راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

راه و روش های اصولی برای تقلید فن بیان بزرگان هنگام صحبت کردن

دور و اطراف همه ما معمولا افراد کنجکاو، خوش صحبت و فرصت طلبی وجود دارند که تا یک موقعیت مناسب پیدا می کنند شروع به تقلید صدای افراد مشهور می کنند. از بازیگران سینما، خوانندگان یا چهره های شناخته شده تا دوستان و آشنایان! جدا از جنبه طنز و  مفرح عملکرد آن ها تا به حال به تقلید صدا یا به طور کلی تقلید فن بیان این افراد از جنبه علمی نگاه کرده اید؟ اصلا می دانستید که افراد توانمند در تقلید فن بیان بقیه یک سر و گردن از افراد عادی بالاتر هستند و احتمالا توانایی های مغزی آن ها از من و شمایی که از انجام این کار عاجز هستیم بالاتر است؟

هر چند که همه ما یک تن صدا، یک کیفیت صوتی، یک زبان بدن خاص و یک عادت غالب در صحبت کردن خود داریم اما مغز هر نفر انعطاف تر از این حرف ها است. تا آن جایی که کمی تمرین و تکرار این توانمندی را به هر انسان نرمالی می دهد تا بتواند فن بیان خودش را به دیگران شبیه کند. مثلا یک سخنران فن بیان آبراهام لینکلن را در طول سخنرانی اش پیاده کند یا این که صدایش را به تقلید از یک هنرمند معروف، بم تر و کلفت تر کند تا بتواند در طول حرف زدن از او و روش های سخنوری او تبعیت نماید.

دور و اطراف ما پر است از این الگوهای نابی که روزی خودشان معلم خودشان بودند و اکنون فن بیان آن ها معلم همه سخنرانانی است که قصد دارند ادامه دهنده راهشان باشند. تقلید فن بیان این الگوها راه و روش های اصولی خود را دارد. این راه ها را همراه شما در ادامه این مطلب مرور می کنیم.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

بسیاری از افراد در تقلید فن بیان، منحصرا روی صدا تمرکز می کنند اما تقلید و اجرا واقعی فن بیان دیگران، تنها به صوت محدود نمی شود. تقلید واقعی زمانی شکل می گیرد که کل حرکات بدن  توسط شما بازسازی یا شبیه سازی شود.

تقلید صدا هنر مغز است. برای این که بیشتر به این هنر نزدیک شوید و با فنون آن خو بگیرید همراه ما باشید:

بخش اول: تقلید و شبیه سازی صدا

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

تلفظ حروف صدادار

اولین چیزی که شما را به سوژه موردنظرتان نزدیک می کند توجه به حروف صدادار است. چه در زبان فارسی و چه در زبان انگلیسی این حروف صدادار هستند که لهجه ها را می سازند و با ورود کلمات جدید کم کم یک زبان بیگانه شکل می گیرد.

فرض کنید قرار است در طول سخنرانی خود صدای ترامپ را در طول سخنرانی هایش تقلید کنید و در این بین طعنه ای به سیاست های او بزنید. برای تقلید فن بیان او از جهت شبیه سازی صدا، به حروف صدادار در زبان انگلیسی باید توجه کنید. کشیدگی حروفی مثل i وجه تمایز لهجه آمریکایی و اسپانیایی در هنگام انگلیسی صحبت کردن است. در زبان فارسی هم دقیقا به همین صورت است.

یکی از ترفندهای سخنرانی انگیزشی توجه به لهجه ها است. اگر قصد دارید در جمعی که حضور دارید با لهجه همان منطقه صحبت کنید تا همبستگی شما و مخاطبانتان بیشتر شود قبل از هر چیز به کسره، فتحه و ضمه هایی که در آن لهجه جا به جا می شوند دقت کنید تا همه چیز واقع گرایانه به نظر رسد.

حذف حروف و سیلاب های اضافی

مرحله بعدی در تقلید فن بیان، توجه به سیلاب ها است. مثلا اگر قرار است امروز در سخنرانیان به یاد مردم نواحی جنوب کشور صحبت کنید باید حتما به یکی از صوت های ضبط شده مربوط به لهجه غالب و سیلاب هایی که حذف می شوند توجه کنید.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

اگرچه همه لهجه ها مشابه هم نیستند اما وقتی قرار است صدای کسی را تقلید کنید بسته به موقعیت جغرافیایی باید به حروف انتهایی برخی از کلمات مثل “د”، “ن” و “ت” توجه کرده و در صورت لزوم آن ها را حذف کنید تا بیانتان هر چه بیشتر شبیه به فرد یا لهجه موردنظر شود.

جملات و تکه کلام ها

تکه کلام ها جملات یا کلماتی هستند که به رسم عادت توسط شخصیت های مختلف به کار برده می شوند و گاه ممکن است نسل به نسل منتقل شوند. بسیاری از تکه کلام های فارسی روزمره ما ریشه در تکه کلام های من درآوردی و خلاقانه ای دارد که توسط طناز ها و کمدین های معروف کشورمان در سریال های مختلف ساخته شده اند. تکه کلام ها خیلی سریع تر از لحن یا لهجه به مخاطب شخصیت مورد نظر را می شناسانند و باعث می شوند منظور ما سریع تر منتقل گردد.

تکه کلام های خاصی مثل “برو بابا حالشو ببر”، ” پ نه پ” ، “به ضرس قاطع” و…از جمله تکه کلام های مشهوری هستند که در سریال های مختلف توسط بازیگران باب شد و اگر قرار باشد روزی تقلید صدا یا تقلید فن بیان این افراد را داشته باشید بهتر است خیلی سریع به تکه کلام هایشان رجوع کنید.

شخصیت موردنظر شما کیست؟ اصلا در بین نمونه های فن بیان او تا به حال به جملات خاص و چشمگیری که مداوم تکرار شوند برخورد کرده اید؟

بخش دوم: تقلید اطوار و زبان بدن

زبان بدن هم در تقلید فن بیان حائز اهمیت بالایی است. نگاهی به شخصیت موردنظرتان بیندازید. اگر فرد موردنظر انسانی شناخته شده و با اعتماد به نفس بالایی نظیر بیل کلینتون معروف یا ادریس البا، بازیگر و چهره شناخته مشهور می باشد زبان بدنتان را هم باید هماهنگ کنید. بدین منظور حتما نگاهی به فن بیان بیل کلینتون که قبلا بررسی کرده ایم بیندازید.

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند از پوشش رسمی استفاده کرده، شانه ها را تا حد امکان کشیده و سینه را هنگام صحبت کردن سپر می کنند. در مقابل شخصیت های مثل چیچ مارین با شانه های افتاده و حالت های غیررسمی تر و به طور کلی اطوار عامیانه تری راه می روند. اگر هم سوژه شما فردی با انرژی مثل رابین ویلیامز و تام کروز مسلما باید در سرعت حرف زدن خود تغییر ایجاد کنید و سریع تر از همیشه حرف بزنید.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

شخصیت موردنظر خود را مشخص کنید. به تمام بخش های زبان بدن او دقت نمایید و سعی کنید به جای تقلید دقیق و ۱۰۰ درصدی، معدلی از تمام حرکات او را به ذهن بسپارید. توصیه می کنیم شخصیتی که قرار است به عنوان الگو شما باشد یا این که در طول صحبت کردن و با تقلید فن بیان او، غیرمستقیم از او یاد کنید فردی مشهور و شناخته شده باشد. مثلا تقریبا همه ما با زبان بدن چارلی چاپلین در طول راه رفتن یا انجام حرکات نمایشی او در هنگام بازیگری آشنا هستیم و با دیدن کوچک ترین حرکت مشابه با اطوار او، متوجه همه چیز خواهیم شد.

تغییرات چهره در حالات مختلف

بهترین بخشی که می توانید از فن بیان یک نفر برای تقلید استفاده کنید زمان اوج یا شدت احساسات در آن فرد است. زمان اوج خنده های یک شخصیت یا نهایت اندوه و ناراحتی او در یک صحنه سینمایی، یک مصاحبه یا یک برنامه تلویزیونی یادآوری بهتری برای مخاطب خواهد بود.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

در این زمینه بد نیست به سینما داخلی نگاهی بیندازید. مثلا قهقهه‌های پرویز پرستویی در فیلم “لیلی با من است” جزو یکی از خنده‌هایی است که در تاریخ سینما و تلویزیون ایران ثبت شده است و تقلید از شیوه خندیدن او به احتمال زیاد مخاطبان اهل سینما را به وجد آورد. برخی دیگر از بازیگران هم خنده های خاصی دارند. مثل خنده های عصبی یا خنده هایی که با اشک همراه است. جستجویی بین محبوب ترین آثار سینمایی یا اسناد سیاسی به شما در تقلید فن بیان این افراد کمک زیادی خواهد کرد.

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

نگاهی بر متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

خیلی از کودکان بیش از رسیدن به سن مدرسه و شروع تحصیلات رسمی خود اختلالاتی در صحبت کردن دارند. مثلا در تلفظ برخی از حروف نظیر “ر” با چالش رو به رو می شوند یا این که بالکل به جای ادای یک کلمه، کلمه مشابه و نامفهوم دیگر را به کار می گیرند که فهم آن به جز برای والدین و نزدیکان او، دشوار می شود. اگر در این بین از اختلالاتی مثل اوتیسم، سندروم‌ های ژنتیکی  از جمله سندرم داون، اختلالات عصبی مثل فلج مغزی، مشکلات شنوایی یا عفونت مکرر گوش، مشکلات عضوی مانند شکاف کام و… فاکتور بگیریم، اشتباه تلفظ کردن کلمات و سایر ناهنجاری هایی که در زمره اختلالات گفتاری قرار می گیرند و به نظر بسیاری از افراد خوشایند و خنده دار هستند ریشه اصلی بسیاری از مشکلات گفتاری و خطاهای مربوط به صدا در حین صحبت کردن است که سخنرانی و سخنوری را برای افراد در سنین بزرگسالی به کابوس وحشتناکی تبدیل می کند!

اگرچه درمان این دست اختلالات در کودکان و از همان سنین پایین به سادگی شروع و به زودی به اتمام می رسد، اما موضوع در بزرگسالان فرق دارد! بزرگسالانی که به این دست خطاها و اختلالات گفتاری در فن بیان خود مبتلا می شوند خیلی زود به سبب سایر مشکلاتی که به دنبال هم رخ می دهد اعتماد به نفس خود را از دست داده و منزوی می شوند. اگر چه این دست نواقص در تولید صوت و صحبت کردن باید از همان سنین پایین ریشه یابی و درمان شود اما اگر در سنین بالاتر هم در طول صحبت کردن و خصوصا سخنرانی با این دست اختلالات رو به رو هستید اصلا جای نگرانی نیست!

در این مطلب و با نگاهی بر متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان تلاش می کنیم تا حد زیادی این نواقص را در فن بیان خود و اطرافینتان برطرف سازید.

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

تا به حال روزی از همان روزهای تلخ را تجربه کرده اید که همه چیز به قول معروف نوک زبانتان بوده و می خواستید به زبان بیاورید، اما انگار یک مانع بزرگیش روی شما بوده و مانع از حرف زدنتان شده؟ چیزی شبیه همان گرفتگی زبان و تپق زدن در سخنرانی با این تفاوت که به دلیل یک عامل فوق العاده قوی، هیچ چیز قابل بیان نیست!

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

چنین اختلالی را کودکان بارها در روز تجربه می کنند اما برای یک بزرگسال تحمل این شرایط دشوار  است.

حرف زدن از دیدگاه گفتاردرمانی

گفتار یا حرف زدن تنها راه شفاهی انسان ها برای برقراری ارتباط است که در دو سطح واجی و آوایی بررسی می شود. سطح آوایی همان سطح مربوط به تلفظ کلمات توسط ما است و در صورتی که این عمل با تولید صداهای واضح همراه نباشد یعنی ما در حرف زدن مشکلاتی داریم.

نقص در شمرده شمرده حرف زدن

شمرده شمرده صحبت نکردن و در واقع مبهم حرف زدن یکی از بزرگ ترین اختلالات گفتاری است که به سطح آوایی مربوط می شود. در این نقص، فرد حروف صدادار را با مشکل تلفظ می کند. این خطاها به ۴ شکل در سخنرانان دیده می شود که عموما زمانی که سرعت حرف زدن بالا می رود بیشتر و بیشتر می شوند:

جایگزینی صداها

برای شما هم پیش آمده که بخواهید یک حرف را تلفظ کنید اما همزمان حرف دیگری جایگزین آن شود؟ مثلا وقتی قرار است بگویید “صابون” می گویید “شابون”!

حذف حروف

در این حالت برخی از حروف، در حالی که بخش مهمی از یک کلمه را تشکیل می دهند از ساختار حذف می شوند. مثلا در حروف دو قسمتی حرف مابین از ساختار حذف می شود یا این که معمولا حروف “ت” در پایان تلفظ نمی شوند.

صوت های ناآشنا

در اختلالات گفتاری باید منتظر صوت های ناآشنا نیز باشیم!

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

نقص عدم تلفظ  حرف “ر” در طول حرف زدن

یکی از متداول ترین نواقصی که از سنین بچگی در گفتار احساس می شود عدم تولید صدای “ر” است. این نقص به مرور در افراد باقی می ماند و باعث می شود که کم تر حرف “ر” در طول سخنرانی یا سخنوری به گوش برسد. برای حل این مشکل ابتدا باید عوامل آن را بررسی کرد.

جایگاه تولید صدای “ر” دقیقا پشت دندان های بالا در فک بالا می باشد. تا زمانی که یک اصطکاک مختصر بین زبان و این قسمت ایجاد نشود عملا صدای “ر” تولید نمی شود.

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

تمرین های ویژه برای تلفظ بهتر “ز”

یکی از تکنیک های صداسازی در فن بیان، انجام تمرینات کلیدی قبل از صحبت کردن در جمع است. بنابراین پیش از این که بخواهید در حضور جمعیت سخنرانی کنید باید یک سری تمرینات را به صورت مداوم انجام دهید؛ خصوصا اگر مشکلاتی در ادا حرف “ر” دارید!

جاروکشی سقف دهان برای تلفظ بهتر حرف “ر”

به شیوه تکنیک های فن بیان هیتلر مقابل آینه بایستید، صورت خود را در چارچوب آینه نظاره کنید و بعد از چند ثانیه فقط و فقط به زبان خود نگاه کنید. زبانتان را عقب و جلو ببرید و حالا به کام بالا تماس دهید. نوک زبان خود را از پشت دندان های جلویی بالا به سمت عقب روی سقف دهان بکشید. توجه کنید که فک پایین بی حرکت باشد و عضله ی زبان حرکت کند. حالا همه چیز برای تلفظ کامل حرف “ر” آماده شده است؛ فقط کافی است کمی به خودتان جرئت دهید و همزمان با این حرکات “ر” را تلفظ نمایید.

تو دماغی حرف زدن در طول سخنرانی

یکی دیگر از اختلالات گفتاری تودماغی حرف زدن است که باعث می شود صدا کمی بم و نامفهوم شنیده شود. در حالتی که سرماخورده اید نه؛ ولی در حالات دیگر تکلم تو دماغی ممکن است ناشی از انسداد یا گرفتگی بینی باشد در نتیجه آن دسته از حروف که برای تلفظ به عبور هوا از بینی نیاز پیدا مییکنند در تلفظ دچار اشکال می شوند.

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

دستگاه ها و بافت های مختلفی در بدن در تودماغی حرف زدن افراد نقش دارند. حتی اعمال جراحی هم که در جهت اصلاح بینی انجام می شوند ممکن است تا همیشه مشکل تودماغی حرف زدن را برای فرد در سخنرانی ها به یادگار بگذارند. به هر حال چه دیافراگم و سیستم تنفسی عامل این مشکل باشد و چه مشکلات حنجره ای، می توان با روش های خوددرمانی نظیر سایر تکنیک هایی که تا کنون گفتیم این مشکل را برطرف ساخت.

راه حل اصلاح صدای تودماغی در فن بیان

در صورتی که مشکل تو دماغی حرف زدن، با نواقص ساختاری همراه نباشد می توان با اصلاح برخی از عادت ها در حرف زدن و خوابیدن این مشکل را برطرف ساخت. در این زمینه توصیه می کنیم حتما آموزش کنترل تنفس در سخنرانی عمومی را مطالعه کنید.

متداول ترین اختلالات گفتاری و دلایل آن در فن بیان

تاثیر لهجه در اختلالات گفتاری

لهجه فاکتور منحصر به فردی است که باعث تمایز گویش ها در هر منطقه می شود. هیچ لهجه ای بر لهجه دیگر برتری ندارد؛ اما قطعا تمام لهجه ها و زبان ها روی اختلالات گفتاری اثر می گذارند. تصور کنید یک ترک زبان را که به تازگی قصد دارد خود را با زبان فارسی تطبیق دهد، اما از دوران کودکی جز زبان ترکی، زبان دیگری را تمرین نکرده است. در چنین حالتی به سبب فاصه زمانی یا شکافی که ما بین انتخاب کلمات تا ادا آن ها به وجود می آید شاهد اختلالت گفتاری از قبیل جایگزینی، حذف و یا تولید صدا و آواهای تازه هستیم.

استفاده از فن بیان برای حرف زدن بدون مبالغه و خودنمایی

۶ روش بهره گیری از فن بیان بدون مبالغه، اغراق و خودنمایی

وقتی که والدین به کودک خود آن طور که باید و شاید توجه نمی کنند، آن کودک یا نوجوان دست به انجام کارهای عجیب و غریب، دور از انتظار و گاهی خطرناک می زند تا با این روش بتواند خودنمایی کرده و توجه آن ها را جلب کند. دیدن این خودنمایی ها در کودک خردسال چندان انسان را متعجب نمی کند اما قطعا جلوه مبالغه، اغراف و خودنمایی برخی که در بیانشان بروز پیدا می کند جدا حیرت برانگیز و آزاردهنده است! به طور معمول وقتی شخصی تصور کند برداشت خوبی از او نداشته اید یا برداشت شما متناسب با داشته های او نیست ممکن است شروع به خودنمایی کند تا آن تصویر را در مورد خود بهبود دهد. چنین فردی احتمالا غافل است که بهره گیری از فن بیان با دو عنصر اغراق و خودنمایی چه تاثیرات منفی و عمیقی روی برداشت دیگران نسبت به او خواهد گذاشت.

در تحلیل شخصیت های خود نما و نمایشی می خوانیم: افراد خودنما معمولا به دنبال جلب توجه دیگران هستند. این جلب توجه را باید با ابراز علاقه و نشان دادن واکنش نسبت به حرف ها و رفتارشان نشان داد. افراد خودنما همیشه نیاز به خودنمایی را در خرید وسایل لوکس یا لباس های فاخر نشان نمی دهد؛ خیلی از این افراد خودنمایی را در فن بیانشان جلوه می دهند و این دقیقا همان مشکلی است که بسیاری از ما با آن رو به رو هستیم. خیلی از اوقات بسیاری از حرف های ما از روی خودنمایی نیست؛ اما به ناچار نوعی اغراق یا نمایش از دید بقیه به نظر می رسد.

شما در زندگی روزمره چه طور صحبت می کنید که حرف هایتان بوی خودنمایی و اغراق به خود نگیرد؟ فکر می کنید چه فنونی مورد نیاز است تا در طول صحبت کردن و بهره گیری از فن بیان کم تر دچار خودنمایی شویم و بدون مبالغه و در کمال فروتنی بتوانیم منظور خود را منتقل کنیم؟

بهره گیری از فن بیان برای حرف زدن بدون مبالغه و خودنمایی

در مطالعات انجام شده روی دست کم ۳۰۰ دانشجو مشخص شده که عمده افراد در مقایسه با فورتنی، صبر و صداقت با رفتار فریبکارانه و خودنمایی، بیش تر خودنمایی را ترجیح می دهد. اغلب مردم مایل هستند دستاوردهای شخصی خود را به نمایش بگذارند و بیش تر درباره خودشان صحبت کنند تا هر کس یا هر چیز دیگر!

بهره گیری از فن بیان

افراد موفق واقعی از چه ترفندهایی برای این که بدون خودنمایی بتوانند صحبت کنند استفاده می کنند؟

نه من، نه کارم؛ بلکه آن چه که انجام شده است!

جاشوا والدمن، نویسنده کتاب پرفروش جستجو شغلی با شبکه های اجتماعی در ارتباط با بهره گیری از فن بیان در گفتگوهای شغلی می نویسد: زمانی لب به سخن بگشایید که قرار باشد درباره دست یافته هایتان حرف بزنید؛ نه نعمت های خدادیتان! دست یافته هایی مثل اکتشاف، سخت کار کردن و سخت کوشی و نه زیبایی، اصالت، هوش و…
بر اساس همین عبارت در این کتاب، اگر شما نویسنده کتاب پرفروشی هستید بهتر است خودتان را به این شکل معرفی کنید:
من کتابی نوشته ام که فروش خیلی خوبی داشته است
و نه این جمله:
من نویسنده پرفروش ترین کتاب های سال هستم!
اگر با اصول ذهن خوانی از روی فن بیان دیگران آشنا باشید به محض این که فردی در انتخاب جملات خود چنین دقت عملی به خرج دهد متوجه می شوید که نه خود نما است و نه اهل نمایش؛ بلکه انسانی کاملا فروتن است که در کمال تواضع قصد دارد نمونه کارهایش را با شما به اشتراک بگذارد.

بهره گیری از فن بیان

چالش ها با چاشنی دستاوردها!

وقتی در حال رجزخوانی یا لاف زدن هستید دقیقا مثل این است که یک فضا باز برای شما فراهم شده تا فریاد بزنید و بگویید: من بهتر از شما هستم؛ چیزهایی که برای شما در زندگی سخت هستند برای من خیلی آسان می باشند!

به همین دلیل است که اگر سختی ها و چالش های کار چاشنی فن بیان شما شود خیلی راحت تر می توانید دستاوردهایتان را به بقیه نمایش دهید؛ بدون این که احساس کنند مشغول خودنمایی هستید. به همین دلیل بهتر است شیوه بهره گیری از فن بیان خود را عوض کنید. به مثال زیر که مشابه مثال قبلی است نگاه کنید:

پر فروش شدن این کتاب زمان زیادی برد و نتیجه چند سال فعالیت مجازی من در وبلاگ ها و انتشار داستان هایم، عرضه همزمان نسخه ها به ناشران مختلف و پیگیری های تلفنی است.

فکر می کنید جمله بالا تاثیر بیشتری روی مخاطبان می گذارد یا این که بگویید ” من نویسنده پرفروش ترین کتاب سال هستم”؟ کدام یک ذهنیت بهتری را القا می کند بدون این که مخاطب به اشتباه تصور کند شما مشغول خودنمایی هستید؟

بهره گیری از فن بیان

یک تیم، نه فقط یک نفر!

بهره گیری از فن بیان زمانی که بحث یک تیم باشد، و نه فقط یک نفر کم تر از زمانی که قصد دارید با رویکرد فردی سخن بگویید مورد توجه قرار می گیرد. اغلب ما با استفاده از واژه های “ما”، “تیم ما”، “گروه ما” و… کم تر حس خودنمایی یا تکبر را از گوینده دریافت می کنیم. به جمله زیر نگاه کنید:

پرفروش بودن این کتاب حاصل تلاش تیمی است که شبانه روز روی گردآوری اطلاعات، ترجمه، ویرایش و چاپ کتاب کار کرده اند.

جو زده نشوید!

وقتی صحبت از موفقیت و پیشرفت می شود همه ما برای خودنمایی حریص می شویم. چنین حسی در همه وجود دارد؛ حتی اگر خیلی آدم اهل صحبت یا گفتگویی نباشید و چندان تمایلی به دیده شدن نشان نمی دهید.

جو زده نشوید. سر خود و دیگران را با استفاده بیش از حد از کلمات عالی و سنگینی مثل فوق العاده، تحسین برانگیز، تکرار نشدنی، ممتاز، تک و …به درد نیاورید. استفاده بیش از حد این دست کلمات نشانه جوزدگی شما نسبت به موفقیتتان است.

منتظر رای بقیه بمانید!

حتما شما صاحب امتیازاتی بوده اید که اکنون فرصت بهره گیری از فن بیان را در یک سخنرانی یا گفتمان مختصر پیدا کرده اید. قطعا این فرصت برای هر کسی چند بار به وجود نمی آید و یک بار برای همیشه باید این فرصت را غنیمت شمرد. تحسین موفقیت هایتان را به عهده دیگران بگذارید. خودتان اولین کسی نباشید که به نفع خودتان نظر می دهد و از سوابق و دستاوردها نام می برد. شاید در چنین مواردی بهتر باشد یک نفر به جای خودتان وجود داشته باشد تا شما شخصا مجبور نباشید ریز به ریز عناوین علمی یا شغلی خود را لیست کنید.

بهره گیری از فن بیان

دلسوزی دیگران را نخرید!

هر داستانی پیچ و تاب و افت و خیر خود را دارد. یکی دیگر از مواردی که باعث می شود دیگران تصور کنند شما در حال خودنمایی یا جلب توجه آن ها هستید ذکر بیش از حد جزئیات و پرداخت بیش از حد ریز و درشت ماجرا است.

استفاده از فن بیان برای حرف زدن بدون مبالغه و خودنمایی

نکته بعدی استفاده از صفتی های برتر است. هر صفتی که با پسوند “تر” همراه باشد و بیش از حد به کار گرفته شود کم کم این حس خودنمایی و اغراق را در سخنان شما به مخاطب منتقل می کنند. به دو مصال زیر دقت کنید:

  1. من در نوشتن کتاب و طی کردن چالش های مربوط بدان باتجربه تر هستم!
  2. به اندازه ای در این مسیر آزموده شده ایم که احتمالا تجربیات فراوانی در ارتباط با انتشار کتاب به دست آورده ایم!

شما هم جمله دوم را ترجیح می دهید؟ ساختار این جمله همان ساختار سخنوری برای موفقیت است. ساختاری که نشان می دهد چه طور جا به جایی کلمات تا این حد می تواند بار مفهومی را عوض کند!

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان راحت تر از آب خوردن!

اگرچه هنوز هیچ مدرک و سند علمی معتبری برای ذهن خوانی دیگران به اثبات نرسیده است و تمام شنیده ها فقط در حد حرف و حدیث است اما هر از چند گاهی خبرهایی می شنویم مبنی بر ذهن خوانی بزرگسالان توسط یک کودک کم سن و سال یا حس ششم برتری که قادر است تا حدی از قصد و قرض های سایر انسان ها سر در بیاورد! هر چند که در مقابل فریب کاری های برخی تقریبا تکنیک های ذهن خوانی هم ناتوان می مانند و نتیجه عکس می دهند اما خواندن ذهنیات دیگران همچون رمزگشایی ی گاوصندوق است که احتمال پیروزی یا شکست در آن با هم کاملا برابر می باشد؛ با این تفاوت که ما در روابط روزمره یک دستاویز بزرگ یعنی فن بیان و شیوه تعامل و برقراری ارتباط در هر فرد را داریم که با استفاده از آن می توانیم شانس پیروزی خود را دوچندان کنیم.

همه ما دوست داریم از مقاصد و اهداف یکدیگر پیش از این که قرار باشد غافلگیر شویم با خبر شویم. همه ما آینده نگری و پیشگویی واکنش های دیگران را برای موفقیت در یک معامله، محبوب شدن نزد بقیه، پیشبرد اهداف تحصیلی و…دوست داریم؛ اما کم تر کسی راه قطعی ذهن خوانی دیگران را با روش های اصولی می شناسد. محققان معتقدند ذهن خوانی به واسطه برخی از واکنش های چشمی، تغییراتی که در زبان بدن افراد رخ می دهد و واکنش های گفتاری افراد به خوبی میسر می شود.

پیش از شروع ذهن خوانی لازم است زمینه های لازم را برای رمزگشایی اهداف دیگران از روی فن بیان آن ها ایجاد و شناسایی نمود. دانشگاه زندگی این زمینه ها را در ادامه این مطلب فراهم آورده است.

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

همه ما قادر هستیم از روی فن بیان ذهن خوانی کنیم؛ چون قبلا هم بارها این کار را در زندگی خود انجام داده ایم. ذهن خوانی چیزی نیست غیر از درک واکنش ها و عکس العمل های دیگران و بازتاب همان عکس العمل ها در رفتار خود. در واقع یک ذهن خوان ماهر به وسیله بازتاب همین واکنش ها است که موفق می شود حدس درستی از روی زبان بدن، ارتباط کلامی و حالات و اطوار هر فرد داشته باشد.

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

مهارت های یک ذهن خوان همه فن حریف!

شروع ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان نیاز به یک پوشش خاص یا استفاده از یک وسیله منحصر به فرد که قرار باشد با آن دیگران را جادو کنیم ندارد در ذهن خوانی همچون سخنوری ارکان ظاهر سخنران مطرح نیست. در این مهارت حتی به جملات هیپنوتیزم کننده هم نیازی نداریم که بخواهیم روی مهارت های گفتاری خودمان متمرکز شویم.

تنها چیزی که نیاز است آمادگی های قبل از برقراری ارتباط برای تسلط بیشتر روی فرد است:

یک ذهن باز و آرام

بسیاری از کسانی که قرار است وارد یک معامله مهم شوند حتما شب قبل از تکنیک های آرامش بخش یوگا کمک می گیرند. ذهنی که آرام نباشد نمی تواند ذهن دیگران را به خوبی تحلیل کند. معمولا همه ما در زندگی روزمره مشغله هایی داریم که به واسطه آن ها فکرمان درگیر می شود. این درگیری های فکری مانع بزرگی برای رمزگشایی ذهن هستند.

روح گشایی!

روح و بدن کسی که قرار است رمزگشایی ذهن انجام دهد باید به واسطه بارش انرژی خیس شود! انرژی شما آن قدر باریده است که مخاطب را خیس باران کرده باشد؟ کسی از انرژی شما باخبر شده است یا این که قصد دارید انرژیتان را مثل گذشته به صورت نهفته نگه دارید؟!

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

دیدن و ندیدن!

یک لحظه را برای دیدن کسی که مخاطب شما شده است اختصاص دهید. بعد از این تمرکز آنی حالا یک اسکرین شات ذهنی از ساختار صورت او بگیرید. شکل صورت، اداها، صدا، حالت موها و سایر جزئیات را ثبت کنید و آن را در آلبوم ذهنتان همیشگی کنید. اما صبر کنید؛ هنوز تمام نشده است!

شما به عنوان یک ذهن خوان همه فن حریف نه فقط مخاطب را، بلکه باید تمام چیزهای اطراف او را زیر نظر بگیرید. این عمل به شما کمک می کند شناخت بهتری نسبت به فرد پیدا کنید. مثلا باید بتوانید فرد را از صندلی یا مبلی که روی آن نشسته است تفکیک کنید و به خاطر بسپارید که این صندلی به آن فرد تعلق ندارد!

تمرکز روی فرد

برای شروع حالا می توانید دوباره به چهره فرد نگاه کنید و تمرکزتان را از اطراف او بردارید. بیش از ۱۵ دقیقه به چشمان مخاطب نگاه نکنید و هرگز خیره نشوید. در این ۱۵ دقیقه اولین بازخورد یا نگرش خود را نسبت به آن فرد تعیین کنید. چهره آرامی دارد؟ چهره خشنی دارد؟ نگاهش معصوم است یا تند و تیز؟ حالت صورتش به شما آرامش می دهد یا فرد پر جنب و جوش و پر سر و صدایی به نظر می رسد؟

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

پروفایل های شخصیتی برای شروع ذهن خوانی

بعد از این که خودتان را تکنیک های بالا برای ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آماده کردید نوبت به زمینه سازی برای مخاطب می رسد. همان طور که سخنرانی بر اساس تیپ های شخصیتی انجام می شود شما هم در این زمینه باید بر اساس قطب های شخصیتی کار کنید.

دو قطبیت مهم در فن بیان افراد مشخص می شود که با استفاده از آن می توان ذهن خوانی کرد:

ذهن های بتنی در مقابل ذهن های فراخ

وقتی که در حال ذهن خوانی هستید ممکن است با دو قطبیت کاملا متفاوت رو به رو شوید:

  1. ذهن بتنی: این ذهنیت معمولا روی یک چیز خاص به صورت اختصاصی تمرکز می کند و روی آن نیز مانور می دهد. مثلا اگر قرار است درباره یک شخصیت نظیر همسایه صحبت کند می گوید: همسایه ما ساکن طبقه پنجم.
  2. ذهن های فراخ: این ذهن ها بیش از این که روی جزئیات تمرکز کنند به کلیات می اندیشند. چنین ذهنی روی این که همسایه دقیقا ساکن چه طبقه ای است زوم نمی کند و بیشتر به نتیجه کار می پردازد.

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

راست مغز یا چپ مغز؟

در فن بیان و زبان بدن افراد معمولا نشانه هایی دیده می شود که با استفاده از آن ها می توان کاراکتر را تشخیص داد و دقیقا بر اساس کاراکتر ذهن خوانی کرد. مثلا راست مغزها عموما بر اساس احساسات صحبت می کنند و از  افعال “احساس می کنم”،”تمایل دارم” و …استفاده می نمایند. این افراد تمایل زیادی به استفاده از دست ها هنگام حرف زدن دارند و معمولا بدن آن ها زمان صحبت کردن درگیر می شود.

استنتاچ از روی ذهنیت ها

کاربرد این دو ذهنیت در ذهن خوانی زمانی مشخص می شود که شما بتوانید از این جزئیات اطلاعات کافی را کسب کنید و مطابق با گام های زیر پیش بروید:

پاسخ های معنادار بدهید

اگر قرار است ذهنیت مخاطبتان را درباره همسایه متوجه شوید بلافاصله بعد از ذکر جزئیات توسط مخاطب می توانید متوجه شوید که اولا این همسایه تا چه حدی برای او اهمیت دارد و ثانیا لحن صحبت کردن او درباره همسایه چه طور ارزیابی می شود

ذهن خوانی دیگران از روی فن بیان آن ها

همه چیز را به شوخی بگیرید

شاید وقتی همه چیز جنبه سرگرمی و طنز پیدا کند حقایق زودتر آشکار شوند.

اشتباهات را بپوشانید

از آن جایی که هیچ انسانی کامل نیست بهتر است اشتباهات و خطاها را هنگام صحبت کردن بلافاصله با صحبت بین صحبت آوردن حذف کنید!

از عام به خاص!

سوالات خود را با توجه به قطبیت افراد از جنبه عمومی به اختصاصی تعمیم بدهید

آن چه که باید از سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن آموخت

اخیرا از چند نفر درباره نطق گتیسبورگ سوال کردم و خواستم بدانم فکر می کنند این نطق حداکثر چند دقیقه طول کشیده باشد. جدا از این که بسیاری از آن ها آبراهام لینکلن را نمی شناسند و اصلا تا کنون چیزی درباره نطق گتیسبورگ و جزئیات آن نشنیده بودند، آن هایی که اطلاعات کافی داشتند اغلب این زمان را حداکثر ۱۰ تا ۱۵ دقیقه تخمین زدند. شگفت زده می شوید اگر بفهمید بر خلاف همه این حدسیات نطق معروف گتیسبورگ که نمونه بارز و تحسین برانگیز فن بیان آبراهام لینکلن بود فقط و فقط ۲ دقیقه طول کشیده است! چیزی به اندازه یک مطلب ۳۰۰ کلمه ای عادی که در اغلب بلاگ ها یا وب سایت ها به صورت روزانه می بینیم!

پرزیدنت آبراهام لینکلن، معروف ترین سخنرانی های خود را در طول جنگ داخلی آمریکا، در پنجشنبه، ۱۹ نوامبر سال ۱۸۶۳، در تسخیر قبرستان ملی سربازان در گیتیزبرگ، پنسیلوانیا، ارائه کرد. این سخنرانی که نشانگر تسلط بدیع او بر زبان انگلیسی، اصول سخنرانی حرفه ای و فن بیان بی نظیر و نوآورانه اش بود باعث لغو برده داری در آمریکا شد. نطق گتیسبورگ (به انگلیسی: Gettysburg Address) مشهورترین سخنرانی آبراهام لینکلن است که باعث شد از آن پس نام این فرد به عنوان یکی از رئیس جمهورهای آمریکا بر سر زبان ها بیفتد. این در حالی است که قبل از لینکلن و دقیقا در همان روز، سخنرانان دیگری هم نطق نمودند و بیش از یک ساعت در این روز تاریخی برای مردم سخت گفتند، اما هیچ نام و نشانی از آن ها در دست نیست!

اکنون با گذشت دو صده از نطق گتیسبورگ، هنوز هم فن بیان آبراهام لینکلن نظیر فن بیان هیتلر و بسیاری از سیاستمداران تاریخ نزد متخصصان علوم و فنون بیان و سخنرانی معتبر و قابل ستایش است. با این حال آبراهام لینکلن این فنون را یک شبه به دست نیاورده است. با ما باشید تا با برخی از حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان وی آشنا شوید.

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

قبل از هر چیز توجه شما را به بخش مختصری از نطق گتیسبورگ جلب می کنیم:

“ما اکنون درگیر جنگی داخلی شده‌ایم که دوام آن ملت یا هر ملت دیگری را که همان رؤیاها و همان اهداف را در سر دارد، به بوتهٔ آزمایش گذاشته‌است. ما در یکی از میدان‌های نبرد همان جنگ گرد هم آمده‌ایم. آمده‌ایم تا بخشی از آن میدان نبرد را به آرامگاه ابدی کسانی اختصاص دهیم که درست در همین‌جا از جان خود گذشتند تا آن ملت به حیاتش ادامه دهد.جهان اهمیتی نخواهد داد و به یاد نخواهد سپرد که ما در اینجا چه گفتیم، اما آنچه آن‌ها در اینجا انجام دادند را نمی‌تواند به فراموشی بسپارد. بر ما زندگان است که تمام تلاشمان را معطوف به کار تمام‌نشده‌ای بکنیم که کسانی که در اینجا جنگیده‌اند تاکنون چنین شرافتمندانه پیش برده‌اندش. بر ماست که تمام تلاشمان را معطوف به وظیفهٔ خطیری کنیم که بر دوش ماست؛ که از این رفتگان عزیز، جانسپاری برای نهضتی که برایش جانسپاری کردند را بیاموزیم.”

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

نظر شما درباره این نطق چیست؟ برداشت شما از سخنرانی که این نطق را حدود دو قرن پیش ارائه کرده است چیست؟ در این مطالب قصد داریم به برخی از ویژگی های آبراهام لینکلن که در سخنرانی و فن خطابه وی تاثیر زیادی داشته است بپردازیم.

ظاهر آبراهام لینکلن در سخنرانی ها

وقتی صحبت از ظاهر سخنران به میان می آید صرفا قرار نیست به لباس، پوشش و تیپ و استایل او بپردازیم. در فن بیان آبراهام لینکلن بیشتر از لباس و تیپ او، چهره و حالت های شخصی اش به چشم می آید. بسیاری از اسناد حاکی از زشت بودن چهره لینکلن هستند. لینکلن انسانی افسرده و عموما ناراحت بود. چین های پیشانی لینکلن در طول اغلب سخنرانیش بیشتر می شد و پیش از این که می خواست صحبت کند معمولا چند ثانیه حرف هایش را مزه مزه می کرد!

روزنامه بوستون (ماساچوست) در ۱۴ سپتامبر ۱۸۴۸ درباره ظاهر لینکلن می نویسد: او مردی بلند قد و ترکه ای بود. چهره ای فکری، ذهنی همواره مشوش، شخصیتی جستجوگر و قضاوت کننده خوبی بود.

برخی دیگر از روزنامه ها هم به فن بیان مناظره وی اشاره کرده اند و او را فردی بسیار جدی حداقل در ظاهر معرفی کرده اند!

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

منطق آبراهام لینکلن در فن بیان

اسناد، شواهد شگفت انگیزی درباره رد منطق در جای جای سخنرانی ها و صحبت های لینکلن آشکار می کنند:

نظق معروف لینکلن، منطقی ترین، بحث برانگیزترین و قانع کننده ترین نطقی بود که در باب ایالت نبراسکا شنیده ایم.

(ایلینوی) وایگ، نوامبر ۳، ۱۸۵۴

لینکلن روی هر نقطه ای که دست گذاشت رد منطق او برای ما روشن شد. و با تیغ تیز طعنه و هجو خود شعله خط مشی شبه دموکراسی را برافروخت.

(ایلینوی) Weekly Republican، ۲۵ ژوئیه ۱۸۵۶

شیوه او نه خیال انگیز و وهم آلود است و نه لفاظی های بیهوده! راه لینکلن منطق است و بس. او یک استدلال کننده منطقی است و توانایی و قوا خاصی در فهماندن منظوراتش به دیگران دارد.

گالینا (Illnois) غربی غربی، ژوئیه ۱۸۵۶

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

اطوار و اخلاق شخصی لینکلن در سخنرانی هایش

Robert B در یکی از نامه هایش در نوامبر سال ۱۸۶۶، اخلاق لینکلن را سر صحنه سخنرانی از زمان آغاز نطقش تا اواسط کار اینگونه توصیف می کند:

سال ۱۸۳۲ یا ۱۸۳۳ بود که مردم برای اولین بار شاهد فن بیان آبراهام لینکلن بودند. این سخنرانی به شکل یک مباحثه برای تحلیل عملکرد رییس جمهور جیمز راتلج صورت گرفت. کمی بعد لینکلن با کمی مکث وارد صحنه شد و دست هایش راخیلی محکم داخل جیب هایش فرو برد. نگاهی به جمع کرد و ناگهان یک لبخند عمیق زد. این کار را چند مرتبه به نگاه کردن به جمع انجام داد. در آن لحظه همه یک اتفاق خنده دار و طنز را پیش بینی کردند که قرار است لینکلن با آن ها به اشتراک بگذارد. ناگهان لینکلن یک بحث جدی و پر زرق و برق را باز کرد و به مرور که بحث داغ تر می شد دستانش را از جیب هایش خارج می کرد. حالا دیگر دست ها خیلی بی پروا تکان می خوردند و آزادانه برای تشریح هر مطلب به حرکت در می آمدند!

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

زبان بدن لینکلن

در ادامه همین نامه و در توصیف زبان بدن در فن بیان آبراهام لینکلن می خوانیم:

بعد از گرم شدن سخنرانی دست هایش را پشت گردنش قرار دارد. کف دست راست پشت دست چپ را لمس می کرد. زبان بدن لینکلن در سخنرانی منحصر به فرد بود. گاهی همین دو دست به جلو منتقل می شدند و شصت یک دست شصت دیگر را با چرخش های متوالی لمس می نمود. گاهی همین دست ها دو طرف بدن آویزان می شدند و گاهی هم یک دست در حالی که آویزان بود توسط دست دیگر نگه داشته می شد.

حقایق خواندنی درباره سخنرانی ها و فن بیان آبراهام لینکلن

لینکلن خیلی خوب می دانست که چه طور سرش را مقابل جمع تکان دهد؛ طوری که یک تعادل دلچسب بین حرکات سر و جلب توجه مخاطبان احساس شود. لینکلن هیچ وقت فضای اضافی با نمایش بیهوده بخش های بدنش اشغال نمی کرد. پرتاب کردن دست ها را در حرکات بدن او ندیدیم. جدیت، خودباوری، حسن نیت، صداقت و عدالت مهم ترین فاکتورهایی بودند که در فن بیان آبراهام لینکلن احساس می شد.

صحبت های توهین آمیز و خشونت بار هرگز در سخنان او دیده نشد. خیرخواهی و از ویژگی های خاص او بود و هیچ گاه سخنرانی هایش بوی دیکتاتوری به خود نگرفتند!

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

شما صحبت می کنید، آبشار کلمات به آرامی در جریان است و هر لحظه ممکن است با یک واژه تازه خروش کند. الان انگار بالاخره حس کرده اید که قادر شده اید سر صحبت را باز کنید، وارد یک گفتگو شوید و آن مکالمه را تا چند دقیقه به خوبی و خوشی حفظ کنید. همه چیز به خوبی پیش می رود تا این که به دقایق حساس نزدیک می شوید. حالا وارد دقیقه وحشتناک دهم شده اید اما دیگر نه خبری از مخاطب است و نه خبری از آن گفتگو گرم و صمیمی! همه چیز در سکوت مطلق فرو می رود. در این سکوت زجرآور چه خواهید کرد؟ به گذشته نگاه می کنید و تصور کرده اید شاید اشکالی در شیوه برقراری ارتباط بوده است؟کلمات چه طور؟ قدرت خارق العاده کلمات را باور دارید؟

واکنش شما در لحظاتی که به خاطر خامی، بی تجربگی و حواس پرتی ما یک مکالمه به یک سکوت تلخ منتهی می شود چیست؟ معمولا این موقعیت را در برخورد با آشنا تجربه کرده اید یا غریبه ها؟ بله درست است؛ بسیاری از ما در رویارویی با غریبه ها دچار این مشکل می شویم؛ چون معمولا در برخورد با دوستان و با علم بر سلایق و علاقمندی های آن ها می توانیم موضوع جالب و جذاب را برای بحث کردن با آن ها پیدا کنیم. اما در برخورد با غریبه ها اکثر ما معمولا چنین پیش زمینه ای را نداریم تا بتوانیم کامل مجهز وارد یک گفتگو نزدیک شویم.

این مشکل را چه در برخورد با دوستان و چه در برخورد با غریبه ها تجربه کنید یک راه حل کلیدی و قطعی دارد؛ بهره گیری از قدرت خارق العاده کلمات! در ادامه می آموزیم که چه طور از نمونه های نمود همین قدرت در بسیاری از کلمات روزمره خود استفاده کنیم.

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

واژه ها به اندازه یک انسان گاهی هوشمند می شوند، اثر می گذارند، الهام بخش می شوند، انگیزه می دهند، ما را در متقاعد کردن یکدیگر یاری می دهند، به ما کمک می کنند چیزی را رد یا تایید کنیم و خلاصه اولین بذر های موفقیت یا شکست را در زندگی ما می پاشند.

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

Darlene Price، نویسنده کتاب Well Said در کتاب خود چنین می نویسد: کلماتی و قدرتی که دارند به خوبی نشان می دهند ما چه کسی هستیم، چه می کنیم و چه تفکری داریم. به یاد داشته باشید که:

چه قرار باشد برای یک ملت برای یک جنبش بزرگ الهام بخش باشیم، چه قرار باشد یک محصول تازه تولید کنیم و چه به دنبال مرمت یک رابطه تازه باشیم این قدرت خارق العاده کلمات است که تاریخ را عوض می کند!

کلمات برای آینده کسب و کار ما

در محیط کار همه ما به یک توافق دوجانبه نیاز داریم. توافق مثبتی بین اموراتمان و کلماتی که برای گذران امورات خود انتخاب می کنیم. توسعه مشتریان، ایجاد اعتماد میان افراد، برقراری ارتباط، ایجاد اعتبار برای افراد نزد یکدیگر و …همه و همه از مزایا بهره گیری صحیح از قدرت خارق العاده کلمات می باشند.

مروری بر کلمات انگیزشی برتر در دنیا

بر اساس تجربیات هر چند شخصی و مختصر، اما جامع، کلماتی در دنیا شناخته شده اند که با توجه به ارتباط آن ها با دو حس لذت و سادگی برای افراد، از جمله محبوب ترین و اثرگذارترین کلمات دنیا برشمرده می شوند. به برخی از این واژگان دقت کنید:

مقرون به صرفه
بهترین
راحت
آسان
سریع
رایگان
ضمانت
بیشتر
جدید
قدرت
كاهش دادن
نتایج
بی خطر
صرفه جویی
زمان

چه طور قدرت خارق العاده کلمات را در مکالمات خود آزاد کنیم؟

تمام این کلمات، بخشی از پروژه تبلیغاتی برندهای معتبر دنیا بوده اند که اتفاقا در طرح های تبلیغاتی ایرانی هم وارد شده اند. برخی از کلمات نظیر ارزان، صرفه جویی، جدید و …حس متفاوتی را به مشتریان القا می کنند. حسی که به آن ها می گوید در حال برد هستند و انگار قرار است به واسطه پیروی از این کلمات به پیروزی بزرگی دست یابند.

این حس دقیقا توسط کلمات هیپنوتیزم کننده هم منتقل می شود. مثلا وقتی که سخنران مدام از کلمات متمایز، تفاوت، بهترین یا برترین استفاده کند و یک گروه را با استفاده از این کلمات تبدیل به یک تافته جدا بافته کند خود به خود مخاطب این نتیجه را می گیرد که به واسطه حضور در این گفتگو یک سر و گردن از بقیه بالاتر است!

ویژگی مهم قدرت خارق العاده کلمات هدف قرار دادن رفتارهای دیگران است؛ خصوصا رفتارهای خرید یا رفتارهای کاربری. به عنوان مثال اگر شما قرار باشد با فن بیان خود یک دستگاه دوچرخه را به فروش برسانید شاید بهره گیری از واژه های مقرون به صرفه، سریع، پرشتاب و ارزان در کنار هم ترکیب مناسبی باشید. مثلا:

“اگر به دنبال یک جنس مقرون به صرفه باکیفیت هستید که شتاب خوبی هم نسبت به بقیه داشته باشد این نمونه را پیشنهاد می کنم”

چند استراتژی کلی در بهره گیری از قدرت کلمات

در بهره گیری از قدرت مثال نزدنی برخی از کلمات در ترغیب کردن دیگران برای دنبال کردن ما، ایجاد انگیز در مخاطبین و جذب آن ها می توان استفاده کرد:

استفاده از “شما” به جای “من”

در صحبت کردن با دیگران از قدرت خارق العاده “شما” به جای تکرار “من” یا “ما” های تکراری غافل نشوید. مرتبا استفاده کردن از کلمه “شما” و خطاب قرار دادن طرف مقابل به جای اشاره به خود باعث می شود مخاطب با یک علامت سوال بزرگ به فکر فرو برود: دقیقا چه چیزی در این حرف نهفته است که به من برمی گردد؟

چه در مکالمات خودمانی و محاوره ای و چه در صحبت های رسمی و خاص از به کار بردن “من” ترجیحا خودداری کنید به جای خودتان بیشتر به طرف مقابلتان بپردازید!

قدرت “اسامی”

اسامی هم به عنوان پاره ای از کلمات در زمره همان کلمات قدرتمندی قرار می گیرند که اتفاقا مورد بحث ما هستند. نام هر نفر کوله باری از احساسات است. خطاب کردن هر نفر به وسیله نام او یعنی شما هم در این احساسات شریک شده اید و این بار به جای استفاده از عناوین رسمی برای اسم طرف مقابل ارزش قائل شده اید.

عبارات قدرتمند در مکالمات روزمره

توصیه می کنیم در مکالمات خود حتما از این عبارات استفاده کنید تا به قدرت خارق العاده کلمات ایمان بیاورید!

بگذارید همه چیز را شفاف کنم…

این جمله در زبان فارسی معادل های بسیاری دارد. مثل جمله “بگذارید با هم رو راست باشیم”؛ اما چنین چمله ای هیچ وقت حس خوبی در مخاطب القا نمی کند. چون تصور می کند شما پیش از این به او دروغ می گفتید!

بگذارید با یک مثال پیش برویم…

مثال زدن قدرت خارق العاده کلمات را به خوبی نمودار می کند. مثلا بلافاصله بعد از توضیح دادن یک مفهوم پیچیده که احساس می کنید مخاطب چندان از آن سر در نیاورده است این جمله را به کار ببرید. شاید خنده دار باشد اما اکثرا تمایل بالایی به این جمله نشان می دهند. ممکن است دلیلش تمایل ما به شنیدن تجربیات و تحلیل های شخصی یکدیگر باشد؛ واگرنه هیچ وقت شایعه سازی و حاشیه سازی برای افراد مشهور تا به این حد به عنوان یک صنعت مستقل در دنیا رشد نمی کرد!

دلیل دیگر آن هم می تواند تمایل اکثریت به شنیدن داستان سرایی باشد؛ چیزی که اگر مسائل روزمره با آن ترکیب شود جذاب و جذاب تر شود.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

۸ ترفند برای این که سرصحبت را باز کنید و همه عاشق گفتگو با شما باشند!

فرض کنید مشغول قدم زدن هستید، همه چیز آرام است و یک لحظه هوس می کنید روی صندلی های پارک بنشینید که بر حسب اتفاق یک خانم یا آقا هم سن و سال شما نیز روی آن نشسته است. امروز بر خلاف گذشته اتفاقا حال و حوصله این که سر صحبت را باز کنید دارید. همه چیز آماده شروع یک گفتگو ساده و کوتاه است. اما انگار یک مانع بزرگ مانع حرکت شما شده است. بله؛ مقدمه چینی! هر چه قدر فکر می کنید دقیقا نمی دانید با چه سوژه ای سر صحبت را باز کنید، از کجا شروع کنید و اصلا چه طور سراغ اصل مطلب بروید. مثل بچه ها اول با پرس و جو اسم و سن و سال طرف شروع کنید یا این که از همان اول بروید سراغ  بخش کلیدی مطلب و معطلش نکنید! مشغول فکر کردن هستید که در کمال تعجب می بینید سوژه مورد نظر صحنه را ترک کرده و شما بدون این که مکالمه ای را آغاز کرده باشید دوباره تنها شده اید!

نمی دانیم شما هم در چنین مخمصه هایی گیر کرده اید یا نه. مخمصه هایی که بیشتر شبیه یک دوراهی هستند. دوراهی هایی که تصمیم گیری را برای شروع یک گفتگو جذاب مشکل می سازند و قبل از این که سر صحبت باز شود همه چیز خاتمه می یابد. آن دسته از کسانی که معمولا شروع یک مکالمه برایشان نظیر استرس ناشی از سخنرانی ترسناک تر از پریدن از ارتفاع یا هر کار سخت دیگری است لازم می دانیم یادآوری کنیم که سر صحبت را با دیگران باز کردن یک مهارت، یک هوش کلامی و جدا از آن یک سیاست خاص است.

در ادامه می آموزید که چه طور بدون درنگ و در هر لحظه مطابق با همان موقعیت، سیاست به خرج دهید و سر صحبت را با مخاطب موردنظرتان در کسری از ثانیه باز کنید!

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

با این که شاید با خاطر ریشه های ترس در سخنرانی، حرف زدن مقابل جمعیت های بزرگ رعب آور باشد اما یک شروع مکالمه دو نفره هم می تواند به همان اندازه برای هر نفر نگران کننده باشد. نگرانی و ترس از این موضوع گاهی آن قدر حاد و جدی می شود که تقریبا بسیاری از ما قربانی خجالت زدگی و کم رویی خود برای باز کردن سر صحبت با دیگران می شویم. بسیاری از فرصت های مهم در زندگی نیز به همین منوال از دست رفته و نیست و نابود می شوند. فرصت های کاری، موقعیت های خوب برای همکاری یا شروع روابط دوستانه ای که احتمالا نقش بزرگی در شکل گیری آینده متفاوت برای ما دارند به سبب همین تردیدها از بین می روند.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

ترفندهای کلیدی زیر به شما کمک می کنند راحت تر سرصحبت را باز کنید و همه عاشق گفتگو با شما باشند!

یک اظهار نظر ساده!

افراد درونگرا، انسان های خجالتی و کسانی که تقریبا در شکل گیری یک رابطه دوستانه و نزدیک سردتر از بقیه عمل می کنند بر خلاف تصور ما به دنبال دستاویزی برای برقراری ارتباط هستند؛ اما چون هرگز در یافتن این دستاویز موفق نمی شوند عملا انسان هایی غیراجتماعی و منزوی به نظر می رسند.

شاید یک اظهار نظر ساده بتواند تمام حاشیه های احتمالی یاد شده را خاتمه دهد. مثلا اگر در رستوران هستید و به دنبال گفتگو با یکی از همکاران یا افرادی که اتفاقا سر یک میز به همراه شما حضور دارند می باشید می توانید با همین جمله ساده شروع کنید: امروز چه قدر غذا خوشمزه تر به نظر می رسد!

در چنین مواردی شک نکنید دیگران هم برای شکل گیری مکالمه تلاش خود را به کار می بندند و مکالمه شما گاهی صمیمی تر از آن چه که تصور کنید خواهد شد. پیشنهاد می کنیم در این لحظات برای برقراری بهتر رشته اتصال خود با مخاطب مثبت اندیش باشید. مثلا نظرات مثبت و دلگرم کننده ای درباره طعم غذا، اوضاع سرویس دهی و …ارائه دهید.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

اطلاعات بگیرید!

عذر می خواهم؛ “می دانید دقیقا قطار بعدی چه ساعتی می رسد؟”. کسب اطلاعات از دیگران یکی دیگر از راه های کلیدی است تا بتوانید با احتمال خیلی بالایی سر صحبت را باز کنید. اگر طرف شما خوش صحبت باشد شانس شکل گیری ارتباط گرم تر و ارائه اطلاعات جزئی تر نیز بالا می رود.

درخواست/ پیشنهاد همکاری!

همیشه فرصت برای همکاری، تعامل و کمک به دیگران وجود دارد. حتی این خود شما هستید که می توانید این فرصت را فراهم کنید و از دیگران درخواست کنید. مثلا می توانید درخواست کنید دیگران در جا به جا کردن چمدان یا وسیله همراهتان در وسیله نقلیه، هواپیما، قطار و …به شما کمک کنند. یا این که از آن ها درخواست کوچکی مثل خودکار یا کاغذ کنید.

در برخی از موارد هم واقعا موقعیتی برای کمک خواستن از دیگران ممکن است فراهم نشود. در چنین شرایطی خود شما می توانید پیش دستی کنید. ساده ترین آن می تواند دادن اطلاعات به کسی باشد که سردرگم است. مثلا خودتان در بحث های دیگران شرکت کنید و اطلاعات تکمیلی را درباره یک آدرس، یک محصول یا تجربیات شخصیتان به اشتراک بگذارید.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

ذکر یک آشنایی متقابل!

اسم آشنایی به گوشتان خورده است؟ آقای X؟ فلان شکرت؟ فلان برند؟ فلان فروشگاه؟ شما هم تجربه همکاری با این فرد را داشته اید؟ قبلا در این شرکت کار می کردید؟ از این فروشگاه خرید کرده اید و از خدمات پس از فروش آن راضی نبوده اید؟به همین سادگی تمام تجربیات خود را با اطرافیان خود به اشتراک بگذارید و اجازه دهید آن ها هم درباره آشنایی متقابل شما بیشتر بدانند!

ستایش شنونده

خیلی اتفاقی شنیده اید که طرف مقابلتان در یکی از پروژه های مشترک موفق شده است و امروز با او رو در رو شده اید؟ چه بهتر که از این موفقیت و تغییرات اخیر برای این که سر صحبت را باز کنید استفاده کرده و درباره همین موفقیت ها صحبت کنید.

ترفندهای کلیدی برای این که سر صحبت را باز کنید

تسخیر ظاهر شنونده!

تکنیکی قدیمی و شاید تکراری به نظر برسد؛ اما نظر دادن راجع به ظاهر دیگران و پرس و جو درباره آن معجزه می کند! اگر به دنبال این هستید که سر صحبت را باز کنید و شروع به گفتگو نمایید می توانید با یک حرکت، تیر خود را به هدف بزنید : لباستان را از کجا خریداری کرده اید؟ رنگ این لباس واقعا برازنده است، این لباس خیلی به استایل شما می خورد و …

فرضیه سازی

یکی دیگر از شروع های منحصر به فرد می تواند ترغیب شنونده به فرضیه سازی باشد. به این شکل که سوالتان را به صورت تصوری مطرح کنید، طوری که شنونده مجبور به فرضیه سازی شود. به مثال ساده زیر توجه کنید:

اخیرا فیلمی دیدم که در آن قوانین کل جامعه برای یک روز منحل و لغو شده بود؛ شما به عنوان یک وکیل اگر روزی چنین طرحی اجرا شود و تمام قوانین لغو شوند چه می کنید؟

11 ترفند برای این که سرصحبت را باز کنید و همه عاشق گفتگو با شما باشند!

معرفی خود به ساده ترین روش

قدم آخر معرفی خود به ساده ترین روش است. گاهی این مقدمه چینی ها را باید کناز گذاشت و با ساده ترین روش جلو رفت. به این شکل که خیلی صادقانه خودتان و حرفه خود را معرفی نمایید و یک راست سراغ اصل مطلب بروید. معمولا در چنین موقعیت هایی با واکنش مثبت دیگران رو به رو می شویم، اما ممکن است نتیجه بحث چندان مطلوب ما نباشد؛ چون زمینه سازی قبلی برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب صورت نگرفته است.

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان که در سخنرانی حیرت بر می انگیزد!

هدف از حرف زدن مقابل عده ای که برای ما ارزش قائل می شوند و وقتشان را بابت شنیدن صحبت هایمان اختصاص می دهند چیست؟ این که تحسینمان کنند؟ این که دانسته های خودمان را به نمایش بگذاریم و کاری کنیم همه درباره تخصص و مهارت های ما بدانند؟ آیا هدف درآمدزایی و تبلیغات برای پروژه های آینده است یا اصلا با این کار در واقع مشغول رفع تکلیف و انجام وظایف خود (مثلا ارائه پایان نامه یا رساله، سخنرانی های کاری و…) هستیم؟ هر یک از این اهداف کوچک و بزرگ که پشت سخنرانی های شما باشد باز هم یک سخنرانی ایده آل حرفه ای چند هدف ثابت و کلی بیشتر ندارد: سرگرم کردن مخاطب، اطلاع رسانی، ایجاد انگیزه و فراخوانی کاربر به عمل. بین تمام این عوامل شاید ایجاد انگیزه با استفاده از تکنیک انگیزشی برای مخاطبان تنها عامل پررنگی باشد که از انزوا مخاطب در طول سخنرانی جلوگیری کند و مانع از ترک صندلی  توسط او شود!

حقیقت در دنیایی که هر روز هزاران سخنرانی و سمینار رنگارنگ با حضور سخنرانان مدعی برگزار می شود با دیروز متفاوت است. شما به عنوان یک سخنران تنها در صورتی می توانید اثر واقعی و مطلوب را روی مخاطبان خود داشته باشید که به نحوی حس تعجب و حیرت او را برانگیخته و موجبات قلیان احساسات او را نیز فراهم آورده باشید!

به همین منظور تصمیم گرفتیم ۸ تکنیک کلیدی انگیزشی برای مخاطبان را با شما در میان بگذاریم که افراد را روی صندلی ها میخکوب کرده و باعث می شود در طول سخنرانی از سر جایشان جُم نخورند!

۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

ایجاد انگیزه در سخنرانی کار ساده ای نیست. اگر بخواهیم ایجاد انگیزه را معنا کنیم یعنی همان چیزی که باعث می شود مخاطب از شرکت در این مراسم یا سخنرانی احساس پشیمانی نکند و فکر نکند وقتش را به خاطر توجه به شما از دست داده است!

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

اولویت شما در سخنرانی نه صرفا ارائه اطلاعات بلکه مجذوب کردن مخاطبان از طریق ایجاد انگیزه در آن ها است. برای این مهم چه برنامه ای دارید؟ احتمالا ۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان که در ادامه مورد بررسی قرار می دهیم به دردتان می خورد.

از همان اول به مخاطب خود وصل شوید!

بگذارید بدون هیچ فلسفه بافی و دلیل آوردن این مورد را با یک مثال شروع کنیم. یکی از تکنیک هایی که من همیشه قبل از شروع سخنرانی با استفاده از آن با مخاطبانم ارتباط می گیرم گفتن جمله زیر است:

خیلی تبریک می گویم به خاطر حضورتان در این جمع؛ شما در راس فقط و فقط ۱۰ درصد اندک جامعه هستید که شانس حضور در چنین سمیناری را پیدا کرده اند!

بعد از گفتن این جمله شعارگونه و بعضا کلیشه ای برای رفع ابهامات و روشن کردن این که دقیقا چرا این جمعیت جز ۱۰ درصد قلیل جامعه هستند به توضیحات بیشتری می پردازم:

بله؛ به خاطر این که شما در این لحظه این جا حضور دارید در زمره این ده درصد قرار می گیرید! شما دقیقا بین گروه ده درصدی کوچک جامعه هستید که می دانند برای رسیدن به هدفی که ما اینجا قرار است دنبال کنیم، باید مصمم باشند. قطعا ۹۰ درصد دیگر دلایل زیادی داشته اند تا در این جمع حاضر نباشند و در این لحظه جای دیگری باشند.

سپس از همه حاضرین یک سوال عمومی می پرسم:

آیا می دانید چند نفر از شما در این جلسه حضور دارند با این که می توانستند هزاران دلیل برای نیامدن داشته باشند؟

در این لحظه هر نفر با تکان دادن سر خود به اطرافش و نگاه کردن به اطرافیانش فردی را در ذهنش تصور می کند که به خاطر نیامدن به این سخنرانی احتمالا آدم موفقی نخواهد بود. آن ها از هیچ یک از کسانی که در این جمع حضور دارند، اعتقاداتشان، رنگ و فرهنگشان و…خبر ندارند؛ اما اکنون به واسطه اولین تکنیک انگیزشی برای مخاطبان می دانند که با همه فرق دارند؛ چون در جمعی که شما تدارک دیده اید حضور یافته اند!

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

احساسات را واسطه کنید!

یکی دیگر از ۸ تکنیک انگیزشی برای مخاطبان که من معمولا در خلال سخنرانی به کار می گیرم استفاده از یک سوال مفهومی است که عمده کسانی که رو به رو من نشسته اند را به فکر وا می دارد: فکر می کنید بیشتر تصمیم گیری های مردم از روی عقل و منطق است یا با تکیه بر احساسات آن ها؟

در چنین موقعیت هایی همه لحظه ای مکث می کنند و می گویند: خب معلوم است؛ در ۸۰ یا ۹۰ درصد مواقع با تکیه بر عقل!

من هم در چنین مواردی ضربه آخر را می زنم و می گویم: نه! ۱۰۰ درصد با تکیه بر احساس! در واقع مردم با احساسات خود تصمیم می گیرند و فقط زمان توجیه کردن احساساتشان با تکیه بر عقل عمل می کنند. در واقع ضمیر ناخودآگاه انسان با تمام احساساتمان دست به یکی می کنند تا این که هزار برابر سریع تر از منطق وارد عمل می شوند! (شاید به همین دلیل است که روی ضمیر ناخودآگاه مخاطب در سخنرانی تاکید می می شود؛ چون مخاطب با همین ضمیر ناخودآگاه درباره ما تصمیم گیری می کند!). مثال عینی آن هم زندگی ما و ملاقات هایمان با افراد مختلف است. مثلا یک بار یک نفر را می بینیم و شیفته او می شویم؛ اما دفعات بعدی تازه می فهمیم که از نظر منطقی دلایل زیادی برای این علاقمندی ما به این فرد وجود داشته است.

به مخاطبان بگویید که چه قدر خوب هستند!

یک تکنیک انگیزشی برای مخاطبان نشان دادن حس واقعیتان به آن ها است. مثلا هر بار که قرار است مطلب جدیدی را باز کنید بگویید:

  • چون شما جز همان ده درصد محدودی هستید ….
  • جمعیت ده درصدی که ….
  • کسانی که تصمیم گرفتند با شرکت در این جلسه زمان خود را برای آینده مدیریت کنند ….

به این شیوه یعنی لینک دادن مخاطبان به عقب، تفاوت هایشان با بقیه و نشان دادن برتری هایشان و این که چه قدر خوب هستند همان انگیزه ای که به دنبالش هستید در مخاطب نیز ایجاد خواهد شد.

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

بازگشت به نقطه آغاز!

بازگشت به نقطه آغاز یعنی همان حرف هایی که ابتدا به ساکن بین شما و مخاطبان رد و بدل شده است حس نزدیکی شما و مخاطبان را بیشتر می کند. مثلا اگر شوخی یا مزاحی از همان بدو ورود به افراد حاضر داشتید بدان اشاره کنید و اجازه دهید همه چیز مدام مرور شود.

همه چیز را به علایق شخصی نسبت دهید!

بسیاری از کسانی که در یک سمینار، کنگره یا سخنرانی شرکت می کنند لزوما به دلیل علاقمندی زیاد به شما یا این که شما انسان تک و فوق العاده ای هستید این کار را انجام نداده اند. معمولا افراد اهداف دیگری را مثل دریافت یک مدرک خاص، گذراندن یک دوره خاص و …را از یک سخنرانی دنبال می کنند یا این که اصلا بخشی از کار آن ها حضور در همین سخنرانی ها است. در چنین مواردی شاید تنها چیزی که مخاطب بی علاقه را نسبت به شما باانگیزه کند توجه به علایق شخصی او می باشد.

8 تکنیک انگیزشی برای مخاطبان در طول سخنرانی

بدین منظور بهتر است روی نقاط دوست داشتنی مشترک بین همه دست بگذارید. مثلا بپرسید: چه کسی دوست دارد درآمد او دو برابر شود؟ مسلما چون درآمدزایی بخش از خواسته های هر فردی می باشد این سوال باعث ایجاد انگیزه در آن ها خواهد شد؛ طوری که دستان خود را به نشان علاقمندی بالا می برند و با شما تعامل می کنند!

تکنیک های صداسازی در فن بیان

نگاهی مختصر بر کلیات تکنیک های صداسازی در فن بیان

مردم در بهترین حالت قادر هستند فقط ۷ درصد آن چه که می شنوند را به خاطر بیاورند؛ مگر آن که پشت این یادآوری تمرین و تکراری بوده باشد. این بدین معنا است که فقط ۷ درصد تلاش های شما برای قانع کردن مخاطبانتان موثر واقع می شود و مردم به صورت میانگین همین درصد اندک را از شما دریافت می کنند. Jerry Richardson در کتاب Magic of Rapport تاکید می کند که در میان تمام فاکتورهای موثر نظیر لبخند زدن در طول سخنرانی، توجه به تیپ های شخصیتی مخاطبان در طول سخنوری یا ترفندهای مربوط به آمادگی قبل از صحبت کردن و سخنرانی، این تُن صدای سخنران است که در اذهان ۳۸ درصد از مخاطبان ما در طول صحبت کردن ثبت می شود. ۵۵ درصد دیگر مربوط به حالات چهره و زبان بدن است که قبلا بدان پرداخته ایم و خیلی زیاد به یاد می ماند. بنابراین شکی باقی نمی ماند که یک سخنور در کنار زبان بدن به صدا سازی در فن بیان اهمیت دهد و نسبت به تقویت آن حریص باشد.

خیلی خوب می دانیم که اطلاعات و تسلط هر فرد بیش از هر عامل دیگری بقیه را خیره می کند و باعث می شود دیگران از ما تعریف و تمجید کنند. با این حال همیشه عوامل پیش بینی نشده ای وجود دارند که حتی متخصصان و کسانی که به مطالب احاطه کامل دارند را به چالش بکشند. هر گوینده با صدا سازی در فن بیان و تکنیک های آماده سازی صدا پیش از سخن گفتن می تواند بخشی از نقصان ها و ضعف هایی که در صدایش حس می شود را جبران کند. به شرط این که با اصول آن آشنا باشد.

با این پیش درآمد در مطلب دیگری از دانشگاه زندگی به مرور مختصر کلیات تکنیک های صداسازی در فن بیان می پردازیم.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

یک سخنران یا یک گوینده هنگام حرف زدن ممکن است به جای صداسازی نرمال و فعال دچار افراط یا تفریط شود. افراط در صدا زمانی رخ می دهد که به خاطر تاکید روی گفته هایمان ناخواسته تن صدا بالا می رود و سخنرانی چیزی جز داد و فریاد نیست. اما حالت تفریط دقیقا مقابل فریا یا صداهای گوش خراش است و دقیقا مثل یکنواختی صدا در طول سخنرانی چیزی مثل زمزمه کردن است که شبیه داروی خواب آور روی مخاطب عمل می کند!

تکنیک های صداسازی در فن بیان

قطعا تمرینات زیر به سخنران یا گوینده کمک می کند تا در فن بیان خود با تکنیک های صداسازی مرز بین فریاد و زمزمه را پیدا کند و بتواند تا پایان کار تعادل خود را روی همین محور حفظ نماید.

صدا سازی را از خانه شروع کنید!

هیچ جا خانه خود آدم نمی شود؛ خصوصا وقتی که قرار باشد برای سخنرانی و صداسازی در سخنرانی تمرین کنیم! برای شروع ابتدا قلم به دست شوید و پنج یا شش عبارت مرتبط با بحث گفتگو خود را روی کاغذ یادداشت کنید. مثلا اگر قرار است درباره شیوع یک بیماری خاص بین حیوانات یک منطقه وارد یک مناظره یا گفتگو شوید می توانید عبارت های تکان دهنده ای مثل آثار این بیماری بر سلامت انسان، بیماری های مشترک بین حیوان و انسان و مضرات این بیماری را برای محیط زیست جمع آوری کنید.

حالا می توانید کار را شروع کنید. هر یک از این عبارت ها را به عنوان یک سوغاتی به اعضا خانواده خود هدیه دهید. می پرسید چه طور؟ تکه های کاغذ یا کاغذ نوشته ها را بین اعضا خانواده خود تقسیم کنید و از آن ها بخواهید این کاغذ ها و متن های مختصر نوشته شده روی آن ها را به خاطر بسپارند. این کار برای مراحل بعدی قطعا لازم است؛ پس فعلا صبور باشید!

برای صداسازی فضا سازی کنید!

برای شروع صدا سازی در فن بیان قبل از شروع سخنرانی یا گفتگو از یک فضا باز و بزرگ برای شبیه سازی ملاقات، مصاحبه یا مکالمه استفاده کنید. یکی از اتاق های بزرگ و جادار منزل را انتخاب کنید که خیلی راحت افراد بتوانند در آن رفت و آمد کنند و خلاصه تحرک داشته باشند.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

شروع صداسازی با ارتباطات چشمی

از دیگران بخواهید در اتاق حضور پیدا کنند و مقابل شما برای لحظاتی بایستند. تکنیک های صداسازی در فن بیان باید به صورت مستقیم و در گفتگو با مخاطبان واقعی تمرین شوند؛ پس از این کار احساس خجالت نکنید. اولین مرحله از صداسازی با ارتباطات چشمی شروع می شود. یعنی حالات نگاه کردن و برقراری ارتباط چشمی با مخاطبان مشخص می کند که تن صدای ما به چه شکل باشد و دقیقا با چه ولوم یا درجه صدایی صحبت کنیم.

برای ارتباطات چشمی با راهنما زیر کار را شروع کنید:

  1. اطراف اتاق قدم بزنید
  2. راه رفتنتان را سریع تر کنید
  3. سرعت راه رفتن را کم کنید و کم کم متوقف شوید
  4. به نگاه های مخاطبان خیره شوید و تا جایی پیش بروید و که نگاه هایتان به هم دوخته شود
  5. همین روند را هر ۶۰ ثانیه یک بار طی کنید و در ثانیه شصتم یک توقف کوتاه داشته باشید و ارتباط چشمی را برقرار کنید
  6. جهت را عوض کنید
  7. با هر بار تغییر جهت به فرد دیگری نگاه کنید و نگذارید فقط یک نفر در مرکز توجه شما قرار گیرد
  8. حالا از تمام مخاطبانتان بخواهید برگه هایی را که در داشتند را یک بار دیگر ببینند و سعی کنند با اشاره های چشمی و برقراری ارتباطات غیرکلامی به هم منظور خود را بفهمانند.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

ارتباط چشمی روی صداسازی چه تاثیری دارد؟

با یادگیری فن برقراری ارتباطات چشمی، به مرور زمان می توانیم بخشی از مسئولیت انتقال پیام را با ارتباط چشمی بسپاریم و بنابراین در صحبت کردن بیش از حد افراط نکنیم. سخنرانانی که در طول سخنرانی به شدت هیجان زده می شوند و این هیجان باعث می شود فریاد بزنند می توانند از این تکنیک استفاده کنند و ببینند تا چه حد بار روش دوش آن ها برای سخن گفتن با ارتباطات کلامی سبک تر می شود.

تکنیک های صداسازی در فن بیان

با تخلیه انرژی صداسازی کنید!

بر خلاف مرحله قبل که در سکوت کامل و با ارتباط چشمی توانستید تعادل کافی در تن صدای خود ایجاد کنید این بار با بلند حرف زدن قصد داریم صداسازی در فن بیان را تمرین کنیم. بر همین اساس تمرین های زیر را تکرار و تکرار کنید:

  1. صدای خود را صاف کنید؛ حالا با همراه مخاطبان خود تلاش کنید نوشته ها را با نرم ترین و لطیف ترین صدای خود بخوانید
  2. حالا بر خلاف مرحله قبل تا حد ممکن صدایتان را بالا ببرید و تلاش کنید متن را با صدای بلند تر تا جایی که امکان دارد بخوانید
  3. مجددا تن صدای خود را کم کنید و حالا چرخشی کار کنید. ابتدا صدای خود را بالا ببرید و به تدریج آرام تر صحبت کنید
  4. واژگان را زمزمه کنید. زمزمه کردن با آرام حرف زدن فرق دارد. زیر لب حرف زدن طوری که همزمان وضوح و شفافیت صدا حس شده باشد زمزمه کردن است.
  5. متن داخل برگه ها را این بار از آخر به اول بخوانید
  6. حالا صدا خود را بالا ببرید و هر عبارات را یک بار دیگر با لبخند زدن بخوانید
  7. تا حد امکان سرعت خود را در ادا کردن کلمات بالا ببرید و هجا ها را خوب تلفظ کنید

تکنیک های صداسازی در فن بیان

در هر مرحله به مقیاس صدای خود توجه کنید و ببینید در آن لحظه در کدام منطقه از مقیاس صدای خود هستید. اگر صدای شما ۱۰ درجه داشته باشد ایده آل است از ۷ درجه آن استفاده کنید و در تمرینات صداسازی در فن بیان آن را به کارگیرید.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

با شناخت ریشه های ترس ،دلواپسی هایتان را حین حرف زدن در جمع دور بریزید!

اگر همین حالا یک در حالی که وسط کلاس درس نشسته اید از شما بخواهند تا در یک سخنرانی دانشجویی، پشت تریبون قرار بگیرید و درباره رویکردها و اهداف خود نسبت به رشته تحصیلیان توضیح دهید چه احساسی دارید؟ به قول معروف شُر شُر عرق می ریزید، کف دستانتان خیس می شود، عرق سردی روی پیشانیتان می نشیند و دست و پاهایتان می لرزد؟ اگر قرار باشد در مقابل چندی از نمایندگان نامدار شرکت ها یا سازمان های دیگر در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کنید یا این که مقابل آن ها ازطرح ها و ایده هایتان دفاع کنید چه طور؟ اصلا چرا راه دور برویم؛ ارائه پایان نامه تحصیلیتان را چه طور مدیریت می کنید وقتی که چند داور سخت گیر قرار است همزمان به فن بیان، اطلاعات ارائه شده توسط شما و صحت آن ها نمره بدهند؟ از آن دسته افرادی هستید که می توانند در هر شرایطی پا روی پا بیندازند و بحران را سپری کنند یا این که ترس و دلواپسی از سخنرانی های عمومی تمام وجودتان را می گیرد؟ به راستی ریشه های ترس که باعث واکنش های گوناگون عصبی در فرد می شود چیست؟

دلواپسی های قبل از سخنرانی مانع یا دست اندازهایی هستند که در طول حرف زدن ما را به دام خود می اندازند. برخی از این دلواپسی های نظیر یک دست انداز فقط باعث کاهش سرعت ما، ایجاد لکنت در طول سخنرانی یا مکث های بیش از حد می شوند؛ اما برخی واقعا باعث می شوند ترمز سخنرانی عمومی کشیده شود و به صورت غیر فعال و با زور سخنرانی را پیش ببریم!

شاید راه های کاهش استرس سخنرانی تا حد زیادی بتواند روند سخنرانی یا گفتگو عمومی را تسهیل کند؛ اما این بار قصد داریم با بررسی ریشه های ترس در سخنرانی یا گفتگوهای عمومی ابه این ترس یا دلواپسی یک بار برای همیشه خاتمه دهیم.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

ترس یا فوبیا احساس مغز ما نسبت به یک تهدید یا خطر خارجی است. هروقت با چیز جدیدی روبرو  می شویم که آن را نمی شناسیم و فکر می کنیم یک تهدید برای ما است می ترسیم مثل ترس از تاریکی، ترس از مرگ، ترس از دست دادن عزیزان، ترس از ارتفاع و …که نسبت به آن ها گارد می گیریم و ثمره این واکنش دفاعی روحی، تاثیرات فیزیولوژیک زیادی روی بدن ما دارد.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

آمار عجیب شیوع ترس از صحبت کردن در جمع!

در سال ۱۹۷۷ در کتاب مرجع Book of Lists فهرستی از بارزترین نگرانی ها یا بهتر بگوییم، ترس های مردم در دنیا توسط شرکت Bruskin اعلام شد که ۱۴ مورد از آن ها به ترتیب زیر اعلام شدند:

  1. صحبت کردن قدر جمع
  2.  ارتفاع
  3. حشرات
  4.   مشکلات مالی
  5.   آب در عمق بالا
  6.   بیماری
  7.   مرگ
  8. پرواز
  9. حیات وحش
  10. سگ
  11. رانندگی با ماشین
  12. تاریکی
  13.  آسانسور
  14. پله برقی

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

معرفی ریشه های ترس از صحبت و سخنرانی های عمومی

برخی از دلایلی که یک سخنران یا گوینده را دلواپس می کند و باعث می شوند ترس در او ریشه بدواند عبارتند از:

خود آگاهی ما مقابل جمعیت های بزرگ

ترس برخلاف تصور اتفاقا خوب است. اگر همین حس ترس نبود احتمالا پیش از سخنرانی های حساس روی مبل لَم می دادیم و بدون آمادگی در سرنوشت ساز ترین قرار ملاقات ها یا مصاحبه های کاری و تحصیلیمان شرکت می کردیم.

ترس همه جا با ما است و مارا رها نمی کند. مثال های پیش پاافتاده تری هم بابت این حس ترسی که هنگام سخنرانی یا صحبت های عمومی ایجاد می شود وجود دارد. اگر ترس نبود حتما از راه پله آپارتمان نقش زمین می شدیم یا زحمت خواندن درس ها را نمی کشیدیم!

با این حال در رویارویی با جمعیت های بزرگ برای همه ما دلهره آور است. به همین دلیل بارها از دوستان یا نزدیکان خود شنیده اید که می گویند ما خیلی راحت می توانیم با یک نفر یا یک گروه کم جمعیت بااعتماد به نفس حرف بزنیم اما وقتی مقابل جمعیت بزرگی قرار می گیریم مضطرب می شویم.

در چنین مواقعی دو استراتژی در از بین بردن ریشه های ترس در این مورد به ما کمک می کند:

  1. به خاطر داشته باشیم که صد نفر همان یک نفر هایی هستند که ما خیلی خوب می توانیم با آن ها گفتگو کنیم
  2. به جای تمرکز روی تعداد مخاطبان به این توجه کنیم که آیا مخاطبان ما به خوبی حرف هایمان را درک کرده اند؟

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

ترس از “عصبی” تلقی شدن

گاهی بهترین تکنیک‌های کاهش اضطراب قبل از سخنرانی‌های پرتنش و ترسناک هم نمی تواند ریشه های ترس که باعث تزلزل یک سخنرانی و افت مهارت های ما در صحبت کردن شده ااست بخشکاند. گاهی باید به این گفته ایمان بیاوریم که هیچ چیز در دنیا ترس آور نیست غیر از خود ما برای خودمان! در واقع ترس واقعی خیلی از ما از ظاهر شدن در یک جمع بزرگ و صحبت کردن، ترس به خاطر ترسناک به نظر آمدن ما از دیدگاه بقیه است!

شاید سخنرانی که به خاطر ترس از سخنرانی عصبی و مضطرب شده است تصور کند مخاطبان یا شنوندگان درباره او چنین فکر کنند که به مطلب تسلط کافی ندارند. اما وقتی از یک منظر دیگر به این موضوع نگاه می کنیم همه چیز فرق دارد و اتفاقا دیدگاه یا نظرات مخاطبان متفاوت است. مثلا اگر شما به جای همین مخاطبان باشید و سخنرانی را ببینید که از شدت عصبانیت به خود می پیچد، تپق می زند، حرف هایش را فراموش می کند و…بیشتر دلتان برای او می سوزد تا این که بخواهید در تسلطش به مطلب واکاوی کنید!

ترس از قضاوت شدن

مشکل بزرگ ما این است که ما ممخاطبانمان را همچون غول های بی شاخ و دُمی تصور می کنیم که منتظر فرصتی برای شکارما هستند؛ درحالی که این تصور برای مخاطبان آگاه و دنیادیده کاملا غلط است. خودتان را در نظر بگیرید وقتی دریک جمع قرار می گیرید که قرار است شخصی صحبت کند آیا قصد شما از حضوردراین جمع این است که اورا ضایع کنید، اشکالاتش را در طول صحبت کردن پررنگ نمایید یا هدفتان این است که چیزی از یاد بگیرید؟

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

مسلما هدفتان یادگیری است و هر مسئله حاشیه ای هم که پیش آید بازهم شما یک هدف را بابت حضور در این جمع دنبال کرده اید. مخاطبان شما هم در طول سخنرانی همین گونه هستند و به صورت طبیعی منتظر فرصتی برای شکار اشتباهات لُپی شما نیستند!

نگرانی بابت قضاوت شدن تا بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی از مهم ترین ریشه های ترس هستند که باید هر چه زودتر در خود ریشه کَن کنید!

ردپای شکست های قبلی

دلواپسی از صحبت کردن در جمع تا سخنرانی های بزرگ تر مربوط به یک رفتاری است که قبلا توسط ناخودآگاه ما ثبت شده و در واقع ما این شیوه رفتاری را آموخته ایم. شاید چنین رفتاری مثل یک درخت درست از همان زمانی که در جمع و در یک سخنرانی فوق مهم مثلا تپق زده اید ریشه دوانده است. در چنین حالتی این درخت مثل یک شجر شوم در نظر شما رشد می کند و هر بار که قرار است دوباره سخنرانی کنید با خود می گویید این درخت ظرفیت های باروری و ثمره دادن برای اشتباهات دوباره من را دارد!

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

همان طور که می بینید این خود ما هستیم که درخت اشتباهات قبلی را می کاریم و بدان پر و بال می دهیم؛ واگرنه هیچ منطقی از این فرضیه پشتیبانی نمی کند که اشتباهات سابق الزاما باید تکرار شوند!