اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار: ۱۰ استراتژی ذهنی برای نفوذ در افکار افراد

وقتی حرف از متقاعد سازی و متمایل سازی افراد خصوصا در فضای کسب وکار به میان می آید همیشه یک مثال جالب هر چند تکراری می زنم. در صورتی که یک قورباغه را در یک ظرف آب در حال جوش بیندازید بلافاصله واکنش نشان می دهد و از ظرف بیرون می پرد؛ اما اگر همان قورباغه را در ظرف آب ولرمی که به تدریح دمای آن رو به افزایش می گذارد قرار دهید قورباغه به مرور زمان و با سازگاری یافتن با دمای آب بدون این که دست و پا بزند در آبی که به تدریج داغ شده است می میرد. این همان روند مرگ تدریجی ظریفی است که خیلی از ما هم ممکن است بدان دچار شویم. در علم جدید بازاریابی عصبی که تلفیقی از علوم روان شناسی، عصب شناسی و مارکتینگ است از همین قانون استفاده شده که در واقع یک دست یافته فراتر از آگاهی بشر است. در این شکل از بازاریابی با تکیه بر فن بیان و اصول آن با تکیه بر روش های ظریف روان شناختی مسیر تصمیم گیری های افراد هدایت می شود که شاسته از آن با عنوان هنر متقاعد سازی افراد و نه فقط یک تکنیک ساده یاد کنیم.

حتما برای شما هم پیش آمده است که تحت اصرارهای بی پایان یکی از اطرافیانتان کاری را انجام دهید یا به چیزی رضایت دهید که هرگز نمی خواستید؛ طوری که خودتان هم از این که به این سرعت از تصمیمتان کوتاه آمده اید متعجب می شوید! همین حالت از آثار هنر متقاعد سازی افراد توسط بقیه است که با ظرافت و هوشمندی فراوانی به کار گرفته می شود. حال این متقاعد سازی می تواند تغییر تصمیمات شما برای سرمایه گذاری در یک پروژه عظیم باشد یا متقاعد کردن کودک خردسالتان برای زودتر خوابیدن.

در ادامه ۱۰ استراتژی ذهنی موثر را برای نقوذ در افکار دیگران مرور می کنیم که به شما کمک می کنند در متقاعد کردن دیگران یک هنرمند واقعی باشید!

اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

برای نفوذ در افکار و تغییر دادن تصمیمات دیگران چند اصل مهم وجود دارد که باید رعایت شود:

فقط یک دلیل به من بدهید!

مطالعه کلاسیکی تحت عنوان Xerox copy که توسط روان شناس معروف دانشگاه هاروارد، الن لانگر، صورت گرفته است قدرت یک نمونه محکمه پسند را در متقاعد سازی افراد نشان می دهد. او این مطالعه را روی فن بیان فردی که سعی داشت برای کپی کردن برگه های دانشگاهی از صف عبور کند و مسئول انتشارات را وادار به راه انداختن کارهایش کند انجام داده است. Xerox (زیراکس) نام یکی از سازندگان دستگاه های کپی معروف امی باشد که این تحقیق هم بر همین اساس نام گذاری شده است.

اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

نفر اول وارد صف می شود و از مسئول می خواهد به تنهایی از Xerox برای کپی کردن استفاده کند و خودش برگه ها را کپی نماید. درخواست نفر اول در ۶۰ درصد مواقع با موافقت مسئول رو به رو شده است. نفر دوم درخواست خود را با تغییری جزئی بیان می کند: می توانم ۵ برگه را خودم با Xerox کپی کنم؟ به شدت عجله دارم و دیر شده است!

قسمت دوم درخواست نفر دوم که نشان می دهد به شدت عجله دارد باعث شده این بار ۹۴ درصد از مسئولان با درخواست وی موافقت کنند. اما درخواست سوم از همه جالب تر است: می توانم از دستگاه برای کپی کردن برگه ها استفاده کنم؛ مجبور هستم همین الان چند تا کپی از برگه ها داشته باشم!

درخواست نفر سوم هر چند که خیلی ساده و پیش پاافتاده است و دلایلی مثل عجله داشتن یا بهانه های واهی به همراه ندارد با موافقت ۹۳ درصد از مسئولان رو به رو بوده است!این واکنش بر خلاف انتظار ناشی از علاقمندی مغز ما به درخواست کردن است.

حس مطابقت و سازگاری دیگران با خواسته های به دنبال ارضا تشنگی عصبی آن ها برای یک راه حل درست و درمان ایجاد می شود. به همین دلیل است که در یک سخنرانی فقط به دنبال ارائه اطلاعات نیستیم و در تولید یک محصول به جای فکر کردن به مشکل به دنبال راه حل هستیم!

اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

همه جهان در دستان شما جای دارد!

یخ شکنی در روابط روزانه تا ورود به بحث و اقدام به متقاعد سازی افراد تکنیک های خاص خودش را دارد. برای پشت سر گذاشتن تمام این موانع طوری که تمام دنیا در مشت شما جا شود کافی است از دستانتان کمک بگیرید!

دست ها همان طور که قبلا گفتیم نظیر جملاتی که باعث اعتماد در کسب وکار می شوند کارساز هستند. برخی از حرکات دست به شدت از نظر عصب شناسی روی مخاطبان تاثیرگذار هستند. شاید خودتان متوجه حرکت دست هایتان نباشید اما مشت کردن دست ها، باز کردن مشت ها و دیده شدن کف دست توسط مخاطب و استفاده از انگشت اشاره از کارهای معجزه آسایی هستند که بدون این که بفهمیم تا ۴۰ درصد مواقع صمیمت و ارتباط ایجاد می کنند.

اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

اما این که چه طور کف دست ها به عنوان زبان بدن می تواند باعث جهت گیری فکری ما شود پیشینه تاریخی دارد. به لحاظ تاریخی مشت کردن دست ها نشانه صلح است. نشانه این است که ما هیچ چیزی برای پنهان کردن نداریم. به این شکل ضمیر ناخودآگاه دیگران به نفع ما شکل می گیرد.

پارادوکس انتخابی

در فن بیان این ما هستیم که تعیین می کنیم چه چیزی به خورد مخاطب بدهیم و چه چیزی را به آن ها عرضه کنیم. از انتخاب یک سالاد در منو رستوران تا خرید یک خانه یا خودرو، گزینه های زیادی پیش رو ما هستند. اما در کسب وکار و حین معامله با دیگران باید بر خلاف همیشه از عرضه کردن تمام گزینه ها خودداری کنیم.

اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

به یک مثال ساده تر بهتر متوجه این موضوع می شوید. مثلا در صنعت مواد غذایی ثابت شده است که تنها سه درصد مشتریان وقتی که با ۲۴ نوع بسته بندی مختلف یک محصول مواجه می شوند آن را خریداری می کنند. این در حالی است که تنها ۶ نوع بسته بندی و طعم مختلف مربا ( کاهش گزینه های عرضه شده به مشتری) می تواند میزان فروش را تا ۳۰ درصد بالا ببرد.

افزایش گزینه هایی که به مشتریان خود عرضه می کنیم روند متقاعد سازی افراد را فلح می کند. فن بیان در فروش و بازاریابی اثبات کرده است بیش تر حرف زدن، توضیحات اضافی، معرفی راهکارهای مختلف در یک معامله و…نه یک راه حل بلکه فقط یک اضافه بار برای مشتری است.

اصل کمبود و تکرار

فرض کنید تا پای معامله رفته اید و مشغول صحبت درباره ریز و درشت قیمت و شرایط قرارداد هستید. همه چیز ایده آل شما نیست اما این وسط زمزمه های فروشنده بیشتر شما را به خرید ترغیب می کند که فقط و فقط یک واحد از این آپارتمان باقی مانده است، فقط یک هفته فرصت برای خرید دارید و…

اصول هنر متقاعد سازی افراد در کسب وکار از راه ذهنی

این دسته هشدارها یکی از تکنیک های فن بیان با تکیه بر اصول بازاریابی عصبی هستند که مرتبا روی کمبودها تکیه می کنند. دقیقا مثل همان روندی که در فروش صندلی های هواپیما صورت می گیرد و شرکت های هواپیمایی با اعلان های مختلف سعی دارند کمبودهای صندلی را به مشتری برای خرید هر چه سریع تر اعلام کند. (هر چند که ممکن است صندلی های خالی زیادی وجود داشته باشد)
اصل کمبود و تکرار در متقاعد سازی افراد در کسب وکار، استراتژی ذهنی مهمی است که خیلی ها با به کار بردن آن نظرات قطعی و صد در صدی طرف مقابل را تغییر می دهند.

یخ شکنی در روابط روزانه

یخ شکنی در روابط روزانه: ۶ ترفند اثبات شده برای ترغیب و تمایل سازی دیگران

شروع مکالمه با دوست و آشنا مثل یک قمار بزرگ است. شما تمام با تمام قوا زمان خود را به عنوان ارزشمندترین سرمایه ای که در اختیار دارید برای به دست آوردن حسن نیت و توجه طرف مقابل و در نهایت کسب نتیجه مطلوب می گذارید؛ اما رسیدن به این اهداف فقط و فقط یک احتمال ۵۰ درصدی است و شما باید هر لحظه خود را برای پذیرایی از شکست در روابطتان آماده کنید. باورکردنی نیست اما محاسبه تمام متغیرهای موجود برای پیروزی در یک مکالمه که اتفاقا ممکن است سرنوشت کاری شما را رقم بزند کمی دشوار است؛ خصوصا وقتی قرار باشد به واسطه این مکالمه یک ارتقا یا افزایش حقوق هوس برانگیز نصیب شما شود. با توجه به سختی های موجود لازم است نظیر سخنرانی، ترفند های یخ شکنی در روابط روزانه را هم به کار ببندیم و برای شروع یک گفتگو نتیجه بخش اقدام نماییم.

یخ شکنی در روابط روزانه

شاید این سوال شما هم باشد که همیشه در برقراری رابطه با دیگران به یخ شکنی نیاز نداریم. گاهی ارتباط ما از سر وقت گذرانی یا اطلاع رسانی به دیگران است و قرار نیست منفعت خاصی پشت آن وجود داشته باشد. با این حال همان مکالمات جزئی با اهداف فرعی نیز به ترغیب، متمایل سازی و جلب توجه دیگران نیاز دارد. چیزی که برای رسیدن بدان به یخ شکنی در روابط روزانه نیاز داریم.

در ادامه با اهداف این یخ شکنی و آداب برقراری ارتباط با ترفندهای یخ شکنی بیش تر آشنا می شوید.

ترفندهای یخ شکنی در روابط روزانه با دیگران

در مترو نشسته اید و خیلی اتفاقی صدای مکالمه فردی که رو به روی شما نشسته است را می شنوید که درباره جذب نیرو کار، اتفاقا در حوزه تحصیلی شما و با مهارت هایی که بر حسب اتفاق با مهارت های فردی شما همخوانی دارد صحبت می کند. با خودتان می گویید شانس به شما روی آورده است و بهترین فرصت است تا مکالمه را با همین فرد شروع کنید و اعلام نمایید شما هم یکی از همان متقاضیان شغلی هستید که شرایطش با کسب و کار آن ها هماهنگی دارد؛ اما انگار یک جای کار می لنگد. حس می کنید نه روی صحبت کردن دارید و نه جرئت این را که مبادا طرف مقابل دست رد به سینه شما بزند و سرخورده شوید.

یخ شکنی در روابط روزانه

از نظر ما فردی که مهارت کافی را برای یخ شکنی در روابط روزانه خود داشته باشد هیچ ترسی از این احساسات مخرب احتمالی ندارد. مهارت یخ شکنی در روابط روزمه سه مزیت مهم و کلیدی دارد:

ترغیب کردن دیگران

در صورتی که ارتباط بین دو یا چند فرد از راه درست و اصولی شروع شود تضمین انگیزه افراد، تضعیف تنش ها و تسهیل روند اعتماد کردن دیگران را شاهد خواهیم بود. دقیقا مثل اصول و روش های معرفی کردن خود در سخنرانی، یخ شکنی در روابط روزمره نوعی ایمنی روانی را در مخاطب شما ایجاد می نماید که به مدیریت احساسات آن ها کمک شایانی خواهد کرد. به این ترتیب شما در ترغیب کردن دیگران موفقیت آمیز عمل کرده و افراد تمایل بیشتری برای پذیرش چالش های پیش رو از خود نشان می دهند.

در مثال مترو حتی اگر شرایط شما از نظر مخاطب کاملا ایده آل نباشد به احتمال زیاد این شانس را به شما می دهد تا بتوانید توانایی های خود را در آن جایگاه شغلی محک بزنید.

یخ شکنی در روابط روزانه

کاریزما

بسیاری از سخنرانان و کسانی که فن بیان خوبی دارند مدعی کاریزما هستند. کاریزما همان توانایی فردی جادو کردن مخاطبان با فن بیان و شیفته کردن آن ها نسبت به خود فرد است که در طول زمان به دست می آید. یکی از ثمرات یخ شکنی در روابط روزانه عرضه همان کاریزمایی است که در فرآیند تعامل و پیوند با مخاطب به ما کمک می کند. خیلی وقت ها مخاطب ما فردی درونگر یا خجالتی است که تمایل کمی نسبت به اطراف نشان می دهد. با یخ شکنی و اصول کاریزما و کاریزماتیک بودن در فن بیان می توان خیلی زیاد به مخاطب نزدیک شد.

تاثیر بالقوه

همه ما برای شروع یک بحث یا گفتگو با اطرافینمان به یک مقدمه چینی نیاز داریم. تاثیرگذاری واژگان زمان بیش تر می شود که با مهارت کافی بتوانیم فضاسازی کاملی داشته باشیم. دقیقا مثل تاثیر گذاری بر مخاطب در سخنرانی که لازمه آن فضاسازی است با استفاده از تکنیک های یخ شکنی و فراهم سازی جو مناسب، تاثیر بالقوه روی مخاطبانمان خواهیم داشت.

تکنیک های یخ شکنی

یخ شکنی در روابط روزانه

دست ها را وارد عمل کنید

به جای مچ کردن دست ها، دست به سینه ایستادن یا قایم کردن آن ها برای جلوگیری از تحرکات زیاد بگذارید خیلی راحت در فضا سیر و سفر کنند! بر خلاف تصور برخی، استفاده از دست ها بر مهارت صحبت کردن و تسلط ما می افزاید و اتفاقا آن حس صمیمیت و تعاملی که به دنبال آن هستیم زودتر به وجود می آید.

توجه به کف دست ها

جالب توجه است که بدانید ارتباط زیادی بین پردازش مغز و نمایش کف دستان نسبت به سایر بخش هایی که در زبان بدن روی آن ها تاکید می کنیم وجود دارد. مطالعاتی انجام شده که ثابت می کند تاثیرگذاری دست ها زمانی که کف دست ها توسط مخاطب دیده شود ۴۰ درصد نسبت به زمانی که دستان پایین و بی حرکت باشد بیشتر است.

واژه ها را دستچین کنید

کل کلمات ابزارهایی هستند که ما باید برای یخ شکنی در روابط روزانه خود با وسواس بیشتری آن ها را دستچین کنیم. به بار معنایی کلمات قبل از حرف زدن فکر کنید. حتما می دانید که لحن یا واژگان محبت آمیز خیلی از کلمات عادی بهتر به خاطر می مانند. در یکی از سنجش های به عمل آمده برای ارزیابی مزیت های کیفی کلمات محبت آمیز نسبت به کلمات خنثی، تعدادی از موثر ترین واژه ها و عبارات روی یک گروه منتخب و یک گروه شاهد تست شد. سنجش های ذهنی و عینی در این افراد به خوبی نشان داد که احتمال یادآوری احساس مثبتی که با استفاده از کلمات دستچین شده به مخاطب انتقال داده شده بود بیش تر از احساسات جزئی ما نسبت به کلمات خنثی می باشد.

یخ شکنی در روابط روزانه

روی حواس پنج گانه دست بگذارید!

فرض کنید مایل هستید سر صحبت را با یکی از همکاران خود باز کنید و از او بخواهید در طول مرخصی شما برخی از کارهای عقب افتاده را بر عهده بگیرد؛ اما شانس با شما همراه نیست و دقیقا در همان روز خبر بدی بدی که به همکارتان رسیده باعث می شود چندان از نظر روحی رو به راه نباشد و صحبت کردن با او هم به طبع نتیجه بخش نباشد. مسلما چنین درخواستی به تکنیک های یخ شکنی در روابط روزانه ما نیاز دارد.

پیشنهاد ما در این مواقع استفاده از هر راهی است که بتواند همزمان هر ۵ حس افراد را درگیر کند و تا حدودی آن ها را برای صحبت کردن آماده و سر به راه نماید. مثلا اگر طرف مقابل شما به شدت عصبانی است یا این که قرار است مدتی برای حرف زدن با شما منتظر بماند از موسیقی خیلی آرام و آرامش بخش استفاده کنید.

افراد را وامدار محبت خود کنید

قانون “بده و بگیر” در این جا هم صدق می کند و معمولا وقتی لطفی را در حق دیگران انجام داده باشیم بهتر می توانیم انتظار داشته باشیم بقیه درخواستمان را بپذیرند.

یخ شکنی در روابط روزانه

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

آشنایی با اصول و روش های معرفی کردن خود در سخنرانی

حتما از دیگران در مورد تجربه های مختلف آن ها درباره یک موزیک یا فیلم خاص شنیده اید که مثلا می گویند اول فیلم خیلی خسته کننده بوده، یا این که فیلم خوبی بود اما اولش خیلی کند و کسل کننده پیش رفت. شاید برایتان خنده دار باشد اما شروع یک سخنرانی هم دقیقا مثل اول فیلم ها است. همان طور که سکانس اول یک فیلم بعد از پایین آمدن پرده سینما تعیین می کند مخاطب روی صندلی اش می نشیند یا سالن را ترک می کند در سخنرانی هم مطلع یا بخش آغازین حرف های شما مشخص خواهد کرد چند نفر با شوق و علاقه روی صندلی هایشان تا پایان بحث می نشینند و چند نفر هم همان دقایق اولیه شما را تک و تنها در صحنه ترک می کنند. این مطلع یا آغازمی تواند همان فرآیند معرفی کردن خود در سخنرانی می باشد.

همان طور که تیتراژ سریال ها آخر سریال پخش می شود و نتیجه گیری در مقالات مختلف مربوط به پایان متن است سخنرانی شما هم از این قضیه مستثنی نیست و لازم است اول و آخر آن با هم تفاوت داشته باشد. معرفی کردن خود در سخنرانی یکی از بهترین راه ها برای شروع بحث است که به صورت آرام و تدریجی شور و هیجان را در روحیه مخاطب تزریق می کند و باعث می شود با علم بر توانمندی ها و سوابق شما به سخرانی گوش بسپرند.

در مطلبی که پیش روی شما قرار گرفته است قصد داریم به صورت کاملا کلاسیک به معرفی اصول و روش های معرفی کردن خود در سخنرانی بپردازیم. شما هم می توانید بعد از یادگیری این اصول شکاف های موجود در سخنرانی را پر کنید و بر کشش و مخاطب پسندی آن بیفزایید.

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

به طور کلی معرفی کردن خود در سخنرانی با سه هدف مهم انجام می شود:

  1. ارائه یک گزارش کامل از شخصیت شما به مخاطب
  2. پاسخ به سوالاتی از قبیل “شما کی هستید؟”، “چه پیشینه حرفه ای دارید؟” و …
  3. ارائه چشم انداز کاملی از بحث به مخاطب

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

شاید سلام احوال پرسی های روتین مثل معرفی اسم و فامیل، رشته تحصیلی یا مواردی از این قبیل در سخنرانی خیلی کلیشه ای شده باشد. اگر شما هم برای معرفی کردن خودتان در طول سخنرانی نگران هستید و از طرفی هم به دنبال یک روش نوآورانه و متفاوت می گردید باید این مراحل را پشت سر بگذارید:

یک پرش غیرمنتظره!

عمده سخنرانان تمایل زیادی به معرفی خودشان در ابتدا بحث ندارند. حال ممکن است به این دلیل باشد که فکر کنند معرفی سوابق و موفقیت های پیشین حمل بر خودستایی است یا این که اعتماد به نفس کافی را برای ارائه رزومه مختصر به مخاطبان ندارند. در هر صورت پیش از یک پرش غیرمنتظره برای معرفی خود در سخنرانی بد نیست ابتدا از دیگران و مثلا مجری سخنرانی بخواهیم مختصری از روزمه و فعالیت های حرفه ای ما را با حاضرین در بحث به اشتراک بگذارد. هر چند این روش اثربخش و بهتر است اما خیلی از مواقع این تنها خود شما هستید که باید نقش سخنران، مجری و مدیر جلسه را بر عهده بگیرید!

زمانی که قرار است خودتان معرف سوابق حرفه ای خودتان باشید بد نیست حضار را با شوخی های ظریفی کمی غلغلک بدهید. سخنرانی موقعیت مناسبی است تا با استفاده از حس شوخ طبعی خود مدارک و سوابقتان را با تواضع کامل ارائه کنید. مثلا در یکی از کنگره های بین المللی که شرکت داشتم سخنران بحث برای معرفی مدرک تحصیلی و بخشی از تالیفات خود مدام به مدرک دانشگاهی و رشته تحصیلی خود کنایه می زد و مهارت ها و پیشینه های کاری خود را با شوخی و گوش و کنایه بدون این که چیزی زیر سوال برود مطرح می کرد.

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

ایده های خلاقانه و ناب!

برخی از سخنرانان خوش فکری های زیادی برای معرفی خود در سخنرانی به خرج می دهند که گاهی واقعا تحسین برانگیز است. یک ایده جالب می تواند استفاده از ابزارهای بصری مثل فیلم و عکس باشد. فرض کنید شما رئیس یک شرکت کامپیوتری بزرگ هستید که از صفر به صد رسیده و در مدت زمان مشخصی پیشرفت های چشمگیری داشته است. حالا برای معرفی خودتان می توانید از تصاویر اولین محل کار خود استفاده کنید که خیلی کوچک، نامرتب و بی نظم بوده و خودتان هم اتفاقا در آن خیلی جوان و متفاوت با حال امروز خود بوده اید. حالا با مرور عکس های جدیدتر می توانید پیشرفت شرکت خودتان را به مرور زمان به مخاطبان نشان دهید و به جای داستان سرایی با عکس روند رشدتان را با بقیه در میان بگذارید.

شجاعت را به آغوش بکشید!

یکی دیگر از راه های جالب برای معرفی کردن خود در سخنرانی که اتفاقا شاید بیش تر هم مورد پسند مخاطبان قرار گیرد شجاعت به خرج دادن و تلفیق سوابق کاری مابین سخنرانی است. مثلا وقتی که مشغول توضیح پروژه خاصی هستید و مواد و ابزار لازم را تحلیل می کنید می توانید به این موضوع اشاره کنید که در فلان سال و فلان روز توانستید به تکنولوژی ساخت مواد اولیه دست یابید و این یکی از بخش های مهم روزمه کاری شما بوده است.

اگر قصد دارید روزمه خودتان را به همین شکل ارائه دهید ازذکر جرئیات اکیدا خودداری کنید! مثلا وقتی شما در دانشگاه تهران مشغول سخنرانی هستید این که دانش آموخته همان دانشگاه بوده اید یا صرفا پروژه های تحصیلی خود را در این دانشگاه پشت سر گذاشتید چندان مهم نیست.

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

روش های تعاملی

راهکار دیگری که فقط در سخنرانی های گروهی کوچک با نفرات محدود جواب می دهد روش های تعاملی است. به این شکل که بخشی از بحث به معرفی حاضرین در سخنرانی اختصاص می یابد و به این ترتیب تقریبا همه برای معرفی خودشان و شنیدن بیوگرافی شما اشتیاق نشان می دهند.

مثلا اگر شما توسعه دهنده نرم افزارهای واقعیت مجازی هستید می توانید از حاضرین بخواهید بیوگرافی مختصر و مرتبطی به زمینه کاری شما از خود ارائه دهند. مثلا بعد از ذکر نام و رشته تحصیلی بگویند تا کنون از تکنولوژی واقعیت مجازی استفاده کرده اند و اگر جواب مثبت است چه وسیله ای به کار گرفته اند.

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

ساختارهای رسمی و متداول

اقتضا برخی از سخنرانی ها همان ساختار های همیشگی و تکراری برای معرفی خود در سخنرانی است که همه ما با آن ها آشنایی داریم. از این رو می توانید روش های قبلی را نادیده بگیرید و از نمونه های زیر برای معرفی خودتان بهره گیرید:

اسم من X است و می خواهم امروز درباره Y صحبت کنم چون Z …

این روش چندان رسمی و دلچسب نیست؛ اما در اغلب سخنرانی های علمی که معمولا برای دفاع از یک طرح خاص به کار برده می شود از این نمونه عبارت برای شروع بحث استفاده می شود.

صبح به خیر؛ اسم من X است و حتما می دانید که تیتر اخبار جهان امروز به شدت با Y گره خورده است…

در این استایل کمی از عنصر غافلگیری استفاده می شود؛ چون مخاطب به واسطه معرفی تیتر اول اخبار روز سریع وارد بحث اصلی می شود.

من X هستم و از آشنایی با شما خوشبختم؛ می خواهم بحث امروز را با یک سوال کلیدی شروع کنم…

سوال پرسیدن در طراحی سخنرانی برای معرفی خود یکی از روش های سنتی و قدیمی است؛ اما هنوز هم تاثیرگذاری خاص خودش را دارد. با این روش سریع با مخاطب تعامل شکل می گیرد و پیوند ایجاد می شود.

اصول معرفی کردن خود در سخنرانی ها

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

افراد حسود را بشناسید و با اهرم فن بیان خود آن ها را مهار کنید!

حسود هرگز نیاسود! این ضرب المثل معروف را خیلی وقت ها شنیده ایم اما واقعا انگار در زندگی حقیقی نیز حسود تاب و قرار ندارد و هرگز آسوده نمی شود! حسادت يكی از آن احساساتی است كه در شكاف های تاريك قلبمان كمين كرده و منتظر تلنگری است تا فعال گردد و روح و روانمان را درگیر کند. حسادت ريشه در احساس ناامنی دارد و افراد حسود به دلیل فقدان برتری هایی که در دیگران می بینند از خود واکنش حسادت را نشان می دهند بلکه بتوانند شرایط نامطلوب را به نفع خود کنترل کند. خلاصه این که همه ما با این افراد آشنا هستیم و کسی نیست که حسادت نکرده باشد یا افراد حسود را در زندگی اش ندیده باشد. موافق هستید؟

نمی دانیم این حس منفی و تلخ را تا کنون چند بار تجربه کرده اید و اصلا آدم حسودی هستید یا نه؛ اما دیدن حسادت دیگران نسبت به خودمان و رفتارهایی که دیگران با بدجنسی نسبت به ما دارند کمی آزار آور است. برخی هم آن قدر مرموزانه حسادت می ورزند و در لباس انسان خیرخواه مثل یک سیاستمدار حرفه ای تمام معاملات ما را بر هم میزنند که خودمان هم متوجه نمی شویم. جالب است بدانید که افراد حسود را می توان با استفاده از نشانه هایی که در گفتار آن ها، چه به صورت غیرتصادفی و چه بر حسب اتفاق، ردیابی کرد و شناخت. مهم تر از آن فن بیان ما اهرم خوبی است تا این حس شیطانی دیگران را مهار کرده و باعث سرکوب واکنش های مخرب و ناراحت کننده برخی شویم.

در این مطلب ابتدا با سیگنال هایی که افراد حسود خودشان طی صحبت کردن به ما نشان می دهند آشنا شده و پس از آن بررسی می کنیم چه طور می توان با اهرم فن بیان با این افراد مقابله نمود.

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

اگر دور و اطراف خود این دسته افراد را با نشانه های زیر و استفاده از راه های پی بردن به شخصیت دیگران می بینید شک نکنید که مورد اصابت تیر رشک آن ها قرار گرفته اید. خیلی از این افراد واکنش های زیر را نشان می دهند اما حواسشان نیست که در واقع با زبان خودشان حس حسادت خودشان را فریاد زده اند!

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

غر و لند ها و آسمان ریسمان بافتن!

نه همیشه اما در شرایطی که شما به برتری خاصی دست یافته اید و دوست یا اطرافیانتان دچار حسادت شده اند نشانه های غر ولند کردن و آسمان ریسمان بافتن خیلی خوب مشهود است. ساده ترین مثال آن می تواند رتبه درسی در دانشگاه یا مدرسه باشد وقتی که شما با هزار زحمت توانستید معدل اول کلاس را کسب کنید اما همکلاسی یا دوستتان به زمین و زمان لعنت می فرستد و سعی دارد موفقیت شما و شکست خود را به شانس یا لطف اساتید ارتباط دهد!

افراد حسود در چنین شرایطی عموما با حس بی عدالتی سر و کله می زنند و در نهایت اعتراض خود را با غر و لند کردن های تمام ناشدنی و خسته کننده اعلام می کنند. اگر شما هم با چنین افرادی رو به رو شده اید شک نکنید که در تیررس حس حسادت آن ها قرار گرفته اید!

منفی بافی های کلامی

خوشحال هستید که قرار است ارتقا شغلی بگیرید و بالاخره بعد از عمری به یک جایگاه نان و آب دار که اتفاقا اسم و رسم خوبی هم برایتان در آینده به همراه می آورد برسید؛ اما این وسط یک صدای آزار دهنده نزدیک گوشتان تمرکزتان را بر هم می زند: مطمئنی اصلا ارتقا شغلی در کار است؟ مطمئنی این وعده ها راست است؟ حالا چه قدر با این ارتقا به حقوق اضافه می شود؟ فکر نمی کنم مبلغ بالایی باشد!

این زمزمه های اذیت کننده صدای افراد حسودی است که با منفی بافی کلامی سعی دارند روحیه شما را خراب کنند. اصولا تا وقتی که این منفی بافی ذهنی باشد مشکل خاصی برای شما پیش نمی آید؛ اما همین که فرد حسود احساساتش را ابراز کند تعادل احساسات شما هم بر هم می خورد!

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

مخالفت های آشکار و پنهان!

شما و همسرتان قصد دارید آخر هفته را به عنوان یک سفر مجردی دو نفره بگذارنید و این بین کودک نوپا خود را به نزدیک ترین اقوام بسپارید. در حالی که این تصمیم ناگهانی و پرهیجانتان را با دوستان خود مطرح می کنید یکی از آن ها به شدت شما را سرکوب می کند و آن قدر مخالفت های آشکار یا در لفافه خود را ابراز می کند تا احساس گناه کنید و به کل از تصمیمی که گرفته بودید منصرف شوید!

اگر منطقی فکر کنید شاید برخی از روی خیرخواهی و به خاطر کودکتان این مخالفت ها را داشته باشند اما واضح است تفاوت مخالفت کسانی که از روی حسادت با شما مخالفت می کنند!

“بحث عوض کن” های دلسرده کننده!

در یک مهمانی قرار دارید و همه از شما بابت موفقیت های اخیر، شجاعت های مثال نزدنی و دستاوردهای بی نظیرتان شما را مورد تعریف و تمجید قرار می دهند. در حالی که بحث به اصطلاح تازه گل کرده است و مشغول تعریف کردن و گفتگو با حاضرین هستید ناگهان یکی از دوستانتان با صدای بلند وارد می شود و با یک خبر نه چندان مرتبط همه افکار و حواس ها را از موضوع مورد بحث منحرف می سازد! شما این چنین فردی که سر بزنگاه پیدا می شود و دقیقا وقتی همه چیز به نفع شما و باب میل شما پیش می رود موضوع را تغییر می دهد چه خطاب می کنید؟

چنین فردی همان حسود واقعی داستان ما است که سعی دارد منکر شما و تعریف و تمجید های دیگران شود.

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

با افراد حسود چه کنیم؟

برای مقابله با این افراد از فن بیان خود کمک بگیرید و پاسخ های هوشمندانه ای بدهید که اتفاقا بر خلاف تصور او شما را در نظر دیگران بزرگ تر جلوه می دهد:

منکر شوید و افسار بحث را به دست گیرید!

وقتی که در مقابل افراد حسود سکوت کنید و بگذارید این حسادت ها ادامه پیدا کند کم کم حس حسادت رشه می دواند و مثل یک درخت عظیم الجثه ما بین شما و دوستتان و رابطه ای که با هم دارید قرار می گیرد. در مقابل افراد حسود و حرف هایی که نشانگر حسادت آن ها به شما است سکوت نکنید و در عوض به آن ها نشان دهید که متوجه احساس آن ها شده اید.

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

پا تو کفش افراد حسود کنید!

برای حرف زدن در مقابل افراد حسود یک بار پا تو کفش آن ها کنید و از منظر آن ها به قضیه نگاه کنید. ببینید چنین فردی با احساس کمبود، ترس، عدم اطمینان، بی عدالتی هایی که در حق او شده و نارضایتی هایی که از شرایط دارد چه می کند؟

گاهی این حس تا جایی پیش می رود که بدون این که بفهمیم متوجه می شویم سردی و دشمنی خاصی بین روابطمان ایجاد شده است. برای جلوگیری از پیشروی این حس حتما با دوستان با ارزشتان که ناخواسته گرفتار این احساس می شوند حرف بزنید.

آن ها را تایید کنید!

افرد حسود به شدت به تایید شما نیاز دارند و تشنه این هستند تا از طرف بقیه تایید شوند. اگر به دنبال راهی برا فروکش کردن حس حسادتشان هستید آن ها را تایید کنید.

با افراد حسود وارد مناظره یا رقابت نشوید!

رقابت خوب است؛ اما وقتی قرار باشد با افراد حسود وارد رقابت شوید باید عواقب آن را در نظر بگیرید و بدانید هر لحظه ممکن است به خاطر حس شدید حسادت و تمایل زیاد آن ها برای پیروزی در این رقابت به طرز باورنکردنی و ناعادلانه ای شکست بخورید!

شناخت و مقابله با افراد حسود با فن بیان

چه طور مثل یک رئیس واقعی حرف بزنیم؟

چه طور مثل یک رئیس واقعی صحبت کنیم و رئیس نما نباشیم؟

رفتار بزرگ منشانه برخی جدا آدم را تحت تاثیر قرار می دهد. قدرت فوق العاده آن ها در بخشش دیگران و چشم پوشی از خطاهای آن ها، دست و دل بازی بیش از حد آن ها یا رعایت حال بقیه در هر شرایطی از جمله ویژگی های شخصیتی این افراد است. اما برخی در کنار این بزرگ منشی خصیصه شاخص دیگری به نام رئیس منشی دارند و با فن بیان رئیس مآبانه خودشان به شدت اطرافیان را تحت تاثیر قرار می دهند. این در حالی است که خیلی از این افراد رئیس واقعی نیستند و فقط با شیوه صحبت کردن خود کاری می کنند بقیه از آن ها به اندازه کافی حساب ببرند!

پیروی از یک رهبر کاربلد و کاریزماتیک نه یک نیاز، بلکه یک غریزه در وجود افراد است؛ اما این غریزه باید به نحوی در وجود بقیه غلغلک داده شود. فن بیان هیتلر یا فن بیان بیل کلینتون در سخنرانی هایشان هم بر اساس همین موضوع بوده و قطعا امثال کیلنتون، هیتلر و تمام رهبران سیاسی دنیا از معجزه این غریزه و چگونگی فعال کردن آن با استفاده از فن بیان آگاه بودند.

با این اوصاف احتمالا شما هم علاقمند شده اید مثل یک رئیس واقعی حرف بزنید و حتی اگر رئیس نیستید به برخورداری از اعتبار و مقبولیت یک رئیس امیدوار شده اید. ترفندهای زیر به شما کمک می کند مثل یک رئیس با اراده و با استفاده از فن بیان برای خود اعتبار بخرید!

چه طور مثل یک رئیس واقعی حرف بزنیم؟

صدای کسانی که رهبری یا ریاست را بر عهده دارند حتی اگر جنس خاصی نداشته باشید منحصر به فرد است. رئیس و رئسا همیشه در نظر مردم افرادی با صدا جذاب، رسا و سرشار از اعتماد به نفسی هستند که در آن موج می زند. اما قرار نیست همه آن ها ذاتا صدای خاص و متمایز داشته باشند!

چه طور مثل یک رئیس واقعی حرف بزنیم؟

تست صدا انجام دهید!

قبلا در دانشگاه زندگی خیلی زیاد روی تمارین صدا و بهبود کیفیت آن تمرکز کردیم. مثلا تمرینات غلبه بر یکنواختی صدا در صورتی که با مداومت همراه باشد اثرات معجزه آسایی روی کیفیت صدایی دارد که شاید به صورت ذاتی خیلی جذاب نباشد.

قبل از صحبت کردن از یک تا سه بشمارید و حتما صدایتان را تست کنید. صدای شما دقیقا مثل موتور خودرو است که اگر در فصل زمستان بیشتر روشن بماند روان تر می شود و سوخت رسانی در آن تکمیل می گردد. برای این که صدایی خالص تر و شفاف تر داشته باشید و بدون سرفه زدن یا صاف کردن صدا صحبت کنید به خود زمان بدهید. سعی کنید کارمندانتان اولین کسانی نباشند که اول صبح با آن ها صحبت می کنید. به جای کارمندان این خودتان باشید که جلو آینه خودتان را مورد خطاب قرار می دهد.

موتور صدای شما به اندازه کافی گرم شد؟ حالا می توانید به سراغ مراحل دیگر بروید تا از با فن بیان مناسب از خودتان یک رئیس واقعی بسازید.

چه طور مثل یک رئیس واقعی حرف بزنیم؟

از حد آستانه صدای خود را دوری کنید!

تن صدا بالا یا استفاده از ظرفیت های اعلا صدا هنگام حرف زدن آن هم با کسانی که قرار است از شما حساب ببرند و در واقع از شما به عنوان یک رئیس تاثیر بگیرند همچون خنجری است که به قلب ارتباطات شما با اطرافیان صدمه می زند. گاهی این تن بالا صدا به دلیل عصبانیت یا خشونت بیش از حد نیست؛ بلکه برخی عادت به بلند حرف زدن دارند و حرف زدن عادی آن ها برای خیلی از ما فریاد زدن محسوب می شود!

چاره چیست؟ تنها راه این است که خودمان به کلاهمان را قاضی کنیم و به صدایمان گوش بسپاریم. به این شکل که یک بار از دیگران بخواهیم تن صدای ما را هنگام حرف زدن ضبط کنند و این بار خودمان به این صدا گوش دهیم و قضاوت کنیم.

حد آستانه صدا حداقل در این موارد که قصد دارید مثل یک رئیس واقعی حرف بزنید و بقیه را تحت تاثیر قرار دهید فراموش کنید و با تن نرمال و طبیعی سخن بگویید.

فرصت فکر کردن را از خود بگیرید!

تاجر هستید؟ رئیس یک شرکت هستید؟ اصلا منصب ریاست ندارید و فقط یک کارمند هستید که قصد دارد به این روش اعتماد بقیه را به سمت خود جلب کند؟ یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که در طول صحبت کردن مرتکب می شویم وقفه یا مکث در طول حرف زدن است. هر چند که مکث در طول سخنرانی لازم است و اتفاقا روی آن تاکید داریم اما در طول حرف زدن در جایگاه یک رئیس فرصتی برای فک کردن نداریم و مجبور هستیم این وقفه ها را حذف کنیم

عمدتا این وقفه ها برای نفس گرفتن، گاز گرفتن لب ها یا احیانا عادت هایی مثل بازی کردن با موها، وسایل اطراف یا تفکر و تصمیم گیری به وجود می آید. برای این که فن بیانتان به فن بیان یک رئیس واقعی نزدیک تر شود از این وقفه ها دوری کنید.

چه طور مثل یک رئیس واقعی حرف بزنیم؟

با وجود اشتباهات لُپی ادامه دهید!

بسیاری از اشتباهاتی که در طول حرف زدن مرتکب می شویم به چشم بقیه نمی آیند و این خود ما هستیم که آن ها را بزرگ می کنیم. اگر به جای بالا گفته اید پایین یا این قدر تند حرف زده اید که یک کلمه را به طرز فجیعی مضحک و خنده دار ادا کرده اید خیلی بی تفاوت بگذرید و به بحث خود ادامه دهید.

آرام و شمرده حرف بزنید

حتی اگر عجله زیادی برای تمام کردن حرفتان دارید یا فکر می کنید نباید خیلی وقت دیگران را با حرف زده بگیرید آرام صحبت کنید! اگر عادت به تند حرف زدن دارید پیوسته با خودتان تکرار کنید: حتی اگر سنگ هم از آسمان ببارد من باید آهسته و آرام حرف بزنم!

موقعیت ها را شبیه سازی کنید

خیلی زود از کوره در می روید و اظهار خشم می کنید؟ زیادی بی تفاوت هستید و احساس می کنید به اندازه کافی نسبت به واکنش بقیه رفلکس نشان نمی دهید؟ موقعیت ها را شبیه سازی و صدایتان را متناسب با همان موقعیت تنظیم کنید. بد نیست از دیگران کمک بخواهید و از آن ها بخواهید همان حرف هایی که ممکن است شما را عصبانی کند را به زبان بیاورند. در مقابل این حرف چه واکنشی نشان می دهید؟ چه چیزهایی ممکن است بگویید و آیا از گفتن آن ها رضایت دارید؟ فکر نمی کنید در مقام یک رئیس گفتن این حرف ها اعتبار شما را خدشه دار کند؟

موقعیت ایستادن خود را با کتاب بالانس کنید!

یکی از ترفندهای قدیمی ولی ایده آل برای بالانس کردن ای متعادل نمودن شیوه ایستادن استفاده از کتاب است. به این شکل که یک جا به صورت ثابت می ایستید و تمام عضلات سر و بدن را با هدف حفظ کتاب روی سر منقبض یا منبسط می کنید.

چه طور مثل یک رئیس واقعی حرف بزنیم؟

دقیقا مثل شیوه ایستادن در سخنرانی، حالت ایستادن شما در طول یک سخنرانی شما را رئیس واقعی جلوه می دهد.

پایان باز ممنوع!

با قطعیت جملات را تکمیل کنید و جملات را ناتمام نگذارید. حتی اگر نسبت به چیری بقین ندارید در یک جمله عدم آگاهی یا اطمینان خود را به مخاطب برسانید و او را در برزخ تنها نگذارید! ثبات، تصمیم گیری آگاهانه و به موقع و قطعیت از ویژگی های یک رئیس واقعی می باشند که هرگز بحث را ناتمام یا با پایان باز رها نمی کند!

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

کسانی که از گرفتگی زبان هنگام حرف زدن به تنگ آمده اند بخوانند

در این جامعه پرهیاهو و پر سر و صدا یک سری هم هستند که بر خلاف بقیه چندان تمایلی به حرف زدن نشان نمی دهند. از دیوار صدا در می آید ولی از این افراد صدایی شنیده نمی شود. شاید فکر کنید دوباره قرار است مسئله برونگرایی یا درونگرایی در سخنرانی را پیش بکشیم یا به مزایا آرام صحبت کردن برای افزایش فروش و توسعه کسب وکار اشاره کنیم؛ اما این بار موضوع فرق دارد. این دسته خاص از افراد در اجتماع نه منزوی و درونگرا هستند، نه کم حرف هستند و نه مشکلاتی مثل لکنت زبان و معضلات گفتاری دارند. گرفتگی زبان هنگام حرف زدن سد بزرگ رو به رو آن ها است که آن ها را از هر بحث و گفتگویی دور می کند!

به جز تمام مشکلات گفتاری که گاه مادرزادی هستند و گاهی هم به دلیل عدم تعادل و هماهنگی در طول دوره رشد کودکان بروز می کنند یک سری اختلالات هم نظیر گرفتگی زبان وجود دارند که نه می توان آن ها را بیماری دانست و نه یک اختلال حاد! گرفتگی زبان حالتی ابتدایی و خیلی خفیف تر از تمام اختلالات گفتاری شناخته شده است که طی آن فرد می تواند حرف بزند، اما به دلایلی فیزیکی که عمدتا خیلی سریع قابل درمان و اصلاح هستند تن صدای آرامی دارند و قدرت کافی در صدا آن ها حس نمی شود. شما هم حتما با این دسته افراد مواجه شده اید. کسانی که معمولا یک جمله را باید دو بار تکرار کنند تا طرف مقابل بتواند به درستی واژگان ادا شده توسط آن ها را تفکیک کند.

گرفتگی زبان که منجر به اختلالات حادی مثل جامعه گریزی در افراد می شود خیلی ساده و حتی با تمرین هایی توسط خود این افراد بدون نیاز به مشاور مرتبط برطرف می شود. اگر فرزند شما هم از سنین پایین با همین مشکل رو به رو است از همین حالا و با این ترفندها در دانشگاه زندگی نواقص موجود را برطرف کنید.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

“می خواهم یک جمله خاص بگویم اما ناخوآگاه جمله دیگری می گویم”، “می خواهم بگویم آب، می گویم نان!”، “می خواهم حرف بزنم ولی این قدر مِن مِن می کنم که فلانی به تنگ می آید”، “می خواهم راحت حرفم را بزنم ولی مدام مکث می کنم و تن صدای پایینم باعث می شود کسی مرا جدی نگیرد”. این عبارات فقط بخشی از معضلات روزمره کسانی است که به دلایل ضعف های فیزیکی موقت در ساختار فک و دهان با گرفتگی زبان رو به رو می شود و به تدریج مرکز گفتار هم در سیستم عصبی را کند می کند.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

چرا زبانمان می گیرد؟

عملکرد ضعیف عوامل کششی در ماهیچه های فک و دهان و به دنبال آن انرژی کم در صدا و تن پایین آن از علل ابتدایی گرفتگی زبان هستند. در واقع وقتی که هنگام حرف زدن پیوستگی واژگان به هم می خورد و باعث می شود کلمه ای مثل “بیمارستان” را “تیمارستان یا نیمارستان” تلفظ کنیم همین عدم هماهنگی است.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

صدا ما ابزار قدرتمندی در تاثیرگذاری روی مردم است. به همین دلیل است که بسیاری از افراد به دنبال رفع یکنواختی صدا در طول سخنرانی هستند و دوست دارد صدایشان اصطلاحا “جان دار” باشد. در زندگی مدرن امروزی که همه چیز پویا است صدایی که تن پایینی داشته باشد و انرژی کافی را به دلیل گرفتگی زبان نداشته باشد به جایی نمی رسد.

اما بازخورد مردم با شنیدن تن پایین صدای ما چیست؟

# نمی خواهد کسی صدایش را بشنود

چنین حالتی دقیقا مثل این است که از فرزند خود درباره نمرات و اوضاع درسی اش بپرسید و با تن پایین صدا جوابتان را بدهد؛ چون نمی خواهد دقیقا متوجه شوید اوضاع از چه قرار است! در ارتباط با فعالیت های حرفه ای ما هم همینطور است. وقتی که هنگام صحبت کردن با همکاران یا شرکا تجاری خود با همین تن صدا صحبت کنید دیگران تصور می کنند چیزی وجود دارد که از آن ها پنهان می کنید!

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

# مشغول فکر کردن به چیز دیگری است

این حالت هم موقعیت دیگری است که حتما با فرزند خود تجربه کرده اید. دقیقا وقتی که کتاب درسی را مقابل او می بینید اما همزمان مشغول بازی کردن با موبایل است. در چین مواردی دوست دارید از او بخواهید بدون توجه کردن به موبایل به شما گوش کند!

مخاطبتان هم همین حس را دارد و فکر می کند با آرام حرف زدن نسبت به او بی توجه و بی تفاوت هستید.

چه طور گرفتگی زبان را برطرف کنیم؟

صریح باشید، شمرده حرف بزنید، اغراق کنید!

صراحت، شمرده حرف زدن و اغراق کردن را به عنوان رمز نجات بخش خود زمانی که احساس می کنید دیگران صدای شما را نمی شوند و از شما می خواهند دوباره تکرار کنید استفاده کنید.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

تمرین های لب ها، دندان ها و نوک زبان

لب های شما ابزار شما برای صحبت کردن هستند. هر چه قدر فضای بیشتری در لب ها باز شود موقعیت بهتری برای ادا کلمات فراهم خواهد گشت. برای فهم بهتر این موضوع خواننده های اوپرا را به یاد آورید که چه طور هنگام به اوج رساندن صدای خود لب ها را تا پایان گشوده و حفره دهانشان مشخص می شود. کسانی که با گرفتگی زبان درگیر هستند اگر دهانشان را به میزان کافی باز کنند و حتی بیش از حد لب ها را از هم هنگام حرف زدن جدا نکنند باعث می شوند کلمات هنگام ادا شدن سرخورده شوند. این سرخوردگی کلمات باعث می شود پیوستگی آن ها از بین برود و شما با مِن مِن کردن صحبت کنید.

تکنیک “مداد به دهان”

یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که هنگام گرفتگی زبان رخ می دهد باز نشدن کامل دهان و فک ها است. به همین دلیل توصیه می کنیم در منزل با استفاده از تکنیک مداد به دهان تمرینات خاصی را انجام دهید. به این شکل که یک مداد را به صورت افقی بین دو لب ها قرار دهید تا یک مرز مشخص بین آن ها به وجود آید و هرگز نتوانید دو لب را روی هم قرار دهید. حالا جملات مختلفی را با وجود همین مداد تمرین کنید.

مزیت اصلی مداد در دهان این است که مانع بسته شدن دهان و مِن مِن کردن می شود. مادامی که لب ها باز باشد فرصتی برای مکث و مِن مِن کردن نخواهید داشت.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

کلمات را کامل ادا کنید

تند صحبت کردن باعث می شود از برخی از حروف فاکتور بگیریم. برخی هم عادت دارند پایان کلمات را اصطلاحا می خورند و آن را کامل ادا نمی کنند. مادامی که نسبت به ادا حروف به صورت کامل حواس جمع باشیم گرفتگی زبان کم تر می شود. مثلا ادا کردن “د” در پایان فعل “می کنند” یا هر کلمه دیگر باعث می شود ناخودآگاه صدایتان بلند تر شود، واضح تر باشد و برای همه قابل فهم گردد.

درست بایستید

یکی از عللی که باعث می شود خیلی روی درست ایستادن در سخنرانی تاکید داشته باشیم پیوستگی حرکات بدن با حالات سخن گفتن است. برای افرادی که زود از کوره در می روند و استرس ناشی از سخن گفتن به شدت روی شیوه سخنوری آن ها اثر می گذارد بهتر است اولا از لباس های راحت استفاده کنند؛ ثانیا ستون فقرات را به سمت بالا بکشند و مانع از خمیدگی کمر شوند.

اگر هنگام صحبت کردن احساس راحتی نمی کنید صحبت های خود را به زمان دیگری موکول نمایید تا بهتر بتوانید وضعیت تنفس و فشار روی ماهیچه های صورت را تعدیل کنید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری را با این تکنیک های طلایی تجربه کنید!

یک ضرب المثل آشنا وجود دارد که می گوید طرفت را در سفر بشناس! نمی دانم تا چه قدر به این موضوع اعتقاد داریم و فکر می کنید می توان آدم ها را با سفر کردن شناخت و آن ها را قضاوت کرد اما قطعا همه ما می دانیم که سفر جای آزمودن افراد، ایجاد تنش، چالش و دعوا و جدل های بیهوده نیست؛ خصوصا این روزها که کم تر کسی وقت کافی برای سفر پیدا می کند و موقعیت سفری که در طول سال برای هر فرد شاغلی ممکن است پیش آید انگشت شمار اند! برخی از افراد اصولا خوش سفر هستند و مسافرت رفتن با آن ها دلچسب است؛ اما همیشه این طور نیست و اگر جرئت همسفر شدن با افراد مختلف را به خود داده اید باید پیه همسفر شدن با آدم‌هایی بدقلق و نق زن‌ را در‌‌ همان چند روز به تن‌تان بمالید؛ چون بالاخره سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری نمی شود. می شود؟

به اندازه تمام انسان های این کره خاکی سلایق و افکار مختلف وجود دارد و بنابراین نمی توان انتظار داشته باشیم قطعا بدون هیچ حاشیه ای بتوانیم با سلایق رنگارنگ اطرافیانمان کنار باییم. البته در این بین برخی هم هستند که عطای سفر کردن را به لقا آن می بخشند و به این روش از رویارویی با همسفران جدید فرار می کنند. اما بهتر است به جای فرار خودتان را برای رویارویی با این افراد آماده کنید و همزمان با لذت بردن از سفر بحث و جدل های ناراحت کننده را به حداقل برسانید.

تکنیک های طلایی بحث امروز به شما کمک می کند بدون دلواپسی و بیم بروز هر گونه جدال و مشاجره با هم سفرانی که دید خوبی نسبت به آن ها ندارید سفر های دسته جمعی خوشی را برای خود و دیگران رقم بزنید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

در سفرهای دسته جمعی که معمولا به جز افراد خانواده افراد تازه وارد یا حتی غریبه ای هم وجود دارند قوانین نانوشته ای وجو دارد که تبعیت از آن ها به نفع فرد و گروه همراه او می باشد. خیلی از اشتباهاتی که در برخورد با دیگران مرتکب می شویم به فن بیان اشتباه ما بر می گردد و به همین دلیل لازم است خطاهای گفتاری خود را تصحیح کنیم.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

اولین قانون نانوشته ” استفاده از زبان” به جای تمام فنون بیان غیرکلامی است! در ادامه متوجه خواهید شد که چه طور با استفاده از زبان و به سخن در آوردن اهدافمان می توانیم از تشنج های احتمالی سفرهای دسته جمعی بکاهیم.

جنگ اول به از صلح آخر!

وقتی که برخی از اعضا خانواده یا همسفران با مقصد سفر موافق نیستند تا پایان سفر به محض بروز هر گونه مشکلی این موضوع را به شما یادآوری می کنند. بهترین راه مصالحه درباره مقصد سفر پیش از شروع سفر است. از تمام کسانی که در سفرهای دسته جمعی شما شرکت دارند بخواهید تا یک میز گرد تشکیل بدهند. در این گفتگو روی مقصد سفر خیلی تمرکز کنید. ایده هایتان را با بقیه مطرح کنید و بگویید چرا فلان جا برای سفر مناسب است ولی با جایی که دیگری پیشنهاد می دهد مخالف هستید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

از قدیم گفته اند جنگ اول به از صلح آخر؛ پس چرا تمام بحث و گفتگوهای احتمالی را به خانه موکول نکنیم و فرصت بیشتری برای لذت بردن از سفر به خودمان ندهیم؟

داخل خودرو مدیتیشن کنید!

مدیتیشن یکی از راه های افزایش عزت نفس در سخنرانی و فن بیان افراد است که اتفاقا در طول سفر کردن هم خیلی به درد می خورد. اما منظور از مدیتیشن چیست؟ در طول سفر و داخل خودرو فضایی کاملا آرام و بدون تشنج برای خانواده ایجاد کنید. بحث و جدل های طول سفر متعددند و ممکن است هزار دلیل داشته باشند. از رانندگی خیلی کند یا خیلی شتابزده شما و عبور از دست انداز های بزرگ به صورت ناگهانی تا تا تصمیم گیری برای محل توقف و زمان آن.

اگر ماشین را برای سفر انتخاب می کنید و جاده را به هر گونه مسیر حمل و نقل دیگری ترجیه می دهید حتما حافظه فلش را با موزیک های آرامش بخش پر کنید. پخش این موزیک در طول سفر آرامش پایداری در طول سفر برقرار می کند که قطعا روی روحیه تهاجمی برخی از همسفرانی که مدام دنبال بهانه گیری هستند تاثیر می گذارد!

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

بحث های قلقلک آور را دور بریزید!

سفر وقت مناسبی برای باز کردن سر صحبت درباره مشکلات گذشته یا جاری خانواده نیست. برخی از مسائل در زندگی مثل گره کور هستند؛ اگر دیروز تلاش کرده اید و به نتیجه نرسیده اید مطمئن باشید که در طول سفر هم به نتیجه ای نمی رسید.

برخی از مسائل هستند که شروع بحث کردن درباره آن ها غلغلک دهنده یا تجریک کننده می باشد. صحبت درباره بدهی های جاری، اشتباهاتی که در طول ارتباط با اطرافیان مرتکب شده اید، مسائل مالی، حق هایی که در گذشته از شما ضایع شده است و هیچ وقت توانستید به آن ها برسید و خلاصه تمام مسائل و مشکلاتی که به نحوی با آرامش فعلی شما بازی می کنند و شما را عصبی می کنند را دور بریزید و در لحظه فقط به حرف های خوب، فکر های خوب و حس های خوب بیندیشید!

صاف و صادق باشیم؛ بدون دوز و کلک!

حرف های چندپهلویی که مخاطب را به فکر وا می دارد دقیقا به چه چیزی کنایه زده اید، مرور اختلاقات خانوادگی گذشته با بستگانی که در طول مسافرت های دسته جمعی با آن ها هم سفر شده اید و احساسات تصنعی و پشت سر بقیه بد گفتن مقدمات شروع بحث و جدل های کوچک و بزرگی است که می تواند یک گروه را منحل کرده و سفر را به کلی تلخ کند.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

در طول سفر بی طرف باشیم. بی طرفانه حرف بزنیم و بدون در نظر گرفتن روابط دور و نزدیکمان حلال اختلافات گروه باشیم. طرفدارای های بی مورد و دخالت بیهوده بهانه ای برای ناسازگاری دیگران با شما می شوند. اگر با برخی از همسفران قبلا تنش و اختلاف داشتید و سعی می کنند به نحوی خاطرات گذشته را یادآوری کنند بی تفاوت باشید.

مشکل بعدی در اکثر سفرهای دسته جمعی که پیش می آید عدم صداقت افراد است. در مورد محل اقامت، مشکلاتی که در طول سفر رخ می دهد و مسائلی که پیش می آید با همه صادق باشید. همسفران شما حق دارند درباره وضعیت راه، وضعیت آب و هوا، هزینه های سفر و محدودیت های موجود اطلاعات کافی داشته باشند.

مدیریت مالی و زمانی سفر

در سفر های دسته جمعی بودجه و امکانات محدودی در اختیار افراد قرار دارد. کسانی که با تور سفر می کنند و معمولا یک گروه ثابت برای سفر های طبیعت گردی خود دارند بهتر می دانند که امکانات موجود در جنگل ها، کوه ها و بیابان های صعب العبور محدود است و بنابراین باید با ظرفیت سازش خود را با شرایط بالا ببرند.

در طول سفر همیشه هستند کسانی که ساز مخالف می زنند و به این شکل سعی دارند شما از کوره در بروید و انتقام بگیرند. آرامشان را حفظ کنید و تا حد ممکن ارتباطتان را با همسفران حساسی که ممکن است بحث و جدل راه بیندازند محدود سازید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

به جز امکانات و مسائل مالی زمان سفر هم خیلی اهمیت دارد. اگر برنامه درست و مدونی در طول سفر نداشته باشید هر لحظه ممکن است خشم همسفران به دلیل ضعف مدیریت زمانی شما نظیر یک آتش فشان فوران کند!

چراغ لبخند

چرا باید چراغ لبخند خود را همیشه در سخنرانی روشن نگه داریم؟

هر روز بارها از کنار یکدیگر عبور می کنیم، چشم تو چشم می شویم و نگاه هایمان به هر دلیلی به هم گره می خورد؛ اما دریغ از یک لبخند ساده! لبخند یکی از کلیدی ترین عناصر در روابط اجتماعی ما است. یک لبخند ساده در بردارنده پیام های مثبت مختلفی در روابط اجتماعی ما می باشد که گاه اثربخشی آن از ساعت ها حرف زدن، فلسفه بافی و توضیح دادن برای مخاطبمان بیش تر است. حتما ۱۰۰ درصد ما در زندگی اثرات لبخند و صورتی که ردی از لبخند روی آن وجود داشته است را دیده ایم. جلب ملایمت و ارفاق دیگران زمان عصبانیت آن ها یکی از بزرگ ترین معجزه های لبخند است. خطاهایی که در قبال دیگران مرتکب می شویم، خنده به نشانه درک ما از یک مسئله و از همه مهم تر خنده برای طول عمر بیشتر و شادی درونی از جمله مواردی هستند که هر کسی را به سمت لبخند زدن متمایل می سازند. سخنرانی هم یکی از آن دسته ارتباطات و ملزومات اجتماعی زندگی ما می باشد که قطعا به چراغ لبخند ما نیاز دارد!

بر خلاف کسانی که فکر می کنند جدیت و رسمیت سخنرانی جهت ارتباط گرفتن و جذاب تر شدن سخنرانی برای مخاطبان بهتر است سخنران به وسیله شوخ طبعی، استفاده از طنز در فن بیان و خلاصه هر چیزی که باعث شود لبخند روی صورت مخاطبان نقش ببندد با یک تیر همزمان نه دو نشان، بلکه چندین نشان زده است که در سخنرانی برقراری تعامل با مخاطبان، کاهش استرس در طول سخنرانی و کنترل بیش تر حرکات بدن از جمله آثار و ثمرات آن می باشد.

لبخند در سخنرانی همچون چراغی است که که قطعا هر سخنران برای گرم کردن فضا و شروع مباحث بدان نیاز دارد؛ اما این که چرا باید چراغ لبخند خود را همیشه و هر زمان در طول سخنرانی  رو به مخاطبان روشن نگه داریم مسئله ای است که در ادامه به صورت کامل مورد بررسی قرار داده ایم.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

مهم ترین عنصر ارتباط غیرکلامی ما در سخنرانی با مخاطبانمان همین لبخندی است که استفاده از آن نه مالیات دارد و نه هزینه ای! تجربه ثابت کرده است که همین لبخند رایگان و بی هزینه روی لب های ما قدرت فن بیان در متقاعد کردن دیگران را افزایش می دهد. به عبارت دیگر لبخند یک ابزار کمکی، یک بوستر یا ارتقا دهنده و یا یک عامل تقویتی است که زحمت ما را برای انتقال مفاهیم و محقق شدن مقاصدمان کم می کند.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

یک لحظه لبخند، یک عمر خاطره!

مطابق با تحقیقات دانشگاه واشنگتن چه بخواهیم و چه نخواهیم حافظه یا خاطره ما برای به یاد سپردن لبخند خیلی بیشتر از گفتار دیگران عمل می کند. در واقع چراغ لبخند ما خیلی بیش تر از هر چیز دیگر در ذهن می ماند و اثرات آن مثل یک دارو در تمام روح ما پخش می شود.

وب سایت ncbi هم اخیرا نتایجی پیرامون تحقیقاتش درباره اثرات لبخند و چگونگی اثر آن روی بدن انجام داده است که نشان می دهد لبخند زدن باعث فعال شدن یک منطقه خاص در مغز می شود که مستقیما در اعتیاد انسان به مواد مخدر نقش دارد. بنابراین اگر به خوبی لبخند بزنیم مغز ما مثل دقیقا مثل مکانیسم اثر مواد مخدر روی بدن پاسخ های شدیدتر و هیجانی تری از خود نشان می دهد. این پاسخ ها برای جلب توجه مخاطب در طول سخنرانی لازم هستند.

کمی واقع گرا باشیم!

حدود ۴۷ حالت چهره بین انسان ها مشاهده شده است که متداول ترین آن خندیدن و چشمک زدن می باشد. انسان ها در طول روز به دنبال کشف هوشمندانه ترین نمونه آن هستند تا بتوانند به واسطه حالت های چهره و زبان بدن خود در محیط عمومی، سخنرانی ها و گفتگوهای روزمره خود صمیمی تر، جذاب تر و مقبول تر به نظر آیند. دلایل زیادی وجود دارد که بین این همه حالت چهره شناخته شده لبخند به عنوان چراغ یک سخنرانی روشنی بخش مسیر سخنرانی ما و هدایت کننده آن خواهد بود. مهم ترین خاصیت آن تولید اندورفین در بدن می باشد که همانند مواد انرژی زا استرس فیزیکی را کاهش داده و حس امنیت و رفاه را بیشتر می کند.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

لبخند دوشن یا لبنخند غیردوشن؟

بنجامین آماند دوشن در سال ۱۸۰۶ به دنیا آمد. او یک عصب‌شناس فرانسوی بود که بیشتر به خاطر پژوهش‌هایش روی الکتروفیزیولوژی اعصاب مشهور است. یکی از تحقیقات مشهور او به چگونگی تشخیص احساسات آدمی از روی حالات چهره مربوط می شود. بر اساس تحقیقات وی لبخند یک واکنش طبیعی و نیمه آگاهانه ما در برخورد با شرایط و مسائل است که ثمره سیستم عصبی می باشد. ما این لبخند را که بر اثر واکنش طبیعی بدن ظاهر می شود لبخند دوشنی می نامیم!

قطعا سخنرانی ما به چراغ لبخند دوشنی نیاز دارد که از روی حسن نیت به مخاطبان ظاهر شود و مسیر ارتباطی ما و آن ها را روشن کنند. به علاوه لبخند زدن یکی از فنون سخنرانی در افراد درونگرا است تا خیلی سریع تر بتوانند از حبابی که اطراف خود ساخته گریخته و یخ خود را با شنوندگانشان بشکنند!

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

لبخند زدن را تمرین کنیم!

همان طور که همه ما قادر هستیم راه برویم و همزمان آدامس بجویم پس قطعا می توانیم همزمان حرف بزنیم و لبخند هم بزنیم! بنابراین هیچ بهانه ای برای پشت گوش انداختن این لبخند ها و تاثیر شگرف آن ها در سخنرانی وجود ندارد.

برای تمرین لبخند زدن مثل همیشه از آینه استفاده می کنیم. ابتدا لباس های رسمی سخنرانی را بپوشید. حالا رو به رو آینه بایستید و در حالی که لبخند زده اید تکرار کنید:

  • از حضور شما متشکرم!
  • از نظرات شما لذت بردم
  • برای سخنرانی امروز خیلی هیجان زده هستم

اگر دقت کنید یک رابطه مستقیم بین این جملات و لبخند شما وجود دارد و آن حس رضایت و لذت شما می باشد. در واقع برای این که چراغ لبخند ما سوخت کافی داشته باشد و بتوانیم تا پایان سخنرانی از آن استفاده کنیم باید از جملاتی استفاده کنیم که بار مثبت داشته باشند و مفهوم لذت، خوشحالی، هیجان، رضایتمندی و…را منتقل نمایند. اگر باور نمی کنید فقط کافی است یک سری صحنه های خاطره انگیز را در بین ویدیوهای خانوادگی قدیمی مشاهده کنید و ببینید به محض لذت بردن شما از مرور خاطرات گذشته چه طور انتهای عضلات لب و گونه به کار می افتند تا شما یک لبخند ساده بزنید!

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

ماهیچه ها را مدیریت کنید!

مشکل ما در طول سخنرانی لبخند زدن نیست. حفظ لبخندهایی است که باید تا پایان سخنرانی روی لب ها وجود داشته باشد اما ندارد. در واقع سخنران باید یاد بگیرد چراغ لبخند را روشن نگه دارد و با بی توجهی شعله آن فروکشش نکند. دقت داشته باشید که حفظ انقباضات لب، زبان، فک، گلو و …به عنوان ماهیچه هایی که قطعا در یک ثانیه لبخند زدن ما موثر هستند دشوار است. شاید کمی در ابتدا حفظ این انقباضات ناخوشایند باشد و بیش تر شبیه دوچرخه سواری و عبور از شیب های تند باشد؛ اما قطعا عادت کردن بدان و یادگیری حفظ این انقاباضات از یاد گرفتن دوچرخه سواری برای هر کسی ساده تر خواهد بود!

حواستان به خودتان باشد!

برای ارتباط موثر در طول روز خصوصا هنگام سخنرانی حواستان را روی لبخند متمرکز کنید. عملکرد پردازشی مغز افراد جدا از توانایی های فردی و ذاتی آن ها آن قدر پیچیده و پیشرفته است که هر کسی می تواند لبخند را در طول سخنرانی حفظ کند؛ به شرط این که:

  • هنگام حرف زدن با دیگران به شدت روی احساسات خود متمرکز باشید و بدانید چه حسی دارید. اگر لبخند شما دوشنی باشد قطعا حالتان خوب است!
  • به حالت انقباض و استراحت ماهیچه ها دقت کنید. ببینید در طول سخنرانی حس خستگی و فشار را روی ماهیچه های صورت دارید یا نه؟ مدام این حس را چک کنید تا بدانید دقیقا چه قدر لبخند زده اید.

مروری بر اهمیت لبخند زدن در سخنرانی

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه تا چه اندازه در سخنرانی مجاز است؟

گفتگوهای روزمره فارغ از نوشته های موجود در هر کتاب و جزوه ای که با زبان رسمی و افعال خشک و خالی نوشته شده اند از شیرین ترین بخش های هر زبان هستند. واژگان و اصطلاحات عامیانه زاییده زبانی هستند که محدود نمی شود و پیوسته ظرفیت های واژگان موجود در آن یک گویش تازه با قاعده و قانون خاص خود را به وجود می آورد. زبان فارسی هم از آن دسته زبان های رسمی است که همیشه آبستن کلمات و عبارات و اصطلاحات جدید بوده و از دل آن عبارت های خودمانی یا غیررسمی زیادی متولد شده است. اما همان طور که می دانیم استفاده از این واژگان یا عبارات موقعیت خاص خود را دارند و مثلا در محافلی که چند ده تا چند صد مخاطب مقابل شما قرار دارد استفاده از آن محدودیت هایی دارد.

در بررسی واژگان عامیانه و شناخت تمام اصطلاحات من درآوردی و جملاتی که هر روز با ترکیب کلمات متنوع زبان توسط ما ساخته می شوند به یک سوال اساسی بر می خوریم؛ این که بعد از شناخت یا تولید واژگان و اصطلاحات عامیانه دقیقا کجا و تا چه حد می توانیم از آن ها استفاده کنیم؟ به جز جمع های صمیمی خانوادگی یا دوستانه آیا در سخنرانی ها هم می توان با به شکل عامیانه با مخاطبان گفت و گو نمود؟

امروز بعد از ارزیابی و شناخت دقیق عبارات عامیانه و ویژگی های آن ها قصد داریم حد و حدود و مرزهای پنهان تعیین شده برای استفاده از این عبارات و اصطلاحات را در سخنرانی بشناسیم و به تمام سوالات مطرح شده پاسخ دهیم.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

تعاریف بسیاری برای عبارات عامیانه وجود دارد؛ اما شاید بهترین تعریف برای آن مجموعه ای از کلمات یا عبارات باشد که توسط عده زیادی از مردم مورد استفاده قرار می گیرد؛ اما به شکل رسمی توسط همان بخش کثیری از مردم پذیرفته نیست.

واژگان عامیانه فقط مختص به زمان ما نیستند و برخلاف آن چه که در فیلم های تاریخی مشاهده می شود بازیگران از عبارات خیلی رسمی و کتابی استفاده می کنند این موضوع به قرن چهاردهم میلادی باز می گردد. حتی در کتاب های شکسپیر هم تعداد زیادی از عبارات عامیانه ای پیدا شده است که نشان می دهد استفاده از این قبیل کلمات یا جملات زمان و مکان نمی شناسد و انسان ها همواره به دنبال راهی برای ساده تر کردن و کوتاه کردن راه های ارتباط کلامی خود بوده اند.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

قدرت پنهان عبارات عامیانه!

وقتی که مشغول تهیه متن سخنرانی و ارائه آن برای جذب مخاطبان در سخنرانی هستیم ایده های پشت این کلمات بسیار حیاتی هستند. مسلما هیچ سخنرانی نمی تواند انتظار داشته باشد مخاطب بلافاصله  آن چه که بیان کرده را بفهمد و بعد از سخنرانی آن را کاملا به خاطر سپرده باشد. این مورد تا نه به صورت کامل و فقط تحت یک شرایط خاص امکان پذیر است: این که کلمات خیلی هوشمندانه گزینش شوند و با ارتباط غیرکلامی در سخنرانی به کار برده شوند.

آن چه که تحت عنوان نیرو واژگان و اصطلاحات عامیانه بیان می شود همان القا حس گرمی و صمیمیت به سخنرانی است. عبارت های خودمانی عامیانه ( و نه عبارت های کوچه بازاری) چیزی شبیه به شعر نو هستند که نیازی به قافیه و ردیف ندارد. به کمک عبارت های عامیانه است که یک تصویر ذهنی زنده و پویا در شکل مخاطب شکل می گیرد و کلام باورپذیر می شود.

آن چه که مهم می باشد این است که زبان های مختلف در جهان به مرور زمان از بین یا تحلیل می روند و این عبارت های عامیانه هستند که به ماندگاری یک زبان کمک می کنند.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

نمونه هایی از کاربرد زبان عامیانه در سخنرانی

  1. بی توجهی به قواعد و دستور زبان: مادامی که دستور زبان رعایت نشود و جایگاه فعل، فاعل، مفعول و… جا به جا شود شیوه سخنرانی عامیانه یا محاوره است
  2. استفاده از کلمات غیررسمی: برخی از کلمات ذاتا غیررسمی هستند و در مکالمات کاری یا حرفه ای جایگاهی ندارند
  3. استفاده از واژگان ضعیف: استفاده از تکه کلام ها در سخنرانی که قبلا به معرفی آن ها پرداختیم به سخنرانی شکل غیررسمی و عامیانه می دهد

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

حدود استفاده از عبارات عامیانه در سخنرانی

در تعیین مرزهای استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه به دو طرف یعنی شما و مخاطبان توجه می کنیم؛ یعنی حدود استفاده از این جملات:

  1. به مخاطبتان بستگی دارد
  2. به خودتان بستگی دارد

اما برای این که بفهمید جمعی که بین آن ها صحبت می کنید ظرفیت پذیرش این شیوه سخنرانی را دارند یا نه باید چند سوال از خود پرسیده و به آن ها پاسخ دهید:

مخاطبان من عموما از چه نسلی هستند؟

نسل مربوط به دهه هفتاد یا هشتاد بهتر از هر نسل دیگری اصطلاحات عامیانه امروزی را متوجه می شوند. اگر مخاطبان عموما هم سن مادر یا پدر شما هستند آن ها را با هم قیاس کنید و ببینید این عبارات تا چه حد برای پدر یا مادر شما قابل فهم است

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

سرواژه ها برای همه آشنا هستند؟

اغلب ما به دنبال کوتاه کردن جملات و کلمات هستیم. از این رو ممکن است یک عبارت را با سرواژه کردن در یک جمله خلاصه کنیم. این دست سرواژه ها برای همه آشنا نیست و بنابراین لازم است قبل از به کار بستن آن ها خود جمله را به صورت کامل بیان کنید

کلمات چندپهلو یا دچار ایهام هستند؟

برخی از کلمات در زبان فارسی یا در هر زبان دیگر فارغ از معانی واقعی خود در زبان عامیانه کاربردهای دیگری پیدا کرده اند. مثلا ممکن است افراد بزرگ تر از شما به عنوان نسل های قدیمی تر با واژه “جفنگ” که معادل کلمه اسپم می باشد آشنا باشند اما هرگز مثل نوجوانان یا جوانان از این واژه در مکالمات روزمره استفاده نکنند. این در حالی است که بسیاری از نوجوانان از این دست کلمات به صورت گسترده استفاده کنند. یا اصطلاح “سه شدن” که خیلی وقت است باب شده بین جوانان متداول و مرسوم است اما برای افرادی که شاید هم سن و سال شما نباشند چند پهلو خواهد بود.

حدود استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه در سخنرانی

کلمات انتخابی من واقعا هیچ جایگزینی ندارند؟

تمام واژگان و اصطلاحات عامیانه که ما به کار می بریم نمونه های محاوره ای جملات و کلمات رسمی خاصی هستند که از قبل وجود داشته اند. پس کمی مکث و جستجو در دایره لغت به ما کمک می کند تا نمونه های موجه تر و قابل قبول تری را انتخاب کنیم. در این مواقع است که ضرورت استفاده از متن و یادداشت در سخنرانی مطرح می شود تا هرگز به خاطر فراموش کردن واژه های اصلی مجبور به استفاده از واژگان عامیانه نشوید.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

عادت بد وسط حرف دیگران پریدن را با این ترفندها برای همیشه ترک کنید

فرض کنید در حال صحبت کردن هستید و چند نفر به صورت ناگهانی، چه از دوستان و آشنایانتان و چه از افراد غریبه حاضر در مجلس یا سخنرانی، وسط حرف شما می پرند و رشته کلامتان را قطع می کند. در چنین مواقعی از او می خواهید که منتظر بماند و صحبت شما تمام شود؟ اصلا چنین ترفندی آن هم زمانی که طرف مقابل شما استاد یا رئیستان باشد شدنی است؟ حالا همین مشکل را از جانب خودتان بررسی می کنیم. یعنی تصور کنید این بار در جایگاه همان کسانی قرار دارید که هنگام حرف زدن بقیه مدام عاملی داخلی شما را به سمت قطع کردن حرف های دیگران یا وسط حرف دیگران پریدن وسوسه می کند. این جایگاه یعنی حالت دومی که بررسی کردیم یک تفاوت فاحش با حالت اول دارد و آن این است که خوشبختانه با چند ترفند ساده می توان عادت ناپسند قطع کردن حرف دیگران را ترک کرد یا حداقل آن را تا حدی پایین آورد!

همه کسانی که عادت دارند وسط حرف بقیه بپرند و تمرکز آن ها را با حرف های نابجا خود به هم بریزند بر خلاف تصور برخی انسان های محترم و آداب دانی هستند که هرگز قصد بی ادبی ندارند؛ بلکه فقط برای گفتن حرف هایشان بیش از حد حریص هستند و نمی توانند مکث کوتاهی تا بعد از تمام شدن حرف بقیه داشته باشند. اصلا موضوع حرف دیگران را هنگام صحبت کردنشان قطع کردن گاهی از حالت ارادی خارج می شود و ما گاهی ناخودآگاه این کار را بر خلاف میل خود انجام می دهیم. مثل موقعی که از ما سوال پرسیده می شود، جواب می دهیم و وقتی که مخاطب بعد از جواب دادن ما شروع به صحبت می کند تازه به خاطر می آوریم که بخشی از حرف هایمان ناکامل یا اشتباه بوده و در صدد اصلاح آن هستیم.

اگر شما هم همین عادت ناخوشایند را دارید خود را سرزنش نکنید و فرصت امروز را برای ترک عادت بد وسط حرف دیگران پریدن با ترفندهای زیر را از دست ندهید!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

وسط حرف بقیه پریدن تقریبا مثل بالا رفتن از نردبان است؛ نردبانی که سعی داریم با بالا رفتن از آن نواقص خود را در مواقع مختلفی مثلا هنگام تپق زدن در سخنرانی، تلفظ اشتباه کلمات یا برای جبران عباراتی که به اشتباه به کار برده ایم ترمیم و از بین ببریم.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

پریدن وسط حرف دیگران؛ از منظری دیگر

اگر فکر می کنید عادت وسط حرف دیگران پریدن آن قدرها هم که می گوییم زشت نیست یا این که ما این موضوع را تا این حد بزرگ کرده ایم بد نیست این بار از این منظر به قضیه نگاه کنید:

  1. چه احساسی دارید وقتی که همیشه از فراموش شدن متن کلمات یا عبارات حین صحبت کردن رنج می برید، با این حال دیگران هم به این مشکل دامن می زنند و تمرکز شما کاملا بر هم می زنند؟
  2. احساستان درباره انسان هایی که بی توجه به صحبت های شما برای بیان کردن نقطه نظرات خود حریص هستند چیست؟ حس می کنید صحبت هایتان برای بقیه بی ارزش و بی فایده است؟
  3. خودتان روی کسانی که تا این حد رشته کلام دیگران را پاره می کنند چه حسابی باز می کنید؟ اعتماد کافی به این دسته از آدم ها دارید؟

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

چرا وسط حرف دیگران می پریم؟

برای ترک عادت غلط وسط حرف دیگران پریدن لازم است علل این مشکل را دانسته و درباره آن ها آگاهی داشته باشیم. به طور کلی اغلب ما به دلایل زیر ممکن است وسط صحبت های بقیه حرف بزنیم و آن ها را رنجیده خاطر کنیم:

  • ناآگاهی: دقیقا متوجه نیستیم که با این کار تمرکز بقیه را بر هم می زنیم
  • ترس از فراموش شدن آن چه که می خواهیم بگوییم: در این حالت مخاطب به جای گوش دادن فعال با گفته های طرف مقابل خود از ترس فراموش شدن حرف هایش وسط صحبت دیگران می پرد
  • احساس تعلقی که ارضا نشده است: شما دوست دارید بخشی از یک مکالمه یا گفتگو باشید؛ اما افراد دخیل در این گفتگو عملا فرصت یا شانسی را برای ورود به این مکالمه در اختیار شما قرار نمی دهند.هر زمان که قصد دارید وارد این بحث شوید کسی سعی دارد همچنان خارج از بحث بمانید. در این موقع تنها راهی که پیدا می کنید وسط حرف دیگران پریدن است تا به این بحث احساس تعلق پیدا کنید
  • فرهنگی که با آن رشد کرده اید: شاید بین اعضا خانواده وسط حرف بقیه پریدن ناخوشایند و ناپسند نباشد
  • وقفه های رقابتی: در چنین حالتی شما سعی دارید با تایید مثبت، خود را در گفتگو بقیه شریک کنید. به این شکل که حرف آن ها را با جمله “کاملا درک می کنم” یا هر چیز مشابه آن تایید کرده و داستان خود را با آن ها به اشتراک می گذارید. غافل از این که نمی دانید با پریدن وسط حرف بقیه آن ها را ناراحت کرده اید!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

راه های ترک عادت بد وسط حرف دیگران پریدن

برای این که از این پس نابجا حرف نزنید و وسط حرف بقیه نپرید باید:

خود را برای سکوت به چالش بکشید!

سکوت نه فقط هنر مقابله و برخورد با افراد پرحرف و متوقف ساختن آن ها، بلکه هنر مقابله با پرحرفی خودمان در مواقعی است که بهتر است به موقع و به جا حرف بزنیم! خودتان را برای آرام ماندن به چالش بکشید. بد نیست در چنین مواقعی با خود این جمله را تکرار کنید: شاید بهتر باشد فعلا گوش بدهم!

اگر به خاطر سکوت خود از فراموش کردن آن چه که می خواستید بپرسید یا بگویید می ترسید یک دفترچه یادداشت کوچک به همراه داشته باشید یا از موبایل خود استفاده کنید. حرف هایتان را فعلا با موبایل یا قلم و کاغذ به اشتراک بگذارید و بعد از تمام شدن صحبت مخاطب خود آن ها را بیان کنید.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

وقفه های کوتاه را روی هوا بقاپید!

برای پیوستن به یک مکالمه و ورود به گفتگو دو یا چند نفر ابتدا فرصت های موجود را ارزیابی کنید. به دنبال وقفه ها باشید. بلافاصله که زمان کوتاهی بین گفتگو آن ها ایجاد شد نظرتان را مطرح کنید.

از یادآورهای فیزیکی استفاده کنید

شاید خنده دار باشد اما گاهی به یادآور های فیزیکی نظیر دستانمان برای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن نیازمندیم! دست خود را روی لب هایتان قرار دهید و با این کار باعث شوید حتی اگر نتوانستید خود را از وسوسه حرف زدن حفظ کنید دستانتان مانع حرکت لب ها برای حرف زدن شود!

از بقیه کمک بخواهید

اگر آدم پرحرفی هستید و حتی با وجود یادآورهای فیزیکی نمی توانید مانع این عادت خود شوید مشکل را با یکی از دوستان یا افراد خانواده در میان بگذارید. از آن ها بخواهید زمانی که ممکن است وسط حرف بقیه بپرید به شما تذکر دهند و شما را از این که مشغول پریدن وسط حرف بقیه هستید آگاه سازد.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

برای شروع صحبت کردن غرور به خرج دهید!

شاید آخرین و بهترین راه برای رفع این مشکل توجه به همان غروری باشد که در خیلی از مواقع نکوهیده است. اگر برای شروع مکالمه با دیگران کمی مغرور باشید از این به بعد این همیشه دیگران خواهند بود که صحبت با شما را آغاز می کنند و از این رو کم تر به وسط حرف دیگران پریدن برای بیان کردن نقطه نظراتتان نیاز پیدا می کنید!