آن چه که باید از سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن آموخت

اخیرا از چند نفر درباره نطق گتیسبورگ سوال کردم و خواستم بدانم فکر می کنند این نطق حداکثر چند دقیقه طول کشیده باشد. جدا از این که بسیاری از آن ها آبراهام لینکلن را نمی شناسند و اصلا تا کنون چیزی درباره نطق گتیسبورگ و جزئیات آن نشنیده بودند، آن هایی که اطلاعات کافی داشتند اغلب این زمان را حداکثر ۱۰ تا ۱۵ دقیقه تخمین زدند. شگفت زده می شوید اگر بفهمید بر خلاف همه این حدسیات نطق معروف گتیسبورگ که نمونه بارز و تحسین برانگیز فن بیان آبراهام لینکلن بود فقط و فقط ۲ دقیقه طول کشیده است! چیزی به اندازه یک مطلب ۳۰۰ کلمه ای عادی که در اغلب بلاگ ها یا وب سایت ها به صورت روزانه می بینیم!

پرزیدنت آبراهام لینکلن، معروف ترین سخنرانی های خود را در طول جنگ داخلی آمریکا، در پنجشنبه، ۱۹ نوامبر سال ۱۸۶۳، در تسخیر قبرستان ملی سربازان در گیتیزبرگ، پنسیلوانیا، ارائه کرد. این سخنرانی که نشانگر تسلط بدیع او بر زبان انگلیسی، اصول سخنرانی حرفه ای و فن بیان بی نظیر و نوآورانه اش بود باعث لغو برده داری در آمریکا شد. نطق گتیسبورگ (به انگلیسی: Gettysburg Address) مشهورترین سخنرانی آبراهام لینکلن است که باعث شد از آن پس نام این فرد به عنوان یکی از رئیس جمهورهای آمریکا بر سر زبان ها بیفتد. این در حالی است که قبل از لینکلن و دقیقا در همان روز، سخنرانان دیگری هم نطق نمودند و بیش از یک ساعت در این روز تاریخی برای مردم سخت گفتند، اما هیچ نام و نشانی از آن ها در دست نیست!

اکنون با گذشت دو صده از نطق گتیسبورگ، هنوز هم فن بیان آبراهام لینکلن نظیر فن بیان هیتلر و بسیاری از سیاستمداران تاریخ نزد متخصصان علوم و فنون بیان و سخنرانی معتبر و قابل ستایش است. با این حال آبراهام لینکلن این فنون را یک شبه به دست نیاورده است. با ما باشید تا با برخی از حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان وی آشنا شوید.

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

قبل از هر چیز توجه شما را به بخش مختصری از نطق گتیسبورگ جلب می کنیم:

“ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم که دوام آن ملت یا هر ملت دیگری را که همان رؤیاها و همان اهداف را در سر دارد، به بوتهٔ آزمایش گذاشته‌است. ما در یکی از میدان‌های نبرد همان جنگ گرد هم آمده‌ایم. آمده‌ایم تا بخشی از آن میدان نبرد را به آرامگاه ابدی کسانی اختصاص دهیم که درست در همین‌جا از جان خود گذشتند تا آن ملت به حیاتش ادامه دهد.جهان اهمیتی نخواهد داد و به یاد نخواهد سپرد که ما در اینجا چه گفتیم، اما آنچه آن‌ها در اینجا انجام دادند را نمی‌تواند به فراموشی بسپارد. بر ما زندگان است که تمام تلاشمان را معطوف به کار تمام‌نشده‌ای بکنیم که کسانی که در اینجا جنگیده‌اند تاکنون چنین شرافتمندانه پیش برده‌اندش. بر ماست که تمام تلاشمان را معطوف به وظیفهٔ خطیری کنیم که بر دوش ماست؛ که از این رفتگان عزیز، جانسپاری برای نهضتی که برایش جانسپاری کردند را بیاموزیم.”

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

نظر شما درباره این نطق چیست؟ برداشت شما از سخنرانی که این نطق را حدود دو قرن پیش ارائه کرده است چیست؟ در این مطالب قصد داریم به برخی از ویژگی های آبراهام لینکلن که در سخنرانی و فن خطابه وی تاثیر زیادی داشته است بپردازیم.

ظاهر آبراهام لینکلن در سخنرانی ها

وقتی صحبت از ظاهر سخنران به میان می آید صرفا قرار نیست به لباس، پوشش و تیپ و استایل او بپردازیم. در فن بیان آبراهام لینکلن بیشتر از لباس و تیپ او، چهره و حالت های شخصی اش به چشم می آید. بسیاری از اسناد حاکی از زشت بودن چهره لینکلن هستند. لینکلن انسانی افسرده و عموما ناراحت بود. چین های پیشانی لینکلن در طول اغلب سخنرانیش بیشتر می شد و پیش از این که می خواست صحبت کند معمولا چند ثانیه حرف هایش را مزه مزه می کرد!

روزنامه بوستون (ماساچوست) در ۱۴ سپتامبر ۱۸۴۸ درباره ظاهر لینکلن می نویسد: او مردی بلند قد و ترکه ای بود. چهره ای فکری، ذهنی همواره مشوش، شخصیتی جستجوگر و قضاوت کننده خوبی بود.

برخی دیگر از روزنامه ها هم به فن بیان مناظره وی اشاره کرده اند و او را فردی بسیار جدی حداقل در ظاهر معرفی کرده اند!

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

منطق آبراهام لینکلن در فن بیان

اسناد، شواهد شگفت انگیزی درباره رد منطق در جای جای سخنرانی ها و صحبت های لینکلن آشکار می کنند:

نظق معروف لینکلن، منطقی ترین، بحث برانگیزترین و قانع کننده ترین نطقی بود که در باب ایالت نبراسکا شنیده ایم.

(ایلینوی) وایگ، نوامبر ۳، ۱۸۵۴

لینکلن روی هر نقطه ای که دست گذاشت رد منطق او برای ما روشن شد. و با تیغ تیز طعنه و هجو خود شعله خط مشی شبه دموکراسی را برافروخت.

(ایلینوی) Weekly Republican، ۲۵ ژوئیه ۱۸۵۶

شیوه او نه خیال انگیز و وهم آلود است و نه لفاظی های بیهوده! راه لینکلن منطق است و بس. او یک استدلال کننده منطقی است و توانایی و قوا خاصی در فهماندن منظوراتش به دیگران دارد.

گالینا (Illnois) غربی غربی، ژوئیه ۱۸۵۶

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

اطوار و اخلاق شخصی لینکلن در سخنرانی هایش

Robert B در یکی از نامه هایش در نوامبر سال ۱۸۶۶، اخلاق لینکلن را سر صحنه سخنرانی از زمان آغاز نطقش تا اواسط کار اینگونه توصیف می کند:

سال ۱۸۳۲ یا ۱۸۳۳ بود که مردم برای اولین بار شاهد فن بیان آبراهام لینکلن بودند. این سخنرانی به شکل یک مباحثه برای تحلیل عملکرد رییس جمهور جیمز راتلج صورت گرفت. کمی بعد لینکلن با کمی مکث وارد صحنه شد و دست هایش راخیلی محکم داخل جیب هایش فرو برد. نگاهی به جمع کرد و ناگهان یک لبخند عمیق زد. این کار را چند مرتبه به نگاه کردن به جمع انجام داد. در آن لحظه همه یک اتفاق خنده دار و طنز را پیش بینی کردند که قرار است لینکلن با آن ها به اشتراک بگذارد. ناگهان لینکلن یک بحث جدی و پر زرق و برق را باز کرد و به مرور که بحث داغ تر می شد دستانش را از جیب هایش خارج می کرد. حالا دیگر دست ها خیلی بی پروا تکان می خوردند و آزادانه برای تشریح هر مطلب به حرکت در می آمدند!

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

زبان بدن لینکلن

در ادامه همین نامه و در توصیف زبان بدن در فن بیان آبراهام لینکلن می خوانیم:

بعد از گرم شدن سخنرانی دست هایش را پشت گردنش قرار دارد. کف دست راست پشت دست چپ را لمس می کرد. زبان بدن لینکلن در سخنرانی منحصر به فرد بود. گاهی همین دو دست به جلو منتقل می شدند و شصت یک دست شصت دیگر را با چرخش های متوالی لمس می نمود. گاهی همین دست ها دو طرف بدن آویزان می شدند و گاهی هم یک دست در حالی که آویزان بود توسط دست دیگر نگه داشته می شد.

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

لینکلن خیلی خوب می دانست که چه طور سرش را مقابل جمع تکان دهد؛ طوری که یک تعادل دلچسب بین حرکات سر و جلب توجه مخاطبان احساس شود. لینکلن هیچ وقت فضای اضافی با نمایش بیهوده بخش های بدنش اشغال نمی کرد. پرتاب کردن دست ها را در حرکات بدن او ندیدیم. جدیت، خودباوری، حسن نیت، صداقت و عدالت مهم ترین فاکتورهایی بودند که در فن بیان آبراهام لینکلن احساس می شد.

صحبت های توهین آمیز و خشونت بار هرگز در سخنان او دیده نشد. خیرخواهی و از ویژگی های خاص او بود و هیچ گاه سخنرانی هایش بوی دیکتاتوری به خود نگرفتند!

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

۵ رکن اساسی در ظاهر سخنران که معمولا از آن ها غافل هستیم

چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم در جامعه ای زندگی می کنیم که درست مطابق با باور قدیمی “عقل مردم به چشمشان است” اکثریت افراد ظاهربین هستند. البته جای هیچ سرزنشی هم در این زمینه باقی نمی ماند؛ چون مطابق با تحقیقات فیزیولوژیک صورت گرفته روی عموم مردم، معمولا در ۲۰ ثانیه اول رویارویی ما با دیگران ذهنیت اصلی و اساسی ما نسبت به آن ها شکل می گیرد. قطعا در این ۲۰ ثانیه تنها چیزی که به چشم می آید ظاهر افراد است؛ و لاغیر! در سخنرانی هم به همین منوال است و حتی شاید با قطعیت بیشتری بتوانیم روی ظاهر سخنران تاکید کنیم؛ چون این ظاهر شما است که در اولین برخورد با چشمان مخاطب گره می خورد.

اگر درون هر فرد یا یک ارگان، سازمان یا یک کمپانی بزرگ متجمع از ایده ها، تفکرها، مهارت ها و علوم مختلف بدانیم ظاهر هر نفر نماینده اصلی آن کمپانی در ملا عام خواهد بود. ممکن است ظاهر به عنوان یک مقوله پر خرج و مسئله دار برای هر سخنران دغدغه مندی مطرح باشد اما رسیدگی به این بخش کلیدی برای هر سخنران آن چنان هم پردردسر نیست. رسیدگی به ظاهر سخنران نه به وزن کم کردن نیاز دارد و نه به ظاهرسازی.  تنها کافی است به چند رکن اساسی در ظاهر سخنران که معمولا از آن ها غافل هستیم نگاهی دوباره داشته باشیم.

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

قبل از این که شروع کنید و بخواهید به بخش های مختلف ظاهر خود در سخنرانی رسیدگی کرده باشید جلو آینه بایستید. بی توجه به تمام معیارها و ارکانی که در ادامه بررسی خواهیم کرد یک بازنگری کلی روی ظاهرتان داشته باشید. خودتان چه احساسی نسبت به ظاهرتان دارید؟ بخش هایی از ظاهرتان که قابل تغییر است چه تحولاتی می تواند داشته باشد؟

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

حالا که به خوبی ظاهر خود را بازنگری کرده اید می توانید به برخی از ارکان اساسی در ظاهر سخنران که معرفی می کنیم توجه کنید:

مراقبت های اولیه مو برای هر سخنران

مراقبت های اولیه از مو برای مردان عموما به براشینگ و استفاده از تقویت کننده های مو خلاصه می شود. در صورتی که فیلمبرداری یا عکسبرداری از صحنه سخنرانی صورت می گیرد پیشنهاد می کنیم از موادی که موجب براق شدن موهایتان می شوند استفاده نکنید. حالت طبیعی موها همیشه بهتر از است تا زمانی که از مواد خارجی استفاده می کنید.

اهمیت پوست صورت برای هر سخنران

پیرایش صورت برای سخنرانان اهمیت زیادی دارد. در شرایطی که اولین بار است با مخاطبان خود رو به رو می شوید و قرار است چهره اصیل شما برای اولین بار توسط مخاطب دیده شود حتما بخواهید تا گریم ساده و لایت مردانه پیش از فیلمبرداری روی صورت شما صورت گیرد. حتی اگر فیلمبرداری عمومی صورت نمی گیرد احتمال فیلمبرداری یا عکسبرداری شخصی توسط حاضرین را در نظر داشته باشید. مهم ترین مزیت این گریم پوشیده شده بخش هایی است که به علت درخشش پوست زیر نور یا ایجاد سایه های مختلف روی نواحی گردن ممکن است نامطلوب به نظر برسند.

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

دهان و دندان در سخنرانی

قطعا هر سخنران پیش از ورود به صحنه نسبت به پاکیزه کردن فضای دهان و دندان ها اقدام می کند. اما جالب است بدانید که بزرگ ترین سخنرانان دنیا همیشه یک قاشق و یک دهان شویه به همراه دارند! این دو ابزارهای ضروری هستند که به سخنران اعتماد به نفس می دهند. به این ترتیب سخنران پیش از سخنرانی و در هر جایی می تواند چند قطره از دهانشویه را برای افزایش اعتماد به نفس خود استفاده نماید.

انتخاب لباس مناسب برای سخنرانی

در انتخاب لباس مناسب برای سخنرانی باید به چند عامل مهم حتما توجه کنید:

همه چیز متناسب با موقعیت بپوشید!

چه کسی گفته است یک سخنران حتما باید با کت و شلوار، خیلی شیک و رسمی در مراسم یا سخنرانی ها حاضر شود؟ چه کسی ظاهر سخنران را به یک نوع لباس با تم تیره و کفش های خشک و ناراحت محدود می کند که قدرت حرکت را از او در صحنه می گیرند؟

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

یک سخنران باید جرئت انتخاب و پوشیدن لباس های مختلف را داشته باشد. شاید قرار باشد شما در یک محفل علمی یا تجاری صحبت کنید و بنابراین قطعا باید با تیپ فوق العاده رسمی و خاص حاضر شوید؛ اما اگر قرار باشد همین سخنرانی در جمع یک سری دانشجو کارآموز صورت گیرد قطعا می توان لباس های اسپرت و راحت تری هم پوشید!

در برخی از جمع های دوستانه که مخاطب ما افراد آشنایی هستند این انعطاف بیشتر و بیشتر می شود. به هر حال هر نوع لباسی که انتخاب می کنید مهم این است که به نظافت، صاف بودن و مرتب بودن آن پوشش دقت نمایید.

برای خانم ها پوشش مناسب در سخنرانی متناسب با فرهنگ غالب در ایران همان ست اداری کامل است که به اندازه کافی آزادی عمل را روی صحنه به آن ها بدهد. توجه داشته باشید که مهم ترین مسئله در انتخاب لباس احساس راحتی سخنران است. بنابراین در کنار توجه به نوع ظاهر سخنران باید نسبت به راحتی آن لباس هم دقت کنیم.

توجه به فرهنگ مخاطبین

پیش از هر چیز بهتر است به قرنی که در آن زندگی می کنیم نگاه کنیم. در هزاره سوم و عصر مردن لباس پوشیدن به دوران قدیم تفاوت های زیادی دارد. مدهای زیادی در جامعه رواج می یابد و خیلی هم سریع بین مردان و زنان متداول می شود. اما نباید فراموش کرد که محل رونمایی از این مدها قطعا صحنه سخنرانی نیست!

مشکل از آن جایی شروع میشود که بسیاری از این مدها حداقل با فرهنگ حاکم بر مراسم های رسمی و سخنرانی های بزرگ ما هماهنگ نیستند. در چنین مواردی بهتر است برای انتخاب لباس در ظاهر سخنران به فرهنگ مخاطبین پناه ببریم. مثلا دیدن یک سخنران با لباس کردی در منطقه کردنشین کشور ما موضوع عجیبی نیست؛ اما اگر قرار باشد همین سخنران در کشور اروپایی با این ظاهر حاضر شود و اعتقاد داشته باشد که باید به سنت ها پایبند باشیم مسلما با مشکل مسخره شدن توسط اطرافیان رو به رو می شود!

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

از این رو توجه به فرهنگ مخاطبان در انتخاب لباس شایسته سخنرانی نقش زیادی دارد.

مسائل اعتقادی در انتخاب پوشش متناسب با سخنرانی

به جز فرهنگ، اعتقاد مردم هر منطقه هم در شکل گیری نوع پوشش اثر می گذارد. اعتقاد و فرهنگ پیوستگی و پیوند زیادی با هم دارند. به همین دلیل است که بسیاری از پوشش های غربی در کشور ما خصوصا در محافل رسمی جایی ندارد.

انتخاب استایل شخصی برای سخنرانی

پیشنهاد ما به آن دسته از افراد سختگیری که هنوز نتوانستند با مقوله ظاهر سخنران کنار بیایند انتخاب یک استایل اختصاصی است. استایل اختصاصی مجموعه تیپ، حالات مو، نوع پوشش، ترکیب آنها با وسایل شخصی و زبان بدن شما می باشد. اگر دیده باشید بسیاری از افراد مشهور استایل خاصی برای خودشان انتخاب می کنند؛ طوری که بعد از مدتی کسی با دیدن آن استایل متعجب یا غافلگیر نمی شود.

شما هم می توانید در جایگاه یک سخنران یک استایل ترکیبی خاص را برای خود انتخاب کنید و از همان اول چشم مخاطبان را به آن استایل عادت دهید. در این استایل می توانید از کفش و کیف راحت و مورد علاقه خود استفاده کنید و آن را با سایر بخش ها هماهنگ کنید.

بررسی ارکان اساسی در ظاهر سخنران

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

شما صحبت می کنید، آبشار کلمات به آرامی در جریان است و هر لحظه ممکن است با یک واژه تازه خروش کند. الان انگار بالاخره حس کرده اید که قادر شده اید سر صحبت را باز کنید، وارد یک گفتگو شوید و آن مکالمه را تا چند دقیقه به خوبی و خوشی حفظ کنید. همه چیز به خوبی پیش می رود تا این که به دقایق حساس نزدیک می شوید. حالا وارد دقیقه وحشتناک دهم شده اید اما دیگر نه خبری از مخاطب است و نه خبری از آن گفتگو گرم و صمیمی! همه چیز در سکوت مطلق فرو می رود. در این سکوت زجرآور چه خواهید کرد؟ به گذشته نگاه می کنید و تصور کرده اید شاید اشکالی در شیوه برقراری ارتباط بوده است؟کلمات چه طور؟ قدرت خارق العاده کلمات را باور دارید؟

واکنش شما در لحظاتی که به خاطر خامی، بی تجربگی و حواس پرتی ما یک مکالمه به یک سکوت تلخ منتهی می شود چیست؟ معمولا این موقعیت را در برخورد با آشنا تجربه کرده اید یا غریبه ها؟ بله درست است؛ بسیاری از ما در رویارویی با غریبه ها دچار این مشکل می شویم؛ چون معمولا در برخورد با دوستان و با علم بر سلایق و علاقمندی های آن ها می توانیم موضوع جالب و جذاب را برای بحث کردن با آن ها پیدا کنیم. اما در برخورد با غریبه ها اکثر ما معمولا چنین پیش زمینه ای را نداریم تا بتوانیم کامل مجهز وارد یک گفتگو نزدیک شویم.

این مشکل را چه در برخورد با دوستان و چه در برخورد با غریبه ها تجربه کنید یک راه حل کلیدی و قطعی دارد؛ بهره گیری از قدرت خارق العاده کلمات! در ادامه می آموزیم که چه طور از نمونه های نمود همین قدرت در بسیاری از کلمات روزمره خود استفاده کنیم.

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

واژه ها به اندازه یک انسان گاهی هوشمند می شوند، اثر می گذارند، الهام بخش می شوند، انگیزه می دهند، ما را در متقاعد کردن یکدیگر یاری می دهند، به ما کمک می کنند چیزی را رد یا تایید کنیم و خلاصه اولین بذر های موفقیت یا شکست را در زندگی ما می پاشند.

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

Darlene Price، نویسنده کتاب Well Said در کتاب خود چنین می نویسد: کلماتی و قدرتی که دارند به خوبی نشان می دهند ما چه کسی هستیم، چه می کنیم و چه تفکری داریم. به یاد داشته باشید که:

چه قرار باشد برای یک ملت برای یک جنبش بزرگ الهام بخش باشیم، چه قرار باشد یک محصول تازه تولید کنیم و چه به دنبال مرمت یک رابطه تازه باشیم این قدرت خارق العاده کلمات است که تاریخ را عوض می کند!

کلمات برای آینده کسب و کار ما

در محیط کار همه ما به یک توافق دوجانبه نیاز داریم. توافق مثبتی بین اموراتمان و کلماتی که برای گذران امورات خود انتخاب می کنیم. توسعه مشتریان، ایجاد اعتماد میان افراد، برقراری ارتباط، ایجاد اعتبار برای افراد نزد یکدیگر و …همه و همه از مزایا بهره گیری صحیح از قدرت خارق العاده کلمات می باشند.

مروری بر کلمات انگیزشی برتر در دنیا

بر اساس تجربیات هر چند شخصی و مختصر، اما جامع، کلماتی در دنیا شناخته شده اند که با توجه به ارتباط آن ها با دو حس لذت و سادگی برای افراد، از جمله محبوب ترین و اثرگذارترین کلمات دنیا برشمرده می شوند. به برخی از این واژگان دقت کنید:

مقرون به صرفه
بهترین
راحت
آسان
سریع
رایگان
ضمانت
بیشتر
جدید
قدرت
كاهش دادن
نتایج
بی خطر
صرفه جویی
زمان

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

تمام این کلمات، بخشی از پروژه تبلیغاتی برندهای معتبر دنیا بوده اند که اتفاقا در طرح های تبلیغاتی ایرانی هم وارد شده اند. برخی از کلمات نظیر ارزان، صرفه جویی، جدید و …حس متفاوتی را به مشتریان القا می کنند. حسی که به آن ها می گوید در حال برد هستند و انگار قرار است به واسطه پیروی از این کلمات به پیروزی بزرگی دست یابند.

این حس دقیقا توسط کلمات هیپنوتیزم کننده هم منتقل می شود. مثلا وقتی که سخنران مدام از کلمات متمایز، تفاوت، بهترین یا برترین استفاده کند و یک گروه را با استفاده از این کلمات تبدیل به یک تافته جدا بافته کند خود به خود مخاطب این نتیجه را می گیرد که به واسطه حضور در این گفتگو یک سر و گردن از بقیه بالاتر است!

ویژگی مهم قدرت خارق العاده کلمات هدف قرار دادن رفتارهای دیگران است؛ خصوصا رفتارهای خرید یا رفتارهای کاربری. به عنوان مثال اگر شما قرار باشد با فن بیان خود یک دستگاه دوچرخه را به فروش برسانید شاید بهره گیری از واژه های مقرون به صرفه، سریع، پرشتاب و ارزان در کنار هم ترکیب مناسبی باشید. مثلا:

“اگر به دنبال یک جنس مقرون به صرفه باکیفیت هستید که شتاب خوبی هم نسبت به بقیه داشته باشد این نمونه را پیشنهاد می کنم”

چند استراتژی کلی در بهره گیری از قدرت کلمات

در بهره گیری از قدرت مثال نزدنی برخی از کلمات در ترغیب کردن دیگران برای دنبال کردن ما، ایجاد انگیز در مخاطبین و جذب آن ها می توان استفاده کرد:

استفاده از “شما” به جای “من”

در صحبت کردن با دیگران از قدرت خارق العاده “شما” به جای تکرار “من” یا “ما” های تکراری غافل نشوید. مرتبا استفاده کردن از کلمه “شما” و خطاب قرار دادن طرف مقابل به جای اشاره به خود باعث می شود مخاطب با یک علامت سوال بزرگ به فکر فرو برود: دقیقا چه چیزی در این حرف نهفته است که به من برمی گردد؟

چه در مکالمات خودمانی و محاوره ای و چه در صحبت های رسمی و خاص از به کار بردن “من” ترجیحا خودداری کنید به جای خودتان بیشتر به طرف مقابلتان بپردازید!

قدرت “اسامی”

اسامی هم به عنوان پاره ای از کلمات در زمره همان کلمات قدرتمندی قرار می گیرند که اتفاقا مورد بحث ما هستند. نام هر نفر کوله باری از احساسات است. خطاب کردن هر نفر به وسیله نام او یعنی شما هم در این احساسات شریک شده اید و این بار به جای استفاده از عناوین رسمی برای اسم طرف مقابل ارزش قائل شده اید.

عبارات قدرتمند در مکالمات روزمره

توصیه می کنیم در مکالمات خود حتما از این عبارات استفاده کنید تا به قدرت خارق العاده کلمات ایمان بیاورید!

بگذارید همه چیز را شفاف کنم…

این جمله در زبان فارسی معادل های بسیاری دارد. مثل جمله “بگذارید با هم رو راست باشیم”؛ اما چنین چمله ای هیچ وقت حس خوبی در مخاطب القا نمی کند. چون تصور می کند شما پیش از این به او دروغ می گفتید!

بگذارید با یک مثال پیش برویم…

مثال زدن قدرت خارق العاده کلمات را به خوبی نمودار می کند. مثلا بلافاصله بعد از توضیح دادن یک مفهوم پیچیده که احساس می کنید مخاطب چندان از آن سر در نیاورده است این جمله را به کار ببرید. شاید خنده دار باشد اما اکثرا تمایل بالایی به این جمله نشان می دهند. ممکن است دلیلش تمایل ما به شنیدن تجربیات و تحلیل های شخصی یکدیگر باشد؛ واگرنه هیچ وقت شایعه سازی و حاشیه سازی برای افراد مشهور تا به این حد به عنوان یک صنعت مستقل در دنیا رشد نمی کرد!

دلیل دیگر آن هم می تواند تمایل اکثریت به شنیدن داستان سرایی باشد؛ چیزی که اگر مسائل روزمره با آن ترکیب شود جذاب و جذاب تر شود.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

۸ ترفند برای این که سرصحبت را باز کنید و همه عاشق گفتگو با شما باشند!

فرض کنید مشغول قدم زدن هستید، همه چیز آرام است و یک لحظه هوس می کنید روی صندلی های پارک بنشینید که بر حسب اتفاق یک خانم یا آقا هم سن و سال شما نیز روی آن نشسته است. امروز بر خلاف گذشته اتفاقا حال و حوصله این که سر صحبت را باز کنید دارید. همه چیز آماده شروع یک گفتگو ساده و کوتاه است. اما انگار یک مانع بزرگ مانع حرکت شما شده است. بله؛ مقدمه چینی! هر چه قدر فکر می کنید دقیقا نمی دانید با چه سوژه ای سر صحبت را باز کنید، از کجا شروع کنید و اصلا چه طور سراغ اصل مطلب بروید. مثل بچه ها اول با پرس و جو اسم و سن و سال طرف شروع کنید یا این که از همان اول بروید سراغ  بخش کلیدی مطلب و معطلش نکنید! مشغول فکر کردن هستید که در کمال تعجب می بینید سوژه مورد نظر صحنه را ترک کرده و شما بدون این که مکالمه ای را آغاز کرده باشید دوباره تنها شده اید!

نمی دانیم شما هم در چنین مخمصه هایی گیر کرده اید یا نه. مخمصه هایی که بیشتر شبیه یک دوراهی هستند. دوراهی هایی که تصمیم گیری را برای شروع یک گفتگو جذاب مشکل می سازند و قبل از این که سر صحبت باز شود همه چیز خاتمه می یابد. آن دسته از کسانی که معمولا شروع یک مکالمه برایشان نظیر استرس ناشی از سخنرانی ترسناک تر از پریدن از ارتفاع یا هر کار سخت دیگری است لازم می دانیم یادآوری کنیم که سر صحبت را با دیگران باز کردن یک مهارت، یک هوش کلامی و جدا از آن یک سیاست خاص است.

در ادامه می آموزید که چه طور بدون درنگ و در هر لحظه مطابق با همان موقعیت، سیاست به خرج دهید و سر صحبت را با مخاطب موردنظرتان در کسری از ثانیه باز کنید!

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

با این که شاید با خاطر ریشه های ترس در سخنرانی، حرف زدن مقابل جمعیت های بزرگ رعب آور باشد اما یک شروع مکالمه دو نفره هم می تواند به همان اندازه برای هر نفر نگران کننده باشد. نگرانی و ترس از این موضوع گاهی آن قدر حاد و جدی می شود که تقریبا بسیاری از ما قربانی خجالت زدگی و کم رویی خود برای باز کردن سر صحبت با دیگران می شویم. بسیاری از فرصت های مهم در زندگی نیز به همین منوال از دست رفته و نیست و نابود می شوند. فرصت های کاری، موقعیت های خوب برای همکاری یا شروع روابط دوستانه ای که احتمالا نقش بزرگی در شکل گیری آینده متفاوت برای ما دارند به سبب همین تردیدها از بین می روند.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

ترفندهای کلیدی زیر به شما کمک می کنند راحت تر سرصحبت را باز کنید و همه عاشق گفتگو با شما باشند!

یک اظهار نظر ساده!

افراد درونگرا، انسان های خجالتی و کسانی که تقریبا در شکل گیری یک رابطه دوستانه و نزدیک سردتر از بقیه عمل می کنند بر خلاف تصور ما به دنبال دستاویزی برای برقراری ارتباط هستند؛ اما چون هرگز در یافتن این دستاویز موفق نمی شوند عملا انسان هایی غیراجتماعی و منزوی به نظر می رسند.

شاید یک اظهار نظر ساده بتواند تمام حاشیه های احتمالی یاد شده را خاتمه دهد. مثلا اگر در رستوران هستید و به دنبال گفتگو با یکی از همکاران یا افرادی که اتفاقا سر یک میز به همراه شما حضور دارند می باشید می توانید با همین جمله ساده شروع کنید: امروز چه قدر غذا خوشمزه تر به نظر می رسد!

در چنین مواردی شک نکنید دیگران هم برای شکل گیری مکالمه تلاش خود را به کار می بندند و مکالمه شما گاهی صمیمی تر از آن چه که تصور کنید خواهد شد. پیشنهاد می کنیم در این لحظات برای برقراری بهتر رشته اتصال خود با مخاطب مثبت اندیش باشید. مثلا نظرات مثبت و دلگرم کننده ای درباره طعم غذا، اوضاع سرویس دهی و …ارائه دهید.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

اطلاعات بگیرید!

عذر می خواهم؛ “می دانید دقیقا قطار بعدی چه ساعتی می رسد؟”. کسب اطلاعات از دیگران یکی دیگر از راه های کلیدی است تا بتوانید با احتمال خیلی بالایی سر صحبت را باز کنید. اگر طرف شما خوش صحبت باشد شانس شکل گیری ارتباط گرم تر و ارائه اطلاعات جزئی تر نیز بالا می رود.

درخواست/ پیشنهاد همکاری!

همیشه فرصت برای همکاری، تعامل و کمک به دیگران وجود دارد. حتی این خود شما هستید که می توانید این فرصت را فراهم کنید و از دیگران درخواست کنید. مثلا می توانید درخواست کنید دیگران در جا به جا کردن چمدان یا وسیله همراهتان در وسیله نقلیه، هواپیما، قطار و …به شما کمک کنند. یا این که از آن ها درخواست کوچکی مثل خودکار یا کاغذ کنید.

در برخی از موارد هم واقعا موقعیتی برای کمک خواستن از دیگران ممکن است فراهم نشود. در چنین شرایطی خود شما می توانید پیش دستی کنید. ساده ترین آن می تواند دادن اطلاعات به کسی باشد که سردرگم است. مثلا خودتان در بحث های دیگران شرکت کنید و اطلاعات تکمیلی را درباره یک آدرس، یک محصول یا تجربیات شخصیتان به اشتراک بگذارید.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

ذکر یک آشنایی متقابل!

اسم آشنایی به گوشتان خورده است؟ آقای X؟ فلان شکرت؟ فلان برند؟ فلان فروشگاه؟ شما هم تجربه همکاری با این فرد را داشته اید؟ قبلا در این شرکت کار می کردید؟ از این فروشگاه خرید کرده اید و از خدمات پس از فروش آن راضی نبوده اید؟به همین سادگی تمام تجربیات خود را با اطرافیان خود به اشتراک بگذارید و اجازه دهید آن ها هم درباره آشنایی متقابل شما بیشتر بدانند!

ستایش شنونده

خیلی اتفاقی شنیده اید که طرف مقابلتان در یکی از پروژه های مشترک موفق شده است و امروز با او رو در رو شده اید؟ چه بهتر که از این موفقیت و تغییرات اخیر برای این که سر صحبت را باز کنید استفاده کرده و درباره همین موفقیت ها صحبت کنید.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

تسخیر ظاهر شنونده!

تکنیکی قدیمی و شاید تکراری به نظر برسد؛ اما نظر دادن راجع به ظاهر دیگران و پرس و جو درباره آن معجزه می کند! اگر به دنبال این هستید که سر صحبت را باز کنید و شروع به گفتگو نمایید می توانید با یک حرکت، تیر خود را به هدف بزنید : لباستان را از کجا خریداری کرده اید؟ رنگ این لباس واقعا برازنده است، این لباس خیلی به استایل شما می خورد و …

فرضیه سازی

یکی دیگر از شروع های منحصر به فرد می تواند ترغیب شنونده به فرضیه سازی باشد. به این شکل که سوالتان را به صورت تصوری مطرح کنید، طوری که شنونده مجبور به فرضیه سازی شود. به مثال ساده زیر توجه کنید:

اخیرا فیلمی دیدم که در آن قوانین کل جامعه برای یک روز منحل و لغو شده بود؛ شما به عنوان یک وکیل اگر روزی چنین طرحی اجرا شود و تمام قوانین لغو شوند چه می کنید؟

11 ترفند برای این که سرصحبت را باز کنید و همه عاشق گفتگو با شما باشند!

معرفی خود به ساده ترین روش

قدم آخر معرفی خود به ساده ترین روش است. گاهی این مقدمه چینی ها را باید کناز گذاشت و با ساده ترین روش جلو رفت. به این شکل که خیلی صادقانه خودتان و حرفه خود را معرفی نمایید و یک راست سراغ اصل مطلب بروید. معمولا در چنین موقعیت هایی با واکنش مثبت دیگران رو به رو می شویم، اما ممکن است نتیجه بحث چندان مطلوب ما نباشد؛ چون زمینه سازی قبلی برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب صورت نگرفته است.

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

هفته گذشته مشغول تماشا یکی از ویدیو های خانوادگی بودم که سرو صدا و شلوغی جمعیت تقریبا مانع از این می شد تا دقیقا مکالمات تک تک افراد را متوجه شوم. اما این وسط ناگهان صدای خودم به گوشم رسید که با تُن صدای خشن و بلندی به یکی از افراد حاضر در مهمانی گفتم ” همین طور که من گفتم درست است!” الان که بیشتر فکر می کنم و به گذشته بر می گردم اصلا باور نمی کنم که با چنین لحنی صحبت کرده باشم و از همه مهم تر این تن صدا من است که در فیلم با چنین شدتی به گوش می رسد!

این اولین بار آلبرت مهرابیان بود که در بررسی اصول فن بیان اظهار داشت یک ارتباط موفقیت آمیز از سه بخش اساسی تشکیل شده است: کلماتی که استفاده می کنید، تن صدا شما و زبان بدنتان در گفتگو و مکالمه با بقیه. با این تصور که مشتریان یا مخاطبان ما قادر به دیدن ما به صورت فیزیکی نیستند و ما قرار است پشت تلفن و با فن بیانمان آن ها را راضی نگه داریم بعد از کلماتی که انتخاب می کنیم این تن صدا هر کسی است که موفقیت یا عدم موفقیت او را در ارتباط مشخص می نماید.

تن صدا نشانگر ظاهر یک شرکت یا کمپانی، شیوه تفکر هر نفر و ارزش هایی است که با آن ها رشد یافته و بزرگ شده است. دقیقا همان طور که تن صدا شریک زندگی شما، دوستتان یا افراد نزدیکتان می تواند به احساسات شما خدشه وارد کند در یک ارتباط دو یا چندین نفره هم تن صدا فرد سخنگو می تواند روی احساسات مخاطبان اثرگذار باشد.

با این پیش درآمد قصد داریم خیلی مفصل تر در این مقاله به اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام بپردازیم. همراه ما باشید.

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

تن صدا در مشتری مداری

تن صدای شما یک فرصت تبلیغاتی تکرار نشدنی برای اثبات خودتان به مشتری است. اگر خانم ها و تاجران مشتریان عمده شما هستند تن صدا حرفه ای و سنگین شما عامل اصلی و مهمی در جذب آن ها خواهد بود. تن صدا سریع تر و دلپذیرتر خاص مشتریانی است که نوجوان تر هستند و بیشتر خریدار اجناس شما می باشند.

برخورداری از تن استوار و پایدار در طول زمان به فرآیند برندینگ و تجاری سازی اسم و رسمتان کمک می کند. انواع و اقسام مختلف تن صدا وجود دارد که می تواند نماینده شما باشند؛ آن صدایی را انتخاب کنید که عرضه کننده ارزش های برندتان باشد.

تمایز اسم و رسم با تن صدا

برقراری ارتباط با شور و هیجان، بدون سر و صدا یا اتفاقا با خشم و خیجان مضاعف می تواند در تفسیرهایی که مردم از شما و کسب و کارتان دارند موثر باشند. تن صدای شما در ارتباط با مشتری چگونه است؟ اصلا می دانستید که با همین تن صدا می توانید نوآوری، تمایز و خدمت رسانی منحصر به فرد خود را به مشتریانتان ثابت کنید؟

تن صدای شما نشانگر تک تک روحیات درونی شما می باشد. حس شوخ طبعی در سخنرانی، ارائه یک سخنرانی هوشمندانه یا گرما و صمیمت با مخاطب از طریق تن صدا به راحتی منتقل می شود. به عبارت دیگر تن صدای هر نفر نماینده شخصیت واقعی درون او است.

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

تن صدا و اعتماد سازی متقابل

وقتی که مشتری تن صدا شما را می شنود یا مخاطب با تن صدا شما خو می گیرد و بدان عادت می کند شخصیت شما را هم همزمان می تواند محک بزند. به عبارت دیگر اولین تصور ذهنی مخاطب از شما بر اساس تن صدا شکل می گیرد. تن صدا فروشنده، سخنران یا هر گوینده ای باید به نسبت مساوی بین تمام مشتریان تداوم داشته باشد. استفاده همزمان از کانال های اجتماعی در رد و بدل کردن ویدیو های تبلیغاتی می تواند خیلی بهتر از همیشه ارزش های شما را به مخاطب منتقل سازد.

نمود حمایت، تشویق و درک در تن صدا

سه فاکتور مهمی که خیلی خوب در تن صدا هر فرد نمود پیدا می کنند حس حمایت، تشویق مشتری یا کاربر و درک متقابل ما از افراد است. این دسته از تن ها بیشتر مربوط به زمان هایی هستند که یک راه حل درست و درمان برای حل کردن مشکلات و مصائب مخاطبانمان داریم. مثلا مخاطب به عنوان یک مشتری دچار مشکل شده و باید با فن بیان رضایت او را جلب نمود. به سه عبارت زیر که کلمات به کار برده در آن ها نشانگر حس حمایت، درک یا تشویق گوینده نسبت به مخاطب می باشند دقت کنید:

  1. حمایت: متاسفیم که دستگاه شما از بازه زمانی گارانتی خارج شده، با این حال ما پیشنهادات ویژه ای برای شما داریم که با بهره گیری از آن ها قطعا هزینه های جاری شما کاهش خواهند یافت. مایلید این پیشنهادات را دریافت کنید؟
  2. تشویق: در حال حاضر این امکانات در پلن پایه ارائه نمی شود و در طرح پریمیوم قابل دریافت است؛ با این حال مایلید از پیشنهاد ویژ ۱۴ روزه ما به صورت رایگان استفاده کنید؟
  3. درک: قطعا می دانیم که وقت زیادی برای دریافت پاسخ صرف کرده اید؛ از گزارش شما متشکریم و قصد داریم پیشنهاد کنیم…

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

حقایق خواندنی درباره نقش تن صدا در ارتباطات

اگر شما هم فقط یک بار هنگام صحبت کردن و زمانی که احیانا لحن تندتری نسبت به حالت معمول داشتید آن لحظه را ثبت کنید و سپس تماشا نمایید خیلی خوب با برخی از حقایق زیر نسبت به تن صدا خود آشنا می شوید:

هر چه هم بگوییم، این تن صدای ما است که ارتباط را ایجاد می کند!

حتی اگر پای کلمات هم برای رساندن منظور ما لنگ شوند یا این که کلمات اشتباهی، بخواهند با دروغ کسی را گول بزنند این لحن است که همیشه همه چیز را شفاف سازی می کند. مثلا همین تعارف های متداول بین ایرانی ها؛ لحن هر کس به خوبی روشن می کند که حرف هایش از صمیم قلب بوده یا صرفا یک تعارف ساده!

مثال های این چنینی در زندگی روزمره ما بسیار است. مثلا بسیاری از جملات محبت آمیزی که ممکن است به کار ببریم جنبه طنز داشته باشند و واقعی نباشند. یا خیلی از جملات ساده ای که یک مادر خطاب به فرزند خود می گوید تنها جملات ساده ای نباشند و با تن خاصی که ادا می شوند تهدید آمیز محسوب شوند.

اهمیت تن صدا در برقراری ارتباط با مخاطبان و انتقال پیام

ما اغلب از تنش هایی که تن صدا ایجاد می کند غافل هستیم

تاثیر تن صدا در زندگی بسیار مشهود است. مثلا وقتی که با واکنش های منفی و اغلب دور از انتظار دیگران رو به رو می شویم، مثل حالت سکوت بقیه، این به خودی خود می تواند نشانه خوبی برای آگاه شدن گوینده نسبت به تن صدایش باشد. در واقع در چنین مواردی گوینده آگاه خیلی خوب می تواند تاثیر تن صدای خود را روی واکنش مخاطبانش احساس کند.

تاثیر تن صدا روی همه یکسان نیست

یکی دیگر از اشتباهاتی که نسبت به درک تن صدای خود داریم بی توجهی به احساسات دیگران است. شاید واکنش بقیه نسبت به تن صدای ما با واکنش خود ما نسبت به همان صدا متفاوت باشد. پس بهتر است تاثیرگذاری تن صدایمان را به صورت کلی محک بزنیم؛ نه فقط نسبت به خودمان.

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

با ۷ ویژگی شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ آشنا شوید!

برای همه ما لحظاتی در زندگی وجود دارد که خجالت می کشیم، می ترسیم، وحشت زده می شویم و از کمبود اعتماد به نفس دست و پایمان را گم می کنیم. اما برای برخی این نشانه ها حادتر می شود. طوری که خودشان را هنگام هر بحث و گفتگوی دسته جمعی با هر چیزی مثل موبایل مشغول می کنند، از ابراز عقیده خود هراس دارند و فکر می کنند با بی محابا حرف زدن هر لحظه در لبه پرتگاه شکست قرار می گیرند، در قبال تعریف و تمجید دیگران نسبت به خودشان واکنش های عجیب و غریبی نشان می دهند و مدام خود را با بقیه قیاس می کنند. این فقط بخشی از نشانه های افراد کم اعتماد به نفسی است که قطعا در سخنوران با نفوذ جایی ندارد!

در حالی که همان افراد سست و بی انگیزه ای که گفتیم زود تسلیم می شوند، مدام دیگران را مقصر می شمارند یا با منفی بافی نسبت به همه چیز گارد می گیرند یک سخنور با نفوذ و خبره صاحب کاراکتر ها یا ویژگی های شخصیتی منحصر به فردی است که به او کمک می کنند بانفوذ باشد، موثر عمل نماید و به این شیوه مدیریت ذهن مخاطب خود را به دست بگیرد.

اگر شما هم به دنبال ایجاد انگیزه در دیگران با استفاده از سخنرانی هستید یا به دنبال راهی برای کاهش استرس سخنرانی در جهت اثرگذاری بیشتر آن می گردید در این مسیر تنها نیستید. دانشگاه زندگی تمام ۷ ویژگی شخصیتی یا کاراکتر برتر سخنوران با نفوذ را در این مطلب با شما به اشتراک می گذارد.

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

هر یک از کاراکترهایی که در ادامه بررسی می کنیم نظیر یک بال پرواز هستند. سخنور هنگام صحبت کردن در یک مراسم و در حضور جمعیت های بزرگ نیاز دارد با استفاده از این بال پرواز اوج بگیرد و بالا برود.

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

کاراکتر اول: اعتماد

براساس اسناد منتشر شده از مطالعات صورت گرفته توسط دانشگاه وولهرهمپتون، یک سخنران مطمئن دارای ویژگی های شخصیتی منحصر به فردی است. دقت نظر، هوشمندی و ارائه اسناد و مدارک معتبر از جمله خصلت هایی است که در سخنوران با نفوذ دیده می شود، ولی در کم تر سخنرانی که از ضعف اعتماد به نفس و اطمینان رنج می برد مشاهده شده است.

همان طور که قبلا هم گفتیم از دیدگاه مارک توین دو نوع سخنران بیشتر در دنیا وجود ندارد: سخنرانی که دروغ می گوید و سخنرانی که از شدت ترس، مضطرب شده است. برای این اضطرابی که اجتناب ناپذیر است دو نوع پادزهر وجود دارد:

  1. هیجان: بسیاری از سخنرانان با وجود هیجانی که مسلما به عنوان یک حس مشخص در رفتار آن ها می درخشد می توانند با موفقیت و خیلی راحت سخنرانی خود با به پایان برسانند.
  2. صداقت: در سخنرانی خودتان باشید و خودتان!سخنوران با نفوذ ادای کسی یا چیزی را در نمی آورند. حتی اگر قرار باشد به خاطر این صداقت تا حدی از موضوع اصلی منحرف شوید مهم نیست. فراموش شدن جملات هنگام سخنرانی همیشه یک مشکل نیست که بخواهید نگران آن باشید. گاهی می توان از تکنیک های فی البداهه سخن گفتن هم استفاده کرد. گام اول غلبه بر جادوگر خشم در سخنرانی است که حس عصبانیت را به شما القا می کند.

کاراکتر دوم: شور

سازمان گالوپ دو تصور کلی درباره کگم بودن شور و اشتیاق مردم نسبت به کار کردن دارد:

  1. ۵۵ درصد از آمریکایی ها به اندازه کافی با شغل خود پیوند و نزدیکی ندارند
  2. ۱۶ درصد از آمریکایی ها قطع به بقین از شغل خود دل کنده اند؛ اما مجبور هستند برای کسب درآمد آن کار را انجام دهند

گاهی سخنوری هم مثل همین کار کردن می شود. این که شوق و اشتیاق کافی نسبت به موضوع سخنرانی خود نداشته باشید یا اصلا با بی علاقگی شروع به مباحثه کنید یعنی از همان اساس سخنرانی خود را سست بنا نهاده اید.

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

در اغلب موارد موضوعی که قرار است درباره آن با مخاطبان صجبت کنیم جذابیت خاصی ندارد؛ اما به سبک سخنوران با نفوذ باید کنکاش کنیم و درست به دنبال همان نقطه ای بگردیم که ممکن است در ما ایجاد علاقه کند.

کاراکتر سوم: وفاداری به خود

نگاهی به فن بیان هیتلر داشته باشید. نه فقط هیتلر بلکه تمام بزرگانی که نامشان در تاریخ ما ثبت شده است فن بیان خاصی داشته اند که در آن ها یک ویژگی منحصر به فرد به چشم می خورد: وفاداری به خود.

تظاهر به غیر خود و صحبت کردن به جای هر کس دیگری باعث می شود مخاطب تصور کند سخنرانی های شما حساب شده یا غیرصمیمی است که همین موضوع مصداق بی صداقتی می باشد.

وفاداری به خود خصوصا در سخنرانی های انتخاباتی و در فن بیان مناظره اهمیت می یابد. درست زمانی که شنونده نیاز دارد به شما و شعارهایتان اعتماد کند اما به خاطر تظاهر با عدم صداقت شما رو به رو می شود.

کاراکتر چهارم: توجه به تغییرات صدا

از ویژگی های بارز دیگر سخنوران با نفوذ تغییرات صدا، تغییر سرعت حرف زدن، تن صدا و لحن است. برای آشنایی بیشتر با این موضوع بد نیست با تمرینات صداسازی در فن بیان آشنا شوید.

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

کاراکتر پنجم: خلاصه گویی

نفوذ یعنی اگر سه دقیقه زمان به شما برای سخنوری اختصاص داده شد تمام این سی دقیقه صرف صحبت کردن نشود. در سخنرانی به سبک سخنوران با نفوذ، مدت زمانی که برای تبادل نظر و تعامل با مخاطب صرف می شود دقیقا برابر با زمانی است که سخنران برای تبادل اطلاعات اختصاص می دهد.

در ابتدا کودکی محدوده زمانی که می توانیم برای تمرکز روی یک موضوع خاص اختصاص دهیم محدود است. شاید این بازه به مرور افزایش یابد اما در افراد سالم نهایت تمرکزی که می توانیم انتظار داشته باشیم ۲۰ دقیقه است؛ و نه بیشتر!

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

به طور کلی زمانی که مقابل جمعیت ایستاده اید تنها هشت ثانیه فرصت دارید تا توجه کامل مخاطب را به خود جذب کنید. اگر فراتر از این محدوده قدم بردارید احتمالا مخاطبان خود را از دست می دهید.

کاراکتر ششم: ارتباط با مخاطب

اهمیت استفاده از جملات هیپنوتیزم کننده یا شناخت تیپ های شخصیتی در سخنرانی در برقراری ارتباط با مخاطبان روشن می شود. نفوذ سخنران دقیقا زمانی مشخص می شود که در طول یک سخنرانی بلند مدت با بار علمی زیاد فرصت کافی برای تفهیم و تثبیت آن اطلاعات به مخاطب داده نمی شود. در چنین شرایطی سخنوران با نفوذ از ارتباط با مخاطب برای جا انداختن مفاهیم استفاده می کنند.

ویژگی های شخصیتی برتر سخنوران با نفوذ

در بسیاری از سخنرانی ها شاهد استفاده حاضرین از موبایل، تبلت یا لپ تاپ هستیم. موقعیتی که خود سخنرانی هرگز نمی تواند آن را کنترل کند یا مخاطب را وادار کند تا از موبایلش استفاده نکند. هر چند که احاطه ما روی مخاطبان آن قدر گسترده نیست که قادر باشیم ذهن آن ها را کنترل کنیم اما می توانیم با استفاده از تکنیک های انگیزشی برای مخاطبان، حواس آن ها را برای مدتی روی خود متمرکز نگه داریم.

کاراکتر هفتم: تکرار و مداومت

شاید تکرار خسته کننده باشد؛ اما آیا می دانید همین تکرار ها باعث می شوند دیگران بازگویی همان جملات شما را یادآوری کنند؟ آن چه که بیشتر فرار است و تصور می کنید احتمال دارد از ذهن مخاطب محو شوند را هدفگیری کنید و بیشتر تکرار کنید.

سه تا پنج بار تکرار در طول سخنرانی کافی است تا تمام بخش های فرار و فراموش شدنی سخنرانی در ذهن مخاطب تثبیت شود؛ بدون این که خودش خواسته باشد.

سخنوری برای موفقیت: چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

اخیرا به صورت کاملا اتفاقی با یکی از دوستانم که مسئول بازاریابی و تجزیه و تحلیل بازخوردهای مردمی یک کمپانی تولید نوشیدنی بود صحبت می کردم که خیلی ذهنم را به خودش مشغول کرد. وظیفه او در این کمپانی نه حسابرسی بود و نه فعالیت در بخش تولید یا حمل و نقل کالا. او در یکی از بخش های حساس کمپانی با هدف انتقال آمار و ارقام رضایتمندی مشتریان، حقایق مرتبط با مصرف نوشیدنی ها و برقراری ارتباط موثر با آن ها فعالیت می کرد. مثلا یکی از حوزه های کاری او گفتگو با نمایندگان فروش عمده محصولات، گفتگو با آن ها درباره تجربیات مشتریان و ترغیب آن ها به خرید محصولات بود. با کمی تامل در شرایط کاری او و بسیاری از افرادی که ارتباطات بخشی از حوزه کاری آن ها را تشکیل می دهد فهمیدم که در واقع همه ما در هر لحظه از زندگیمان مشغول سخنرانی هستیم؛ سخنرانی هایی که صرفا با هدف تبادل اطلاعات صورت نمی گیرد و ایجاد انگیزه در افراد کلیدی ترین هدف آن ها است.

اگر فکر می کنید که در این گفتگوها یک سخنران می تواند نقش یک ربات را بازی کند و صرفا با از بَر کردن کلمات یک اجرا قابل قبول حیرت انگیز را به نمایش بگذارد کاملا در اشتباه هستید. برای یک سخنرانی استاندارد و برای ایجاد انگیزه باید دو مرحله مهم را پشت سر گذاشت: تصمیم گیری درباره عمل یا فعالیتی که از مخاطب انتظارش را داریم و تحریک مخاطب برای انجام آن عمل.

در ادامه خیلی جزئی تر متوجه می شوید که چه طور در روزمرگی ها و اوقاتی که مشغول سخن گفتن یا سخنوری هستیم می توانیم در افراد ایجاد انگیزه کرده و آن ها را به واکنش و تعامل وا داریم.

چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

با زبان احساس حرف بزنیم!

در طول یک هفته ای که از یک سخنرانی می گذرد شاید یک درصد یا حتی کم تر از یک درصد اطلاعاتی که شما به مخاطبانتان ارائه دادید در خاطر آن ها بماند. در صورتی که وقتی زبان احساس وارد سخنرانی می شود همه چیز فرق می کند. مثلا:

  1. معلم محبوب شما در دوره دبستان چه کسی بوده است؟ در یادآوری او از درس ها یا اطلاعاتی که توسط او به شما انتقال شده است چیزی به یاد می آورید یا خاطرات شما بیشتر به خاطر احساساتی که در حرف زدن با او رد و بدل شده تا این سن ماندگار شده اند؟
  2. صحبت های کدام سخنران تا کنون بیشترین تاثیر را روی ذهن شما داشته و از او به عنوان یک سخنران خارق العاده یاد می کنید؟ مثلا در آپریل ۱۹۵۱ ژنرال داگلاس مک آرتور در سخنرانی خداحافظی با کنگره گفت: سربازان دنیا هرگز نمی میرند؛ آن ها فقط برای مدتی از میان ما ناپدید می شوند. و این سخنرانی به یکی از اثرگذارترین سخنرانی های تاریخ آمریکا تبدیل شد!

چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

مکالمه غیر کلامی در مقابل محتوا کلامی

هر پیامی که قرار است با سخنوری رد و بدل شود مهم مهارت های انگیزشی سخنران برای مخاطبان و وادار کردن آن ها به اقدام است. شاید بهترین مصداق برای اثبات تاثیرگذاری بیشتر مکالمه غیرکلامی نسبت به محتوا کلامی همان ارائه توضیحات به وسیله پاورپوینت باشد. پاور پوینت یکی از ابزارهای کلیدی است که ریشه های ترس از سخنرانی به واسطه آن تا حدودی سست شده اند اما تاثیرگذاری توسط آن روی مخاطب به همان اندازه کاهش یافته است.

یکی از دلایلی که ارائه با پاورپوینت معمولا با استقبال مواجه نمی شود تکیه کردن به اسلاید ها، پشت کردن به مخاطبان و ایجاد یک جو منفعل بین سخنران و مخاطب است. این در حالی است که یک سخنرانی بالقوه به جریان احساسات فرد سخنران نیاز دارد که روی صحنه جا به جا می شود و سپس به شنونده می رسد.

چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

ابزار های انگیزشی غیرکلامی

برخی از ابزارهایی که اتفاقا در  فن بیان مناظره هم روی آن ها تاکید می شود عبارتند از:

  • موضع گیری: موضع گیری های قوی در برابر مسائل باعث می شود مخاطبی که تا آن لحظه درعالم دیگری به سر می برده فعال شده و در صورت وجود موضع متفاوت با شما مخالفت کند
  • حرکت: جنبش روی صحنه حداقل مخاطب را وادار می کند تا روی صحنه مکان شما را دنبال کند و با سکون شما خواب آلود نشود
  • ژشت و اشارات: حرکات دست و بدن در فن مذاکره با مشتری تا فن مکالمه با رئیس برای قانع کردن اطرافیان کارآمد است
  • حالات چهره و ارتباط چشمی: با نگاهی بر اصول و فنون مناظره متوجه می شویم که تا چه حد ارتباطات چشمی می تواند روی ایجاد انگیزه در مخاطبان اثرگذار باشد
  • نزدیکی به شنوندگان: هر چه قدر که جایگاه شما به عنوان یک سخنران از مخاطب دورتر باشد و دسترسی شما به آن ها برای دقیق دیدن آن ها یا سوال و جواب کم تر باشد این اثرگذاری برای ایجاد انگیزه کم تر می شود
  • آغوش باز و ظاهر راحت: ظاهر برخی از سخنرانان ان قدر صمیمی و نزدیک است که مخاطب احساس می کند سخنران با نگاه کردن به آن ها هر لحظه به آن ها خوشامدگویی می کند
  • انرژی در صدا: یکی از عوامل مهم در صداسازی برای فن بیان برقراری تعادل بین آرامی یا بلندی صدا است؛ چیزی که انرژی صدای ما را بیشتر نمودار می کند
  • مکث ها و سکوت ها: حتی مکث در سخنرانی هم می تواند به عنوان یک وقت اضافه برای مخاطب عمل کند و برای پاسخ دادن به شما در او ایجاد انگیزه کند

چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

دستورالعمل های انگیزشی صریح

برای ایجاد انگیزه در مخاطبان بیش از هر چیز دیگر به یک دستور العمل انگیزشی صریح نیاز داریم. فرض کنید قرار است در طول سخنرانی فرم نظر سنجی بین مخاطبان عرضه کنید و از آن ها درباره جزئیات مراسم نظرخواهی کنید. فکر می کنید اگر برگه سفید را برای نوشتن بازخوردهایشان در اختیار آن ها بگذاریم بیشتر مشارکت می کنند یا زمانی که یک فرم طبقه بندی شده اصولی را در اختیارشان قرار دهیم که جزئیات مختلف در آن صراحتا درج شده باشد؟

بخشی از این دستورالعمل ها خودتان باید در طول سخنرانی به کار ببرید. مثلا برای ایجاد انگیزه مسلما ایجاد گروه های دو نفره و درخواست از افراد برای انجام مشورت یا کارهای گروهی زودتر نتیجه می دهد تا این که هر فرد بخواهد خودش در خودش انگیزه ایجاد کند!

چه طور با سخنانمان ایجاد انگیزه کنیم؟

فراخوانی به عمل

یکی از بهترین راه ها برای القا اهداف به مخاطبان فراخوانی آن ها به عمل است. فرض کنید قرار است در یک مراسم و برای دعوت از مردم به بخشش و بخشندگی نسبت به یکدیگر سخنرانی جامعی داشته باشید. برنامه شما چیست؟ قرار است کتاب ها را زیر و رو کنید و سخنان بزرگان را درباره بخشش نقل و قول کنید؟

در مثال یاد شده و با کمی خلاقیت برای ایجاد انگیزه می توانید از حاضرین بخواهید به دلخواه یکی از افراد حاضر در جمع را انتخاب کرده و هر آن چه که بیشتر در آن مهارت و تخصص دارند را در اختیار یکدیگر قرار دهند.

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان که در سخنرانی حیرت بر می انگیزد!

هدف از حرف زدن مقابل عده ای که برای ما ارزش قائل می شوند و وقتشان را بابت شنیدن صحبت هایمان اختصاص می دهند چیست؟ این که تحسینمان کنند؟ این که دانسته های خودمان را به نمایش بگذاریم و کاری کنیم همه درباره تخصص و مهارت های ما بدانند؟ آیا هدف درآمدزایی و تبلیغات برای پروژه های آینده است یا اصلا با این کار در واقع مشغول رفع تکلیف و انجام وظایف خود (مثلا ارائه پایان نامه یا رساله، سخنرانی های کاری و…) هستیم؟ هر یک از این اهداف کوچک و بزرگ که پشت سخنرانی های شما باشد باز هم یک سخنرانی ایده آل حرفه ای چند هدف ثابت و کلی بیشتر ندارد: سرگرم کردن مخاطب، اطلاع رسانی، ایجاد انگیزه و فراخوانی کاربر به عمل. بین تمام این عوامل شاید ایجاد انگیزه با استفاده از تکنیک انگیزشی برای مخاطبان تنها عامل پررنگی باشد که از انزوا مخاطب در طول سخنرانی جلوگیری کند و مانع از ترک صندلی  توسط او شود!

حقیقت در دنیایی که هر روز هزاران سخنرانی و سمینار رنگارنگ با حضور سخنرانان مدعی برگزار می شود با دیروز متفاوت است. شما به عنوان یک سخنران تنها در صورتی می توانید اثر واقعی و مطلوب را روی مخاطبان خود داشته باشید که به نحوی حس تعجب و حیرت او را برانگیخته و موجبات قلیان احساسات او را نیز فراهم آورده باشید!

به همین منظور تصمیم گرفتیم ۸ تکنیک کلیدی انگیزشی برای مخاطبان را با شما در میان بگذاریم که افراد را روی صندلی ها میخکوب کرده و باعث می شود در طول سخنرانی از سر جایشان جُم نخورند!

۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

ایجاد انگیزه در سخنرانی کار ساده ای نیست. اگر بخواهیم ایجاد انگیزه را معنا کنیم یعنی همان چیزی که باعث می شود مخاطب از شرکت در این مراسم یا سخنرانی احساس پشیمانی نکند و فکر نکند وقتش را به خاطر توجه به شما از دست داده است!

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

اولویت شما در سخنرانی نه صرفا ارائه اطلاعات بلکه مجذوب کردن مخاطبان از طریق ایجاد انگیزه در آن ها است. برای این مهم چه برنامه ای دارید؟ احتمالا ۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان که در ادامه مورد بررسی قرار می دهیم به دردتان می خورد.

از همان اول به مخاطب خود وصل شوید!

بگذارید بدون هیچ فلسفه بافی و دلیل آوردن این مورد را با یک مثال شروع کنیم. یکی از تکنیک هایی که من همیشه قبل از شروع سخنرانی با استفاده از آن با مخاطبانم ارتباط می گیرم گفتن جمله زیر است:

خیلی تبریک می گویم به خاطر حضورتان در این جمع؛ شما در راس فقط و فقط ۱۰ درصد اندک جامعه هستید که شانس حضور در چنین سمیناری را پیدا کرده اند!

بعد از گفتن این جمله شعارگونه و بعضا کلیشه ای برای رفع ابهامات و روشن کردن این که دقیقا چرا این جمعیت جز ۱۰ درصد قلیل جامعه هستند به توضیحات بیشتری می پردازم:

بله؛ به خاطر این که شما در این لحظه این جا حضور دارید در زمره این ده درصد قرار می گیرید! شما دقیقا بین گروه ده درصدی کوچک جامعه هستید که می دانند برای رسیدن به هدفی که ما اینجا قرار است دنبال کنیم، باید مصمم باشند. قطعا ۹۰ درصد دیگر دلایل زیادی داشته اند تا در این جمع حاضر نباشند و در این لحظه جای دیگری باشند.

سپس از همه حاضرین یک سوال عمومی می پرسم:

آیا می دانید چند نفر از شما در این جلسه حضور دارند با این که می توانستند هزاران دلیل برای نیامدن داشته باشند؟

در این لحظه هر نفر با تکان دادن سر خود به اطرافش و نگاه کردن به اطرافیانش فردی را در ذهنش تصور می کند که به خاطر نیامدن به این سخنرانی احتمالا آدم موفقی نخواهد بود. آن ها از هیچ یک از کسانی که در این جمع حضور دارند، اعتقاداتشان، رنگ و فرهنگشان و…خبر ندارند؛ اما اکنون به واسطه اولین تکنیک انگیزشی برای مخاطبان می دانند که با همه فرق دارند؛ چون در جمعی که شما تدارک دیده اید حضور یافته اند!

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

احساسات را واسطه کنید!

یکی دیگر از ۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان که من معمولا در خلال سخنرانی به کار می گیرم استفاده از یک سوال مفهومی است که عمده کسانی که رو به رو من نشسته اند را به فکر وا می دارد: فکر می کنید بیشتر تصمیم گیری های مردم از روی عقل و منطق است یا با تکیه بر احساسات آن ها؟

در چنین موقعیت هایی همه لحظه ای مکث می کنند و می گویند: خب معلوم است؛ در ۸۰ یا ۹۰ درصد مواقع با تکیه بر عقل!

من هم در چنین مواردی ضربه آخر را می زنم و می گویم: نه! ۱۰۰ درصد با تکیه بر احساس! در واقع مردم با احساسات خود تصمیم می گیرند و فقط زمان توجیه کردن احساساتشان با تکیه بر عقل عمل می کنند. در واقع ضمیر ناخودآگاه انسان با تمام احساساتمان دست به یکی می کنند تا این که هزار برابر سریع تر از منطق وارد عمل می شوند! (شاید به همین دلیل است که روی ضمیر ناخودآگاه مخاطب در سخنرانی تاکید می می شود؛ چون مخاطب با همین ضمیر ناخودآگاه درباره ما تصمیم گیری می کند!). مثال عینی آن هم زندگی ما و ملاقات هایمان با افراد مختلف است. مثلا یک بار یک نفر را می بینیم و شیفته او می شویم؛ اما دفعات بعدی تازه می فهمیم که از نظر منطقی دلایل زیادی برای این علاقمندی ما به این فرد وجود داشته است.

به مخاطبان بگویید که چه قدر خوب هستند!

یک تکنیک انگیزشی برای مخاطبان نشان دادن حس واقعیتان به آن ها است. مثلا هر بار که قرار است مطلب جدیدی را باز کنید بگویید:

  • چون شما جز همان ده درصد محدودی هستید ….
  • جمعیت ده درصدی که ….
  • کسانی که تصمیم گرفتند با شرکت در این جلسه زمان خود را برای آینده مدیریت کنند ….

به این شیوه یعنی لینک دادن مخاطبان به عقب، تفاوت هایشان با بقیه و نشان دادن برتری هایشان و این که چه قدر خوب هستند همان انگیزه ای که به دنبالش هستید در مخاطب نیز ایجاد خواهد شد.

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

بازگشت به نقطه آغاز!

بازگشت به نقطه آغاز یعنی همان حرف هایی که ابتدا به ساکن بین شما و مخاطبان رد و بدل شده است حس نزدیکی شما و مخاطبان را بیشتر می کند. مثلا اگر شوخی یا مزاحی از همان بدو ورود به افراد حاضر داشتید بدان اشاره کنید و اجازه دهید همه چیز مدام مرور شود.

همه چیز را به علایق شخصی نسبت دهید!

بسیاری از کسانی که در یک سمینار، کنگره یا سخنرانی شرکت می کنند لزوما به دلیل علاقمندی زیاد به شما یا این که شما انسان تک و فوق العاده ای هستید این کار را انجام نداده اند. معمولا افراد اهداف دیگری را مثل دریافت یک مدرک خاص، گذراندن یک دوره خاص و …را از یک سخنرانی دنبال می کنند یا این که اصلا بخشی از کار آن ها حضور در همین سخنرانی ها است. در چنین مواردی شاید تنها چیزی که مخاطب بی علاقه را نسبت به شما باانگیزه کند توجه به علایق شخصی او می باشد.

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

بدین منظور بهتر است روی نقاط دوست داشتنی مشترک بین همه دست بگذارید. مثلا بپرسید: چه کسی دوست دارد درآمد او دو برابر شود؟ مسلما چون درآمدزایی بخش از خواسته های هر فردی می باشد این سوال باعث ایجاد انگیزه در آن ها خواهد شد؛ طوری که دستان خود را به نشان علاقمندی بالا می برند و با شما تعامل می کنند!

تکنیک های صداسازی در فن بیان

نگاهی مختصر بر کلیات تکنیک های صداسازی در فن بیان

مردم در بهترین حالت قادر هستند فقط ۷ درصد آن چه که می شنوند را به خاطر بیاورند؛ مگر آن که پشت این یادآوری تمرین و تکراری بوده باشد. این بدین معنا است که فقط ۷ درصد تلاش های شما برای قانع کردن مخاطبانتان موثر واقع می شود و مردم به صورت میانگین همین درصد اندک را از شما دریافت می کنند. Jerry Richardson در کتاب Magic of Rapport تاکید می کند که در میان تمام فاکتورهای موثر نظیر لبخند زدن در طول سخنرانی، توجه به تیپ های شخصیتی مخاطبان در طول سخنوری یا ترفندهای مربوط به آمادگی قبل از صحبت کردن و سخنرانی، این تُن صدای سخنران است که در اذهان ۳۸ درصد از مخاطبان ما در طول صحبت کردن ثبت می شود. ۵۵ درصد دیگر مربوط به حالات چهره و زبان بدن است که قبلا بدان پرداخته ایم و خیلی زیاد به یاد می ماند. بنابراین شکی باقی نمی ماند که یک سخنور در کنار زبان بدن به صدا سازی در فن بیان اهمیت دهد و نسبت به تقویت آن حریص باشد.

خیلی خوب می دانیم که اطلاعات و تسلط هر فرد بیش از هر عامل دیگری بقیه را خیره می کند و باعث می شود دیگران از ما تعریف و تمجید کنند. با این حال همیشه عوامل پیش بینی نشده ای وجود دارند که حتی متخصصان و کسانی که به مطالب احاطه کامل دارند را به چالش بکشند. هر گوینده با صدا سازی در فن بیان و تکنیک های آماده سازی صدا پیش از سخن گفتن می تواند بخشی از نقصان ها و ضعف هایی که در صدایش حس می شود را جبران کند. به شرط این که با اصول آن آشنا باشد.

با این پیش درآمد در مطلب دیگری از دانشگاه زندگی به مرور مختصر کلیات تکنیک های صداسازی در فن بیان می پردازیم.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

یک سخنران یا یک گوینده هنگام حرف زدن ممکن است به جای صداسازی نرمال و فعال دچار افراط یا تفریط شود. افراط در صدا زمانی رخ می دهد که به خاطر تاکید روی گفته هایمان ناخواسته تن صدا بالا می رود و سخنرانی چیزی جز داد و فریاد نیست. اما حالت تفریط دقیقا مقابل فریا یا صداهای گوش خراش است و دقیقا مثل یکنواختی صدا در طول سخنرانی چیزی مثل زمزمه کردن است که شبیه داروی خواب آور روی مخاطب عمل می کند!

تکنیک های صداسازی در فن بیان

قطعا تمرینات زیر به سخنران یا گوینده کمک می کند تا در فن بیان خود با تکنیک های صداسازی مرز بین فریاد و زمزمه را پیدا کند و بتواند تا پایان کار تعادل خود را روی همین محور حفظ نماید.

صدا سازی را از خانه شروع کنید!

هیچ جا خانه خود آدم نمی شود؛ خصوصا وقتی که قرار باشد برای سخنرانی و صداسازی در سخنرانی تمرین کنیم! برای شروع ابتدا قلم به دست شوید و پنج یا شش عبارت مرتبط با بحث گفتگو خود را روی کاغذ یادداشت کنید. مثلا اگر قرار است درباره شیوع یک بیماری خاص بین حیوانات یک منطقه وارد یک مناظره یا گفتگو شوید می توانید عبارت های تکان دهنده ای مثل آثار این بیماری بر سلامت انسان، بیماری های مشترک بین حیوان و انسان و مضرات این بیماری را برای محیط زیست جمع آوری کنید.

حالا می توانید کار را شروع کنید. هر یک از این عبارت ها را به عنوان یک سوغاتی به اعضا خانواده خود هدیه دهید. می پرسید چه طور؟ تکه های کاغذ یا کاغذ نوشته ها را بین اعضا خانواده خود تقسیم کنید و از آن ها بخواهید این کاغذ ها و متن های مختصر نوشته شده روی آن ها را به خاطر بسپارند. این کار برای مراحل بعدی قطعا لازم است؛ پس فعلا صبور باشید!

برای صداسازی فضا سازی کنید!

برای شروع صدا سازی در فن بیان قبل از شروع سخنرانی یا گفتگو از یک فضا باز و بزرگ برای شبیه سازی ملاقات، مصاحبه یا مکالمه استفاده کنید. یکی از اتاق های بزرگ و جادار منزل را انتخاب کنید که خیلی راحت افراد بتوانند در آن رفت و آمد کنند و خلاصه تحرک داشته باشند.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

شروع صداسازی با ارتباطات چشمی

از دیگران بخواهید در اتاق حضور پیدا کنند و مقابل شما برای لحظاتی بایستند. تکنیک های صداسازی در فن بیان باید به صورت مستقیم و در گفتگو با مخاطبان واقعی تمرین شوند؛ پس از این کار احساس خجالت نکنید. اولین مرحله از صداسازی با ارتباطات چشمی شروع می شود. یعنی حالات نگاه کردن و برقراری ارتباط چشمی با مخاطبان مشخص می کند که تن صدای ما به چه شکل باشد و دقیقا با چه ولوم یا درجه صدایی صحبت کنیم.

برای ارتباطات چشمی با راهنما زیر کار را شروع کنید:

  1. اطراف اتاق قدم بزنید
  2. راه رفتنتان را سریع تر کنید
  3. سرعت راه رفتن را کم کنید و کم کم متوقف شوید
  4. به نگاه های مخاطبان خیره شوید و تا جایی پیش بروید و که نگاه هایتان به هم دوخته شود
  5. همین روند را هر ۶۰ ثانیه یک بار طی کنید و در ثانیه شصتم یک توقف کوتاه داشته باشید و ارتباط چشمی را برقرار کنید
  6. جهت را عوض کنید
  7. با هر بار تغییر جهت به فرد دیگری نگاه کنید و نگذارید فقط یک نفر در مرکز توجه شما قرار گیرد
  8. حالا از تمام مخاطبانتان بخواهید برگه هایی را که در داشتند را یک بار دیگر ببینند و سعی کنند با اشاره های چشمی و برقراری ارتباطات غیرکلامی به هم منظور خود را بفهمانند.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

ارتباط چشمی روی صداسازی چه تاثیری دارد؟

با یادگیری فن برقراری ارتباطات چشمی، به مرور زمان می توانیم بخشی از مسئولیت انتقال پیام را با ارتباط چشمی بسپاریم و بنابراین در صحبت کردن بیش از حد افراط نکنیم. سخنرانانی که در طول سخنرانی به شدت هیجان زده می شوند و این هیجان باعث می شود فریاد بزنند می توانند از این تکنیک استفاده کنند و ببینند تا چه حد بار روش دوش آن ها برای سخن گفتن با ارتباطات کلامی سبک تر می شود.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

با تخلیه انرژی صداسازی کنید!

بر خلاف مرحله قبل که در سکوت کامل و با ارتباط چشمی توانستید تعادل کافی در تن صدای خود ایجاد کنید این بار با بلند حرف زدن قصد داریم صداسازی در فن بیان را تمرین کنیم. بر همین اساس تمرین های زیر را تکرار و تکرار کنید:

  1. صدای خود را صاف کنید؛ حالا با همراه مخاطبان خود تلاش کنید نوشته ها را با نرم ترین و لطیف ترین صدای خود بخوانید
  2. حالا بر خلاف مرحله قبل تا حد ممکن صدایتان را بالا ببرید و تلاش کنید متن را با صدای بلند تر تا جایی که امکان دارد بخوانید
  3. مجددا تن صدای خود را کم کنید و حالا چرخشی کار کنید. ابتدا صدای خود را بالا ببرید و به تدریج آرام تر صحبت کنید
  4. واژگان را زمزمه کنید. زمزمه کردن با آرام حرف زدن فرق دارد. زیر لب حرف زدن طوری که همزمان وضوح و شفافیت صدا حس شده باشد زمزمه کردن است.
  5. متن داخل برگه ها را این بار از آخر به اول بخوانید
  6. حالا صدا خود را بالا ببرید و هر عبارات را یک بار دیگر با لبخند زدن بخوانید
  7. تا حد امکان سرعت خود را در ادا کردن کلمات بالا ببرید و هجا ها را خوب تلفظ کنید

تکنیک های صداسازی در فن بیان

در هر مرحله به مقیاس صدای خود توجه کنید و ببینید در آن لحظه در کدام منطقه از مقیاس صدای خود هستید. اگر صدای شما ۱۰ درجه داشته باشد ایده آل است از ۷ درجه آن استفاده کنید و در تمرینات صداسازی در فن بیان آن را به کارگیرید.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

با شناخت ریشه های ترس ،دلواپسی هایتان را حین حرف زدن در جمع دور بریزید!

اگر همین حالا یک در حالی که وسط کلاس درس نشسته اید از شما بخواهند تا در یک سخنرانی دانشجویی، پشت تریبون قرار بگیرید و درباره رویکردها و اهداف خود نسبت به رشته تحصیلیان توضیح دهید چه احساسی دارید؟ به قول معروف شُر شُر عرق می ریزید، کف دستانتان خیس می شود، عرق سردی روی پیشانیتان می نشیند و دست و پاهایتان می لرزد؟ اگر قرار باشد در مقابل چندی از نمایندگان نامدار شرکت ها یا سازمان های دیگر در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کنید یا این که مقابل آن ها ازطرح ها و ایده هایتان دفاع کنید چه طور؟ اصلا چرا راه دور برویم؛ ارائه پایان نامه تحصیلیتان را چه طور مدیریت می کنید وقتی که چند داور سخت گیر قرار است همزمان به فن بیان، اطلاعات ارائه شده توسط شما و صحت آن ها نمره بدهند؟ از آن دسته افرادی هستید که می توانند در هر شرایطی پا روی پا بیندازند و بحران را سپری کنند یا این که ترس و دلواپسی از سخنرانی های عمومی تمام وجودتان را می گیرد؟ به راستی ریشه های ترس که باعث واکنش های گوناگون عصبی در فرد می شود چیست؟

دلواپسی های قبل از سخنرانی مانع یا دست اندازهایی هستند که در طول حرف زدن ما را به دام خود می اندازند. برخی از این دلواپسی های نظیر یک دست انداز فقط باعث کاهش سرعت ما، ایجاد لکنت در طول سخنرانی یا مکث های بیش از حد می شوند؛ اما برخی واقعا باعث می شوند ترمز سخنرانی عمومی کشیده شود و به صورت غیر فعال و با زور سخنرانی را پیش ببریم!

شاید راه های کاهش استرس سخنرانی تا حد زیادی بتواند روند سخنرانی یا گفتگو عمومی را تسهیل کند؛ اما این بار قصد داریم با بررسی ریشه های ترس در سخنرانی یا گفتگوهای عمومی ابه این ترس یا دلواپسی یک بار برای همیشه خاتمه دهیم.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

ترس یا فوبیا احساس مغز ما نسبت به یک تهدید یا خطر خارجی است. هروقت با چیز جدیدی روبرو  می شویم که آن را نمی شناسیم و فکر می کنیم یک تهدید برای ما است می ترسیم مثل ترس از تاریکی، ترس از مرگ، ترس از دست دادن عزیزان، ترس از ارتفاع و …که نسبت به آن ها گارد می گیریم و ثمره این واکنش دفاعی روحی، تاثیرات فیزیولوژیک زیادی روی بدن ما دارد.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

آمار عجیب شیوع ترس از صحبت کردن در جمع!

در سال ۱۹۷۷ در کتاب مرجع Book of Lists فهرستی از بارزترین نگرانی ها یا بهتر بگوییم، ترس های مردم در دنیا توسط شرکت Bruskin اعلام شد که ۱۴ مورد از آن ها به ترتیب زیر اعلام شدند:

  1. صحبت کردن قدر جمع
  2.  ارتفاع
  3. حشرات
  4.   مشکلات مالی
  5.   آب در عمق بالا
  6.   بیماری
  7.   مرگ
  8. پرواز
  9. حیات وحش
  10. سگ
  11. رانندگی با ماشین
  12. تاریکی
  13.  آسانسور
  14. پله برقی

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

معرفی ریشه های ترس از صحبت و سخنرانی های عمومی

برخی از دلایلی که یک سخنران یا گوینده را دلواپس می کند و باعث می شوند ترس در او ریشه بدواند عبارتند از:

خود آگاهی ما مقابل جمعیت های بزرگ

ترس برخلاف تصور اتفاقا خوب است. اگر همین حس ترس نبود احتمالا پیش از سخنرانی های حساس روی مبل لَم می دادیم و بدون آمادگی در سرنوشت ساز ترین قرار ملاقات ها یا مصاحبه های کاری و تحصیلیمان شرکت می کردیم.

ترس همه جا با ما است و مارا رها نمی کند. مثال های پیش پاافتاده تری هم بابت این حس ترسی که هنگام سخنرانی یا صحبت های عمومی ایجاد می شود وجود دارد. اگر ترس نبود حتما از راه پله آپارتمان نقش زمین می شدیم یا زحمت خواندن درس ها را نمی کشیدیم!

با این حال در رویارویی با جمعیت های بزرگ برای همه ما دلهره آور است. به همین دلیل بارها از دوستان یا نزدیکان خود شنیده اید که می گویند ما خیلی راحت می توانیم با یک نفر یا یک گروه کم جمعیت بااعتماد به نفس حرف بزنیم اما وقتی مقابل جمعیت بزرگی قرار می گیریم مضطرب می شویم.

در چنین مواقعی دو استراتژی در از بین بردن ریشه های ترس در این مورد به ما کمک می کند:

  1. به خاطر داشته باشیم که صد نفر همان یک نفر هایی هستند که ما خیلی خوب می توانیم با آن ها گفتگو کنیم
  2. به جای تمرکز روی تعداد مخاطبان به این توجه کنیم که آیا مخاطبان ما به خوبی حرف هایمان را درک کرده اند؟

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

ترس از “عصبی” تلقی شدن

گاهی بهترین تکنیک‌های کاهش اضطراب قبل از سخنرانی‌های پرتنش و ترسناک هم نمی تواند ریشه های ترس که باعث تزلزل یک سخنرانی و افت مهارت های ما در صحبت کردن شده ااست بخشکاند. گاهی باید به این گفته ایمان بیاوریم که هیچ چیز در دنیا ترس آور نیست غیر از خود ما برای خودمان! در واقع ترس واقعی خیلی از ما از ظاهر شدن در یک جمع بزرگ و صحبت کردن، ترس به خاطر ترسناک به نظر آمدن ما از دیدگاه بقیه است!

شاید سخنرانی که به خاطر ترس از سخنرانی عصبی و مضطرب شده است تصور کند مخاطبان یا شنوندگان درباره او چنین فکر کنند که به مطلب تسلط کافی ندارند. اما وقتی از یک منظر دیگر به این موضوع نگاه می کنیم همه چیز فرق دارد و اتفاقا دیدگاه یا نظرات مخاطبان متفاوت است. مثلا اگر شما به جای همین مخاطبان باشید و سخنرانی را ببینید که از شدت عصبانیت به خود می پیچد، تپق می زند، حرف هایش را فراموش می کند و…بیشتر دلتان برای او می سوزد تا این که بخواهید در تسلطش به مطلب واکاوی کنید!

ترس از قضاوت شدن

مشکل بزرگ ما این است که ما ممخاطبانمان را همچون غول های بی شاخ و دُمی تصور می کنیم که منتظر فرصتی برای شکارما هستند؛ درحالی که این تصور برای مخاطبان آگاه و دنیادیده کاملا غلط است. خودتان را در نظر بگیرید وقتی دریک جمع قرار می گیرید که قرار است شخصی صحبت کند آیا قصد شما از حضوردراین جمع این است که اورا ضایع کنید، اشکالاتش را در طول صحبت کردن پررنگ نمایید یا هدفتان این است که چیزی از یاد بگیرید؟

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

مسلما هدفتان یادگیری است و هر مسئله حاشیه ای هم که پیش آید بازهم شما یک هدف را بابت حضور در این جمع دنبال کرده اید. مخاطبان شما هم در طول سخنرانی همین گونه هستند و به صورت طبیعی منتظر فرصتی برای شکار اشتباهات لُپی شما نیستند!

نگرانی بابت قضاوت شدن تا بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی از مهم ترین ریشه های ترس هستند که باید هر چه زودتر در خود ریشه کَن کنید!

ردپای شکست های قبلی

دلواپسی از صحبت کردن در جمع تا سخنرانی های بزرگ تر مربوط به یک رفتاری است که قبلا توسط ناخودآگاه ما ثبت شده و در واقع ما این شیوه رفتاری را آموخته ایم. شاید چنین رفتاری مثل یک درخت درست از همان زمانی که در جمع و در یک سخنرانی فوق مهم مثلا تپق زده اید ریشه دوانده است. در چنین حالتی این درخت مثل یک شجر شوم در نظر شما رشد می کند و هر بار که قرار است دوباره سخنرانی کنید با خود می گویید این درخت ظرفیت های باروری و ثمره دادن برای اشتباهات دوباره من را دارد!

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

همان طور که می بینید این خود ما هستیم که درخت اشتباهات قبلی را می کاریم و بدان پر و بال می دهیم؛ واگرنه هیچ منطقی از این فرضیه پشتیبانی نمی کند که اشتباهات سابق الزاما باید تکرار شوند!