معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

جادو کلام در فن بیان با استفاده از تکنیک شش کلاه تفکر

اصل عمل سخنرانی عمومی و فرآیند بهبود مهارت‌های سخنرانی در هر فرد همچون درنوردیدن ارتفاعات کوه تا رسیدن به قله، طاقت‌فرسا، نفس‌گیر و سرشار از احساسات متفاوتی که در آنی ایجاد می‌شوند و از بین می‌روند می‌باشد. در تمام دفعاتی که روی صحنه رفته‌اید و سخنرانی کرده‌اید پیش آمده که به خاطر تشویق و تمجید عده‌ای فکر کنید بهترین سخنران روی زمین هستید و در مقابل سردی و سکوت برخی هم باعث شود از همه دلسرد شوید. به طور کلی بازی ذهنی سخنرانی در عموم، بازی درهم‌آمیختگی افکار، تجربیات مختلف و احساسات متنوع است. چیزی که برای فهم دقیق‌تر آن به یادگیری تکنیک شش کلاه تفکر به عنوان روشی نوین در مدیریت فن بیان خود نیاز دارید.

تکنیک شش کلاه تفکر، چارچوب سخنرانی‌های فردی و گروهی را تشکیل می‌دهد که اکنون توسط بسیاری از افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تکنیک اولین بار توسط نویسنده‌ای به نام Edward de Bono در سال ۱۹۸۵ در کتابی به همین نام منتشر شد. در طول بیش از ۲۵ سالی که از انتشار این کتاب می‌گذرد، تکنیک‌های معرفی شده توسط افراد مختلفی به روز شده و متناسب با شرایط در آن تغییرات زیادی ایجاد شد تا اکنون ما بتوانیم از آنها برای تصمیم‌گیری و حل مسئله استفاده کنیم.

در این مطلب آموزش تکنیک شش کلاه تفکر را هدف خود قرار داده‌ایم تا با به کارگیری آن فن بیان خود را جادو کنید. همراه ما باشید.

معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

پشت فن بیان آبراهام لینکلن و بزرگانی که به واسطه نطق‌های ارزشمندشان نام آن‌ها در تاریخ ماندگار شدند آرامش، تطابق و آمادگی ذهنی خاصی وجود داشت که در کلامشان نمودار می‌شد. de Bono در کتاب خود می‌نویسد:

بزرگ‌ترین دشواری فکر کردن، سردرگمی و آشفتگی آن است. ما در یک لحظه تلاش می‌کنیم بیش‌تر و بیش‌تر فکر کنیم اما همزمان خلاقیت، امید، هیجان، اطلاعات، منطق و احساسات روی سر ما آوار می‌شوند؛ دقیقا مثل وقتی که چندین توپ به صورت همزمان به سمت دروازه‌بان پرتاب شود! تکنیک شش کلاه تفکر به ما کمک می‌کند که مثل رهبر یک ارکستر، به هدایت افکار خود بپردازیم و هنگام حرف زدن بهتر مقاصد خود را به مخاطب نشان دهیم.

معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

معرفی تکنیک‌های شش کلاه فکر

تکنیک‌های شش‌گانه کلاه فکر هر یک چارچوب ذهنی برای سخنرانان هستند که باید آن‌ها را به عنوان بخشی از فرآیند کسب آمادگی برای سخنرانی پذیرفت:

  1. کلاه سفید: خنثی و هدفمند؛ با اطلاعات ناقص
  2. کلاه قرمز: احساسی
  3. کلاه سیاه: احتیاط؛ چون ضعف‌ها را هویدا می‌کند
  4. کلاه زدر: خوش بینی؛ امید و تفکر مثبت
  5. کلاه سبز: خلاقیت و ایده‌های نو
  6. کلاه آبی: کنترل، سازماندهی فرآیند تفکر و سایر کلاه‌ها

معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

هر زمان که ما در طول حرف زدن یکی از این کلاه‌ها را روی سر خود می‌گذاریم در واقع روی اهدافی که آن کلاه دنبال می‌کند تمرکز کرده‌ایم. فن بیان شامل گذاشتن یک کلاه روی سر، درآوردن و سپس گذاشتن پوشیدن کلاه بعدی دیگر است. طبیعی است که می‌توانیم این روند را به صورت معکوس هم انجام دهیم.

به کارگیری تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان و سخنرانی

همراه ما باشید و ببینید چه طور این تکنیک‌ها می‌توانند در شکل‌گیری و جهت‌دهی اطلاعات، افکار و احساسات ما در سخنرانی عمومی تاثیرگذار باشند:

کلاه آبی: سازماندهی مسیر افکار

وقتی که کلاه آبی را می‌پوشید باید موقعیت را تعریف کنید، پارامتر‌های هدف را تنظیم کرده و برای پوشیدن سایر کلاه‌ها تصمیم‌گیری کنید. تمام این مراحل شرایط را تحت کنترل شما قرار می‌دهد مادامی که برای مسئله، راه حلی پیدا کنید.

بگذارید با دو مثال ساده‌تر بیش‌تر این کلاه را تحلیل کنیم:

من سخنران خوبی هستم؛ اما احساس می‌کنم رشد من بعد کمی با رکود رو به رو بوده و هیچ چیزی در این مدت تغییر نکرده است. بنابراین می‌خواهم بار دیگر پای در مسیر پیشرفت قرار دهم و از این رو قصد دارم با کلاه قرمز شروع کنم؛ کلاهی که به من در جستجو احساساتم کمک می‌کند. بعد از آن کلاه زرد، مشکی و سپس سبز را می‌پوشم.

فکر می‌کنم بازخوردها در سخنرانی و محافلی که اداره می‌کنم کاهش داشته‌اند. بنابراین قصد دارم ابتدا کلاه زرد، سپس مشکی و بعد سبز را برای کشف مشکل اصلی به سر کنم.

معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

کلاه سفید: آمار و ارقام هدف

وقتی که کلاه سفید به سر می‌کنید یعنی دید شما نسبت به سخنرانی کاملا علمی و هدفمند شده است. وقتی این کلاه را به سر می‌کنید باید یک لیست از حقایق مربوط به شیوه سخنرانی خود تهیه کنید که در آن خوب و بد کار شما ذکر شده است. به مثال ساده زیر توجه کنید:

  • ۱۱ سال است که  بی‌وقفه سخنرانی می‌کنم
  • اغلب سخنرانی‌های من نصف روز طول می‌کشند
  • با توجه به بازخوردها فکر می‌کنم از ۵ ستاره، ۳٫۵ ستاره را دریافت می‌کنم
  • برای حضور در هر سخنرانی فلان مبلغ را دریافت می‌کنم

کلاه قرمز: انفجار احساسات

وقتی که در استفاده از تکنیک شش کلاه تفکر، کلاه قرمز توجه شما را جلب می‌کند یعنی این بار باید در احساس و درایت خود کنکاش کنید؛ چه این احساسات منفی باشند و چه مثبت. مثال زیر خیلی بهتر کاربرد این کلاه را در فن بیان و سخنرانی نشان می‌دهد:

  • من از بازخوردهای مخاطبانم هم در طول سخنرانی و هم بعد از سخنرانی انرژی زیادی گرفتم
  • از ارتکاب اشتباه مقابل همراهان، همسالان، هم صنفی‌ها و همکاران خود ترس دارم
  • از به اشتراک‌گذاری اطلاعاتم لذت می‌برم

معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

کلاه سیاه: احتیاط و بد‌بینی

وقتی که کلاه سیاه به سر می‌کنید باید چشمانتان را باز کنید و محتاط باشید و با دنبال کردن دلایل، به عقب‌نشینی بپردازید. در این حالت سخنران بیش‌تر نقاط منفی و ضعف را دنبال می‌کند و از لیستی که ایجاد می‌شود برای اصلاح معایب کار خود بهره می‌برد؛ مثلا:

کلاه زرد: خوش‌بینی، امید و مثبت‌اندیشی

وقتی که کلاه زرد به سر می‌کنید حتی در سخت‌ترین شرایط هم راه عبوری از میان موانع پیدا می‌کنید. در چنین حالتی می‌توانید تمام نقاط مثبت و جنبه‌های کلیدی سخنرانی خود را با دیدی باز و کاملا خوش‌بینانه بررسی نمایید. به مثال‌های زیر دقت کنید:

  • استفاده از ویدیو میان کلیپ‌هایی که در طول سخنرانی پخش می‌شود هیجان و انرژی مخاطبان را بیش‌تر می‌کند
  • استفاده از قوانین شناخته‌شده در طراحی پاورپوینت سخنرانی باعث بهبود کار من می‌شود
  • به روزرسانی مکرر وب سایت من نشان می‌دهد زنده‌ام، فعالیت دارم و کارهای بیش‌تری را می‌پذیرم

معرفی تکنیک شش کلاه تفکر در فن بیان

کلاه سبز: خلاقیت

وقتی که کلاه سبز به سر می‌کنید تازه چالش واقعی شروع می‌شود. با این کلاه شما مجبور هستید خلاق باشید و ایده‌هایی را در ذهن خود ایجاد کنید که هرگز قبلا به آن‌ها فکر نکرده بودید. در ادامه نمونه‌های خوبی از گفتگو یک سخنران با خود را زمانی که کلاه سبز را برای مدیریت افکارش به سر کرده است می‌خوانید:

  • چه طور است شغل فعلی خود را رها کنم و به صورت متمرکز در زمینه سخنرانی عمومی فعالیت داشته باشم؟
  • چه طور است با یک نفر همکاری کنم و با او در این مسیر سرمایه‌گذاری کنم؟
  • چه طور است سخنرانی‌های زنده را برای همیشه ببوسم و کنار بگذارم و از طریق سایت و به صورت وبینار با مخاطبانم ارتباط بگیرم؟
  • چه طور است هنگام معرفی خودم روی صحنه از موزیک زنده کمک بگیرم؟
  • چه طور است چینش استاندارد متداول داخل سالن برای مخاطبان را تغییر دهم؟
گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

گرم کردن صدا؛ کلید طلایی باز کردن قفل صدا هنگام سخن گفتن

همه ما نفس می کشیم، حرف می زنیم و به این شیوه منظور خود را به بقیه می رسانیم. هر لحظه، هر ثانیه؛ و این امری طبیعی است. اما اگر از خوانندگان صاحب سبک درباره رمز موفقیتشان بپرسیم قطعا از هر ده تا، نه خواننده می گوید: تست و سپس گرم کردن صدا! از این پاسخ این چنین برداشت می شود که تست صدا و تکنیک های صداآزمایی قبل از سخن گفتن در جمع در تولید صدای رسا، واضح و نمود اصل جنس صدا بسیار موثر است. شما این طور حس نمی کنید؟!

صدا دقیقا مثل ماهیچه های بدن که برای قوی شدن به تمرین مکرر ورزشکار نیاز دارند، باید تقویت شود. صدایی که از قبل مورد بررسی قرار نگرفته باشد و توسط خواننده ی گوینده گرم نشده باشد همچون عضله ضعیفی می باشد که قرار است در یک مسابقه بزرگ برای سبقت گرفتن از رقبا، وزنه سنگینی را حمل کند. فکر می کنید نتیجه این مسابقه بدون آمادگی از قبل چه خواهد بود؟

این حالت برای همه ما پیش آماده است که از یک جایی به بعد، وسط حرف زدن، احساس می کنیم کم آورده ایم. مدام باید آب بخوریم؛ ترجیحا آب گرم! سدی ما بین تارهای صوتی ما قرار گرفته است که از ارتعاش درست آن ها جلوگیری می کند. انگار جنس صدا تغییر می کند و گوش خراش می شود. برای سخنران چنین حالتی برابر است با خود ناامیدی! انگار در آن لحظه دنیا به آخر رسیده است. سخنران دائما به ابزار اصلی خود یعنی صدایش نیاز دارد.

از اسارت تا رهایی و پرتاب صدا در فن بیان و سخنرانی، حتی زمانی که در چنین شرایطی گرفتار شده اید راه زیادی نیست. این مطلب به شما کمک می کند کلید طلایی باز کردن قفل صدایتان را هنگام سخن گفتن، با گرم کردن صدا پیدا کنید.

گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

با ۷ شاخصه اصلی صدا خود آشنا هستید؟ می دانید اصلا زمانی که جنس صدایتان آن طور که می خواهید نیست چه اتفاقی می افتد و اصلا باید نقص را در چه بخشی جستجو کرد و به اصلاح آن پرداخت؟

گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

جنس اصلی صدای ما از چیست؟

دستگاه تولید صدا یا صوت شما شامل حفرات، بافت ها، مایعات خاص، اعصاب و زیر مجموعه های دیگر تشکیل شده است. همین بخش ها با همکاری یکدیگر قادر هستند ۳۲۵ پیچ صدا را تولید کنند و این باور نکردنی است! از آن جایی که برای تولید یک کلمه در دستگاه تکلم ما، یک سوم بدن درگیر می شود پس طبیعی است که هیجان، استرس و حالات روحی مختلف ما روی صدایی که داریم اثر بگذارد. مثلا کافی است چند لحظه قبل از قرار گرفتن روی صحنه یک خبر ناراحت کننده بشنویم تا به کلی کیفیت صدایمان عوض شود.

دقیقا مثل نیرو عضلات ما که در برخی از افراد نسبت به افراد دیگر بیشتر است و به اصطلاح زورمندتر هستند، تارهای صوتی و به تبعیت از آن قدرت تولید صدا در ما متفاوت خواهد بود. این قدرت حتی با به کارگیری ترفندهای بم و کلفت تر کردن صدا بیشتر نیز می شود.

حتی اگر سخنران حرفه ای باشید باز هم به گرم کردن صدا برای فن بیان بهتر نیاز دارید. این فنون را تمام سخنرانان به کار می برند. شما هم اگر تا کنون قبل از سخنرانی گرم کردن و تست صدا را انجام نمی دادید همین حالا دست به کار شوید!

تمرین های گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صوتی

تمرین های زیر حداقل یک پیش از سخنرانی زمان می برد. توصیه می کنیم یک ساعت پیش از شروع سخنرانی یا گفتگو، در مکان حضور داشته و این تمرینات را به آرامی و با حوصله انجام دهید:

۱- تنفس صحیح و اصولی پیش از سخنرانی

حداقل ده بار دم و به دنبال آن بازدهم عمیقی داشته باشید. تنفس صحیح باید با صدای ممتد “هییییییس” همراه باشد. هنگام نفس کشیدن احساس ضعف می کنید؟ سریع با یک ماده مغذی شیرین این حس را برطرف کنید.

گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

۲- تست صدا با کلمات پر کننده

کلمات پرکننده را قبلا در بحث اِ گفتن و تکه کلام در سخنرانی بررسی کرده ایم. یکی از ترفندهای مفید برای گرم کردن صدا و باز کردن قفل تارهای صوتی شما، تست “امممم” یا “اهممممم” را برای ۵ بار تکرار کنید. هر نوع آوایی که احساس می کنید باعث گرم شدن صدایتان می شود را به کار ببرید و این کار را حتما چند بار تکرار کنید.

با این کار یک صدای تمیز  و پرجنب و جوش خواهید داشت. ضمنا تارهای صوتی با حداکثر رزونانس به ارتعاش در می آیند و مطمئن هستید چیزی از توانایی صوتی شما از گوش شنونده پنهان نمانده است.

۳- تست بالا و پایین صدا با کلمات پرکننده

از کلمات پرکننده مثل “امممم” یا ” اومممم” استفاده کنید؛ با این تفاوت که باید این بار برای گرم تر شدن صدا، این آواها را بالا و پایین زمزمه کنید. طوری که خودتان صعود صدا و سپس نزول آن را به میانه و به پایین ترین بخش، احساس کنید.

گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

۴- ولوم صدای خود را بالا ببرید

کمی ولوم یا درجه بلندی صدایتان را بالا ببرید و مثلا بگویید: مممممممن یک سخنران هستم! این جمله را ده بار تکرار کنید و به تُن صدا خود همزمان توجه کنید. این تمرین همزمان انعطاف پذیری و هماهنگی تارهای صوتی را به دنبال دارد.

۵-بدون فریاد، قدرت صدای خود را افزایش دهید

خیلی بلند و برای ده مرتبه، بگویید : نی، نیی، نییی، نییییی. این کار را بدون فریاد زدن انجام دهید.

۶- محدوده میانی را تست کنید

در گرم کردن صدا، در مرحله ششم باید به سراغ محدوده میانی یعنی همان منطقه ای که قرار است به واسطه آن سخن بگویید بروید. تکرار کنید: اووووووووو، اایییییی. صدایی شبیه به آژیر آمبولانس را برای راحتی کار می توانید امتحان کنید.

گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

۷- رزونانس تارهای صوتی را پوشش دهید

برای ده بار، مجددا تکرار کنید: اِمممممممممممممم. این کار را تا زمانی انجام دهید که در بخش جلو صورت خود احساس درد کنید. با این کار رزونانس یا تشدید صدا را پوشش داده اید.

۸_ زبان را بچرخانید و قدرت واقعی صدایتان را آشکار نمایید

برای حفاظت از عضله ها و مفصل های متحرکی که در سیستم یا دستگاه صورتی دخالت دارند چرخاندن زبان، اولین گزینه پیش روی ما است. حالا چند جمله ساده را به زبان بیاورید. این کار را در همان حالت غیرعادی تکرار کنید و از حالت پیچش زبان خارج نشوید. مثلا می توانید بخشی از اشعار مورد علاقه خود را بخوانید.

گرم کردن صدا برای باز کردن قفل صدا هنگام حرف زدن

۹- از مایعات گرم استفاده کنید

مایعات سرد پیش از سخنرانی باعث گرفتگی صدا می شوند. گرم کردن صدا را با مایعات گرم امتحان کنید. شیر یا چای داغ به میزام متعادل انتخاب خوبی است. از آن بهتر یک لیوان آب گرم است که مشکلات شیر یا کافئین چای را برای سخنرانی نخواهد داشت.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

چه طور بازخوردهای مناسب ، امیدبخش و مثبت دریافت کنیم؟

بازخورد از نظر شما چه معنایی دارد؟ نظرتان درباره بازخوردهایی که از مخاطبان خود در طول حرف زدن می گیرید چیست؟ بازخوردهای دلچسبی هستند یا اصلا نظراتی که می شنوید چنگی به دل نمی زنند؟ بگذارید از همین ابتدا و بدون توضیحات اضافه سه حقیقت را درباره بازخوردهای مناسب و تاثیرات آن با هم بررسی کنیم:

  1. بسیاری از بازخوردهایی که ما از مخاطبان می گیریم کارایی لازم را ندارند؛ طوری که گاهی احساس می کنیم کم تر کسی به حرف هایمان توجه کرده و این مدت با در و دیوار و هر چیزی غیر از مخاطبان زنده خود سرگرم بوده ایم!
  2. پیدا کردن سوژه هایی که بتوان از دل آن بازخوردهای به دردبخوری گرفت دشوار است؛ ضمن این که تبادل نظرات و بازخوردها نیاز به پشتکار بالایی دارد
  3. ظرفیت های یک سخنرانی تنها زمانی آشکار می شود که بتوان با فن بیان و هر ترفندی که شده است از مخاطب بازخورد بگیریم

این سه حقیقت، هر سخنرانی را با چند مسئله بغرنج یا در واقع معماهای پیچیده رو به رو می کند:

  1. اگر بازخوردهایی که ما به دلیل ضعف خودمان در سخنرانی دریافت می کنیم بی فایده هستند پس قرار است کی به این بازخوردها برسیم؟
  2. اگر رسیدن به بازخورد کار دشواری است چرا باید خودمان را به دردسر بیندازیم؟ اگر قرار باشد خودمان را به دردسر بیندازیم باید از کجا شروع کنیم؟

این معماها نه فقط برای شما، بلکه برای همه ما که به نحوی زندگیمان با فن بیانمان گره خورده پیچیده است. دانشگاه زندگی تا پایان همراه شما است تا هیچ معمایی برای شما و برای گرفتن بازخوردهای مناسب باقی نماند.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

یک بازخورد مناسب چه ویژگی هایی دارد؟ بازخورد فقط نظرات شخصی کاربران درباره تیپ و ظاهر یا نحوه حرف زدن ما است؟ چه چیزهایی ترکیب بازخوردهای مناسب و مثبت را تشکیل می دهند؟

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

بازخورد معادل هر گونه اطلاعاتی است که شما درباره خودتان از مخاطب می گیرید. خیلی از این بازخوردها در قالب ارتباط غیرکلامی شکل می گیرند. به هر حال هر نوع بازخورد کلامی و غیرکلامی یا نوشتاری می تواند گسترده و طولانی باشد.

اما بازخورد با بازخورد مناسب تفاوت دارد. یک بازخورد مناسب آن قدر انرژی مثبت به همراه دارد که می تواند مهارت یا توانمندی های شما را بهبود بخشد؛ حال این مهارت نوشتاری باشد، گفتاری باشد، زبان بدن را شامل شود یا تکنیک های ارائه سخنرانی را در برگیرد.

در حالی که بسیاری از باخوردها مثل آفرین، خیلی خوب بود و…می توانند انرژی خوبی به افراد بدهند اما قطعا سازنده نیستند. بازخورد مثبت، بازخوردی است که بتواند قوای شما را برای سخنرانی های بعدی تقویت نماید؛ مثلا:

داستانی که در ابتدا سخنرانی و به دنبال آن در پایان سخنرانی مطرح شد خیلی الهام بخش بود؛ همان دو جمله اول کافی بود تا پیامتان را دریافت کنم.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

همان طور که می بینید در نقد یا بازخوردهای مثبت همه چیز باید شفاف سازی شود. در  واقع این شفافیت نقاط مثبت یا منفی است که ما را در مسیری که قرار داریم ثابت قدم می کند. به نمونه بازخورد منفی زیر توجه کنید:

یک ربع اول بود که من به دلیل سرعت سخنرانی شما متوجه گام های انجام آزمایش نشدم؛ همان کافی بود تا هیچ قسمتی از حرف هایتان را نفهمم!

انواع حالات بازخوردگیری در مواجهه با مخاطب

حالا احتمالا اولین سوال شما این باشد: چه طور می تواند بازخورد گرفت؟ چه طور می توان بازخوردهای مناسب را از بازخوردهای منفی یا تعریف و تمجید های ساده از هم تشخیص داد؟

زیر نظر گرفتن بازخوردهای غیرکلامی در طول سخنرانی

به عنوان یک سخنران، همزمان وقتی که در حال صحبت کردن هستید ثروت بزرگ بازخوردهای غیرکلامی کاربران مقابل شما قرار دارد. این بازخوردها را با پرسیدن سوالات زیر از خودتان بگیرید:

  • مخاطبان شما سردرگم و بهت زده هستند؟ احتمالا سرعت سخنرانی شما در کنار عدم صراحت و شفافیت بیان عامل این مشکل شده است
  • مخاطبان شما خسته و دلزده هستند؟ احتمالا مثل یک گوینده هوشمند عمل نکرده اید و با بیان جملات و مفاهیم تکراری، آن ها را دلزده کرده اید!
  • مخاطبان شما هیجان زده هستند؟ پس با خیال راحت به کار خود ادامه دهید!
  • مخاطبان شما سرهایشان را تکان می دهند؟ این یعنی به خوبی متوجه منظور شما شده اند یا حداقل در این زمینه تجربه کافی دارند
  • کم کم دارند سالن را ترک می کنند؟ اصلا خوب نیست!

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

توجه به سوالاتی که حین سخنرانی پرسیده می شود

هر زمان که یکی از مخاطبان سوالی از شما می پرسد، بلافاصله آن سوال را برای این که بفهمید دقیقا چه مفهومی را در بر دارد تحلیل نمایید. مثلا:

  • سوالاتی که به صورت حاشیه ای پرسیده می شوند و از توضیحات شما فراتر هستند نشان می دهند مخاطبان شما به دنبال توضیجات گسترده تر و عمیق تری هستند.
  • سوال شخص سردرگمی ذهنی را نشان می دهد؟ چیزی مثل در هم ریختگی مطالب در ذهن فرد که احتمال اشتباهات را بالا می برد؟ پس شاید باید به صراحت کلام خود شک کنید!

ابتدا، میانه و انتها سخنرانی حواستان را به صحبت های مخاطبان بدهید

اصلا چرا باید به دنبال این کار باشیم؟ میانه سخنرانی یعنی دقیقا زمان استراحت، وقت کسب انرژی و تنفس بیشتر برای سخنران است! اما توصیه می کنیم این لحظات را از دست ندهید. مثلا بارها برای من پیش آمده است که بلافاصله بعد از اتمام بخش اول سخنرانی و ورود به زمان استراحت، با پچ پچ مخاطبانم رو به رو شدم؛ طوری که به نظر می آمد ابهام خاصی درباره یک مسئله در ذهنشان وجود دارد و به خاطر احترام به سخنرانی، آن را در وقت استراحت با هم در میان گذاشتند.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

بد نیست ۱۵ دقیقه قبل از شروع سخنرانی در جمع حاضر بوده و به حرف ها و نظرات حاضرین در جمع گوش دهید. این حرف هایی که در خارج از وقت سخنرانی رد و بدل می شوند سرنخ های خوبی هستند تا با استفاده از آن بتوانید مطالب را پوشش داده و توضیحات خیلی کامل تری ارائه کنید.

فراخوانی فرد به فرد برای بازخورد

بسیاری از مردم از ارائه بازخورد در جمع هراس دارند و باید حتما تکنیک های ایجاد انگیزه در مخاطبان در طول سخنرانی به کار برده شود. این موضوع دو دلیل دارد:

  1. آن ها نمی خواهند حواس شما را پرت کنند یا با بازخوردهای منفی ذهنتان مشوش شود
  2. آن ها به شما و فن بیانتان ایمان دارند. بنابراین می ترسند مبادا قضاوت نادرست کرده باشند

با توجه به این موانع پس طبیعی است که مخاطبان بازخوردهای مناسب یا منفی خود را مخفی کنند. به همین دلیل این جا هم سخنران باید وارد عمل شود و بازخوردهای فرد به فرد بگیرد.

چه طور بازخوردهای مناسب از مخاطب بگیریم؟

طراحی فرم نظرسنجی

گزینه آخر استفاده از فرم های نظرسنجی می باشد که بهتر است کمی قبل از پایان سخنرانی بین مخاطبان توزیع شود. در این فرم باید از درج ستاره یا رقم های صفر تا پنج خودداری شود؛ چون رقمی بیش نیستند! در عوض بهتر است گزینه ها را مقابل یک توضیح یا عبارت قرار دهید. مثلا نظر حاضرین را درباره ظاهر سخنران و زبان بدن او را جویا شوید یا نحوه انتقال اطلاعات از نظر آن ها را ارزیابی کنید.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

چند راز ساده برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

دریغ کردن نگاه از کسی بزرگ ترین تنبیه برای او است. حتما شما هم تا به حال از این ترفند استفاده کرده اید وقتی که احیانا با کسی مشاجره ای داشته اید یا اصولا دل خوشی از کسی ندارید معمولا به او نگاه نمی کنید یا سعی دارید نگاهتان را بدزدید و هرگز با او چشم تو چشم نشوید. به زبان دیگر همان طور که می توان با خیره شدن به دیگران و زل زدن به آن ها، غضب و دلخوری را به آن ها نشان داد می توان با محروم کردن آن ها از تماس چشمی ، درس خوبی بابت خطا رخ داده به افراد داد. حالا فرض کنید اگر قرار باشد همین کار را خواسته یا ناخواسته در سخنرانی انجام دهیم چه مجازات سختی به مخاطبان بی گناه خود داده ایم!

مدت زمان ارتباط چشمی ما با اطراف، عمق ارتباط چشمی و شیوه برقراری آن همه و همه نسبی است. این که مخاطب ما مرد باشد یا زن، این که حس خوبی به او داشته باشیم و بخواهیم با تماس چشمی بیشتر، سخنرانی انگیزشی داشته باشیم و مشارکت او را افزایش دهیم و این که اصلا با چه نیت و چه حالتی این تماس چشمی برقرار شود همه و همه باعث می شوند مفهوم این ارتباط، پیچیده و پر رمز و راز شود.

با توجه به این پیچیدگی ها، تصمیم گرفتیم در دانشگاه زندگی به رمزگشایی تماس چشمی در سخنرانی بپردازیم و در این حین چند راز ساده را برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی با شما در میان بگذاریم.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

درست است که تماس موثر چشمی یکی از راه های قطعی تاثیرگذاری بر مخاطب در سخنرانی است اما باید قبول کرد که این روش به همان اندازه ای که می تواند مفید واقع شود، ممکن است صدمات جبران ناپذیری را به برنامه سخنرانی ما وارد کند و حتی باعث سوتفاهم شود!

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

مثلا بارها در سخنرانی برای من پیش آمده است که به عنوان مخاطب یک سخنران رو به رو نشسته باشم و احساس کنم بیش از این که بخواهد به دلیل شوق من برای شنیدن حرف هایش با من تماس چشمی در سخنرانی برقرار کند به نحوی نگاه هایش را می دزد و به این شیوه فرصت صحبت کردن را نیز از من دریغ کرده است! به هر حال چنین حسی چه واقع گرایانه باشد یا این که زاییده توهمات من شنونده باشد به وجود می آید و بابت آن کسی جز سخنران تقصیرکار نیست!

تماس چشمی؛ طبیعی یا غیرطبیعی؟

ما و شما بارها در روز از تماس چشمی استفاده می کنید. مثلا همین مکالمه های روزمره با والدین یا همسر و فرزندان. مکالمه هایی که حتی اگر در آن ها تماس چشمی وجود نداشته باشد آزرده خاطر می شویم و بلافاصله به آن ها گوشزد می کنیم وقتی که صحبت می کنیم به ما نگاه کنند؛ چون تنها با پیوند خوردن این نگاه ها است که حس می کنیم مخاطب به ما توجه می کند و و حواسش پرت نشده است!

با این حال وقتی که بحث سخنرانی در میان باشد تماس چشمی خیلی بیشتر از قبل اهمیت می یابد؛ خصوصا این که در فضاهای بزرگ تر و مقابل جمعیت بیشتر هزاران جهت وجود دارد که چشمان ما برای گردش و متمایل شدن به آن ها ترغیب شوند و هزاران نیرو مغناطیسی هم از سمت جاذبه های اطراف ناخودآگاه حواس ما را به سمت خود جلب می کنند! اصلا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا باید به مخاطبان نگاه کرد وقتی که سخنران می تواند همزمان:

  • به یادداشت های گران بها خود نگاه کند
  • وقتی کاشی ها و نمای زیبا سقف با این چینش خاص خودنمایی می کنند
  • وقتی که این همه آدم دیگر بیرون در حال صحبت کردن هستند
  • و…

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

هر چند که با وجود این جاذبه ها، نگاه دیگران سخنرانی را آسیب پذیرتر می کند و ما را عذاب می دهد اما برای این که در جمع بهتر سخنرانی کنیم و در کنار نقاط قوتی که داریم، قدرتمندتر به نظر برسیم بله؛ تماس چشمی کاملا طبیعی است!

تماس چشمی بهتری ایجاد کنید!

قبل از هر چیز ابتدا نگاهتان را از همه چیز بردارید و صرفا از تکنیک های زیر بهره گیرید:

آمادگی بیشتری کسب کنید

اغلب سخنرانان وقتی که قرار است باب صحبت را بگشایند یا این که بحث تازه ای را باز کنند ابتدا به سقف، دیوارها و سپس اطرافشان نگاهی می اندازند. شما تافته جدا بافته نیستید! شما هم همین کار را بکنید و بابت این که لحظه ای قرار است این تماس چشمی با مخاطبان متوقف شود نگران نباشید. آمادگی بهتر یعنی تماس چشمی بهتر در طول بحث!

خسیس نباشید!

باورتان نمی شود اما حتی تقسیم کردن نگاه ها هم نیازمند شخصیت بخشنده ای است که شما باید به عنوان یک سخنران هوشمند در خود جستجو کنید. از آن جایی که به دلیل نگاه کردن به اسلایدها یا سایر ابزارهای آموزشی همراهتان برای مدیریت بحث بدون آن که خودتان بخواهید نگاهتان به مخاطبان کم تر می شود اما باز هم همه چیز به خود شما بستگی دارد. در برقراری تماس چشمی بخشنده باشید.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

برق ها را خاموش نکنید!

اگر به هر دلیلی باید سالن تاریک نگه داشته شود ترجیحا این تاریکی را به حداقل برسانید. نگذارید با بسته شدن پلک های مخاطبان فرصت این تماس چشمی از شما گرفته شود.

خطوط بحرانی را در تماس چشمی حفظ کنید!

هیچ کس از شما انتظار ندارد در طول یک ساعت سخنرانی، تمام ۶۰ دقیقه را به او نگاه کرده و از او چشم برندارید. چنین چیزی شاید در سخنرانی ده دقیقه ای به صورت تصادفی و نه پیوسته شاید شدنی باشد؛ اما در سخنرانی های طولانی تر هرگز!

با این حال حفظ خطوط یا خطوط بحرانی در سخنرانی ها ضروری است. منظور از این خطوط، بستن چشم ها و دوباره باز کردن آن ها روی مخاطب است. اگر کمی احساسات واقعی چاشنی این ارتباط شود به احتمال زیاد می توانید از اثرگذاری سخنرانی خود اطمینان کامل کسب کنید.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

پینگ پنگ بازی نکنید!

به خاطر برقراری تعادل در نگاه کردن به مخاطبان هر کاری نکنید! برای شما هم ممکن است پیش آمده باشد که سخنران همزمان با راه رفتن روی صحنه دائم به چپ و راست نگاه کنید و شما هم به دنبال او مجبور شده باشید دائما جهت نگاهتان را تغییر دهید؛ طوری که انگار مشغول مشاهده مسابقه تنیس یا تمرین بازی پینگ پنگ هستید!

هر مخاطب، سه ثانیه!

برای برقراری نفوذ یک جمله معمولی در ذهن مخاطب شاید بهتر باشد تماس چشمی مدت دار شود. این مدت برای هر نفر و برای هر بار، تنها سه ثانیه است. مراقب باشید این نگاه طولانی تر از حد برنامه ریزی نشود و از زل زدن به شنونده بپرهیزید!

تماس چشمی به شرط انتقال احساسات!

تماس چشمی شروع یک مسیر دو نفره با هر نفر از کسانی است که مقابل شما نشسته اند؛ اما این سفر لذت بخش نمی شود مگر این که پشت این تماس ها احساسی نهفته باشد. بنابراین از بازیگری مقابل مخاطب بپرهیزید. احساساتتان را بدون چشم داشتی به سمت آن ها روانه کنید و سعی کنید پشت نگاه هایتان یک حس واقعی وجود داشته باشد.

نکاتی برای توسعه و بهبود تماس چشمی در سخنرانی

به همان اندازه که ما از نگاه یکدیگر در مجامع عمومی، وقتی که در صف خودپرداز هستیم، زمانی که در مترو منتظر رسیدن به مقصد هستیم و یا این که به صورت معمول در خیابان راه می رویم نفرت داریم، دوست داریم در سخنرانی مورد توجه خاص قرار گیریم. به عنوان سخنران برای همه این توجه خاص را قائل شوید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

مروری بر اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

بر خلاف تصور خیلی از کسانی که تا کنون حتی تجربه حضور و رهبری گفتگو در جمع های کوچک را ندارند، درک مصائب یک سخنران در مدیریت و تعدیل مباحث ساده نیست. شروع گفتگو و متکلم وحده شدن فراتر از این است که که بخواهیم چند نفر را داخل اتاق یا آمفی تئاتر بیاوریم، چوب جادویی خود را تکان دهیم، وِرد “حالا گفتگو شروع می شود” را بخوانیم و منتظر تعامل مثال نزدنی افراد دور و اطرافمان باشیم! نقش سخنران یا گوینده در مدیریت بحث در گفتگوها، نقشی پیچیده است که به چالاکی و طراوت ذهن، روحیه ای آماده و درایت او بستگی دارد.

به نظر شما یک گوینده چه طور می تواند فن بیان خود را در مسیر بهره وری بیشتر کنترل کند و یک روند ثابت داشته باشد؟ فکر می کنید ثابت قدم بودن در سخنرانی، حرکت روی خطی که استانداردهای ما برایمان مشخص کرده اند و احتیاط بابت عدم تجاوز از آن ها به چه اصول یا مبانی نیاز دارد؟

اگرچه تمام سخنوران حرفه ای، اصول و روش های خلاقانه خود را برای مدیریت بحث در گفتگوها دارند اما بد نیست این بار هم برای کسب تجربه بیشتر نگاهی به ابتدایی ترین اصول مدیریت بحث در سخنرانی ها داشته باشیم.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

هر گفتگو یا مباحثه ای با گفتگو دیگر متفاوت است. اولین تمرین برای مدیریت بهتر جریان صحبت ها، تطابق و سازگار کردن خود ما با شرایط و موقعیت های مختلفی است که به واسطه گفتگوها در آن قرار می گیریم. با این حال هنوز هم مبانی دیگری وجود دارند که باید با نگاهی بی طرفانه و به عنوان یک گوینده هوشمند بدان توجه کرد:

استفاده از ابزارهایی که به ارتقا بحث کمک می کنند

متداول ترین ابزارهایی که می توان در سخنرانی ها از آن ها بهره گرفت نوت های یادداشت کوچک، تخته سفید وایت بردی که قابلیت پاک کردن داشته باشد، اسلایدها و پوسترهای قدی بزرگ است. با این حال برخی از این ابزارها کلیدی تر هستند و به ارتقا بحث کمک می کنند.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

هر نوع ابزاری را که فکر می کنید ممکن است به پیشبرد بحث کمک کند به همراه داشته باشید. مثلا اگر فکر می کنید در گفتگو شما در ارتباط با تازه ترین تحولات سیاسی منطقه، اسناد منتشر شده در روزنامه X به متقاعد سازی مخاطبان هنگام سخنرانی بیشتر کمک می کند آن سند را به همراه داشته باشید و با مدرک حرف بزنید. یا اگر در یک گفتگو علمی به سر می برید و هدف شما رونمایی از تازه ترین دستاوردهای علم مهندسی است بد نیست ماکت هایی را به همراه داشته باشید و همه چیز را به صورت عملی به مخاطبان نشان دهید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

برای بازدهی بیشتر همیشه در برابر ارائه اسلاید به صورت پشت سر هم و یکنواخت مقاومت کنید. هر چند که اسلایدها کمک کار سخنران برای توضیحات بهتر هستند و در اندازه های بزرگ به نمایش درمی آیند اما به مخاطب این حس را القا می کند که شما عملا حرفی برای گفتن ندارید!

واگرایی، همگرایی و سپس تکرار در صورت لزوم

جایگاه واگرایی در مدیریت بحث ابتدا گفتگو است و در مقابل آن همگرایی در پایان بحث رخ می دهد. در این بین در صورت لزوم از تکرار استفاده می کنیم و چه بهتر اگر با استفاده از مفاهیمی چون اپیستروف در فن بیان روی کلیدواژه ها تاکید بیشتری اعمال نماییم.

با این حال یک اشتباه بزرگ بین همه سخنرانان متداول شده و آن همگرایی زودبه هنگام بحث است. این همگرایی همان جمع بندی مختصری است که در پایان بحث و به صورت ناگهانی انجام می شود. از عواقب آن، حس سرخوردگی و ناامیدی مخاطب برای بیان ایده های تازه و شرکت داده شدن آن ها در بحث است؛ طوری که به شنونده القا می شود اگر بخواهد ایده یا طرحی را در میان بگذارد به زودی مابین تعجیل شما برای همگرایی بحث گم می شود!

پیشنهاد ما شروع سخنرانی با طوفان مغزی است. طوفانی که از همان ابتدا باعث سرازیر شده جریان ایده های تازه به بحث شود. این روش باعث واگرایی بحث و در عین حال تشریق افراد برای مشارکت بیشتر خواهد شد. در این باره حتما سبک های مختلف سخنرانی را شناخته و از استایل مناسب برای ارتباط بهتر با مخاطب استفاده کنید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

بیان مجدد وجمع بندی نهایی در انتها بحث

ارائه یک خلاصه کوتاه یا جمع بندی در پایان یکی از مهم ترین تکنیک ها در مدیریت بحث است که به مخاطب دستاوردهای یک گفتگو را یادآوری می کند. مطمئن شوید که این جمع بندی در انتها تمام ایده های به اشتراک گذاشته را منعکس سازد و صرفا یک شعار برای تبلیغات اسم و رسم یا برند خودتان نباشد.

جمع بندی به نسبت طولانی یا کوتاه بودن گفتگو متفاوت است. در گفتگو یا سخنرانی های کوتاهی که بین نیم تا یک ساعت طول می کشند، ۱۰ دقیقه آخر بهترین زمان برای جمع بندی است. اما با طولانی تر شدن گفتگو، مثلا گفتگوهایی که گاهی یک روز کامل یا چند روز به درازا می کشند هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه یک بار خلاصه ای از مطالب بیان شده را مرور کنید.

در مباحث روشنفکر و کنجکاو برخورد کنید!

با هوشیاری تمام، نسبت به شنیدن نظرات دیگران اشتیاق نشان دهید و آن قدر روشنفکر باشید که بتوانید با کمی انعطاف، نگرش خود را با شنیدن نظرات دیگران نسبت به یک موضوع عوض کنید. وقتی که با یک ایده تازه و ابتدایی رو به رو می شوید، فارغ از خام یا بچگانه بودن آن سعی کنید واقع گرایانه بدان نگاه کنید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

یکی از نشانه های یک رهبر ضعیف در مدیریت بحث در گفتگوها، تلاش بی صبرانه و تمام ناشدنی او برای متقاعد کردن تک تک افراد جهت پذیرش دیدگاه او است. شما که از این دست افراد نیستید؟

اجماع تشکیل دهید

همزمان که نبض گفتگو می زند و همه چیز در جریان است، احساسات تک تک افراد می تواند تحت تاثیر گفتگو قلیان کند. اگر در این بین به خوبی شفاف سازی نکنید ممکن است حس مجادله جویی افراد تحریک شود و علیه هم سنگر بگیرند! به همین منظور از این که از یک فرد یا یک عقیده خاص حمایت کنید خودداری کرده و جهت گفتگو یک زمینه مشترک را انتخاب نمایید تا به اجماع برسید.

مراقب زبان منفی باشید

به عنوان کسی که مدیریت بحث را بر عهده دارد شما نقش پررنگی در تغییر و شکل گیری جو فضای گفتگو دارید. بنابراین هر کلمه یا جمله ای که انتخاب می کنید سریعا نظیر یک بیماری مسری شیوع می یابد و دیگران از تراوش آن، تاثیر می پذیرند.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

احساسات مثبت را نظیر شادی، کنجکاوی، خوش بینی و محبت را به نمایش بگذارید و کسالت، ملالت، خشم و حساسیت های منفی خود را به عنوان زبان منفی که ممکن است روی بقیه نیز اثر بگذارد حداقل برای مدتی کوتاه کنار بگذارید!

مدیریت بحث را در زمان مناسب واگذار کنید!

در گفتگو موقعیت هایی به وجود می آید که ممکن است حس کنید فرد دیگری با توجه به دانسته هایش در زمینه به خصوصی، می تواند حداقل برای چند دقیقه مدیریت بحث را بر عهده گیرد. اگر تا کنون به هر دلیلی از استحقاق دیگران برای مدیریت و رهبری بحث چشم پوشی می کردید از هم اکنون اگر در موقعیت مشابه قرار گرفتید با کمال میل این مسئولیت را به فرد شایسته در گروه واگذار نمایید!

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

۱۰ جمله ای که هرگز یک گوینده هوشمند به زبان نمی آورد!

اگر تجربه حضور در جمع بزرگی را خصوصا زمانی که یک گوینده با تجربه و حرفه ای مشغول حرف زدن باشد را دارید حتما به خوبی طعم لذتی را که در آن لحظه به هر کسی دست می دهد را چشیده اید. فقط یک سخنران یا گوینده حرفه ای است که می تواند شنونده را سفت و محکم روی صندلی های نگه دارد یا باعث شود از جایی که هست تا زمانی که سخنرانی تمام نشده جُم نخورد! تنها این سخنرانان هستند که می توانند بدون این که مخاطب احساس خستگی کند او را پرورش دهند، آگاه کنند و باعث رشد او در همان فاصله کوتاه بدون اندک زحمتی شوند. با این حال گوینده هوشمند بودن به این سبک، بایدها و نبایدهای خاص خود را دارد!

اگرچه می توان با استفاده از جملات هیپنوتیزم کننده سخنرانی جذابی را به مخاطبان هدیه داد یا هفت خوانی را برای درگیر کردن مخاطب به وسیله جملات متنوع و زبان بدن از سر گذراند اما گاهی در سخنرانی جملاتی هستند که نباید گفته شوند و مواقعی هستند که باید از شکل گیری آن ها به واسطه پرهیز از این جملات جلوگیری کرد.

هر چند که هر سخنران یا گوینده ای اصول خاصی را برای نمایش هوشمندی خود حین سخنرانی دارد بد نیست این بار به ۱۰ جمله ای که در دانشگاه زندگی پیش روی شما قرار دارد توجه کنید. این جملات هرگز به زبان یک گوینده هوشمند جاری نمی شوند!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

گاهی سخنرانی به واسطه جملاتی که نمی گوییم پیروزمندانه تر خاتمه می یابد! چه جملاتی تا کنون به کارگیری آن ها در سخنرانی شما ممنوع بوده است؟ اصلا جملات ممنوعه هم در متون سخنرانی شما به صورت ثابت در نظر گرفته می شود و چنین لیستی وجود دارد؟

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

از همین حالا لیست ده گانه زیر را ترتیب دهید و حواستان باشد هرگز این ده جمله را به کار نبرید:

هرگز نگویید “صدای من را می شنوید؟”

برای شروع سخنرانی تکنیک های بی شمار خوبی وجود دارد که می توان از آن ها بهره گرفت؛ حتی وقتی که قرار است میکروفون را تست کنیم و بلند داد بزنیم: صدای من را دارید؟ می توانید صدایم را بشنوید؟

این جمله یکی از ضعیف ترین جملاتی است که یک سخنران می تواند برای شروع سخنرانی خود از آن استفاده کند. فکر می کنید اصلا شنونده ای هم وجود دارد که این جمله را از زبان سخنرانان نشنیده باشد؟ به نظرتان این دسته از عبارات بیش از حد کلیشه ای نشدند؟ وقت آن نرسیده است از این جملات پوسیده کمتر استفاده نماییم؟

راهکارهای به درد بخورد: این که بخواهیم از کیفیت و وضوح صدای خود مطمئن شویم بخش جدانشدنی از کار است. به همین دلیل توصیه می کنیم حتما با تیم تدارکات در تعامل باشید و از قبل میکروفون تست شود که هرگز نیازی به گفتن این جمله توسط یک گوینده هوشمند نباشد!

هرگز نگویید: “گوشی و لپ تاپتان را خاموش کنید!”

این جمله را همه ما سرکلاس و در حضور اساتید و معلمان شنیده ایم؛ اما اگر قرار باشد همین جمله تکراری را در محافل عمومی و سخنرانی ها هم بشنویم چه طور؟ احتمالا خیلی از ما به شنیدن آن عادت ندارین و حتی ممکن است بابت آن کمی خشمگین و بی میل شویم. به علاوه این روزها لپ تاپ و موبایل از ابزارهای نوت برداری، ضبط صدا و فیلمبرداری هستند و هر کسی ممکن است بدان هر لحظه نیاز پیدا کند.

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخورد: توصیه ما در این موارد استفاده از این جمله است: “لطفا گوشی های خود را روی حالت بی صدا قرار دهید”.

هرگز نگویید: “امروز سرحال نیستیم!”

برای مخاطبانی که مدت ها چشم به راه شما و چشم انتظار شنیدن حرف هایتان بودند، شنیدن این جمله مساوی است با بهانه تراشی یا توجیه عدم آمادگی کافی شما برای سخنرانی کردن. برای مخاطبان هر مشکلی اعم از عدم آمادگی شما یا پرواززدگی، صرفا مشکل شما است؛ و لاغیر!

جایگزین به درد بخور: در چنین مواقعی بهتر است به عنوان گوینده هوشمند هیچ چیزی نگویید. قبل از سخنرانی قهوه بخورید، چرت کوتاهی داشته باشید و هیجان خود را بالا ببرید. ضمنا خود را از استرس سخنرانی و دلشوره ها دور نگه دارید.

هرگز نگویید: “بحث ما خیلی طول نمی کشد!”

هر چند که گفتن این جمله از نظر خودتان و افراد حرفه ای نظیر خود شما ممکن است به منزله وقت شناسی و احترام به وقت مخاطبان باشد اما متاسفانه یا خوشبختانه شنوندگان از شنیدن این جمله سیگنال خوبی دریافت نمی کنند. در واقع در اغلب موارد با این جمله عدم تمایل، عدم آمادگی یا کمبود وقت خود را اثبات کرده ایم!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخور: به جای این جمله با نهایت انرژی بگویید: وقتی که امروز این سالن را ترک می کنید، اطلاعات جامعی به دست آورده اید. به جز اثبات این که شما اعتماد به نفس کافی را دارید باید به مخاطبان خود به نحوی نشان دهید قرار است از این سخنرانی مطالب و اطلاعات خوبی عایدشان شود.

هرگز نگویید: “طرفدار فلان رنگ، فلان تیم و …هستم!”

طرفداری از تیم، رنگ، دین، مذهب یا حزب سیاسی در سخنرانی های عمومی که صرفا هدف تبادل اطلاعات است توصیه نمی شود.

راهکارهای جایگزین به درد بخور: اگر به دنبال راهی برای ایجاد سخنرانی انگیزشی و برقراری ارتباط با مخاطبان هستید از خاطرات خود تعریف کنید و به حاشیه نروید.

هرگز نگویید: “نیازی به نوت برداری نیست؛ اسلایدها قابل دریافت اند!”

هر چه قدر هم که اسلایدهای آموزشی شما کامل باشد باز هم برخی از مخاطبان نیاز دارند بنویسند تا مطالب در ذهنشان تثبیت شود. بنابراین به عنوان گوینده هوشمند در نوت برداری افراد دخالت نکنید.

جایگزین به درد بخور: به جای این جمله بگویید: اسلایدها بعد از سخنرانی به صورت آنلاین قابل دانلود هستند” با این جمله دو گزینه را مقابل مخاطب قرار داده اید تا خودش راه دلخواهش را برگزیند.

هرگز نگویید: “می خواهم یک داستان جالب تعریف کنم…”

اعلام کردن هر کاری که قرار است در سخنرانی انجام دهید هدر دادن واژگان و وقت دیگران است. به علاوه گفتن این جمله آن چنان مخاطب را برای شنیدن داستان سرایی شما به وجد نخواهد آورد.

راهکار به درد بخور: در عوض داستان را بی مقدمه تعریف کنید.

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

هرگز نگویید: جواب ….است!”

برای فهم بهتر مخاطبان یک شانس دوباره به آن ها بدهید و همزمان با جواب دادن سوال را نیز مطرح کنید. معمولا اولین باری که سوال مطرح می شود خیلی ها متوجه جزئیات آن نمی شوند.

راهکار به درد بخور: در صورت سوال پرسیدن مخاطب بگویید: “سوال شما ….است؛ و جواب من… می باشد؛ آیا سوال شما همین بود؟

هرگز نگویید: “باید قبلا که به این موضوع پرداختم بهتر گوش می دادید!”

بیان کردن این جمله برابر است با دزدیدن حس مثبت امیدواری و شوق مخاطب نسبت به گفته های شما؛ به اضافه این که ممکن است مخاطب ما با شنیدن این جمله کمی در جمع خجالت زده شود. گفتن این جمله در جواب سوالات دیگران معمولا حالات دفاعی یا دلزدگی شنونده را به دنبال دارد.

راهکار به درد بخور: به جای جمله های اضافی با کمال میل بگویید: خوشحال می شوم که دوباره این مسئله را باز می کنم؛ شاید باید مفصل تر در این باره حرف می زدم.

هرگز نگویید: “می خواهیم یکی یکی اسلایدها را با هم بخوانیم!”

با این جمله رسما اعلام کرده اید که قرار است روخوانی کنید و هیچ چیز از شما مستقیما به مخاطب تزریق نخواهد شد!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخور: در این باره چیزی نگویید و مطالب را ترجیحا در اسلایدهای جداگانه و بیشتر پخش کنید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

۷ خوانی که برای درگیر کردن مخاطب با خود باید از آن عبور کرد

هر دفعه که برای سخنرانی روی صحنه می روید، چه محیطی که در آن قرار گرفته اید یک اتاق کوچک باشد و چه یک آمفی تئاتر مجلل و بزرگ، با اولین چیزی که باید رقابت و تنش داشته باشید موضوع حواس پرتی مخاطبانتان است. شاید اغراق آمیز باشد اما شنونده در چنین موقعیت هایی مثل یک ماهی است که تا از آن غافل می شوید لیز می خورد و از دستتان می رود! در سالن سخنرانی همه چیز فراهم است برای این که یک لحظه حواس مخاطب از سخنران پرت شود. صداهایی که ممکن است از اطراف به گوش برسد، رفت و آمدهای داخل سالن، شلوغی هایی که ممکن است به دلیل ازدحام داخل سالن به وجود آید یا به درازا کشیده شدن بحث هر یک از جمله عواملی هستند که  حواس مخاطب را پرت می کنند. انگار درگیر کردن مخاطب با خود به عنوان سخنران هفت خوانی است که به همین سادگی نمی توان از آن گذشت!

پیروزی در برقراری ارتباط با این مخاطبان که هر لحظه حواسشان توسط هزار و یک عامل خارجی دزدیده می شود کار سختی است. نمی دانیم شما به عنوان سخنران دقیقا چه برنامه هایی را برای تعامل بیشتر با شنوندگان دارید یا اصلا روش شما برای ارائه یک سخنرانی انگیزشی چیست؛ اما قطعا هر روشی که تا کنون به کار بسته اید می دانید که سرگرم کردن مخاطبانتان کار دشواری است و هر راه تازه ای قطعا برای جلب توجه آن ها ارزش امتحان کردن را دارد!

دانشگاه زندگی این هفت خوان را برای شما ساده تر از آن چه که فکرش را بکنید کرده است؛ کافی است تا پایان این مطلب همراه ما باشید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

در سخنرانی هایتان از مخاطبانتان انتظار نداشته باشید که چارچشمی حواسشان به شما باشد؛ این شما هستید که باید با استفاده از جملات هیپنوتیزم کننده از آهنربا هم جذاب تر باشید و آن ها را برای توجه به خودتان متقاعد سازید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

برای درگیر کردن مخاطب خود به این نکات توجه کنید:

هرگز بی گدار به آب نزنید!

فرض کنید قرار است به عنوان یک متخصص فن بیان، درباره راه های ایجاد اعتماد در کسب وکار به وسیله مذاکره سخن بگویید. سخنرانی شروع شده است. همه چراغ ها خاموش است و پرده برای حضور شما کنار زده شده است. شما درست وسط صحنه قرار گرفته اید؛ اما با وجود گذشت ۲۰ دقیقه از زمان رسمی سخنرانی همچنان اندر خم یک کوچه اید!

اگر راه و رسم سخنرانی ده دقیقه ای و به طور کلی سخنرانی های کوتاه مختصر را آموخته باشید حتما می دانید که زمان هر سخنرانی هر چه قدر کوتاه تر باشد برای مخاطب به یادماندنی تر و دل انگیزتر خواهد بود. به همین دلیل بی گدار به آب نزنید. در مدت زمان معلوم ابتدا سخنرانی را با حاشیه های بیهوده و حرف های توخالی از دست ندهید. ۱۰ دقیقه اول را دریابید و روی هدف اصلی سخنرانی متمرکز شوید. چه اشکالی دارد اگر با همان روش کلیشه ای بلافاصله بعد از سلام و احوالپرسی با اعتماد به نفس بگویید: موضوع امروز بحث امروز ما فلان مسئله اجتماعی/سیاسی/اقتصادی و…است؟!

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

موافق هستید که هر سخنران باید جرئت کافی را برای کامل کردن جمله زیر داشته باشد؟

امروز می خواهم مخاطبان را با این راه میخکوب کنم و در عوض مخاطبان برای من…….

ابتدا به ساکن بلافاصله بعد از ورودتان به سالن اهداف و برنامه هایی که در مدت زمان مقرر دنبال می کنید را تشریح کنید تا به این وسیله از واس پرتی مخاطبانتان جلوگیری کرده باشید.

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

دیالوگ سازی کرده و مونولوگ نباشید!

فرض کنید روی صندلی نشسته اید و دوستتان کنارتان مشغول حرف زدن است. یک ربع، نیم ساعت، چهل دقیقه، بیشتر از یک ساعت می توانید مکالمه یک طرفه ای را که در آن هیچ نقشی جز شنونده ندارید را تحمل کنید؟

گفتگو دیالوگ یکی از بهترین راه ها برای ذهن خوانی مخاطب و کنترل افکار او در سخنرانی می باشد. برای گرفتن بازخورد از مخاطب مرتبا از او سوال بپرسید. حتی اگر منظور شما تنها یک نفر برای پاسخ دادن به سوالات نیست و صرفا به صورت جمعی طرح سوال می کنید باز هم از این کار دست نکشید!

قلابتان را از همان اول بیندازید!

لیندن جانسون می گوید: اگر مخاطب هنگام تیک آف همراهتان باشد، هنگام فرود شما را تنها نمی گذارد! به همین منظور همیشه یک ربع اول سخنرانی سرنوشت ساز ترین بخش آن است. پیشنهاد ما طرح سوالاتی است که قرار نیست در همان لحظه پاسخ آن را با بقیه به اشتراک بگذارید. مثلا اگر قرار است درباره آلودگی هوا تهران و راه حل های آن صحبت کنید بی پرده از همان ابتدا راه حل را ذکر کنید و بگویید: تا کنون درباره فیلترهای هوشمند اگزوز خودروهای دودزا چیزی شنیده اید؟

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

فایده ای نوع طرح سوال قلقلک دادن مخاطب است. به عبارت دیگر با این کار به مخاطب سیگنال هایی را برای کشف موضوع قابل بحث و نتیجه پیش رو داده ایم.

تا جایی که مخاطب اجازه می دهد حرف بزنید!

در بسیاری از سخنرانی های غیررسمی و نیمه رسمی که معمولا به صورت خصوصی برگزار می شود مدت زمان محدود و مشخص شده ای از قبل در نظر گرفته نمی شود. در واقع کشش گفتگو و ظرفیت مخاطب این موضوع را تعیین می کند. طبق گزارش های شورا ملی آمار آمریکا، در محیط کسب وکار مدرن، تنها ۳۷ درصد افراد مایل هستند زمان خود را برای ملاقات ها و سخنرانی ها به این شکل صرف کنند. بنابراین وقت این روزهای ما محدود تر از آن است که بتوانیم دو سه ساعت روی صندلی بدون نگرانی و در کمال آرامش دوام بیاوریم!

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

توصیه ما این است که زمان سخنرانی را برای درگیر کردن مخاطب با خود منعطف بگذارید.

برای مشتاقان بحث امتیاز ویژه ای قائل شوید

هر چه قدر هم بحث شما خسته کننده باشد افراد هستند که به شما و مسئله ای که درباره آن صحبت می کنید روی خوش نشان دهند. طبیعت آدمی با تشویق، تعریف و تمجید سازگاری بیشتری دارد. هنگام طرح سوال برای جذب تعامل کاربران و درگیر کردن مخاطب با خود از هدیه های کوچکی استفاده کنید. وقتی که همه حاضران ببینند تعامل یک نفر و حسن توجه او با یک شاخه گل پاسخ داده شده است احتمالا برای شرکت در نظرسنجی و مباحث شما اشتیاق بیشتری نشان دهند.

مخاطب را اسیر خود کنید!

دامنه توجه افراد معمولا بسیار کوتاه تر از آن چیزی است که تصور می کنیم. برای ایجاد انگیزه در مخاطبان و به طور کلی درگیر کردن مخاطب با خود به فکر راه هایی باشید که آن ها را به نحوی اسیر خود کرده باشید. داستان های کوتاه و چند دقیقه ای و عوض کردن آن ها راه خوبی برای ایجاد تنوع است. جایگاه خود را دائما تغییر دهید و حتی اگر این امکان فراهم است و هرج و مرج زیادی در سالن وجود ندارد می توانید از استیج پایین بروید و در کنار مخاطبان سخنرانی کنید. (این مورد بستگی به صمیمیت جمع، بزرگی سالن و حال و هوای موضوع مورد بحث شما دارد)

هفت نکته برای درگیر کردن مخاطب با خود

در این زمینه می توانید از همکاران خود بخواهید قبل از حضور شما، فرم های نظرسنجی بین مردم پخش کرده و حداقل تا یک ساعت پیش از شروع بحث آن را در اختیار شما قرار دهند. حتی بهتر است این نظرسنجی به صورت مجازی و از طریق شبکه های اجتماعی بین مخاطبان انجام شود تا فرصت بیشتری برای تبادل نظر وجود داشته باشد.

مراعات نظیر معکوس

چه طور با “مراعات نظیر معکوس” به یادماندنی سخن بگوییم؟

حرف هایی که می زنیم فقط رشته ای از واژگان نیستند که به هم وصل شده اند؛ حرف های ما جاندارانی هستند که اگر تاب و توان نداشته باشند نمی توانند تاثیر بگذارند. تا زمانی که به کلمات جان نداده باشیم و کلمات نتوانند مثل خود ما زندگی کنند نتوانسته ایم درست سخن بگوییم، درست افکار بقیه را شکل دهیم و درست اثرگذاری کنیم. یکی از راه هایی که می توان به سخنانی که بر لبانمان جاری می شود روح ببخشیم و بدان جان تازه ای بدهیم استفاده از کلمات و جملات و آرایش آن ها با استفاده از آرایه های خاص است؛ طوری که لبخند رضایت روی لب های مخاطبان نقش ببندد. یکی از این ابزارهای شناخته شده که بارها بدون این که متوجه شویم از آن استفاده کرده ایم “مراعات نظیر معکوس” می باشد.

طی پست های اخیر تمرکز زیادی روی این آرایه ها داشتیم. اپیستروف در فن بیان یکی از مهم ترین آلات تکرار است که در سخنرانی های بزرگ دنیا همواره مورد توجه قرار می گیرد. موارد معجزه آسا دیگری هم نظیر افزونگی در کنار تکرار و اپیستروف وجود دارند حسابی به تنه سخنرانی و گفتگوهای ما جان می دهند. اما مراعات نظیر معکوس به شکل متفاوت تری می تواند در کنار آهنگ دادن و نظم بخشیدن به متون سخنرانی، آن را به یادماندنی و خاطره انگیز کند؛ چنان چه که در سخنرانی های بسیاری استفاده از این آرایه مشهود است.

ارایه یا بهتر بگوییم؛ ابزار “مراعات نظیر معکوس” بهانه ای شد تا با نگاهی بر سبک سخنرانی بزرگ ترین سخنرانان ناطقان دنیا، به بررسی این مفهوم، کاربرد آن و مثال های مختلف مرتبط با آن بپردازیم. همراه با دانشگاه زندگی بمانید.

کاربرد “مراعات نظیر معکوس” در سخنرانی های به یادماندنی

اصلا تا به حال واژه “مراعات نظیر” به گوشتان خورده است؟ تا چه حد با این آرایه ادبی در کتاب های ادبیات فارسی مدرسه آشنا شده اید؟ به نقل از ویکی پدیا، مُراعات نَظیر یا تناسب آوردن واژه‌هایی از یک دسته است که با هم هماهنگی دارند؛ مراعات نظیر سبب تداعی معانی است.

مراعات نظیر معکوس

با این حال مراعات نظیر معکوس کاربردی جداگانه دارد و بیش از این که در ادبیات فارسی ما پرکاربرد باشد در سخنرانی ها به لحاظ کاربرد، مورد استقبال قرار گرفته و در واقع رکورد زده است!

صفر تا صد مراعات نظیر معکوس

مراعات نظیر برعکس، معادل واژه یونانی Chiasmus به معنا ترتیب مورب است. این مفهوم برای تشریح دو عبارت مستقل با واژه های مشابه به کار برده می شود؛ طوری که کلمه کلیدی به صورت معکوس در هر دو جمله به کار گرفته می شود. از این رو مراعات نظیر معکوس بیشتر در سخنرانی ها مورد استقبال قرار می گیرد تا مفاهیم به صورت معکوس بهتر در ذهن مخاطب جای گیرد.

مراعات نظیر معکوس

برای آشنایی هر چه بهتر با این مفهوم به مثال زیر توجه کنید:

وقتی رفتن سخت می شود؛ سختی می رود!

در مثال بالا دو کلمه کلیدی همان طور از ساختار اصلی مشخص است “رفتن” و “سخت” می باشند. در بررسی ساختار کلی مراعات نظیر معکوس باید به کلمات کلیدی توجه کرد. به طر کلی هر گاه دو کلمه کلیدی در یک جمله مدنظر ما باشد می توانیم آن دو کلمه را به شرط جا به جا کردن جایگاهشان نسبت به جمله اول، در جمله دوم بیان کرده و به این شکل تاثیرگذاری را افزایش دهیم.

نمونه کاربرد مراعات نظیر معکوس در سخننان بزرگان

جان اف کندی، باز هم قهرمان به کارگیری آرایه های ادبی در زمینه استفاده از مراعات نظیر معکوس است. چنان چه که در ارتباط با به کارگیری اپیستروف توسط جان اف کندی قبلا صحبت کردیم، استفاده از مراعات نظیر به شکل وارونه نیز در سخنرانی های وی مشهود است.

به عنوان مثال در معروف ترین خط از نطق افتتاحیه در ۲۰ ژانویه ۱۹۶۱، جان اف کندی با استفاده از وارونه سازی کلمات “کشور” و “شما” سعی دارد با ذهن مخاطب بازی کند:

این که کشور چه کاری می تواند برای شما انجام دهد را نخواهید؛ آن چه که شما می توانید برای کشور انجام دهید را بخواهید!

مراعات نظیر معکوس

در سخنرانی مشابهی باز هم به کارگیری مراعات نظیر معکوس را شاهد هستیم:

بگذارید هرگز از ترس صحبت نکنیم؛ با این حال هرگز از صحبت کردن نیز نترسیم!

در نطق جان اف کندی، در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۱۹۶۱ همین جمله “بگذارید هرگز از ترس صحبت نکنیم؛ با این حال هرگز از صحبت کردن نیز نترسیم!” دوباره تکرار شد و در ادامه آن جمله دیگری که با مراعات نظیر معکوس آراسته شده بود بیان شد:

آدمی باید به جنگ خاتمه دهد یا این که جنگ به آدم ها خاتمه می دهد!

نقطه قوت کندی در نطق او در سال ۱۹۶۳ و در پیمان منع آزمایش هسته ای است:

هر گونه افزایش در تنش ها باعث افزایش تولید سلاح شده است و هر گونه افزایش تولید صلاح باعث ایجاد تنش جدید!

همان طور که می بینید جان اف کندی با هوشمندی تمام توانسته است جملات به یادماندنی و متفاوتی را از خود در تاریخ به جای بگذارد. به جز در سخنرانی های وی، ما تقریبا همه روزه شاهد به کارگیری این ابزار در تبلیغات تلویزیونی یا موسیقی هایی که گوش می دهیم هستیم. انجیل هم حاوی نمونه های بسیاری از به کارگیری از آرایه است که به شیوه های مختلف ترجمه و ارائه می گردد.

حال توجه شما را به نمونه های بیشتری از کاربرد “مراعات نظیر معکوس” در سخن بزرگان جلب می کنیم:

وینستون چرچیل در سخنرانی موسوم به “پرده آهنی” خود در سال ۱۹۴۶ از مراعات نظیر بهره گرفته است:

بگذارید توصیه کنیم آن چه که باید تمرین کنید را؛ بگذارید تمرین کنیم آن چه که باید توصیه کنیم!

مراعات نظیر معکوس

رونالد ریگان، درباره روابط بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی نیز خیلی زیبا به این اصل توجه کرده است:

ما به یکدیگر بدگمان نیستی چون مسلح هستیم اما ما مسلح هستیم چون به دیگران بدگمانیم!

مراعات نظیر معکوس

باراک اوباما نیز در سال ۲۰۰۶ می گوید:

شغل من معرفی کردن واشنگتن به شما نیست؛ بلکه معرفی کردن شما به واشنگتن است!

فن بیان بیل کلینتون نیز در کنوانسیون ملی دموکراتیکی که در سال ۲۰۰۸ برگزار شده بود مشهور شده است: مردم دنیا بیشتر به واسطه قدرت مثال های ما تحت تاثیر قرار گرفته اند تا مثال های قدرت ما!

راهنما استفاده از “مراعات نظیر معکوس” هنگام حرف زدن

تولید این دست از جملات با بهره گیری از مراعات نظیر کار دشواری نیست. خیلی راحت می توانید با برخی از کلمات کلیدی متداول در مکالمات روزمره خود جمله ای مشابه با جمله زیر بسازید:

ترجیح می دهم بی اندازه عشق داشته باشم و اندکی پول؛ تا این که پول بی اندازه ای داشته باشیم و عشق اندک!

مراعات نظیر معکوس

برای ساخت جملات مشابه به نکات زیر حتما توجه داشته باشید:

  1. از این آرایه در حد اعتدال استفاده کنید و زیاده روی نکنید
  2. به ارتباط کلمات با دقت توجه کنید؛ آیا کلمات انتخابی شما واقعا ارزش ربط دادن دارند؟! به عنوان مثال جان اف کندی در سخنرانی هایش همواره ارتباط بین هر فرد و مملکت را هدف قرار می داد و با تقاطع به وجود آمده مخاطب را به فکر وا می داشت
  3. به مسئله علت و معلول نگاه متفاوتی داشته باشید؛ مثلا ریگان در سخنرانی خود با توجه به رابطه علت معلولی موجود بین جنگ و سلاح، توانست مخاطب را درگیر فکر کردن کند
معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

مروری بر معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

اپی فورا را به یاد می آورید؟ تکرار کلمات مشابه در انتهای عبارت هایی که به کار می بریم به شرط این که از پیوستگی و قواعد خاصی پیروی کند اپی فورا یا اپیستروف نامیده می شود. به جهت این که در اپی فورا کلمات انتهایی بیش تر تکرار می شوند سخنرانی ها جنبه نمایشی به خود می گیرند، روی کلمات بزرگ و وسیعی که زبان از بیان عظمت آن ها قاصر است (نظیر مردم، مشکلات، اتحاد، سلطه و توانایی) تاکید و تشدید بیشتری وارد می شود و صحبت ها آهنگ، وزن و ریتم می یابند.

نلسون ماندلا در کیپ تاون، ۱۱ فوریه ۱۹۹۰ اپیستروف را به این شکل در فن بیان خود به کار می گیرد:

مبارزه ما به لحظه قطعی خود رسیده است. درخواست ما از مردم این است که این لحظه را بقاپند؛ لحظه ای که در روند دموکراسی بدون وقفه و متداوم است. من در مقابل سلطه سفید مبارزه کرده ام و اکنون با سلطه سیاه مبارزه می کنم.

در سخنان ماندلا که در کیپ تاون، منطقه ای در آفریقا مطرح شد دو کلمه “لحظه” و “سلطه” با کمک اپی فورا پررنگ یا هایلایت شده اند. با این حال به جز اپیستروف ابزارهای دیگری مثل تکرار و افزونگی در فن بیان بزرگان دنیا دیده می شود که می توان از آن ها برای تقویت سخنرانی ها و نطق ها بهره مند شد. همراه با ما  در مروری بر معجزه اپیستروف، تکرار و افزونگی در فن بیان بمانید.

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

برای یک سخنران، شاید درک و تمیز دادن مفاهیم مختلفی که در فن بیان مطرح می شود دشوار باشد. مثلا پارادوکس چه تفاوتی با اپیتسروف دارد؟ تکرار با اپیستروف فرق می کند؟ افزونگی چیست و اصلا چه مواقعی باید از آن استفاده کرد؟

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

به منظور شفاف سازی همین مفاهیم، در سه بخش جداگانه به بررسی هر یک می پردازیم:

مروری بر اپیستروف و کاربردهای آن در فن بیان

اپیستروف نقطه مقابل آنافورا می باشد. همان طور که در استفاده از اصطلاحات و ضرب المثل ها باید در سخنرانی هوشیار بود در استفاده از اپی فورا هم باید نهایت توجه را به خرج داد. اپی فورا زمانی جواب می دهد که تفاوت ها جزئی و خیلی ظریف باشد. طوری که یکنواختی و نزدیکی خاصی بین کلمات احساس شود. فن سخنرانی بیل گیتس در ۷ ژوئن ۲۰۰۷ در دانشگاه هاروارد به خوبی این تفاوت های ظریف را به تصویر می کشد:

من در این دانشگاه محوطه کالج را برای میلیون ها دانشجو در این کشور که سعی داشتند به هر طریق از زیر فرصت علمی به وجود آمده فرار کنند گسترش دادم؛ اما از میلیون ها دانشجو در کشور های در حال توسعه که در فقر و نداری زندگی می کردند غافل بودم.

جاستین تودوو نیز در در سوم اکتبر ۲۰۰۳ در سخنرانی اش در سوگ از دست دادن پدرش از اپیستروف استفاده نموده است:

اما بیش از هر چیز او برای من پدر بود؛ وچه پدری! او ما را با عشق و عزت نقسی که زندگی اش را فراگرفته بود بزرگ کرد. او به ما یاد داد روی پای خودمان بایستیم، به ما یاد داد خودمان را باور داشته باشیم و مسئولیت خودمان را بپذیریم.

شاید تنها عیبی که بتوان درباره اپیستروف مطرح کرد شکل بیان آن باشد. در واقع در گفتگوهای روزمره معمولا پایان جملات به صورت مجهول بیان می شود و همین موضوع از شدت اپی فورا نسبت به مواقعی در حالت معلوم به کار رود می کاهد.

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

راهنما استفاده از اپیستروف در سخنرانی های عمومی

با توجه به سه نکته زیر می توانید در هر جا که هستید، در سالن سخنرانی یا در جمع های کوچک دوستانه از اپی فورا استفاده کنید:

افراط و تفریط در استفاده از اپی فورا

در بزرگ ترین سخنرانی هایی که عمدتا با اهداف سیاسی برگزار شده اند نهایتا دو بار از اپیتسروف استفاده شده است. در انتخاب جملات و جایگاه استفاده از آن ها، همچنین دفعات به کارگیری اپیتسروف دقت کافی را به خرج دهید.

استفاده از کلمات کلیدی در اپی فورا

در نمونه هایی که بالاتر معرفی شد و قبلا نیز تحلیل کردیم، این کلمات کلیدی بودند که مرتبا تکرار  می شدند. مثلا مثلا مالکوم ایکس با هدف قرار دادن کلمه “اروپایی ها” سعی داشت  روی سلطه آن ها بر سرزمین های آسیایی تاکید نماید یا مارتین لوتر کینگ جونیور به “اتحاد” و “همبستگی” بیشتر پرداخته بود.

مکث و تغییرات تن صدا

اهمیت تن صدا در سخنرانی به عنوان یکی از شاخصه های صدا بر هیچ کسی پوشیده نیست. برای رسیدن به حداکثر اثرگذاری اپی فورا بین جملات وقفه ایجاد کرده و همزمان تن صدا را نیز تغییر دهید.

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

مروری بر تکرار و کاربردهای آن در فن بیان

در بحث تکرار در فن بیان، موضوع گسترده تر از اپی فورا می شود. تکرار مجموعه ای از مفاهیم اپیتسروف یا اپی فورا، آنافورا و ایزوکلون تقسیم بندی می شود. (نام تمامی این مفاهیم برگرفته از اسامی یونانی می باشد)

هر یک از این مفاهیم شباهت هایی با هم دارند. مثلا در مفهوم ایزوکلون که بیشتر در سخنرانی های حماسی و تاریخی استفاده می شود علاوه بر رعایت اصولی که به آزاد کردن قدرت خارق العاده کلمات کمک می کند به برابری ساختارهای دستوری و موازی بودن ارکان گرامری توجه ویژه ای می شود. مثلا اگر قرار باشد در دو جمله تکرار داشته باشید، این دو جمله حتما با از نظر طولی و ساختار معلوم مجهول با هم یکسان باشند تا وزن و آهنگ مطلوبی ایجاد شود.

بهترین راه برای تشخیص الگو مناسب تکرار قرار دادن کلمات دو جمله به صورت ستونی در کنار هم است. با این کار کلمات مشترک به راحتی مشخص شده و می توانید آن ها را هایلایت کنید.

تکرار در فن بیان باراک اوباما

باراک اوباما، یکی دیگر از نامداران تاریخ سیاسی آمریکا در استفاده از تکرار در سخنرانی هایش شهرت بسیاری دارد. اوباما نه به خاطر رعایت نکات دستوری یا ریتم، بلکه به دلیل تاکید روی اسامی از تکرار و انواع آن استفاده می کرده است:

در داستان آمریکا،هیچ وقت هیچ چیز درباره امید دروغ نبوده است. زمانی که به ما گفته می شد آمادگی کافی ندارید، نمی توانید، نسل آمریکایی با یک عقیده که روحیات مردم را تقویت کرد دوام آورد: بله؛ ما می توانیم! این عقیده توسط بردگان در طول سیاهی شب زمزمه شد: بله؛ ما می توانیم! این عقیده آواز روی لب های مهاجران در خطوط ساحلی و پیشگامانی که در بیابان های بی رحم رو به سوی غرب می تاختند جاری بود که بله؛ ما می توانیم!

معجزه اپیستروف ، تکرار و افزونگی در فن بیان

بحث دیگر در تکرار، آنافورا می باشد. آنافورا بر خلاف اپیستروف، تکرار در ابتدا جملات است که بیشتر مورد استقبال سخنرانان قرار می گیرد.

افزونگی و کاربردهای آن در فن بیان

افزونگی نوعی تکرار است که چیزی به مفهوم و معنای قبلی اضافه نمی کند؛ فقط در جهت تکرار مفاهیم قبلی برای تثبیت در ذهن شنونده بیان می شود. به جمله زیر برای درک بهتر کاربرد افزونگی دقت کنید:

اگر قرار باشد شب فیلم را در سینما ببینیم باید زودتر راه بیفتیم؛ باید زودتر راه بیفتیم چون سینما ابتدا شب باز می شود.

همان طور که می بینید افزونگی چیز تازه ای به جملات قبلی اضافه نمی کند و فقط شکل تازه ای از تکرار است که با عنوان افزونگی شناخته می شود. افزونگی بیشتر شبیه طوفانی از لفاظی است که به مخاطب یا شنونده تحویل می دهیم. علت این که آنافورا بیشتر در گفتگوهای معمولی روزمره ما کاربرد دارد شاید توجه بیشتر ما به ابتدا جملات باشد؛ طوری که تنظیم ساختار انتهایی از کنترل ما خارج می شود.

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

فن بیان خود را با چاشنی اپی فورا تند و تیز کنید!

اگر قرار باشد در میان هزاران کاراکتری که در طول سخنرانی یک ساعته خود به کار می برید یه بخش کوچک از آن را پررنگ یا اصطلاحا هایلایت کنید تا نسبت به بخش های دیگر بهتر در ذهن مخاطب ثبت شود چه می کنید؟ اگر میان تمام سبک های سخنرانی و راه های ارائه آن یک روش ساده وجود داشته باشد که بتوان با استفاده از آن یک قسمت کوچک را به یادماندنی کرد آن راه چیست؟ اگر یک جمله ماندگار در دنیا وجود داشت که با استفاده از آن می توانستید ذهن مخاطب را صرفا روی همان موضوع متمرکز سازید آن جمله چه بود؟ استفاده از اپی فورا پاسخ مناسبی به تمام این سوالات رایج بین کسانی است که کسب وکارشان این روزها به شدت با فن بیانشان گره خورده است!

اگر جستجو ساده ای در وب داشته باشید احتمالا با وارد کردن اپی فورا به معنانی دیگری بر می خورید که اساسا هیچ ارتباطی با سخنرانی و فن بیان ندارند. اما چنان چه یک بار به این مفهوم به صورت بنیادی نگاه کنید متوجه می شوید که ارتباط معنایی ظریفی بین اپی فورا و کاربرد مصطلح آن در فن بیان وجود دارد.

بعد از پایان این مطلب متوجه خواهید شد که اصلا اپی فورا چیست و این اصطلاح پزشکی چه طور در فنون بیان جا باز کرده است، چه طور باید از اپی فورا استفاده کرد و اپی فورا قرار است چه تاثیرات چشمگیری روی حرف زدن ما داشته باشد.

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپی فورا بیماری آبریزش چشم در حالات عادی و بدون هر گونه عامل محرک خارجی است. در واقع اپی فورا تشدید اشک ریزی در چشم است. تشدید وجه مشترک بین این بیماری و استفاده از آن در فن بیان است. معادل اپی فورا یعنی اپیستروف، واژه ای یونانی است که در ادبیات و فن خطابه یونانیان کاربرد زیادی داشته است. به این شکل که به کاربرد تکراری یک کلمه در انتهای جملات به صورت یکسان، اپیستروف گویند.

اپیستروف یا اپی فورا در مقابل آنافورا به معنای تکرار یک کلمه در ابتدا کلمات قرار می گیرد. همان طور که از توضیحات برداشت می شود هدف اصلی به کارگیری اپیستروف تاکید بیشتر، تشدید بار معنایی و مانور گسترده تر روی نکته مورد نظر ما است. گویی اپی فورا مثل چاشنی غذایی می باشد که قرار است به وسیله آن تند و تیز تر برسد و مزه تندی آن بر تمام مزه ها غالب شود!

نامدارانی که از اپیستروف استفاده کرده اند

یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین اشخاصی که در طول فعالیتش از اپیستروف استفاده می کرده است آبراهام لینکلن بوده است. نطق گیتسبرگ و فن بیان فراموش ناشدنی لینکلن در نوزدهم نوامبر ۱۸۶۳، سرشار از کاربرد هوشمندانه اپی فورا بوده است:

این ملت زیر سایه لطف خدا باید تولد تازه ای از آزادی را داشته باشد؛ و دولت این مردم، به وسیله مردم، برای مردم، هرگز نباید به نابودی کشیده شود!

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

همان طور که مشاهده می کنید در این نطق لینکلن به صورت متوالی، بارها از کلمه “مردم” استفاده می کند. لینکلن در این سخنرانی با به کار بردن کلمه مردم با استفاده از مفهوم اپی فورا سعی دارد به مردم این حقیقت را القا نماید که دولت چیزی دور و جدا از مردم نیست؛ بلکه سازمانی برای ارتباط صمیمی با آن ها می باشد.

استفاده از این تکنیک به صورت گسترده در ادبیات، هنر و به شکل اختصاصی تری در فن بیان متداول است. در طول تکرار و تداومی که در طول صحبت کردن به وجود می آیدف اپی فورا باعث تاکید هر چه بیشتر روی کلمات کلیدی می شود. در واقع اپی فورا با جمع آوری کلمات در انتها یک عبارت باعث ایجاد نقطه کانونی جهت پیوند صدا، کلمات، معانی و زبان بدن شما با هم می شوند.

اپی فورا در فن بیان جان اف کندی

جان افن کندی در سخنرانی “استراتژی برای صلح” که در ۱۰ ژوئن ۱۹۶۳ برگزار شد این گونه از اپی فورا بهره گرفته است:

ایالات متحده آمریکا؛ همان طور که جهانیان می دانند

هیچ جنگی را شروع نمی کند

هیچ جنگی را نمی خواهد

و انتظار هیچ جنگی را در حال حاضر ندارد!

ما اکنون جنگی را انتظار نداریم…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپی فورا در فن بیان مالکوم ایکس

مالکوم ایکس، فعال سیاه‌پوست و مسلمان حقوق انسانی در خطابه “انقلاب سیاه” خود به تاریخ  ژوئن ۱۹۶۳ این گونه از اپی فورا بهره می گیرد:

برادر و خواهران ما در آسیا که اکنون مستعمره اروپا هستند

برادران و خواهران دینی ما که اکنون تحت استعمار اروپا قرار دارند

و رعیت های ساکن آمریکا لاتین که اکنون متسعمره اروپا هستند از سال ۱۹۴۵ در تنش و مبارزات شدید با استعمارگران بوده اند…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپیستروف در فن بیان مارتین لوتر کینگ

“رویایی دارم”  نام یک سخنرانی ۱۷ دقیقه‌ای از مارتین لوتر کینگ است که در ۲۸ اوت ۱۹۶۳ در راهپیمایی به سوی واشینگتن در حضور ۲۵۰۰۰۰ نفر برای کار و آزادی و در برابر بنای یادبود لینکلن در واشینگتن دی سی ایراد شد. اسن سخنرانی نمونه بارز به کارگیری اپیستروف می باشد:

با این ایمان می توانیم با هم کار کنیم

با هم دعا کنیم

با هم به زندان برویم

با هم برای آزادی بایستیم و بدانیم که یک روز آزاد خواهیم شد…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

اپی فورا در فن بیان لیندون جانسون

لیندون جانسون سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا از حزب دموکرات است. جانسون در ۱۵ می ۱۹۶۵ روی واژه “مشکل یا مشکلات” تمرکز کرده و با تاکید روی آن سعی دارد مشکلات موجود را مشکلات کل ایالات آمریکا و ملل ساکن آن بداند؛ نه مشکل یک تیره یا نژاد خاص:

مشکل مشکل سیاه پوستان نیست

مشکل مشکل جنوب نیست

مشکل مشکل شمال نیست

مشکل مشکل تمام آمریکایی ها است و امشب یکدیگر را نه به عنوان دکورات یا جمهوری خواه، بلکه به عنوان یک آمریکایی برای حل مشکلات ملاقات کرده ایم…

معرفی مفهوم اپی فورا یا اپیستروف در فن بیان

با اپیستروف یا بدون اپیستروف؟ مسئله این است!

برای پاسخ به این سوال بین تمام مثال هایی که برای کاربرد اپی فورا یافتیم شاید یکی از مثال ها در دو ترجمه متفاوت از انجیل جالب تر به نظر می آمد. به این دو ترجمه متفاوت از کتاب مقدس توجه کنید:

ترجمه اول

وقتی که کودک بودم

مثل کودم حرف می زدم

مثل کودک فکر می کردم

مثل کودک استدلال می کردم

وقتی که مرد بزرگی شدم تمام راه و روش های کودکانه را پشت سر خود گذاشتم…

ترجمه دوم

وقتی که بچه بودم مثل بچه ها فکر می کردم، حرف می زدم و دلیل تراشی می کردم؛ اما بعد از بزرگ شدن تمام این چیزهای بچگانه را کنار گذاشتم.

این دو مثال یک نکته واضح را به ما گوشزد می کند؛ این که به واسطه جا به جایی و اضافه شدن بخش های بیشتری به این ترجمه چه قدر تاثیرگذاری فرق خواهد داشت. از این ترجمه، می توان دریافت که ترجمه اول مسلما بدون اپی فورا خلاصه تر و مناسب برای سخنرانی های ده دقیقه ای است؛ اما شاید ترجمه دوم با استفاده از اپی فورا تاکید بیشتری روی مفاهیم مدنظر ما داشته باشد.

حالا این بر عهده شما است تا با درک کافی از سبک سخنرانی خود فن بیان مناسب را با اپی فورا تنظیم نمایید و همواره به این دو نکته توجه داشته باشید:

  1. در ساختار اپی فورا از کلمات کلیدی استفاده شود
  2. از اپی فورا بیش از حد استفاده نشود