از صدایمان بدمان می آید

چرا از صدایمان بدمان می آید و چه طور صدای واقعیمان را تغییر دهیم؟

همیشه گشت و گذار در فضای وب برای من توام بوده است یا رویارویی با سوژه های جدید و شاید عجیب و غریبی که گاهی خیلی جالب می شوند. یکی از مواردی که پیش از این هم از دوست و آشنا شنیده بودم و شاهد گله و شکایت آن ها در این مورد بودم نفرت از صدای واقعی خودشان بوده است. مثلا وقتی صدای ضبط شده خود را در طول یک فیلم می شنوند آه و ناله می کنند و با احساس نارضایتی نمی خواهند دیگر صدایشان را بشنوند. این در حالی است که دیگران هرگز این حس را نسبت به صدای آن ها ندارند و اتفاقا گاهی از نظر دیگران خیلی خوش صدا هستند! همین موضوع کنجکاوی مرا بیش تر و بیش تر کرد تا جستجو کنم و ببینم اساسا چرا از صدایمان بدمان می آید و اغلب از شنیدن صدایمان وحشت داریم؟

سوال اصلی ما این است: چرا دیگران صدای ما را دوست دارند یا این که از شنیدن صدای ما هرگز آزرده خاطر نمی شوند اما برخی از ما با شنیدن صدای ضبط شده خود قسم می خوریم که دیگر یک کلام در طول فیلم حرف نمی زنیم؟

جالب است بدانید که این حس بین همه انسان ها مشترک است و ممکن است چه در طول حرف زدن و چه برای خوانندگی سراغمان آید و حسابی حال و هوای خوش ما را با شنیدن صدایمان ناخوش کند!

اگر شما هم گرفتار همین حس ناخوشایند هستید تنها نیستید؛ خیلی ها مثل شما هستند که از این موضوع رنج می برند و صدایشان را نفرت انگیز می دانند. برای رفع این حس ابتدا باید ببنیم اصلا چرا از صدایمان بدمان می آید و علت این موضوع چیست؟ لذا قصد داریم در این مطلب سوالات زیر را بررسی و به آن ها پاسخ دهیم:

  1. چرا صدای واقعیمان با صدای ضبط شده متفاوت است؟
  2. صدای زنان چه تفاوتی با صدای مردان دارد که عموما زنان بیشتر از صدای خود بیزار هستند؟
  3. چه طور صدای واقعی خود را بشنویم؟
  4. چه طور مشکلات و نواقص صدای خود را برطرف کنیم؟

همراه با دانشگاه زندگی باشید.

چرا از صدایمان بدمان می آید؟

چند نفر از ما همزمان با رشد سنی و قدی صدایش را ضبط می کند؟ شاید سوال مسخره و خنده داری باشد اما اگر ما صدایمان از کودکی ضبط کرده و در بزرگسالی بدان گوش دهیم هیچ وقت دیگر تا این حد از صدای خود منزجر نمی شدیم!

از صدایمان بدمان می آید

چرا صدای واقعیمان با صدای ضبط شده متفاوت است؟

وقتی صحبت می کنیم شکاف صوتی موجود در حلق به لرزش در می آید که این لرزش موجب ارتعاشات دیگری در ناحیه جمجمه و حفره دهانی نیز می شود. این ارتعاشات با امواج صوتی تولید شده ترکیب شده و از دهان به گوش گوینده یعنی شما می رسد. این صدا را هیچ کسی جز شما نمی شنود. همان طور که می بینید صدا مجموعه ای از تمام عوامل تشدیدکننده است که بارها بارها روی صدای خروجی تاثیر می گذارند؛ اما چون فقط این شما هستید که صدای اولیه را می شنوید بنابراین برایتان عجیب و غریب نابه هنجار است!

بر خلاف آن چه که ما به عنوان صدای خود می شنویم صدای واقعیمان یا پیچ صدایمان کمی بلندتر و هنگام سخنرانی به دلیل تکرار صدا کمی ملایم تر است. بنابراین اگرچه ما از صدایمان بدمان می آید اما بقیه این حس ناخوشایند را نسبت به ما ندارند.

نقش تارهای صوتی و ارتعاشات در شکل گیری صدا

طناب های صوتی در قاعده حنجره به عنوان ارتعاش دهنده مستقر هستند. لرزش تارها به محض تبادل هوا صورت می گیرد و با توجه به این که شکاف صوتی در مردان بزرگ تر از زنان است دامنه صوتی زنان با مردان متفاوت بوده و صدای زنانه نازک تر است.

از نو صدایتان را خلق کنید!

با این که حتی با وجود خوش صدا بودن بسیاری از ما از صدایمان بدمان می آید اما خیلی ها به دنبال این هستند تا صدایشان را تغییر دهند. این تغییر صدا تکنیک های خاصی دارد که در کنار تغذیه مناسب در صداسازی و فن بیان قطعا جواب می دهد.

از صدایمان بدمان می آید

اگر فکر می کنید صدای ما ثابت است و هرگز نمی توان آن را تغییر داد سخت در اشتباه هستید! کیفیت صدای آدمی بستگی به عادات او دارد. مسلما شیوه صحبت کردن شما و عادت دادن تارهای صوتی به یک رویه مشخص تازه به مرور کیفیت صدا را بهبود می بخشد و کم کم صدای تازه ای در شما متولد می شود. البته این مهم به تمرینات زیادی نیاز دارد؛ مثلا:

با دقت گوش دادن به صدای ضبط شده

با استفاده از میکروفون یا ضبط صوت گوشی خود یک متن را بخوانید و آن را ضبط نمایید. حالا یک کاغذ به دست بگیرید و به صدایتان گوش دهید. دفعه اول ممکن است از شنیدن صدای خود متعجب شوید و مهم نیست. حالا کاغذ را بردارید و ببینید چه چیزهایی در این صدا وجود دارد که شما را آزار می دهد. به زبان ساده با این روش سعی داریم عیب یابی کنیم و ببینیم چه عواملی باعث و بانی این هستند که ما از صدایمان بدمان می آید!

به موارد زیر توجه کنید و ببینید صدایتان دقیقا کدام یک از شاخصه های زیر را دارد که باعث شده از آن راضی نباشید؟

  • آرام
  • بالا
  • درهم و برهم
  • نابالغ
  • مبهم
  • خشک و یکنواخت
  • بیش از حد واضح
  • مکث های طولانی
  • شنیده شدن صدای تنفس در طول حرف زدن
  • عصبی

پرورش تدریجی صدا

بعد از اتمام مرحله قبلی نوبت به تمرین و تکرار می رسد. به یاد داشته باشید که در پرورش صدا گرفتگی و سفتی عضلات در ناحیه شانه، زانو و سر بزرگ ترین دشمن شما در صحبت کردن است. همان طور که می دانید زبان هم یکی از مهم ترین ماهیچه های بدن است. گرفتگی و سفتی زبان حالتی برای جلوگیری از بروز احساسات در کلام است. بنابراین برای بهتر شدن کیفیت صدا باید این سفتی را از بین برد و زبان را آزاد کرد.

از صدایمان بدمان می آید

تمرین های سه گام زبانی

  1. زبانتان را کف دهان بخوابانید
  2. زبان را به سمت جلو بکشید و با استفاده از آن لب پایین را احساس کنید؛ بدون این که از دهان خارج شود
  3. زبان را به جایگاه اولیه برگردانید و بدان استراحت بدهید

این تمرین سه گام را نه در حال سکوت بلکه زمان حرف زدن تکرار کنید. با استفاده از این تمرین سعی کنید کلمات ساده ای مثل “آب” یا “باران” را تلفظ کنید. هنگام تلفظ این کلمات و یا هر کلمه دیگر ممکن است زبان با سقف دهان برخورد کند. بلافاصله بعد از این تماس زبان را به جایگاه قبلی بازگردانید.

تنظیم تن صدا

مرحله آخر تمرین تنظیم تن صدا است. با این ترفندها است که شما تعیین می کنید صدایتان شبیه یک کودک ده ساله باشد یا یک دختر جوان؛ شبیه مرد بالغ باشد یا یک نوجوان نابالغ.

  • از عمق قفسه سینه حرف بزنید. برای این که بدانید عمق صدای شما تا کجا پییش رفته است دستتان را روی سینه خود قرار دهید. در صورتی که همزمان با حرف زدن ارتعاش حس می کنید یعنی محل خروج هوا با صدا هماهنگ است. راه دقیق تر چهار دست و پا روی دو زانو و دو دست نشستن است. با این روش بهتر می توان محل خروج صدا را احساس کرد.

از صدایمان بدمان می آید

  • اگر صدای شما خیلی یکنواخت و خسته کننده است سرعت حرف زدن را بالا ببرید. مکث بین جملات را کم کنید و سعی کنید زمان ادا یک کلمه را کاهش دهید.
  • تنظیم تنفس پاسخ خوبی به این سوال است که چرا از صدایمان بدمان می آید. تنظیم دفعات تنفس در تقویت و پرورش صدا برای سخنرانی موثر است و سخنرانان روی تنفس خود تمرکز بالایی دارند. به طور کلی هر چه قدر عمیق تر در طول حرف زدن نفس بکشید تن صدایتان یکنواخت تر و شاید تکراری تر به نظر برسد. اگر بعد از شنیدن صدای خود می بینید تند حرف می زنید و صدایتان کمی کلفت و گوش خراش شده است قطعا افزایش تعداد تنفس عمیق تر به شما کمک می کند.
بررسی تکنیک های ذهن خوانی

۴ تکنیک ذهن خوانی برای این که کنترل افکار دیگران را به دست گیرید

تاریخ، داستان زندگی افراد تاثیرگذاری است که با تولد، رشد، شیوه زندگی و حتی مرگ خود دنیا را تحت تاثیر قرار دادند. انسان های بزرگی در تاریخ آمدند و نشانه های مثبت و منفی زیادی از خود به جای گذاشته اند؛ اما قطعا یکی از آن دست انسان های افسانه ای فراموش ناشدنی استیوجابز بزرگ است که در تولید محصولات انقلابی و نوآوری های بی نظیرش شهره خاص و عام می باشد. استیو جابز نه به خاطر تولید آیفون هایی که این روزها دست خیلی از افراد دیده می شود بلکه به خاطر خلق دنیا پیرامونش به شیوه ای بدیع و تکرار ناشدنی در قلب ها همچنان ماندگار است. قطعا او و اطرافیانش سختی های زیادی برای تبدیل کمپانی اپل دیروزی به اپل پراقتدار امروزی تحمل کردند؛ اما گفته ها نشان می دهد که این استیو جابز بوده است که با کنترل اذهان و توانایی اغوا یا بهتر بگوییم، متقاعد کردن دیگران توانسته است هر آن چه که آروز داشته در دنیا خود ساخته اطرافش به دست آورد. امروزه این مهارت توسعه پیدا کرده و افراد زیادی بر جزئیات و شیوه بسط دادن آن تمرکز کرده اند. مهارتی که ما آن را تکنیک ذهن خوانی می نامیم!

خواندن ذهن دیگران یک مهارت خاص است که هر کسی بدان مسلط نیست. افراد موفق توانایی زیادی در خواندن ذهن بقیه دارند. البته ذهن خوانی ابدا به معنای جادو یا غیب گویی نیست؛ بلکه تله پاتی یا ارتباط اذهان هر چند که یک توانایی خارقا العاده تلقی می شود قابل یادگیری است.

از جمله کاربردهای ذهن خوانی ارتباط با افراد و تاثیرگذاری مستقیم روی تصمیم گیری های آنان است. حضور در جلسات مهم سرنوشت ساز، حرف زدن با افرادی که برای شما بسیار اهمیت دارند و یا متقاعد کردن مشتری از جمله مواردی هستند که با وجود تکنیک ذهن خوانی ساده تر خواهند شد.

چند راه شناخته شده برای خواندن ذهن دیگران یا حداقل نزدیک شده به شیوه تفکر و تصمیمات آن ها وجود دارد. همراه ما باشید و ببینید چه طور می توان با فن بیان و ترفندهای برقراری ارتباط کنترل افکار دیگران را به دست گرفت!

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

تصور کنید چه قدر زندگی آسان می شد اگر انسان های می توانستند ذهن یکدیگر را به همین سادگی بخوانند. شاید بدین ترتیب هرگز هیچ جنگی در جهان شکل نمی گرفت و هیچ اختلاف نظری بین مردم به وجود نمی آمد. از نظر روان شناسی هیچ راه اثبات شده ای وجود ندارد که به وسیله آن بتوان در ذهن، احساسات و افکار کسی رسوخ کرد؛ اما قطعا هیچ مدرکی هم وجود ندارد که بتواند قدرت نفوذ هوش و ذکاوت انسان را در پی بردن به خط فکری و تصمیمات دیگران انکار نماید!

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

۴ راه زیر تمرینات و ترفندهای خوبی هستند تا بتوانید به توانایی ذهن خوانی در ارتباط با دیگران برسید.

با تفاوت های نسلی شروع کنید!

آگاهی از سن دیگران و دانستن این که دقیقا به چه نسلی تعلق دارند راهنما خوبی برای شروع یک رابطه و نفوذ در ذهن آن ها است. در واقع تعلق ما به هر نسل نگرش ما را به دنیا مشخص خواهد کرد. مثلا نسل متولد شده از سال ۱۳۸۰ به بعد یا نسل آخر نسلی کامپیوتری هستند که کم تر معنی ارتباطات چهره به جهره را درک می کنند.

شناخت کافی از هر نسل و دانستن این موضوع که مخاطب شما مرتبط به کدام نسل می باشد کلید خوبی برای توسعه یک ارتباط پایدار با آن فرد خواهد بود. مثلا اگر با یک فرد دهه پنجاهی صحبت می کنید قطعا باید بدانید که کم تر به ارتباطات اینترنتی متمایل هستند و ترجیه می دهند یک کنفرانس را به صورت حضوری برگزار کنند تا این که درگیر اینترنت شوند.

تفاوت بین نسلی تفاوت ارزشی هم ایجاد می کند. مثلا وقتی که با نوجوانان در ارتباط هستید ممکن است صمیمیت شما به سرعت پیش برود اما در ارتباط با یک فرد ۵۰ یا ۶۰ ساله همه چیز با ثبات و آرامش پیش می رود و خبری از ریسک و خطرپذیری نیست!

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

گوش های بزرگ تر و ذهن های وسیع تری داشته باشید!

از راه های مهم دیگر در ذهن خوانی و برقراری ارتباط با دیگران شناخت نقاط حساس آن ها می باشد. نقاط روحی مشخصی که نسبت به آن ها متعصب هستند و دست گذاشتن روی آن ها واکنش های خاصشان را به دنبال دارد. بنابراین شناخت این موارد در ذهن خوانی هنگام مذاکره با مشتری یا کسی که قرار است معامله بزرگی را با شما داشته باشد اهمیت فراوانی دارد.

در ذهن خوانی باید گوش های بزرگ تر و ذهن بازتری داشته باشید تا دقیقا به این نقاط پی ببرید. باید ببینید چه چیزی احساسات مخاطب شما را خدشه دار می کند و چه چیزی به منزله زیر پا گذاشتن اعتقادات آن ها است.

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

برای این که دقیقا به نقاط ضعف و خط قرمز بقیه پی ببرید سوالاتی با پایان باز بپرسید. این دست سوالات پایانشان باز است و مخاطب را تحریک می کند تا بحث را به چالش بکشد. راه دیگر می تواند تعریف داستان ها یا تجربیات خاص در زندگی باشد. مثلا داستان کمک کردن شما به فرد خاصی که شرایط خاصی داشته است. شاید با این ترفند بتوانید متوجه دیدگاه طرف مقابلتان نسبت به کمک کردن یا صدقه دادن به دیگران شوید!

شخصیت شناس باشید!

هیچ دو نفری در دنیا وجود ندارد که یک شخصیت مشترک بدون هیچ تفاوتی داشته باشند. شناخت شخصیت های دیگران شناخت ذهن های آن ها است. مثلا اگر طرف مقابل شما شخصیت شوخ طبعی دارد و شما این را از بقیه شنیده اید می توانید نتیجه بگیرید که او هم مثل خود شما بدون حاشیه وارد بحث می شود و حس شوخ طبعی شما را در هر حالتی درک خواهد کرد. بنابراین ورود به جزئیات معامله با او ساده تر است!

نمونه های دیگری هم وجود دارد که به شخصیت شناس شدن شما کمک می کند. مثلا اگر بتوانید کمالگرایی اشخاص را تشخیص دهید می دانید که در صحبت کردن با او باید خیلی دقیق  و جزئی نگر بود و در عمل نیز بهترین نتیجه را به او تحویل داد. پس شاید اصلا بهتر باشد از خیر همکاری با او بگذرید!

به دنبال ارتباطات غیر کلامی باشید

توجه به زبان بدن افراد نشانه های خوبی برای شروع یا اتمام یک ارتباط بین ما و دیگران هستند. وقتی با مخاطبتان صحبت می کنید به شما نگاه نمی کند؟ با دیدن شما مسیرش را تغییر می دهد؟ بعد از شنیدن حرف های شما بدون توجه به این مسئله بحث را عوض می کند و حالت چهره اش از دیدن شما هرگز خوشایند نیست؟ ایستادن او در مقابل شما نشان از کلافگی و بی قراری دارد؟

بررسی تکنیک های ذهن خوانی

راه های بیشتری هم وجود دارد؛ مثلا اگر مخاطبتان به صدای یکنواخت و خیلی آرام جوابتان را می دهد قطعا تمایلی به برقراری ارتباط با شما نداشته است!

ایجاد اعتماد در کسب وکار

۲۰ جمله سحرآمیز که باعث ایجاد اعتماد در کسب وکار شما می شود

هر چه قدر هم که آدم متقلب یا دورویی باشیم و هزار و یک راه برای دور زدن بقیه داشته باشیم قبول دارید که هرگز نمی توانیم اعتماد را جعل کنیم؟ دارلین پرایس موسس و نماینده‌ی کمپانی Well Said می گوید: حرفی که پشتش عمل نباشد بی معنی است. شما می توانید کلماتی را انتخاب کنید که به نظر سازنده یک ارتباط بر مبنا اعتماد هستند اما زبان هیچ گاه جایگزین امانت داری و اعتماد نمی شود! واژه اعتماد یا trust در زبان انگلیسی از کلمه ای اسکاندیناوی treysta به معنا اطمینان کردن یا تکیه کردن برگرفته شده است. اعتماد اساس یک ارتباط سالم می باشد. اگر شما به مردم توصیه ای می کنید ابتدا باید اعتمادی بین شما و مردم شکل گرفته شده باشد تا به توصیه های شما عمل کنند و در مثال معروف افزایش حقوق از جانب رئیس حتی با به کارگیری فنون مذاکره با رئیس باز هم شما باید با اثبات توانایی های خود اعتماد اولیه را بین خودتان و رئیستان ایجاد کرده باشید. به جز در روابط فردی عاطفی ایجاد اعتماد در کسب وکار خالق پیوند ناگسستنی بین شما و خریدار یا مشتری خواهد بود.

دارلین پرایس در کتاب Well Said می نویسد: کلمات به تنهایی اعتماد نمی آورند. اعتماد یعنی دیگران به خاطر وعده های شما کاری را به شما سپرده و شما هم دقیقا همان طور که انتظار می رفت کارها را پیش ببرید. باید توجه داشته باشید با این که یک ضرب المثل معروف در دنیا وجود دارد که صدای عمل همیشه از حرف بلند تر است اما کلمات اگر به درستی انتخاب شوند مردم متقاعد می شوند تا به شما فرصتی برای اثبات خودتان بدهند!

حال انتخاب با شما است: قصد دارید برای ایجاد اعتماد در کسب وکار با نیت خوب از کلمات و جملات بهره بگیرید، منتظر معجزه بمانید یا از راه های دیگر و با عده های باورناپذیر بقیه را گول بزنید؟ اگر راه اول را انتخاب می کنید همراه ما باشید تا جادوی ۲۰ جمله سحرآمیزی که باعث ایجاد اعتماد در کسب وکار شما می شود را بررسی کنیم.

راه های ایجاد اعتماد در کسب وکار

راه های زیادی برای برقراری پل اعتماد بین شما و رئیس، شما و مشتری و شما و یکی از همکارانتان که به شدت به حس اطمینان آن ها نیاز دارید وجود دارد. گاهی همه زندگی و برنامه های ما معطل ذره اعتماد دیگران است تا بتوانیم تمام توانایی های خود را روی دایره بریزیم!

ایجاد اعتماد در کسب وکار

از جملات زیر برای ایجاد اعتماد در کسب وکار استفاده و مراقب عبارت های مهمی که هرگز نباید مکالمات روزمره استفاده شوند باشید!

یک تشکر کوچک به شما بدهکارم!

قبل از شروع مکالمه با افراد استفاده از کلمات احترام آمیز و مثلا تشکر از کسی که برای شما وقت گذاشته است اولین چراغ سبز برای شکل گیری اعتماد است. شما به این وسیله به مخاطب خود ثابت کرده اید که قدردان وقتی و احترامی که برای شما قائل بوده است هستید.

دارلین پرایس می گوید: ;کلمات صحیح هر چند ساده و تکراری مردم را به سمت اعتماد دعوت می کند. کلمات ساده ای که ارزش فرد را نشان می دهند بازخورد مثبتی ایجاد کرده و مقدمات اعتماد را فراهم خواهد آورد.

بگذارید ضمن رزومه کاری معرفی کوتاهی از خودم داشته باشیم…

در این مرحله پرایس پیشنهاد می کند به معرفی خودتان فارغ از رزومه یا زمینه های پیشین کاری بپردازید. او معتقد است اگر شما افرادی را خطاب قرار دهید در حالی که هیچ شناختی از شما ندارند به قول معروف هر چه رشته بودید پنبه می شود!

ایجاد اعتماد در کسب وکار

مخاطبان شما، خصوصا افراد دیرباوری که نگاهی شکاکانه به شما و سابقه شما دارند به یک معرفی کوتاه از زندگی شخصی و بعد از آن سوابق حرفه ای از زبان خودتان نیاز دارند. این روش راهی برای سنجش اطلاعات فرد نیز محسوب می شود.

به نفع شما است که …/ این برای شما بدین منزله است که…

یکی از فنون مذاکره با مشتری برای ایجاد اعتماد در کسب وکار این است که به صورت کلامی آگاهی خود را نسبت به هر آن چه که به نفع او می باشد نشان دهیم. مشتری باید بداند ما هر چیزی که ممکن است برای او ابهام ایجاد کند یا باعث ضرر او شود را می دانیم و نسبت بدان آگاهی داریم. از ابتدا یک معامله یا قراردادهایی که چه به صورت کتبی و چه به صورت شفاهی بین افراد منعقد می شود به عنوان فردی موفق باید بتوانید مخاطب را قانع کنید چه طور قرار است به واسطه عملکرد شما منفعت کسب نماید.

دقیقا مثل شما به این موضوع فکر کرده ام/ اهمیت می دهم

تعصب و شفافیت در سخن اعتماد ایجاد می کند. پرایس در ارتباط با مکالمات کاری که قرار است اعتماد نسبی بین افراد ایجاد مند تاکید می کند: مطمئن شوید که مخاطب شما مثل خودتان به بحث علاقمند هستند. اگر غیر از این است وارد عمل شوید و خودتان را از این مسئله جدا نبینید. چه چیزی برای شما اهمیت دارد و آخر این داستان چه چیزی نصیب شما می شود؟

برای این که ارتباطتان را با مخاطب و داستان نشان دهید قبل از گفتن حرف هایتان کلام مخاطب را تصدیق کرده و تاکید کنید شما هم با او همفکر هستید و همان را می خواهید.

دانشمندان می گویند…/ آمار نشان می دهد…

داده های اثبات شده پشتوانه محکمی برای حرف های ما هستند. اعداد و ارقام، نقل قول ها و اخبار مستند را با حرف های خود تلفیق کنید و سعی کنید تمام سخنانتان برای ایجاد اعتماد در کسب وکار مستند باشند.

ایجاد اعتماد در کسب وکار

من و شما هر دو هدف مشترکی داریم که…

تیم یا گروه مجموعه ای از افراد هستند که با انجام اموری خاص یک هدف خاص را دنبال می کنند. اشتراک ویژگی اصلی فعالیت گروهی می باشد. همه ما دوست داریم جز گروه باشیم و کارهای خود را در قالب فعالیت گروهی انجام دهیم؛ چون گروه قوانین مشخصی دارد و پایبندی افراد نسبتا بیش تر است.

پرایس معتقد است با جمله” من و شما هدف مشترکی داریم که…” شما توانستید خصومت و رقابت خود و مخاطبتان را حذف کرده و در عوض اعتماد و همیاری ایجاد کنید.

ایده خیلی خوبی است!

وقتی که به دنبال حس اعتماد دیگران هستیم لازم است احساس اعتماد خود را به آن ها نشان دهیم. در واقع با این روش برادری خود را ثابت کرده ایم! پرایس در این باره هم توصیه خوبی به تمام کسانی که پیگیر ایجاد اعتماد در کسب وکار هستند دارد:

موفقیت های چشم گیر به ندرت به صورت انفرادی به دست می آید. کسب بهترین نتیجه به چگونگی همکاری افراد با هم بستگی دارد. بنابراین اعتماد یک خیابان دوطرفه است. از این که تک روی کرده و بخواهید مطابق اعتقادات خود به تنهایی پیش بروید پرهیز کنید. بنابراین به دنبال تصدیق دیگران باشید و ایده های آن ها را تایید کنید تا به این روش ثابت کرده باشید شما هم به اندازه ای که از بقیه توقع دارید به آن ها اعتماد دارید.

ایجاد اعتماد در کسب وکار

بدون همکاری شما شدنی نیست!

یادآوری این که شما برای انجام وظایف خود به همکاری بقیه نیاز دارید یعنی آغوش خود را برای شروع یک اعتماد دو طرفه ایجاد کرده اید. در حقیقت هم همین طور است. ایجاد اعتماد در کسب وکار با تلاش یک طرفه حاصل نمی شود و شما باید از همان ابتدا برای کسب اعتماد بقیه به آن ها نشان دهید که یک تنه از پس همه چیز بر نمی آیید!

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

۷ راه برای این که تا همیشه با ترس از سخنرانی عمومی خود خداحافظی کنید

فکر می کنید بزرگ ترین ترس عموم مردم دنیا بعد از مرگ از چیست؟ ارتفاع؟ تاریکی؟ تصادف؟ بیماری؟ طبق تحقیقات انجام شده و نظرسنجی هایی که در این باره صورت گرفته است یکی از بزرگ ترین ترس های مردم بعد از مرگ ترس از سخنرانی عمومی است. آمریکایی هایی که سالانه با وقایع طبیعی زیادی رو به رو می شوند از سخنرانی در جمع خیلی بیش تر از طوفان های سیل آسا، زمین لرزه، برف و کولاک، تنهایی و پیری می ترسند. این ترس آن قدر عمومیت دارد و بین مردم متداول است که روان شناسان آن را به عنوان سطحی از اختلالات اجتماعی که ۲۸٫۴ درصد از آمریکایی تبارها را به خود درگیر نموده است بر می شمارند. این در حالی است که فقط ۱۹٫۷ درصد مردم آمریکا از خطرات آتش فشانی و ۸٫۵ درصد آن ها از حملات احتمالی زامبی ها در هراس هستند!

گلوسوفوبیا یا ترس از سخنرانی عمومی اختلالی اجتماعی خفیفی است که فرد را بابت شرکت و حرف زدن در مجامع عمومی به وحشت می اندازد؛ هر چند که این افراد ممکن است توانایی زیادی برای تعامل با مردم داشته باشند. بنابراین با توجه به این که از ۱۰ آمریکایی ۴ نفر به این اختلال مبتلا هستند هرگز نمی توان این مشکل را یک بیماری دانست.

افرادی که به این اختلال یعنی ترس از سخنرانی عمومی مبتلا هستند وحشت زیادی از قرار گرفتن در جمع دارند. این افراد در جنین حالاتی معمولا علائمی مثل عرق کردن شدید، افزایش ضربان قلب و دچار شدن به لکنت یا گرفتگی زبان در طول سخنرانی را از خود نشان می دهند.

اگر شما یا اطرافیانتان با این مشکل درگیر هستید و به دنبال راهکاری برای خلاص شدن از این ترس تکراری هستید با ما باشید و با یادگیری ۱۳ راهی که در ادامه می خوانید تا همیشه با ترس از سخنرانی عمومی خود حداحافظی کنید!

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

در بررسی گلوسوفوبیا و درمان آن بهتر است ریشه یا عوامل آن را دقیق تر بشناسیم. اختلال گلوسوفوبیا نظیر احساس ترس ما از حشرات (!) یا دشمنی که به سمت ما حمله می کند با پاسخ ها دیرپا و زود اثر اعصباب پیکری یا سمپاتیک برطرف نمی شود. افراد مبتلا به این اختلال معمولا تظاهرات شدیدتری دارند و دیرتر آرام می شوند.

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

بسیاری از افرادی که با ترس از سخنرانی عمومی مواجه هستند با تجربیات تلخ مورد قضاوت قرار گرفته شدن در جمع رو به رو شده اند. مثلا ممکن است احتمالا در دوران کودکی یا دبیرستان یک سخنرانی یا کنفرانس عمومی داشته اند و با تمسخر یا قضاوت شدید و منفی معلم خود رو به رو شده اند که تاثیر زیادی در افت اعتماد به نفس آن ها داشته است. این افراد رفته رفته نست به واکنش های منفی یا بازخوردهای نه چندان مثبت علائم شدیدتری نشان می دهند؛ تا جایی که فرد پیش از این بخواهد قضاوت شود با ترس یا فوبیا شدیدی رو به رو می شود.

خلاص شدن از شر اختلال گلوسوفوبیا

برای این که بتوانید از شر این اختلا خفیف رها شوید و مثل بسیاری با اعتماد به نفس و اقتدار سخنرانی کنید راهکارهای زیر را حتما امتحان کنید:

از صمیم قلب سخن بگویید!

قبول دارید صحبت کردن ما در خانه هیچ وقت با صحبت کردنمان مقابل دوستانمان یکی نیست؟ یا این که وقتی می خواهیم در جمع کلاسی حرف بزنیم هرگز صمیمیتی که با دوستان نزدیک داریم را تجربه نخواهیم کرد؟

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

برای افرادی که با ترس از سخنرانی عمومی دست و پنجه نرم می کنند یک درمان قطعی وجود دارد و آن این است که همه جا را همچون خانه خودشان بپندارند. البته این موضوع به معنا غیررسمی حرف زدن یا بیان کردن سخنان نامربوط نیست؛ بلکه مقصود ما آن صمیمیت و بی تکلف بودنی است که همه ما در صحبت با اقوام و خانواده تجربه می کنیم.

از صمیم قلب سخن گفتن ملزومات خاصی هم دارد. مثلا شما در این حالت از به کارگیری کلمات قلمبه سلمبه ای که درکشان برای خودتان هم تا چند وقت پیش دشوار بود منع می شوید. یا این که احساسات واقعی خود را بدون ظاهرسازی به مخاطب منتقل می کنید و مدام در پی این نیستید که مسائل به وجود آمده روی صحنه را لاپوشانی کنید!

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

از خودتان به عنوان یک قهرمان عکس بگیرید!

یکی از دوستان من روحیه عجیب و غریب و تحسین برانگیزی دارد. بهترین مثال برای شناخت این روحیه می تواند رویه خرید کردن او و احساسی باشد که بعد از خرید کردن دارد. مثلا بعد از خریدن یک کفش ساده تصور می کند بهترین کالا موجود در بازار را به چنگ خود درآورده است و دیدن هیچ جنس مشابه دیگری این احساس او را منقلب نمی کند!

شما هم می توانید مثل همین فرد باشید. این فرد و چنین افرادی همیشه یک عکس پیش فرض از خودشان در جیب دارند که به آن ها یادآوری می کند در هر صورت قهرمان نهایی داستان هستند!

مخلص کلام را بگویید!

درباره یک سخنرانی خوب به سبک قانون ۲۰ دقیقه چه چیزی می دانید؟ سخنرانی هایی که به این شیوه ارائه می شوند معمولا فاقد مقدمه یا چیزی شبیه به نتیجه گیری هستند. ترس از سخنرانی عمومی را بهتر است با خلاصه گویی کاهش داد!

بخشی از ترس شما کاملا طبیعی است!

۴۰ درصد مردم هنگام سخنرانی با ترس و اضطراب عجیبی رو به رو می شوند. همه آن ها تپش قلب بالا را احساس می کنند و دست و بدنشان هم ممکن است با کاهش دما مواجه شود. یکی از مهم ترین مواردی که باید پیوسته به خود یادآوری کنید این است که بخشی از ترس از سخنرانی عمومی شما کاملا طبعی و نرمال است!

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

رازدار اسرار خود باشید!

شما حالت های مختلفی را به عنوان فرد مبتلا به گلوسوفوبیا تجربه می کنید،اما قرار نیست همه از ترس و وحشت شما باخبر شوند! از حالت های روحی مثلا ترسی که در حال تجربه کردن آن هستید مدام شکایت نکنید و سعی نکنید خود را در حال بهانه جویی و علت تراشی به مخاطب عرضه کنید.

از ابزارهای کمکی بهره بگیرید

انسان هایی که با ترس از سخنرانی عمومی مواجه هستند هم بالاخره باید بتوانند سخنرانی کنند؛ حتی اگر این کار برای آن ها پرمشقت و دشوار باشد! برای برطرف کردن این مشکل یا حداقل کم کردن فشارهایی که روی شما است می توانید از ابزارهای کمکی بهره بگیرید. مثلا بخشی از کنفرانس یا سخنرانی خود را به پخش یک ویدیو آموزشی اختصاص دهید

راه های برطرف کردن ترس از سخنرانی عمومی

ذهن درمانی!

یکی از راه هایی که روان شناسان برای درمان ترس از سخنرانی عمومی در سطوح بالاتر به کار می برند استفاده از روش های ذهن درمانی است. به این شکل که با تمرین های گفتاری و تلقین های پیوسته ذهنیت های منفی فرد که مانع رشد و بالندگی او می شده اند از بین می روند. مثلا:

  • به جای این تفکر که “انسان ها هرگز نباید اشتباه کنند” بپذیرید که همه ما اشتباهات و فروگذاری هایی داریم که شاید از بسیاری از آن ها بی خبر بوده ایم.
  • به جای فکر کردن به این که “همه می خواهند به شما اثبات کنند ناکامل و ناقص هستید” به این فکر کنید که شنوندگان شما به دنبال موفقیت شما در سخنرانی هستند؛ پس خود را با تمام قوا برای ارائه یک نطق تحسین برانگیز و غلبه بر ترس از سخنرانی عمومی آماده کنید!
اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

همه چیز درباره یک سخنرانی خوب به سبک قانون ۲۰ دقیقه

دیوید بروکس، یکی از خبرنگاران و تحلیلگران ستیزه جو نیویورک تایمز است. او معتفد است در تمام هشت سال ریاست جمهوری باراک اوباما در ایالات متحده دومین سخنرانی عمومی او در حضور مردم بدون شک بهترین سخنرانی نیم قرن اخیر بوده است. هر چند که سیاست های باراک اوباما در مدیریت امور سیاسی چندان مورد پسند آمریکایی ها نظیر همین تحلیل گر معروف نبوده است اما نادیده گرفتن ظرافت های سخنوری او به دو از انصاف می باشد! اما واقعا این سخنرانی حاوی چه بخش هایی بوده یا اوباما چه طور سخنرانی کرده است که توانمندی های سخنوری او مثل فن بیان بیل کلینتون تا این حد  زبانزد خاص و عام شده است؟ اوباما در این سخنرانی بند بند به توصیف چشم انداز لیبرال کشور می پردازد که شاید هر رئیس جمهوری در اوایل دوران فعالیت خود برای اثبات حس آزادی خواهی و استقلال طلبی خود برای کشورش همین کار را انجام دهد. تنها تفاوت اصلی اوباما با سایر رئیس جمهوران سخنرانی به سبک قانون ۲۰ دقیقه ای او بود؛ چرا که به خوبی می دانست وقتی سخنرانی از مرز ۲۰ دقیقه فراتر برود کم کم عمق تمرکز و توجه مخاطبان کاهش می یابد.

در سخنرانی های ۲۰ دقیقه ای یک مرز باریک وجود دارد که عبور سخنران از آن مثل سقوط در پرتگاه است. اگر سخنران از ۱۸ تا ۲۰ دقیقه بیش تر صحبت کند احتمالا ادامه سخنانش جذابیت و کشش قبلی را نخواهند داشت و با بی توجهی مخاطبان در سخنرانی رو به رو می شود.

هر چند که سخنرانی به سبک قانون ۲۰ دقیقه به نظر امری ساده و پیش پا افتاده است که تصور می کنید شاید سخنران با کمی وقت شناسی و توجه به گذر زمان بتواند آن را مدیریت کند اما در حقیقت این شیوه از سخنرانی، به شرط این که در همین مدت کوتاه همه اطلاعات به مخاطب تزریق شده باشد امری است دشوار که فقط عده معدودی نظیر باراک اوباما از پس آن بر می آیند!

شما هم شانس این را خواهید داشت که به سبک سخنرانان معروف دنیا و قانون ۲۰ دقیقه سخنرانی موفقی داشته باشید. راهنما زیر راهگشا شما خواهد بود!

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون ۲۰ دقیقه

بسیاری از سخنرانان و حتی کسانی که هیچ وقت سخنران بودن را تجربه نکرده اند و همیشه در نقش یک شنونده حتی منفعل بوده اند تاکید دارند که بهترین و بهینه ترین زمان یک سخنرانی موفق ۲۰ دقیقه است؛ اما واقعا چند نفر از این افراد دلیل علمی یا منطقی برای اثبات گفته خود دارند؟

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

سخنرانی به سبک قانون ۲۰ دقیقه یک قاعده من درآوردی نیست. این شیوه از سخنرانی کاملا بر اساس علوم اعصاب و چگونگی پردازش اطلاعات در مغز تنظیم شده است. در یکی از تحقیقات مهمی که در دانشگاه علوم ارتباطات تگزارس انجام شد مشخص شده که بر خلاف اعتقاد ما هیجان و وضعیت استرس وجودی ما نه فقط خودمان را به عنوان یک گوینده یا سخنران بلکه شنوندگان را نیز شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد.

انواع سخنرانی از دید یک شنونده

در بررسی زمان مناسب برای ارائه یک سخنرانی بهتر است خود را جای شنونده ای که قرار است خطاب به او سخن بگوییم قرار دهیم. در ادامه می بینید که یک شنونده یا طولانی شدن دقایق سخنرانی های خود چه احساسی دارد و چه طور می شود که از جذابیت سخنرانی شما به تدریج کاسته می شود:

  • سخنرانی ۲۰ دقیقه ای: همان چیزی است که همه منتظرش بوده اند؛ بدون تعارف، مقدمه چینی و صحبت های اضافی
  • سخنرانی ۳۰ دقیقه ای: مشغله های طول روز آن قدر زیاد هستند که معمولا بسیاری ۱۰ دقیقه اول سخنرانی را از دست می دهند تا سخنران تازه اصل مطلب را شروع کند
  • سخنرانی ۶۰ دقیقه ای: این دست سخنرانی ها معمولا علمی یا تخصصی هستند و کسانی که برای شنیدن آن وقت صرف می کنند فعالیت مرتبط دارند

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

قانون ۲۰ دقیقه چیست؟

این قانون به دو شکل تفسیر می شود: اول این که برخی قانون ۲۰ دقیقه را نظیر بسیاری از سخنرانی باراک اوباما به منزله سخنرانی کوتاهی می دانند که نهایتا ۲۰ دقیقه طول بکشد. اما در برخی از موارد که سخنرانی بیش تر از ۲۰ دقیقه باید باشد به معنا تغییر سرعت سخنرانی هر ۲۰ دقیقه یک بار است. دقیقا مثل خودرویی که با دست انداز رو به رو می شود و باید هر چند وقت یک بار سرعتش را کم کند تا آسیبی به خودرو وارد نشود.

در سخنرانی های طولانی تر سخنران باید هر ۲۰ دقیقه یک بار متوقف شود و با یک استراحت مختصر حال و هوا شنوندگان را عوض کند. بهتر است با یادگیری اصول ایستادن در سخنرانی ها در طول وقفه هایی که ایجاد می شود توجه مخاطب را نسبت به خود حفظ کنید.

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

راهنما گام به گام سخنرانی به سبک قانون ۲۰ دقیقه

هر دقیقه مدت زمان ارزشمندی است تا بخش زیادی از مقاصد شما در طول سخنرانی محقق شوند. این دقایق را دست کم نگیرید و با تکنیک های زیر سخنرانی بک سبک قانون ۲۰ دقیقه را شروع کنید:

تمرین سخرانی به شیوه بصری

یکی از تمرین های مهم قبل از شروع سخنرانی، خصوصا سخنرانی هایی که قرار است در ۲۰ دقیقه جمع بندی شوند استفاده از قلم و کاغذ یا یک تخته سفید برای طرح بندی اجزا سخنرانی است. در سخنرانی های کوتاه فرصت فکر کردن و به خاطر آوردن مواردی که احیانا فراموش شده است وجود ندارد. با این ترفند و کشیدن شکل یا نشان هر یک از موضوعاتی که قرار است سوژه بحث شما باشد می توان از فراموش کردن مطالب نیز جلوگیری کرد.

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

آماده سازی سخنرانی: پرهیز از شمردن اسلایدها یا مباحث

برای زمانبندی یک سخنرانی مطابق با قانون ۲۰ دقیقه از شمردن اسلاید ها یا مباحثی که پیش روی شما هستند و شما باید در این زمان ظاهرا اندک به آن ها بپردازید پرهیز کنید. به نظر می رسید در سخنرانی های کوتاه باراک اوباما که در ۱۸ الی ۲۰ دقیقه به اتمام می رسید با این ترفند کیفیت بر کمیت سخنرانی غلبه می کرد.

شروع سخنرانی مهم ترین بخش آن است. برای سخنرانی هایی که قرار است در این مدت زمان پایان یابند بهتر است یک چشم انداز کلی از تمام مطالب تهیه کنید و سرنخ های کلیدی بحث را در آن بگنجانید. هر اسلاید باید حاوی محتوا بصری باشد تا متنی که برای خواندنش به زمان بیش تری نیاز داریم.

در بسیاری از اسلایدها قطعا اطلاعات بیش تری درج شده است اما به عنوان یک سخنران قرار نیست تمام این جزئیات را ذکر کنید.

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

تلفیق سخنرانی با قانون ۲۰ دقیقه: کسب ۳۰ میلیون نتیجه!

ورود به قانون ۲۰ دقیقه مساوری است با کسب ۳۰ میلیون نتیجه از یک سخنرانی. زمانی که از قانون ۲۰ دقیقه استفاده می کنید حداقل از این مطمئن هستید که مدت زمان سخنرانی شما، هر چند غیرکاربردی برای برخی، کسی را اذیت نکرده است.

پرش به اصل مطلب: خوشحال کردن مخاطب!

در طول یک سخنرانی ۲۰ دقیقه ای دو جا وجود دارد که شما باید به اصل مطلب در آن ها اشاره کنید: دقیقه اول تا پنجم سخنرانی و دقیقه شانزدهم تا بیستم سخنرانی.

اصول سخنرانی خوب به سبک قانون 20 دقیقه

روشن کردن اصل مطلب در ابتدا سخنرانی مخاطب را بدون حاشیه سازی به عمق سخنرانی هدایت می کند. برای این کار می توانید از ترفندهای سخنرانی آسانسوری استفاده کنید. دقایق پنجم تا پانزدهم سخنرانی به جزئی نگری و پرداخت به اصول و روش کار اختصاص دارد.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

چندی پیش به چیز مهمی پی بردم که در زندگی من واقعا اثر گذار بود. در یك جلسه اداری، با دو نفر از همكاران نشسته بودیم كه خبر بدی به ما رسید. شدت احساسات هر یك از ما نسبت به آن خبر متفاوت بود. هر یك از ما احساسش را با كلمه متفاوتی درباره این خبر بیان می كرد. من می گفتم خیلی عصبانی ام، دومی می گفت کار و موقعیت شغلی من با مرگ این فرد واقعا آسیب می بیند و سومی می گفت ناراحنم. فراموش نمی کنم که کلمه ای مثل “ناراحت” و بیان آن به این سادگی ها برای چنین وضعیتی خنده دار بود. شاید کلماتی که به کار برده شده بود تا آن حد در احساسات من نمی توانست اثر بگذارد اما باعث شد یکی دیگر از همکارانم به سرعت اشک بریزد. فهمیدم که کلمات چه قدر می توانند روی احساسات و عواطف انسان ها تاثیر بگذارند. فهمیدم که یک جمله چه قدر می تواند الگو رفتاری دیگران را تغییر دهد و چه قدر عبارت های مهم ما در مکالمات روزمره ممکن است با عدم آگاهی ما نسبت به پیرامون و انسان های آن بی اهمیت جلوه داده شوند!

حتما شما هم در چنین شرایطی قرار گرفته اید. مثل وقتی که حرف های دیگران، هر چند عادی از نظر خودشان، شما را آزرده خاطر می کند و به احساساتتان لطمه وارد می کند. این عبارت ها نه فقط در مکالمات روزمره ما با دوستان و خانواده بلکه در محیط کاری هم رد و بدل می شوند و اثرگذاری منفی به دنبال دارند. مثلا در فن بیان ارتباط با مشتری از کلمات یا عبارت هایی استفاده می کنیم که شخصیت افراد را به این وسیله زیر پای گذاشته ایم یا این که حد و حدود خاصی را بین خود و آن ها حفظ ننموده ایم.

بر اساس تجربیاتی که به دست آورده ایم برخی از این عبارت های مهم را که فکر می کنیم بیش از بقیه مکالمات روزمره ما را تحت تاثیر قرار می دهند گلچین کرده ایم. مراقب باشید از این کلمات و عبارات در صحبت های خود استفاده نکنید و موجبات سو تفاهم را ایجاد نکنید.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

نیمه لیوان پر است یا خالی؟ این بستگی به ما دارد که چه طور با حرف هایمان نیمه پر لیوان در وجود دیگران یا کارهایشان را ببینیم و حرف های تنش زا به کار نبریم. به عبارت های مهم زیر در مکالمات روزمره خود توجه کنید و ببینید چند بار و در برخورد با چه کسانی تا به حال از این جمله های استفاده کرده یا می کنید:

به نظر خسته/ ناامید/ مشوش هستید!

اگر با ورود به خانه و دیدن چهره های نه چندان خوشحال دیگران سریع به ذهنتان می رسد تا چرایی موضوع را بپرسید یا این که با ورود به یک مکان عمومی و ناراحتی کسانی که روی صندلی ها نشسته اند کنجکاو می شوید بدانید دقیقا چه اتفاقی افتاده است بر نیست با ادبیات آن نیز آشنا شوید.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

از به کار بردن جمله هایی مثل “خیلی خسته به نظر می رسی” و امثال آن خودداری کنید. به کارگیری این جملات نه تنها احساس خوشایندی در افراد ایجاد نمی کند بلکه اشاره مستقیم به اصل مطلب و شاید فضولی کردن در زندگی بقیه به شمار می رود. خیلی از ما در شرایط نامساعد تمایلی به در میان گذاشتن جزئیات با دیگران را نداریم.

چه قدر چاق/ لاغر شده ای!

یکی از موثر ترین عبارت های مهم که تاثیر آن روی روحیات افراد به مرور شدیدتر می باشد استفاده از این قبیل جملات است. اضافه وزن یا از دست دادن وزن توسط دیگران پدیده ای کاملا شخصی می باشد؛ هر چند که دیدن بقیه با این تفاوت های فاحش در وهله اول کمی تعجب برانگیز است. پس دور این عبارت را برای همیشه خط قرمز بکشید چون به کار بردن آن دقیقا مثل این است که بگویید: دیگر مثل قبل جذاب نیستی!

به دنبال کلمات جایگزین باشید. به جای این که تغییر وزن دیگران را به آن ها یادآوری کنید بلافاصله سراغ اصل مطلب بروید و بگویید: هر چه که هست باعث شده خیلی نسبت به قبل جذاب تر شوی!

همیشه یا هرگز های خطرناک!

یکی از کلمات خطرناکی که هر سخنران یا گوینده ای می تواند به کار ببرد استفاده از همیشه یا هرگز های خطرناک است. در دنیا اطراف ما هیچ چیز کامل یا ناقص مطلق نیست؛ پس بد نیست در به کارگیری از واژگان کمی دقیق تر یا حساس تر باشیم.

این کلمات را در مکالمات خود حذف کنید و به جای استفاده از آن ها از اغلب، گاهی، برخی از اوقات و …استفاده کنید.

موفق باشید!

استفاده از “موفق باشید” به عنوان یکی از عبارت های مهم در مکالمات روزمره می تواند نشانگر پایان هر چیز باشد. اگر در طول سخنرانی از این عبارت استفاده می کنید ممکن است دیگران تصور کنند شما قرار است به همین زودی ها حرف هایتان را جمع و جور کنید، اگر در یک قرارداد مهم از این عبارت استفاده می کنید ممکن است طرف مقابل قرار داد تصور کند شما از ادامه معامله منصرف شده اید و…

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

می دانی من کی هستم!؟

حتی اگر به دنبال اثبات موقعیت فعلی، پست یا مقامتان هستید توصیه می کنیم با جمله دیگری وارد شوید! یکی از بدترین عباراتی که ممکن است در طول مکالمات به کار برده شود همین جمله تحقیرآمیز “می دانی من کی هستم” است.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

تقصیر من نیست!

در محیط کار یا زندگی مشکلات یا خطاهای زیادی ممکن است رخ دهد. در صورتی که شما در وقوع اتفاقات نقشی نداشته اید از شکستن لیوان تا به وجود آمدن مشکلات بزرگ را با به کارگیری “تقصیر من نیست” گردن نگیرید! استفاده از این جمله باعث می شود ناخودآگاه توجه همه به سمت شما جلب شود و هرگاه این مسئله مطرح شود یک گوشه داستان اسم و یاد شما وجود داشته باشد!

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

نمی توانم!

نمی توانم و اصولی کلماتی که منفی می شوند بار سنگینی به دوش عامل یا فاعل آن دارند. استفاده از این کلمه این حس را در طرف مقابل ایجاد می کند تا همیشه به دنبال یک نقطه ضعف در کارهای شما بگردد؛ چون شما خودتان اعتراف کرده اید از پس انجام این کار بر نخواهید آمد.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

اگر برای انجام کاری موانعی را پیش روی خود می بینید که فکر می کنید جهت پیشبرد کار مشکل ساز هستند به جای استفاده از کلمه “نمی توانم” آن ها را مستقیما مطرح کنید؛ اما ترجیحا واژه نمی توانم را از فن بیان خود حذف کنید!

از این کار متنفرم!

قانون نانوشته ای در دنیا وجود دارد که تنفر در امور مختلف وجود ندارد؛ مگر این که ما بخواهیم این تنفر را به وجود آوریم. اگرچه عوامل مختلفی در اطراف ما هستند که با وجود آن ها زندگی کردن تقریبا بدون تنفر امکان پذیر نیست اما یکی از راه های توسعه عزت نفس برطرف کردن همین حس های تنفر و بی علاقگی نسبت به چیزهای اطراف است.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

فقط چند دقیقه!

به عنوان آخرین نکته توصیه می کنیم حتما از این که مکالماتتان به این دست عبارات یا جملات آلوده شود پیشگیری کنید. “فقط چند دقیقه”، “چند ثانیه بیش تر طول نمی کشد” یا “۵ دقیقه صبر کنید” از آن دست جملاتی هستند که شما را تحت فشار قرار می دهند. فشاری که برای انجام کارهایتان عجله کنید و هر طور که شده است آن را تمام نمایید. مسلما در چنین شرایطی محصول کار آن چیزی نیست که مطلوب شما بوده است.

عبارت های مهم که هرگز نباید در مکالمات روزمره استفاده شوند

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

بررسی نقش عزت نفس در ارتباطات و راه های توسعه آن در خود

برخی از انسان های اطرافمان این قدر روحیات و حالات رفتاری خاصی دارند که گاهی تصور می کنیم این ها از سیاره مریخ به روی زمین آمده اند. مگر با این فرضیات بشود واکنش های تعاملی آن ها را تحمل کرد. از خصوصیات و ویژگی های شخصیتی آن ها همین بس که توانایی حفظ یک رابطه پایدار را ندارند. کسانی که کم ترین تنش و نارضایتی در امور باعث می شود از تمام آمال، آرزوها و اهدافشان دست بکشند. آن ها از نبود توجه و احترام دیگران رنج می برند اما غرور بیش از حدشان مانع از بروز احساساتشان می شود. پس بعید نیست اگر به سرعت در سنین پایین منزوی و تنها شوند. شاید با شنیدن این خصوصیات بلافاصله فکر کنید سوژه مورد نظر ما افراد کمالگرا باشند که با این رویه هم خود هم بقیه را به تنگ می آورند؛ اما اشتباه نکنید! منظور ما افرادی است که از کمبود نعمت عزت نفس در ارتباطات خود رنج می برند و در یک کلام” عزیز” نیستند!

در زندگی شخصی نبود عزت نفس یک تاثیر منفی همه جانبه است روی ابعاد مختلف روابط شخصی؛ اما در زندگی حرفه ای این مشکل حادتر می شود. اگر مشغول به کار هستید و شغل شما از آن دسته کسب وکارهایی است که دائم مذاکره با مشتری دارید یا این که باید مثل بازاریابان از فن بیان بازاریابی استفاده کنید بهتر این دسته از آدم ها را می شناسید. افرادی که عزت نفس کافی ندارند معمولا توانایی سازش کم تری نیز دارند. این افراد را نمی توان قانع کرد؛ چون اساسا روحیه فردگرا و انزوا طلبشان آن ها را خود رای کرده است. اگر با این افراد وارد یک گپ و گفت دوستانه کاری شوید سردی و جدیت بیش از حد آن ها شما را کمی دلسرد می کند. صمیمت با این افراد که معمولا تمام احساساتشان را در خود سرکوب می کنند دشوار است.

به هر حال چون ما به برقراری ارتباط با همه نوع انسانی در زندگی اجتماعی خود نیاز داریم لازم است این افراد با بشناسیم و راه های ارتباطی خود را با آن ها تقویت کنیم. از طرفی هم اگر این ویژگی های رفتاری را در خود می بینید باید خیلی زودتر برای موفقیت در زندگی شخصی و کاری آینده راه های توسعه عزت نفس را در خودتان یاد بگیرید.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

عزت نفس همان مهارت خودپنداری است. مهارتی که خاص انسان است و با استفاده از آن می تواند ظرفیت های وجودی خود را شناخته و آشکار کند. شاید بهتر باشد به عزت نفس ابزار هویت یاب بگوییم؛ چون با استفاده از عزت نفس است که انسان می تواند بفهمد چه رنگ هایی، چه رفتارهایی، چه صداهایی و چه صحنه هایی را دوست دارد و کدام یک برای او قابل تایید هستند.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

یک مثال ساده:

در بررسی عزت نفس در افراد با مثال ها زودتر به نتیجه می رسیم. فرض کنید آقای x یک کارمند ساده در یک شرکت تبلیغاتی می باشد که هرگز محیط کاری برای او دلچسب نبوده است. روابط او در محیط کار آن قدر دور و جدی است که او را از کار کردن دلسرده کرده است. x تصور می کند اگر در شهر خودش به نحوی مشغول به کار شده بود هم محیط بهتری را تجربه می کرد و هم می توانست به صورت هفتگی به خانواده اش سر بزند!

برداشت شخصیت فرضی ما از زندگی اش نشانگر نقش عزت نفس است. عزت نفسی که باعث شده بر نقاط مطلوب و نامطلوب زندگی اش واقف شود. شاید اگر عزت نفس او در روابط کاری تقویت می شد و احساس بهتری از کار کردن و بودن با همکارانش داشت هیچ وقت فکر تغییر شغل به سرش نمی زد!

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

عزت نفس در سخن گفتن

اگر عزت نفس پایینی داشته باشید هرگز سخنران یا مذاکره کننده خوبی نمی شوید. اما چرا؟

  • انسان عزیز هرگز کم رو نمی شود؛ کم رویی ما را از حضور در برابر دیگران در یک سخنرانی بزرگ می ترساند!
  • عزت نفس بالا اعتماد به نفس بالا می آورد. با اعتماد به نفس بالا صحبت کردن تاثیری جادویی در متقاعد کردن بقیه دارد.
  • عزت نفس به شما توانایی مدیریت مسئله را در شرایط بحرانی هنگام مذاکره های حرفه ای می دهد.
  • سخنرانی که عزت نفس دارد از مسخره شدن توسط دیگران باکی ندارد.
  • عزت نفس به شما جرئت اظهار نظر می دهد. اظهار نظر کردن شما را به مهره فعال مباحث تبدیل می کند و به این شکل سرشناس می شوید.

راه های توسعه عزت نفس در خود

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

به احساساتتان پشت پا نزنید!

اغلب انسان هایی که با مشکل کمبود عزت نفس یا نبود آن مواجه هستند معمولا انسان های درونگرایی می باشند که ترس زیادی از ابراز عواطف خود دارند. هر چند که جنگیدن با چنین روحیاتی که در شما نهادینه شده است دشوار می باشد اما بهتر است این بار بین خود و احساس خود به صلح برسید.

در محیط کار چیزی باعث آزردگی شما می شود؟ رفتار بقیه نسبت به شما تحقیرآمیز است؟ احساس می کنید هیچ گاه احترامی که باید و شاید نسبت به شما وجود ندارد؟ سرخورده شده اید؟ این موضوع را به نرمی و به صورت یک گپ و گفت دوستانه با همکارانتان در میان بگذارید.

گاهی این احساس در افراد فراتر از محل کار است. برخی که از چنین مشکلی رنج می برند می گویند: هر چه قدر که بیش تر کار می کنیم حریص تر می شویم اما راضی نخواهیم شد! در چنین مواردی تعدیل فشار کاری و برقراری ارتباط نزدیک تر با بستگان بهترین راه جهت برطرف کردن این احساس است.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

داستان را از اول بنویسید…

خیلی از مشکلاتی که ما به علت کمبود عزت نفس تحمل می کنیم روابط ما را متزلزل می کنند. همین جمله همیشگی “من خیلی چاق هستم”، “دیگران از من زیباتر هستند” یا “من هم باید مثل بقیه بپوشم و مطابق مد آنها باشم ولی چرا نیستم”؟” آغاز همه احساسات بد و منفی می باشد که ممکن است اعتماد به نفس شما را برای حضور در هر سخنرانی یا محفلی که نیاز باشد حرف بزنید و خودتان را نشان دهید از بین ببرد.

دکتر توماس بوسی ریشه کمبود یا عدم عزت نفس را در دوران تحصیلی افراد می بیند. او معتقد است همه ما در مدرسه یا دانشگاه به یک قلم و کاغذ برای ارزیابی شخصی نیاز داریم. به این شکل که هر فرد بتواند تمام آن چه که از بازگو کردنش هراس دارد را با صفحه کاغذ در میان بگذارد. این شیوه در افزایش عزت نفس افراد تاثیر می گذارد.

با کمک به دیگران به خود افتخار کنید!

تجربه نشان داده است انسان هایی که با راه های مختلف به یک انسان دیگر روی کره خاکی کمک کرده اند احساس مطلوب پایدارتر و بهتری نسبت به هم نوعان خود داشته اند. بهانه ای برای خوبی کردن در حق دیگران پیدا کنید. اگر قادر هستید با حرف زدن با بقیه کمی از دردهای آن ها را تسکین کنید دریغ نکنید و به خود کمک کنید.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

انجام کارهای خیرخواهانه احساس غرور و افتخار در افراد ایجاد می کند. انسان هایی که هنوز با اصل خود مشکل دارند و از آن چه که هستند راضی نیستند با این روش می توانند تایید دیگران را به دست آورند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

راهنمای کامل برای این که بر مشکل کمالگرایی خود غلبه کنید

در انجام هیچ کاری احساس رضایتمندی نمی کنید؟ نمی توانید از پس بلندپروازی های خود در هر کاری برآیید و دائم خودتان را مقصر می دانید؟ از انتظارات بالایی از هر کسی دارید و فکر می کنید باید بتوانند کارها را به همان شکلی که فکر می کنید انجام دهند به تنگ آمده اید؟ این روحیات باعث ناامیدیتان نسبت به هر چیزی شده و از نظر خودتان بمب انرژی منفی برای دیگران هستید؟ همان طور که خودتان هم خوب می دانید شما فردی با روحیه کمال گرایی هستید. اگرچه این روحیه یک اختلال شخصیتی نیست اما کمالگرایی در دنیا امروز ما یک مشکل است؛ چون تقریبا ما قادر نیستیم بر ایده آل بودن تمام امور نظارت داشته و آن ها را کنترل کنیم.

کمالگرا فردی است متفاوت که قادر به پذیرش هر استانداردی در امور نیست. استانداردی که طبق کمال و حد عالی هر چیز تنظیم شده است. در علم روان شناسی، کمالگرایی را یک ویژگی شخصیتی در فردی می دانند که برای رفع بی عدالتی در امور و تنظیم آن ها با استانداردهای فوق العاده در تلاش است؛ فردی که با وجود این روحیات پیچیده به شدت نسبت به دنیا اطرافش منتقد است و همه چیز را با دید انتقادی نظاره می کند.

نمی دانید شما هم به مشکل کمالگرایی دچار هستید یا نه؟ نشان های رفتاری شما باعث شده افراد ویژگی شخصیتی کمالگرایی را به شما نسبت دهند و این روحیه کمی برایتان درسرساز شده است؟ راهنمای کامل امروز شما برای به سمت این که برای همیشه بر مشکل کمالگرایی خود غلبه کنید هدایت می کند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

بسیاری از ما به مشکل کمالگرایی مبتلا هستیم. البته تاکید می کنم که کمالگرایی یک مشکل نیست و گاهی به نفع ما است. همین که برای انجام کارها به کم راضی نشویم و تمام تلاش خود را برای انجام امور به نحو احسنت به کار بریم یعنی ما یک کمالگرا مثبت هستیم که از این روحیه خود در جهات مثبت نیز استفاده کرده ایم. اما خیلی وقت ها هم کمالگرایی تبدیل به گره کور می شود!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

گره کور کمالگرایی در شما هم وجود دارد؟

در ادامه ۶ نشانه عمده ای که در افراد کمالگرا بیشتر دیده ام و از نظر روانشناسان هم تایید شده است را بررسی می کنیم:

  1. اشتباه در مخیله شما هم نمی گنجد: اگر شما فردی کمالگرا هستید هیچ فضای خالی برای ارتکاب به اشتباهات در نظر نگرفته اید. در چنین حالتی شما در حکم شناگری هستید که برای رفع خطا و جلوگیری از غرق شدن زحماتتان به سمت این اشتباهات شیرجه می زنید!
  2. شما روش خاص و متفاوت خود را دارید: در اغلب موارد ممکن است از شما برای انجام کاری درخواست نشود؛ چون همه می دانند شما به سبب شیوه خاص عملکرد خود بسیار نکته سنج هستید.
  3. هیچ چیز برایتان ارزشمندتر از نتیجه کار نیست: در برخی از موارد مردم به روند انجام یک کار و زحماتی که کشیده اند فکر می کنند تا بتوانند تاثیرات نتیجه نامطلوب را حنثی کنند. اما شما کاملا برعکس سایرین هستید. مثلا در یک مسابقه فوتبال حتی اگر برای پیروزی خودکشی کنید ولی نتیجه نگیرید باز هم خود و بقیه را متهم می دانید.
  4. خودخوری از نشانه های رفتاری فاحش شما است: شما برای هر مسئله کوچک و بی اهمیتی هم خودخوری می کنید. به این ترتیب بعید نیست شما هم از افراد درونگرا باشید.
  5. موفقیت برای شما کافی نیست: شما انسان خاصی هستید که اگر X را به دست آورید پیگیر ۲X می شوید! اگر ۲X به دست آید هیچ چیز مثل ۵X شما را راضی نخواهد کرد!
  6. شدیدا درگیر جزئیات هستید: شما به شدت به جزئیات یک موضوع اهمیت می دهید. اگر کسی باعث شکست یا ناراحتی شما شده است شما تا مدت ها پیگیر این موضوع هستید تا بتوانید از چند و چون قضیه سردرآورید!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

هر چند که برخی به خاطر داشتن این نشانه ها به خود می بالند و به هیچ وجه وجود این علائم را منفی و مشکل ساز نمی دانند اما باید اعتراف کنیم که کمالگرایی در بسیاری از موارد کار دستمان داده است! مهم ترین تاثیر منفی آن سلب آرامش و خوشحالی از خود ما به عنوان انسان های کمالگرا می باشد. انسان کمالگرا هرگز نمی تواند بین دیگران و در هم نشینی با آن ها احساس لذت کند. حتی شاید این افراد با مشکل مسخره شدن توسط دیگران رو به رو شوند!

هر چه که هست بهتر است از این به بعد به عنوان یک انسان کمالگرا و با ترفندهای زیر این روحیه خاص را در خود تغییر دهیم.

راهکارهای مقابله با مشکل کمالگرایی

برای بهبود این این رفتار یا روحیه از ترفندهای زیر بهره ببرید:

یک کمالگرا سالم باشید؛ نه یک کمالگرا عصبی!

کمالگرا روحیه انسان های سالم است وقتی که به حد افراط نرسیده باشد. کمالگراها بر دو نوع هستند: انسان های سالمی که از این ویژگی برای رشد استفاده می کنند و انسان هایی که با اختلال عصبی مانع پیشرفت خود می شوند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

ویژگی کمالگرایان سالم:

  • شما همواره به واسطه اهداف خود انگیزه می گیرید
  • شما روی عمل و عملگرایی تمرکز دارید
  • هر پیروزی شما بهانه ای است تا جشن بگیرید
  • شما از اهدافتان یک قاب عکس سایز بزرگ در نظر دارید که جزئیات کوچکش اصلا قابل توجه نیستند
  • اشتباهات گذشته در حکم راهنما پیروزی های فردا و آینده هستند

ذهنیت”همه چیز یا هیچ” خود را حذف کنید!

دوگانگی یا شیوه تفکر بر اساس “همه یا هیچ” یکی از رایج ترین مسائلی است که کمالگرایی در این افراد به وجود می آورد. برای این افراد دنیا دو رنگ است: سفید یا سیاه؛ کار دو وجه مشخص دارد: پیروزی یا شکست!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

برای مقابله با این مشکل لازم است اصل شکست را در ذهن خود نهادینه کنید و بدانید پیروزی همراه با شکست است. جالب است بدانید دره سیلیکون، قلب موفق ترین و سرشناس ترین کمپانی های تکنولوژی جهان نظیر گوگل، اپل و وفیس بوک رواج دهنده تفکر شکست پذیری در دنیا هستند. مردمی که در این مرکز مشغول به کار هستند همگی پیرو یک شعار مهم هستند: گاهی شکست بخور، سریع شکست بخور!

به علاوه یک کنفرانس بین المللی عمومی در دره سیلیکون برای کارکنان آن تحت عنوان FailCon (برگرفته از واژه fail به معنای شکست) برگزار می شود که در آن روحیه پذیرش شکست و در آغوش کشیدن آن در کارکنان تقویت می شود!

همان طور که می دانید یکی از ویژگی های مهم افراد کمالگرا جزئی نگری و پیروزی طلبی مطلق آن ها است!

مراقبت از دام های ذهنی

ذهن کمالگرا دخمه ای پرپیچ و خم است که قادر است انبوهی از اطلاعات جزئی و کلی را در خود جای دهد. اگر شما هم به کمالگرایی دچار هستید باید مراقب دام های ذهنی باشید. دام های ذهنی واژه ای است که من به ذهن یک فرد کمالگرا نسبت داده ام. منظور از این دام توانایی ناتمام کمالگرا برای تمرکز روی چیزهای پیش پا افتاده ای است که آن ها را گرفتار می کند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

واکنش همه کمالگرایان در چنین حالتی یکسان نیست. برخی خود را به خاطر جزئی نگری خود محازات می کنند، برخی تسلیم می شوند و برخی در این دام فلج می شوند!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

برای خلاصی از این مخمصه یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید و به آن چه که هستید عشق بورزید. با خود تکرار کنید که به مرور زمان ممکن است هر آن چه که هستید یا دارید را بر حسب تصادف از دست دهید؛ پس باید بیش ترین احترام را به داشته هایتان و خودتان بگذارید.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

۳ تکنیک فاش نشده فن بیان بیل کلینتون که مخاطب را میخکوب می کند

نام بیل کلینتون تا کنون به گوشتان خورده است؟ احتمالا اگر هیلاری کلینتون معروف، نامیزد ریاست جمهوری دوره اخیر آمریکا را بشناسید بیل کلینتون را هم با سر و صداهایی که معمولا در سخنرانی های خود به راه می اندازد بشناسید. ویلیام جفرسون «بیل» کلینتون چهل و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بوده‌ است. او که عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا است پیش از انتخاب به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به مدت ۱۲ سال فرماندار پنجاهم و پنجاه و دوم ایالات جنوبی آرکانزاس را بر عهده داشت. او بعد از تئودور روزولت و جان کندی جوانترین شخصی است که به عنوان رئیس جمهور خدمت کرده‌ است. بیل کلینتون به سبب چند دهه تجربه عمومی گفتاری، کاریزما عمیق و عجیب و غریب و درخشش فراوان خود در تمام نطق ها و سخنرانی ها تا این حد معروف شده است. به نظر می رسد آشنایی مختصر و هر چند کوتاهی به اصول و فنون فاش نشده فن بیان بیل کلینتون بتواند شیوه سخنرانی افراد را تغیر داده و مسیر آن را تا جایی پیش ببرد که مخاطبان میخکوب شوند.

در اوایل دوران خدمت همه بیل کلینتون را با سخنرانی های ۱۵ دقیقه ای او می شناختند. او قادر بود سخنانش را حداکثر تا ۳۰ دقیقه به اتمام برساند؛طوری که همه در دقیقه ۳۲ صحبت هایش منتظر این جمله بودند: و در نهایت…

امروزه نه فقط آمریکایی تبارها بلکه اکثر مردم دنیا فارغ از مسائل سیاسی او را بهترین سخنران نسل های دیروز، امروز و فردا جهان می دانند. با توجه به حسن شهرت او در سخنرانی و فن خطابه تصمیم گرفتیم امروز برخی از تکنیک های مهم و فاش نشده فن بیان بیل کلینتون را که در بین تمام سخنرانی هایش فاحش تر بود را با شما در میان بگذاریم.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

بیل کلینتون سه اصل مهم در سخنرانی هایش داشت که آن ها را با استفاده از ابزار اولیه زیر در فن بیان خود به کار می گرفت:

ابزار قدرتمند کلمات

واژگان در برابر قدرت فن بیان بیل کلینتون در به کارگیری آن ها دست به سینه می نشستند تا این سخنران حرفه ای یکی یکی آن را ارزیابی و گزینش کند. او قبل از به کارگیری هر کلمه چند صدم ثانیه مکث می کرد و سپس به صحبت کردن ادامه می داد. بیل کلینتون به شدت از کمبود هوا و انرژی ترس داشت و به همین دلیل سخنرانی های طولانی مدت زیادی نداشته است.

تضادهای محسوس

بیل کلینتون قادر بود نقاط ضعف سخنان خود را با در تضاد قرار دادن کلمات برطرف کند. لینکلن درباره تضادها و تاثیرات فراموش ناشدنی کلمات می گوید:

دنیا قطعا کلماتی که ما به زبان می آوریم را فراموش می کند؛ اما هرگز نمی تواند تاثیرات آن ها را انکار کند.

تکرار

در سال ۱۹۹۶ در یکی از سخنرانی های به یادماندنی شاهد فن بیان بیل کلینتون به شیوه خاصی بودیم. او در این سخنرانی با بهره گیری از استعاره گفت: ما به پلی برای اتصال به آینده نیاز داریم؛ پس بگذارید این پل را برای اتصال به قرن بیست و یکم با هم بسازیم.

او در این سخنرانی استعاره پل را چندین بار تکرار کرد.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

ارزیابی های جهانی نشان می دهد که بیل کلینتون در سال ۲۰۰ و در سخنرانی اختصاصی خود که برای ریاست جمهوری اوباما ترتیب داده بود بهترین نطق خود را در تاریخ زندگانی اش داشته است. کلینتون در این سخنرانی شش بار واژه arithmetic (به معنا حساب و حسابرسی) را تکرار کرد تا به همه اثبات کند در این مدت هرگز از بودجه دولت کم و به بودجه جمهوری خواهان اضافه نکرده است.

۳ تکنیک فاش نشده فن بیان  بیل کلینتون

حالا که با ابزار کلیدی کلینتون آشنا شدید بد نیست با برخی از تکنیک های آن در سخنرانی نیز آشنایی پیدا کنید:

کلینتون؛ متخصص وقفه های اثرگذار

بیل کلینتون نه فقط در انتخاب واژگان بلکه در به کارگیری آن ها مهارت بالایی داشت. او در اولین سخنرانی خود بعد از انتخاب اوباما با وقفه های اثرگذار خود بین جملات تلاش چشمگیری در حفظ تاثیر آن ها روی مخاطب داشت. مثلا در جمله “پرزیدنت اوباما با اقتصاد خیلی بدتری نسبت به من کار خود را شروع کرده است” شنوندگان شاهد کشش بیش از حد هر کلمه بودند؛ واژه اقتصادی که شاید برای ادا آن زیر کم تر از یک ثانیه زمان نیاز داریم تلفظش بیش از یک ثانیه زمان می برد!

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

به بخشی از سخنرانی های وی در آستانه انتخاب اوباما دقت کنید:

به من توجه کنید( مکث)؛ هیچ رئیس جمهوری(مکث)، نه من(مکث)، نه همراهانم(مکث)  و هیچ کسی در آینده قادر نیست تمام آسیب ها را بهبود بخشد.

کلینتون؛ هماهنگ کننده حرکات بدن با کلمات

زبان بدن در سخنرانی اهمیت فراوانی دارد؛ اما قرار نیست در چنین وضعیتی تمام ارگان های بدن ما درگیر شوند و ما تمام وجودمان را وسط بگذاریم. در فن بیان بیل کلینتون غالبا شاهد استفاده او از دستانش بودیم. بازوان کلینتون معمولا در تمام سخنرانی ها حرکت داشت. وقتی که او آغوشش را با حرکت بازوها باز به اندازه دنیا باز می کرد موجی از اصالت و صمیمیت را به تمام دنیا تزریق می نمود.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

یکی از ترفندهای بیل کلینتون برای کنترل خشم یا هیجان مخاطبانش استفاده از کف دستان بود. نمایش کف دست و نه هیچ جای دیگری از بدن به مخاطب در چنین حالتی دقیقا مثل یک چراغ راهنما بود که حکم توقف را به مخاطب می داد. او برای پرسیدن سوال از مخاطبان خود کف دستانش را به آن ها نشان می داد و می گفت: آرام باشید؛ بگذارید یک سوال مهم از شما بپرسم…

یکی دیگر از راهکارهای مهمی که با الهام از فن بیان بیل کلینتون بدان دست می یابیم همپوشانی دست ها مقابل قفسه سینه به حالت احترام و التماس است. او با چنین حالتی احساس صمیمیت بین خود و شنوندگانش را تقویت می کرد.

معنای برخی از نشانگان در زبان بدن کلینتون

در سال های اولیه ریاست جمهوری کلینتون شاهد استفاده بیش تر او از دستانش بودیم. استفاده خاص او از زبان بدن باعث شده بود که تقریبا یک زبان اختصاصی کلینتونی (!) ایجاد شود؛ طوری که همه با دیدن آن به یک معنا و مفهوم مشترک پی ببرند.

مثلا بیل کلینتون برای نتیجه گیری عمدتا از انگشت اشاره ای که به سمت آسمان جهت یافته بود استفاده می کرد. بنابراین شنوندگان با دیدن این انگشت می توجه می شدند که سخنرانی رو به پایان است. مثلا او در برخی از سخنرانی هایش همین حرکت انگشت اشاره را مجدد تکرار می کرد و می گفت: امیدورام در پایان همه آمریکایی ها به خاطر بسپارند که…

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

کلینتون؛ مردن شیوه بیان!

تقریبا همه ما می دانیم که تمام بخش یک سخنرانی مربوط به گفتار نیست و مهارت های ارتباط غیرکلامی هم به شدت در این باره تاثیرگذار می باشند. برخی کلمات را ۷ درصد، لحن و صدا را ۳۸ درصد و اعمال بصری را ۵۵ درصد یک سخنرانی یا مکالمه قوی می دانند. در فن بیان بیل کلینتون معمولا چند رکن اساسی بصری و غیرکلامی دیده می شد:

  • لبخند: او معتقد بود لبخند سلامتی روح و جسمش را به ارمغان می آورد
  • گزیدن لب: کلینتون با این روش احساس ناامیدی، ناراحتی و تاسف خود را نشان می داد
  • حفظ خطوط حرکت چشم: بیل کلینتون در مواقعی که جملاتی جدی مثل” دموکراسی لزوما نباید یک ورزش خونین باشد” حرکت چشمانش را کنترل می کرد.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

فن مذاکره با رئیس برای این که در برابر خواسته هایتان سر خم کند!

قلدربازی رئیس و به تنگ آمدن زیردستان حکایت دیروز و امروز نیست. داستان ریاست طلبی ما ریشه در تاریخ دارد و به همین دلیل امی باشد که همیشه ارتباط رئیس و کارمند پرحاشیه و پرتنش بوده است. هر چه قدر هم که کارمندان صبور و خوددار باشند باز هم حس و حال صندلی ریاست مانع از برقراری یک ارتباط صمیمی و بدون دردسر می شود؛ مگر این که فرهنگ این موضوع در اداره، شرکت یا محیط کوچک و بزرگ کاری نهادینه شده باشد. شاید رفتار این دسته از رئیس های قلدر ریشه در همان رفتارهای کودکانه آن ها در زمین بازی یا مدرسه داشته باشد که تلاش داشتند هر طور که شده است از بجه هایی با جثه کوچک توپ بازی را بقاپند. اکنون نیز همان رفتارهای بچگانه در آن ها وجود دارد و محیط کار به مثابه همان توپ و همان زمین بازی است؛ با این تفاوت که کارمندان دیگر آن بچه های بی دست و پایی نیستند که بخواهند زیر بار زور بروند. در چنین مواقعی که مصالحه و خویشتنداری جواب نمی دهد شاید بتوان با فن مذاکره با رئیس وارد زمین شد و بازی را یک هیچ به نفع خود تمام کرد!

تقریبا برای خیلی ها مذاکره کردن به خاطر رو به رو شدن با جواب منفی رئیس و این که دست رد به سینه آن ها بخورد دشوار است. این افراد پایداری و ثبات موقعیت خود را به هر نوع تغییری که باعث شود رئیس دیدگاهش نسبت به آن ها عوض شود ترجیه می دهند. اما واقعا اگر فکر می کنید استحقاق ترفیع رتبه را دارید یا این که شایسته است درخواست افزایش حقوق خود را به رئیس ارائه دهید پس چرا ایستاده اید؟ این بار برای گرفتن حقوق خود با فن مذاکره با رئیس وارد گفتگو منطقی شوید و حتی اگر لازم است برای آن بجنگید!

دانشگاه زندگی در این مطلب ابزار گفتگو و مذاکره را در اختیارتان قرار می دهد.

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

حتما می دانید که ترفندهای متقاعد کردن دیگران با استفاده از فن بیان برای رئیس و کسی که با شما به صورت حرفه ای در ارتباط است جواب نمی دهد. اما اگر می پرسید چرا، باید بگوییم که توضیح این مسئله مفصل است. در واقع ما هنوز یاد نگرفته ایم که اصلا مذاکره چیست و چه تفاوتی با مکالمات روزمره ما دارد. اصلا مذاکره چه زمانی شروع می شود و چه موقعی می توان صحبت کردن با رئیس را مذاکره نامید.

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

سه رازی که درباره مذاکره کردن نمی دانستید

سه راز پیچیده وجود دارد که احتمالا هیچ وقت رئیس هوشمند و زیرک شما درباره آن به شما نگفته است و شاید به همین دلیل است که شما هرگز نتوانستید وارد یک مذاکره مستقیم با ارشد خود شوید؛ چه برسد به این که بخواهید در این مذاکره پیروز شوید!

مذاکره از آن جایی شروع می شود که “نه” بگوییم!

مهم ترین چیزی که ما را برای درخواست آن چه که واقعا مستحق آن هستیم مهار می کند ترس ما از نه شنیدن است؛ غافل از این که یک مذاکره نان و آب دار تازه با شنیدن واژه ترسناک برای برخی ولی دلچسب برای افراد موفق شروع می شود!

فرض کنید درخواست افزایش حقوق را به رئیس خود داده اید. اگر او بلافاصله با درخواست شما موافقت کند که دیگر مذاکره نکرده اید؛ چون این یک توافق خوب است که به سادگی رو به راه شده است. اما اگر رئیس شما به دلایلی درخواست شما را مردود اعلام کند و نخواهد موافقت به عمل آورد تازه فن مذاکره با رئیس شروع می شود.

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

زیادی خواهی اصل یک مذاکره است!

حتی اگر انسان قانع و مطیعی هستید در مذاکره با رئیس ملزم به زیاده خواهی هستید. این یک تجربه شخصی از برخورد اجتماعی افراد است که انسان ها لذت بیش تری از شنیدن جواب مثبت می برند وقتی که قبل از آن بارها جواب منفی شنیده باشند. اما چرا؟

به عنوان مثال اگر شما برای ۵ درصد افزایش حقوق به رئیس خود درخواست دهید و او هم بلافاصله بپذیرد در چنین حالتی ممکن است خود را سرزنش کنید چرا ۷ یا ۱۰ درصد را مطرح نکردید. بنابراین توصیه می شود در یک مذاکره همواره زیاده خواه باشید و از بالا به پایین نزول کنید.

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

مذاکره بازی هوش و تمرکز است

مذاکره نظیر یک بازی حساس است که به تمرکز بالایی نیاز دارد. دو طرفی که پشت میز مذاکره می نشینند شبیه به دو خط موازی هستند. این دو خط موازی ممکن است هیچ وقت بر هم منطبق نشوند و هر چه قدر هم که بگذرد مسیر خود را به صورت مستقل طی کنند. سعی نکنید به زور آن ها را به هم نزدیک کنید! اگر مذاکره به جایی نمی رسد موقعیت فعلی خود را خراب نکنید.

توماس پینچن، نویسنده و رمان نویس معروف می گوید: کسی که با ترک کردن میز مذاکره پیش بینی می کند چیز کم تری از دست می دهد شخصی است موفق تر که در رقابت پیروز شده است.

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

اساس فن مذاکره با رئیس

صحبت کردن و یک مذاکره موفق با رئیس اصول خاصی دارد که بهتر است بدان توجه داشته باشید:

هم رنگ رئیس خود شوید!

می گویند خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شود! اما این بار همه آن جماعتی که شما باید همرنگ آن شوید رئیستان است. همرنگی نه به این معنا که با او هم عقیده شوید یا از ظاهر و رفتار او تقلید کنید؛ به این معنا که رفتار او را به خوبی آنالیز کرده و با توجه به روحیات او وارد عمل شوید.

بگذارید موضوع را کمی بازتر کنم. فرض کنید شما کارمندی نمونه اما به شدت زودرنج هستید که خیلی زود در برابر افراد حالت تهاجمی به خود می گیرید. با این حال می دانید که رئیس شما انسانی فوق العاده خونسرد است که با دیدن خشونت شما هم اثر نمی پذیرد. چاره چیست؟

برای لحظاتی هم که شده است روحیات و رفتار خود را برای شکستن یخ دیگران و شروع صحبت تا پذیرفته شدن درخواستتان با رئیس یا رئیسان همرنگ کنید!

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

خودخواهی و دندان گردی ممنوع!

در فن مذاکره با رئیس دقیقا مثل فن مذاکره با مشتری در یک معامله موفق موظف هستیم در برابر مزایایی که می گیریم خدمت یا محصول ارائه کنیم. چه فنونی می دانید؟ چه کارهایی می توانید انجام دهید تا دیگران بابت درخواست شما قانع شوند؟

فرض کنید شما مدیر بازاریابی یک شرکت بزرگ هستید. برای شما تامین تعداد زیادی فالوور در شبکه های اجتماعی آن شرکت و انجام کارهایی که در دایره فعالیتتان قرار نمی گیرد ساده است؛ اما قطعا قصد دارید در ازا این کارها مبلغ بیش تری به عنوان حقوق دریافت کنید. بدین منظور با معرفی خدماتی که می توانید خیلی بیش تر از قبل ارائه دهید و بدون دندان گردی درخواست خود را مطرح نمایید.

نقطه ضعف ها را فراموش کنید

در شرکتی که کار می کنید مسائل و موارد زیادی وجود دارد که بتوانید از آن ها به عنوان بهانه ای برای درخواست حقوق یا ترفیع مقام استفاده کنید؟ رئیس به شما و اعمالی که قبلا در حق او انجام داده اید مدیون است و می دانید که به خاطر این موضوع هم که شده است باید با درخواست های شما موافقت شود؟

فن مذاکره با رئیس برای متقاعد کردن او

در فن مذاکره با رئیس خود هرگز روی این دست موارد دست نگذارید. حتی به یاد آوردن کارهایی که قبلا بدون منت برای رئیس خود انجام داده اید ممکن است یک نقطه ضعف بزرگ برای او باشد که باعث شود نسبت به شما بدبین شود.