معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

۳ راه برای این که از راه سخنرانی کسب درآمد کنید

بعد از علاقه به سخنوری و سخنرانی، اولین سوالی که هر فرد مشتاق به یادگیری اصول سخنرانی و فعالیت در این حوزه می پرسد این است: چه طور می توانیم از راه سخنرانی کسب درآمد کنیم؟ به عنوان مثال اخیرا یکی از مشتاقان سخنرانی با سردرگمی فراوان به سمت آمد و گفت: سال های قبل من از سخنرانی و صحبت کردن در مجامع عمومی بیزار بودم. اما همین که یک بار در جمع و در محل کار حرف زدم کم کم ترس من تبدیل به شجاعت مضاعف شد و اکنون می خواهم از این مهارت به عنوان یک شغل استفاده کنم. چه طور می شود از راه سخنرانی درآمد کسب کرد و به شهرت رسید؟

همان طور که می دانید کسب درآمد نه فقط از راه سخنرانی، پیچیدگی های خاص خود را دارد. اصلا فکر کردن به درآمد، آن هم درآمدی که بخواهد به عنوان یک شغل ثابت قابل اعتماد باشد نیاز به حساب و کتاب و آینده نگری های فراوانی دارد.

به هر حال شغل سخنرانی و اصولا برگزاری سخنرانی به شیوه هایی که در ادامه معرفی می کنیم می تواند منبع درآمد خوبی برای علاقمندان و البته کسانی که مهارت کافی را دارند باشد. همراه ما باشید تا این راه ها را گام به گام بررسی کنیم.

معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

قبل از شروع هر کاری ابتدا باید با اصول آن آشنا شوید. نحوه مدیریت بحث و گفتگوها در سخنرانی یکی از موارد کلیدی است که باید کاملا بر آن تسلط داشته باشید. گوینده هوشمند با گوینده های دیگر متفاوت است و به خوبی می داند در سخنرانی چه چیزهایی بگوید و مسیر سخنرانی را خودش تعیین کند.

معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

بعد از یادگیری این اصول راه های زیر جهت کسب درآمد از سخنرانی پیش روی شما قرار دارند:

کسب درآمد از سخنرانی های کلیدی و مناسبتی

اگر تا کنون رویا شهرت و کسب درآمد از سخنرانی را در سر پرورانده اید، حتما خودتان را در جایگاهی بزرگ، مقابل هزاران نفر تصور کرده اید که در حال ایراد یک سخنرانی حیاتی و مهم است. اما کسب درآمد از چنین سخنرانی بزرگی قرار است به چه صورتی باشد؟

بله؛ واضح است اگر بخواهید برای چنین سخنرانی هایی به صورت دقیقه ای مبلغ بالایی بگیرید قطعا برای هر سخنرانی یک ساعتی چیزی بین ۱۰ تا ۳۰ میلیون تومان می توانید درآمد داشته باشید. این رقم به قول معروف خیلی دست پایین است و حتی اگر یک سخنران شناخته شده باشید ارقام بالاتری هم دریافت خواهید کرد. اما باید بدانید که در این مسیر موانع و مشکلات زیادی پیش روی شما قرار دارد که باعث می شود مسیر سخنرانی چندان هم ایده آل و مطابق با رویای شما پیش نرود!

معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

مشکل اصلی از آن جایی شروع می شود که به طور کلی مسیر اصلی در سخنرانی های کلیدی یا سخنرانی های مناسبتی مثل نطق هایی که بعد از وقایع طبیعی مثل آن چه که در غرب کشور شاهد آن بودیم به دست افراد خاصی است. این افراد ۴ گروه اصلی را تشکیل می دهند:

  1. ورزشکاران: مربیان و افراد نامدار و صاحب افتخار در این مراسم ها در اولویت هستند؛  چون هم شهرت و هم پیشینه معتبری برای مورد قبول واقع شدن میان مردم دارند!
  2. فعالان حوزه سرگرمی: بازیگران، خواننده ها، نویسندگان و گویندگان تلویزیونی رادیویی نسبت به افراد تازه کار در اولویت قرار دارند
  3. نامداران سیاست: این افراد معمولا در دستگاه های سیاسی مملکتی صاحب نام هستند و می توانند اطلاعات جامع تری را نسبت به فردی که بیرون از این دستگاه قرار دارد در اختیار مردم قرار دهند
  4. بازرگانان و تاجران

سخنرانی های بزرگ و سخنرانان گران قیمت، بلیت های گران قیمتی هم برای تامین هزینه ها می طلبند. فروش بلیت های گران قیمت هم بازاریابی قوی تری نیاز دارد. پس اگر به دنبال این تیپ از سخنرانی ها جهت کسب درآمد هستید موانع و هزینه های آن را نیز در نظر بگیرید.

  • مدت زمان سخنرانی کلیدی: حداکثر یک ساعت
  • درآمد: بالا تا خیلی بالا
  • کلید های موفقیت در این روش: کسب شهرت، ایجاد مشغله بالا، کسب تجربه

معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

کسب درآمد از طریق برگزاری سمینارها

سخنرانانی که مسئول مدیریت سمینارها هستند دقیقا مثل سخنرانان مناسبتی یا موضوعات کلیدی هستند؛ چون:

  1. سخنرانی های کلیدی حداکثر یک ساعت به طول می انجامند. سمینار هم به همین منوال است؛ البته ممکن است حتی تا ۹۰ دقیقه طول بکشد
  2. سمینار و سخنرانی مناسبتی هر دو یک موضوع مشترک، به روز، قابل بحث و محبوب مخاطب را دنبال می کنند
  3. سمینار و سخنرانی های مناسبتی آن قدر مهم هستند که در تقویم وقایع مهم ثبت و مدیریت می شوند

با این حال تفاوت های جزئی زیادی بین این دو روش برای کسب درآمد وجود دارد. بر خلاف تصور برخی، در سخنرانی های کلیدی معمولا پرداخت های بیشتری به سخنران صورت می گیرد؛ حال آن که خیلی از سمینارها با حداقل بودجه و حتی گاهی رایگان برگزار می شوند و معمولا درآمد بالایی به دنبال ندارند. شاید به همین دلیل باشد که تعدد سمینارهای روز در کشور بالا است اما سخنرانی های کلیدی که بتواند مخاطبان را به شدت جذب کند کم تر از سمینارها برگزار می شوند.

  • مدت زمان سمینار: یک ساعت به صورت رایج
  • درآمد: پایین تا متوسط
  • کلیدی های موفقیت در این روش: تحقیق و جستجو کافی، کسب اطلاعات از اخبار روز، جستجو پیوسته رویدادها و برنامه ریزی از قبل برای برگزاری سمینارها در آینده دور و نزدیک

معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

برگزاری دوره های نگارش و ارائه سخنرانی

بسیاری از سخنرانان بعد از این که به مهارت کافی در فن بیان رسیدند و مثلا توانستند مواردی را از جمله تنظیم اصول صحیح تنفس در سخنرانی، تقلید از بزرگان در فن بیان، رعایت نکات اساسی در زبان بدن و کنترل لهجه در سخنرانی را به طور کامل بیاموزند و حتی در آن فوق حرفه ای شوند به آموزش رو می آورند.

بسیاری از مشاغل در جامعه به فن بیان نیاز دارند. افرادی که در امور بازرگانی و بازاریابی مشغول هستند بیش از سایر افراد از دوره های فن بیان استقبال می کنند. به جز آموزش نگارش و ارائه سخنرانی، حتی می توان از راه تولید متن سخنرانی هم کسب درآمد کرد. اکنون سخنرانی فرصت ویژه ای است تا بتوان بسیاری از شکاف های حرفه ای مشاغل مختلف را با استفاده از آن پر کرد. قطعا بسیاری فرصت کافی برای شرکت در این دوره ها را ندارند. بنابراین نظیر بسیاری از سیاستمداران دنیا متن سخنرانی را توسط افراد حرفه ای تری که تجربه کافی دارند تهیه می کنند.

معرفی راه های کسب درآمد از سخنرانی

اما این که کدام یک را انتخاب کنید دیگر همه چیز به شما بستگی دارد. کسانی که در نگارش متن های سخنرانی تجربه دارند متعهد می شوند متن مناسب و شایسته عده مشخصی از مخاطبان را مطابق با توانایی و فن بیان گوینده تهیه کنند. افرادی که در ارئه سخنرانی خدماتی را ارائه می دهند در مقابل به صورت زنده تمارین ویژه ای را ارائه می دهند و به عنوان یک مشاور همیشه در کنار سخنرانان قرار دارند. همان طور که می دانید بسیاری از سخنرانان امروز و دیروز، صرفا به خاطر موقعیت های شغلی خود مجبور به سخنرانی هستند و بنابراین قطعا به یک مربی کاربلد نیاز دارند!

  • درآمد: پایین تا بالا (بسته به شهرت شما)
  • کلیدهای موفقیت در این روش: کسب تجربه در آنالیز شخصیتی افراد از جمله تن صدا، شخصیت و عادات آن ها در صحبت کردن، آشنایی با راه های انتقال دانش به کارآموز
عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

۴ عادت سخنرانان حرفه ای که از شما یک سخنور موفق می سازد!

ترک عادت موجب مرض است! این جمله ای است که از قدیم الایام در گوش ما خوانده شده و بدون این که بدانیم ملکه ذهنمان شده است. این اصطلاح کلیشه ای با تمام اشکالاتی که بدان وارد می شود چندان هم بیراه نمی گوید؛ اگر عادت ها نباشند و روند زندگی ما با آن ها شکل نگیرد حتی ساده ترین کارها مثل  باز و بستن در یا لباس پوشیدن برای آدمی دشوار می شد. همه ما بخش عمده زندگی خود را مدیون این عادت های رنگارنگ هستیم. حتی زندگی آدم های موفق و سرشناس هم به این عادت ها وابسته است و با آن ها شکل گرفته است. همین که این افراد به روش های اختصاصی خود برای موفقیت عادت می کنند و واژه شکست را از برنامه عادتی خود حذف می کنند ثابت می کند که در صرف موفقیت باید به عادت ها هم توجه داشت. در کنار کاربرد عادت ها در تمام جنبه های زندگی ما، در سخنرانی ها هم عادت های خاصی وجود دارد. مثل عادت سخنرانان حرفه ای در لباس پوشیدن، در شروع یا به پایان رسیدن سخنرانی که از آن ها یک برند می سازد!

عادت سخنرانان حرفه ای عبارت است الگوی رفتاری در فن بیان که با تداوم و تکرار همراه باشد. طوری که بخشی از سبک سخنرانی سخنران محسوب شود و بلافاصله با شنیدن صوت یا دیدن اَکت (حرکات) آن ها متوجه هویت کسی که پشت میکروفون ایستاده است خواهید شد.

اگر خودتان هنوز عادت خاصی را برای اختصاصی کردن سبک سخنرانی هایتان ندارید و اتفاقا به دنبال آن هستید توصیه می کنیم این بار به سبک عادت سخنرانان حرفه ای عمل کنید تا در وقت هم صرفه جویی کرده باشید!

۴ عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

وقتی که عادت سخنرانان حرفه ای را بشناسیم و به اصطلاح قلق آن ها را بدانیم به خوبی می توانیم بخش های فرعی مربوط به آن سخنرانی و سخنرانش را پیش گویی کنیم. مثلا این که آیا فضا، فضای انتقادی در سخنرانی برای بیان نظرات است یا این که فضا کاملا خشک، رسمی و محدود است؟ آیا سخنران با درگیر کردن مخاطب در سخنرانی، فضایی تعاملی ایجاد می کند که پرسش و پاسخ در آن رایج باشد یا این که قرار است آرام و بی صدا به صندلی هایمان تا پایان سخنرانی بچسبیم؟

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

عادت اول: رفتار کنشگرایانه

اولین عادت برای کسب استقلال و تسلط بر خود در سخنرانی، این است که به خود بقبولانیم مسئولیت زمان و شکل گیری ذهنیت عده ای زیاد یا کم را بر عهده گرفته ایم. فردی که عملکرد کنشگرایانه در سخنرانی دارد قادر است تصمیم گیری مثبتی داشته باشد و ابتکار عمل به خرج دهد.

چه طور رفتار کنشگرایانه را در خود عادت کنیم؟

افسانه هایی که می گویند برای داشتن هر چیز، باید با آن چیز متولد شویم را به فراموشی بسپرید. سخنرانی، خودرویی است که فرمان آن در دست شما قرار دارد و این شما هستید که کنترل همه چیز را بر عهده دارید!

برای داشتن رفتار کنشگرایانه:

  • کنترل سخنرانی فقط در دست خودتان باشد
  • به دنبال فرصت های مختلف برای توسعه مهارت های خود باشید
  • تقلید اصول فن بیان بزرگان را از همین حالا شروع کنید
  • وقتی چیزی در سخنرانی، بر خلاف ایده آل های شما پیش رفت خود را سرزنش نکرده و همه چیز را بپذیرید

عادت دوم: شروع با ذهنیتی کامل درباره پایان

شروع کردن یک مطلب تازه، در حالی که فکر ایده پایانی را در سر بپرورانید نیازمند هدف یابی در سخنرانی است. این که دقیقا چه چیزی برای شما اهمیت دارد و قرار است به سمت چه چیزی سخنرانی را هدایت کنید.

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

چه طور به این روش عادت کنیم؟

پایان ایده آل و مطلوب شما در سخنرانیتان چیست؟ به هدف خودتان در زندگی فکر کنید و ببینید قرار است سخنرانی هایتان چه طور شما را به این هدف نزدیک تر ساز. هدف شما این است که:

  • سخنرانی را به عنوان یک رهبر کاربلد بهتر اداره کنید؟

 

  • برای رسیدن به دنیا ایده آلتان، سیاسی سخنرانی کنید؟
  • با استفاده از سخنرانی درآمد خود را افزایش دهید؟
  • به باانگیزه ترین سخنرانی که در جهان شناخته شده است تبدیل شوید؟
  • برنده مسابقات جهانی فن بیان باشید؟

عادت سخنرانان حرفه ای همیشه هدایت سخنرانی به سمت اهدافشان است. به عبارت دیگر این خود سخنران است که پایان خوش یا ناخوش سخنرانی را تعیین می کند. پس چه بهتر این پایان با اهداف ما سازگارتر باشید و از همان اول با ذهنیت کاملی از پایان، وارد سخنرانی شویم.

عادت سوم: اولین ها را در اولین فرصت بگویید

اولین ها همیشه در اولویت هستند و ضرورت بیشتری نیز دارند. به این ضرورت ها به سرعت بپردازید و نگذارید تاثیرگذاری این فوریت ها با گذشت زمان از دست برود.

چه طور اولویت بندی را به عادت تبدیل کنیم؟

اولویت هایی که پرداختن به آن ها باید برای شما عادت شود مسائل کوچکی مثل مواردی که در سخنرانی های قبلی از قلم افتاده اند، برداشت مخاطبان از ظاهر سخنران و …که اکنون اهمیت خود را از دست داده اند نیستند. در عوض باید مطابق با عادت سخنرانان حرفه ای، به مسائل زیر توجه کنید:

  • آمادگی شما برای ایراد سخنرانی کافی است؟
  • آیا با توجه به اهداف بلند مدت خود در حال پیشرفت هستید؟
  • حالات شما همیشگی و ثابت است یا احساس می کنید در هر سخنرانی شخصیتی متفاوت از خود عرضه کرده اید؟

پاسخ دادن به این سوالات در مجموع برداشت مخاطب را نسبت به ما بهتر و بهتر می کند.

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

عادت چهارم: بفهمید تا فهمیده شوید!

عادت سخنرنان حرفه ای که باعث تحریک احساس همدردی و درک متقابل مخاطبان آن ها می شود همان قانون “بفهمید تا فهمیده شوید” می باشد. در این قانون سخنران تا وقتی که خودش کاملا به درک متعالی از یک موضوع نرسیده است برای انتقال آن به مخاطب دست به کار نمی شود!

چه طور این عادت را در خود نهادینه کنیم؟

راه حل این دسته از سخنرانی ها، عدم تمرکز روی سخنرانی های سخنران محور و در عوض توجه به آن چیزهایی است که مخاطب بیشتر درگیر آن ها می شود. درگیری های مخاطبان شما می تواند مشکلاتی باشد که در طول روز در محل کار با آن دست و پنجه نرم می کنند، می تواند افکاری باشد که باعث می شود مخاطبان شما شب بیدار بمانند و یا باورهای رایج و به روز مردم باشد که اکنون تبدیل به چالش شده است.

به همین دلیل توصیه می کنیم متن سخنرانی خود را به روز و با ابتکار عمل تنظیم کنید. بد نیست در این زمینه به تکنیک های ذهن خوانی دیگران نیز توجه کنید. در تنظیم متن سخنرانی ابتدا باید سلسله مراتب را روشن کنید. سلسله مراتب همان روابط پلکانی مقدمه، بدنه، جزئیات و سپس بخش پایانی است. هر چند که ممکن است این وسط همیشه چند عامل مختلف وجود داشته باشد که با هم در تناقض باشند؛ اما همچنان باید وحد ساختار حفظ شود.

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

تونی بلر، رونالد ریگان، مارگارت تاچر، باراک اوباما و نلسون ماندلا از محبوب ترین سخنرانان تاریخ هستند که این پیوستگی ساختار را می توان در متون سخنرانی و نطق آن ها مشاهده نمود.

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

۷ تکنیک برای ایجاد فضای انتقادی و بازخورد بیشتر در سخنرانی

فکر می کنید آزاد ترین فضای انتقادی برای تک تک ما کجا و چه موقعی است؟ وقتی که درون شهر قدم می زنیم و نابسامانی های خیابان را می بینیم امکان این وجود دارد که رو در رو با شهردار در مورد ضعف های موجود حرف بزنیم؟ وقتی که در دانشگاه قرار داریم نواقص مدیریتی و کمبودهای امکانات وضعیت تحصیلی دانشجویان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد می توان آزادانه و بی پروا این مشکلات را با مسئولان در میان گذاشت؟ در روابط شخصی و خانوادگی چه طور؟ آن قدر می توان با نزدیکان بی تعارف و جسورانه عمل کرد و احساسات خود را در هر موقعیت با آن ها در میان گذاشت؟ احتمالا پاسخ شما برای تک تک این موقعیت ها منفی بوده یا حداقل شما هم با ما هم عقیده هستید که هیچ یک از موقعیت های نامبرده برای ابراز انتقاد و بازخورد حداقل ۱۰۰ درصد مناسب نیستند. شاید بهترین فضای انتقادی برای هر نفر که بتواند رو در رو و بی تعارف عمل کند سخنرانی و جو پر التهاب، پر هیجان و پرماجرا آن باشد.

همان طور که پیش از این گفتیم دریافت بازخورد از مخاطب کار ساده ای نیست؛ اما سخنرانی فضای تعاملی و خوبی را ایجاد می کند که به واسطه آن می توان در بهترین شرایط ممکن نقد کرد، تعریف و تمجید نمود یا این که بابت ابهامات به وجود آمده به بحث نشست.

اگر با این دیدگاه موافق هستید همراه ما باشید تا با تکنیک های کاربردی برای ایجاد فضای انتقادی، هر چه بیشتر و بهتر از گذشته بتوانید شرایط مناسب را برای کسب بازخورد از مخاطبنتان فراهم آورید.

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

قبلا با راه های دریافت بازخورد آشنا شدید؛ اما کلماتی که ممکن است از مخاطب بشنویم قادر نیستند به تنهایی به رشد یک سخنران و برطرف کردن معایب یا احیانا تقویت نقاط مثبت کمک کند. هر سخنران به راه های نفوذی و پنهانی دیگری نیز نیاز دارد تا بتواند با ایجاد فضای انتقادی، بهترین رابطه کلامی و غیرکلامی ممکن را با مخاطبانش برقرار کند.

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

به کارگیری ترفندهای زیر توسط شما به مخاطب کمک می کند ذهنیت خود را بسط دهد و شرایط رد و بدل کردن دیدگاه ها به خوبی فراهم گردد:

نگرش های باز، آغوش باز و دید باز!

هیچ کس از نقد شدن و خرده گرفتن دیگران راضی نیست؛ اما حتما می شناسید آدم هایی را که برای موفقیت خود این سختی ها را به جان می خرند و به دنبال انتقادات هستند. این عده انگشت شماری که به ندرت در اطراف ما پیدا می شوند همیشه آغوششان برای گرفتن بازخوردهای منفی در قالب انتقادات باز است. دید آن ها نسبت به انتقاداتی که به آن ها وارد می شود باز می ماند و هرگز در برابر نقدها حالت دفاعی ندارند.

اگر بازخورد شما نسبت به یک بازخورد، باز و مثبت باشد بسیاری از بازخوردهایی که در آینده دریافت می کنید به تحسین تبدیل می شوند!

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

خواسته خود را با صدای بلند اعلام کنید

برای ایجاد فضای انتقادی که به مخاطب اطمینان کافی را به لحاظ امنیت خاطر بدهد رو راست باشید و صراحتا برای گرفتن بازخورد درخواست خود را اعلام کنید. شاید ما بین مکث و وقفه ها در سخنرانی، بتوان این مسئله را یادآور شد و هر لحظه دیگران را برای مشارکت فراخوانی نمود.

هر کسی روش خود را برای ایجاد این فضا دارد. شاید بهتر باشد بذر اهدافی که قرار است در آخر سخنرانی بدان برسیم را از همان اول بریزیم. مثلا از همان ابتدا بگویید:

بازخوردهای شما برای من بسیار ارزشمند است. حین سخنرانی به من اجازه دهید بدانم چه چیزی برای شما بهتر است و چه چیزی باید در اولویت قرار گیرد. این دوره با کمک نظرات شما است که تقویت شده و بهتر می شود.

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

بازخوردها را به یک بحث متقابل فعال تبدیل کنید

بر خلاف تصور بسیاری، بازخورد آن جاده یک طرفه ای نیست که فقط مخاطب به عنوان شنونده در طول آن اجازه تردد داشته باشد! شما هم به عنوان کسی که برای ایجاد فضای انتقادی در تلاش است در گذر از این جاده سهم دارید.

در گرفتن بازخورد از مخاطبان عجله نکنید؛ خصوصا در موقعیت های زیر که هنوز هیچ چیز قطعیت ندارد:

  • به دنبال اعمال یک سری روش و ترفندهای خاص در سخنرانی هستید و نمی دانید قرار است جواب دهد یا این که بیهوده باشد.
  • روش های گفتگو با مخاطب را تغییر داده اید و متدهای سخنرانی شما نسبت به قبل تغییر کرده است

به همین خاطر پیش از این که همه آن چه که دارید را عرضه نکرده اید به دنبال گرفتن بازخورد نباشد. ضمن این که باید فضای انتقادی را هر چه سریع تر به بحث متقابل تبدیل کنید.

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

بازخورد صادقانه از بازخورد مثبت بهتر است!

با شنیدن کلمه بازخورد همه به دنبال دو وجه مشخص می گردند: مثبت یا منفی. یعنی یا قرار است تعریف کنیم یا این که کسی را با نقد به چالش بکشیم. اما بازخورد بیش از این دو وجهی است که همه درباره آن حرف می زنند.

اولین موضوع در ارائه بازخورد حفظ صداقت است. برای داشتن فضای انتقادی مرتبا این صداقت را به مخاطبان خود گوشزد کنید.

تحلیل زیربینانه و جزئی بخواهید

وقتی که شنوندگان، تحسین های خود را پیشکش شما می کنند در این حالت جملات زیر به گوش می رسد:

  • ارائه خوبی بود
  • آفرین
  • خسته نباشید؛ کار سختی بود و…

احتمالا با شنیدن این جملات هر بار به خودتان افتخار کردید و همزمان تلاش کردید خویشتن دار باشید و فروتنی خود را ابراز کنید؛ اما متاسفانه هر بار شما فرصت های زیادی را از دادید چون:

  • از مخاطب خود نپرسیده اید بخش مورد علاقه او دقیقا کدام بخش بوده است
  • کدام نکته مطرح شده مفید تر واقع شده است
  • درگیر کدام بخش از سخنرانی شده اید

راه های ایجاد فضای انتقادی برای کسب بازخورد از مخاطبان

برای قاپیدن بازخوردها سریع دست به کار شوید!

اهمیتی ندارد در ابتدا سخنرانی قرار دارید، مطالب ناگفته زیادی وجود دارند و از برنامه ریزی انجام شده عقب مانده اید. با راه های توسعه تماس چشمی به سراغ افراد بروید؛ اگر علامت سوال را از حالات و چهره آن ها متوجه می شوید در جا از آن ها درباره بخشی که در حال صحبت کردن درباره آن بوده اید بازخورد بخواهید. دلیل این عملکرد آنی برای قاپیدن بازخوردها، فراموش شدن نظرات و سوالات به مرور زمان است. به طور کلی هر مخاطب اگر سوالات خود را روی کاغذ یادداشت نکرده باشد بعد از ۵ دقیقه و با درگیر شدن در مطالب دیگر، سوال یا ابهاماتش را از خاطر می برد!

تحسین های اغراق آمیز و انتقاد افراطی را نادیده بگیرید!

شاید آخرین توصیه ما برای ایجاد فضای انتقادی در سخنرانی هایتان کمی در مقایسه با ایده های قبلی متنقاض به نظر برسد؛ اما به هر حال نباید نسبت بدان بی توجه باشید. این ایده درست از مخاطبان شما و دیدگاه های آن ها نشات می گیرد. در هر سخنرانی که شرکت کنید بدون شک نزدیک به ۵۰ درصد موافق و ۵۰ درصد مخالف دارید. به زبان دیگر در هیچ یک از سخنرانی ها همه کاملا طرفدار یا مخالف شما نیستند. بنابراین عقل حکم می کند که نسبت به دو تحسین های اغراق آمیز و بیش از حد طرفداران خود و در مقابل، انتقادهای افراطی طرف مخالف بی توجه باشید. تنها می توانید با تشکر از آن ها انتقادپذیری خود را نشان دهید!

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

چه طور بازخوردهای مناسب ، امیدبخش و مثبت دریافت کنیم؟

بازخورد از نظر شما چه معنایی دارد؟ نظرتان درباره بازخوردهایی که از مخاطبان خود در طول حرف زدن می گیرید چیست؟ بازخوردهای دلچسبی هستند یا اصلا نظراتی که می شنوید چنگی به دل نمی زنند؟ بگذارید از همین ابتدا و بدون توضیحات اضافه سه حقیقت را درباره بازخوردهای مناسب و تاثیرات آن با هم بررسی کنیم:

  1. بسیاری از بازخوردهایی که ما از مخاطبان می گیریم کارایی لازم را ندارند؛ طوری که گاهی احساس می کنیم کم تر کسی به حرف هایمان توجه کرده و این مدت با در و دیوار و هر چیزی غیر از مخاطبان زنده خود سرگرم بوده ایم!
  2. پیدا کردن سوژه هایی که بتوان از دل آن بازخوردهای به دردبخوری گرفت دشوار است؛ ضمن این که تبادل نظرات و بازخوردها نیاز به پشتکار بالایی دارد
  3. ظرفیت های یک سخنرانی تنها زمانی آشکار می شود که بتوان با فن بیان و هر ترفندی که شده است از مخاطب بازخورد بگیریم

این سه حقیقت، هر سخنرانی را با چند مسئله بغرنج یا در واقع معماهای پیچیده رو به رو می کند:

  1. اگر بازخوردهایی که ما به دلیل ضعف خودمان در سخنرانی دریافت می کنیم بی فایده هستند پس قرار است کی به این بازخوردها برسیم؟
  2. اگر رسیدن به بازخورد کار دشواری است چرا باید خودمان را به دردسر بیندازیم؟ اگر قرار باشد خودمان را به دردسر بیندازیم باید از کجا شروع کنیم؟

این معماها نه فقط برای شما، بلکه برای همه ما که به نحوی زندگیمان با فن بیانمان گره خورده پیچیده است. دانشگاه زندگی تا پایان همراه شما است تا هیچ معمایی برای شما و برای گرفتن بازخوردهای مناسب باقی نماند.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

یک بازخورد مناسب چه ویژگی هایی دارد؟ بازخورد فقط نظرات شخصی کاربران درباره تیپ و ظاهر یا نحوه حرف زدن ما است؟ چه چیزهایی ترکیب بازخوردهای مناسب و مثبت را تشکیل می دهند؟

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

بازخورد معادل هر گونه اطلاعاتی است که شما درباره خودتان از مخاطب می گیرید. خیلی از این بازخوردها در قالب ارتباط غیرکلامی شکل می گیرند. به هر حال هر نوع بازخورد کلامی و غیرکلامی یا نوشتاری می تواند گسترده و طولانی باشد.

اما بازخورد با بازخورد مناسب تفاوت دارد. یک بازخورد مناسب آن قدر انرژی مثبت به همراه دارد که می تواند مهارت یا توانمندی های شما را بهبود بخشد؛ حال این مهارت نوشتاری باشد، گفتاری باشد، زبان بدن را شامل شود یا تکنیک های ارائه سخنرانی را در برگیرد.

در حالی که بسیاری از باخوردها مثل آفرین، خیلی خوب بود و…می توانند انرژی خوبی به افراد بدهند اما قطعا سازنده نیستند. بازخورد مثبت، بازخوردی است که بتواند قوای شما را برای سخنرانی های بعدی تقویت نماید؛ مثلا:

داستانی که در ابتدا سخنرانی و به دنبال آن در پایان سخنرانی مطرح شد خیلی الهام بخش بود؛ همان دو جمله اول کافی بود تا پیامتان را دریافت کنم.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

همان طور که می بینید در نقد یا بازخوردهای مثبت همه چیز باید شفاف سازی شود. در  واقع این شفافیت نقاط مثبت یا منفی است که ما را در مسیری که قرار داریم ثابت قدم می کند. به نمونه بازخورد منفی زیر توجه کنید:

یک ربع اول بود که من به دلیل سرعت سخنرانی شما متوجه گام های انجام آزمایش نشدم؛ همان کافی بود تا هیچ قسمتی از حرف هایتان را نفهمم!

انواع حالات بازخوردگیری در مواجهه با مخاطب

حالا احتمالا اولین سوال شما این باشد: چه طور می تواند بازخورد گرفت؟ چه طور می توان بازخوردهای مناسب را از بازخوردهای منفی یا تعریف و تمجید های ساده از هم تشخیص داد؟

زیر نظر گرفتن بازخوردهای غیرکلامی در طول سخنرانی

به عنوان یک سخنران، همزمان وقتی که در حال صحبت کردن هستید ثروت بزرگ بازخوردهای غیرکلامی کاربران مقابل شما قرار دارد. این بازخوردها را با پرسیدن سوالات زیر از خودتان بگیرید:

  • مخاطبان شما سردرگم و بهت زده هستند؟ احتمالا سرعت سخنرانی شما در کنار عدم صراحت و شفافیت بیان عامل این مشکل شده است
  • مخاطبان شما خسته و دلزده هستند؟ احتمالا مثل یک گوینده هوشمند عمل نکرده اید و با بیان جملات و مفاهیم تکراری، آن ها را دلزده کرده اید!
  • مخاطبان شما هیجان زده هستند؟ پس با خیال راحت به کار خود ادامه دهید!
  • مخاطبان شما سرهایشان را تکان می دهند؟ این یعنی به خوبی متوجه منظور شما شده اند یا حداقل در این زمینه تجربه کافی دارند
  • کم کم دارند سالن را ترک می کنند؟ اصلا خوب نیست!

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

توجه به سوالاتی که حین سخنرانی پرسیده می شود

هر زمان که یکی از مخاطبان سوالی از شما می پرسد، بلافاصله آن سوال را برای این که بفهمید دقیقا چه مفهومی را در بر دارد تحلیل نمایید. مثلا:

  • سوالاتی که به صورت حاشیه ای پرسیده می شوند و از توضیحات شما فراتر هستند نشان می دهند مخاطبان شما به دنبال توضیجات گسترده تر و عمیق تری هستند.
  • سوال شخص سردرگمی ذهنی را نشان می دهد؟ چیزی مثل در هم ریختگی مطالب در ذهن فرد که احتمال اشتباهات را بالا می برد؟ پس شاید باید به صراحت کلام خود شک کنید!

ابتدا، میانه و انتها سخنرانی حواستان را به صحبت های مخاطبان بدهید

اصلا چرا باید به دنبال این کار باشیم؟ میانه سخنرانی یعنی دقیقا زمان استراحت، وقت کسب انرژی و تنفس بیشتر برای سخنران است! اما توصیه می کنیم این لحظات را از دست ندهید. مثلا بارها برای من پیش آمده است که بلافاصله بعد از اتمام بخش اول سخنرانی و ورود به زمان استراحت، با پچ پچ مخاطبانم رو به رو شدم؛ طوری که به نظر می آمد ابهام خاصی درباره یک مسئله در ذهنشان وجود دارد و به خاطر احترام به سخنرانی، آن را در وقت استراحت با هم در میان گذاشتند.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

بد نیست ۱۵ دقیقه قبل از شروع سخنرانی در جمع حاضر بوده و به حرف ها و نظرات حاضرین در جمع گوش دهید. این حرف هایی که در خارج از وقت سخنرانی رد و بدل می شوند سرنخ های خوبی هستند تا با استفاده از آن بتوانید مطالب را پوشش داده و توضیحات خیلی کامل تری ارائه کنید.

فراخوانی فرد به فرد برای بازخورد

بسیاری از مردم از ارائه بازخورد در جمع هراس دارند و باید حتما تکنیک های ایجاد انگیزه در مخاطبان در طول سخنرانی به کار برده شود. این موضوع دو دلیل دارد:

  1. آن ها نمی خواهند حواس شما را پرت کنند یا با بازخوردهای منفی ذهنتان مشوش شود
  2. آن ها به شما و فن بیانتان ایمان دارند. بنابراین می ترسند مبادا قضاوت نادرست کرده باشند

با توجه به این موانع پس طبیعی است که مخاطبان بازخوردهای مناسب یا منفی خود را مخفی کنند. به همین دلیل این جا هم سخنران باید وارد عمل شود و بازخوردهای فرد به فرد بگیرد.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

طراحی فرم نظرسنجی

گزینه آخر استفاده از فرم های نظرسنجی می باشد که بهتر است کمی قبل از پایان سخنرانی بین مخاطبان توزیع شود. در این فرم باید از درج ستاره یا رقم های صفر تا پنج خودداری شود؛ چون رقمی بیش نیستند! در عوض بهتر است گزینه ها را مقابل یک توضیح یا عبارت قرار دهید. مثلا نظر حاضرین را درباره ظاهر سخنران و زبان بدن او را جویا شوید یا نحوه انتقال اطلاعات از نظر آن ها را ارزیابی کنید.

تکنیک هایی برای استفاده از مکث در سخنرانی

۱۲ نکته برای این که با مکث و وقفه هایتان در سخنرانی خوش بدرخشید!

سخنرانی موفق خیلی وقت ها بیش از این که به گفته های ما وابسته باشد به ناگفته های ما مرتبط است. این که سخنران بداند در هر لحظه به جای حرف زدن چه واکنشی نشان دهد، چه زمانی حرف بزند و چه زمانی سکوت کند هنری است که ارزش آن از حرف زدن قطعا بالاتر است. ناگفته های ما به واسطه مکث یا وقفه هایی ایجاد می شوند که تنها ابزارمان برای فرار کوتاه از جو سخنرانی، بهتر فکر کردن و بهتر تاثیر گذاشتن می باشند. اگر قرار باشد این مکث و وقفه را به چیزی تشبیه کنیم شاید سرعت گیر بهترین و نزدیک ترین مثال باشد؛ چون وقفه ها دقیقا مثل سرعت گیر می تواند شتاب ما را در حرف زدن کنترل کند و مانع از وقوع اتفاقات جبران ناشدنی در سخنرانی شوند!

مکث ارتباط نزدیکی با سرعت صحبت کردن در سخنرانی دارد. شاید تصور کنید ایجاد وقفه های تصادفی بین حرف زدن بیش تر از هر چیزی به خود مخاطب کمک کند و فهم مطلب را برای او ساده تر کند؛ اما حقیقت پشت پرده فراتر و البته مفصل تر از این است و سخنران با مکث کردن از مزایا خیلی بیشتری برخوردار می شود که حتی شاید خودش هم تا به حال متوجه نشده باشد!

دانشگاه زندگی امروز در کنار شما است تا درک درستی از اثرگذاری مکث در سخنرانی، شیوه استفاده از مکث و چگونگی تاثیر آن در شکل گیری روابط افراد پیدا کنید.

تکنیک هایی برای استفاده از مکث در سخنرانی

اگر به درستی مفهوم مکث در سخنرانی را متوجه شده باشید و بتوانید کاملا اصولی از آن استفاده کنید هیچ کس متوجه این وقف یا مکثهای پی در پی نخواهد شد. سبک چرچیل و اسلوب لینکلن و چندین و چند سخنران معروف دیگری که دنیا را بابت فن بیان خود انگشت به دهان کردند نیز قطعا با مکث و وقفه آمیخته بوده است؛ اما چرا و چه طور از وقفه ها استفاده شده که تا این حد نامحسوس باشند؟

تکنیک هایی برای استفاده از مکث در سخنرانی

فواید شش گانه وقفه در سخنرانی ها

ببینید مکث در هنگام صحبت کردن چه مزایایی می تواند داشته باشد که شما از آن ها ممکن است بی خبر باشید:

درک بهتر شما توسط سخنران

شاید مکث یا وقفه ها قبل از این که قرار باشد به عنوان سرعت گیر عمل کنند در واقع نقطه هایی باشند که بتوانیم در پایان جملات خود بگذاریم و به این روش آن ها را ناتمام رها نکرده باشیم. در این باره محققین بارها توضیه ها و نظریه های جالبی ارائه داده اند:

در روابط انسانی و با پیچیده شدن آن، نیاز به مکث برای همه بیشتر احساس می شود. هر چه قدر پیچیدگی بحث شما بیشتر باشد تعداد وقفه ها هم بیشتر خواهد بود. تنها ابزار در دسترس ما در سخنرانی ها مکثهای کوتاهی است تا به وسیله آن ها، عبارات و جملات را قطعه قطعه کرده و به بخش های کوچک تری تقسیم نماییم.

همان طور که قبلا هم در استفاده از اپیستروف در فن بیان گفتیم مخاطبان ما خواننده یک مطلب نیستند که بتوانند با استفاده از ترفندهای خط دار کردن یا کج شدن مطلب متوجه اهمیت آن شوند؛ ما به ابزارهای متفاوتی نظیر مکث نیاز خواهیم داشت!

تکنیک هایی برای استفاده از مکث در سخنرانی

وقفه؛ حامل احساسات شما به نقاط مختلف!

همه چیز به سبک سخنرانی شما بستگی دارد. اگر موضوع و سبک سخنرانی شما فضایی تراژدی را فراهم می کند که احتمالا قرار است همه را تحت تاثیر قرار دهد، قطعا در این فضای غمزده برای تاثیرگذاری بیشتر به مکث نیاز دارید. وقفه ها بهترین ابزار برای حمل یا رواج احساسات ما هستند.

کنترل سرعت با وقف

همان طور که در ابتدا یادآوری شدف از مزایا اولیه وقفه همین کنترل یا تسلط ما روی سرعت سخنرانی خواهد بود. بر همین اساس میزان وقفه ها در سخنرانی بر اساس طول مدت سخنرانی به این ترتیب طبقه بندی می شود:

  • سخنرانی های ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ای: مکث های ۰٫۱۵ ثانیه ای
  • سخنرانی های متوسط دو تا دو نیم ساعته: مکث های ۰٫۵ ثانیه ای
  • سخنرانی های بلندمدت: مکث های ۱٫۵ ثانیه ای

در تمام این حالات پر واضح است که اگر قرار باشد سخنران از روی متن روخوانی کند و یک محتوا ثابت و از پیش تعیین شده را ارائه کند وقفه های کمتری نسبت به سخنرانی خودانگیزه ای که قرار است بدون پیش نویس متن سخنرانی صحبت کند خواهد داشت.

تکنیک هایی برای استفاده از مکث در سخنرانی

مکث برای سلامت بدن!

همان طور که گفته شد مکث و وقفه ها مزایا خیلی زیادی را شامل حال خود سخنران می کنند. مثلا با استفاده از همین مکثها است که می توان اصول تنفس صحیح در سخنرانی را پیاده کرد. آب خوردن حین این وقفه ها و تنفس بهتر برای اکسیژن رسانی بهتر به بافت ها از مزایا دیگر هستند.

بازدارنگی مکث نسبت به استفاده از کلمات پرکننده

تکه کلام و اِ گفتن ها در سخنرانی به عنوان کلمات پرکننده مشکل خیلی از سخنرانان حرفه ای می باشند. خصوصا این که راه های جلوگیری از استفاده ناخودآگاهانه و غیرعمدی از آن ها زیاد نیست.

همگامی ذهن و زبان با استفاده از مکث

هنگام حرف زدن، دو مسیر مختلف به صورت همزمان طی می شوند:

  1. مسیر داخلی که همان فکر کردن به مطلبی است که قصد داریم درباره آن حرف بزنیم
  2. مسیر خارجی که باید ترکیبی از واژگان با زبان بدن ترکیب شوند

تکنیک هایی برای استفاده از مکث در سخنرانی

مکث به شما کمک می کند بین این دو مسیر هماهنگی ایجاد کنید و سرعت چینش وازگان را با ادا آن ها برابرسازی نمایید.

تکنیک های استفاده اصولی از مکث

برای استفاده از وقفه، ترفندهای زیر را به خاطر بسپارید:

پیروی از ویرگول های متن برای ایجاد مکث

یکی از بهترین راهنماها برای ایجاد وقفه های به جا، توجه به ویرگول های متن است. این توجه می تواند پردازش ذهنی آنی شما برای استفاده یا عدم استفاده از ویرگول یا کاما در یک جمله باشد. با این ترفند جملات تکه تکه می شوند. به عبارت زیر توجه کنید:

می خواستم همسرم را برای سالگرد ازدواج غافلگیر کنم؛ اما نمی دانستم چه چیزی جوابگو محبت های او خواهد بود.

مکث با توجه به آخر جملات

آخر جملات هم گزینه های خوبی برای شروع مکث های ۰٫۱۵ تا ۱٫۵ ثانیه ای هستند. این مکثها را می توان از روی نقطه، علامت سوال و یا نقل قول های تشخیص داد. به جمله زیر نگاه کنید:

هنوز به خوبی آخرین جمله پدرم را به یاد می آورم: هرگز به سادگی تسلیم نشو!

مکث با رسیدن به انتها بندها یا پاراگراف ها

اگر دو راه قبلی چندان مورد قبول شما نیست پس راه سوم احتمالا ترجیحتان خواهد بود. در این روش با تغییر پاراگراف ها یا بهتر بگوییم؛ تغییر ایده ها است که می توان وقفه هایی را ایجاد می کنیم. مثلا فرض کنید قرار است از تاثیرات استفاده از یک دارو مسکن روی بدن صحبت کنید. وقتی که اولین تاثیر به موفقیت به پایان رسید، وقت آن رسیده است که برای بیان تاثیر دوم در بند دیگر، کمی مکث کنید.

مکث بلافاصله بعد از کلیدواژه ها

اگر قصد دارید مکثها را برای درک بهتر مخاطبان و تاکید بیشتری به کار برید پس بلافاصله بعد از کلمات مدنظرتان یک مکث یا وقفه کوتاه داشته باشید. به جمله زیر دقت کنید:

باور عامیانه بر این است که دارو X رقیق کننده خون است {وقفه} اما تاثیرات آن متفاوت است.

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

کنترل سرعت حرف زدن خود را در سخنرانی ها به دست گیرید!

همیشه برای رگبار کردن کردن دیگران به سلاح نیاز نداریم. آیا می دانستید ما انسان ها قادر هستیم با زبان هم یکدیگر را رگبار کنیم و به صورت متقابل زیر بارش رگبار بقیه آزرده خاطر شویم؟ گفته ها و ناگفته های ما در طول حرف زدن بیش از این که فکرش را بکنیم منجر به درگیر کردن مخاطبان می شود. احساس رضایت ما، احساس شکایت ما، اوضاع روحی و حالات جسمی ما همه و همه از اجزا و ارکان سخنرانی ما مشخص می شوند. یکی از این ارکان سرعت حرف زدن ما می باشد. سرعتی که گاه بالا می رود، گاه پایین می آید و گاه به صفر می رسد و ما در یک وقفه چند ثانیه ای با خود خلوت می کنیم!

در میان ابهاماتی که ممکن است ذهن شما و خیلی از خوانندگان این مطلب را فرا گرفته باشد سرعت حرف زدن یکی از مهم ترین فاکتورهایی است که احتمالا هنوز هم پاسخ شفافی برای تنظیم آن نگرفته اید. مثلا حتما تا کنون از خودتان پرسیده اید بهتر است آرام صحبت کنیم یا این که با تند حرف زدن به مخاطب انرژی بدهیم. یا این که کنجکاو بوده اید بدانید چه طور می توانید این سرعت را هنگام حرف زدن کنترل کنید.

در این مطلب تلاش شده است هر نیازی که در زمینه کنترل سرعت حرف زدن داشته باشید را پوشش دهیم. تنها کافی است این مطلب را تا پایان دنبال کنید.

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

ساده ترین و پیش پاافتاده ترین روشی که برای سنجش سرعت حرف زدن به ذهن می رسد تخمین یا سنجش سرعت بیان کلمات در هر دقیقه است. روشی که نتایج حاصل از آن بر حسب wpm یا تعداد کلمات بر دقیقه بیان می شود.اما چه طور؟

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

برای سنجش سرعت ابتدا باید یک بار متن سخنرانی را ترجیحا در یک نرم افزار واژه پرداز درج کنید تا بتوانید در نهایت تعداد کاراکترها را مشاهده نمایید. در طول ارائه متن سخنرانی، از اطرافیان بخواهید زمان سخنرانی را دقیقا با دقیقه شمار ثبت کنند. حالا با تقسیم تعداد کاراکترها به کل دقایق، می توان سرعت حرف زدن را محاسبه نمود. البته راه های دیگری هم وجود دارد!

محاسبه سرعت  با واحد تعداد سیلاب ها در هر دقیقه

روش دیگری که خیلی دقیق تر می تواند ما را به جواب برساند بررسی سیلاب ها می باشد. همان طور که می دانید هر کلمه از تعداد سیلاب یا بخش تشکیل شده است. سیلاب ها در زبان فارسی همان هجا ها هستند که البته جدا کردن آن ها از هم به اندازه زبان انگلیسی ساده نیست. پر واضح است که واژه ها سیلاب های مختلفی دارند و نمی توان برای تمام کلماتی که به کار می بریم یک میانگین در نظر بگیریم. به دو جمله زیر دقت کنید:

  • ملک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع
  • طالب علم عزیز است و طالب مال ذلیل

جمله اول از نظر هجایی طولانی تر از از جمله دوم در زبان فارسی می باشد. فرض کنید می خواهید این دو نمونه را وسط سخنرانی بیان کنید. در صورتی که سرعت بیان کلمات هر دو جمله در هر دقیقه با هم برابر شد یعنی احتمالا شما در بیان جمله اول سریع تر از حد استاندارد عمل کرده اید و لازم است از سرعت خود بکاهید!

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

سنجش سرعت حرف زدن در کم تر از سه ثانیه

بهترین راه برای تمرین و تکرار جهت تنظیم سرعت حرف زدن این است که بخشی از یک متن با تعداد واژگان مشخص را انتخاب کنید، خودتان زمان بگیرید و سپس با استفاده از روش های معرفی شده سرعت را محاسبه کنید. اما یک اشکال کوچک در این روش وجود دارد!

مهم ترین اشکال این است که شما در تمرین و تکرار در حال خواندن یک متن هستید. متنی که در اتاق خالی و خلوت خوانده می شود و احتمالا هم ولوم صدای شما بالاتر است؛ انگار که مشغول گویندگی خبر هستید! این در حالی است که ما هنگام حرف زدن معمولا این صبر و شکیبایی را نداریم و اتفاقا ولوم صدا هم پایین تر است. به همین دلیل معمولا سرعت واقعی در حرف زدن از تمرین و تکرار به این روش بالاتر خواهد بود.

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

بنابراین توصیه ما این است که این پروژه را مقابل مخاطب واقعی و هنگام ارائه یک سخنران واقعی پیاده کنید!

استاندارد سرعت حرف زدن برای هر سخنران

مسلما تعیین یک استاندارد یا میانگین مشخص برای سخنرانی به عوامل مختلفی از جمله زبان و موقعیت سخنران بستگی دارد. با این حال اگر بخواهیم حاشیه نرویم و یک رقم دقیق تعیین کنیم باید این کار را بر اساس طول مدت سخنرانی ها انجام دهیم.

در بررسی تجربی که ما بین سخنرانی های ۶ تا بیست دقیقه ای و به صورت میانگین سخنرانی های ۱۰ دقیقه ای با موضوعات متعدد و متفاوت، ابزارهای متنوعی که در سخنرانی استفاده شده و وقفه هایی که به هر دلیل پیش آمده است، داشتیم متوجه شدیم که به صورت متوسط برای سخنرانی ها با طول مدت زمان زیر، سرعتی که معرفی شده است بهتر می باشند:

  • سخنرانی های نه دقیقه ای: سرعت متوسط ۱۶۲ کاراکتر در هر دقیقه
  • دو سوم از سخنرانی هایی که در مرز نه تا بیست دقیقه قرار می گیرند به صورت میانگین سرعتی برابر با ۱۵۴ تا ۱۶۳ کاراکتر در هر دقیقه دارند.

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

عوامل موثر بر سرعت حرف زدن سخنرانان حرفه ای

فاکتورهای زیادی سرعت سخنوری ما را تحت تاثیر قرار می دهد:

  1. سرعت نرمال حرف زدن شما در جمع: این سرعت زاییده وراثت شما، فرهنگ خانوادگی، لهجه و تاریخچه زبانتان است.
  2. عصبی بودن یا استرس زیاد هنگام حرف زدن: هنگام عصبانیت و زمانی که اضطراب زیادی را متحمل شده اید احتمالا کنترل سرعت حرف زدن دشوار باشد. طبیعی است در چنین مواقعی تند حرف بزنید و در عین حال همواره از طرف افرادتان برای کم کردن سرعت حرف زدن تذکر بگیرید!
  3. ستوه روانی: اگر خسته هستید یا فکر می کنید خستگی قبل در تِن شما باقی مانده است طبیعی است که به خاطر کمبود انرژی با بی حوصلگی خیلی آرام حرف بزنید و در این بین هم با اختلالات گفتاری در فن بیان خود رو به رو شوید!
  4. پیچیدگی کلمات: اگر واحد سنجش سرعت سخنرانی کلمات بر دقیقه هستند و واژگان پیچیده ای را برای حرف زدن انتخاب می کنید باید انتظار کاهش سرعت حرف زدن خود را داشته باشید.
  5. پیچیدگی متن سخنرانی: جملات طولانی تر و ترکیبی که حاوی اصطلاحات خاص و تخصصی باشند به مکث در طول سخنرانی نیاز دارند. هر چند که این مکث باعث طولانی تر شدن سخنرانی شما می شود از دید مخاطب دلچسب است.
  6. مکث کلامی: حتی لا به لا کلمات هم می توان یک مکث کوچک ایجاد کرد. این مکث ها در هر صورت برای مخاطب مفید می باشند.
  7. وقفه های اضافی توسط سخنران: هر زمان که شما برای مشاهده یک کلمه خاص به یادداشت های خود نگاه می کنید، برای دیدن یک تصویر در اسلایدها سرتان را می چرخانید یا به خاطر جا به جایی در صحنه کمی راه می روید تا حدی از سرعت صحبت کردن خود کاسته اید.

نحوه کنترل سرعت حرف زدن در سخنرانی ها

صحبت کردن؛ تندتر تر یا کندتر؟

در نهایت و برای جمع بندی باید گفت همه چیز به شما بستگی دارد؛ اما با وجود تمام عوامل مرتبط، اگر سرعت شما بین ۱۳۳ تا ۱۸۸ کلمه در دقیقه باشد یعنی سخنران متعادلی هستید که خیلی خوب می تواند کنترل حرف زدنش را به دست گیرد!

توصیه می کنیم قبل از تمرکز روی سرعت به دو فاکتور شفافیت (تلفظ مناسب، فهم درست مطلب) و مدیریت پیچیدگی (ساده سازی کلمات) توجه کنید.

سبک چرچیل

به سبک چرچیل حرف بزنید، با اسلوب لینکلن بایستید!

مدتی قبل، پیش از این که اصلا قرار باشد نگاهی حرفه ای و به عنوان یک پیشه به فن بیان و سخنوری داشته باشد همه چیز از دید من با جدول ضرب حل و فصل می شد. همین که با دید دو دو تا چهارتا، همه ارکان یک سخنرانی و عناصری که باید در ظاهر یک سخنران قرار داشته باشد کنار هم چیده می شد انگار سخنرانی های من بهترین و بی مثال ترین سخنرانی های دنیا می شدند! اما این دید خیلی وقت است که تغییر کرده است؛ خصوصا از وقتی که یاد گرفتم به سبک چرچیل حرف بزنم و با اسلوب لینکلن بایستم و زبان بدن را کنترل کنم!

“به سبک چرچیل حرف بزنید، با اسلوب لینکلن بایستید”، نام یک کتاب خلاقانه و ریزبینانه است که اولین بار توسط James C. Humes و در سال ۲۰۰۲ روانه بازار شد. شاید شما هم اولین بار با شنیدن عنوان این کتاب تصور کنید قرار است با مجموعه نقل قول ها یا حکایات مکتوبی رو به رو شوید که در یک جلد جمع آوری شده است و حالا برای کسب تجربه در اختیار ما قرار گرفته است؛ چیزی که چندین و چند نسخه مابه با آن را با گردشی در فروشگاه های کتب فن بیان می یابیم. اما بد نیست بدانید این کتاب با عنوان وسوسه انگیزی که دارد پر است از تکنیک ها و ایده های به دردبخوری که می تواند به صورت عملی به درد همه ما بخورد.

سبک چرچیل

با کمی جستجو متوجه شدیم که دریافت فایل ترجمه شده یا خرید کتاب ترجمه شده این اثر نفیس، هم اکنون با زبان فارسی خارج از دسترس است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم این بار با مروری بر این کتاب کاربردی، سرفصل ها و نکات آموزنده ای که به درد هر سخنور با تجربه ای می خورد، گام به گام اصول سخنرانی را از نو بررسی و مرور نماییم.

سخنرانی به سبک چرچیل، ایستادن به سبک لینکلن!

در این کتاب، تمام مراحلی که ممکن است برای سخنران تبدیل به یک چالش بزرگ شود، قدم به قدم و با تکیه بر سبک چرچیل و سایر سخنرانان بزرگ بررسی شده اند. این مراحل همان بخش های ریز و درشتی هستند که نباید از دید ما دور بمانند. مثلا:

  • قدرت مکث در سخنرانی ها
  • قدرت مقدمه های خوب در سخنرانی
  • قدرت پاورپوینت ( نه از دید رایجی که بین ما وجود دارد)
  • قدرت خلاصه گویی در سخنرانی
  • قدرت نقل قول ها در سخنرانی
  • قدرت ارائه آمار و ارقام در خلال صحبت کردن
  • قدرت تقلید از فن بیان بزرگان در سخنرانی
  • قدرت دکمه پاور روشنایی محیط در دست سخنران (چیزی که هرگز بدان نپرداخته ایم)
  • قدرت سوال پرسیدن برای درگیر کردن افراد
  • قدرت خارق العاده کلمات در فن بیان ما
  • قدرت ژست هایی که یک سخنران به خود می گیرد
  • قدرت شنوایی ما نسبت به بازخوردها و نظرات مخاطبان

در ادامه با خلاصه های مرتبط با هر یک از سرفصل های معرفی شده در این کتاب آشنا می شوید و در ضمن تاثیر توجه به آن ها را نیز در سخنرانی در می یابید.

سبک چرچیل

قدرت دکمه پاور روشنایی محیط در دست سخنران

یکی از بخش هایی که شرط می بندیم هرگز به ذهن سخنرانان مبتدی و حتی نیمه حرفه ای تا کنون نرسیده است دکمه پاور یا مدیریت روشنایی محیط است. این دکمه چیزی نیست جز یک کنترل ساده برای خاموش کردن، روشن کردن یا نیمه روشن کردن محیط با سیستم روشنایی تعبیه شده در آن. احتمالا نمی دانستید روشنایی محیط تا چه اندازه می تواند روی تعیین سطح توجه مخاطبان به موضوعی که در حال بحث درباره آن هستید اثرگذار باشد!

تنظیم روشنایی مطابق با صلاح دید سخنران مثل این است که فریاد بزنیم و به مخاطبان بگوییم: سه، دو، یک و یا آماده، شروع! شاید بهتر باشد به زبان دیگری اهمیت ایت موضوع را مشخص کنیم. وقتی که در حال نوشتن یا تایپ کردن یم مطلب هستیم ابزارهای مختلفی برای نشان دادن تاکید ما روی کلمات مدنظرمان وجود دارد. مثلا می توانیم برخی را ایتالیک کنیم یا این که با خط دار کردن آن ها میزان اهمیتشان را به مخاطب اثبات نماییم. اما اگر قرار باشد همین تاکید در سخنرانی اعمال شود چه باید کرد؟

سبک چرچیل

همان طور که می بینید نویسنده کتاب با راه های خلاقانه و فوق العاده ظریفی نشان داده است تنظیم روشنایی نیز می تواند مثل یک هایلایتر یا نشانگرهای لیزری، برای تاکید روی یک مطلب به درد ما بخورد. فقط کافی است نو را مدیریت کنیم. مثلا هر بار به موضوعی حیاتی برخورد کنیم چراغ ها را خاموش کنیم و کاری کنیم نور تمام و کمال روی نقطه موردنظر ما متمرکز شود. هر چند که این کار به همکاری و هماهنگی زیادی با واحد نورپردازی نیاز دارد!

قدرت وقفه یا مکث در سخنرانی ها

در ادامه کتاب “به سبک چرچیل حرف بزنید، با اسلوب لینکلن بایستید!” که شدیدا تحت تاثیر فن بیان آبراهام لینکلن و فنون خطابه چرچیل می باشد درباره تاثیرات و فرآیندی که با مکث در سخنرانی طی می شود می خوانیم:

  • مکث به مخاطب امکان پیش بینی و پیش گویی می دهد
  • مکث قبل از سخنرانی یعنی یک دقیقه به احترام همه برای تمرکز کردن سکوت کنیم
  • مکث یعنی چند ثانیه صبر و سپس سکوت کنیم تا بتوانیم کلمات را بهتر فرموله کنیم
  • مکث قبل از شروع سخنرانی یعنی فرصتی دوباره برای مرور مقدمه ای که قرار است بیان کنید

در پایان بحث هم طبق روال همیشه، نقل قولی بیان می شود. در این جا نقل قولی از پاتریک هنری داریم:

نمی دانم بقیه چه می گویند، اما به نظر من (مکث) یا به من مرگ دهید یا به من آزادی ببخشید!

سبک چرچیل

قدرت ظاهر سخنران در تاثیرگذاری فن بیان او

در بخش دیگری از کتاب “به سبک چرچیل حرف بزنید، با اسلوب لینکلن بایستید!” در ارتباط با اهمیت ظاهر و نحوه حضور سخنران در جمع بدین شکل توضیحاتی ارائه شده است:

  • شیوه لباس پوشیدن یا پوشش سخنران بخشی از قدرت ظاهر او است
  • موقعیت عمود یا ایستاده سخنران بهترین موقعیتی است که می تواند برای درگیری مخاطبان در طول سخنرانی داشته باشد
  • هر سخنران باید یک امضا ظاهری داشته باشد. امضایی که روی کاغذ مکتوب نمی شود؛ بلکه با حضور ارکان یا عناصر خاصی در ظاهر او، اصالت او را نشان می دهد. این عنصر می تواند لوازم جانبی کوچک همراه ما باشد
  • سبک لباس پوشیدن باید ساده و یکسان باشد تا مخاطب با هر بار دیدن شما متعجب نشود

قدرت آمار و ارقام در کسب اعتبار برای سخنران

آمار هم قدرت منحصر به فرد خود را دارند. بدون توجه به گفته های کتاب خودتان قضاوت کنید؛ اگر سخنران قرار باشد یک جمله خبری را به دو شکل زیر بیان کند کدام یک برای شما قابل اعتمادتر است:

  1. زلزله سال ۸۸ در منطقه «سیلاخور» لرستان با هشت هزار کشته وتخریب ۶۴ روستا، از زلزله آذربایجان خرابی بیشتری به بار آورد.
  2. زلزله سال ۸۸ سیلاخور از آذربابجان خسارت بار تر بوده است.

سبک چرچیل

در کتاب “به سبک چرچیل حرف بزنید، با اسلوب لینکلن بایستید!” نیز به تاثیرات قابل توجه ارائه ارقام و آمار پرداخته شده است:

  • یک آمار کافی است برای تعریف کردن داستانی قابل باور و مجذوب کننده
  • از ذکر بیش از حد اعداد هنگام ارائه آمار خودداری کنید
  • اعداد را به جای این که دقیق ذکر کنید، خصوصا اعداد اعشاری، گرد کنید!
  • آمار به تنهایی نمی توانند جالب توجه باشند. برای ارائه آمار بهانه ای باید داشت. بهانه ای که با استفاده از آن مخاطب شگفت زده و متعجب شود
نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

چند راز ساده برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

دریغ کردن نگاه از کسی بزرگ ترین تنبیه برای او است. حتما شما هم تا به حال از این ترفند استفاده کرده اید وقتی که احیانا با کسی مشاجره ای داشته اید یا اصولا دل خوشی از کسی ندارید معمولا به او نگاه نمی کنید یا سعی دارید نگاهتان را بدزدید و هرگز با او چشم تو چشم نشوید. به زبان دیگر همان طور که می توان با خیره شدن به دیگران و زل زدن به آن ها، غضب و دلخوری را به آن ها نشان داد می توان با محروم کردن آن ها از تماس چشمی ، درس خوبی بابت خطا رخ داده به افراد داد. حالا فرض کنید اگر قرار باشد همین کار را خواسته یا ناخواسته در سخنرانی انجام دهیم چه مجازات سختی به مخاطبان بی گناه خود داده ایم!

مدت زمان ارتباط چشمی ما با اطراف، عمق ارتباط چشمی و شیوه برقراری آن همه و همه نسبی است. این که مخاطب ما مرد باشد یا زن، این که حس خوبی به او داشته باشیم و بخواهیم با تماس چشمی بیشتر، سخنرانی انگیزشی داشته باشیم و مشارکت او را افزایش دهیم و این که اصلا با چه نیت و چه حالتی این تماس چشمی برقرار شود همه و همه باعث می شوند مفهوم این ارتباط، پیچیده و پر رمز و راز شود.

با توجه به این پیچیدگی ها، تصمیم گرفتیم در دانشگاه زندگی به رمزگشایی تماس چشمی در سخنرانی بپردازیم و در این حین چند راز ساده را برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی با شما در میان بگذاریم.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

درست است که تماس موثر چشمی یکی از راه های قطعی تاثیرگذاری بر مخاطب در سخنرانی است اما باید قبول کرد که این روش به همان اندازه ای که می تواند مفید واقع شود، ممکن است صدمات جبران ناپذیری را به برنامه سخنرانی ما وارد کند و حتی باعث سوتفاهم شود!

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

مثلا بارها در سخنرانی برای من پیش آمده است که به عنوان مخاطب یک سخنران رو به رو نشسته باشم و احساس کنم بیش از این که بخواهد به دلیل شوق من برای شنیدن حرف هایش با من تماس چشمی در سخنرانی برقرار کند به نحوی نگاه هایش را می دزد و به این شیوه فرصت صحبت کردن را نیز از من دریغ کرده است! به هر حال چنین حسی چه واقع گرایانه باشد یا این که زاییده توهمات من شنونده باشد به وجود می آید و بابت آن کسی جز سخنران تقصیرکار نیست!

تماس چشمی؛ طبیعی یا غیرطبیعی؟

ما و شما بارها در روز از تماس چشمی استفاده می کنید. مثلا همین مکالمه های روزمره با والدین یا همسر و فرزندان. مکالمه هایی که حتی اگر در آن ها تماس چشمی وجود نداشته باشد آزرده خاطر می شویم و بلافاصله به آن ها گوشزد می کنیم وقتی که صحبت می کنیم به ما نگاه کنند؛ چون تنها با پیوند خوردن این نگاه ها است که حس می کنیم مخاطب به ما توجه می کند و و حواسش پرت نشده است!

با این حال وقتی که بحث سخنرانی در میان باشد تماس چشمی خیلی بیشتر از قبل اهمیت می یابد؛ خصوصا این که در فضاهای بزرگ تر و مقابل جمعیت بیشتر هزاران جهت وجود دارد که چشمان ما برای گردش و متمایل شدن به آن ها ترغیب شوند و هزاران نیرو مغناطیسی هم از سمت جاذبه های اطراف ناخودآگاه حواس ما را به سمت خود جلب می کنند! اصلا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا باید به مخاطبان نگاه کرد وقتی که سخنران می تواند همزمان:

  • به یادداشت های گران بها خود نگاه کند
  • وقتی کاشی ها و نمای زیبا سقف با این چینش خاص خودنمایی می کنند
  • وقتی که این همه آدم دیگر بیرون در حال صحبت کردن هستند
  • و…

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

هر چند که با وجود این جاذبه ها، نگاه دیگران سخنرانی را آسیب پذیرتر می کند و ما را عذاب می دهد اما برای این که در جمع بهتر سخنرانی کنیم و در کنار نقاط قوتی که داریم، قدرتمندتر به نظر برسیم بله؛ تماس چشمی کاملا طبیعی است!

تماس چشمی بهتری ایجاد کنید!

قبل از هر چیز ابتدا نگاهتان را از همه چیز بردارید و صرفا از تکنیک های زیر بهره گیرید:

آمادگی بیشتری کسب کنید

اغلب سخنرانان وقتی که قرار است باب صحبت را بگشایند یا این که بحث تازه ای را باز کنند ابتدا به سقف، دیوارها و سپس اطرافشان نگاهی می اندازند. شما تافته جدا بافته نیستید! شما هم همین کار را بکنید و بابت این که لحظه ای قرار است این تماس چشمی با مخاطبان متوقف شود نگران نباشید. آمادگی بهتر یعنی تماس چشمی بهتر در طول بحث!

خسیس نباشید!

باورتان نمی شود اما حتی تقسیم کردن نگاه ها هم نیازمند شخصیت بخشنده ای است که شما باید به عنوان یک سخنران هوشمند در خود جستجو کنید. از آن جایی که به دلیل نگاه کردن به اسلایدها یا سایر ابزارهای آموزشی همراهتان برای مدیریت بحث بدون آن که خودتان بخواهید نگاهتان به مخاطبان کم تر می شود اما باز هم همه چیز به خود شما بستگی دارد. در برقراری تماس چشمی بخشنده باشید.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

برق ها را خاموش نکنید!

اگر به هر دلیلی باید سالن تاریک نگه داشته شود ترجیحا این تاریکی را به حداقل برسانید. نگذارید با بسته شدن پلک های مخاطبان فرصت این تماس چشمی از شما گرفته شود.

خطوط بحرانی را در تماس چشمی حفظ کنید!

هیچ کس از شما انتظار ندارد در طول یک ساعت سخنرانی، تمام ۶۰ دقیقه را به او نگاه کرده و از او چشم برندارید. چنین چیزی شاید در سخنرانی ده دقیقه ای به صورت تصادفی و نه پیوسته شاید شدنی باشد؛ اما در سخنرانی های طولانی تر هرگز!

با این حال حفظ خطوط یا خطوط بحرانی در سخنرانی ها ضروری است. منظور از این خطوط، بستن چشم ها و دوباره باز کردن آن ها روی مخاطب است. اگر کمی احساسات واقعی چاشنی این ارتباط شود به احتمال زیاد می توانید از اثرگذاری سخنرانی خود اطمینان کامل کسب کنید.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

پینگ پنگ بازی نکنید!

به خاطر برقراری تعادل در نگاه کردن به مخاطبان هر کاری نکنید! برای شما هم ممکن است پیش آمده باشد که سخنران همزمان با راه رفتن روی صحنه دائم به چپ و راست نگاه کنید و شما هم به دنبال او مجبور شده باشید دائما جهت نگاهتان را تغییر دهید؛ طوری که انگار مشغول مشاهده مسابقه تنیس یا تمرین بازی پینگ پنگ هستید!

هر مخاطب، سه ثانیه!

برای برقراری نفوذ یک جمله معمولی در ذهن مخاطب شاید بهتر باشد تماس چشمی مدت دار شود. این مدت برای هر نفر و برای هر بار، تنها سه ثانیه است. مراقب باشید این نگاه طولانی تر از حد برنامه ریزی نشود و از زل زدن به شنونده بپرهیزید!

تماس چشمی به شرط انتقال احساسات!

تماس چشمی شروع یک مسیر دو نفره با هر نفر از کسانی است که مقابل شما نشسته اند؛ اما این سفر لذت بخش نمی شود مگر این که پشت این تماس ها احساسی نهفته باشد. بنابراین از بازیگری مقابل مخاطب بپرهیزید. احساساتتان را بدون چشم داشتی به سمت آن ها روانه کنید و سعی کنید پشت نگاه هایتان یک حس واقعی وجود داشته باشد.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

به همان اندازه که ما از نگاه یکدیگر در مجامع عمومی، وقتی که در صف خودپرداز هستیم، زمانی که در مترو منتظر رسیدن به مقصد هستیم و یا این که به صورت معمول در خیابان راه می رویم نفرت داریم، دوست داریم در سخنرانی مورد توجه خاص قرار گیریم. به عنوان سخنران برای همه این توجه خاص را قائل شوید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

مروری بر اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

بر خلاف تصور خیلی از کسانی که تا کنون حتی تجربه حضور و رهبری گفتگو در جمع های کوچک را ندارند، درک مصائب یک سخنران در مدیریت و تعدیل مباحث ساده نیست. شروع گفتگو و متکلم وحده شدن فراتر از این است که که بخواهیم چند نفر را داخل اتاق یا آمفی تئاتر بیاوریم، چوب جادویی خود را تکان دهیم، وِرد “حالا گفتگو شروع می شود” را بخوانیم و منتظر تعامل مثال نزدنی افراد دور و اطرافمان باشیم! نقش سخنران یا گوینده در مدیریت بحث در گفتگوها، نقشی پیچیده است که به چالاکی و طراوت ذهن، روحیه ای آماده و درایت او بستگی دارد.

به نظر شما یک گوینده چه طور می تواند فن بیان خود را در مسیر بهره وری بیشتر کنترل کند و یک روند ثابت داشته باشد؟ فکر می کنید ثابت قدم بودن در سخنرانی، حرکت روی خطی که استانداردهای ما برایمان مشخص کرده اند و احتیاط بابت عدم تجاوز از آن ها به چه اصول یا مبانی نیاز دارد؟

اگرچه تمام سخنوران حرفه ای، اصول و روش های خلاقانه خود را برای مدیریت بحث در گفتگوها دارند اما بد نیست این بار هم برای کسب تجربه بیشتر نگاهی به ابتدایی ترین اصول مدیریت بحث در سخنرانی ها داشته باشیم.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

هر گفتگو یا مباحثه ای با گفتگو دیگر متفاوت است. اولین تمرین برای مدیریت بهتر جریان صحبت ها، تطابق و سازگار کردن خود ما با شرایط و موقعیت های مختلفی است که به واسطه گفتگوها در آن قرار می گیریم. با این حال هنوز هم مبانی دیگری وجود دارند که باید با نگاهی بی طرفانه و به عنوان یک گوینده هوشمند بدان توجه کرد:

استفاده از ابزارهایی که به ارتقا بحث کمک می کنند

متداول ترین ابزارهایی که می توان در سخنرانی ها از آن ها بهره گرفت نوت های یادداشت کوچک، تخته سفید وایت بردی که قابلیت پاک کردن داشته باشد، اسلایدها و پوسترهای قدی بزرگ است. با این حال برخی از این ابزارها کلیدی تر هستند و به ارتقا بحث کمک می کنند.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

هر نوع ابزاری را که فکر می کنید ممکن است به پیشبرد بحث کمک کند به همراه داشته باشید. مثلا اگر فکر می کنید در گفتگو شما در ارتباط با تازه ترین تحولات سیاسی منطقه، اسناد منتشر شده در روزنامه X به متقاعد سازی مخاطبان هنگام سخنرانی بیشتر کمک می کند آن سند را به همراه داشته باشید و با مدرک حرف بزنید. یا اگر در یک گفتگو علمی به سر می برید و هدف شما رونمایی از تازه ترین دستاوردهای علم مهندسی است بد نیست ماکت هایی را به همراه داشته باشید و همه چیز را به صورت عملی به مخاطبان نشان دهید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

برای بازدهی بیشتر همیشه در برابر ارائه اسلاید به صورت پشت سر هم و یکنواخت مقاومت کنید. هر چند که اسلایدها کمک کار سخنران برای توضیحات بهتر هستند و در اندازه های بزرگ به نمایش درمی آیند اما به مخاطب این حس را القا می کند که شما عملا حرفی برای گفتن ندارید!

واگرایی، همگرایی و سپس تکرار در صورت لزوم

جایگاه واگرایی در مدیریت بحث ابتدا گفتگو است و در مقابل آن همگرایی در پایان بحث رخ می دهد. در این بین در صورت لزوم از تکرار استفاده می کنیم و چه بهتر اگر با استفاده از مفاهیمی چون اپیستروف در فن بیان روی کلیدواژه ها تاکید بیشتری اعمال نماییم.

با این حال یک اشتباه بزرگ بین همه سخنرانان متداول شده و آن همگرایی زودبه هنگام بحث است. این همگرایی همان جمع بندی مختصری است که در پایان بحث و به صورت ناگهانی انجام می شود. از عواقب آن، حس سرخوردگی و ناامیدی مخاطب برای بیان ایده های تازه و شرکت داده شدن آن ها در بحث است؛ طوری که به شنونده القا می شود اگر بخواهد ایده یا طرحی را در میان بگذارد به زودی مابین تعجیل شما برای همگرایی بحث گم می شود!

پیشنهاد ما شروع سخنرانی با طوفان مغزی است. طوفانی که از همان ابتدا باعث سرازیر شده جریان ایده های تازه به بحث شود. این روش باعث واگرایی بحث و در عین حال تشریق افراد برای مشارکت بیشتر خواهد شد. در این باره حتما سبک های مختلف سخنرانی را شناخته و از استایل مناسب برای ارتباط بهتر با مخاطب استفاده کنید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

بیان مجدد وجمع بندی نهایی در انتها بحث

ارائه یک خلاصه کوتاه یا جمع بندی در پایان یکی از مهم ترین تکنیک ها در مدیریت بحث است که به مخاطب دستاوردهای یک گفتگو را یادآوری می کند. مطمئن شوید که این جمع بندی در انتها تمام ایده های به اشتراک گذاشته را منعکس سازد و صرفا یک شعار برای تبلیغات اسم و رسم یا برند خودتان نباشد.

جمع بندی به نسبت طولانی یا کوتاه بودن گفتگو متفاوت است. در گفتگو یا سخنرانی های کوتاهی که بین نیم تا یک ساعت طول می کشند، ۱۰ دقیقه آخر بهترین زمان برای جمع بندی است. اما با طولانی تر شدن گفتگو، مثلا گفتگوهایی که گاهی یک روز کامل یا چند روز به درازا می کشند هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه یک بار خلاصه ای از مطالب بیان شده را مرور کنید.

در مباحث روشنفکر و کنجکاو برخورد کنید!

با هوشیاری تمام، نسبت به شنیدن نظرات دیگران اشتیاق نشان دهید و آن قدر روشنفکر باشید که بتوانید با کمی انعطاف، نگرش خود را با شنیدن نظرات دیگران نسبت به یک موضوع عوض کنید. وقتی که با یک ایده تازه و ابتدایی رو به رو می شوید، فارغ از خام یا بچگانه بودن آن سعی کنید واقع گرایانه بدان نگاه کنید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

یکی از نشانه های یک رهبر ضعیف در مدیریت بحث در گفتگوها، تلاش بی صبرانه و تمام ناشدنی او برای متقاعد کردن تک تک افراد جهت پذیرش دیدگاه او است. شما که از این دست افراد نیستید؟

اجماع تشکیل دهید

همزمان که نبض گفتگو می زند و همه چیز در جریان است، احساسات تک تک افراد می تواند تحت تاثیر گفتگو قلیان کند. اگر در این بین به خوبی شفاف سازی نکنید ممکن است حس مجادله جویی افراد تحریک شود و علیه هم سنگر بگیرند! به همین منظور از این که از یک فرد یا یک عقیده خاص حمایت کنید خودداری کرده و جهت گفتگو یک زمینه مشترک را انتخاب نمایید تا به اجماع برسید.

مراقب زبان منفی باشید

به عنوان کسی که مدیریت بحث را بر عهده دارد شما نقش پررنگی در تغییر و شکل گیری جو فضای گفتگو دارید. بنابراین هر کلمه یا جمله ای که انتخاب می کنید سریعا نظیر یک بیماری مسری شیوع می یابد و دیگران از تراوش آن، تاثیر می پذیرند.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

احساسات مثبت را نظیر شادی، کنجکاوی، خوش بینی و محبت را به نمایش بگذارید و کسالت، ملالت، خشم و حساسیت های منفی خود را به عنوان زبان منفی که ممکن است روی بقیه نیز اثر بگذارد حداقل برای مدتی کوتاه کنار بگذارید!

مدیریت بحث را در زمان مناسب واگذار کنید!

در گفتگو موقعیت هایی به وجود می آید که ممکن است حس کنید فرد دیگری با توجه به دانسته هایش در زمینه به خصوصی، می تواند حداقل برای چند دقیقه مدیریت بحث را بر عهده گیرد. اگر تا کنون به هر دلیلی از استحقاق دیگران برای مدیریت و رهبری بحث چشم پوشی می کردید از هم اکنون اگر در موقعیت مشابه قرار گرفتید با کمال میل این مسئولیت را به فرد شایسته در گروه واگذار نمایید!

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

۱۰ جمله ای که هرگز یک گوینده هوشمند به زبان نمی آورد!

اگر تجربه حضور در جمع بزرگی را خصوصا زمانی که یک گوینده با تجربه و حرفه ای مشغول حرف زدن باشد را دارید حتما به خوبی طعم لذتی را که در آن لحظه به هر کسی دست می دهد را چشیده اید. فقط یک سخنران یا گوینده حرفه ای است که می تواند شنونده را سفت و محکم روی صندلی های نگه دارد یا باعث شود از جایی که هست تا زمانی که سخنرانی تمام نشده جُم نخورد! تنها این سخنرانان هستند که می توانند بدون این که مخاطب احساس خستگی کند او را پرورش دهند، آگاه کنند و باعث رشد او در همان فاصله کوتاه بدون اندک زحمتی شوند. با این حال گوینده هوشمند بودن به این سبک، بایدها و نبایدهای خاص خود را دارد!

اگرچه می توان با استفاده از جملات هیپنوتیزم کننده سخنرانی جذابی را به مخاطبان هدیه داد یا هفت خوانی را برای درگیر کردن مخاطب به وسیله جملات متنوع و زبان بدن از سر گذراند اما گاهی در سخنرانی جملاتی هستند که نباید گفته شوند و مواقعی هستند که باید از شکل گیری آن ها به واسطه پرهیز از این جملات جلوگیری کرد.

هر چند که هر سخنران یا گوینده ای اصول خاصی را برای نمایش هوشمندی خود حین سخنرانی دارد بد نیست این بار به ۱۰ جمله ای که در دانشگاه زندگی پیش روی شما قرار دارد توجه کنید. این جملات هرگز به زبان یک گوینده هوشمند جاری نمی شوند!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

گاهی سخنرانی به واسطه جملاتی که نمی گوییم پیروزمندانه تر خاتمه می یابد! چه جملاتی تا کنون به کارگیری آن ها در سخنرانی شما ممنوع بوده است؟ اصلا جملات ممنوعه هم در متون سخنرانی شما به صورت ثابت در نظر گرفته می شود و چنین لیستی وجود دارد؟

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

از همین حالا لیست ده گانه زیر را ترتیب دهید و حواستان باشد هرگز این ده جمله را به کار نبرید:

هرگز نگویید “صدای من را می شنوید؟”

برای شروع سخنرانی تکنیک های بی شمار خوبی وجود دارد که می توان از آن ها بهره گرفت؛ حتی وقتی که قرار است میکروفون را تست کنیم و بلند داد بزنیم: صدای من را دارید؟ می توانید صدایم را بشنوید؟

این جمله یکی از ضعیف ترین جملاتی است که یک سخنران می تواند برای شروع سخنرانی خود از آن استفاده کند. فکر می کنید اصلا شنونده ای هم وجود دارد که این جمله را از زبان سخنرانان نشنیده باشد؟ به نظرتان این دسته از عبارات بیش از حد کلیشه ای نشدند؟ وقت آن نرسیده است از این جملات پوسیده کمتر استفاده نماییم؟

راهکارهای به درد بخورد: این که بخواهیم از کیفیت و وضوح صدای خود مطمئن شویم بخش جدانشدنی از کار است. به همین دلیل توصیه می کنیم حتما با تیم تدارکات در تعامل باشید و از قبل میکروفون تست شود که هرگز نیازی به گفتن این جمله توسط یک گوینده هوشمند نباشد!

هرگز نگویید: “گوشی و لپ تاپتان را خاموش کنید!”

این جمله را همه ما سرکلاس و در حضور اساتید و معلمان شنیده ایم؛ اما اگر قرار باشد همین جمله تکراری را در محافل عمومی و سخنرانی ها هم بشنویم چه طور؟ احتمالا خیلی از ما به شنیدن آن عادت ندارین و حتی ممکن است بابت آن کمی خشمگین و بی میل شویم. به علاوه این روزها لپ تاپ و موبایل از ابزارهای نوت برداری، ضبط صدا و فیلمبرداری هستند و هر کسی ممکن است بدان هر لحظه نیاز پیدا کند.

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخورد: توصیه ما در این موارد استفاده از این جمله است: “لطفا گوشی های خود را روی حالت بی صدا قرار دهید”.

هرگز نگویید: “امروز سرحال نیستیم!”

برای مخاطبانی که مدت ها چشم به راه شما و چشم انتظار شنیدن حرف هایتان بودند، شنیدن این جمله مساوی است با بهانه تراشی یا توجیه عدم آمادگی کافی شما برای سخنرانی کردن. برای مخاطبان هر مشکلی اعم از عدم آمادگی شما یا پرواززدگی، صرفا مشکل شما است؛ و لاغیر!

جایگزین به درد بخور: در چنین مواقعی بهتر است به عنوان گوینده هوشمند هیچ چیزی نگویید. قبل از سخنرانی قهوه بخورید، چرت کوتاهی داشته باشید و هیجان خود را بالا ببرید. ضمنا خود را از استرس سخنرانی و دلشوره ها دور نگه دارید.

هرگز نگویید: “بحث ما خیلی طول نمی کشد!”

هر چند که گفتن این جمله از نظر خودتان و افراد حرفه ای نظیر خود شما ممکن است به منزله وقت شناسی و احترام به وقت مخاطبان باشد اما متاسفانه یا خوشبختانه شنوندگان از شنیدن این جمله سیگنال خوبی دریافت نمی کنند. در واقع در اغلب موارد با این جمله عدم تمایل، عدم آمادگی یا کمبود وقت خود را اثبات کرده ایم!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخور: به جای این جمله با نهایت انرژی بگویید: وقتی که امروز این سالن را ترک می کنید، اطلاعات جامعی به دست آورده اید. به جز اثبات این که شما اعتماد به نفس کافی را دارید باید به مخاطبان خود به نحوی نشان دهید قرار است از این سخنرانی مطالب و اطلاعات خوبی عایدشان شود.

هرگز نگویید: “طرفدار فلان رنگ، فلان تیم و …هستم!”

طرفداری از تیم، رنگ، دین، مذهب یا حزب سیاسی در سخنرانی های عمومی که صرفا هدف تبادل اطلاعات است توصیه نمی شود.

راهکارهای جایگزین به درد بخور: اگر به دنبال راهی برای ایجاد سخنرانی انگیزشی و برقراری ارتباط با مخاطبان هستید از خاطرات خود تعریف کنید و به حاشیه نروید.

هرگز نگویید: “نیازی به نوت برداری نیست؛ اسلایدها قابل دریافت اند!”

هر چه قدر هم که اسلایدهای آموزشی شما کامل باشد باز هم برخی از مخاطبان نیاز دارند بنویسند تا مطالب در ذهنشان تثبیت شود. بنابراین به عنوان گوینده هوشمند در نوت برداری افراد دخالت نکنید.

جایگزین به درد بخور: به جای این جمله بگویید: اسلایدها بعد از سخنرانی به صورت آنلاین قابل دانلود هستند” با این جمله دو گزینه را مقابل مخاطب قرار داده اید تا خودش راه دلخواهش را برگزیند.

هرگز نگویید: “می خواهم یک داستان جالب تعریف کنم…”

اعلام کردن هر کاری که قرار است در سخنرانی انجام دهید هدر دادن واژگان و وقت دیگران است. به علاوه گفتن این جمله آن چنان مخاطب را برای شنیدن داستان سرایی شما به وجد نخواهد آورد.

راهکار به درد بخور: در عوض داستان را بی مقدمه تعریف کنید.

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

هرگز نگویید: جواب ….است!”

برای فهم بهتر مخاطبان یک شانس دوباره به آن ها بدهید و همزمان با جواب دادن سوال را نیز مطرح کنید. معمولا اولین باری که سوال مطرح می شود خیلی ها متوجه جزئیات آن نمی شوند.

راهکار به درد بخور: در صورت سوال پرسیدن مخاطب بگویید: “سوال شما ….است؛ و جواب من… می باشد؛ آیا سوال شما همین بود؟

هرگز نگویید: “باید قبلا که به این موضوع پرداختم بهتر گوش می دادید!”

بیان کردن این جمله برابر است با دزدیدن حس مثبت امیدواری و شوق مخاطب نسبت به گفته های شما؛ به اضافه این که ممکن است مخاطب ما با شنیدن این جمله کمی در جمع خجالت زده شود. گفتن این جمله در جواب سوالات دیگران معمولا حالات دفاعی یا دلزدگی شنونده را به دنبال دارد.

راهکار به درد بخور: به جای جمله های اضافی با کمال میل بگویید: خوشحال می شوم که دوباره این مسئله را باز می کنم؛ شاید باید مفصل تر در این باره حرف می زدم.

هرگز نگویید: “می خواهیم یکی یکی اسلایدها را با هم بخوانیم!”

با این جمله رسما اعلام کرده اید که قرار است روخوانی کنید و هیچ چیز از شما مستقیما به مخاطب تزریق نخواهد شد!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخور: در این باره چیزی نگویید و مطالب را ترجیحا در اسلایدهای جداگانه و بیشتر پخش کنید.