سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

با وجود اختلالات گفتاری یک سخنران همه فن حریف باشید!

حتی اگر همه چیز از جمله متن سخنرانی، آمادگی های قبل از سخنرانی، سالن و تدارکات انجام شده باشند و شما هم به عنوان یک سخنران تمرین و تکرار کافی داشته باشید باز هم مشکلات متداولی نظیر لکنت زبان در سخنرانی، شلی زبان، نوک زبانی صحبت کردن و عادت حذف بخشی از کلمات وجود دارند که سخنرانی را تبدیل به ترسناک ترین اتفاق ممکن در زندگی ما کنند! مثلا مسئله تلفظ نوک زبانی برخی از کلماتی که مخرج آن ها متفاوت است یکی از مشکلات و دغدغه های همیشگی افراد حین صحبت کردن است. این افراد همیشه از این که نتوانند حروف “س” و “ز” را به خوبی تلفظ کرده و بین آن ها تمایز ایجاد کنند واهمه دارند. شما هم این اختلالات گفتاری را تجربه کرده اید؟

هر یک از این اختلالت را که داشته باشید حتما دو موضوع مهم را تا این سن پذیرفته اید: اول این که اختلالات گفتاری مشکلاتی نیستند که با وِرد جادوگری برای همیشه حل و فصل شوند و دوم این که نباید نقص های عمدتا مادرزادی، شانس نمایش استعدادها، ذوق و قریحه شما را در مقابل دیگران، از شما بگیرد. پس با این مشکلات چه باید کرد؟ چه طور می توان در کنار اختلالاتی که شاید باعث مسخره شدن ما توسط دیگران هم شود مقابل جمع بزرگی ایستاد و یکی دو ساعت سخنرانی کرد؟ حالا که با وجود راه های درمانی که هیچ یک صد درصدی ما را به جواب نمی رسانند، همچنان با مشکلات گرفتگی یا شلی زبان رو به رو هستیم باید از خیر آرزوهایمان بگذریم و تمام فرصت ها را به خاطر این نواقص جزئی از دست بدهیم؟

دانشگاه زندگی راه بهتری می شناسد که به شما با وجود اختلالات گفتاری اعتماد به نفس کافی می دهد و کمک خواهد کرد یک سخنران همه فن حریف باشید!

سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

هر نقصی هم که در گفتار شما وجود دارد و هر راه حلی که توسط کاردرمان برای درمان این دست از نواقص پیشنهاد می شود باز هم می دانیم مشکلاتی که در تولید صداهای گفتاری مانند جانشینی صداها (مثل شیب بجای سیب) و یا خراب گویی مثل نوک زبانی صحبت کردن…وجود دارد صد در صد قابل درمان نیستند. آسیب شناسان قادر هستند با آموزش صداهای گفتاری، درک مرکز ایجاد این اختلالات و ایجاد تغییراتی در دندان ها، لب ها و کام در جریان مسیر هوای حنجره این ناهنجاری ها را تا حد زیادی حل کنند. اما باز هم رد این اختلالات در زندگی افراد باقی می ماند.

سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

شما تنها نیستید!

هرگز فکر نمی کنیم اختلالات گفتاری مانعی برای سخنرانی های موفق و بزرگ شود؛ چون در دنیا هزاران سخنران سرشناس و کاربلد وجود داشته و دارد که همزمان با این اختلال ها توانستند به خوبی از پس سخنرانی های خود برآیند:

  • سیاتمداران با اختلالات گفتاری:
    وینستون چرچیل
    جو بایدن
    کینگ جورج
    فرانک ولف
  • بازیگران با اختلالات گفتاری:
    جیمز ارل جونز
    روآن آتکینسون
    ساموئل ل جکسون
    مرلین مونرو
    امیلی بلانت
  • ورزشکاران با اختلالات گفتاری:
  • رندا روئسی
    شاکیل اواینل
    باب لاو

سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

حالا که با نامدارترین افراد تاریخ که همگی به نحوی اختلالات گفتار داشتند آشنا داشتید فکر می کنید تا کنون چه فرصت های ارزشمندی را در زندگی خود به این بهانه از دست داده اید؟ وقت آن رسیده است مانع از این شوید که این اختلالات خفیف کنترل موفقیت های زندگی شما را به دست گیرند!

۵ راه برای داشتن اعتماد به نفس بیشتر حین سخنرانی

اگر این اختلالات را هنگام سخنرانی احساس می کنید پیش از هر چیز با استفاده از راه های تنفس صحیح و اصولی در سخنرانی، تلاش کنید سلطه کافی روی کلمات برای کنار هم چیدن آن ها به دست آورید. حالا می توانید با استفاده از راه های زیر، اعتماد به نفس بیشتری هنگام حرف زدن داشته باشید:

کلمات سخت و دور از ذهن ممنوع!

به عنوان فردی که از اختلالات او، همواره به عنوان خط قرمز یاد شده است، پس بهتر است خودتان هم از این خط قرمز دوری کنید. مثلا کسی که مشکل نوک زبانی حرف زدن دارد طبیعی است اگر از تلفط “س” یا “ز” خودداری کند.یا این که کسانی که از گرفتگی زبان رنج می برند به خوبی می دانند که بهتر است جملات خود را با حروف “م” یا “و” شروع نکنند؛ چون تلفظ این حروف اختلالات گفتاری را هنگام حرف زدن تشدید می کند.

سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

به هر حال در صورتی که مجبور بودید از یک سری حروف هم نظیر حروف ممنوعه بالا استفاده کنید نهایت تمرین و تکرار را داشته باشید. به همین منظور در متن سخنرانی خود حتما این حروف را مشخص نمایید تا هنگام تمرین کردن، روی آن ها بیشتر مکث داشته باشید.

حس شوخ طبعی خود را تقویت کنید!

کنار آمدن با مشکلات و اختلالاتی که ممکن است هنگام حرف زدن با آن مواجه شوید فقط بخشی از قضیه است؛ مردم با دیدن استرس و نگرانی شما هنگام حرف زدن بلافاصله برای تمسخر تحریک می شوند و بهانه ای برای ترک کردن سالن یا ایجاد بی نظمی در سخنرانی خواهند داشت.

برای جلوگیری از شکل گیری این موقعیت ها، توصیه ما استفاده از طنز و شوخ طبعی در سخنرانی است. سوق دادن موضوع سخنرانی به مسائل حاشیه ای در یکی دو دقیقه میانی می تواند این لحظات شاد را برای همه رقم بزند. مثلا در یکی از سخنرانی هایی که اخیرا شرکت کرده بودیم، سخنران با وجود گرفتگی زبانی که داشت شروع به مرور خاطراتش کرد و برای همه تعریف کرد چه طور یک بار از او خارج از کشور درباره ملیت و اصالتش سوال شده و او نیز چه طور با لهجه ای که داشت ملیتش را به طرف مقابل نشان داده بود.

سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

توصیه می کنیم برای رواج حس شوخ طبعی سراغ اختلالات گفتاری خود نروید و درباره لکنت زبان، شلی زبان و خلاصه ناهنجاری هایی که در گفتارتان دیده می شود جوک نسازید!

به تپق یا اشتباهات خود حمله ور شوید!

برای کسی که هیچ اختلالی در گفتار ندارد اشتباهات و تپق هایی که ممکن است در طول صحبت کردن رخ دهد طبیعی است و با یک عذرخواهی ساده رفع می شود؛ اما تپق زدن در سخنرانی برای کسی که مخاطباناش از مشکلات گفتاری او باخبر هستند فقط یک شکاف ساده گذرا نیست. این تپق یا اشتباهات می توانند قلج کننده باشند!

هر چند که سخنرانان معمولی، عموما برای تاکید روی بخشی از سخنرانی یا در واقع تشدید در فن بیان خود بارها یک جمله را تکرار می کنند اما برای کسانی که همیشه بابت اختلالات گفتاری محتاط بودند این تکرارها وقعیت های سخت و دستپاچه کننده ای را رقم می زند. تصورش را بکنید فردی که مشکل نوک زبانی حرف زدن دارد بخواهد واژه “سمفونی” را طی یک سخنرانی درباره موسیقی تلفظ کند. مسلما تلفظ این واژه مصائبی را به دنبال دارد که ممکن است باعث اشتباهات و تپق زدن شود؛ اما بهتر است هنگام بروز این اشکالات، بدون توجه به اطرافتان و اتفاقی که افتاده از روی هر واژه عبور کنید. مطمئن باشید مخاطبان آن قدر با زبان و فن بیان شما آشنا هستند که می توانند با وجود این تپق ها به منظور شما پی ببرند.

سخنرانی حرفه ای با وجود اختلالات گفتاری

توصیه دیگر ما خودداری از عذرخواهی است. نه فقط برای کسی که قادر نیست روان صحبت کند، بلکه برای هر سخنران عادی، عذرخواهی به محض بروز اشتباهات مهلکی که در سخنرانی مرتکب می شویم اصلا پسندیده نیست!

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

۷ خوانی که برای درگیر کردن مخاطب با خود باید از آن عبور کرد

هر دفعه که برای سخنرانی روی صحنه می روید، چه محیطی که در آن قرار گرفته اید یک اتاق کوچک باشد و چه یک آمفی تئاتر مجلل و بزرگ، با اولین چیزی که باید رقابت و تنش داشته باشید موضوع حواس پرتی مخاطبانتان است. شاید اغراق آمیز باشد اما شنونده در چنین موقعیت هایی مثل یک ماهی است که تا از آن غافل می شوید لیز می خورد و از دستتان می رود! در سالن سخنرانی همه چیز فراهم است برای این که یک لحظه حواس مخاطب از سخنران پرت شود. صداهایی که ممکن است از اطراف به گوش برسد، رفت و آمدهای داخل سالن، شلوغی هایی که ممکن است به دلیل ازدحام داخل سالن به وجود آید یا به درازا کشیده شدن بحث هر یک از جمله عواملی هستند که  حواس مخاطب را پرت می کنند. انگار درگیر کردن مخاطب با خود به عنوان سخنران هفت خوانی است که به همین سادگی نمی توان از آن گذشت!

پیروزی در برقراری ارتباط با این مخاطبان که هر لحظه حواسشان توسط هزار و یک عامل خارجی دزدیده می شود کار سختی است. نمی دانیم شما به عنوان سخنران دقیقا چه برنامه هایی را برای تعامل بیشتر با شنوندگان دارید یا اصلا روش شما برای ارائه یک سخنرانی انگیزشی چیست؛ اما قطعا هر روشی که تا کنون به کار بسته اید می دانید که سرگرم کردن مخاطبانتان کار دشواری است و هر راه تازه ای قطعا برای جلب توجه آن ها ارزش امتحان کردن را دارد!

دانشگاه زندگی این هفت خوان را برای شما ساده تر از آن چه که فکرش را بکنید کرده است؛ کافی است تا پایان این مطلب همراه ما باشید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

در سخنرانی هایتان از مخاطبانتان انتظار نداشته باشید که چارچشمی حواسشان به شما باشد؛ این شما هستید که باید با استفاده از جملات هیپنوتیزم کننده از آهنربا هم جذاب تر باشید و آن ها را برای توجه به خودتان متقاعد سازید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

برای درگیر کردن مخاطب خود به این نکات توجه کنید:

هرگز بی گدار به آب نزنید!

فرض کنید قرار است به عنوان یک متخصص فن بیان، درباره راه های ایجاد اعتماد در کسب وکار به وسیله مذاکره سخن بگویید. سخنرانی شروع شده است. همه چراغ ها خاموش است و پرده برای حضور شما کنار زده شده است. شما درست وسط صحنه قرار گرفته اید؛ اما با وجود گذشت ۲۰ دقیقه از زمان رسمی سخنرانی همچنان اندر خم یک کوچه اید!

اگر راه و رسم سخنرانی ده دقیقه ای و به طور کلی سخنرانی های کوتاه مختصر را آموخته باشید حتما می دانید که زمان هر سخنرانی هر چه قدر کوتاه تر باشد برای مخاطب به یادماندنی تر و دل انگیزتر خواهد بود. به همین دلیل بی گدار به آب نزنید. در مدت زمان معلوم ابتدا سخنرانی را با حاشیه های بیهوده و حرف های توخالی از دست ندهید. ۱۰ دقیقه اول را دریابید و روی هدف اصلی سخنرانی متمرکز شوید. چه اشکالی دارد اگر با همان روش کلیشه ای بلافاصله بعد از سلام و احوالپرسی با اعتماد به نفس بگویید: موضوع امروز بحث امروز ما فلان مسئله اجتماعی/سیاسی/اقتصادی و…است؟!

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

موافق هستید که هر سخنران باید جرئت کافی را برای کامل کردن جمله زیر داشته باشد؟

امروز می خواهم مخاطبان را با این راه میخکوب کنم و در عوض مخاطبان برای من…….

ابتدا به ساکن بلافاصله بعد از ورودتان به سالن اهداف و برنامه هایی که در مدت زمان مقرر دنبال می کنید را تشریح کنید تا به این وسیله از واس پرتی مخاطبانتان جلوگیری کرده باشید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

دیالوگ سازی کرده و مونولوگ نباشید!

فرض کنید روی صندلی نشسته اید و دوستتان کنارتان مشغول حرف زدن است. یک ربع، نیم ساعت، چهل دقیقه، بیشتر از یک ساعت می توانید مکالمه یک طرفه ای را که در آن هیچ نقشی جز شنونده ندارید را تحمل کنید؟

گفتگو دیالوگ یکی از بهترین راه ها برای ذهن خوانی مخاطب و کنترل افکار او در سخنرانی می باشد. برای گرفتن بازخورد از مخاطب مرتبا از او سوال بپرسید. حتی اگر منظور شما تنها یک نفر برای پاسخ دادن به سوالات نیست و صرفا به صورت جمعی طرح سوال می کنید باز هم از این کار دست نکشید!

قلابتان را از همان اول بیندازید!

لیندن جانسون می گوید: اگر مخاطب هنگام تیک آف همراهتان باشد، هنگام فرود شما را تنها نمی گذارد! به همین منظور همیشه یک ربع اول سخنرانی سرنوشت ساز ترین بخش آن است. پیشنهاد ما طرح سوالاتی است که قرار نیست در همان لحظه پاسخ آن را با بقیه به اشتراک بگذارید. مثلا اگر قرار است درباره آلودگی هوا تهران و راه حل های آن صحبت کنید بی پرده از همان ابتدا راه حل را ذکر کنید و بگویید: تا کنون درباره فیلترهای هوشمند اگزوز خودروهای دودزا چیزی شنیده اید؟

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

فایده ای نوع طرح سوال قلقلک دادن مخاطب است. به عبارت دیگر با این کار به مخاطب سیگنال هایی را برای کشف موضوع قابل بحث و نتیجه پیش رو داده ایم.

تا جایی که مخاطب اجازه می دهد حرف بزنید!

در بسیاری از سخنرانی های غیررسمی و نیمه رسمی که معمولا به صورت خصوصی برگزار می شود مدت زمان محدود و مشخص شده ای از قبل در نظر گرفته نمی شود. در واقع کشش گفتگو و ظرفیت مخاطب این موضوع را تعیین می کند. طبق گزارش های شورا ملی آمار آمریکا، در محیط کسب وکار مدرن، تنها ۳۷ درصد افراد مایل هستند زمان خود را برای ملاقات ها و سخنرانی ها به این شکل صرف کنند. بنابراین وقت این روزهای ما محدود تر از آن است که بتوانیم دو سه ساعت روی صندلی بدون نگرانی و در کمال آرامش دوام بیاوریم!

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

توصیه ما این است که زمان سخنرانی را برای درگیر کردن مخاطب با خود منعطف بگذارید.

برای مشتاقان بحث امتیاز ویژه ای قائل شوید

هر چه قدر هم بحث شما خسته کننده باشد افراد هستند که به شما و مسئله ای که درباره آن صحبت می کنید روی خوش نشان دهند. طبیعت آدمی با تشویق، تعریف و تمجید سازگاری بیشتری دارد. هنگام طرح سوال برای جذب تعامل کاربران و درگیر کردن مخاطب با خود از هدیه های کوچکی استفاده کنید. وقتی که همه حاضران ببینند تعامل یک نفر و حسن توجه او با یک شاخه گل پاسخ داده شده است احتمالا برای شرکت در نظرسنجی و مباحث شما اشتیاق بیشتری نشان دهند.

مخاطب را اسیر خود کنید!

دامنه توجه افراد معمولا بسیار کوتاه تر از آن چیزی است که تصور می کنیم. برای ایجاد انگیزه در مخاطبان و به طور کلی درگیر کردن مخاطب با خود به فکر راه هایی باشید که آن ها را به نحوی اسیر خود کرده باشید. داستان های کوتاه و چند دقیقه ای و عوض کردن آن ها راه خوبی برای ایجاد تنوع است. جایگاه خود را دائما تغییر دهید و حتی اگر این امکان فراهم است و هرج و مرج زیادی در سالن وجود ندارد می توانید از استیج پایین بروید و در کنار مخاطبان سخنرانی کنید. (این مورد بستگی به صمیمیت جمع، بزرگی سالن و حال و هوای موضوع مورد بحث شما دارد)

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

در این زمینه می توانید از همکاران خود بخواهید قبل از حضور شما، فرم های نظرسنجی بین مردم پخش کرده و حداقل تا یک ساعت پیش از شروع بحث آن را در اختیار شما قرار دهند. حتی بهتر است این نظرسنجی به صورت مجازی و از طریق شبکه های اجتماعی بین مخاطبان انجام شود تا فرصت بیشتری برای تبادل نظر وجود داشته باشد.

مراعات نظیر معکوس

چه طور با “مراعات نظیر معکوس” به یادماندنی سخن بگوییم؟

حرف هایی که می زنیم فقط رشته ای از واژگان نیستند که به هم وصل شده اند؛ حرف های ما جاندارانی هستند که اگر تاب و توان نداشته باشند نمی توانند تاثیر بگذارند. تا زمانی که به کلمات جان نداده باشیم و کلمات نتوانند مثل خود ما زندگی کنند نتوانسته ایم درست سخن بگوییم، درست افکار بقیه را شکل دهیم و درست اثرگذاری کنیم. یکی از راه هایی که می توان به سخنانی که بر لبانمان جاری می شود روح ببخشیم و بدان جان تازه ای بدهیم استفاده از کلمات و جملات و آرایش آن ها با استفاده از آرایه های خاص است؛ طوری که لبخند رضایت روی لب های مخاطبان نقش ببندد. یکی از این ابزارهای شناخته شده که بارها بدون این که متوجه شویم از آن استفاده کرده ایم “مراعات نظیر معکوس” می باشد.

طی پست های اخیر تمرکز زیادی روی این آرایه ها داشتیم. اپیستروف در فن بیان یکی از مهم ترین آلات تکرار است که در سخنرانی های بزرگ دنیا همواره مورد توجه قرار می گیرد. موارد معجزه آسا دیگری هم نظیر افزونگی در کنار تکرار و اپیستروف وجود دارند حسابی به تنه سخنرانی و گفتگوهای ما جان می دهند. اما مراعات نظیر معکوس به شکل متفاوت تری می تواند در کنار آهنگ دادن و نظم بخشیدن به متون سخنرانی، آن را به یادماندنی و خاطره انگیز کند؛ چنان چه که در سخنرانی های بسیاری استفاده از این آرایه مشهود است.

ارایه یا بهتر بگوییم؛ ابزار “مراعات نظیر معکوس” بهانه ای شد تا با نگاهی بر سبک سخنرانی بزرگ ترین سخنرانان ناطقان دنیا، به بررسی این مفهوم، کاربرد آن و مثال های مختلف مرتبط با آن بپردازیم. همراه با دانشگاه زندگی بمانید.

کاربرد “مراعات نظیر معکوس” در سخنرانی های به یادماندنی

اصلا تا به حال واژه “مراعات نظیر” به گوشتان خورده است؟ تا چه حد با این آرایه ادبی در کتاب های ادبیات فارسی مدرسه آشنا شده اید؟ به نقل از ویکی پدیا، مُراعات نَظیر یا تناسب آوردن واژه‌هایی از یک دسته است که با هم هماهنگی دارند؛ مراعات نظیر سبب تداعی معانی است.

مراعات نظیر معکوس

با این حال مراعات نظیر معکوس کاربردی جداگانه دارد و بیش از این که در ادبیات فارسی ما پرکاربرد باشد در سخنرانی ها به لحاظ کاربرد، مورد استقبال قرار گرفته و در واقع رکورد زده است!

صفر تا صد مراعات نظیر معکوس

مراعات نظیر برعکس، معادل واژه یونانی Chiasmus به معنا ترتیب مورب است. این مفهوم برای تشریح دو عبارت مستقل با واژه های مشابه به کار برده می شود؛ طوری که کلمه کلیدی به صورت معکوس در هر دو جمله به کار گرفته می شود. از این رو مراعات نظیر معکوس بیشتر در سخنرانی ها مورد استقبال قرار می گیرد تا مفاهیم به صورت معکوس بهتر در ذهن مخاطب جای گیرد.

مراعات نظیر معکوس

برای آشنایی هر چه بهتر با این مفهوم به مثال زیر توجه کنید:

وقتی رفتن سخت می شود؛ سختی می رود!

در مثال بالا دو کلمه کلیدی همان طور از ساختار اصلی مشخص است “رفتن” و “سخت” می باشند. در بررسی ساختار کلی مراعات نظیر معکوس باید به کلمات کلیدی توجه کرد. به طر کلی هر گاه دو کلمه کلیدی در یک جمله مدنظر ما باشد می توانیم آن دو کلمه را به شرط جا به جا کردن جایگاهشان نسبت به جمله اول، در جمله دوم بیان کرده و به این شکل تاثیرگذاری را افزایش دهیم.

نمونه کاربرد مراعات نظیر معکوس در سخننان بزرگان

جان اف کندی، باز هم قهرمان به کارگیری آرایه های ادبی در زمینه استفاده از مراعات نظیر معکوس است. چنان چه که در ارتباط با به کارگیری اپیستروف توسط جان اف کندی قبلا صحبت کردیم، استفاده از مراعات نظیر به شکل وارونه نیز در سخنرانی های وی مشهود است.

به عنوان مثال در معروف ترین خط از نطق افتتاحیه در ۲۰ ژانویه ۱۹۶۱، جان اف کندی با استفاده از وارونه سازی کلمات “کشور” و “شما” سعی دارد با ذهن مخاطب بازی کند:

این که کشور چه کاری می تواند برای شما انجام دهد را نخواهید؛ آن چه که شما می توانید برای کشور انجام دهید را بخواهید!

مراعات نظیر معکوس

در سخنرانی مشابهی باز هم به کارگیری مراعات نظیر معکوس را شاهد هستیم:

بگذارید هرگز از ترس صحبت نکنیم؛ با این حال هرگز از صحبت کردن نیز نترسیم!

در نطق جان اف کندی، در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۱۹۶۱ همین جمله “بگذارید هرگز از ترس صحبت نکنیم؛ با این حال هرگز از صحبت کردن نیز نترسیم!” دوباره تکرار شد و در ادامه آن جمله دیگری که با مراعات نظیر معکوس آراسته شده بود بیان شد:

آدمی باید به جنگ خاتمه دهد یا این که جنگ به آدم ها خاتمه می دهد!

نقطه قوت کندی در نطق او در سال ۱۹۶۳ و در پیمان منع آزمایش هسته ای است:

هر گونه افزایش در تنش ها باعث افزایش تولید سلاح شده است و هر گونه افزایش تولید صلاح باعث ایجاد تنش جدید!

همان طور که می بینید جان اف کندی با هوشمندی تمام توانسته است جملات به یادماندنی و متفاوتی را از خود در تاریخ به جای بگذارد. به جز در سخنرانی های وی، ما تقریبا همه روزه شاهد به کارگیری این ابزار در تبلیغات تلویزیونی یا موسیقی هایی که گوش می دهیم هستیم. انجیل هم حاوی نمونه های بسیاری از به کارگیری از آرایه است که به شیوه های مختلف ترجمه و ارائه می گردد.

حال توجه شما را به نمونه های بیشتری از کاربرد “مراعات نظیر معکوس” در سخن بزرگان جلب می کنیم:

وینستون چرچیل در سخنرانی موسوم به “پرده آهنی” خود در سال ۱۹۴۶ از مراعات نظیر بهره گرفته است:

بگذارید توصیه کنیم آن چه که باید تمرین کنید را؛ بگذارید تمرین کنیم آن چه که باید توصیه کنیم!

مراعات نظیر معکوس

رونالد ریگان، درباره روابط بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی نیز خیلی زیبا به این اصل توجه کرده است:

ما به یکدیگر بدگمان نیستی چون مسلح هستیم اما ما مسلح هستیم چون به دیگران بدگمانیم!

مراعات نظیر معکوس

باراک اوباما نیز در سال ۲۰۰۶ می گوید:

شغل من معرفی کردن واشنگتن به شما نیست؛ بلکه معرفی کردن شما به واشنگتن است!

فن بیان بیل کلینتون نیز در کنوانسیون ملی دموکراتیکی که در سال ۲۰۰۸ برگزار شده بود مشهور شده است: مردم دنیا بیشتر به واسطه قدرت مثال های ما تحت تاثیر قرار گرفته اند تا مثال های قدرت ما!

راهنما استفاده از “مراعات نظیر معکوس” هنگام حرف زدن

تولید این دست از جملات با بهره گیری از مراعات نظیر کار دشواری نیست. خیلی راحت می توانید با برخی از کلمات کلیدی متداول در مکالمات روزمره خود جمله ای مشابه با جمله زیر بسازید:

ترجیح می دهم بی اندازه عشق داشته باشم و اندکی پول؛ تا این که پول بی اندازه ای داشته باشیم و عشق اندک!

مراعات نظیر معکوس

برای ساخت جملات مشابه به نکات زیر حتما توجه داشته باشید:

  1. از این آرایه در حد اعتدال استفاده کنید و زیاده روی نکنید
  2. به ارتباط کلمات با دقت توجه کنید؛ آیا کلمات انتخابی شما واقعا ارزش ربط دادن دارند؟! به عنوان مثال جان اف کندی در سخنرانی هایش همواره ارتباط بین هر فرد و مملکت را هدف قرار می داد و با تقاطع به وجود آمده مخاطب را به فکر وا می داشت
  3. به مسئله علت و معلول نگاه متفاوتی داشته باشید؛ مثلا ریگان در سخنرانی خود با توجه به رابطه علت معلولی موجود بین جنگ و سلاح، توانست مخاطب را درگیر فکر کردن کند
معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

مروری بر معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

اپی فورا را به یاد می آورید؟ تکرار کلمات مشابه در انتهای عبارت هایی که به کار می بریم به شرط این که از پیوستگی و قواعد خاصی پیروی کند اپی فورا یا اپیستروف نامیده می شود. به جهت این که در اپی فورا کلمات انتهایی بیش تر تکرار می شوند سخنرانی ها جنبه نمایشی به خود می گیرند، روی کلمات بزرگ و وسیعی که زبان از بیان عظمت آن ها قاصر است (نظیر مردم، مشکلات، اتحاد، سلطه و توانایی) تاکید و تشدید بیشتری وارد می شود و صحبت ها آهنگ، وزن و ریتم می یابند.

نلسون ماندلا در کیپ تاون، ۱۱ فوریه ۱۹۹۰ اپیستروف را به این شکل در فن بیان خود به کار می گیرد:

مبارزه ما به لحظه قطعی خود رسیده است. درخواست ما از مردم این است که این لحظه را بقاپند؛ لحظه ای که در روند دموکراسی بدون وقفه و متداوم است. من در مقابل سلطه سفید مبارزه کرده ام و اکنون با سلطه سیاه مبارزه می کنم.

در سخنان ماندلا که در کیپ تاون، منطقه ای در آفریقا مطرح شد دو کلمه “لحظه” و “سلطه” با کمک اپی فورا پررنگ یا هایلایت شده اند. با این حال به جز اپیستروف ابزارهای دیگری مثل تکرار و افزونگی در فن بیان بزرگان دنیا دیده می شود که می توان از آن ها برای تقویت سخنرانی ها و نطق ها بهره مند شد. همراه با ما  در مروری بر معجزه اپیستروف، تکرار و افزونگی در فن بیان بمانید.

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

برای یک سخنران، شاید درک و تمیز دادن مفاهیم مختلفی که در فن بیان مطرح می شود دشوار باشد. مثلا پارادوکس چه تفاوتی با اپیتسروف دارد؟ تکرار با اپیستروف فرق می کند؟ افزونگی چیست و اصلا چه مواقعی باید از آن استفاده کرد؟

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

به منظور شفاف سازی همین مفاهیم، در سه بخش جداگانه به بررسی هر یک می پردازیم:

مروری بر اپیستروف و کاربردهای آن در فن بیان

اپیستروف نقطه مقابل آنافورا می باشد. همان طور که در استفاده از اصطلاحات و ضرب المثل ها باید در سخنرانی هوشیار بود در استفاده از اپی فورا هم باید نهایت توجه را به خرج داد. اپی فورا زمانی جواب می دهد که تفاوت ها جزئی و خیلی ظریف باشد. طوری که یکنواختی و نزدیکی خاصی بین کلمات احساس شود. فن سخنرانی بیل گیتس در ۷ ژوئن ۲۰۰۷ در دانشگاه هاروارد به خوبی این تفاوت های ظریف را به تصویر می کشد:

من در این دانشگاه محوطه کالج را برای میلیون ها دانشجو در این کشور که سعی داشتند به هر طریق از زیر فرصت علمی به وجود آمده فرار کنند گسترش دادم؛ اما از میلیون ها دانشجو در کشور های در حال توسعه که در فقر و نداری زندگی می کردند غافل بودم.

جاستین تودوو نیز در در سوم اکتبر ۲۰۰۳ در سخنرانی اش در سوگ از دست دادن پدرش از اپیستروف استفاده نموده است:

اما بیش از هر چیز او برای من پدر بود؛ وچه پدری! او ما را با عشق و عزت نقسی که زندگی اش را فراگرفته بود بزرگ کرد. او به ما یاد داد روی پای خودمان بایستیم، به ما یاد داد خودمان را باور داشته باشیم و مسئولیت خودمان را بپذیریم.

شاید تنها عیبی که بتوان درباره اپیستروف مطرح کرد شکل بیان آن باشد. در واقع در گفتگوهای روزمره معمولا پایان جملات به صورت مجهول بیان می شود و همین موضوع از شدت اپی فورا نسبت به مواقعی در حالت معلوم به کار رود می کاهد.

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

راهنما استفاده از اپیستروف در سخنرانی های عمومی

با توجه به سه نکته زیر می توانید در هر جا که هستید، در سالن سخنرانی یا در جمع های کوچک دوستانه از اپی فورا استفاده کنید:

افراط و تفریط در استفاده از اپی فورا

در بزرگ ترین سخنرانی هایی که عمدتا با اهداف سیاسی برگزار شده اند نهایتا دو بار از اپیتسروف استفاده شده است. در انتخاب جملات و جایگاه استفاده از آن ها، همچنین دفعات به کارگیری اپیتسروف دقت کافی را به خرج دهید.

استفاده از کلمات کلیدی در اپی فورا

در نمونه هایی که بالاتر معرفی شد و قبلا نیز تحلیل کردیم، این کلمات کلیدی بودند که مرتبا تکرار  می شدند. مثلا مثلا مالکوم ایکس با هدف قرار دادن کلمه “اروپایی ها” سعی داشت  روی سلطه آن ها بر سرزمین های آسیایی تاکید نماید یا مارتین لوتر کینگ جونیور به “اتحاد” و “همبستگی” بیشتر پرداخته بود.

مکث و تغییرات تن صدا

اهمیت تن صدا در سخنرانی به عنوان یکی از شاخصه های صدا بر هیچ کسی پوشیده نیست. برای رسیدن به حداکثر اثرگذاری اپی فورا بین جملات وقفه ایجاد کرده و همزمان تن صدا را نیز تغییر دهید.

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

مروری بر تکرار و کاربردهای آن در فن بیان

در بحث تکرار در فن بیان، موضوع گسترده تر از اپی فورا می شود. تکرار مجموعه ای از مفاهیم اپیتسروف یا اپی فورا، آنافورا و ایزوکلون تقسیم بندی می شود. (نام تمامی این مفاهیم برگرفته از اسامی یونانی می باشد)

هر یک از این مفاهیم شباهت هایی با هم دارند. مثلا در مفهوم ایزوکلون که بیشتر در سخنرانی های حماسی و تاریخی استفاده می شود علاوه بر رعایت اصولی که به آزاد کردن قدرت خارق العاده کلمات کمک می کند به برابری ساختارهای دستوری و موازی بودن ارکان گرامری توجه ویژه ای می شود. مثلا اگر قرار باشد در دو جمله تکرار داشته باشید، این دو جمله حتما با از نظر طولی و ساختار معلوم مجهول با هم یکسان باشند تا وزن و آهنگ مطلوبی ایجاد شود.

بهترین راه برای تشخیص الگو مناسب تکرار قرار دادن کلمات دو جمله به صورت ستونی در کنار هم است. با این کار کلمات مشترک به راحتی مشخص شده و می توانید آن ها را هایلایت کنید.

تکرار در فن بیان باراک اوباما

باراک اوباما، یکی دیگر از نامداران تاریخ سیاسی آمریکا در استفاده از تکرار در سخنرانی هایش شهرت بسیاری دارد. اوباما نه به خاطر رعایت نکات دستوری یا ریتم، بلکه به دلیل تاکید روی اسامی از تکرار و انواع آن استفاده می کرده است:

در داستان آمریکا،هیچ وقت هیچ چیز درباره امید دروغ نبوده است. زمانی که به ما گفته می شد آمادگی کافی ندارید، نمی توانید، نسل آمریکایی با یک عقیده که روحیات مردم را تقویت کرد دوام آورد: بله؛ ما می توانیم! این عقیده توسط بردگان در طول سیاهی شب زمزمه شد: بله؛ ما می توانیم! این عقیده آواز روی لب های مهاجران در خطوط ساحلی و پیشگامانی که در بیابان های بی رحم رو به سوی غرب می تاختند جاری بود که بله؛ ما می توانیم!

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

بحث دیگر در تکرار، آنافورا می باشد. آنافورا بر خلاف اپیستروف، تکرار در ابتدا جملات است که بیشتر مورد استقبال سخنرانان قرار می گیرد.

افزونگی و کاربردهای آن در فن بیان

افزونگی نوعی تکرار است که چیزی به مفهوم و معنای قبلی اضافه نمی کند؛ فقط در جهت تکرار مفاهیم قبلی برای تثبیت در ذهن شنونده بیان می شود. به جمله زیر برای درک بهتر کاربرد افزونگی دقت کنید:

اگر قرار باشد شب فیلم را در سینما ببینیم باید زودتر راه بیفتیم؛ باید زودتر راه بیفتیم چون سینما ابتدا شب باز می شود.

همان طور که می بینید افزونگی چیز تازه ای به جملات قبلی اضافه نمی کند و فقط شکل تازه ای از تکرار است که با عنوان افزونگی شناخته می شود. افزونگی بیشتر شبیه طوفانی از لفاظی است که به مخاطب یا شنونده تحویل می دهیم. علت این که آنافورا بیشتر در گفتگوهای معمولی روزمره ما کاربرد دارد شاید توجه بیشتر ما به ابتدا جملات باشد؛ طوری که تنظیم ساختار انتهایی از کنترل ما خارج می شود.

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

فن بیان خود را با چاشنی اپی فورا تند و تیز کنید!

اگر قرار باشد در میان هزاران کاراکتری که در طول سخنرانی یک ساعته خود به کار می برید یه بخش کوچک از آن را پررنگ یا اصطلاحا هایلایت کنید تا نسبت به بخش های دیگر بهتر در ذهن مخاطب ثبت شود چه می کنید؟ اگر میان تمام سبک های سخنرانی و راه های ارائه آن یک روش ساده وجود داشته باشد که بتوان با استفاده از آن یک قسمت کوچک را به یادماندنی کرد آن راه چیست؟ اگر یک جمله ماندگار در دنیا وجود داشت که با استفاده از آن می توانستید ذهن مخاطب را صرفا روی همان موضوع متمرکز سازید آن جمله چه بود؟ استفاده از اپی فورا پاسخ مناسبی به تمام این سوالات رایج بین کسانی است که کسب وکارشان این روزها به شدت با فن بیانشان گره خورده است!

اگر جستجو ساده ای در وب داشته باشید احتمالا با وارد کردن اپی فورا به معنانی دیگری بر می خورید که اساسا هیچ ارتباطی با سخنرانی و فن بیان ندارند. اما چنان چه یک بار به این مفهوم به صورت بنیادی نگاه کنید متوجه می شوید که ارتباط معنایی ظریفی بین اپی فورا و کاربرد مصطلح آن در فن بیان وجود دارد.

بعد از پایان این مطلب متوجه خواهید شد که اصلا اپی فورا چیست و این اصطلاح پزشکی چه طور در فنون بیان جا باز کرده است، چه طور باید از اپی فورا استفاده کرد و اپی فورا قرار است چه تاثیرات چشمگیری روی حرف زدن ما داشته باشد.

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپی فورا بیماری آبریزش چشم در حالات عادی و بدون هر گونه عامل محرک خارجی است. در واقع اپی فورا تشدید اشک ریزی در چشم است. تشدید وجه مشترک بین این بیماری و استفاده از آن در فن بیان است. معادل اپی فورا یعنی اپیستروف، واژه ای یونانی است که در ادبیات و فن خطابه یونانیان کاربرد زیادی داشته است. به این شکل که به کاربرد تکراری یک کلمه در انتهای جملات به صورت یکسان، اپیستروف گویند.

اپیستروف یا اپی فورا در مقابل آنافورا به معنای تکرار یک کلمه در ابتدا کلمات قرار می گیرد. همان طور که از توضیحات برداشت می شود هدف اصلی به کارگیری اپیستروف تاکید بیشتر، تشدید بار معنایی و مانور گسترده تر روی نکته مورد نظر ما است. گویی اپی فورا مثل چاشنی غذایی می باشد که قرار است به وسیله آن تند و تیز تر برسد و مزه تندی آن بر تمام مزه ها غالب شود!

نامدارانی که از اپیستروف استفاده کرده اند

یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین اشخاصی که در طول فعالیتش از اپیستروف استفاده می کرده است آبراهام لینکلن بوده است. نطق گیتسبرگ و فن بیان فراموش ناشدنی لینکلن در نوزدهم نوامبر ۱۸۶۳، سرشار از کاربرد هوشمندانه اپی فورا بوده است:

این ملت زیر سایه لطف خدا باید تولد تازه ای از آزادی را داشته باشد؛ و دولت این مردم، به وسیله مردم، برای مردم، هرگز نباید به نابودی کشیده شود!

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

همان طور که مشاهده می کنید در این نطق لینکلن به صورت متوالی، بارها از کلمه “مردم” استفاده می کند. لینکلن در این سخنرانی با به کار بردن کلمه مردم با استفاده از مفهوم اپی فورا سعی دارد به مردم این حقیقت را القا نماید که دولت چیزی دور و جدا از مردم نیست؛ بلکه سازمانی برای ارتباط صمیمی با آن ها می باشد.

استفاده از این تکنیک به صورت گسترده در ادبیات، هنر و به شکل اختصاصی تری در فن بیان متداول است. در طول تکرار و تداومی که در طول صحبت کردن به وجود می آیدف اپی فورا باعث تاکید هر چه بیشتر روی کلمات کلیدی می شود. در واقع اپی فورا با جمع آوری کلمات در انتها یک عبارت باعث ایجاد نقطه کانونی جهت پیوند صدا، کلمات، معانی و زبان بدن شما با هم می شوند.

اپی فورا در فن بیان جان اف کندی

جان افن کندی در سخنرانی “استراتژی برای صلح” که در ۱۰ ژوئن ۱۹۶۳ برگزار شد این گونه از اپی فورا بهره گرفته است:

ایالات متحده آمریکا؛ همان طور که جهانیان می دانند

هیچ جنگی را شروع نمی کند

هیچ جنگی را نمی خواهد

و انتظار هیچ جنگی را در حال حاضر ندارد!

ما اکنون جنگی را انتظار نداریم…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپی فورا در فن بیان مالکوم ایکس

مالکوم ایکس، فعال سیاه‌پوست و مسلمان حقوق انسانی در خطابه “انقلاب سیاه” خود به تاریخ  ژوئن ۱۹۶۳ این گونه از اپی فورا بهره می گیرد:

برادر و خواهران ما در آسیا که اکنون مستعمره اروپا هستند

برادران و خواهران دینی ما که اکنون تحت استعمار اروپا قرار دارند

و رعیت های ساکن آمریکا لاتین که اکنون متسعمره اروپا هستند از سال ۱۹۴۵ در تنش و مبارزات شدید با استعمارگران بوده اند…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپیستروف در فن بیان مارتین لوتر کینگ

“رویایی دارم”  نام یک سخنرانی ۱۷ دقیقه‌ای از مارتین لوتر کینگ است که در ۲۸ اوت ۱۹۶۳ در راهپیمایی به سوی واشینگتن در حضور ۲۵۰۰۰۰ نفر برای کار و آزادی و در برابر بنای یادبود لینکلن در واشینگتن دی سی ایراد شد. اسن سخنرانی نمونه بارز به کارگیری اپیستروف می باشد:

با این ایمان می توانیم با هم کار کنیم

با هم دعا کنیم

با هم به زندان برویم

با هم برای آزادی بایستیم و بدانیم که یک روز آزاد خواهیم شد…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپی فورا در فن بیان لیندون جانسون

لیندون جانسون سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا از حزب دموکرات است. جانسون در ۱۵ می ۱۹۶۵ روی واژه “مشکل یا مشکلات” تمرکز کرده و با تاکید روی آن سعی دارد مشکلات موجود را مشکلات کل ایالات آمریکا و ملل ساکن آن بداند؛ نه مشکل یک تیره یا نژاد خاص:

مشکل مشکل سیاه پوستان نیست

مشکل مشکل جنوب نیست

مشکل مشکل شمال نیست

مشکل مشکل تمام آمریکایی ها است و امشب یکدیگر را نه به عنوان دکورات یا جمهوری خواه، بلکه به عنوان یک آمریکایی برای حل مشکلات ملاقات کرده ایم…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

با اپیستروف یا بدون اپیستروف؟ مسئله این است!

برای پاسخ به این سوال بین تمام مثال هایی که برای کاربرد اپی فورا یافتیم شاید یکی از مثال ها در دو ترجمه متفاوت از انجیل جالب تر به نظر می آمد. به این دو ترجمه متفاوت از کتاب مقدس توجه کنید:

ترجمه اول

وقتی که کودک بودم

مثل کودم حرف می زدم

مثل کودک فکر می کردم

مثل کودک استدلال می کردم

وقتی که مرد بزرگی شدم تمام راه و روش های کودکانه را پشت سر خود گذاشتم…

ترجمه دوم

وقتی که بچه بودم مثل بچه ها فکر می کردم، حرف می زدم و دلیل تراشی می کردم؛ اما بعد از بزرگ شدن تمام این چیزهای بچگانه را کنار گذاشتم.

این دو مثال یک نکته واضح را به ما گوشزد می کند؛ این که به واسطه جا به جایی و اضافه شدن بخش های بیشتری به این ترجمه چه قدر تاثیرگذاری فرق خواهد داشت. از این ترجمه، می توان دریافت که ترجمه اول مسلما بدون اپی فورا خلاصه تر و مناسب برای سخنرانی های ده دقیقه ای است؛ اما شاید ترجمه دوم با استفاده از اپی فورا تاکید بیشتری روی مفاهیم مدنظر ما داشته باشد.

حالا این بر عهده شما است تا با درک کافی از سبک سخنرانی خود فن بیان مناسب را با اپی فورا تنظیم نمایید و همواره به این دو نکته توجه داشته باشید:

  1. در ساختار اپی فورا از کلمات کلیدی استفاده شود
  2. از اپی فورا بیش از حد استفاده نشود
اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

۵ نکته طلایی برای ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

وقتی که قرار باشد با یک سخنرانی دو سه ساعتی سر همه را به درد بیاوریم و حسابی پرچانگی کنیم همه مدعی می شوند. در واقع همه کسانی که اسم و رسم یک سخنران پرکار را به دوش می کشند در سخنرانی های طولانی که حسابی برای شنونده خسته کننده و کسل آور می شوند تخصص دارند؛ اما کمتر کسی نظیر امثال آبراهام لینکلن و فن بیان او می تواند در ارائه سخنرانی ده دقیقه ای که شسته رفته، کوتاه و مختصر باشد سربلند شود!

از قدیم گفته اند کم گوی و گزیده گوی چون دُر؛ اما خیلی از ما به دلیل این که در روابط شخصی روزانه خود درگیر پرگویی هستیم خیلی در سخنرانی های کوتاهی که بتوان در همان مدت زمان کم مفهوم اصلی را به شنونده انتقال داد موفق نیستیم. این مشکل دلایل بسیاری دارد. مثلا همین که بخواهیم سر صحبت را باز کنیم و با دیگران ارتباط برقرار نماییم ممکن است به خودی خود ده دقیقه زمان ببرد. یا این که پرداختن به اصولی که برای ما به عنوان یک سخنران مطرح است کمی برنامه ریزی را برای ارائه سخنرانی ده دقیقه ای مشکل می کند.

اما کاربرد این سخنرانی های مختصر چیست؟ اصلا چه فایده ای دارد بحث را تا حد ممکن مختصر کنیم در حالی که وقت و امکانات برای سخنرانی های طولانی تر فراهم است؟ مزیت های سخنرانی ده دقیقه ای چیست و چه تاثیراتی روی امور ما دارد؟ سخنرانی های کوتاه چه اصولی دارد و چه طور می توان مخاطب را پای این سخنرانی میخکوب نمود؟

این سوالات سوژه بحث امروز ما در دانشگاه زندگی خواهند بود. همراه با دانشگاه بمانید!

اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

نکته طلایی یا در واقع علت اصلی ارائه سخنرانی طلایی را ابتدا باید در کسب وکار جستجو کرد. همین که قرار باشد درخواست افزایش حقوق را مطرح کنید در واقع باید سخنرانی کوتاهی را مقابل رئیس یا رهبر گروه خود داشته باشید. اگر قرار باشد مقابل او هم پرگویی های همیشگی را داشته باشید احتمالا در تصمیم گیری او تاثیر منفی می گذارید.

اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

نوشتن متن سخنرانی ده دقیقه ای مثل نوشتن نامه برای دوستان است؛ به سبک روزهای قدیمی که همه از طریق نامه ارتباط برقرار می کردند. فقط باید تلاش کرد از شر موارد بیهوده خلاص شد و تا جایی که امکان دارد طول نامه را کوتاه تر کرد.

همه حوصله شنیدن داستان کوتاه را دارند!

به قول خلیل جبران، نویسنده و شاعر معروف، در کنار گرسنگی و تشنگی، یکی از مهم ترین نیازهای مردم داستان سرایی است. هر داستانی دارای اشخاص و عناصر ویژه ای می باشد. اشخاص داستان هر کسی می توانند باشند؛ اما اگر خود شما قهرمان آن قصه باشید احتمال نزدیک شدن و برقراری ارتباط شنونده با شما بیشتر است. بدون شک داستان سرایی بهترین راه برای شروع یک سخنرانی ده دقیقه ای خواهد بود!

بعد از شروع داستان های کوتاه تا جایی که می توانید موضوع را شخصی کنید. فرض کنید قرار است در طول یک سخنرانی ده دقیقه ای راه های ترک سیگار را بررسی کنید. شما به عنوان یک نمونه زنده می توانید مثال خوبی برای راه های ترک سیگار، چالش هایی که پشت سرگذاشته اید و اشتباهاتی که مرتکب شده اید باشید.

اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

درگیر جزئیات نشوید!

جزئیات زمانی که قرار است قدرت خارق العاده کلمات در سخنرانی را آزاد کنیم و مخاطب را با واژگان جادو نماییم بسیاری کاربردی است؛ اما در سخنرانی ده دقیقه ذکر جزئیات لزومی ندارد. این که شما چه قدر از این که بعد از صرف ناهار یک نخ سیگار می کشیدید عذا وجدان داشتید یا این که با استعمال دخانیات در منزل سلامتی اعضا خانواده را به خطر انداخنید و احساس گناه می کنید در سخنرانی ده دقیقه ای جایی ندارد و جز همان جزئیاتی به حساب می آید که ذکر آن ها بیهوده خواهد بود.

دقیقه نودی و عصبی نباشید!

نگاهی به سبک های سخنرانی بیندازید؛ کدام یک از استایل های معرفی شده مطابق با توانایی ها و ظرفیت مخاطبان شما می باشد؟ یکی از مشکلاتی که در سخنرانی های ده دقیقه ای با آن مواجه می شویم استرس یا عصبانیت ناشی از استرس کمبود وقت است که مبادا همه چیز در طول این زمان محدود جمع نشود. به همین دلیل توصیه می کنیم حتما آمادگی کافی قبل از سخنرانی داشته باشید و از آن دسته سخنرانان دقیقه نودی نباشید!

اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

برای این که نسبت به آمادگی قبل از سخنرانی اطمینان کافی کسب کنید، متن سخنرانی را نه جلو آینه، بلکه مقابل یک دوربین در حال ضبط تمرین نمایید. برای کاهش استرس به دو نکته زیر در باب زبان بدن توجه کنید:

  • از حرکات بیش از حد دست خودداری کنید؛ این کار باعث حواس پرتی دیگران می شود
  • از حرکت و گام برداشتن به عقب یا جلو بیش از حد اجتناب ورزید؛ با این کار استرس و هیجان بیشتری به شما القا می شود
  • شانه عقب، سر بالا!
  • تُن صدا خود را تنظیم کنید؛ می توانید از ترفندهای داشتن صدای بم و کلفت در سخنرانی نیز استفاده نمایید

مانع از تکرار شوید!

وقتی که وقت تنگ است باید بدون فوق وقت سخنرانی را به پیش برد. علاوه بر بحث های اضافی و ذکر جزئیات که زمان زیادی می برند مانع از تکرار سخنرانی شوید. مثلا گاهی نفراتی که عقب تر هستند صدای شما را به وضوح نمی شوند و این باعث می شود که مجبور شوید حرفتان را چندین و چند بار تکرار کنید.

به مخاطب خود را با توجه و اهمیت دادن به زمان مشخص شده احترام بگذارید. بدین منظور راه های زیادی وجود دارد تا بتوانید حداکثر ارزش و احترام را به مخاطب نشان دهید. مثلا می توانید زمان را طوری تنظیم کنید که با لرزش گوشی متوجه محدودیت زمانی شوید. یا این که گوشی را برای آلارم روی هر دو دقیقه یا چهار دقیقه تنظیم کنید تا از چارچوب تعیین شده خارج نشوید.

اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

کوتاه بیایید!

در تاریخ هرگز نشنیده ایم و ندیده ایم سخنرانی را که بگوید ای کاش سخنرانی تمام نشود! اگر سخنران بتواند صحبت های خود را مدیریت کند و زمان کافی برای پاسخ گویی به سوالات شنوندگان نیز اختصاص دهد بنابراین نگرانی زیادی بابت اتمام وقت وجود نخواهد داشت.

حالا این شما هستید که تعیین می کنید زودتر کوتاه بیایید تا سخنرانی زودتر تمام شود یا این که به سخنرانی ادامه دهید.

کیفیت هرگز فدای کمیت نشود!

وقتی اسم سخنرانی ده دقیقه ای را می شنویم اولین چیزی که به ذهنمان می رسد این است: چه طور باید مطالب در این زمان کوتاه جمع و جور شده و به مخاطب ارائه شوند؟ چرا چنین چیزی از خودمان می پرسیم؟

در سخنرانی های کوتاه به جای این که همه مطالب قرار باشد به صورت ناقص و خیلی سطحی در چند دقیقه چینش و ارائه شوند بهتر است به کمیت کمی فکر کنیم. مثلا به جای این که تک تک مطالب را در ده دقیقه جای دهیم بخشی از مهم ترین نکات را گلچین کنیم.

اصول ارائه سخنرانی ده دقیقه ای

برای این که بتوانید زمان را بهتر تنظیم کنید هر ۶۰ ثانیه را به یک نکته اختصاص دهید. این ۶۰ ثانیه ها را به تنهایی بارها و بارها تمرین کنید و در پایان حدود دو دقیقه برای سوالات احتمالی زمان در نظر بگیرید.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

چه طور سبک سخنرانی ثابت و قابل قبولی برای خود تعیین کنیم؟

اگر استعدادها خفته بمانند و کار خود را عرضه نکنند، حالت دلسردی و افسردگی پیدا می شود. سخنرانی به منزله ارائه تصویری از توانایی ها یا استعدادهای فردی هر کس به دنیا است. بنابراین عجیب نیست اگر قبل از سخنرانی از خود بپرسیم: با موفقیت می توانم آن چه که هستم را به دیگران نشان دهیم؟ در قبال ریسکی که می کنیم قادر هستیم تصویر مطلوبی از خود به اشتراک بگذاریم؟ پاسخی که شما به این دست سوالات می دهید همه و همه به ایجاد سبک سخنرانی برای هر فرد به صورت اختصاصی منتهی می شوند.

سبک سخنرانی یا استایل فردی در حرف زدن همه و همه از عادات اجتماعی و شیوه صحبت کردنمان در اجتماع نشات می گیرد. مثلا همان طور که با شنیدن تکه کلام های خاص یا ادا و اطوارهای منحصر به فرد در هر نفر می توانید سریع راوی را تشخیص دهید و به هویت گوینده پی ببرید در سخنرانی هم به واسطه سبک سخنوری یا استایل هر فرد قادر خواهید بود حتی با شنیدن صدا و بدون دیدن چهره اشخاص، به هویت سخنران پی ببرید.

سلطه گرایانه حرف زدن، جسورانه صحبت کردن، سخنوری با کنجکاوی و کنکاش هر چه بیشتر و سخنوری تلفیقی از جمله سبک و سیاقی هستند که در حرف زدن دیگران می توان دنبال نمود. حالا سوال اصلی این است: چه طور می توان سبک سخنرانی ثابت و قابل قبولی را برای خود به عنوان سخنران تعیین کرد؟

در مطلب تحلیلی امروز ابتدا به اهمیت سبک سخنرانی برای هر سخنران و سپس بررسی انواع استایل های ممکن برای یک سخنران می پردازیم.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

در نوشتن متن سخنرانی باید به جز اهداف و مخاطب، سبک سخنرانی را هم در نظر گرفت. نادیده گرفتن هر یک از این فاکتورها به بدنه اصلی یک سخنران آسیب خواهد زد.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

چرا سبک سخنرانی تا این حد مهم است؟

حتما به پست شما هم آدم های خودنمایی خورده اند که فکر می کنند شیوه صحبت کردنشان در نهایت جذابیت قرار دارد و به شدت شما را مجذوب خود کرده اند اما در حقیقت شما به عنوان یک شنونده اجباری، به ناچار فقط در حال تحمل کردن آن ها می باشید!

مهم ترین علت این معضل بی توجهی گوینده به مخاطب و علاقمندی هایش است. وقتی که یک گوینده یا سخنران سبک خاصی را اتخاذ کند و به واسطه آن سبک شناخته شود احتمالا مخاطب خود را نیز بهتر خواهد شناخت. به عبارت دیگر مخاطب با شناخت سبک سخنرانی شما می تواند تصمیم بگیرد که شنونده خوبی برای صحبت های شما خواهد بود یا نه.

ماهیت سبک و انواع سبک و سیاق سخنرانی

سبک عبارت است از شیوه ارائه اطلاعات به مخاطب؛ به شکلی که با توجه به جزئیات فن بیان نظیر زبان بدن خاص یک سخنران باشد. در کنار اهمیت آمادگی قبل از سخنرانی مثل شیوه تنفس سخنران، متن سخنرانی، تمرین تقلید فن بیان بزرگان، پیروی از اصول سخنرانان بزرگ دنیا و …این سبک خاص شما است که برندسازی می کند.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

به طور کلی سه استایل اصلی برای هر سخنران در نظر گرفته می شود:

  1. سخنرانی غنی از محتوا
  2. سخنرانی طنزآمیز
  3. سخنرانی به سبک داستان سرایی

هر چند که در حقیقت سبک هر سخنران می تواند به اقتضا موضوع مطلب فراتر از این دسته بندی محدود باشد ( که در ادامه بدان اشاره خواهد شد) اما بهتر است ابتدا با این طبقه بندی مختصر بیشتر آشنا شوید:

سبک سخنرانی غنی از محتوا

این سخنران وقتی در این سبک قرار می گیرد سعی دارد مخاطب را با حقایق ناب سرگرم کند و کاملا حواس او را به سمت واقعیت ها متمرکز سازد. همه چیز در این سخنرانی واقع گرایانه است؛ پس اگر قصد دارید با سخنرانی اطلاعات غنی را منتقل سازید، مثلا در یک کنفرانس علمی اطلاعاتی را به مخاطبان بدهید یا اماری را عرضه کنید از همین حالا این سبک را برگزینید.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

سبک سخنرانی طنزآمیز

استایل برخی از سخنرانان به طور کلی فرق دارد. شاید اصلا قرار نباشد این سخنرانان به موضوعات خنده دار یا مضحکی بپردازند؛ اما همواره حالت طنز را در صحبت کردن خود حفظ می کنند. این سخنرانان با این ترفند توجه خیلی ها را به سمت خود جلب می کنند. قبلا هم در دانشگاه زندگی درباره استفاده از طنز در سخنرانی و همچنین تاثیر شروع و پایان طنز در سخنرانی صحبت کرده ایم.

سخنرانی به سبک داستان سرایی

گاهی دلتان می خواهد بیش از هر چیز الهام بخش و انگیزه دهنده باشید. در چنین مواردی سبک داستان سرایی بیشتر به کارتان می آید. در این موقعیت ها اصلا اهمیت ندارد که داستان های شما حقیقی باشند یا زاییده خیالات شما. اهمیتی ندارد داستان ها بر اساس حقایق روایت می شوند یا تنها ساخته ذهنتان هستند. مهم این است که خیال پردازی یا تجربیات شخصی شما به نحوی به داستان مربوط می شود و شما با ذکر آن ها سعی دارید به مخاطبان خود درس بدهید.

۴ سبک متنوع در سخنرانی حرفه ای

در موارد حرفه ای این سه استایل ریزتر و جزئی تر خواهند شد. به این شکل که برخی به شما اجازه می دهند بیش از هر چیز روی مخاطب تمرکز کنید و برخی هم باعث می شوند روی کلمات تمرکز داشته باشید تا هر چیز دیگر.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

سخنرانی بدون آمادگی قبلی (بداهه گویی)

سخنرانی که وارد این استایل می شود با آمادگی کلمه به کلمه متن سخنرانی وارد عمل نمی شود. شاید تنها دو سه خط اول به عنوان مقدمه و خطوط آخر تنها بخش هایی باشند که از قبل برای سخنرانی آماده می شوند.

در سبک سخنرانی بدون آمادگی قبلی یا بداهه گویی دو عامل کلیدی از قبل مشخص می شوند: ایده اصلی سخنرانی که قرار است درباره آن بحث شود و شیوه ارائه سخنرانی. اگر می خواهید در این سبک موفق شوید همیشه یک برگه کوچک به عنوان نوت یا یادداشت به همراه داشته باشید و به عنوان کلید از آن ها برای یادآوری استفاده کنید. بسیاری از سیاستمداران کشورمان و مقامات از این روش در سخنرانی های خود استفاده می کنند.

در بداهه گویی گاهی سخنران هیچ بازخورد یا درکی از موضوع ندارد و باید در مدت زمان کم تر از یک دقیقه خود را برای رویارویی با جمعیت آماده سازد. از آن جایی که بداهه گویی مشکلات زیادی دارد یک سخنران حرفه ای می تواند با تکیه بر یک جنبه از یک موضوع خاص، مفهوم اصلی را خیلی سریع بیان کرده و موضوع را کوتاه سازد.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

سخنرانی با تکیه بر دست نوشته و اسلایدها

در این روش تمام نگاه ها روی دو چیز متمرکز می شود: دست نوشته ها و اسلایدها. این روش مزایا و البته معایبی هم دارد. مثلا وقتی که سخنران از این سبک سخنرانی استفاده می کند می تواند مطمئن باشد که بدون کم و کاستی اطلاعات را منتقل کرده است. اما در عوض این شنونده است که از تماس یا ارتباط چشمی سخنران حین سخنرانی محروم می ماند. همان طور که می دانید ارتباط چشمی و زبان بدن اهمیت بالایی دارند.

حفظ کردن اطلاعات و ارائه آن ها در سخنرانی

این روش مطمئن ترین راه برای حفظ ارتباط چشمی مخاطب با سخنران است. به علاوه این اعتماد را به شنونده می دهد که طرف مقابلش از تسلط کافی روی مطالب برخوردار است. البته چنین سبکی چالش های خاص خود را نیز دارد. مثلا سخنران نمی تواند صد در صد تمام مطالب را به خاطر بسپارد؛ خصوصا اگر قرار باشد در این میان مکث یا وقفه هایی نیز ایجاد شود.

انتخاب سبک سخنرانی برای هر سخنران

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

تنفس صحیح در سخنرانی و تاثیر آن در باز کردن قفل صدا

همه نفس می کنشد؛ من، ما، شما و دیگران! این یکی از ساده ترین اعمال خدادای و طبیعی است که ما در زندگی خود بدان می پردازیم؛ بدون این که لحظه ای متوجه آن شویم! با این حال اگر از یک خواننده کار درست یا یک سخنران حرفه ای بپرسید که دقیقا چه چیزی پرتاب صدا شما موثرتر از سایر فاکتورها است از هر ده نفر، نه نفر قطع به یقین می گویند: تنفس صحیح!

نفس کشیدن در طول صحبت کردن مهم ترین عاملی است که می تواند همزمان جنس صدا، شفافیت، سرحالی و نشاط گوینده را به ارمغان آورد. تنفس صحیح سه مزیت بزرگ به دنبال دارد:

  1. انتقال اکسیژن به همراه گلوکز داخل خون تنها منبع تغذیه ای برای عملکرد صحیح مغز می باشند
  2. استقامت بدن در حالت ایستاده منوط به جذب اکسیژن کافی می باشد
  3. غالب شدن ترس بر سخنران و ایجاد ترس از سخنرانی و گفتگوهای عمومی که نهایتا موجب ضعف در انتقال پیام خواهد شد

صدای هر سخنران پیش از این که اکسیژن کافی و مناسب دریافت کند هنوز گرم نشده و به نظر می رسد تمام تارهای صوتی قفل شده اند. در این مقاله نگاهی به اصل تنفس صحیح، تاثیرات و تکنیک های نفس کشیدن به شیو موثر انداخته ایم که قطعا در سخنرانی و گفتگوهای عمومی به دردتان می خورد. تکنیک هایی که به باز کردن قفل صدای هر سخنران کمک خواهند کرد.

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

پیش از هرچیز مروری خواهیم داشت به آن چه که قرار است در ادامه این مطلب مورد بررسی قرار دهیم:

  1. از دست دادن هر بار تنفس صحیح= از دست دادن صدا
  2. اصول تنفس
  3. نقش تنفس در تنوع صداها
  4. سرعت، پیچ و قدرت صدا
  5. توصیه های کاربردی

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

به خاطر صدایتان اصولی تنفس کنید!

چندی پیش مشغول گوش دادن به داستان های کوتاه ادگار آلن پو بودم که توسط یک راوی یا در واقع گوینده رادیو در حال پخش بود. اواسط داستان بود که ناگهان راوی با کمبود نفس مواجه شد و بخش هایی از داستان نیز همراه با لحظه هایی که تنفس عادی و و روان او متوقف می شد قطع شد. به عنوان یک شنونده خیلی خوب می شد تلاش راوی برای فلسفه بافی بابت مشکل پیش آمده یا پنهان کاری را حس کرد. بالاخره داستان، یک روایت ترسناک بود که نفس نفس زدن گوینده ما بین آن چندان باب میل شنونده نبود. هر چه که بود راوی با مشکلات فراوان بعد از کمی مکث دوباره تنفس صحیح را آغاز کرد تا صدایش به گرمی قبل برگشت.

برای خودتان هم حتما پیش آمده است که تنفس غیراصولیتان باعث افت کیفیت صدا شده باشد یا اصلا صدایتان به آن شکلی که باید و شاید به گوش بقیه نرسیده باشد. پس به خاطر صدایتان اصولی تنفس کنید تا قفل آن برای همیشه شکسته شود.

تمرینات تنفس صحیح در منزل

برای کنترل تنفس در سخنرانی عمومی، ابتدا باید از منزل شروع کنید:

  • روی صندلی در حالی که عضلات شکمی ریلکس وغیر منقبض است بنشینید
  • از راه بینی تنفس کنید و تصور نمایید تمام عروق موجود در بدنتان از اکسیژنی که شما استنشاق کرده اید پر می شود. ابتدا شکمتان را با هوا تازه پر کنید و سپس قفسه سینه را به سمت پایین هدایت کنید.
  • در مرحله بازدم قفسه سینه را همچنان باز و گسترده نگاه دارید

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

نکات کلیدی در تنفس صحیح حین سخنرانی

تنفسی صحیح است که گسترده و سنگین باشد. در صورتی که شیوه تنفس شما صحیح باشد شکم به سمت داخل حرکت می کند اما قفسه سینه ثابت خواهد ماند. یک بار به تغییرات فضایی و ظاهری قفسه سینه و شکم خود دقت کنید و به یاد داشته باشید برای القا حس اعتماد به نفس به خودتان در طول سخنرانی، همیشه وابسته به دیگران نباشید. همین که استایل و شیوه ایستادن شما مطابق با اصول صحیح تنفس باشد کافی است تا اعصاب شما با عملکرد دقیقشان، این حس را در شما ایجاد نمایند.

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

خمیازه؛ یک شتاب دهنده قوی برای شروع تنفس

تا به حال به این فکر کرده اید که یک خمیازه عمیق که مدت ها است درون شما حبس شده و فرصت کافی برای بروز آن نداشته اید چه قدر می تواند روی عملکرد تنفسی بدن موثر باشد؟ اما چه طور؟

  • یک دستتان را روی کمرتان قرار دهید و دست دیگر را روی قفسه سینه بگذارید.
  • دهانتان را آن قدر باز کنید و آن قدر عمیق نفس بکشید که کاملا احساس کنید بدن از هوا اشباع شده است. ( خمیازه مسری است؛ اگر حس می کنید گاهی واقعا امکان خمیازه کشیدن را ندارید اما برای تنفس صحیح بدان نیاز دارید می توانید از بقیه کمک بخواهید!)
  • در حالی که هنوز دهانتان باز است صبر کرده و مطمئن شوید هوا را به صورت کامل بلعیده اید

نسبت به قبل ذره ای حس راحتی در نواحی بینی، دهان، گلو و ماهیچه های درگیر در خمیازه دارید؟ شما موفق شده اید با عادت ساده خمیازه کشیدن تنفس صحیح را پیاده کنید.

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

دم و بازدم صحیح از دید علمی

یک سخنران زمانی باید به شیوه تنفس خود شک کند که با لباس رسمی و مقابل جمعیت ایستاده و به صحبت پرداخته است؛ اما بعد از مدت زمان کوتاهی نفس هایش به شماره می افتند، احساس خستگی می کند و باید بنشیند چون دیگر نمی تواند ایستاده صحبت کند.

دم و بازدم اصولی از دیدگاه متخصصان با تنفس ما در اغلب مواقع در زندگی روزمره تفاوت دارد. برای درک اصول صحیح دم و بازدم آزمون زیر را یک بار انجام دهید:

  • روی مبلی که ترجیحا نرم و راحت باشد بنشینید
  • لباس های تنگ نپوشید و در صورت وجود کمربند یا هر عامل خارجی دیگری روی قسمت وسط شکم، آن را باز یا شل کنید
  • یکی از دست ها را به صورت باز روی قفسه سینه قرار دهید و دست دیگر را روی بخش وسط کمر بگذارید
  • نفس عمیق بکشید
  • در صورتی که قفسه سینه در این حالت حرکت نکرد و شانه ها هم با ثبات کامل باقی ماندند دم شما صحیح و اصولی بوده است.

چند توصیه کاربردی

تنفس صحیح و اصولی یک شبه حاصل نمی شود، بلکه عادتی است که با تمرین و تکرار حاصل خواهد شد. از این رو می توانید با استفاده از نکات زیر تکنیک های دم و بازدم را برای تنفس بهتر هنگام حرف زدن تمرین نمایید:

تکنیک های تنفس صحیح در سخنرانی

تمرین تنفس هنگام رانندگی

هنگامی که پشت فرمان نشسته اید دو دست را در زاویه بالاتری نسبت به بدن قرار داده و تکنیک های گفته شده را تمرین نمایید. در حالی که رانندگی می کنید می توانید سخنرانی فردا را خیلی راحت تر تمرین کرده و به علاوه تنفس مناسب را حین حرف زدن تمرین کنید.

تمرین تنفس هنگامی که پشت میز نشسته اید

زمانی که روی صندلی خود پشت میز نشسته اید، کمی از حالت همیشگی بدنتان را خارج کرده و بدن را به سمت لبه صندلی بکشید. حالا می توانید تمرینات گفته شده را تکرار کنید.

تمرین تنفس صحیح قبل از خواب

وقتی که در حالت دراز کشیده هستید نفس کشیدن بهتر و ساده تر از همیشه است و اتفاقا به انقباض صحیح عضلات بهتر کمک می کند؛ چون هیچ مانع خارجی مثل لباس، کیف به عنوان بار یا فشارهایی که در حال راه رفتن روی بخش های قفسه سینه و شکم وارد می شوند وجود ندارند.

هنگامی که دراز کشیده اید برای اطمینان از عملکرد قفسه سینه، یک کتاب را روی ناحیه شکمی قرار دهید و به حرکات آن دقت نمایید.

پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

از اسارت تا رهایی و پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

اگر سابقه خوانندگی دارید یا قبلا تجربه خواندن به صورت نیمه حرفه ای یا حرفه ای را داشته اید حتما با اصطلاح رهایی و پرتاب صدا آشنا هستید. اصطلاحی که مرتبا به هنرجو یا خواننده ای که در حال تست می باشد گوشزد می شود تا از یواشکی خواندن یا مخفی کردن نیرو صدایش حین خواندن خودداری نماید. جالب است بدانید این اصطلاح نه فقط در موسیقی و سبک های مختلف آن بلکه در دنیا سخنوری و فن بیان نیز بسیار مطرح می شود و توجه به آن از ضروریات موفقیت هر سخنران یا گوینده می باشد.

پرتاب صدا یعنی ارائه یا نمایش جز به جز اجزا تشکیل دهنده صدایتان یا بهتر بگوییم؛ به رخ کشیدن شاخصه های صدا هنگام حرف زدن طوری که شنونده محو صدای ما شود. پرتاب صدا صرفا مخصوص افراد خوش صدا و کسانی که دارای درجات کیفی بالایی در جنس و رسایی صدای خود هستند نمی باشد؛ بلکه تک تک ما باید با هر جنس صدایی و با هر جنسینی، به پرتاب صدا هنگام سخنرانی، ارائه در کلاس درس و هر موقعیت دیگری به اصل رهایی و پرتاب صدا توجه کنیم.

درجه صدا، ولوم، حجم صدا، تن و پیچ صدا، تلفظ و جریان صدا از جمله مهم ترین شاخصه هایی هستند که در پرتاب صدا نقش آفرینی می کنند. به دو دلیل مهم باید به این شاخصه ها در پرتاب صدا توجه داشت:

  1. اولا صدای هر نفر بهترین معرف او به دیگران جهت برقراری تعامل با آن ها است
  2. ثانیا تنها با پرتاب صدا می  توان مطمئن شد ایده ها و اهداف ما در طول حرف زدن با موفقیت عملی می شوند

صدای شما مثل پرنده ای است که هر چه سریع تر باید از قفس حنجره آزاد شود تا پرواز کند. از اسارت تا رهایی صدایتان چیزی نمانده است؛ این چند قدم را با اصول پرتاب صدا در فن بیان همراه ما باشید.

پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

همه ما حس تلخ بالاجبار گوش دادن به سخنان افرادی را که تنها حرکات و زبان بدن آن ها می تواند فن بیانشان را جذاب تر سازند تجربه کرده ایم. پرتاب صدا تنها راه نجات کسی است که با مسئله ایجاد انگیزه در مخاطبان رو به رو است یا فکر می کند از هیچ راهی نمی تواند به جذب کردن مخاطبان در سخنرانی برسد.

 پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

نقش سرعت در رهاسازی صدا

سرعت به تند یا کند حرف زدن شما به عنوان گوینده برمی گردد. تند یا کند حرف زدن مزایا و معایب خود را دارند. مهم این است که بتوانید تنوع کافی را در سخنرانی یا صحبت کردن حفظ کنید و با کم و زیاد کردن سرعت خود آن دسته از مخاطبانی که با صدای شما به خواب رفته اند را بیدار کنید!

به صورت عمومی وقتی که فردی با سرعت بالایی صحبت می کند یعنی علاقه و اشتیاق بیشتری نسبت به صحبت هایش دارد. در مقابل آرام حرف زدن باعث می شود مخاطب این قضاوت را داشته باشد که گوینده یا به اندازه کافی برای اظهارنظر آماده نبوده است یا این که از روی کمبود اعتماد به نفس و بی اطلاعی تا این حد در حرف زدن مکث و تردید به خرج می دهد. تقریبا در اکثر موارد وقتی بحث از سرعت در حرف زدن به میان می آید منظور همان تند حرف زدن یا سرعت بالای سخنرانانی است که قادر به کنترل این فاکتور در پرتاب صدا نیستند.

اگر شخصا به تند حرف زدن عادت دارید در فرصت مناسب کمی با خود فکر کنید و ببینید آیا این تند حرف زدن شما با سخنرانی یا چارچوب حرف زدن در اجتماعات بزرگ متفاوت است یا نه. خیلی وقت ها این سرعت مانع از پرتاب صدا و به گوش رسیدن آن به نفع مخاطب می شود. در این حالت بهتر است از یادآورهایی برای کاهش سرعت خود استفاده کنید. مثلا یک آلارم لرزش دار برای گوشی خود تنظیم کنید و با هر بار آلارم آن، سرعت خود را بازبینی نمایید.

 پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

نقش پیچ در پرتاب صدا

پیچ به بلندی یا کوتاهی صدای هر فرد به صورت کاملا طبیعی و بدون فشار آوردن به حنجره مربوط می شود. انواع و اقسام مختلفی پیچ صدا بین افراد وجود دارد و با تنوع جمعیتی، تنوع بین پیچ صدا نیز بیشتر می شود. بر خلاف سایر شاخصه های مختلفی که تا کنون بررسی کردیم پیچ صدا بیشتر ویژگی فیزیولوژیکی است و افراد بر اساس جنسیتی که دارند دارای محدودیت های مختلفی برای پیچ صدا خود هستند. مثلا مردان به صورت طبیعی پیچ صدا پایین تری نسبت به بانوان دارند. با وجود این تفاوت ها هر فرد قابلیت های شخصی برای تغییر پیچ صدا متناسب با اندازه جمعیت پیش رویش دارد.

تغییر پیچ صدا تاثیر زیادی در پرتاب صدا برای جذب تعامل است. مثلا وقتی که درباره موضوع جذابی صحبت می کنیم معمولا پیچ صدا بالاتر می رود و این افزایش پیچ صدا حواس مخاطب را بیشتر درگیر می کند. پایین آوردن پیچ صدا هم نشانه های خوبی برای تغییر فاز سخنرانی یا گفتگو است. مثلا وقتی که پیچ صدا پایین می آید می توان به سرعت فهمید که کم کم به انتها بحث نزدیک شده ایم.

 پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

بر اساس تجربیاتی که تا کنون داشته ایم به نظر می رسد پیچ صدا مشکلاتی را خصوصا برای سخنرانان تازه وارد ایجاد می کند؛ چون معمولا صدایی که مخاطبان نزدیک ما از ما می شنوند با صدایی که قرار است مخاطبان دورتر در فاصله بیشتری بشنوند باید فرق داشته باشد. در غیر این صورت افراد نزدیک تصور می کنند در حال فریاد زدن هستیم و افراد دورتر کلافه می شوند.

نقش تنوع صوتی در رهایی صدا

منظور از تنوع صوتی چیست؟ تنوع صوتی یعنی تغییر پیچ، تغییر سرعت، تغییر وضوح و شفافیت و بسیاری از فاکتورهای اساسی دیگر. به صورت روزمره همه ما بدون این که متوجه شویم در حال تغییر صدا هستیم و این تنوع صوتی را پیوسته در طول حرف زدن ایجاد می کنیم؛ اما تنوع واقعی در صدا زمانی ایجاد می شود که به صورت آگاهانه بتوانید این فاکتورها را تغییر دهید.

تاثیر گرفتگی صدا در پرتاب آن

عوامل مختلفی گرفتگی های خاصی را در صدا ایجاد می کنند که به تدریج یا حتی خیلی سریع تر از انتظار ما، نشانه گرفتگی صدا را در تار و پود تارهای صوتیمان ایجاد می کنند. سرما خوردگی، بیش از حد فریاد زدن، استفاده از مواد دودزا، حساسیت های فصلی یا عوامل میکروبی و ویروسی خیلی سریع می توانند گرفتگی صدا ایجاد کنند.

 پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی

سازهای زهی دقیقا همان ساز وکاری را دارند که در حنجره ما برای تولید صدا وجود دارد. به عبارت دیگر سازهای زهی با تقلید از بخش داخلی دستگاه تکلم ما ساخته شده اند. به مرور زمان و با بی احتیاطی مثل مصرف مواد غذایی خاص، مواد حساسیت زا و مواد دودزا، شیاری که قرار است با کمک تارهای صوتی از آن صدا خارج شود تنگ تر و تنگ تر می شود. به علاوه دمیدن در تارهای صوتی و مرتعش شدن آن ها هم ارتباط مستقیمی با این عوامل دارند.

پرتاب صدا بدون داشتن تارهای صوتی با کیفیت ممکن نیست. ارائه صدای با کیفیت هنگام حرف زدن به دلیل اشتباهات شما در حرف زدن نیست؛ بلکه به خاطر به کارگیری نادرست تارهای صوتی هنگام حرف زدن است.

معرفی 10 شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

۷ شاخصه صدا که هر سخنور موفقی باید در خود جستجو کند

پیچ رادیو را باز می کنیم، موج را روی کانال مورد علاقه و همیشگی تنظیم می نماییم و منتظر می مانیم. تنها چند صدم ثانیه طول می کشد تا این انتظار به یک لذت تازه و دل انگیز تبدیل می شود. لذتی که به محض انتشار صدای گوینده رادیو در فضای ماشین شروع شده و تا جایی ادامه می یابد که دیگر دل کَندن از ماشین برایمان دشوار می شود! دور و اطراف ما پر است از این آدم های خوش صدایی که با نوای مخملیشان دلربایی می کنند و عقل و هوش شنونده را از او می گیرند. فکر می کنید چه چیزی باعث می شود صدای بعضی از ما تا این حد شنیدنی، گرم و دلنشین باشد یا به عبارت ساده تر مهم ترین مواردی که به عنوان شاخصه صدا در شکل گیری کیفیت آن نقش دارند چیست؟

همه ما با تاثیرات چشمگیر صدا در روابط روزمره و موقعیت های شغلی آشنا هستیم. برای اوپراتورهای تلفن، فروشندگان، بازاریابان، مشاوران، فعالان حوزه پزشکی، سخنرانان، معلمان و اساتید و خلاصه هر نوع شغل و حرفه ای، صدا به عنوان یکی از اعضای موثر در جذب مخاطب حرف اول و آخر را می زند. اما صدای همه مردان و زنان از نظر کیفی برابر نیست و در این بین برتری های زیادی نسبت به یکدیگر وجود دارد.

اگر شما هم می‌خواهید به جرگه خوش‌صداترین سخنوران چه در روابط فردی و چه در روابط حرفه ای و اجتماعی خود بپیوندید و صدایی نرم و مخملی و بدون خط و خش (!) داشته باشید بد نیست به نسخه امروز دانشگاه زندگی توجه کنید.

معرفی ۷ شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

جای بسی خوشحالی است که صدا نظیر سایر فاکتورهای خدادادی افراد مثل قد یا سایر ویژگی های ظاهری ثابت نیست و با ترفندهای متعددی می توان صدا را از آن چه که هست صد برابر ارتقا دارد! مثلا هر سخنور قادر است با راه و روش های اصولی تقلید فن بیان بزرگان هنگام صحبت کردن، به تدریح با شیوه بیان آن ها خود را سازگار کرده و صدایش را به سمت آن ها متمایل سازد. یا این که یک گوینده رادیو می تواند با ترفندهای کلیدی برای کلفت کردن یا بم کردن صدا، صدای واقعی خود را از آن چه که هست بهتر نشان دهد.

معرفی 10 شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

برخی از شاخصه هایی که در ادامه بررسی می کنیم، از جمله مهم ترین ویژگی یا شاخصه صدا هستند که هر سخنران، سخنور یا به طور کلی هر فردی که در امور روزمره خود بیشتر به استفاده از زبان و صدا وابسته است باید در خود جستجو کرده و ارتقا دهد.

زیر و بمی صدا

هنگام حرف زدن در موقعیت های مختلف، خصوصا موقعیت های شغلی که قرار است فراز و فرودها در طول حرف زدن مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد زیر و بمی صدا اهمیت بسیار دارد. منظور از زیر و بمی صدا همان ارتفاع صدای ما یا در واقع تلاش ما برای بلندتر حرف زدن بدون فریاد است. تارهای صوتی خود را به مثابه یک گیتار در نظر بگیرید. هر چه قدر که تارهای این گیتار بیشتر به لرزش درآید صدای شما زیرتر و احتمالا بدون آن گرفتگی خاصی که در صدای بم شنیده می شود به گوش مخاطب خواهد رسید. زمانی که این تارها با کندی و با دفعات کم تری مرتعش شوند صدا بم تر و بم تر خواهد شد.

این زیر و بمی صدا در برخی از زبان ها از جمله زبان بین المللی انگلیسی اهمیت زیادی دارد. مثلا گوینده با این بالا و پایین کردن ارتفاع می تواند روی بخش های مختلف یا سیلاب های یک کلمه استرس بیشتری ایجاد کرده و به این شکل تاکید خود را نشان دهد. ما نیز در زبان فارسی می توانیم از زیر و بمی به عنوان یک شاخصه صدا احساساتمان را بروز دهیم.

معرفی 10 شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

تُن یا لحن صدا

در هر حالتی همه ما نیازمند تنظیم تن یا لحن صدای خود هستیم. در برخی از منابع تن صدا را درجه صدا یا همان بلندی و کوتاهی صدا در نظر می گیرند. به هر حال مقصود ما در اینجا تنظیم الحان می باشد. مثلا در مواقعی که مجبور هستیم با تن مکالمات روزمره یعنی به همان حالت عادی صحبت کنیم، در مواقع خاص دیگر نیز مجبور هستیم تن صدای خود را آهنگین کنیم. این تغییرات را به خوبی زمان دیدن فیلم متوجه می شویم. مثلا با تغییر سکانس ها می توانیم این تغییر الحان را بهتر احساس نماییم. حالا همین لحن را با زمانی که مشغول دیدن یک کارتون هستید مقایسه نمایید.

حجم صدا

قدرت یک صدا، یه به زبان حجم و بلندی آن که بتواند همه را متوجه خود سازد یک فاکتور اساسی در ارزیابی شاخصه صدا افراد است. تنظیم تعادل بین حجم صدا و موقعیتی که در آن قرار گرفته اید هنری است که کم تری سخنران یا سخنوری از آن برخوردار است. گاهی زیادی بلند حرف زدن یا حجم داده به صدا باعث می شود دیگران ما را بی ادب تلقی کنند. گاهی هم آرام صحبت کردن و عدم بهره وری از تمام توانایی یا قدرت موجود در صدا باعث بروز سوتفاهم هایی می شود.

معرفی 10 شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

بازیگری صدا

آن چه یک سخنور را از یک هنرمند متمایز می کند ابزاری است که با استفاده از آن به هنرپیشگی می پردازد. به زبان دیگر سخنور از استعداد صدای خود استفاده می کند و این صدا او می باشد که قرار است در مقابل مخاطب بازیگری یا هنرپیشگی کند. تریلر فیلم ها، صدایی که قرار است بخشی از یک کتاب صوتی را به تصویر بکشد و صدایی که می خواهد بیانگر اهداف پشت یک تبلیغ پرهزینه باشد باید دارای خصلت بازیگری یا act باشد. به همین دلیل بازیگری را یک شاخصه صدا در افراد حرفه ای به شمار می آورند.

تلفظ های بی عیب و نقص

یکی از مواردی که به صورت غیرمستقیم کیفیت صدا را از خود متاثر می سازد تلفظ های بی عیب و نقص می باشد. برای همه ما پیش آمده است؛ مثلا وقتی قرار است یک کلمه سخت یا ناآشنا را چند بار تلفظ کنیم مکث می کنیم و حتی صدایمان آرام تر از همیشه خواهد شد.

معرفی 10 شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

تلفظ درست کلمات از ملزومات کار هر سخنور برای استفاده تمام و کمال از تمام ظرفیت های صدا است.

مکث و وقفه های مداوم

یکی از نویسندگان طنز آمریکایی می گوید: کلمه و واژه مناسب و درست ممکن است نافذ و موثر باشد، اما هيچ کلمه و واژه اي موثرتر از يک لحظه سکوت ، مناسب و بجا نيست! قبلا درباره اهمیت مکث در سخنرانی صحبت کردیم؛ اما تا کنون مکث و وقفه های مداوم را به عنوان شاخصه صدا بررسی نکرده بودیم.

مکث یکی از خاصیت های صدای واضح و فن بیان صریحی است که قرار است مخاطب دیگران باشد.

معرفی 10 شاخصه صدا در سخنوری و سخنرانی

پالایش صدا

هیچ کس ۱۰۰ درصد نمی تواند وقتی که پشت میکروفون می ایستد دقیقا همان کسی باشد که در مخیله خود تصور می کرده است. کیفیت و انعطاف پذیری دو شاخصه صدا هستند که به گوینده امکان تغییرات گاه به گاه را می دهند.

از جمله هفت گنجی که باعث می شود گوینده دوست داشتنی تری به نظر برسیم پالودن صدا قبل از حرف زدن می باشد. اما تکنیک های مختلفی برای این پالایش و آماده سازی وجود دارد. در کنار تکنیک های مراقبت از تارهای صوتی می توانید از معجون های مختلف استفاده کنید و حتما تحت نظر پزشک از ویتامین های مختلف نیز مصرف نمایید.