدل های کوچک و بزرگی است که می تواند یک گروه را منحل کرده و سفر را به کلی تلخ کند.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

در طول سفر بی طرف باشیم. بی طرفانه حرف بزنیم و بدون در نظر گرفتن روابط دور و نزدیکمان حلال اختلافات گروه باشیم. طرفدارای های بی مورد و دخالت بیهوده بهانه ای برای ناسازگاری دیگران با شما می شوند. اگر با برخی از همسفران قبلا تنش و اختلاف داشتید و سعی می کنند به نحوی خاطرات گذشته را یادآوری کنند بی تفاوت باشید.

مشکل بعدی در اکثر سفرهای دسته جمعی که پیش می آید عدم صداقت افراد است. در مورد محل اقامت، مشکلاتی که در طول سفر رخ می دهد و مسائلی که پیش می آید با همه صادق باشید. همسفران شما حق دارند درباره وضعیت راه، وضعیت آب و هوا، هزینه های سفر و محدودیت های موجود اطلاعات کافی داشته باشند.

مدیریت مالی و زمانی سفر

در سفر های دسته جمعی بودجه و امکانات محدودی در اختیار افراد قرار دارد. کسانی که با تور سفر می کنند و معمولا یک گروه ثابت برای سفر های طبیعت گردی خود دارند بهتر می دانند که امکانات موجود در جنگل ها، کوه ها و بیابان های صعب العبور محدود است و بنابراین باید با ظرفیت سازش خود را با شرایط بالا ببرند.

در طول سفر همیشه هستند کسانی که ساز مخالف می زنند و به این شکل سعی دارند شما از کوره در بروید و انتقام بگیرند. آرامشان را حفظ کنید و تا حد ممکن ارتباطتان را با همسفران حساسی که ممکن است بحث و جدل راه بیندازند محدود سازید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

به جز امکانات و مسائل مالی زمان سفر هم خیلی اهمیت دارد. اگر برنامه درست و مدونی در طول سفر نداشته باشید هر لحظه ممکن است خشم همسفران به دلیل ضعف مدیریت زمانی شما نظیر یک آتش فشان فوران کند!

چراغ لبخند

چرا باید چراغ لبخند خود را همیشه در سخنرانی روشن نگه داریم؟

هر روز بارها از کنار یکدیگر عبور می کنیم، چشم تو چشم می شویم و نگاه هایمان به هر دلیلی به هم گره می خورد؛ اما دریغ از یک لبخند ساده! لبخند یکی از کلیدی ترین عناصر در روابط اجتماعی ما است. یک لبخند ساده در بردارنده پیام های مثبت مختلفی در روابط اجتماعی ما می باشد که گاه اثربخشی آن از ساعت ها حرف زدن، فلسفه بافی و توضیح دادن برای مخاطبمان بیش تر است. حتما ۱۰۰ درصد ما در زندگی اثرات لبخند و صورتی که ردی از لبخند روی آن وجود داشته است را دیده ایم. جلب ملایمت و ارفاق دیگران زمان عصبانیت آن ها یکی از بزرگ ترین معجزه های لبخند است. خطاهایی که در قبال دیگران مرتکب می شویم، خنده به نشانه درک ما از یک مسئله و از همه مهم تر خنده برای طول عمر بیشتر و شادی درونی از جمله مواردی هستند که هر کسی را به سمت لبخند زدن متمایل می سازند. سخنرانی هم یکی از آن دسته ارتباطات و ملزومات اجتماعی زندگی ما می باشد که قطعا به چراغ لبخند ما نیاز دارد!

بر خلاف کسانی که فکر می کنند جدیت و رسمیت سخنرانی جهت ارتباط گرفتن و جذاب تر شدن سخنرانی برای مخاطبان بهتر است سخنران به وسیله شوخ طبعی، استفاده از طنز در فن بیان و خلاصه هر چیزی که باعث شود لبخند روی صورت مخاطبان نقش ببندد با یک تیر همزمان نه دو نشان، بلکه چندین نشان زده است که در سخنرانی برقراری تعامل با مخاطبان، کاهش استرس در طول سخنرانی و کنترل بیش تر حرکات بدن از جمله آثار و ثمرات آن می باشد.

لبخند در سخنرانی همچون چراغی است که که قطعا هر سخنران برای گرم کردن فضا و شروع مباحث بدان نیاز دارد؛ اما این که چرا باید چراغ لبخند خود را همیشه و هر زمان در طول سخنرانی  رو به مخاطبان روشن نگه داریم مسئله ای است که در ادامه به صورت کامل مورد بررسی قرار داده ایم.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

مهم ترین عنصر ارتباط غیرکلامی ما در سخنرانی با مخاطبانمان همین لبخندی است که استفاده از آن نه مالیات دارد و نه هزینه ای! تجربه ثابت کرده است که همین لبخند رایگان و بی هزینه روی لب های ما قدرت فن بیان در متقاعد کردن دیگران را افزایش می دهد. به عبارت دیگر لبخند یک ابزار کمکی، یک بوستر یا ارتقا دهنده و یا یک عامل تقویتی است که زحمت ما را برای انتقال مفاهیم و محقق شدن مقاصدمان کم می کند.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

یک لحظه لبخند، یک عمر خاطره!

مطابق با تحقیقات دانشگاه واشنگتن چه بخواهیم و چه نخواهیم حافظه یا خاطره ما برای به یاد سپردن لبخند خیلی بیشتر از گفتار دیگران عمل می کند. در واقع چراغ لبخند ما خیلی بیش تر از هر چیز دیگر در ذهن می ماند و اثرات آن مثل یک دارو در تمام روح ما پخش می شود.

وب سایت ncbi هم اخیرا نتایجی پیرامون تحقیقاتش درباره اثرات لبخند و چگونگی اثر آن روی بدن انجام داده است که نشان می دهد لبخند زدن باعث فعال شدن یک منطقه خاص در مغز می شود که مستقیما در اعتیاد انسان به مواد مخدر نقش دارد. بنابراین اگر به خوبی لبخند بزنیم مغز ما مثل دقیقا مثل مکانیسم اثر مواد مخدر روی بدن پاسخ های شدیدتر و هیجانی تری از خود نشان می دهد. این پاسخ ها برای جلب توجه مخاطب در طول سخنرانی لازم هستند.

کمی واقع گرا باشیم!

حدود ۴۷ حالت چهره بین انسان ها مشاهده شده است که متداول ترین آن خندیدن و چشمک زدن می باشد. انسان ها در طول روز به دنبال کشف هوشمندانه ترین نمونه آن هستند تا بتوانند به واسطه حالت های چهره و زبان بدن خود در محیط عمومی، سخنرانی ها و گفتگوهای روزمره خود صمیمی تر، جذاب تر و مقبول تر به نظر آیند. دلایل زیادی وجود دارد که بین این همه حالت چهره شناخته شده لبخند به عنوان چراغ یک سخنرانی روشنی بخش مسیر سخنرانی ما و هدایت کننده آن خواهد بود. مهم ترین خاصیت آن تولید اندورفین در بدن می باشد که همانند مواد انرژی زا استرس فیزیکی را کاهش داده و حس امنیت و رفاه را بیشتر می کند.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

لبخند دوشن یا لبنخند غیردوشن؟

بنجامین آماند دوشن در سال ۱۸۰۶ به دنیا آمد. او یک عصب‌شناس فرانسوی بود که بیشتر به خاطر پژوهش‌هایش روی الکتروفیزیولوژی اعصاب مشهور است. یکی از تحقیقات مشهور او به چگونگی تشخیص احساسات آدمی از روی حالات چهره مربوط می شود. بر اساس تحقیقات وی لبخند یک واکنش طبیعی و نیمه آگاهانه ما در برخورد با شرایط و مسائل است که ثمره سیستم عصبی می باشد. ما این لبخند را که بر اثر واکنش طبیعی بدن ظاهر می شود لبخند دوشنی می نامیم!

قطعا سخنرانی ما به چراغ لبخند دوشنی نیاز دارد که از روی حسن نیت به مخاطبان ظاهر شود و مسیر ارتباطی ما و آن ها را روشن کنند. به علاوه لبخند زدن یکی از فنون سخنرانی در افراد درونگرا است تا خیلی سریع تر بتوانند از حبابی که اطراف خود ساخته گریخته و یخ خود را با شنوندگانشان بشکنند!

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

لبخند زدن را تمرین کنیم!

همان طور که همه ما قادر هستیم راه برویم و همزمان آدامس بجویم پس قطعا می توانیم همزمان حرف بزنیم و لبخند هم بزنیم! بنابراین هیچ بهانه ای برای پشت گوش انداختن این لبخند ها و تاثیر شگرف آن ها در سخنرانی وجود ندارد.

برای تمرین لبخند زدن مثل همیشه از آینه استفاده می کنیم. ابتدا لباس های رسمی سخنرانی را بپوشید. حالا رو به رو آینه بایستید و در حالی که لبخند زده اید تکرار کنید:

  • از حضور شما متشکرم!
  • از نظرات شما لذت بردم
  • برای سخنرانی امروز خیلی هیجان زده هستم

اگر دقت کنید یک رابطه مستقیم بین این جملات و لبخند شما وجود دارد و آن حس رضایت و لذت شما می باشد. در واقع برای این که چراغ لبخند ما سوخت کافی داشته باشد و بتوانیم تا پایان سخنرانی از آن استفاده کنیم باید از جملاتی استفاده کنیم که بار مثبت داشته باشند و مفهوم لذت، خوشحالی، هیجان، رضایتمندی و…را منتقل نمایند. اگر باور نمی کنید فقط کافی است یک سری صحنه های خاطره انگیز را در بین ویدیوهای خانوادگی قدیمی مشاهده کنید و ببینید به محض لذت بردن شما از مرور خاطرات گذشته چه طور انتهای عضلات لب و گونه به کار می افتند تا شما یک لبخند ساده بزنید!

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

ماهیچه ها را مدیریت کنید!

مشکل ما در طول سخنرانی لبخند زدن نیست. حفظ لبخندهایی است که باید تا پایان سخنرانی روی لب ها وجود داشته باشد اما ندارد. در واقع سخنران باید یاد بگیرد چراغ لبخند را روشن نگه دارد و با بی توجهی شعله آن فروکشش نکند. دقت داشته باشید که حفظ انقباضات لب، زبان، فک، گلو و …به عنوان ماهیچه هایی که قطعا در یک ثانیه لبخند زدن ما موثر هستند دشوار است. شاید کمی در ابتدا حفظ این انقباضات ناخوشایند باشد و بیش تر شبیه دوچرخه سواری و عبور از شیب های تند باشد؛ اما قطعا عادت کردن بدان و یادگیری حفظ این انقاباضات از یاد گرفتن دوچرخه سواری برای هر کسی ساده تر خواهد بود!

حواستان به خودتان باشد!

برای ارتباط موثر در طول روز خصوصا هنگام سخنرانی حواستان را روی لبخند متمرکز کنید. عملکرد پردازشی مغز افراد جدا از توانایی های فردی و ذاتی آن ها آن قدر پیچیده و پیشرفته است که هر کسی می تواند لبخند را در طول سخنرانی حفظ کند؛ به شرط این که:

  • هنگام حرف زدن با دیگران به شدت روی احساسات خود متمرکز باشید و بدانید چه حسی دارید. اگر لبخند شما دوشنی باشد قطعا حالتان خوب است!
  • به حالت انقباض و استراحت ماهیچه ها دقت کنید. ببینید در طول سخنرانی حس خستگی و فشار را روی ماهیچه های صورت دارید یا نه؟ مدام این حس را چک کنید تا بدانید دقیقا چه قدر لبخند زده اید.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه تا چه اندازه در سخنرانی مجاز است؟

گفتگوهای روزمره فارغ از نوشته های موجود در هر کتاب و جزوه ای که با زبان رسمی و افعال خشک و خالی نوشته شده اند از شیرین ترین بخش های هر زبان هستند. واژگان و اصطلاحات عامیانه زاییده زبانی هستند که محدود نمی شود و پیوسته ظرفیت های واژگان موجود در آن یک گویش تازه با قاعده و قانون خاص خود را به وجود می آورد. زبان فارسی هم از آن دسته زبان های رسمی است که همیشه آبستن کلمات و عبارات و اصطلاحات جدید بوده و از دل آن عبارت های خودمانی یا غیررسمی زیادی متولد شده است. اما همان طور که می دانیم استفاده از این واژگان یا عبارات موقعیت خاص خود را دارند و مثلا در محافلی که چند ده تا چند صد مخاطب مقابل شما قرار دارد استفاده از آن محدودیت هایی دارد.

در بررسی واژگان عامیانه و شناخت تمام اصطلاحات من درآوردی و جملاتی که هر روز با ترکیب کلمات متنوع زبان توسط ما ساخته می شوند به یک سوال اساسی بر می خوریم؛ این که بعد از شناخت یا تولید واژگان و اصطلاحات عامیانه دقیقا کجا و تا چه حد می توانیم از آن ها استفاده کنیم؟ به جز جمع های صمیمی خانوادگی یا دوستانه آیا در سخنرانی ها هم می توان با به شکل عامیانه با مخاطبان گفت و گو نمود؟

امروز بعد از ارزیابی و شناخت دقیق عبارات عامیانه و ویژگی های آن ها قصد داریم حد و حدود و مرزهای پنهان تعیین شده برای استفاده از این عبارات و اصطلاحات را در سخنرانی بشناسیم و به تمام سوالات مطرح شده پاسخ دهیم.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

تعاریف بسیاری برای عبارات عامیانه وجود دارد؛ اما شاید بهترین تعریف برای آن مجموعه ای از کلمات یا عبارات باشد که توسط عده زیادی از مردم مورد استفاده قرار می گیرد؛ اما به شکل رسمی توسط همان بخش کثیری از مردم پذیرفته نیست.

واژگان عامیانه فقط مختص به زمان ما نیستند و برخلاف آن چه که در فیلم های تاریخی مشاهده می شود بازیگران از عبارات خیلی رسمی و کتابی استفاده می کنند این موضوع به قرن چهاردهم میلادی باز می گردد. حتی در کتاب های شکسپیر هم تعداد زیادی از عبارات عامیانه ای پیدا شده است که نشان می دهد استفاده از این قبیل کلمات یا جملات زمان و مکان نمی شناسد و انسان ها همواره به دنبال راهی برای ساده تر کردن و کوتاه کردن راه های ارتباط کلامی خود بوده اند.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

قدرت پنهان عبارات عامیانه!

وقتی که مشغول تهیه متن سخنرانی و ارائه آن برای جذب مخاطبان در سخنرانی هستیم ایده های پشت این کلمات بسیار حیاتی هستند. مسلما هیچ سخنرانی نمی تواند انتظار داشته باشد مخاطب بلافاصله  آن چه که بیان کرده را بفهمد و بعد از سخنرانی آن را کاملا به خاطر سپرده باشد. این مورد تا نه به صورت کامل و فقط تحت یک شرایط خاص امکان پذیر است: این که کلمات خیلی هوشمندانه گزینش شوند و با ارتباط غیرکلامی در سخنرانی به کار برده شوند.

آن چه که تحت عنوان نیرو واژگان و اصطلاحات عامیانه بیان می شود همان القا حس گرمی و صمیمیت به سخنرانی است. عبارت های خودمانی عامیانه ( و نه عبارت های کوچه بازاری) چیزی شبیه به شعر نو هستند که نیازی به قافیه و ردیف ندارد. به کمک عبارت های عامیانه است که یک تصویر ذهنی زنده و پویا در شکل مخاطب شکل می گیرد و کلام باورپذیر می شود.

آن چه که مهم می باشد این است که زبان های مختلف در جهان به مرور زمان از بین یا تحلیل می روند و این عبارت های عامیانه هستند که به ماندگاری یک زبان کمک می کنند.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

نمونه هایی از کاربرد زبان عامیانه در سخنرانی

  1. بی توجهی به قواعد و دستور زبان: مادامی که دستور زبان رعایت نشود و جایگاه فعل، فاعل، مفعول و… جا به جا شود شیوه سخنرانی عامیانه یا محاوره است
  2. استفاده از کلمات غیررسمی: برخی از کلمات ذاتا غیررسمی هستند و در مکالمات کاری یا حرفه ای جایگاهی ندارند
  3. استفاده از واژگان ضعیف: استفاده از تکه کلام ها در سخنرانی که قبلا به معرفی آن ها پرداختیم به سخنرانی شکل غیررسمی و عامیانه می دهد

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

حدود استفاده از عبارات عامیانه در سخنرانی

در تعیین مرزهای استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه به دو طرف یعنی شما و مخاطبان توجه می کنیم؛ یعنی حدود استفاده از این جملات:

  1. به مخاطبتان بستگی دارد
  2. به خودتان بستگی دارد

اما برای این که بفهمید جمعی که بین آن ها صحبت می کنید ظرفیت پذیرش این شیوه سخنرانی را دارند یا نه باید چند سوال از خود پرسیده و به آن ها پاسخ دهید:

مخاطبان من عموما از چه نسلی هستند؟

نسل مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد بهتر از هر نسل دیگری اصطلاحات عامیانه امروزی را متوجه می شوند. اگر مخاطبان عموما هم سن مادر یا پدر شما هستند آن ها را با هم قیاس کنید و ببینید این عبارات تا چه حد برای پدر یا مادر شما قابل فهم است

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

سرواژه ها برای همه آشنا هستند؟

اغلب ما به دنبال کوتاه کردن جملات و کلمات هستیم. از این رو ممکن است یک عبارت را با سرواژه کردن در یک جمله خلاصه کنیم. این دست سرواژه ها برای همه آشنا نیست و بنابراین لازم است قبل از به کار بستن آن ها خود جمله را به صورت کامل بیان کنید

کلمات چندپهلو یا دچار ایهام هستند؟

برخی از کلمات در زبان فارسی یا در هر زبان دیگر فارغ از معانی واقعی خود در زبان عامیانه کاربردهای دیگری پیدا کرده اند. مثلا ممکن است افراد بزرگ تر از شما به عنوان نسل های قدیمی تر با واژه “جفنگ” که معادل کلمه اسپم می باشد آشنا باشند اما هرگز مثل نوجوانان یا جوانان از این واژه در مکالمات روزمره استفاده نکنند. این در حالی است که بسیاری از نوجوانان از این دست کلمات به صورت گسترده استفاده کنند. یا اصطلاح “سه شدن” که خیلی وقت است باب شده بین جوانان متداول و مرسوم است اما برای افرادی که شاید هم سن و سال شما نباشند چند پهلو خواهد بود.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

کلمات انتخابی من واقعا هیچ جایگزینی ندارند؟

تمام واژگان و اصطلاحات عامیانه که ما به کار می بریم نمونه های محاوره ای جملات و کلمات رسمی خاصی هستند که از قبل وجود داشته اند. پس کمی مکث و جستجو در دایره لغت به ما کمک می کند تا نمونه های موجه تر و قابل قبول تری را انتخاب کنیم. در این مواقع است که ضرورت استفاده از متن و یادداشت در سخنرانی مطرح می شود تا هرگز به خاطر فراموش کردن واژه های اصلی مجبور به استفاده از واژگان عامیانه نشوید.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

عادت بد وسط حرف دیگران پریدن را با این ترفندها برای همیشه ترک کنید

فرض کنید در حال صحبت کردن هستید و چند نفر به صورت ناگهانی، چه از دوستان و آشنایانتان و چه از افراد غریبه حاضر در مجلس یا سخنرانی، وسط حرف شما می پرند و رشته کلامتان را قطع می کند. در چنین مواقعی از او می خواهید که منتظر بماند و صحبت شما تمام شود؟ اصلا چنین ترفندی آن هم زمانی که طرف مقابل شما استاد یا رئیستان باشد شدنی است؟ حالا همین مشکل را از جانب خودتان بررسی می کنیم. یعنی تصور کنید این بار در جایگاه همان کسانی قرار دارید که هنگام حرف زدن بقیه مدام عاملی داخلی شما را به سمت قطع کردن حرف های دیگران یا وسط حرف دیگران پریدن وسوسه می کند. این جایگاه یعنی حالت دومی که بررسی کردیم یک تفاوت فاحش با حالت اول دارد و آن این است که خوشبختانه با چند ترفند ساده می توان عادت ناپسند قطع کردن حرف دیگران را ترک کرد یا حداقل آن را تا حدی پایین آورد!

همه کسانی که عادت دارند وسط حرف بقیه بپرند و تمرکز آن ها را با حرف های نابجا خود به هم بریزند بر خلاف تصور برخی انسان های محترم و آداب دانی هستند که هرگز قصد بی ادبی ندارند؛ بلکه فقط برای گفتن حرف هایشان بیش از حد حریص هستند و نمی توانند مکث کوتاهی تا بعد از تمام شدن حرف بقیه داشته باشند. اصلا موضوع حرف دیگران را هنگام صحبت کردنشان قطع کردن گاهی از حالت ارادی خارج می شود و ما گاهی ناخودآگاه این کار را بر خلاف میل خود انجام می دهیم. مثل موقعی که از ما سوال پرسیده می شود، جواب می دهیم و وقتی که مخاطب بعد از جواب دادن ما شروع به صحبت می کند تازه به خاطر می آوریم که بخشی از حرف هایمان ناکامل یا اشتباه بوده و در صدد اصلاح آن هستیم.

اگر شما هم همین عادت ناخوشایند را دارید خود را سرزنش نکنید و فرصت امروز را برای ترک عادت بد وسط حرف دیگران پریدن با ترفندهای زیر را از دست ندهید!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

وسط حرف بقیه پریدن تقریبا مثل بالا رفتن از نردبان است؛ نردبانی که سعی داریم با بالا رفتن از آن نواقص خود را در مواقع مختلفی مثلا هنگام تپق زدن در سخنرانی، تلفظ اشتباه کلمات یا برای جبران عباراتی که به اشتباه به کار برده ایم ترمیم و از بین ببریم.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

پریدن وسط حرف دیگران؛ از منظری دیگر

اگر فکر می کنید عادت وسط حرف دیگران پریدن آن قدرها هم که می گوییم زشت نیست یا این که ما این موضوع را تا این حد بزرگ کرده ایم بد نیست این بار از این منظر به قضیه نگاه کنید:

  1. چه احساسی دارید وقتی که همیشه از فراموش شدن متن کلمات یا عبارات حین صحبت کردن رنج می برید، با این حال دیگران هم به این مشکل دامن می زنند و تمرکز شما کاملا بر هم می زنند؟
  2. احساستان درباره انسان هایی که بی توجه به صحبت های شما برای بیان کردن نقطه نظرات خود حریص هستند چیست؟ حس می کنید صحبت هایتان برای بقیه بی ارزش و بی فایده است؟
  3. خودتان روی کسانی که تا این حد رشته کلام دیگران را پاره می کنند چه حسابی باز می کنید؟ اعتماد کافی به این دسته از آدم ها دارید؟

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

چرا وسط حرف دیگران می پریم؟

برای ترک عادت غلط وسط حرف دیگران پریدن لازم است علل این مشکل را دانسته و درباره آن ها آگاهی داشته باشیم. به طور کلی اغلب ما به دلایل زیر ممکن است وسط صحبت های بقیه حرف بزنیم و آن ها را رنجیده خاطر کنیم:

  • ناآگاهی: دقیقا متوجه نیستیم که با این کار تمرکز بقیه را بر هم می زنیم
  • ترس از فراموش شدن آن چه که می خواهیم بگوییم: در این حالت مخاطب به جای گوش دادن فعال با گفته های طرف مقابل خود از ترس فراموش شدن حرف هایش وسط صحبت دیگران می پرد
  • احساس تعلقی که ارضا نشده است: شما دوست دارید بخشی از یک مکالمه یا گفتگو باشید؛ اما افراد دخیل در این گفتگو عملا فرصت یا شانسی را برای ورود به این مکالمه در اختیار شما قرار نمی دهند.هر زمان که قصد دارید وارد این بحث شوید کسی سعی دارد همچنان خارج از بحث بمانید. در این موقع تنها راهی که پیدا می کنید وسط حرف دیگران پریدن است تا به این بحث احساس تعلق پیدا کنید
  • فرهنگی که با آن رشد کرده اید: شاید بین اعضا خانواده وسط حرف بقیه پریدن ناخوشایند و ناپسند نباشد
  • وقفه های رقابتی: در چنین حالتی شما سعی دارید با تایید مثبت، خود را در گفتگو بقیه شریک کنید. به این شکل که حرف آن ها را با جمله “کاملا درک می کنم” یا هر چیز مشابه آن تایید کرده و داستان خود را با آن ها به اشتراک می گذارید. غافل از این که نمی دانید با پریدن وسط حرف بقیه آن ها را ناراحت کرده اید!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

راه های ترک عادت بد وسط حرف دیگران پریدن

برای این که از این پس نابجا حرف نزنید و وسط حرف بقیه نپرید باید:

خود را برای سکوت به چالش بکشید!

سکوت نه فقط هنر مقابله و برخورد با افراد پرحرف و متوقف ساختن آن ها، بلکه هنر مقابله با پرحرفی خودمان در مواقعی است که بهتر است به موقع و به جا حرف بزنیم! خودتان را برای آرام ماندن به چالش بکشید. بد نیست در چنین مواقعی با خود این جمله را تکرار کنید: شاید بهتر باشد فعلا گوش بدهم!

اگر به خاطر سکوت خود از فراموش کردن آن چه که می خواستید بپرسید یا بگویید می ترسید یک دفترچه یادداشت کوچک به همراه داشته باشید یا از موبایل خود استفاده کنید. حرف هایتان را فعلا با موبایل یا قلم و کاغذ به اشتراک بگذارید و بعد از تمام شدن صحبت مخاطب خود آن ها را بیان کنید.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

وقفه های کوتاه را روی هوا بقاپید!

برای پیوستن به یک مکالمه و ورود به گفتگو دو یا چند نفر ابتدا فرصت های موجود را ارزیابی کنید. به دنبال وقفه ها باشید. بلافاصله که زمان کوتاهی بین گفتگو آن ها ایجاد شد نظرتان را مطرح کنید.

از یادآورهای فیزیکی استفاده کنید

شاید خنده دار باشد اما گاهی به یادآور های فیزیکی نظیر دستانمان برای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن نیازمندیم! دست خود را روی لب هایتان قرار دهید و با این کار باعث شوید حتی اگر نتوانستید خود را از وسوسه حرف زدن حفظ کنید دستانتان مانع حرکت لب ها برای حرف زدن شود!

از بقیه کمک بخواهید

اگر آدم پرحرفی هستید و حتی با وجود یادآورهای فیزیکی نمی توانید مانع این عادت خود شوید مشکل را با یکی از دوستان یا افراد خانواده در میان بگذارید. از آن ها بخواهید زمانی که ممکن است وسط حرف بقیه بپرید به شما تذکر دهند و شما را از این که مشغول پریدن وسط حرف بقیه هستید آگاه سازد.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

برای شروع صحبت کردن غرور به خرج دهید!

شاید آخرین و بهترین راه برای رفع این مشکل توجه به همان غروری باشد که در خیلی از مواقع نکوهیده است. اگر برای شروع مکالمه با دیگران کمی مغرور باشید از این به بعد این همیشه دیگران خواهند بود که صحبت با شما را آغاز می کنند و از این رو کم تر به وسط حرف دیگران پریدن برای بیان کردن نقطه نظراتتان نیاز پیدا می کنید!

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا: چه طور مثل یک مدیر واقعی حرف بزنیم؟

دیدن بسیاری از سخنرانان موفق و مشهور در کنفرانس های بزرگ، جلسات و سمینارهای داخلی و خارجی که رهبری گروه های تجاری، سازمان ها یا شرکت های بزرگ را بر عهده دارند فارغ از اطلاعات و امتیازاتی که از نظر حرفه ای برای ما دارد یک مزیت خاص دارد و آن پی بردن این حقیقت روشن است که شیوه سخنرانی این افراد به هیچ کس جز خودشان شبیه نیست! اگر کمی دقت در فن بیان این این دست سخنرانان به خرج دهیم متوجه یک اعتماد به نفس و وضوح و شفافیت خاصی می شویم که در به نظر می رسد در صدای هیچ یک از سخنرانان شبیه کارمندان عادی و تمام سخنرانانی که می شناسیم نیست. انگار سبک و سیاق سخنرانی این افراد با فوت و فن رهبری و مدیریتشان آمیخته شده است و هر لحظه به شنونده گوشزد می کند که من یک رهبر موفق با کاریزما هستم! همین ترفند هر کسی را به فکر فرو می برد تا سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا را بیاموزد و مشتاق شود همین اصول را در سخنرانی یا فن بیان خود پیاده کند.

رهبران بزرگ اولین و مهم ترین رکن ارتباطی در دنیا هستند. فن بیان آدولف هیتلر به عنوان یکی از بزرگ ترین رهبرانی که در دوره حیات خود دنیا را از طرز فکر تفکر خود متاثر نمود و سخنرانی های بیل کلینتون به عنوان انسان تاثیرگذاری که در شکل گیری تاریخ سیاسی آمریکا نقش اساسی داشت از نمونه های پررنگی می باشند که بسیاری از رهبران و مدیران سرشناس امروز موفقیت امروز خود را مدیون آن ها هستند.

ارتباطات برای هر کارآفرینی حرف اول را می زند. دیدگاه هر مدیر از دریچه سخنرانی ها و فن بیانش درز پیدا می کند و به مرور خط مشی یک فعالیت سازمانی را شکل می دهد. تنها راه برقراری ارتباط یک مدیر موفق با کارمندان و اعضای تیمش همین سخنرانی و گفتگوها است. سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا که شما را یک مدیر واقعی و کاریزماتیک جلوه می دهد.

شما هم می توانید مثل یک مدیر واقعی حرف بزنید اگر اصول کیفی و کمی زیر را در سخنرانی های خود رعایت نمایید.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

برای سخنرانی و سخنوری به شیوه بزرگ ترین مدیران دنیا قبل از هر چیز باید پذیرفت که زبان رهبری با تمام زبان های دنیا متفاوت است. رهبری یک زبان منحصر به فرد است که اهداف منحصر به فردی هم پشت آن قرار دارد. ارتباطی که در طول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا برقرار می شود بیانگر نقشه یا طرح حال و آینده یک تیم، یک ملت و حتی چند کشور است. ساده سازی مسائل لاینفک و غیر قابل رسدگی، حل و فصل مشکلات هنگام مواجهه با ناسازگاری، پراکنده کردن حس اعتماد و اطمینان بین مخاطبان و تزریق الهام و انگیزه از جمله چارچوب های ضروری در زبان رهبری است که تقریبا تمام رهبران مقتدر دنیا بدان پایبند می باشند.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

به عنوان یک مدیر موفق این بار قبل از سخنرانی بعدی خود از پنجره دیگری به کلمات نگاه کنید. سه خصلت تحریک کنندگی، خصلت و ماهیت آن ها را بسنجید و ببینید کدام یک از آن ها نماینده بهتری برای یک رهبر جسور، مغرور و مقتدر هستند؟

رهبران موفق در سخنرانی خود با توجه به قوانین پایه و ساده زیر دنیا را زیر و رو می کنند:

راه در رو ها را مسدود می کنند!

همه رهبران دنیا باورپذیر نیستند. خیلی از خط فکرهای سیاسی به شکست رو به رو می شوند و بسیاری از احزاب دنیا بدون این که شناخته شوند و صدایشان به جایی برسد خاموش خواهند شد. علت اصلی این موضوع چیست؟ ضعف رهبران از کجا نشات می گیرد؟ چرا با وجود تمام دقتی که به خرج می دهید مردم سخنرانی شما را جدی نمی گیرند؟

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

یک سری راه در رو ها وجود دارد که تقریبا در سخنرانی رهبران و مدیران ماهر دیده نمی شود. را در رو هایی مثل تکه کلام ها و اِ گفتن ها یکی از فاحش ترین نشانه ها در سخنرانی افراد مبتدی هستند. تکه کلام ها را در رو های رایجی هنگام اسیر شدن ما در بند کلمات هستند. مثلا وقتی که یک کلمه خاص را ناخودآگاه به کار می بریم اما فعل متناسب با آن را پیدا نمی کنیم؛ یا با فراموش کردن متن سخنرانی و حین دستپاچه شدن سعی داریم وقفه ای که به وجود می آید را با آواهایی مثل اِ یا اممم پر کنیم.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

از اشتباهات کلامی می گذرند!

یک بار به سخنرانی روئسا جمهور دنیا دقت کنید؛ چند درصد از آن ها به خاطر تپق زدن در طول سخنرانی، تلفظ اشتباه کلمات یا گرفتگی زبان خود از دیگران عذرخواهی می کنند؟ چند درصد از آن ها به این اشتباهات نگاه می کنند و به عقب بر می گردند تا آن را اصلاح کنند؟

چنان چه که می دانید رهبران بزرگ دنیا معمولا شمرده، واضح و آرام صحبت می کنند که این موضوع دلایل خاص خودش را دارد. این افراد نه فرصت بازگشت به عقب را دارند و نه برای اشتباهاتی که کاملا سهوی رخ می دهد ارزش قائل می شوند. پیشنهاد می کنیم یک بار سخنرانی های انگیزشی باب پراکتور را در باب روش های ثروتمند شدن گوش دهید تا ببینید سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا باید چه طور با این اشتباهات برخورد کنید و چه طور از کنار اشتباهات سطحی و بی ارزش عبور نمایید!

هر جمله، یک تفکر!

درسخرانی هایی که تمام کارکنان شما  به عنوان شنونده حضور دارند تا سخنرانی های بین المللی که تقریبا کل دنیا مخاطب شما هستند بر خلاف گفتگوهای روزانه هیچ چیز ناخودآگاه و فی البداهه نیست. کسانی که صدایشان به گوش دنیا می رسد می دانند که هر جمله آن ها چه قدر می تواند در بطن افکار ملل تاثیر بگذارد و احتمالا نگرش و قضاوت های آن ها را تغییر دهد.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

در سخنرانی هم مثل متن یک قرارداد پشت هر جمله یک تفکر نهفته است. با این تفاوت که رهبران بزرگ از قبل تفکر کرده و تمرین می کنند تا بتوانند هر جمله را با سرعت کافی ادا کنند.

“اما” و “اگر” ها خط قرمز آن ها هستند!

“اما” ربط دهنده تضاد است و نباید در جملاتی که بار مثبت دارند استفاده شود. “اما” سیگنال شدیدی در پس جملاتی است که تقریبا مورد تایید شما نیستند و مفهوم آن ها کاملا صدق نمی کند. با استفاده از ربط دهنده “اما” ما سعی داریم توجه مخاطب را به بخش دوم متمرکز کنیم تا بخش اول؛ بنابراین در سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا باید خیلی مراقب این “اما” و “اگر”ها بود!

به دو جمله زیر توجه کنید:

  1. از نظرات شما ساپس گذاریم اما هنوز هم به ایده خود بیش تر اعتقاد داریم
  2. به نظرات شما فکر می کنم و هنوز هم با نظر خودم بیش تر موافق هستم

همچنین به دو جمله زیر:

  1. تیم به خوبی این چهار ماه را پش سر گذاشت اما هنوز هم با توجه به شرایط موجود نیاز به تمرکز بیشتری داریم
  2. با وجود تلاش های شما در چهار ماه اخیر هنوز هم باید تلاش زیادی به کار ببریم چون کار پروژه سنگین است

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

در هر دو حالت گفته شده جملات دوم که فاقد ربط دهنده های تضاد هستند بار معنایی متفاوتی از جملات اول به دوش می کشند. بنابراین یکی از تمارین مهم در سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا انتخاب ربط دهنده ها در کنار توجه به بار معنایی واژگان است.