برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

کسانی که از گرفتگی زبان هنگام حرف زدن به تنگ آمده اند بخوانند

در این جامعه پرهیاهو و پر سر و صدا یک سری هم هستند که بر خلاف بقیه چندان تمایلی به حرف زدن نشان نمی دهند. از دیوار صدا در می آید ولی از این افراد صدایی شنیده نمی شود. شاید فکر کنید دوباره قرار است مسئله برونگرایی یا درونگرایی در سخنرانی را پیش بکشیم یا به مزایا آرام صحبت کردن برای افزایش فروش و توسعه کسب وکار اشاره کنیم؛ اما این بار موضوع فرق دارد. این دسته خاص از افراد در اجتماع نه منزوی و درونگرا هستند، نه کم حرف هستند و نه مشکلاتی مثل لکنت زبان و معضلات گفتاری دارند. گرفتگی زبان هنگام حرف زدن سد بزرگ رو به رو آن ها است که آن ها را از هر بحث و گفتگویی دور می کند!

به جز تمام مشکلات گفتاری که گاه مادرزادی هستند و گاهی هم به دلیل عدم تعادل و هماهنگی در طول دوره رشد کودکان بروز می کنند یک سری اختلالات هم نظیر گرفتگی زبان وجود دارند که نه می توان آن ها را بیماری دانست و نه یک اختلال حاد! گرفتگی زبان حالتی ابتدایی و خیلی خفیف تر از تمام اختلالات گفتاری شناخته شده است که طی آن فرد می تواند حرف بزند، اما به دلایلی فیزیکی که عمدتا خیلی سریع قابل درمان و اصلاح هستند تن صدای آرامی دارند و قدرت کافی در صدا آن ها حس نمی شود. شما هم حتما با این دسته افراد مواجه شده اید. کسانی که معمولا یک جمله را باید دو بار تکرار کنند تا طرف مقابل بتواند به درستی واژگان ادا شده توسط آن ها را تفکیک کند.

گرفتگی زبان که منجر به اختلالات حادی مثل جامعه گریزی در افراد می شود خیلی ساده و حتی با تمرین هایی توسط خود این افراد بدون نیاز به مشاور مرتبط برطرف می شود. اگر فرزند شما هم از سنین پایین با همین مشکل رو به رو است از همین حالا و با این ترفندها در دانشگاه زندگی نواقص موجود را برطرف کنید.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

“می خواهم یک جمله خاص بگویم اما ناخوآگاه جمله دیگری می گویم”، “می خواهم بگویم آب، می گویم نان!”، “می خواهم حرف بزنم ولی این قدر مِن مِن می کنم که فلانی به تنگ می آید”، “می خواهم راحت حرفم را بزنم ولی مدام مکث می کنم و تن صدای پایینم باعث می شود کسی مرا جدی نگیرد”. این عبارات فقط بخشی از معضلات روزمره کسانی است که به دلایل ضعف های فیزیکی موقت در ساختار فک و دهان با گرفتگی زبان رو به رو می شود و به تدریج مرکز گفتار هم در سیستم عصبی را کند می کند.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

چرا زبانمان می گیرد؟

عملکرد ضعیف عوامل کششی در ماهیچه های فک و دهان و به دنبال آن انرژی کم در صدا و تن پایین آن از علل ابتدایی گرفتگی زبان هستند. در واقع وقتی که هنگام حرف زدن پیوستگی واژگان به هم می خورد و باعث می شود کلمه ای مثل “بیمارستان” را “تیمارستان یا نیمارستان” تلفظ کنیم همین عدم هماهنگی است.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

صدا ما ابزار قدرتمندی در تاثیرگذاری روی مردم است. به همین دلیل است که بسیاری از افراد به دنبال رفع یکنواختی صدا در طول سخنرانی هستند و دوست دارد صدایشان اصطلاحا “جان دار” باشد. در زندگی مدرن امروزی که همه چیز پویا است صدایی که تن پایینی داشته باشد و انرژی کافی را به دلیل گرفتگی زبان نداشته باشد به جایی نمی رسد.

اما بازخورد مردم با شنیدن تن پایین صدای ما چیست؟

# نمی خواهد کسی صدایش را بشنود

چنین حالتی دقیقا مثل این است که از فرزند خود درباره نمرات و اوضاع درسی اش بپرسید و با تن پایین صدا جوابتان را بدهد؛ چون نمی خواهد دقیقا متوجه شوید اوضاع از چه قرار است! در ارتباط با فعالیت های حرفه ای ما هم همینطور است. وقتی که هنگام صحبت کردن با همکاران یا شرکا تجاری خود با همین تن صدا صحبت کنید دیگران تصور می کنند چیزی وجود دارد که از آن ها پنهان می کنید!

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

# مشغول فکر کردن به چیز دیگری است

این حالت هم موقعیت دیگری است که حتما با فرزند خود تجربه کرده اید. دقیقا وقتی که کتاب درسی را مقابل او می بینید اما همزمان مشغول بازی کردن با موبایل است. در چین مواردی دوست دارید از او بخواهید بدون توجه کردن به موبایل به شما گوش کند!

مخاطبتان هم همین حس را دارد و فکر می کند با آرام حرف زدن نسبت به او بی توجه و بی تفاوت هستید.

چه طور گرفتگی زبان را برطرف کنیم؟

صریح باشید، شمرده حرف بزنید، اغراق کنید!

صراحت، شمرده حرف زدن و اغراق کردن را به عنوان رمز نجات بخش خود زمانی که احساس می کنید دیگران صدای شما را نمی شوند و از شما می خواهند دوباره تکرار کنید استفاده کنید.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

تمرین های لب ها، دندان ها و نوک زبان

لب های شما ابزار شما برای صحبت کردن هستند. هر چه قدر فضای بیشتری در لب ها باز شود موقعیت بهتری برای ادا کلمات فراهم خواهد گشت. برای فهم بهتر این موضوع خواننده های اوپرا را به یاد آورید که چه طور هنگام به اوج رساندن صدای خود لب ها را تا پایان گشوده و حفره دهانشان مشخص می شود. کسانی که با گرفتگی زبان درگیر هستند اگر دهانشان را به میزان کافی باز کنند و حتی بیش از حد لب ها را از هم هنگام حرف زدن جدا نکنند باعث می شوند کلمات هنگام ادا شدن سرخورده شوند. این سرخوردگی کلمات باعث می شود پیوستگی آن ها از بین برود و شما با مِن مِن کردن صحبت کنید.

تکنیک “مداد به دهان”

یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که هنگام گرفتگی زبان رخ می دهد باز نشدن کامل دهان و فک ها است. به همین دلیل توصیه می کنیم در منزل با استفاده از تکنیک مداد به دهان تمرینات خاصی را انجام دهید. به این شکل که یک مداد را به صورت افقی بین دو لب ها قرار دهید تا یک مرز مشخص بین آن ها به وجود آید و هرگز نتوانید دو لب را روی هم قرار دهید. حالا جملات مختلفی را با وجود همین مداد تمرین کنید.

مزیت اصلی مداد در دهان این است که مانع بسته شدن دهان و مِن مِن کردن می شود. مادامی که لب ها باز باشد فرصتی برای مکث و مِن مِن کردن نخواهید داشت.

برطرف کردن مشکل گرفتگی زبان هنگام حرف زدن

کلمات را کامل ادا کنید

تند صحبت کردن باعث می شود از برخی از حروف فاکتور بگیریم. برخی هم عادت دارند پایان کلمات را اصطلاحا می خورند و آن را کامل ادا نمی کنند. مادامی که نسبت به ادا حروف به صورت کامل حواس جمع باشیم گرفتگی زبان کم تر می شود. مثلا ادا کردن “د” در پایان فعل “می کنند” یا هر کلمه دیگر باعث می شود ناخودآگاه صدایتان بلند تر شود، واضح تر باشد و برای همه قابل فهم گردد.

درست بایستید

یکی از عللی که باعث می شود خیلی روی درست ایستادن در سخنرانی تاکید داشته باشیم پیوستگی حرکات بدن با حالات سخن گفتن است. برای افرادی که زود از کوره در می روند و استرس ناشی از سخن گفتن به شدت روی شیوه سخنوری آن ها اثر می گذارد بهتر است اولا از لباس های راحت استفاده کنند؛ ثانیا ستون فقرات را به سمت بالا بکشند و مانع از خمیدگی کمر شوند.

اگر هنگام صحبت کردن احساس راحتی نمی کنید صحبت های خود را به زمان دیگری موکول نمایید تا بهتر بتوانید وضعیت تنفس و فشار روی ماهیچه های صورت را تعدیل کنید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری را با این تکنیک های طلایی تجربه کنید!

یک ضرب المثل آشنا وجود دارد که می گوید طرفت را در سفر بشناس! نمی دانم تا چه قدر به این موضوع اعتقاد داریم و فکر می کنید می توان آدم ها را با سفر کردن شناخت و آن ها را قضاوت کرد اما قطعا همه ما می دانیم که سفر جای آزمودن افراد، ایجاد تنش، چالش و دعوا و جدل های بیهوده نیست؛ خصوصا این روزها که کم تر کسی وقت کافی برای سفر پیدا می کند و موقعیت سفری که در طول سال برای هر فرد شاغلی ممکن است پیش آید انگشت شمار اند! برخی از افراد اصولا خوش سفر هستند و مسافرت رفتن با آن ها دلچسب است؛ اما همیشه این طور نیست و اگر جرئت همسفر شدن با افراد مختلف را به خود داده اید باید پیه همسفر شدن با آدم‌هایی بدقلق و نق زن‌ را در‌‌ همان چند روز به تن‌تان بمالید؛ چون بالاخره سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری نمی شود. می شود؟

به اندازه تمام انسان های این کره خاکی سلایق و افکار مختلف وجود دارد و بنابراین نمی توان انتظار داشته باشیم قطعا بدون هیچ حاشیه ای بتوانیم با سلایق رنگارنگ اطرافیانمان کنار باییم. البته در این بین برخی هم هستند که عطای سفر کردن را به لقا آن می بخشند و به این روش از رویارویی با همسفران جدید فرار می کنند. اما بهتر است به جای فرار خودتان را برای رویارویی با این افراد آماده کنید و همزمان با لذت بردن از سفر بحث و جدل های ناراحت کننده را به حداقل برسانید.

تکنیک های طلایی بحث امروز به شما کمک می کند بدون دلواپسی و بیم بروز هر گونه جدال و مشاجره با هم سفرانی که دید خوبی نسبت به آن ها ندارید سفر های دسته جمعی خوشی را برای خود و دیگران رقم بزنید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

در سفرهای دسته جمعی که معمولا به جز افراد خانواده افراد تازه وارد یا حتی غریبه ای هم وجود دارند قوانین نانوشته ای وجو دارد که تبعیت از آن ها به نفع فرد و گروه همراه او می باشد. خیلی از اشتباهاتی که در برخورد با دیگران مرتکب می شویم به فن بیان اشتباه ما بر می گردد و به همین دلیل لازم است خطاهای گفتاری خود را تصحیح کنیم.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

اولین قانون نانوشته ” استفاده از زبان” به جای تمام فنون بیان غیرکلامی است! در ادامه متوجه خواهید شد که چه طور با استفاده از زبان و به سخن در آوردن اهدافمان می توانیم از تشنج های احتمالی سفرهای دسته جمعی بکاهیم.

جنگ اول به از صلح آخر!

وقتی که برخی از اعضا خانواده یا همسفران با مقصد سفر موافق نیستند تا پایان سفر به محض بروز هر گونه مشکلی این موضوع را به شما یادآوری می کنند. بهترین راه مصالحه درباره مقصد سفر پیش از شروع سفر است. از تمام کسانی که در سفرهای دسته جمعی شما شرکت دارند بخواهید تا یک میز گرد تشکیل بدهند. در این گفتگو روی مقصد سفر خیلی تمرکز کنید. ایده هایتان را با بقیه مطرح کنید و بگویید چرا فلان جا برای سفر مناسب است ولی با جایی که دیگری پیشنهاد می دهد مخالف هستید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

از قدیم گفته اند جنگ اول به از صلح آخر؛ پس چرا تمام بحث و گفتگوهای احتمالی را به خانه موکول نکنیم و فرصت بیشتری برای لذت بردن از سفر به خودمان ندهیم؟

داخل خودرو مدیتیشن کنید!

مدیتیشن یکی از راه های افزایش عزت نفس در سخنرانی و فن بیان افراد است که اتفاقا در طول سفر کردن هم خیلی به درد می خورد. اما منظور از مدیتیشن چیست؟ در طول سفر و داخل خودرو فضایی کاملا آرام و بدون تشنج برای خانواده ایجاد کنید. بحث و جدل های طول سفر متعددند و ممکن است هزار دلیل داشته باشند. از رانندگی خیلی کند یا خیلی شتابزده شما و عبور از دست انداز های بزرگ به صورت ناگهانی تا تا تصمیم گیری برای محل توقف و زمان آن.

اگر ماشین را برای سفر انتخاب می کنید و جاده را به هر گونه مسیر حمل و نقل دیگری ترجیه می دهید حتما حافظه فلش را با موزیک های آرامش بخش پر کنید. پخش این موزیک در طول سفر آرامش پایداری در طول سفر برقرار می کند که قطعا روی روحیه تهاجمی برخی از همسفرانی که مدام دنبال بهانه گیری هستند تاثیر می گذارد!

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

بحث های قلقلک آور را دور بریزید!

سفر وقت مناسبی برای باز کردن سر صحبت درباره مشکلات گذشته یا جاری خانواده نیست. برخی از مسائل در زندگی مثل گره کور هستند؛ اگر دیروز تلاش کرده اید و به نتیجه نرسیده اید مطمئن باشید که در طول سفر هم به نتیجه ای نمی رسید.

برخی از مسائل هستند که شروع بحث کردن درباره آن ها غلغلک دهنده یا تجریک کننده می باشد. صحبت درباره بدهی های جاری، اشتباهاتی که در طول ارتباط با اطرافیان مرتکب شده اید، مسائل مالی، حق هایی که در گذشته از شما ضایع شده است و هیچ وقت توانستید به آن ها برسید و خلاصه تمام مسائل و مشکلاتی که به نحوی با آرامش فعلی شما بازی می کنند و شما را عصبی می کنند را دور بریزید و در لحظه فقط به حرف های خوب، فکر های خوب و حس های خوب بیندیشید!

صاف و صادق باشیم؛ بدون دوز و کلک!

حرف های چندپهلویی که مخاطب را به فکر وا می دارد دقیقا به چه چیزی کنایه زده اید، مرور اختلاقات خانوادگی گذشته با بستگانی که در طول مسافرت های دسته جمعی با آن ها هم سفر شده اید و احساسات تصنعی و پشت سر بقیه بد گفتن مقدمات شروع بحث و جدل های کوچک و بزرگی است که می تواند یک گروه را منحل کرده و سفر را به کلی تلخ کند.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

در طول سفر بی طرف باشیم. بی طرفانه حرف بزنیم و بدون در نظر گرفتن روابط دور و نزدیکمان حلال اختلافات گروه باشیم. طرفدارای های بی مورد و دخالت بیهوده بهانه ای برای ناسازگاری دیگران با شما می شوند. اگر با برخی از همسفران قبلا تنش و اختلاف داشتید و سعی می کنند به نحوی خاطرات گذشته را یادآوری کنند بی تفاوت باشید.

مشکل بعدی در اکثر سفرهای دسته جمعی که پیش می آید عدم صداقت افراد است. در مورد محل اقامت، مشکلاتی که در طول سفر رخ می دهد و مسائلی که پیش می آید با همه صادق باشید. همسفران شما حق دارند درباره وضعیت راه، وضعیت آب و هوا، هزینه های سفر و محدودیت های موجود اطلاعات کافی داشته باشند.

مدیریت مالی و زمانی سفر

در سفر های دسته جمعی بودجه و امکانات محدودی در اختیار افراد قرار دارد. کسانی که با تور سفر می کنند و معمولا یک گروه ثابت برای سفر های طبیعت گردی خود دارند بهتر می دانند که امکانات موجود در جنگل ها، کوه ها و بیابان های صعب العبور محدود است و بنابراین باید با ظرفیت سازش خود را با شرایط بالا ببرند.

در طول سفر همیشه هستند کسانی که ساز مخالف می زنند و به این شکل سعی دارند شما از کوره در بروید و انتقام بگیرند. آرامشان را حفظ کنید و تا حد ممکن ارتباطتان را با همسفران حساسی که ممکن است بحث و جدل راه بیندازند محدود سازید.

تکنیک های فن بیان مربوط به سفرهای دسته جمعی بدون دلخوری

به جز امکانات و مسائل مالی زمان سفر هم خیلی اهمیت دارد. اگر برنامه درست و مدونی در طول سفر نداشته باشید هر لحظه ممکن است خشم همسفران به دلیل ضعف مدیریت زمانی شما نظیر یک آتش فشان فوران کند!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

عادت بد وسط حرف دیگران پریدن را با این ترفندها برای همیشه ترک کنید

فرض کنید در حال صحبت کردن هستید و چند نفر به صورت ناگهانی، چه از دوستان و آشنایانتان و چه از افراد غریبه حاضر در مجلس یا سخنرانی، وسط حرف شما می پرند و رشته کلامتان را قطع می کند. در چنین مواقعی از او می خواهید که منتظر بماند و صحبت شما تمام شود؟ اصلا چنین ترفندی آن هم زمانی که طرف مقابل شما استاد یا رئیستان باشد شدنی است؟ حالا همین مشکل را از جانب خودتان بررسی می کنیم. یعنی تصور کنید این بار در جایگاه همان کسانی قرار دارید که هنگام حرف زدن بقیه مدام عاملی داخلی شما را به سمت قطع کردن حرف های دیگران یا وسط حرف دیگران پریدن وسوسه می کند. این جایگاه یعنی حالت دومی که بررسی کردیم یک تفاوت فاحش با حالت اول دارد و آن این است که خوشبختانه با چند ترفند ساده می توان عادت ناپسند قطع کردن حرف دیگران را ترک کرد یا حداقل آن را تا حدی پایین آورد!

همه کسانی که عادت دارند وسط حرف بقیه بپرند و تمرکز آن ها را با حرف های نابجا خود به هم بریزند بر خلاف تصور برخی انسان های محترم و آداب دانی هستند که هرگز قصد بی ادبی ندارند؛ بلکه فقط برای گفتن حرف هایشان بیش از حد حریص هستند و نمی توانند مکث کوتاهی تا بعد از تمام شدن حرف بقیه داشته باشند. اصلا موضوع حرف دیگران را هنگام صحبت کردنشان قطع کردن گاهی از حالت ارادی خارج می شود و ما گاهی ناخودآگاه این کار را بر خلاف میل خود انجام می دهیم. مثل موقعی که از ما سوال پرسیده می شود، جواب می دهیم و وقتی که مخاطب بعد از جواب دادن ما شروع به صحبت می کند تازه به خاطر می آوریم که بخشی از حرف هایمان ناکامل یا اشتباه بوده و در صدد اصلاح آن هستیم.

اگر شما هم همین عادت ناخوشایند را دارید خود را سرزنش نکنید و فرصت امروز را برای ترک عادت بد وسط حرف دیگران پریدن با ترفندهای زیر را از دست ندهید!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

وسط حرف بقیه پریدن تقریبا مثل بالا رفتن از نردبان است؛ نردبانی که سعی داریم با بالا رفتن از آن نواقص خود را در مواقع مختلفی مثلا هنگام تپق زدن در سخنرانی، تلفظ اشتباه کلمات یا برای جبران عباراتی که به اشتباه به کار برده ایم ترمیم و از بین ببریم.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

پریدن وسط حرف دیگران؛ از منظری دیگر

اگر فکر می کنید عادت وسط حرف دیگران پریدن آن قدرها هم که می گوییم زشت نیست یا این که ما این موضوع را تا این حد بزرگ کرده ایم بد نیست این بار از این منظر به قضیه نگاه کنید:

  1. چه احساسی دارید وقتی که همیشه از فراموش شدن متن کلمات یا عبارات حین صحبت کردن رنج می برید، با این حال دیگران هم به این مشکل دامن می زنند و تمرکز شما کاملا بر هم می زنند؟
  2. احساستان درباره انسان هایی که بی توجه به صحبت های شما برای بیان کردن نقطه نظرات خود حریص هستند چیست؟ حس می کنید صحبت هایتان برای بقیه بی ارزش و بی فایده است؟
  3. خودتان روی کسانی که تا این حد رشته کلام دیگران را پاره می کنند چه حسابی باز می کنید؟ اعتماد کافی به این دسته از آدم ها دارید؟

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

چرا وسط حرف دیگران می پریم؟

برای ترک عادت غلط وسط حرف دیگران پریدن لازم است علل این مشکل را دانسته و درباره آن ها آگاهی داشته باشیم. به طور کلی اغلب ما به دلایل زیر ممکن است وسط صحبت های بقیه حرف بزنیم و آن ها را رنجیده خاطر کنیم:

  • ناآگاهی: دقیقا متوجه نیستیم که با این کار تمرکز بقیه را بر هم می زنیم
  • ترس از فراموش شدن آن چه که می خواهیم بگوییم: در این حالت مخاطب به جای گوش دادن فعال با گفته های طرف مقابل خود از ترس فراموش شدن حرف هایش وسط صحبت دیگران می پرد
  • احساس تعلقی که ارضا نشده است: شما دوست دارید بخشی از یک مکالمه یا گفتگو باشید؛ اما افراد دخیل در این گفتگو عملا فرصت یا شانسی را برای ورود به این مکالمه در اختیار شما قرار نمی دهند.هر زمان که قصد دارید وارد این بحث شوید کسی سعی دارد همچنان خارج از بحث بمانید. در این موقع تنها راهی که پیدا می کنید وسط حرف دیگران پریدن است تا به این بحث احساس تعلق پیدا کنید
  • فرهنگی که با آن رشد کرده اید: شاید بین اعضا خانواده وسط حرف بقیه پریدن ناخوشایند و ناپسند نباشد
  • وقفه های رقابتی: در چنین حالتی شما سعی دارید با تایید مثبت، خود را در گفتگو بقیه شریک کنید. به این شکل که حرف آن ها را با جمله “کاملا درک می کنم” یا هر چیز مشابه آن تایید کرده و داستان خود را با آن ها به اشتراک می گذارید. غافل از این که نمی دانید با پریدن وسط حرف بقیه آن ها را ناراحت کرده اید!

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

راه های ترک عادت بد وسط حرف دیگران پریدن

برای این که از این پس نابجا حرف نزنید و وسط حرف بقیه نپرید باید:

خود را برای سکوت به چالش بکشید!

سکوت نه فقط هنر مقابله و برخورد با افراد پرحرف و متوقف ساختن آن ها، بلکه هنر مقابله با پرحرفی خودمان در مواقعی است که بهتر است به موقع و به جا حرف بزنیم! خودتان را برای آرام ماندن به چالش بکشید. بد نیست در چنین مواقعی با خود این جمله را تکرار کنید: شاید بهتر باشد فعلا گوش بدهم!

اگر به خاطر سکوت خود از فراموش کردن آن چه که می خواستید بپرسید یا بگویید می ترسید یک دفترچه یادداشت کوچک به همراه داشته باشید یا از موبایل خود استفاده کنید. حرف هایتان را فعلا با موبایل یا قلم و کاغذ به اشتراک بگذارید و بعد از تمام شدن صحبت مخاطب خود آن ها را بیان کنید.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

وقفه های کوتاه را روی هوا بقاپید!

برای پیوستن به یک مکالمه و ورود به گفتگو دو یا چند نفر ابتدا فرصت های موجود را ارزیابی کنید. به دنبال وقفه ها باشید. بلافاصله که زمان کوتاهی بین گفتگو آن ها ایجاد شد نظرتان را مطرح کنید.

از یادآورهای فیزیکی استفاده کنید

شاید خنده دار باشد اما گاهی به یادآور های فیزیکی نظیر دستانمان برای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن نیازمندیم! دست خود را روی لب هایتان قرار دهید و با این کار باعث شوید حتی اگر نتوانستید خود را از وسوسه حرف زدن حفظ کنید دستانتان مانع حرکت لب ها برای حرف زدن شود!

از بقیه کمک بخواهید

اگر آدم پرحرفی هستید و حتی با وجود یادآورهای فیزیکی نمی توانید مانع این عادت خود شوید مشکل را با یکی از دوستان یا افراد خانواده در میان بگذارید. از آن ها بخواهید زمانی که ممکن است وسط حرف بقیه بپرید به شما تذکر دهند و شما را از این که مشغول پریدن وسط حرف بقیه هستید آگاه سازد.

راهنمای ترک عادت وسط حرف دیگران پریدن

برای شروع صحبت کردن غرور به خرج دهید!

شاید آخرین و بهترین راه برای رفع این مشکل توجه به همان غروری باشد که در خیلی از مواقع نکوهیده است. اگر برای شروع مکالمه با دیگران کمی مغرور باشید از این به بعد این همیشه دیگران خواهند بود که صحبت با شما را آغاز می کنند و از این رو کم تر به وسط حرف دیگران پریدن برای بیان کردن نقطه نظراتتان نیاز پیدا می کنید!

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا: چه طور مثل یک مدیر واقعی حرف بزنیم؟

دیدن بسیاری از سخنرانان موفق و مشهور در کنفرانس های بزرگ، جلسات و سمینارهای داخلی و خارجی که رهبری گروه های تجاری، سازمان ها یا شرکت های بزرگ را بر عهده دارند فارغ از اطلاعات و امتیازاتی که از نظر حرفه ای برای ما دارد یک مزیت خاص دارد و آن پی بردن این حقیقت روشن است که شیوه سخنرانی این افراد به هیچ کس جز خودشان شبیه نیست! اگر کمی دقت در فن بیان این این دست سخنرانان به خرج دهیم متوجه یک اعتماد به نفس و وضوح و شفافیت خاصی می شویم که در به نظر می رسد در صدای هیچ یک از سخنرانان شبیه کارمندان عادی و تمام سخنرانانی که می شناسیم نیست. انگار سبک و سیاق سخنرانی این افراد با فوت و فن رهبری و مدیریتشان آمیخته شده است و هر لحظه به شنونده گوشزد می کند که من یک رهبر موفق با کاریزما هستم! همین ترفند هر کسی را به فکر فرو می برد تا سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا را بیاموزد و مشتاق شود همین اصول را در سخنرانی یا فن بیان خود پیاده کند.

رهبران بزرگ اولین و مهم ترین رکن ارتباطی در دنیا هستند. فن بیان آدولف هیتلر به عنوان یکی از بزرگ ترین رهبرانی که در دوره حیات خود دنیا را از طرز فکر تفکر خود متاثر نمود و سخنرانی های بیل کلینتون به عنوان انسان تاثیرگذاری که در شکل گیری تاریخ سیاسی آمریکا نقش اساسی داشت از نمونه های پررنگی می باشند که بسیاری از رهبران و مدیران سرشناس امروز موفقیت امروز خود را مدیون آن ها هستند.

ارتباطات برای هر کارآفرینی حرف اول را می زند. دیدگاه هر مدیر از دریچه سخنرانی ها و فن بیانش درز پیدا می کند و به مرور خط مشی یک فعالیت سازمانی را شکل می دهد. تنها راه برقراری ارتباط یک مدیر موفق با کارمندان و اعضای تیمش همین سخنرانی و گفتگوها است. سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا که شما را یک مدیر واقعی و کاریزماتیک جلوه می دهد.

شما هم می توانید مثل یک مدیر واقعی حرف بزنید اگر اصول کیفی و کمی زیر را در سخنرانی های خود رعایت نمایید.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

برای سخنرانی و سخنوری به شیوه بزرگ ترین مدیران دنیا قبل از هر چیز باید پذیرفت که زبان رهبری با تمام زبان های دنیا متفاوت است. رهبری یک زبان منحصر به فرد است که اهداف منحصر به فردی هم پشت آن قرار دارد. ارتباطی که در طول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا برقرار می شود بیانگر نقشه یا طرح حال و آینده یک تیم، یک ملت و حتی چند کشور است. ساده سازی مسائل لاینفک و غیر قابل رسدگی، حل و فصل مشکلات هنگام مواجهه با ناسازگاری، پراکنده کردن حس اعتماد و اطمینان بین مخاطبان و تزریق الهام و انگیزه از جمله چارچوب های ضروری در زبان رهبری است که تقریبا تمام رهبران مقتدر دنیا بدان پایبند می باشند.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

به عنوان یک مدیر موفق این بار قبل از سخنرانی بعدی خود از پنجره دیگری به کلمات نگاه کنید. سه خصلت تحریک کنندگی، خصلت و ماهیت آن ها را بسنجید و ببینید کدام یک از آن ها نماینده بهتری برای یک رهبر جسور، مغرور و مقتدر هستند؟

رهبران موفق در سخنرانی خود با توجه به قوانین پایه و ساده زیر دنیا را زیر و رو می کنند:

راه در رو ها را مسدود می کنند!

همه رهبران دنیا باورپذیر نیستند. خیلی از خط فکرهای سیاسی به شکست رو به رو می شوند و بسیاری از احزاب دنیا بدون این که شناخته شوند و صدایشان به جایی برسد خاموش خواهند شد. علت اصلی این موضوع چیست؟ ضعف رهبران از کجا نشات می گیرد؟ چرا با وجود تمام دقتی که به خرج می دهید مردم سخنرانی شما را جدی نمی گیرند؟

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

یک سری راه در رو ها وجود دارد که تقریبا در سخنرانی رهبران و مدیران ماهر دیده نمی شود. را در رو هایی مثل تکه کلام ها و اِ گفتن ها یکی از فاحش ترین نشانه ها در سخنرانی افراد مبتدی هستند. تکه کلام ها را در رو های رایجی هنگام اسیر شدن ما در بند کلمات هستند. مثلا وقتی که یک کلمه خاص را ناخودآگاه به کار می بریم اما فعل متناسب با آن را پیدا نمی کنیم؛ یا با فراموش کردن متن سخنرانی و حین دستپاچه شدن سعی داریم وقفه ای که به وجود می آید را با آواهایی مثل اِ یا اممم پر کنیم.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

از اشتباهات کلامی می گذرند!

یک بار به سخنرانی روئسا جمهور دنیا دقت کنید؛ چند درصد از آن ها به خاطر تپق زدن در طول سخنرانی، تلفظ اشتباه کلمات یا گرفتگی زبان خود از دیگران عذرخواهی می کنند؟ چند درصد از آن ها به این اشتباهات نگاه می کنند و به عقب بر می گردند تا آن را اصلاح کنند؟

چنان چه که می دانید رهبران بزرگ دنیا معمولا شمرده، واضح و آرام صحبت می کنند که این موضوع دلایل خاص خودش را دارد. این افراد نه فرصت بازگشت به عقب را دارند و نه برای اشتباهاتی که کاملا سهوی رخ می دهد ارزش قائل می شوند. پیشنهاد می کنیم یک بار سخنرانی های انگیزشی باب پراکتور را در باب روش های ثروتمند شدن گوش دهید تا ببینید سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا باید چه طور با این اشتباهات برخورد کنید و چه طور از کنار اشتباهات سطحی و بی ارزش عبور نمایید!

هر جمله، یک تفکر!

درسخرانی هایی که تمام کارکنان شما  به عنوان شنونده حضور دارند تا سخنرانی های بین المللی که تقریبا کل دنیا مخاطب شما هستند بر خلاف گفتگوهای روزانه هیچ چیز ناخودآگاه و فی البداهه نیست. کسانی که صدایشان به گوش دنیا می رسد می دانند که هر جمله آن ها چه قدر می تواند در بطن افکار ملل تاثیر بگذارد و احتمالا نگرش و قضاوت های آن ها را تغییر دهد.

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

در سخنرانی هم مثل متن یک قرارداد پشت هر جمله یک تفکر نهفته است. با این تفاوت که رهبران بزرگ از قبل تفکر کرده و تمرین می کنند تا بتوانند هر جمله را با سرعت کافی ادا کنند.

“اما” و “اگر” ها خط قرمز آن ها هستند!

“اما” ربط دهنده تضاد است و نباید در جملاتی که بار مثبت دارند استفاده شود. “اما” سیگنال شدیدی در پس جملاتی است که تقریبا مورد تایید شما نیستند و مفهوم آن ها کاملا صدق نمی کند. با استفاده از ربط دهنده “اما” ما سعی داریم توجه مخاطب را به بخش دوم متمرکز کنیم تا بخش اول؛ بنابراین در سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا باید خیلی مراقب این “اما” و “اگر”ها بود!

به دو جمله زیر توجه کنید:

  1. از نظرات شما ساپس گذاریم اما هنوز هم به ایده خود بیش تر اعتقاد داریم
  2. به نظرات شما فکر می کنم و هنوز هم با نظر خودم بیش تر موافق هستم

همچنین به دو جمله زیر:

  1. تیم به خوبی این چهار ماه را پش سر گذاشت اما هنوز هم با توجه به شرایط موجود نیاز به تمرکز بیشتری داریم
  2. با وجود تلاش های شما در چهار ماه اخیر هنوز هم باید تلاش زیادی به کار ببریم چون کار پروژه سنگین است

اصول سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا

در هر دو حالت گفته شده جملات دوم که فاقد ربط دهنده های تضاد هستند بار معنایی متفاوتی از جملات اول به دوش می کشند. بنابراین یکی از تمارین مهم در سخنرانی به سبک رهبران موفق دنیا انتخاب ربط دهنده ها در کنار توجه به بار معنایی واژگان است.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ حتما این مطلب را بخوانید

هیچ چیز در دنیا به اندازه تنوع های شخصیتی و خلق و خوی آدمی جلب توجه نمی کند. در حالی که یک نفر می تواند به ورودش به یک محیط جدید جلب توجه کند و توجه همه را به سمت و سوی خود ببرد برخی در گوشه ای منزوی می شوند و منتظر می مانند کسی نیم نگاهی به آن ها بیندازد یا اصلا متوجه حضور خارجیشان شود. همین نمونه در کلاس درس یا دانشگاه اتفاق می افتد؛ دقیقا وقتی همه تلاشتان را برای ارائه هر چه بهتر مطلب به کار می بندید اما باز هم کسی این وسط گوشش بدهکار ما نیست و هر کسی مشغول کارهای خود می شود؛ اما می دانید که بین همکلاسی ها کسانی هستند که می توانند این ذهن های پراکنده و بازیگوش را روی موضوع بحث متمرکز سازند. سوال مهمی که در این مواقع برای هر کسی از جمله شما به وجود می آید این است که چرا سخنان شما را جدی نمی گیرند ، برای حرف هایتان به اصطلاح تره هم خُرد نمی کنند و نسبت به حرف های شما بی اهمیت هستند؟

جوان های تازه کار، خانم ها و خلاصه کسانی که تا کنون نقش کم تری در اجتماع یا در مقابل مردم داشته اند و اکنون در سنین پایینی قصد ورود به کسب وکار و سخنرانی کردن را دارند قطعا با هجمه زیادی از بازخوردهای منفی رو به رو شدند. بازخوردهایی مثل این جوان کم سن و سال را چه به سخنرانی؟ بازخوردهایی که در نهایت نشان می دهد بسیاری از مردم به دلایلی مثل کم سن و سال بودن شما، تجربه کم شما در سخنرانی یا به خاطر دیدگاه های منفی قبلی خود درباره شما چندان تمایلی به سخنان یا سخنرانی شما نشان نمی دهند و با ترک کردن جلسه یا بی توجهی به سخنان شما اعتماد به نفستان را از شما می گیرند.

در این مطلب تلاش داریم علل این چنین بازخوردهایی را واشکافی کنیم و ببینیم اصلا چرا مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ سپس راهکارهایی برای برطرف کردن این مشکل معرفی می کنیم.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در تحقیقات انجام شده در آمریکا بیش از ۲۰ درصد کارمندان از اوضاع شغلی خود و برخوردهایی که در محل کار با آن ها می شود ناراضی هستند. عدم برخورداری از اعتماد به نفس یکی از مشکلات بزرگی است که جدی تلقی نشدن در محل کار و بی توجهی بقیه به ما به دنبال خود می آورد. بسیاری از ما حتما با این شرایط در محل کار رو به رو شده ایم و احساس کرده ایم در این لحظه با نامهربانی اطرافیان خود مواجه هستیم؛ اما واقعا دلیل چنین برخوردی چه بوده است؟

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

ساز مخالف می زنید؟

خیلی از افراد به دنبال کسانی هستند که مطیع آن ها باشند و به دستوراتشان عمل کنند؛ اما امثال بله قربان گو ها هم خیلی دوام نمی آورند و معمولا موقعیت شغلی باثباتی ندارند. در مقابل ساز مختلف زدن با هر موضوع کوچکی دیگران را نسبت به ما بی توجه می کند. به عنوان مثال اگر قرار باشد یک نظرسنجی انجام گیرد با خود شما را قطعا مخالف تلقی می کنند و بود و نبود رای و نظرتان تقریبا برای بقیه بی اهمیت می شود.

خود شیفته و از خود متشکر هستید؟

اگر خودشیفته هستید به دیگران حق دهید از حضور و نقطه نظراتتان فاکتور بگیرند تا مبادا بخواهند با روحیات چنین افرادی رو به رو شوند. افراد خود متشکر ظاهرا اعتماد به نفس بالایی دارند اما غرور و حق به جانب بودن آن ها بقیه را فراری می دهد!

خنثی هستید؟

گاهی خود ما و رای ممتنع ما در مشورت با دیگران، رای گیری ها و نظر سنجی ها باعث می شود مثل یک مهره خنتی در میدان باشیم که بود و نبودمان تاثیری برای پیشبرد یک پروژه نداشته باشد. در چنین مواردی طبیعی است ببینید مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند، بدون حضور شما جلسه تشکیل می دهند، بدون نظرخواهی از شما رای صادر می کنند و …

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

چگونه جدی تر تلقی شویم‌؟

اگر می‌خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده‌هایتان را بپذیرند، باید اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را از راه هایی که به آن ها می پردازیم جدی تلقی می‌کنند:

بگذارید مردم از خودشان بگویند

۶۰ درصد مکالمات روزمره مردم شامل صحبت هایی می شود که صرفا به خودشان و امورات زندگیشان مرتبط می شود. صحبت کردن درباره خود به اندازه مزه مزه کردن یک غذای خوشمزه یا استفاده از یک نوشیدنی انرژی زا کامل لذت بخش است. هر چه قدر که مردم بیش تر در مکالمات روزمره خود از خودشان بگویند و درباره خودشان صحبت کنند احتمال نزدیک شدن و تعامل آن ها با شما بیش تر می شود.

یکی از عواملی که باعث می شود مردم سخنان شما را جدی نگیرند عدم ایجاد تعامل بین شما و آن ها است. ترفندهای گرفتن بازخورد از مخاطب دیگران را وادار می کند تا به شما نزدیک شوند، با شما رابطه دوستی برقرار کنند و به این شکل به شما توجه ویژه تری داشته باشند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در برخورد اول از خود یک قهرمان بسازید!

در خیابان، هنگام نشستن در لابی یا زمانی که منتظر رسیدن مترو، تاکسی یا اتوبوس هستید شانه به شانه بقیه بایسیتید. در محل کار فاصله خود را به همکار خود کم تر کنید و سعی کنید صبح را با ارتباط چشمی قوی، دست دادن و احوالپرسی عمیقی شروع کنید. اعمال زیر به شکستن یخ دیگران و شروع ارتباط کلامی کمک زیادی می کند. اما این ترفند چه طور به مرور ااین مشکل که مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند را حل می کند؟

در ارتباطات اجتماعی احترام احترام می آورد. در صورتی که شیوه برخورد شما با اطرافیان محترمانه و خاص باشد در ۹۹ درصد موارد شما هم می توانید انتظار همان برخورد را از آن ها داشته باشید.

موضع مستقیم و صاف خود را تا آخر حفظ کنید!

شیوه ایستادن و نشستن شما پیغام های زیادی به بقیه منتقل می کند. پایین انداختن سر خود به خود این پیام را به بقیه انتقال می دهد که شما یا مشغول تفکر هستید یا آن قدر بی حوصله هستید که تقریبا مایل نیستید با کسی ارتباط برقرار کنید. در مقابل موضع مستقیم و صاف، شانه هایی که تکیده نباشند و صورت شادابی که مدام اطرافش را رصد می کند سیگنال مثبتی در جواب به درخواست تعامل دیگران هستند.

اگر به همین شیوه پشت میز کاری خود بنشینید یا به ملاقات فرد مهمی بروید مطمئن باشید که جدی تر تلقی می شوید و حساب دیگری روی شما باز می شود!

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اجازه ندهید تن صدایتان اقتدار شما را تضعیف کنند!

شروع سخنرانی یا مکالمه با صدای بلند و به اتمام رساندن آن با صدای بلندتر شیوه ای از گفتار است که متخصصان فن بیان آن را اصطلاحا upspeak می نامند. تغییر تن صدا در موقعیت های رسمی اقتدار شما را به عنوان گوینده تضعیف می کند. ۸۵ درصد از ۷۰۰ محققی که روی این موضوع تحقیق کرده اند معتقدند تغییر تن صدا و صحبت کردن با بخش بالایی صدا (یعنی استفاده از تمام پتانسیل موجود در صدا) نشانه عدم اطمینان است. مردم در ۵۷ درصد موارد به کسانی که خواسته یا ناخواسته upspeak را برای حرف زدن انتخاب می کنند بی اعتمادند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اگر نمی دانید چرا بقیه سخنان شما را جدی نمی گیرند این بار به تن صدای خود بیش تر توجه کنید.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

۶ تمرین ساده برای این که بر یکنواختی صدا خود غلبه کنید

حتی وقتی فوق العاده هستید دیگران شما را خوشحال و خندان نمی بینند. حتی وقتی عصبانی نیستید و چیزی برای دلگیر شدن وجود ندارد دیگران تصور می کنند نسبت به آن ها سرد شده اید و بی تفاوتی شما آزارتان می دهد. از صدای خود واقعی خود متنفر هستید چون فکر می کنید دیگران با شنیدن آن خواب آلود می شوند و احساس می کنید تغییرات حسی در شما با این که درون شما دگرگون می کند هیچ نمود ظاهری ندارد. اگر این احساسات غریب را تا کنون تجربه کرده اید شما هم فردی با صدای مونوتُن هستید که از یکنواختی صدا خود به تنگ آمده است!

صدا هم مثل تمام اشیا و موجودات اطراف ما رنگ دارد. مثل دریا، مثل کوه، مثل آبی که با وجود بی رنگی اش یک رنگ خاص دارد. تصور کنید جهانی بی رنگ را که تبدیل به یک قاب عکس یکنواخت بی رنگ به بی رنگی آب شبیه شده است؛ صدایی هم که رنگ ببازد دقیقا مثل همین قاب عکس بی روح، خسته کننده و برای دیگران کم اهمیت می شود. یکنواختی صدا یکی از بزرگ ترین مشکلاتی است که افراد به دلیل ساختار خاص صدا خود با آن رو به رو هستند. افرادی که صدایی یکنواخت دارند تقریبا هیچ واکنش متفاوتی از بقیه دریافت نمی کنند تا بتوانند ذهن خوانی افکار دیگران را انجام دهند و به این شکل برخوردهای آینده آن ها را پیش بینی کنند. در مغز این افراد چندین و چند کلمه در رویارویی با شرایط مختلف عبور می کند اما سردی خاصی در لحن افراد برای بیان کردن کلمات وجود دارد. طوری که ابراز احساسات، ابراز حس خشم و حس خوشایندی که به آن ها دست می دهد تقریبا غیرممکن می شود.

یکنواختی صدا با تمام مشکلاتی که به دنبال دارد یک بیماری یا اختلال نیست و با تمرین و تکرار به مرور زمان بهبود می یابد. تمارینی که در ادامه می خواند کمک شایانی می کند تا بر یکنواختی صدا خود غلبه کنید.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

محدوده سخنوری یا سخن گفتن متشکل از مناطق مختلفی است که بدان نوای گفتار گفته می شود. نوای گفتار مجموعه پیوسته ای از پدیده های گفتاری هستند که به صورت زنجیره وار صدای ما و لحنمان را تشکیل می دهند. این که برخی از کودکان در سنین پایین با صدای بلندی حرف می زنند یا احساس می کنید یا فریاد و جیغ زدن تند آن ها شما را آزار می دهد به دلیل عدم تکامل همین بخش می باشد. مشکلات مربوط به نوای گفتار فرد را بی علاقه نشان می دهد و حس شوخ طبعی را از او می گیرد. این فرد هر چه قدر هم فنون مطالبه از دیگران را بیاموزد باز هم نمی تواند خیلی خوب اضطرار خود را برای کمک خواستن از بقیه نشان دهد.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

دلایل عمده یکنواختی صدا

نظریه های مختلفی وجود دارد که دلایل قابل قبول و محتملی برای یکنواختی صدا مطرح می کنند:

  1. عدم توانایی تمیز دادن صداهای مختلف: افرادی که توانایی کافی در تشخیص تن مختلف موسیقی ندارند کم کم به دلیل تقلید از شنیده های خود دچار یکنواختی صدا می شوند
  2. کودکان مبتلا به بیماری اوتیسم با یکنواختی صدا بیش تر رو به رو میشوند. این کودکان به دلیل عدم هماهنگی میان مراکز مغزی مربوط به گفتار قادر به تولید نواهای مختلف نیستند. این در حالی است که صدایشان برای خودشان کاملا طبیعی و نرمال به نظر می رسد
  3. حساسیت های بالا روی صدا باعث می شود فرد کم کم با یکنواختی صدا درگیر شود. مثلا یک سخنران تمام تلاش خود را به کار می برد تا صدای خود را تغییر دهد و همان صدایی را تولید کند که خودش از شنیدنش بیش تر رضایت دارد. حساسیت های ما روی صدایی که دیگران از طرف ما می شوند کم کم باعث می شود به سمت صدایی آرام، یکنواخت و با تُن یکسان برویم

چه طور یکنواختی صدا را تا حدودی بهبود بخشیم؟

تنفس صحیح و استاندارد

وقتی عصبانی می شویم به خاطر تمرکزی که روی کلمات داریم نفس کشیدن را فراموش می کنیم. تنفس در این مواقع تبدیل به حاشیه ای ترین موضوع می شود. حال آن که تنفس اشتباه باعث نازک شدن صدا، لرزاننده شدن و بی اثر شدن آن روی مخاطب می شود. گاهی هم در چنین شرایطی ممکن است بغض کنیم و نتوانیم خیلی خوب حرف بزنیم. همه این مسائل جدا از دلایل غیرفیزیکی آن بر اثر عدم تنفس صحیح بروز می کند.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

قبل از شروع سخنرانی برای این که دچار یکنواختی صدا نشوید سوخت اصلی خود را بعد از مواد غذایی یعنی هوا را به اندازه ذخیره کنید. به این شکل که دقیقا مثل یک بالن با تنفس های عمیقی شش های خود را از هوای پاک تازه پر کنید. سعی کنید خروج هوا یا بازدم شما به اندازه دم آهسته و آرام باشد. مدت زمان مناسب برای تنفس عمیق در مرحله دم دو تا ۴ ثانیه و برای باز دهم عمیق حتی بیش تر از ۴ ثانیه است.

از قدرت صدای خود به عنوان هایلایتر استفاده کنید!

اگر هنگام خواندن یک مطلب یا نوشته زیر خطوط خط می کشید شما هم از آن دسته خوانندگانی هستید که برای تمرکز بیش تر به یک ماژیک هایلایتر برای هایلایت یا پررنگ نمودن بخشی از مطلب نیاز دارند. در سخنرانی هم برای ایجاد شوک های مقطعی و جلب توجه دوباره مخاطبان به هایلایتر نیاز داریم؛ با این تفاوت که این بار هایلایتر اصلی صدا شما است نه ماژیک!

یکنواختی صدا باعث می شود که تن صدای شما حتی در برخورد با مهم ترین بخش های سخنرانی یکسان باشد. در نتیجه مخاطب درجه اهمیت بحث را در تمام دقایق یکسان می بیند و هیچ بحشی از سخنرانی برای او مهم تر از بخش دیگر نحواهد بود.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

یکنواختی صدا به منزله ضعیف بودن آن نیست. تغییر سرعت، ایجاد وقفه های کوتاه، بالا بردن ناگهانی صدا و …از جمله ترفندهایی است که یکنواختی صدا را به مرر از بین می برد.

مکث های پی در پی

صدای یکنواخت مثل حرکت با سرعت ثابت است. معادله این نوع حرکت به سادگی حل می شود و کلید آن نیز مکث های پی در پی است. مکث در سخنرانی بعد از جملات مهم سه خاصیت دارد؛ اول این که مخاطب را به فکر فرو می برد، سر حال می کند و خلاصه باعث می شود کسانی که تقریبا با یکنواختی صدا شما بی حوصله شدند به سخنرانی برگردند. دوم این که نشانه اهمیت همان جمله ای است که شما بیان کردید. سوم باعث می شود خود شما از سخنرانی با سرعت ثابتی  تن یکنواختی که خودتان هم متوجه نبودید متوقف شوید و ریتم تازه ای را شروع کنید.

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

تمرینات آینه ای

ترفندهای کلیدی دیگری که می توانید هنگام تمرین پیش از سخنرانی به کار برید استفاده از آینه است:

  • مرحله اول: در حالی که رو به رو آینه هستید لبخند بزنید. تصور کنید اکنون خوشحال ترین فرد روی زمین هستید. دستانتان را بالا نگه دارید و لبخند را حفظ کنید
  • مرحله دوم: شما باید شادی خود را با بقیه تقسیم کنید. به شخصیت های خیالی داخل آینه سلام کنید و به آن ها با صدای بلند اعلام کنید خوشحال هستید. دستانتان را تکان دهید، سرتان را بالا نگه دارید و همچنان لبخند بزنید
  • مرحله سوم: راه بروید و این لبخند را روی لب ها نگه دارید. همه باید بدانند شما خوشحال هستید!

رفع مشکل یکنواختی صدا با چند تمرین ساده

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

مروری بر تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

در نیمه دوم دهه ۱۹۲۰ که اوضاع اقتصادی در آلمان خوب بود فقط گروهی از افراد افراطی به کاریزما هیتلر اعتقاد داشتند؛ به‌ همین دلیل هم در انتخابات سال ۱۹۲۸ نازی‌ها تنها ۲٫۶ درصد آرا را به دست آوردند. اما در کمتر از پنج سال بعد هیتلر صدراعظم آلمان و رهبر پرطرفدارترین حزب سیاسی کشور شد. حالا سوال اصلی در بطن داستان اسرار آمیز به قدرت رسیدن هیتلر حتی با شکست سخت آلمانی ها در جنگ جهانی اول این است: هیتلر چگونه توانسته به این قدرت، نفوذ و این درجه تاثیرگذاری برسد در حالی که تا آن زمان برقراری ارتباط با وی به عنوان رهبر آلمان ها تقریبا بعید به نظر می رسید؟ بسیاری از تاریخ دانان پاسخ این سوال را در شیوه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر جستجو کرده اند.

توانمندی در سخنرانی عمومی یکی از مهمترین مشخصه های رهبر برای رهبری یک عده در جهان است. سیاستمداران، روشنفکران، معلمان، استادان، مجریان رادیویی یا تلویزیونی، هواشناسان، ژنرال ها، خبرنگاران، رهبران مذهبی، یوتیوبرها، بازرگانان، کارآفرینان، بینندگان تلویزیون و… هر یک به نحوی در حال رهبری امور و افراد مرتبط بدان هستند. رهبران فکر می کنند، حرف می زنند و مردم هم به شیوه تفکر آن ها اعتماد می کنند.

یکی از تاثیرگذارترین انسان ها در طول تاریخ که شاید از سازندگان برتر اصول فن بیان و خطابه نیز باشد آدولف هیتلر است. او که حزب سیاسی آلمان را برای اولین بار به این شکل تشکیل داده است در بیش از ۵۰۰۰ سخنرانی خود در طول جنگ جهانی دوم توانست مخاطبان خود را رهبری و مخالفانش را سرکوب سازد و به این ترتیب به کل دنیا وعده ساخت یک امپراطوری تازه با قدمت چند هزار ساله بدهد.

با توجه به آوازه فن بیان هیتلر و تاثیر شگرف آن در متقاعدسازی بیش از ۲۱ میلیون نفر در ارتش نازی تصمیم گرفتیم این بار با استناد به شواهد تاریخی مروری داشته باشیم بر تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او تا ببینیم چه قدر شیوه سخن گفتن و فن سخنوری در شکل گیری سرنوشت تاریخ بشر می تواند مهم واقع شود.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

هیتلر در کتاب شخصی خود، “مین کمپف”، در سال ۱۹۲۵ می نویسد: من می دانم که موفقیت های مردان جهان که در کتب مختلف نوشته شده است خیلی کم تر از آن چیزی می باشد که سخنرانان از آن تعریف می کنند؛ اصولا به همین دلیل است که بزرگ ترین جنبش ها در دنیا مدیون سخنرانان بزرگ است؛ نه نویسندگان بزرگ!

در این کتاب هیتلر شخصا اعتراف می کند که بخش بزرگی از موفقیت های جنبش نازی در بدو جنگ جهانی دوم به شیوه سخنرانی خود او بستگی داشته است و اساسا سخنرانی ها نقش بزرگی در رقم خوردن تغیر و تحولات اساسی در دنیا ایفا می کنند.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

کاریزما؛ کلید فن بیان هیتلر

کاریزما و کاریزماتیک بودن در فن بیان برای رهبری سخنرانی یکی از عناصر مهمی است که همواره در آموزش فن بیان بدان اشاره می شود. پروفسور بروس لوبز، که در ۴۶ سال گذشته در دانشگاه ایالتی آیداهو کلاس هایی را به نام صراحت، فصاحت و بلاغت بیان هیتلر و چرچیل  برگزار کرده است علت اشتیاق مردم در آن زمان به هیتلر را کاریزما او دانسته است. او معتقد است کاریزما هیتلر مزید بر علت شده تا مردم به دلیل نارضایتی از تحولات اقتصادی از او با اشتیاق فراوان حمایت کنند.

فن بیان هیتلر در عرصه سیاسی آلمان

Robert Waite پس از آن که ده سال بعد یعنی در سال ۱۹۳۴ دولت نازی توانست قدرت را به دست بگیرد به فن بیان و سخنرانی های هیتلر اشاره کرده و می نویسد: به ندرت در ریشه های تاریخ تمدن غربی رد پای کسی تا این حد پررنگ می شود. عرصه سیاسی حضور هیتلر تا حد زیادی به فن بیان او گره خورده بود.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

فرآیند تهیه و تنظیم سخنرانی ها توسط هیتلر

جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات وقت نازی، در دفتر خاطرات خود در ارتباط با تاثیر ناباورانه فن بیان هیتلر این گونه می نویسد: هیتلر تنها سیاستمداری بود که متن سخنرانی هایش را خودش به تنهایی می نوشت و حداقل پنج بار آن را ویرایش می نمود! این در حالی است که بسیاری از سخنرانان برای نوشتن متن شروع سخنرانی خود از چند نویسنده کمک می گیرند و معمولا تنها ایده اصلی سخنرانی است که قطعا توسط سیاستمداران دنیا مشخص می شود.

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

یان کرشو، مورخ انگلیسی شیوه نوشتن متن سخنرانی توسط وی را خیلی جالب تر توصیف می کند: او بعد از ظهر ها و شب ها برای نوشتن متن سخنرانی وقت می گذاشت و سه وزیر را به کار می گرفت تا کار تایپ متن را بر عهده گیرند. آن چه که فن بیان هیتلر را متمایز می کند استقلال او در تنظیم متن ها سخنرانی است؛ طوری که تقریبا هیچ کس در نوشتن آن دخالت نداشت.

امروزه نوشتن متن سخنرانی توسط خود سخنران در دنیا امری نادر است!

جاذبه جادویی صدای هیتلر

آن دسته از سخنرانانی که پیوسته از بد بودن صدایشان شکایت می کنند و به دنبال راهی برای تغییر صدای واقعی و بهبود آن در سخنرانی هستند باید بدانند که در سخنرانی ها جنس صدا به اندازه جذابیتی که ما ایجاد می کنیم اهمیت ندارد.

جورج استینر، نویسنده فرانسوی و آمریکایی، در کتاب “توضیح هیتلر” می نویسد: صدای رهبر نازی واقعا جذاب بود. من در سال ۱۹۲۹ متولد شدم. بنابراین از سال های ۱۹۳۳ به بعد به خوبی به یاد دارم صدای هیتلر را که چه قدر پر جاذبه از طریق رادیو در آشپزخانه می شنیدم. هر چند که صدای هیتلر قشنگ نبود و حتی تا حدی تمسخرآمیز بود اما انگار با شنیدن صدایش بدنش را لمس می کردی! مثل این که حالت بدن او در روح صدایش ظاهر می شد!

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

مفاهیم انتزاعی در کالبد خشونت های سیاسی هیتلر

بدون شک باید رهبر نازی ها را به دلیل ابداع فن بیان هیتلری یک نابغه در تاریخ دانست. هیتلر در زبان آلمانی توانست یک قدرت لفظی را ایجاد کند که حتی امروزه کمی در این زبان عجیب و غریب به نظر می رسد. در فن بیان هیتلر مفاهیم انزاعی با خشونت های سیاسی و فیزیکی حالات بدن او گره می خورد و به شیوه ای غیرمعمول تبدیل می شد.

انیمیشن بازی هیتلر در فن بیان او!

تصاویر و فیلم های به جا مانده از آن زمان بیانگر زبان بدن خاص هیتلر در طول سخنرانی هایش هستند. مشاهدات صورت گرفته روی اغلب سخنرانی های هیتلر نشان می دهد که او نیمی از پیامش را در طول سخنرانی با کمک زبان دست و بدن خود منتقل می کرد. عکاس شخصی هیتلر، هاینریش هافمن، ۲ میلیون تصویر از نماس زبان بدن وی ثبت و در آرشیو خود نگهداری می کند که برخی از آن ها را به اشتراک گذاشته است.

در سال ۱۹۲۵ هافمن به صورت اتفاقی موفق شد چندین تصویر جالب را از هیتلر زمانی که مشغول تمرین سخنرانی رو به رو آینه بود ثبت کند. حاصل این ریزبینی و خوش شانسی عکاس محبوب هیتلر تصاویر زیر می باشد:

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او

هیتلر بعد از دیدن هافمن از او خواست تا ردی از این عکس ها باقی نماند. اما نهایتا به صورت مخفیانه توسط هافمن ذخیره شدند و اکنون به عنوان اسنادی از فن بیان هیتلر و مهارت های مثال نزدنی وی در سخنرانی کاریزماتیک در اختیار عموم گرفته اند.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

آرام صحبت کردن چه طور می تواند به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

ضربان قلب، افزایش فشار خون، بالا رفتن تعداد دفعات تنفس، لرزش تن و بدن و سردرد از علائم استرس هستند. اضطراب در انجام امور و همه این عواملی که گفته شد دقیقا مثل بروز حالت تب در بدن و شروع واکنش دفاعی است. تب آغازگر عملیات مبارزه با شرایط ناامن است. اما تمام نشانه هایی که گفته شد از علائم اضطراب نیستند. تند صحبت کردن، غیرشمرده حرف زدن و عبور از کلمات بدون مکث روی آن ها و ادا دقیقشان یکی از بارزترین نشانه های فردی است که هنگام حرف زدن دچار استرس شده است و به این شکل سعی دارد هر چه زودتر سخنرانی را به پایان برساند و خلاص شود! هر چند که این تند تند حرف زدن ها همیشه نشانه اضطراب نیست اما آیا می دانستید آرام صحبت کردن چه قدر در فروش و بازاریابیتان موثر خواهد بود؟

جدا از سخنرانان یا کسانی که به عنوان یک گوینده مطمئن قادر هستند حتی بدون تپق زدن تند حرف بزنند و اتفاقا هم این تند حرف دنشان خیلی دل نشین باشد در اغلب موارد عجله ما در صحبت کردن مربوط به تنش های روانی درونی ما است که هنگام کارهای استرس زا نظیر سخنرانی تجربه می کنیم. خیلی از امور در زندگی روزمره ما استرس زا هستند. دیدن یک فرد غریبه و از سر گرفتن آشنایی با او، نطق موفق در یک جلسه کاری پرجمعیت یا ارائه کنفرانس در جمعی از آدم های سرشناسی که منتظر کوچک ترین اشتباه شما هستند واقعا نگران کننده است. با وجود این همه موقعیت ترسناک و استرس زا همه ما به یک سرعت گیر درست و حسابی برای تنظیم و متعادل سازی سرعت حرف زدنمان نیاز داریم. سرعت گیری که شمرده و آرام صحبت کردن را برای ما به ارمغان می آورد.

در ادامه می بینیم که چه طور آرام صحبت کردن می تواند به توسعه و افزایش فروش کمک می کند.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

همان طور که بهتر می دانید گوش دادن با شنیدن تفاوت دارد. بنابراین ما به جز گوش کردن به یک مکث چند صدم ثانیه ای برای پردازش اطلاعات نیاز داریم و همین موضوع لزوم آرام صحبت کردن را بیش تر می کند. در مقابل همان طور که تند حرف زدن به فهم مطلب لطمه می زند خیلی آرام حرف زدن هم توصیه نمی شود.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

از سرعت خود بیش تر بکاهید!

وقتی که دقیقا عین خدمات یا محصولات ما در چند قدمی مشتری و کمی آن طرف تر قرار دارد برای فروش و توسعه کسب وکار نیاز به ترفندهای دیگری داریم که شاید فن بیان زودتر نتیجه دهد. در سال ۲۰۱۲ تحقیقاتی توسط مرکز مخابراتی Quantified صورت گرفت که نشان داد چه قدر صدا و تن آن می تواند مهم تر از کلماتی باشند که ما در حرف زدن به کار می بریم. در این تحقیق که از بین ۱۰۰ هزار شنونده و کارشناس صداپردازی به عمل آمد مشخص شد میزان واکنش شنوندگان بعد از شنیدن صداهای خشن، زیادی بی حال یا صداهایی که خیلی سریع از گوش عبور کرده و در واقع با کم حوصلگی به گوش می رسند بازدهی کافی برای شرکت ها نداشته اند. شرکت های مخابراتی، شرکت های ارائه دهنده اینترنت، شرکت هایی که صاحب فروشگاه های معتبر اینترنتی هستند و تمام ارگان هایی که اپراتورهایی را برای پشتیبانی و پاسخگویی به مشتریان راه اندازی کرده اند همگی بر نتایج به دست آمده اتفاق نظر دارند.

معجزه های نامحسوس آرام صحبت کردن در فروش

وقتی که حرف ها و سوالات شما با سرعت متعادلی با مشتری تبادل می شود شنونده:

  • نسبت به حرف های شما توجه بیش تری از خود نشان می دهد و فن بیان در بازاریابی شما محصول او را بیش تر درگیر می کند
  • بیش تر برای برقراری ارتباط با شما و حرف هایتان از خود اشتیاق نشان می دهد

شش گانه های حیاتی برای تنظیم سرعت حرف زدن

تن، پیچ صدا، سرعت حرف زدن، حجم صدا، انفصال های پیش آمده در طول حرف زدن و تلفظ کلمات شش عنصر موثری هستند که از دیدگاه Darlene Price، نویسنده کتاب Well Said برای فروش موثری که حتما وفاداری به برند را در آینده به همراه می آورد ضروری هستند.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

مراقب تن صدای خود باشید

تن صدای شما نگرشتان را نسبت به طرف مقابل نشان می دهد. تن صدای پایینی که برای شنیدن آن باید دقت زیادی به خرج داد نشانگر بی اهمیت بودن مخاطب برای گوینده است. غمگین هستید یا امروز خیلی هیجان زده شده اید؟ شاید این احساسات را بتوانید پنهان کنید اما تن صدای شما هنگام حرف زدن همه چیز را هویدا می کند. بر اساس تحقیقاتی که توسط استاد دانشگاه UCLA،البرت مهرابیان، صورت گرفته  تقریبا ۴۰ درصد نگرش افراد نسبت به شما و برندتان در برخورد اول صورت می گیرد.

در برخی از موارد احساس ما نسبت به صدای واقعیمان است که موجب تغییر تن صدا می شود. شاید با تکنیک های تغییر صدای واقعی بتوان تا حدی کیفیت صدا را بهبود بخشید.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

سرعت حرف زدن را تعدیل کنید

در طول صحبت کردن با مشتری میانگین کلماتی که باید در هر دقیقه به کار گرفته شوند بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ است. تجربه ثابت کرده است که در طول حرف زدن با مشتری برای تفهیم او از قیمت، کیفیت محصول، خدمات مربوط به برند و سوابق شما و خلاصه جلب اعتماد او لازم است بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از سرعت حرف زدن معمول خود بکاهید. ضمن این که آرام حرف زدن با کسانی که برای اولین بار است آن ها را ملاقات می کنیم، خصوصا اگر در جایگاه مشتری باشند ضروری است.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

چه طور سرعت حرف زدن خود را به صورت دقیق سنجش کنیم؟

آرام حرف زدن را با یک متن کوتاه یا مقدمه یک کتاب کم حجم شروع کنید. محتوا داخل متن را بلند بخوانید و ترجیحا بی صدا نخوانید. مدت زمان یک دقیقه را با موبایل خود تنظیم کنید تا دقیقا مثل یک کورنومتر زمان مطالعه شما مشخص شود. بهتر است متن را در نرم افزار WORD کامپیوتر مطالعه کنید تا بتوانید تعداد واژه هایی که مطالعه شده است را بعد از گذشت یک دقیقه مشاهده نمایید. بعد از این شصت ثانیه تا کجا متن پیش رفته اید؟

به تعداد لغاتی که مطالعه شده است توجه کنید. در این یک دقیقه زیر ۱۵۰ کاراکتر را موفق شده اید که مطالعه کنید؟ اگر جواب شما مثبت است سرعت حرف زدنتان طبیعی و مناسب است. در صورتی که واژه های بیش تری را در طول این یک دقیقه خوانده اید باید با استفاده از تمرینات آرام صحبت کردن سرعت خود را کاهش دهید.

تمرین تکنیک نسبت ۲۰ به ۸۰

یکی از راهکارهای کلیدی که اتفاقا فرصت ذهن خوانی و کنترل افکار دیگران را نیز برای ما به عنوان فروشنده در برخورد با مشتری فراهم می کند استفاده از نسبت ۲۰ به ۸۰ است. در این نسبت ۲۰ به منزله ۲۰ درصد کل ارتباط کلامی ما با مشتری است که ما اجازه داریم در طول آن صحبت کنیم. باقی این نسبت همان ۸۰ درصدی است که به مشتری و نظرات او بستگی دارد. این نسبت تمرین خوبی برای آن دسته از فروشندگان یا بازاریابانی است که با پرحرفی خود مشتریان را آزرده می کند. کم تر حرف زدن به صورت خود به خود سرعت حرف زدن ما را هم تعدیل خواهد کرد.

آرام صحبت کردن چه طور به توسعه و افزایش فروش کمک می کند؟

برای این که مشتری را وادار کنیم این ۸۰ درصد را مدیریت کند و بیش تر ارتباط بگیرد از جملات کوتاه پاسخ استفاده کنید.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

همه چیز برای این که گوینده مطمئن و با هوش تر از آن چه که هستیم به نظر آییم

روان شناسان معتقدند مطمئن حرف زدن مهارت رسیدن به بهترین نتیحه از صحبت کردن نیست؛ مهارت کسب نتیجه و شناخت راه های رسیدن بدان است. با اعتماد به نفس و اطمینان صحبت کردن مهارت شگفت انگیزی است که ممکن است با دیدن آن در وجود به حال خود تاسف بخوریم. بیش تر اوقات دیدن طرز حرف زدن کسانی که با کلمات و لحن خود بقیه را جادو می کنند باعث می شود به حال آن ها غبطه بخوریم و این معما در ذهنمان شکل بگیرد که چرا ما نمی توانیم شبیه این آدم ها باشیم. اما به هر حال هر کمبودی هم که در وجود ما داشته باشد و کسانی در این دنیا باشند که از همان بدو تولد به عنوان گوینده مطمئن و باهوشی پا به این جهان گذاشته باشند ما هم می توانیم تکنیک ها لازم را برای این که حس اطمینان را به بقیه منتقل کنیم یاد بگیریم!

همان طور که شما و همه سخنرانان متبحر دنیا می دانند بخش زیادی از اطمینان و اعتماد به نفس افراد به ظاهرشان باز می گردد؛ کما این که افرادی با ظاهر دلچسب و درجات قابل قبولی از زیبایی اعتماد به نفس بالایی هم در صحبت کردنشان دیده می شود. اما قطعا اگر سبک و سیاق سخن گفتن ما تغییر یابد این اعتماد به نفس خود به خود در طول صحبت کردن ظهور می یابد؛ بدون این که بخواهیم به ظاهر و تیپ و لباس خود متکی باشیم.

سخنوران معروف دنیا و گویندگان یا مجریان برتر از راه های مشخص و شناخته شده ای برای این که در یک گفتگو مطمئن و هوشمند به نظر آیند استفاده می کنند. همین موضوع باعث شد نگاه ما برای گردآوری این پست به سمت تکنیک های فن بیان که در این زمینه به ما کمک خواهند کرد معطوف شوند. تکنیک هایی که در دانشگاه زندگی با شما به اشتراک می گذاریم.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

شاخ و برگ های اضافی را هرس کنید!

در طول گفتگو سوژه مورد نظر ما به سان یک نهال رو به رشد است که هر چه پیش می رویم و توضیحات بیش تری ارائه می دهیم این نهال بزرگ تر می شود. در پایان مباحثه نهال ما به درخت پرباری تبدیل شده است که دیگران قادر هستند از میوه های این درخت نتیجه گیری کنند و به یک جواب مشخص برسند. در این بین ممکن است توضیحات اضافی و برخی از کلمات رد و بدل شوند که دسترسی مخاطب ما را به میوه این درخت دشوار کنند. این کلمات همان شاخ و برگ های اضافی هستند که هر چه زودتر باید آن ها را هرس و حذف کنیم!

افراد دروغگو برای اثبات حرف های خود و باورپذیر کردن آن ها یک جمله کوتاه یک دقیقه ای را به واسطه همین شاخ و برگ های اضافی به یک بحث چندین دقیقه ای تبدیل می کنند. بحث هایی هم که بین ما و دیگران شکل می گیرد عموما همین حالت را دارند. اما این شاخ و برگ ها دقیقا چیست و چه طور باید آن ها را حذف کنیم؟

کلمات شبهه ناک و عبارت هایی که نشانگر عدم اطمینان شما به گفته هایتان است همان شاخ و برگ های اضافی هستند. تکه کلام ها در طول صحبت کردن و سخنرانی مثل در واقع، در حقیقت، راستش را بخواهید و…با کلماتی که نشانگر شک و تردید ما به موضوع هستند مثل شاید، احتمالا، ممکن است و…شاخ و برگ هایی هستند که حواس مخاطب را از اصل مطلب دور می کند. به علاوه چون نشان می دهد خود شما هم مثل یگ گوینده مطمئن به حرف هایتان اطمینانی ندارید پس شنونده هم نسبت به شما بی تفاوت است!

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

شما مصاحبه کننده یا پرسشگر نیستید!

به دنبال این هستید که گوینده مطمئن و موفقی باشید که دیگران به اعتماد به نفس و ثبات شما در طول صحبت کردن غبطه بخورند؟ پیگیر سوال پرسیدن نباشید و بیش از این که از مخاطب بپرسید حرف بزنید!

بر خلاف مذاکره با رئیس که متکلم وحده شدن و اظهار نظر های بیش از حد می تواند روی تصمیم نهایی مخاطب ما اثر بگذارد وقتی که در جایگاه یک مجری ییا مباحثه کننده قرار دارید بهتر است خودتان صحبت کنید و سوال و جواب ها را حذف کنید.

سوال پرسیدن نشانگر عدم آگاهی ما از چیزی است. وقتی که از کسی سوال می پرسیم می خواهیم اطلاعات ناقص خود را تکمیل کنیم؛ پس طبیعی است که سوال پرسیدن و به دنبال جواب گشتن آن حس اطمینانی که ما به دنبال ایجاد آن در مخاطب هستیم را ایجاد نمی کند. مثلا اگر در حال مذاکره درباره موضوع تخصصی وکالت دعاوی ملکی هستید و شما با اصطلاحاتی مثل “رفع تصرف عدوانی” آشنایی کامل ندارید به جای سوال پرسیدن همان اطلاعات محدود خود را روی دایره بحث بریزید!

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

پیش از هر چیز عبارات را پالایش کنید

شما هم در جواب بقیه سخن خود را با این دست عبارت های کلیشه ای منفی نظیر “نظر شخصی من این است که…”، “هنوز کامل مطمئن نیستم”،”باید بیش تر روی این موضوع کار کنم” شروع می کنید؟ این عبارات بدون این که بفهمیم بار منفی و حس عدم اطمینان را به مخاطب القا می کنند. مسلما استفاده از جمله “باید محل پروژه را تغییر دهیم” حس اطمینان و ثبات بیش تری را به مخاطب منتقل می کند تا جمله “باید محل پروژه را تغییم دهیم اما هنوز مشغول کار روی این موضوع هستیم”.

به نفع خود سکوت اختیار کنید

برای گوینده مطمئن، باهوش و توانمند به نظر رسیدن همیشه مجبور نیستیم از اهرم واژگان کمک بگیریم. در مکالماتی که همه چیز تقریبا به ضرر ما تمام شده است و راه امیدی برای برگرداندن بحث به طرف ما وجود ندارد سکوت یا مکث در سخنرانی و مکالمه بهترین گزینه برای نجات است. به علاوه سکوت غیر از این که به نفع شما است و شما را از مخمصه فراموشی کلمات حین سخنرانی یا مکالمه نجات می دهد منفعت مخاطب هم در آن قرار دارد.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

بله یا خیر؛ دردسر همین جا است!

سوال پرسیدن انواع و اقسام مختلفی دارد. برخی از سوالات با چگونه، چرا، چه طور و …شروع می شود که اتفاقا خیلی هم در روزمره کاربرد دارند. اما برخی از سوالات با وجود این که متن طولانی و مفصلی دارند جواب های کوتاه و مختصری دارند.

برای این که گوینده مطمئن و باهوش تر از آن چیزی که هستیم به نظر آییم باید در طرح سوالات خود دقت بیش تری به خرج دهیم. سوالاتی که پاسخ های دردسرساز بله یا خیر را دارند ما را همزمان در دو تله جداگانه گرفتار می کنند. اولا که ممکن است با این جواب مختصر ابهامات ما برطرف نشود؛ دوما امکان دارد باز هم نیاز باشد به سوال پرسیدن ادامه دهیم؛ در حالی که همان طور که گفته شد سوال پرسیدن در مقام یک گوینده حرفه ای سرشار از اعتماد به نفس کم تر توصیه می شود.

با زبان بدن حرف بزنید

استفاده از زبان بدن هنگام حرف زدن انتقال انرژی به مخاطب است. دیدن کسانی که همراه با حرف زدن از حرکات دست و بدن استفاده می کنند نشان دهنده صمیمت، انرژی و گرمی گوینده است. در حالی که برخی از اعمال مثل بازی کردن با موها یا ور رفتن با لباس و وسیله های شخصی نشانگر عدم اعتماد به نفس و اطمینان در افراد است حرکاتی که قبلا در مطلب زبان بدن در سخنرانی به آن ها اشاره شد نشانگر گوینده مطئن و همه فن حریقی است که اتفاقا به دلیل تسلط روی بحث از دست و بدن خود برای بهتر حرف زدن کمک گرفته است.

تکینک های فن بیان برای این که گوینده مطمئن و باهوشی به نظر آییم

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

۹ جمله خطرناک که هرگز نباید به مشتریان ناراضی خود بگویید!

چندی پیش به سبب اقامت در یکی از کشورهای خارجی و نیازهایی که در رفت و آمد پیش آمده بود مجبور شدیم که یک خودرو ارزان قیمت صرفا برای جا به جایی درون شهری تهیه کنیم. همزمان با خرید خودرو یک سری بیمه های خاص هم مثل بیمه شخص ثالث یا بیمه بدنه هم با توجه به ضرورت استفاده از این بیمه ها در آن کشور تهیه کردیم. ما انتظار دریافت بیمه نامه را بلافاصله بعد از تحویل خودرو نداشتیم؛ اما ۲۴ ساعت بعد از تحویل خودرو ایمیلی از طرف شرکت بیمه دریافت کردم که در آن چنین متنی نوشته شده بود: بابت تاخیر ۱۵ ساعته در صدور بیمه نامه متاسفیم مشتری! بیمه نامه شما تا آخر وقت درب منزل تحویل داده می شود! هر چند که توقع این چنین برخوردی را نداشتیم اما سیاست این شرکت در برخورد با مشتریان ناراضی و عذرخواهی بابت تاخیرهای حتی کم تر از ۲۴ ساعت واقعا شگفت انگیز و تحسین برانگیز بود!

آمار نشان می دهد که ۷۰ درصد از مشتریان سابق یک کمپانی به دلیل برخورد نامناسب و عدم توجه به استراتژی های مشتری مداری در برخورد با مشتریان از دست می روند. باعث تاسف است که بیش تر کارکنان و نیروهایی که وظیفه خدمت گذاری و سرویس دهی به مشتریان را دارند نسبت به کلماتی که به کار می برند و فن بیان خود در ارتباط با مشتری بی توجه هستند و اتفاقا در برخی از کشورها نظیر کشور ما ارتباط با مشتری بی اهمیت ترین موضوع در سیستم یا نظام یک شرکت یا کسب وکار است. شاید اگر پای درد دل این مشتریان ناراضی بنشینیم به یک درد مشترک برسیم: نحوه برخورد کارکنان با ما غیرمحترمانه و توهین آمیز بوده است!

از این رو شیوه صحبت کردن و ارتباط با مشتریان ناراضی چه در فعالیت سازمانی و چه فعالیت های کوچک تر از فروش مهم تر می باشد. اگر کنجکاو هستید بدانید دقیقا چه حرف ها یا عباراتی مشتریانتان را آزرده خاطر می کند با ۱۰ جمله خطرناکی که هرگز نباید به مشتریان ناراضی خود بگویید آشنا شوید.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

در تمام جملاتی که در ارتباط با مشتری به صورت تلفنی، ایمیل و پیام کوتاه رد و بدل می شود انتخاب صحیح کلمات نقش مهمی ایفا می کنند. یک تشکر ساده، یک پیام خوشحال کننده مثل “مشکل شما برطرف شد” یا یک عذرخواهی مختصر کافی است تا رضایت مشتری شاکی دوباره جلب گردد. چه از این دست کلمات یا جملات برای عذرخواهی یا قدردانی از مشتری استفاده کنید چه نکنید باز هم جملات خطرناکی وجود دارند که باید از به کار بردن آن ها در برخورد با مشتری پرهیز کنید.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

مشکل شما در اولویت قرار دارد…

همه مشتریان تقریبا می دانند که شما به عنوان یک فروشنده یا سرویس دهنده روزانه هزاران تماس دریافت می کنید و احتمالا همین جواب را به همه تحویل می دهید: درخواست شما در اولویت قرار دارد!

فرض کنید صاحب یک فروشگاه بزرگ اینترنتی هستید، در فصل فروش فوق العاده حجم زیادی از خرید توسط کاربران وب سایت انجام شده و همین حجم بالای خرید موجب تاخیر در ارسال مرسوله ها شده است. در چنین موقعیت هایی پیرو تماس مشتریان حتما اطلاعات تماس یا پیگیری از آن ها بخواهید و به آن ها به جای استفاده از جمله “شما در اولویت قرار دارید” این اطمینان را بدهید که مرسوله در حال پیگیری است.

این قانون ماست!

هیچ جمله ای برای مشتریان ناراضی نفرت انگیز تر از این عبارت نیست: این قانون یا سیاست ما است! اکثر شرکت ها سیاست گذاری می کنند بی خبر از آن که بدانند قانون اول در سیاست گذاری در نظر گرفتن نیازمندی های مشتری و تلاش برای رضایتمندی آن ها است.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

دست ما نیست!

هر زمان که به عنوان کارمند یا پاسخگو تلفن از جمله “دست ما نیست” یا ” از اختیارات ما خارج است” استفاده کنید اولین واکنشی که مشتری از خودش نشان می دهد پرسیدن این سوال است: پس دقیقا اختیار این موضوع دست چه کسی است؟!

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

کسی که در جواب مشتریان ناراضی از این جمله استفاده می کند در واقع نماینده شرکتی است که توانایی مدیریت مشتریان و نیازمندی های آن را ندارد. به علاوه این جمله نشانگر بی اهمیتی شما به مشتریان در عصری است که به شدت به برقراری وفاداری مشتری به برند توجه می شود!

همه اطلاعات در سایت درج شده است!

تماس با برخی واحد امور مشتریان برخی از شرکت ها در برخی از موارد همراه است با پاسخ همیشگی “چرا از سایت استفاده نمی کنید؟”. اغلب مشتریان زمان و هزینه زیادی برای تماس با واحد پشتبانی یا امور مشتریان اختصاص می دهند. امتناع از پاسخگویی و ارجاع مشتریان به وب سایت ها در صورتی که بعد از مشاهده سایت برای آگاهی بیش تر با شما تماس گرفته اند به معنا بی توجهی شما نسبت به مشتریان است.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

قصور از ما نیست!

مادامی که شما نماینده فروش یک محصول خاص هستید یا خدمت خاصی تحت عنوان برند شما عرضه شده است شما تا پایان مسئول هستید؛ بنابراین هر مشکلی که در این زمینه پیش آید بر عهده شما است. البته برخی از موارد مثل شرایطی که در گارانتی و ارجاع کالا ذکر می شود مستقیما به شما بر نمی گردد و خود مشتری هم ممکن است اهمال کند. اما در هر صورت استفاده از جمله ” ما مقصر نیستیم” به شدت دلسرد کننده است!

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

بایدها و نبایدها وقتی که آب از سر مشتری گذشته است!

از مشکلات تقریبا طاقت فرسایی که بسیاری از مشتریان ناراضی با آن درگیر هستند توصیه ها و باید ها و نبایدهایی است که کارشناسان یا نمایندگان یک شرکت هنگام رسیدگی به مشکلات مشتری به او تحویل می دهند. این افراد احتمالا نمی دانند که در چنین مواردی آب از سر مشتریان گذشته است و توصیه ها یا سرزنش های آن ها به کار مشتریان نمی آید و مشتری در چنین مواقعی به کسی نیاز دارد که حلال مشکلاتش باشد!

مشکل به بخش دیگری مربوط می شود!

در یک ساز و کار موفق پیوند عمیقی بین بخش های مختلف برقرار است. حتی اگر مشکل مشتریتان مستقیما به شما مرتبط نیست او را به یک فنجان چای دعوت کنید و بخواهید منتظر بماند تا شما از واحد مربوطه مشکل او را پیگیری کنید. البته چنین کاری در مواقعی که شما چندین و چند مراجعه کننده یا مشتری در روز دارید شاید به نظر غیر ممکن باشد؛ اما یک برنامه ریزی دقیق می تواند به کار شما و مشتری سرعت بدهد.

ممکن است یک بار دیگر تکرار کنید؟

بارها برای خود من پیش آمده است که پشت تلفن منتظر پیگیری کارشناس بوده ام و از من حتی برای بار سوم خواسته است اطلاعات شخصی ام را برای درج در سیستم تکرار کنم! به طور کلی برای مشتریان ناراضی که از ضعف سرویس دهی شما شاکی هستند این تکرارها کمی خسته کننده و کسل کننده می باشد. بهتر است بار اول خیلی دقیق به صحبت های مشتری گوش دهید تا مجددا از آن ها برای ورود اطلاعات درخواست نکنید.

جملاتی که نباید به مشتریان ناراضی گفت

منتظر بمانید!

وقفه های زیادی که مشتری را برای شنیدن یک پاسخ کوتاه شما دقایق زیادی منتظر می گذارد از نظر حرفه ای یعنی زیر پا گذاشتن اصل مشتری مداری! بوق ممتد یا تکرار نوای انتظار برای مشتریان ناراضی تحریک کننده است و نارضایتی او را بیش تر می کند. بنابراین توصیه می کنیم این وقفه ها را کوتاه و کوتاه تر کنید.