شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

بررسی نقش عزت نفس در ارتباطات و راه های توسعه آن در خود

برخی از انسان های اطرافمان این قدر روحیات و حالات رفتاری خاصی دارند که گاهی تصور می کنیم این ها از سیاره مریخ به روی زمین آمده اند. مگر با این فرضیات بشود واکنش های تعاملی آن ها را تحمل کرد. از خصوصیات و ویژگی های شخصیتی آن ها همین بس که توانایی حفظ یک رابطه پایدار را ندارند. کسانی که کم ترین تنش و نارضایتی در امور باعث می شود از تمام آمال، آرزوها و اهدافشان دست بکشند. آن ها از نبود توجه و احترام دیگران رنج می برند اما غرور بیش از حدشان مانع از بروز احساساتشان می شود. پس بعید نیست اگر به سرعت در سنین پایین منزوی و تنها شوند. شاید با شنیدن این خصوصیات بلافاصله فکر کنید سوژه مورد نظر ما افراد کمالگرا باشند که با این رویه هم خود هم بقیه را به تنگ می آورند؛ اما اشتباه نکنید! منظور ما افرادی است که از کمبود نعمت عزت نفس در ارتباطات خود رنج می برند و در یک کلام” عزیز” نیستند!

در زندگی شخصی نبود عزت نفس یک تاثیر منفی همه جانبه است روی ابعاد مختلف روابط شخصی؛ اما در زندگی حرفه ای این مشکل حادتر می شود. اگر مشغول به کار هستید و شغل شما از آن دسته کسب وکارهایی است که دائم مذاکره با مشتری دارید یا این که باید مثل بازاریابان از فن بیان بازاریابی استفاده کنید بهتر این دسته از آدم ها را می شناسید. افرادی که عزت نفس کافی ندارند معمولا توانایی سازش کم تری نیز دارند. این افراد را نمی توان قانع کرد؛ چون اساسا روحیه فردگرا و انزوا طلبشان آن ها را خود رای کرده است. اگر با این افراد وارد یک گپ و گفت دوستانه کاری شوید سردی و جدیت بیش از حد آن ها شما را کمی دلسرد می کند. صمیمت با این افراد که معمولا تمام احساساتشان را در خود سرکوب می کنند دشوار است.

به هر حال چون ما به برقراری ارتباط با همه نوع انسانی در زندگی اجتماعی خود نیاز داریم لازم است این افراد با بشناسیم و راه های ارتباطی خود را با آن ها تقویت کنیم. از طرفی هم اگر این ویژگی های رفتاری را در خود می بینید باید خیلی زودتر برای موفقیت در زندگی شخصی و کاری آینده راه های توسعه عزت نفس را در خودتان یاد بگیرید.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

عزت نفس همان مهارت خودپنداری است. مهارتی که خاص انسان است و با استفاده از آن می تواند ظرفیت های وجودی خود را شناخته و آشکار کند. شاید بهتر باشد به عزت نفس ابزار هویت یاب بگوییم؛ چون با استفاده از عزت نفس است که انسان می تواند بفهمد چه رنگ هایی، چه رفتارهایی، چه صداهایی و چه صحنه هایی را دوست دارد و کدام یک برای او قابل تایید هستند.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

یک مثال ساده:

در بررسی عزت نفس در افراد با مثال ها زودتر به نتیجه می رسیم. فرض کنید آقای x یک کارمند ساده در یک شرکت تبلیغاتی می باشد که هرگز محیط کاری برای او دلچسب نبوده است. روابط او در محیط کار آن قدر دور و جدی است که او را از کار کردن دلسرده کرده است. x تصور می کند اگر در شهر خودش به نحوی مشغول به کار شده بود هم محیط بهتری را تجربه می کرد و هم می توانست به صورت هفتگی به خانواده اش سر بزند!

برداشت شخصیت فرضی ما از زندگی اش نشانگر نقش عزت نفس است. عزت نفسی که باعث شده بر نقاط مطلوب و نامطلوب زندگی اش واقف شود. شاید اگر عزت نفس او در روابط کاری تقویت می شد و احساس بهتری از کار کردن و بودن با همکارانش داشت هیچ وقت فکر تغییر شغل به سرش نمی زد!

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

عزت نفس در سخن گفتن

اگر عزت نفس پایینی داشته باشید هرگز سخنران یا مذاکره کننده خوبی نمی شوید. اما چرا؟

  • انسان عزیز هرگز کم رو نمی شود؛ کم رویی ما را از حضور در برابر دیگران در یک سخنرانی بزرگ می ترساند!
  • عزت نفس بالا اعتماد به نفس بالا می آورد. با اعتماد به نفس بالا صحبت کردن تاثیری جادویی در متقاعد کردن بقیه دارد.
  • عزت نفس به شما توانایی مدیریت مسئله را در شرایط بحرانی هنگام مذاکره های حرفه ای می دهد.
  • سخنرانی که عزت نفس دارد از مسخره شدن توسط دیگران باکی ندارد.
  • عزت نفس به شما جرئت اظهار نظر می دهد. اظهار نظر کردن شما را به مهره فعال مباحث تبدیل می کند و به این شکل سرشناس می شوید.

راه های توسعه عزت نفس در خود

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

به احساساتتان پشت پا نزنید!

اغلب انسان هایی که با مشکل کمبود عزت نفس یا نبود آن مواجه هستند معمولا انسان های درونگرایی می باشند که ترس زیادی از ابراز عواطف خود دارند. هر چند که جنگیدن با چنین روحیاتی که در شما نهادینه شده است دشوار می باشد اما بهتر است این بار بین خود و احساس خود به صلح برسید.

در محیط کار چیزی باعث آزردگی شما می شود؟ رفتار بقیه نسبت به شما تحقیرآمیز است؟ احساس می کنید هیچ گاه احترامی که باید و شاید نسبت به شما وجود ندارد؟ سرخورده شده اید؟ این موضوع را به نرمی و به صورت یک گپ و گفت دوستانه با همکارانتان در میان بگذارید.

گاهی این احساس در افراد فراتر از محل کار است. برخی که از چنین مشکلی رنج می برند می گویند: هر چه قدر که بیش تر کار می کنیم حریص تر می شویم اما راضی نخواهیم شد! در چنین مواردی تعدیل فشار کاری و برقراری ارتباط نزدیک تر با بستگان بهترین راه جهت برطرف کردن این احساس است.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

داستان را از اول بنویسید…

خیلی از مشکلاتی که ما به علت کمبود عزت نفس تحمل می کنیم روابط ما را متزلزل می کنند. همین جمله همیشگی “من خیلی چاق هستم”، “دیگران از من زیباتر هستند” یا “من هم باید مثل بقیه بپوشم و مطابق مد آنها باشم ولی چرا نیستم”؟” آغاز همه احساسات بد و منفی می باشد که ممکن است اعتماد به نفس شما را برای حضور در هر سخنرانی یا محفلی که نیاز باشد حرف بزنید و خودتان را نشان دهید از بین ببرد.

دکتر توماس بوسی ریشه کمبود یا عدم عزت نفس را در دوران تحصیلی افراد می بیند. او معتقد است همه ما در مدرسه یا دانشگاه به یک قلم و کاغذ برای ارزیابی شخصی نیاز داریم. به این شکل که هر فرد بتواند تمام آن چه که از بازگو کردنش هراس دارد را با صفحه کاغذ در میان بگذارد. این شیوه در افزایش عزت نفس افراد تاثیر می گذارد.

با کمک به دیگران به خود افتخار کنید!

تجربه نشان داده است انسان هایی که با راه های مختلف به یک انسان دیگر روی کره خاکی کمک کرده اند احساس مطلوب پایدارتر و بهتری نسبت به هم نوعان خود داشته اند. بهانه ای برای خوبی کردن در حق دیگران پیدا کنید. اگر قادر هستید با حرف زدن با بقیه کمی از دردهای آن ها را تسکین کنید دریغ نکنید و به خود کمک کنید.

شناخت راه های توسعه عزت نفس در خود

انجام کارهای خیرخواهانه احساس غرور و افتخار در افراد ایجاد می کند. انسان هایی که هنوز با اصل خود مشکل دارند و از آن چه که هستند راضی نیستند با این روش می توانند تایید دیگران را به دست آورند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

راهنمای کامل برای این که بر مشکل کمالگرایی خود غلبه کنید

در انجام هیچ کاری احساس رضایتمندی نمی کنید؟ نمی توانید از پس بلندپروازی های خود در هر کاری برآیید و دائم خودتان را مقصر می دانید؟ از انتظارات بالایی از هر کسی دارید و فکر می کنید باید بتوانند کارها را به همان شکلی که فکر می کنید انجام دهند به تنگ آمده اید؟ این روحیات باعث ناامیدیتان نسبت به هر چیزی شده و از نظر خودتان بمب انرژی منفی برای دیگران هستید؟ همان طور که خودتان هم خوب می دانید شما فردی با روحیه کمال گرایی هستید. اگرچه این روحیه یک اختلال شخصیتی نیست اما کمالگرایی در دنیا امروز ما یک مشکل است؛ چون تقریبا ما قادر نیستیم بر ایده آل بودن تمام امور نظارت داشته و آن ها را کنترل کنیم.

کمالگرا فردی است متفاوت که قادر به پذیرش هر استانداردی در امور نیست. استانداردی که طبق کمال و حد عالی هر چیز تنظیم شده است. در علم روان شناسی، کمالگرایی را یک ویژگی شخصیتی در فردی می دانند که برای رفع بی عدالتی در امور و تنظیم آن ها با استانداردهای فوق العاده در تلاش است؛ فردی که با وجود این روحیات پیچیده به شدت نسبت به دنیا اطرافش منتقد است و همه چیز را با دید انتقادی نظاره می کند.

نمی دانید شما هم به مشکل کمالگرایی دچار هستید یا نه؟ نشان های رفتاری شما باعث شده افراد ویژگی شخصیتی کمالگرایی را به شما نسبت دهند و این روحیه کمی برایتان درسرساز شده است؟ راهنمای کامل امروز شما برای به سمت این که برای همیشه بر مشکل کمالگرایی خود غلبه کنید هدایت می کند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

بسیاری از ما به مشکل کمالگرایی مبتلا هستیم. البته تاکید می کنم که کمالگرایی یک مشکل نیست و گاهی به نفع ما است. همین که برای انجام کارها به کم راضی نشویم و تمام تلاش خود را برای انجام امور به نحو احسنت به کار بریم یعنی ما یک کمالگرا مثبت هستیم که از این روحیه خود در جهات مثبت نیز استفاده کرده ایم. اما خیلی وقت ها هم کمالگرایی تبدیل به گره کور می شود!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

گره کور کمالگرایی در شما هم وجود دارد؟

در ادامه ۶ نشانه عمده ای که در افراد کمالگرا بیشتر دیده ام و از نظر روانشناسان هم تایید شده است را بررسی می کنیم:

  1. اشتباه در مخیله شما هم نمی گنجد: اگر شما فردی کمالگرا هستید هیچ فضای خالی برای ارتکاب به اشتباهات در نظر نگرفته اید. در چنین حالتی شما در حکم شناگری هستید که برای رفع خطا و جلوگیری از غرق شدن زحماتتان به سمت این اشتباهات شیرجه می زنید!
  2. شما روش خاص و متفاوت خود را دارید: در اغلب موارد ممکن است از شما برای انجام کاری درخواست نشود؛ چون همه می دانند شما به سبب شیوه خاص عملکرد خود بسیار نکته سنج هستید.
  3. هیچ چیز برایتان ارزشمندتر از نتیجه کار نیست: در برخی از موارد مردم به روند انجام یک کار و زحماتی که کشیده اند فکر می کنند تا بتوانند تاثیرات نتیجه نامطلوب را حنثی کنند. اما شما کاملا برعکس سایرین هستید. مثلا در یک مسابقه فوتبال حتی اگر برای پیروزی خودکشی کنید ولی نتیجه نگیرید باز هم خود و بقیه را متهم می دانید.
  4. خودخوری از نشانه های رفتاری فاحش شما است: شما برای هر مسئله کوچک و بی اهمیتی هم خودخوری می کنید. به این ترتیب بعید نیست شما هم از افراد درونگرا باشید.
  5. موفقیت برای شما کافی نیست: شما انسان خاصی هستید که اگر X را به دست آورید پیگیر ۲X می شوید! اگر ۲X به دست آید هیچ چیز مثل ۵X شما را راضی نخواهد کرد!
  6. شدیدا درگیر جزئیات هستید: شما به شدت به جزئیات یک موضوع اهمیت می دهید. اگر کسی باعث شکست یا ناراحتی شما شده است شما تا مدت ها پیگیر این موضوع هستید تا بتوانید از چند و چون قضیه سردرآورید!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

هر چند که برخی به خاطر داشتن این نشانه ها به خود می بالند و به هیچ وجه وجود این علائم را منفی و مشکل ساز نمی دانند اما باید اعتراف کنیم که کمالگرایی در بسیاری از موارد کار دستمان داده است! مهم ترین تاثیر منفی آن سلب آرامش و خوشحالی از خود ما به عنوان انسان های کمالگرا می باشد. انسان کمالگرا هرگز نمی تواند بین دیگران و در هم نشینی با آن ها احساس لذت کند. حتی شاید این افراد با مشکل مسخره شدن توسط دیگران رو به رو شوند!

هر چه که هست بهتر است از این به بعد به عنوان یک انسان کمالگرا و با ترفندهای زیر این روحیه خاص را در خود تغییر دهیم.

راهکارهای مقابله با مشکل کمالگرایی

برای بهبود این این رفتار یا روحیه از ترفندهای زیر بهره ببرید:

یک کمالگرا سالم باشید؛ نه یک کمالگرا عصبی!

کمالگرا روحیه انسان های سالم است وقتی که به حد افراط نرسیده باشد. کمالگراها بر دو نوع هستند: انسان های سالمی که از این ویژگی برای رشد استفاده می کنند و انسان هایی که با اختلال عصبی مانع پیشرفت خود می شوند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

ویژگی کمالگرایان سالم:

  • شما همواره به واسطه اهداف خود انگیزه می گیرید
  • شما روی عمل و عملگرایی تمرکز دارید
  • هر پیروزی شما بهانه ای است تا جشن بگیرید
  • شما از اهدافتان یک قاب عکس سایز بزرگ در نظر دارید که جزئیات کوچکش اصلا قابل توجه نیستند
  • اشتباهات گذشته در حکم راهنما پیروزی های فردا و آینده هستند

ذهنیت”همه چیز یا هیچ” خود را حذف کنید!

دوگانگی یا شیوه تفکر بر اساس “همه یا هیچ” یکی از رایج ترین مسائلی است که کمالگرایی در این افراد به وجود می آورد. برای این افراد دنیا دو رنگ است: سفید یا سیاه؛ کار دو وجه مشخص دارد: پیروزی یا شکست!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

برای مقابله با این مشکل لازم است اصل شکست را در ذهن خود نهادینه کنید و بدانید پیروزی همراه با شکست است. جالب است بدانید دره سیلیکون، قلب موفق ترین و سرشناس ترین کمپانی های تکنولوژی جهان نظیر گوگل، اپل و وفیس بوک رواج دهنده تفکر شکست پذیری در دنیا هستند. مردمی که در این مرکز مشغول به کار هستند همگی پیرو یک شعار مهم هستند: گاهی شکست بخور، سریع شکست بخور!

به علاوه یک کنفرانس بین المللی عمومی در دره سیلیکون برای کارکنان آن تحت عنوان FailCon (برگرفته از واژه fail به معنای شکست) برگزار می شود که در آن روحیه پذیرش شکست و در آغوش کشیدن آن در کارکنان تقویت می شود!

همان طور که می دانید یکی از ویژگی های مهم افراد کمالگرا جزئی نگری و پیروزی طلبی مطلق آن ها است!

مراقبت از دام های ذهنی

ذهن کمالگرا دخمه ای پرپیچ و خم است که قادر است انبوهی از اطلاعات جزئی و کلی را در خود جای دهد. اگر شما هم به کمالگرایی دچار هستید باید مراقب دام های ذهنی باشید. دام های ذهنی واژه ای است که من به ذهن یک فرد کمالگرا نسبت داده ام. منظور از این دام توانایی ناتمام کمالگرا برای تمرکز روی چیزهای پیش پا افتاده ای است که آن ها را گرفتار می کند.

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

واکنش همه کمالگرایان در چنین حالتی یکسان نیست. برخی خود را به خاطر جزئی نگری خود محازات می کنند، برخی تسلیم می شوند و برخی در این دام فلج می شوند!

نشانه های کمالگرایی و تکنیک های کلیدی رفع آن

برای خلاصی از این مخمصه یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید و به آن چه که هستید عشق بورزید. با خود تکرار کنید که به مرور زمان ممکن است هر آن چه که هستید یا دارید را بر حسب تصادف از دست دهید؛ پس باید بیش ترین احترام را به داشته هایتان و خودتان بگذارید.

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

چگونه فن بیان نه گفتن به بقیه را یاد بگیریم؟

از نه گفتن متنفر هستید؟ از این که قرار باشد دست رد به سینه کسی بزنید احساس بدی پیدا می کنید؟ نمی توانید با حس گناهتان بعد از جواب منفی دادن به دیگران و ناراحت کردنشان کنار بیایید؟ اصلا عجیب نیست؛ چون شما تنها نیستید و تقریبا بیش از نصف مردم روی کره زمین هیچ وقت با نه گفتن کنار نیامده اند و همیشه هم در نه گفتن به بقیه ناموفق بوده اند!

سخت بودن نه گفتن گاهی به درجات حادی می رسد. تا جایی که لطف ما در حق دیگران باعث آسیب دیدن موقعیت و زندگی خودمان می شود. جواب مثبت دادن به دیگران دردسر های خودش را دارد و در مقابل جواب نه دادن هم احساس بدی به همراه دارد. وقتی که در برابر درخواست های دیگران همیشه سر خم کنیم و تابع خواسته های آن ها باشیم به تدریج به شخصیتی سست تبدیل می شویم که دیگران فرصت سواستفاده پیدا می کنند. راه چاره چیست؟ باید تسلیم دیگران و خواسته های گاها غیرمنطقی آن ها باشیم یا این که با یک “نه” سفت و سخت و کمی خشن آن ها را از خودمان دلگیر کنیم؟

فن بیان نه گفتن به بقیه به ما می آموزد که چه طور با برقراری تعادل بین احساسات خودمان، کلاممان و عواطف دیگران مانع صدمه دیدن ارتباط خود با آن ها شویم.

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

اول باید بدانیم که چرا قرار است با فن بیان نه گفتن به بقیه وقت خودمان را تلف کنیم و آثار این نه گفتن در زندگی شخصی ما چه طور بروز پیدا می کند؟

  1. حرکت در جهان امروز: برای این که بتوانیم در دنیا امروز پیشرفت داشته باشیم باید جایگاهی که بدان تعلق داریم را پیدا کنیم و از فرصت های خود به سادگی نگذریم.
  2. مرزبندی روابط: مردم هیچ گاه موقعیت و شرایط فعلی شما را درک نمی کنند مگر این که با نه گفتن به آن ها ثابت کنید. حداقل فایده ای که فن بیان نه گفتن به بقیه دارد مرزبندی روابط شما با بقیه است.
  3. خوشبختی: با نه گفتن به دیگران کنترل زمان به صورت صد در صد در اختیار خود ما قرار دارد. زمان را می توان برای رسیدن به اهداف مختلف مدیریت نمود و این نهایت خوشبختی یک انسان خواهد بود!

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

چرا از نه گفتن می ترسیم؟

  1. ترس از بی ادب تلقی شدن: این که نه گفتن به بقیه باعث شود در نظر اساتید و کسانی که حداقل یک پله بالاتر از ما قرار دارند باعث شود نزد آن ها بی ادب تلقی شویم ترس بزرگی است. در فرهنگ آسیایی مشکل نه گفتن خیلی حادتر می شود؛ چون مردم دارای سنتی به نام حفظ ظاهر هستند و بیش از غرب مبادی آداب می باشند.
  2. ساز مخالف نزدن: همراهی با دیگران و جدا نشدن از یک گروه خاص عاملی می شود تا ساز مخالف نزنیم و جرئت نه گفتن به بقیه را نداشته باشیم.
  3. خراب کردن پل های پشت سر: در برخی از موارد مقابل کسی قرار داریم که نه گفتن به او باعث لطمه خوردن به آینده ارتباط می شود. چیزی مثل خراب کردن پل های پشت سر و پشت کردن به آینده!

چه طور نه بگوییم؟

خیلی ساده از کنار مسئله بگذرید!

برای رد کردن درخواست دیگران مسئله را پیچیده نکنید. کافی است شرایط کلی را توضیح بدهید تا دیگران با توجه به شرایط شما قانع شوند و کم تر اصرار ورزند. اگر وقت کافی برای ملحق شدن به دیگران در یک برنامه کاری یا تفریحی را ندارید به جای شرح وقایع موضوع را به کار ربط دهید و سعی کنید آن ها را با پیچیده بودن شرایط کاریتان قانع کنید. پس وارد جزئیات بیشتر نشوید.

بهتر است در طول مکالمات خود اصلا درباره علاقمندی و شوق و ذوقی که برای ملحق شدن به دیگران یا هر کار دیگر دارید صحبت نکنید.

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

راه چاره باشید!

یکی از بهترین راه هایی که با استفاده از آن می توان خیلی آبرومندانه درخواست دیگران را رد کرد پیشنهاد راه دیگر به آن ها است. به عنوان مثال اگر شما یک سخنران هستید و به شما زمانی برای سخنرانی پیشنهاد داده می شود می توانید با معرفی یکی از دوستان خود راه چاره ای برای دیگران باشید. به این ترتیب قادر خواهید بود معجزه کلمات با فن بیان صحیح را احساس کنید.

فقط یک “بله” کوچک!

گاهی در شرایطی قرار می گیریم که نمی توانیم خواسته دیگران را به صورت کامل اجابت کنیم اما امکان آن را داریم تا از راه های دیگر کمک کوچکی به دیگران کنیم. در این مواقع جواب مثبت شما به درخواست های دیگران در حکم همان “بله” کوچکی است که در فن بیان از آن استفاده می کنیم!

فرض کنید افراد زیادی مایل به دیدار شما برای رفع مشکلات و رسیدگی به پرونده های خود هستند و شما به دلیل یک سفر کاری قادر نیستید به آن ها کمک کنید. اگرچه دیدار همه این افراد برای شما ممکن نیست اما می توانید درخواست پیگیری این امور را به فرد دیگری بسپارید تا به بقیه ثابت کنید واقعا قصد کمک به آن ها را دارید. حتی می توانید از آن ها درخواست کنید مطالبات خود را از طریق ایمیل به شما اعلام کنند تا در طول سفر به آن ها رسیدگی نمایید!

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

به تعویق بیندازید!

برخی از پیشنهادات گاهی آن قدر وسوسه انگیز و اغوا کننده هستند که رد کردن آن ها به منزله از دست دادن فرصت بزرگی خواهد بود. در این مواقع با به تعویق انداختن پیشنهادات شاید بتوان مانع از دست رفتن فرصت های پیش رو شد.

مثلا اگر دوستان شما فردا و دقیقا زمانی که یک قرار کاری مهم دارید به شما پیشنهاد سفر درست و درمان می دهند آن را به تعویق بیندازید و بگویید: هفته آینده چه طور است؟ اگر از شما کمک مالی می خواهند و فکر می کنید تا هفته بعد و بعد از واریز حقوق می توانید به او کمک کنید بگویید: ممکن است تا هفته بعد صبر کنید؟

به تعویق انداختن امور در واقع ایجاد فضا و فرصتی است برای خودمان تا بهتر روی تصمیماتی که درباره آن ها مردد هستیم فکر کنیم.

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

کمک گرفتن از منشی یا دستیار

برای قرارهای کاری یا درخواست هایی که معمولا مالی هستند چه طور است وظیفه خطر نه گفتن به بقیه را به منشی یا دستیارتان بسپارید؟ اگر فشار کاری شما برای پاسخ گویی به درخواست های مختلف بالا است می توانید مسئولیت نه گفتن به بقیه را به فرد دیگری محول نمایید!

از همین راه هم می توان درخواست هایی که از طریق ایمیل ارسال می شوند را پاسخ داد. در ایمیل خود پاسخ ثابتی را درج کنید تا به صورت خودکار در جواب هر ایمیلی که ارسال می شود فرستاده شود.

با حالت مثبت جواب منفی بدهید!

گاهی درخواست هایی از روی علاقه و لطف دیگران مطرح می شود که شرایط ایجاب می کند آن ها را رد کرده و پاسخ منفی بدهیم. در چنین شرایطی برای این که باعث ناراحتی بقیه نشویم باید شرایط را به نفع خودمان عوض کنیم و با برقراری جو مثبت پاسخ منفی بدهیم.

تکنیک های فن بیان نه گفتن به بقیه

مثلا اگر به یک مهمانی دعوت می شوید و در عین حال با اصرار اطرافیان رو به رو می شوید می توانید بعد از تمجید و تشکر بابت این دعوت از مشکلاتی بگویید که مانع آمدن شما شده اند.

حالت بعدی زمانی است که در محل کار قادر نیستید با درخواست افزایش حقوق کارمندان موافقت کنید. در این حالت باید به کارمندتان گوشزد کنید که افزایش حقوق او باعث مشکلاتی در پرداخت حقوق دیگران می شود و برای برقراری تعادل باید حقوق ها ثابت بماند.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

مهارت حاضر جوابی ؛ هنری که در شرایط دشوار سخنرانی به درد می خورد!

می گویند همیشه کسانی که آخر کلاس می نشینند پرحرف تر هستند! این تصوری است که همیشه از بالا نشینان در کلاس درس وجود داشته است و انگار قرار نیست تغییر کند. اما حالا که بیش تر فکر می کنیم می بینیم که پر حرفی این جمعیت در برابر مهارت حاضر جوابی آن ها هیچ بوده است! هر چند که حاضر جواب بودن از دید معلمان همیشه نکوهش می شد اما افرادی که همیشه چیزی برای جواب دادن در آستینشان داشتند از جذابیت و محبوبیت بالاتری بین دانش آموزان یا دانشجویان برخوردار بودند. در واقع شاید حاضر جوابی به نظر بسیاری از افراد با ادب سازگار نباشد و به گونه ای عبور از مرزهای رعایت احترام به شمار برود اما مهارتی است که این روزها و در جامعه پیشرفته و شلوغ امروزی خیلی به درد می خورد!

بیایید کمی با هم صادق باشیم. تا کنون چند بار پیش آمده است که جواب های شما آن قدر هوشمندانه و زیرکانه باشد که دیگران را محو شما کند؟ تا کنون توانسته‌اید فقط با یک جواب بحثی را به پایان بکشانید و از شرایط بحرانی یا دشواری که در آن قرار دارید فرار کنید؟ مهارت حاضر جوابی را شاید بهتر است هنری بدانیم که شدیدا با شیوه تفکر و اندیشمندی شما در ارتباط است. فردی که حاضر جواب است به خوبی تشخیص می دهد هر کلمه آن چه تاثیری دارد. آیا می تواند آتشی که برافروخته شده است را خاموش کند یا این که همچون هیزمی شعله های آن را داغ تر می کند؟

آموزش سخنرانی برای کسب مهارت های حاضر جوابی در سخنرانی و در تعاملات اجتماعی ما و شیوه تشخیص بهترین پاسخ را برای این که در شرایط بحرانی بتوانید همچون راه فراری از آن ها استفاده کنید به ما بسپارید. تکنیک های ارتباطی که در دانشگاه زندگی می خوانید راه نجات شما خواهند بود!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

چرا باید حاضر جواب باشیم؟ چرا باید به خاطر حاضر جوابی برچسب هایی که به ما می زنند را تحمل کنیم؟ اصلا چرا باید خود را در شرایطی قرار دهیم که هر کسی بتواند به خاطر بداهه گویی و حاضر جوابی ما را قضاوت کند؟

کاربرد مهارت حاضر جوابی زیاد است و بعد از آشنایی با آن ها متوجه خواهید شد که به تمام حرف هایی که ممکن است با حاضر جوابی بشنوید می ارزد:

  • کنترل عواطف و احساسات با حاضر جوابی
  • خود اندیشی و پی بردن به ضعف ها و اشتباهات
  • شناخت شخصیت واقعیی دیگران با مشاهده واکنش های آن ها
  • خودنمایی و حفظ ظاهر در برابر رقبا
  • ترفند های تقویت مهارت حاضرجوابی

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

برای حاضر جواب بودن و این که همیشه جواب هایی آماده و هوشمندانه برای دیگران داشته باشید به این نکات دقت کنید:

مشغول کتابخوانی، روزنامه خوانی و مقاله خوانی شوید!

نه همه کتاب ها بلکه کتاب هایی که بیش تر لحنی عامیانه دارند و حس شوخ طبعی شاعر یا نویسنده در آن ها مشخص است راه خوبی برای تقویت مهارت حاضر جوابی هستند. توصیه ما کتاب های طنزی هستند که اولا حتما فارسی زبان باشند، ثانیا در آن یکی از شخصیت ها به چالش کشیده شود.

پروین اعتصامی از بزرگ ترین شاعران فارسی زبان است که در نگارش مناظره ها در قالب قطعه و مثنوی مهارت بالایی داشته است. مناظره های پروین نمونه های سخنوری هوشمندانه و مکالمات پر از کنایه ای است که بین دو طرف مناظره رد و بدل می شود. ممکن است لحن و ادبیات پروین برای زمان حال و مکالمات امروزی کمی سنگین باشد؛ از این رو توصیه می کنیم دست به دامن مناظره هایی شوید که در روزنامه ها و مقالات فارسی زیادی به صورت روزانه منتشر می شود. مناظره های اجتماعی سیاسی هم می توانند الهام خوبی برای تقویت مهارت حاضرجوابی باشند.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

معمولا افرادی که مطالعه زیادی پیرامون یک بحث دارند هم اهل مطالعه هستند و هم اهل صحبت بیشتر!

فن “انکار” را بیاموزید!

برای حاضر جواب بودن نیازی نیست که همیشه صحبت کنید. گاهی هم باید با احساسات و رفتار خود نشان دهید که فردی باهوش هستید و می دانید چه طور باید به بحث را مدیریت کنید. اگر حین صحبت کردن کسی شما را زیر سوال می برد یا تمایلی ندارید وقت خود را برای توضیح دادن بگذرانید از ترفند انکار یا نادیده گرفتن افراد استفاده کنید. بگذارید آن فرد تمام حرف هایش را به پایان برساند اما خود را برای پاسخ دادن خسته نکنید. برخی از نظرات مخالف را انکار کنید و به این شیوه نشان دهید که با سکوت هم می توانید حاضرجواب باشید!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

خیلی ساده “نه”بگویید!

نه گفتن در برابر دیگران آن هم با استدلال های هوشمندانه را فراموش نکنید. مثلا اگر از شما برای آمدن به یک مهمانی دعوت می شود می توانید حس تاسف دیگران یا شاید تمسخر آن ها را با یک “نه”جانانه و سپس یک جمله دندان شکن پاسخ گویید!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

دیگران را از میانه بحث خارج کنید!

شاید منطقی یا احلاقی نباشد اما منفعت طلبی از دیگران و موقعیتی که دارند لازمه مهارت حاضر جوابی است. مثلا ممکن است کسی شما را در طول یک سخنرانی علمی به چالش بکشد که اصلا زمینه نقد و استحقاق انتقاد کردن را نداشته باشد. در چنین مواردی بهتر است سطحی علمی و آگاهی آن فرد را به او گوشزد کنید تا بتوانید مانع ادامه دخالت یا اظهار نظر های نه چندان حرفه ای او شوید!

بلند صحبت کردن را یاد بگیرید!

برای این که صدایتان به بقیه برسد و بتوانید با حاضر حوابی خود آن ها را از میدان به در کنید مجبور هستید که بلند حرف بزنید! بنابراین قبل از هر چیز باید بتوانید اعتماد به نفس خود را جهت حضور در جمع افزایش داده و سپس بلند صدای خود را افزایش دهید.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

طبقه‌بندی مخاطبان و شیوه برخود با آن ها

زمان سخن گفتن و وقتی که می خواهیم حاضر جوابی کنیم باید به مخاطب خود توجه داشته باشیم. مخاطب شما ممکن است هر جنسیت و یا هر سنی داشته باشد. شیوه برخورد با یک کودک، یک زن یا یک مرد متفاوت است.

در برخود با کودکان

زمانی که یک کودک مخاطب شما است حتما روی زانوان خود بنشینید. برای حاضرجواب بودن در برابر کودکان حتما از سوابق و رفتارهای گذشته آن ها به عنوان یک دستاویز استفاده کنید. سعی کنید به ازا هر برخورد یا هر حرف کودک که چندان منطقی نیست نمونه ای از رفتار های او را پیش بکشید و هرگز در برابر حاضر جوابی او کوتاه نیایید!

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

در برخورد با زنان

شیوه برخورد با زنان متفاوت است. وقتی که قرار است سخنرانی یا خیلی معمولی صحبت کنید و یک زن طرف مقابل شما قرار دارد که باید با حاضرجوابی خود او را قانع کنید باید ابتدا شنونده خوبی باشید. نقد همه را بشنوید و بعد از به اتمام رسیدن آن ها به دنبال پاسخ منطقی باشید. مردان بهتر است کمی هم از مهارت زبان بازی استفاده نمایند و جواب های مهیج تری را برای قانع کردن زنان پیدا کنند.

راه های تقویت مهارت حاضر جوابی

هر چه قدر که مخاطب شما بالغ تر باشد باید به دنبال جواب های محکم تر و دست حسابی تری باشید.

ارتباط موثر چیست؟

ارتباط موثر

ارتباط موثر متمرکز بر روابط است. هدف ارتباط موثر ارتقا کیفیت و کمیت روابط بین فردی است. به تعبیر ارسطو انسان حیوان اجتماعی است. این فرد انسان نیست که اجتماعی زندگی می‌کند بیشتر حیوانات هم حیاتشان به‌صورت اجتماعی، گله‌ای و کلونی می باشد.

تعریف ارتباط:

ارتباط فرآیند ارسال و دریافت پیام است. این پیام گاهی اوقات مجموعه‌ای از کلمات را در بر می‌گیرد، مثلاً وقتی‌که ارتباط ما مکتوب است و یا ایمیلی است یا اس‌ام‌اس به هم می‌دهیم، این ارتباط پیام است. پیامی که ردوبدل می‌شود، مجموعه‌ای از کلمات است یعنی دیگر گوینده با کلمات همراه نیست. گاهی اوقات چیزی که ردوبدل می‌شود کلمات نیست زبان بدن است مثلاً در سینمای صامت، چارلی چاپلین کلامی حرف نمی‌زند اما می‌توانست از طریق زبان بدن خیلی بهتر از کلمات صحبت کند.

گاهی اوقات چیزی که ردوبدل می‌شود هیجان است. معمولاً در یک ارتباط زنده و رودررو.

در این فرآیند یک ارسال‌کننده وجود دارد و یک دریافت‌کننده. ارسال‌کننده کسی است که کلمات را می‌فرستد، زبان بدن را می‌فرستد، احساس را می‌فرستد و دریافت‌کننده کسی است که آن‌ها را می‌گیرد.

گاهی اوقات پیام مدنظر ارسال‌کننده همانی نیست که دریافت‌کننده آن را دریافت می‌کند. مثلاً گاهی اوقات من به همسرم می‌خواهم بگویم دوستت دارم اما او احساس می‌کند که من دارم مسخره‌اش می‌کنم. زمین تا آسمان پیام معکوس شد. گاهی اوقات به یک نفر می‌خواهیم بگوییم که من نگرانت هستم؛ اما او احساس می‌کند که من دارم درکارش دخالت می‌کنم.

اینجا مشکل از ارسال‌کننده است یا از دریافت‌کننده؟ می‌تواند از هر دو باشد؛ یعنی می‌تواند ارسال‌کننده شیوه ارسالش اشتباه باشد یا ناکافی باشد یا ناقص باشد. گاهی اوقات هم ارسال‌کننده کارش را درست انجام داده و کامل و دقیق پیامش را فرستاده، اما این دریافت‌کننده است که اشتباه دریافت کرده.

ارتباط موثر

اصول ارتباط موثر

اصل اول ارتباط موثر:

ارتباط یک نیاز روان‌شناختی بنیادین است؛ یعنی اگر ما آموزش ارتباط موثر را به‌عنوان یک مهارت ضروری می‌دانیم به خاطر این است که ارتباط موثر یک نیاز روانی بنیادین است.

وقتی‌که می‌گوییم یک نیاز بنیادین است، بنیادین دو معنا دارد:

معنای یک بنیادین این است که غیراکتسابی است، یعنی ما یاد نمی‌گیریم که باید ارتباط موثر داشته باشیم. ما وقتی به وجود می‌آییم، این نیاز هم با ما به وجود می‌آید یعنی این نیاز یک نیاز درونی است و ذاتی است، با ما متولد می‌شود. یکی از رفلکس‌هایی که نوزاد وقتی به دنیا می‌آید و از خودش ساطع می‌کند، گریه کردن است.

قبل از اینکه نوزاد لبخند بزند گریه می‌کند. این گریه یعنی یکی من را بغل کند یا به من توجه کند. یکی دیگر از رفلکس‌هایی که نوزاد با آن به دنیا می‌آید رفلکس تعقیب اشیا متحرک است؛ یعنی هر چیزی که در شعاع بینایی نوزاد باشد نوزاد آن را تعقیب می‌کند. چرا این رفلکس در وجود نوزاد قرار داده شده است؟ برای اینکه نوزاد را آماده ارتباط‌ موثر و جوارجویی کند، آنهم با مراقب اولی‌اش به‌خصوص مادر.

پس ارتباط موثر یک نیاز است که ما یاد نمی‌گیریم و این به‌صورت درونی در ما است.

معنای دوم بنیادی بودن همگانی بودن آن است؛ یعنی ارتباط موثر نیازی نیست که قشری از انسان‌ها آن را لازم داشته باشند و بقیه آن را لازم نداشته باشند. همه انسان‌ها نیاز به ارتباط موثر دارند مگر اینکه انسان سلامت عقل و روان را ازدست‌داده باشد، افسرده شده باشد و خلاصه نیروی مرگ بر نیروی زندگی غلبه کرده باشد. این افراد می‌گویند که من ارتباط موثر نمی‌خواهم.

انسان موجودی است که علاوه بر این‌که بعدی دارد به نام جسم، بعدی دارد به نام روان. به همین دلیل انسان‌ها حداقل دودسته نیاز دارند:

نیازهای جسمانی و نیازهای روانی.

اگر نیازهای جسمی ما ارضا نشود، دچار سوءتغذیه می‌شویم و اگر نیازهای روانی هم ارضا نشود دچار سوءتغذیه روانی می‌شویم و نتیجه این سوءتغذیه بیماری روانی است؛ بنابراین بسیاری از بیماری‌های روان‌شناختی که ما انسان‌ها در کودکی و بزرگ‌سالی به آن دچار می‌شویم تماماً معلول ارضا نشدن نیازهای روانی ما است به‌خصوص نیاز به ارتباط موثر

اصل دوم ارتباط موثر:

بهداشت روان انسان‌ها درگرو کیفیت روابط آن‌ها است. پس باید بتوانیم رابطه‌های باکیفیت برقرار کنیم. آمارها نشان می‌دهد که ۸۵% از زمان هوشیاری مردم در ارتباط سپری می‌شود بنابراین ۸۵% از کیفیت زندگی ما در گرو کیفیت روابط ما است. پس مهم است که ما چگونه بتوانیم ارتباطی را سامان بدهیم، شکل بدهیم و به جلو ببریم.

بسیاری از اختلال‌های روانی، معلول آسیب دیدن ما و یا ارضا نشدن ما در این نیازها است.

مثلاً شما اختلال شخصیت اسکیزویید را در نظر بگیرید. شخصیت‌های اسکیزویید چه نشانه‌هایی دارند؟ علاقه اجتماعی آن‌ها خیلی ضعیف است، وقتی به آن‌ها می‌گوییم که دو اتاق اینجا داریم که در یکی از اتاق‌ها دونفره نشسته‌اند و اتاق دیگری خالی است، توکجا می‌خواهی بروی؟ می‌گوید می‌خواهم بروم اتاقی که هیچ‌کس نباشد. نه اینکه از جمع خجالت بکشد و یا استرس داشته باشد می‌خواهد بگوید حوصله جمع را ندارد. احساس نیاز درونی برای بودن در کنار دیگران را ندارد. یکی دیگر از نشانه‌های اسکیزویید ها این است که ناگویی خلقی دارند. خیلی سخت احساسات درونشان را می‌شناسند و خیلی سخت به احساسات درونی‌شان برچسب می‌زنند و خیلی سخت این احساسات را ابراز می‌کنند، یا نمی‌توانند ابراز کنند. پس در ابراز احساسات و بیان هیجاناتشان خیلی ضعیف هستند.

نشانه سوم آن‌ها این است که کودک درونشان خیلی ضعیف است یعنی آدم‌های اهل تنوع و هیجان و شوخ‌طبعی نیستند.

سؤال این است که چه اتفاقی می‌افتد که فرد در بزرگ‌سالی اسکیزویید می‌شود؟ ریشه‌اش به احساس تنهایی برمی‌گردد یعنی احساس بنیادین اسکیزوییدها، احساس تنهایی است.

چرا این احساس در وجود آن‌ها نشسته و تا بزرگ‌سالی دست از سر آن‌ها برنمی‌دارد. چون آن‌ها در کودکی رابطه‌ای داشتند که در آن یک رابطه بی‌کیفیت بوده یعنی والدین ابراز کننده قوی احساسات و هیجان در این رابطه نبودند، والدین توجهی به کودک نمی‌کردند و وقتی برای او نمی‌گذاشتند.

پس وقتی می‌گوییم بهداشت روان انسان‌ها در گرو روابطشان است، منظور این است که ارتباط، هم ساختار شخصیتی انسان‌ها را می‌سازد و هم کیفیت زندگی اینجا و اکنون شان را می‌سازد.

بنابراین اصل دوم می‌گوید اگر ما می‌خواهیم بهداشت روانمان حفظ شود، باید بتوانیم اصول و قواعد ایجاد و تداوم و حفظ ارتباط انسانیِ باکیفیت را یادبگیریم.

 

ارتباط موثر

ارتباط غیرموثر:

هرگاه پیامی که ارسال می‌شود همانی نباشد که دریافت‌کننده آن را دریافت می‌کند، ما این ارتباط را ارتباط غیرموثر می‌گوییم؛ بنابراین در ارتباط غیر موثر چیزی وجود دارد به نام درک غلط یا سوءبرداشت.، که منجر به نتیجه‌گیری اشتباه می شود حالا در این نتیجه یا ارسال‌کننده مشکل دارد یا دریافت‌کننده مشکل دارد و یا هر دو؛ اما اگر پیام مدنظر ارسال‌کننده همانی باشد که دریافت‌کننده دریافت می‌کند اینجا ارتباط به شیوه کاملاً موثر است و نتیجه‌اش برداشت مشترک است، نتیجه‌اش حسن تفاهم می‌شود. تفاهم یعنی فهم مشترک. یک معنای خوشبختی و تفاهم، این است که فرآیند ارسال و دریافت پیام بین دو آدم مؤثر و دقیق باشد.

یا برعکس وقتی‌که می‌گوییم این دو نفر باهم تفاهم ندارند، یک معنایش این است که این دو آدم فرآیند ارسال و دریافت پیام شان خوب اتفاق نمی‌افتد.

سه گام برای رسیدن به ارتباط موثر وجود دارد:

گام اول:

گوش دادن فعال:

گوش دادن فعال یک خرده مهارت ارتباطی است که در بسیاری از حیطه‌ها و زمینه‌های ارتباطات انسانی تأثیر دارد.

گوش دادن فعال برای چهار دسته از زوجین لازم است:

۱-  به درد آن دسته از زوجینی می‌خورد که رابطه سردی باهم دارند؛ یعنی آموزش و تمرین گوش دادن فعال می‌تواند صمیمیت در روابط بین افراد را بیشتر کند. زوجینی که مشکل اصلی آن‌ها این است که باهم سرد هستند، دعوا ندارند اما رابطه‌شان خیلی سرد است و گرما در رابطه‌شان دیده نمی‌شود، یکی از چیزهایی که می‌تواند آن‌ها را نجات دهد این است که به آن‌ها آموزش دهیم که فعالانه گوش دهند.

۲- به درد آن زوجینی می‌خورد که رابطه پرتعارضی باهم دارند، یعنی یکی از مهارت‌هایی که میزان تعارضات بین زن و شوهر را کم می‌کند گوش دادن فعال است. یکی از مهارت‌هایی که میزان تعارضات بین همه آدم ها را کم می‌کند، این است که آدم‌ها یاد بگیرند که به یکدیگر فعالانه گوش دهند. این امر تعارض را کم می‌کند.

۳-  به درد آن زوجینی می‌خورد که ارتباط توام با پرخاشگری دارند. اساساً گوش دادن فعال، خرده مهارتی است که درکنترل خشم بسیار مؤثر است. می‌تواند فراوانی خشم را کاهش دهد.

۴- به درد زوجینی می‌خورد که ارتباطی توام با سوءتفاهم باهم دارند،

بطورکلی به درد آن دست از زوجینی می‌خورد که در رابطه، مدام یکدیگر را آزرده خاطر می‌کنند به هم تیکه می‌اندازند و باهم می‌جنگند، به هم توهین می‌کنند، به هم برچسب می‌زنند، هم دیگر را تحقیر می‌کنند. پس پیداست که گوش دادن فعال به‌خصوص در روابط صمیمانه خیلی مهارت مهمی است. گوش دادن فعال، هدیه ای را به‌عنوان شنیده شدن به طرف مقابل می‌دهد، هدیه‌ای به نام درک شدن را به طرف مقابل می‌دهد. به همساز شدن و هماهنگ شدن آدم‌ها در رابطه کمک می‌کند و در نهایت صمیمیت را افزایش می‌دهد.

حالا که گوش دادن فعال اینقدر مهم است، این سوال پیش می آید که تفاوت گوش گوش دادن فعال با گوش دادن منفعل در چیست؟

گوش دادن دو نوع است: فعال و دیگری منفعل یا کاذب.

چه چیزی گوش دادن فعال را از گوش دادن منفعل متمایز می‌کند؟

چیزی که گوش دادن فعال را از گوش دادن منفعل متمایز می‌کند یک چیز است، قصد شنونده. در گوش دادن فعال، قصد، قصد مثبت است.

قصد مثبت یکی از این قصدها است. گوش دادن به قصد  فهمیدن.  مثل گوش دادن یک مشاور به حرف‌های مراجع. این گوش دادن به قصد فهمیدن است،

موانع گوش دادن فعال چیست؟

  • ذهن‌خوانی: یعنی ما به پیام گوینده توجه نمی‌کنیم ولی براساس فرا پیام‌های گوینده فرضیه‌هایی را در مورد منظور گوینده می‌سازیم و آن را باورش می‌کنیم. مثلاً خانمی را تصور کنید که پیش من آمده و باهمسرش مشکل دارد و از او گله می‌کند، می‌گوید همسرم بداخلاق و بد دهن است، غر می‌زند و ابراز احساسات نمی‌کند. فرا پیام این گوینده به این شکل است که او هیکل درشتی دارد و ابروهایش شمشیری است. من بر اساس این فرا پیام می‌گویم که این زن از آن زن‌هایی است که ده مرد را به تنهایی حریف است. این خانم مقصر است. اگر هم شوهرش عصبی شده است به خاطر رفتار این است.

با این ذهن خوانی،دیگر من گوش نمی‌دم که او چه می‌گوید. بلکه آن چیزی را که خود ساختم و باورش کرده‌ام را گوش می‌دم؛ یعنی در اصل به جای اینکه من به پیام گوینده گوش دهم، به پیام ذهنی خودم گوش می‌دم. این اتفاق خیلی وقت‌ها در ارتباطاتمان رخ می‌دهد.

  • مرور ذهنی پاسخ: در این مانع چه اتفاقی می‌افتد؟ فرد اصلاً به پیام گوینده توجهی نمی‌کند، فقط به دنبال این است که وقتی حرف‌های او تمام شد من جواب او را چه باید بدهم؟ یعنی در ذهنش دنبال پاسخ می‌گردد. مثلاً این در مشاوری که بسیار تازه کار است خیلی اتفاق می‌افتد. مشاوری که تازه کار است می‌گوید الان که صحبتش تمام شد من چه باید به او بگویم تا راضی شود؟ دیگر به بقیه داستان گوش نمی‌دهد. این یکی از موانع است.
  • قضاوت عجولانه: براساس حداقل شواهد درباره گوینده به نتیجه‌گیری می‌رسیم. این هم یک مانع که نمی‌گذرد ما فعالانه گوش دهیم.
  • گوش‌دادن انتخابی: یعنی ما در این گوش‌دادن انتخاب می‌کنیم که به بخشی از پیام گوینده گوش دهیم و به بخشی گوش ندهیم. اصطلاحاً اسم دیگر آن انتزاع انتخابی است، یعنی یک تکه را که به نفعمان است جدا می‌کنیم و گوش می‌دهیم و در حافظه‌مان ضبطش می‌کنیم و آن تکه که به ضررمان است نادیده می‌گیریم و به آن گوش نمی‌دهیم و این می‌شود یک گوش دادن ناقص.
  • خیال‌بافی: طرف با ما حرف می‌زند و ما به موضوع دیشب فکر می‌کنیم، طرف دارد با ما حرف می‌زند و ما به قرار ساعت چهار بعدازظهر فکر می‌کنیم. طرف دارد با ما حرف می‌زند و من به این فکر می‌کنم که دیروز که به خرید رفته بودم به فروشنده پنج‌هزارتومان دادم یا ده هزارتومان. او دارد او از چیز دیگری صحبت می‌کند و من ذهنم جای دیگری است. این هم یکی دیگر از موانع است.
  • نصیحت کردن: طرف دارد صحبت می‌کند و ما روی منبر می‌رویم و نصیحتش می‌کنیم، درصورتی‌که شاید او از ما نصیحت نمی‌خواهد و حتی از ما راهکار نمی‌خواهد، او از ما شنیده شدن می‌خواهد؛ اما ما فکر می‌کنیم که حتماً باید راهی جلوی پای او بگذاریم. مثلاً می‌گوید که در یک ازدواج عجله کردم و نباید با این آقا ازدواج می‌کردم. ما سریع می‌گوییم که بالاخره زندگی است و نباید آن را سخت بگیری، یک کتاب به تو معرفی می‌کنم آن را بخوان و به آن عمل کن.

او از شما راهکار نمی‌خواهد شاید راهکارها را بلد است و یا این کتاب را خوانده است. او از شما همدلی و همدردی می‌خواهد و می‌خواهد که به او اجازه بدهید تا حرف بزند.

  • حق به جانب بودن: یعنی گوش ندادن به چیزی که با آن صد در صد موافق نیستیم.
  • یکی به دو کردن است: گوش می‌دهیم اما به قصد مخالفت کردن و به قصد جنگیدن و جر و بحث کردن.
  • منحرف کردن بحث: طرف دارد صحبت می‌کند و ما به صحرای کربلا می‌زنیم.
  • تسکین دادن: یعنی ما به قصد مدیریت بحران سریعاً تسلیم می‌شویم. مثلاً همسرمان می‌گوید که از تو دلخورم و می‌خواهم با تو حرف بزنم، سریع می‌گوییم هرچی تو بگی درست است، من تسلیم، بحث نکن. اصلاً نمی‌گذاریم حرفش را شروع کند. چون مثلاً در ذهنمان می‌گوییم اگر شروع شود دعوا می‌شود. اگر شروع شود کار به جاهای باریک می‌کشد و اصلاً اجازه شروع را به او نمی‌دهیم.

 

 

اولین مرحله در گوش دادن فعال چیست؟

۱- شناسایی موانع ذهنی گوش دادن فعال: آن فرد باید موانع ذهنی خودش را که نمی‌گذارد شنونده فعالی باشد را در خودش کشف کند. ببیند کدام یک از این ده تا را بیشتر در ارتباطاتش دارد. این امر به کمک پایش موقعیت‌های ارتباطی محقق می شود. به فرد یک تمرین می‌دهیم به مدت یک الی دو هفته. می‌گوییم این دو هفته وقتی‌که در نقش شنونده هستی در ارتباط با هر کسی، خودت را پایش کن. ببینید کدام یک از این ده مانع را بیشتر دارید و بیشتر مانع گوش دادن تو در تجربه‌های ارتباطی چیست؟ آن‌ها را یادداشت کن؛ بنابراین به او یک جدول معرفی می‌کنیم. موقعیت ارتباطی را این طرف می‌نویسد و آن طرف موانع گوش‌دادن فعال را می‌نویسد. هدف این است که فرد شایع‌ترین موانع گوش دادن فعال را در خود شناسایی کند. الان شما به سه موقعیت ارتباطی اخیرتان توجه کنید و این جدول را کامل کنید. از این تمرین بیشتر در ارتباطات عاطفی نزدیک استفاده می کنیم.

 

موقعیت ارتباطی موانع گوش دادن فعال
با همسرم امروز صحبت می کردم حق به جانب بودن

وقتی‌که مانع را از طریق پایش موقعیت‌های ارتباطی شناختیم حالا سراغ گام دو می رویم.

 

گام دوم:

دومین گام گامی است تحت عنوان بازگویی کردن

بازگویی کردن بهترین راه برای به حداقل رساندن موانع گوش دادن فعال است.

بازگویی کردن به ما امکان می‌دهد که اگر برداشت غلطی را از گفته‌های گوینده داریم از نطفه، شناسایی و اصلاح کنیم؛ یعنی ممکن است که گاهی من حرف‌های شما را بد متوجه شدم، این بازگویی کردن به من این امکان را می‌دهد که اگر اشتباه کرده باشم خودم را اصلاح کنم.

بازگویی کردن این پیام را به گوینده می‌دهد که من کاملاً متوجه حرف‌های تو هستم و تلاشم این است که کاملاً حرف‌های تو را بفهمم؛ یعنی هدیه درک شدن و شنیده شدن را بهتر می‌کند. و بالاخره این بازگویی کردن فرآیند ارتباط را تسهیل می‌کند.

بازگویی کردن انواع دارد:

۱- ابتدایی‌ترین نوع بازگویی کردن، بازگویی کردن عین کلمات یا گفته‌های گوینده است؛ یعنی ما اجازه می‌دهیم که کل گفته‌های گوینده تمام شود یا یک واحد پیام تمام شود. آنجایی که گوینده مکث می‌کند یعنی یک واحد پیام تمام شده است.

۲- حالت دوم بازگویی کردن، بازگویی کردن احساس گوینده است؛ یعنی ما اصلاً خود پیام یا کلام را بازگویی نمی‌کنیم، احساس پشت کلمات را برای او بازگویی می‌کنیم. تا هم متوجه بشویم که ما درست احساس را برداشت کرده‌ایم و او هم متوجه شود که من فراتر از سطح کلمات با او ارتباط برقرار می‌کنم. آن چیزی را که تو نگفتی را هم من شنیدم. چه برسد به آن چیزی که گفتی.

۳- بازگویی کردن منظور گوینده: قصدش را و هسته پیامش را برای او بازگویی می‌کنیم. پس آنطور که از حرف‌هایت متوجه می‌شوم، شما آن موقع خیلی عصبانی بودی.

۴-یک وقتی هم هست که ما هم کلمات، هم احساس و هم منظور را خلاصه‌سازی می‌کنیم. پس‌ در خلاصه‌سازی هر سه راه بازگویی کردن وجود دارد؛ بنابراین بازگویی کردن می‌تواند به این چند شکل باشد.

قالب‌های بازگویی چیست؟

۱- یکی از این قالب‌ها: پس آنچه که از حرف‌های شما متوجه شدم این است که …

۲- اجازه بده ببینم درست متوجه شدم، شما گفتید…

۳- اگر منظور شما را درست فهمیده باشم، شما گفتید…

۴- اگر به زبان دیگر من بخواهم گفته‌های شما را خلاصه کنم این‌گونه می‌توانم بگویم که…

این‌ها از رایج‌ترین قالب‌ها هستند.

گام سوم:

مرحله ای است به نام روشن‌سازی:

طبیعی است که ممکن است من به‌عنوان یک شنونده بخشی از گفته‌های گوینده را درست متوجه نشده باشم. این طبیعی است. پس برای من ابهاماتی ایجاد شده است و یا سؤالاتی مطرح شده است. من در این گام حق دارم که این را روشن کنم، یعنی تصریح بیشتر.

بنابراین ابزار اصلی در روشن سازی چیست؟ کاوش است و کلید کاوش سؤال است. پس من اینجا باید گفته‌های گوینده‌ را از طریق سؤال کردن بکاوم.

هدف کاوش در گفته‌های گوینده چیست؟ ارتباط برقرار کردن با ذهن تجربه‌ای گوینده.

گام چهارم:

بازخورد دادن

حالا گوینده منتظر نتیجه و منتظر یک پاسخ از طرف ما است.

ویژگی های بازخورد دادن:

۱-  باید فوری باشد.

۲-  بازخورد باید صادقانه باشد. من باید نظر واقعی‌ام را و احساس واقعی ام را، تفکر و طرز فکر و نگاه واقعی ام را به او بگویم. من نباید فریب بدهم و غیر واقعی باشم. بازخورد باید واقعی باشد.

۳- بازخورد باید حمایت‌کننده باشد. منظور از حمایت‌کننده یعنی چه؟ مثلاً شما تصور کنید دوست ما و یا بچه‌مان یک اشتباهی را مرتکب شده است و آن هدفی که ما برایش چهار ماه شش ماه تلاش می‌کردیم در باد رفت. اگر غیر حمایت‌کننده باشد من می‌گویم واقعاً که گند زدی. حالا اگر من همین را بخواهم بگویم ولی حمایت‌کننده، می‌گویم به نظر من شما در این مسئله عجولانه رفتار کردید.

 

 

مهارت های زندگی چیست

سازمان جهانی بهداشت، مهارت های زندگی را برای بالابردن سطح زندگی انسانها تنظیم کرد.این سازمان مهارت های زندگی را چنین تعریف کرده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید(WHO – ۱۹۹۴)

یونیسف مهارتهای زندگی را به این صورت تعریف می کند:

یک رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار که برقراری توازن میان ۳ حوزه دانش، نگرش و مهارت را مدنظر قرار میدهد(UNISEF 1999).

آموزش مهارتهای زندگی در سال ۱۹۷۹ با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین(Gilbert Botvin) آغاز گردید وی در این سال مجموعه ای از مهارت های زندگی  شامل: خودآگاهی، رفتار جرأت­مندانه، تصمیم گیری، حل مسئله، تفکر نقاد و…  برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین و اجرا کرد(هدف او پیشگیری اولیه بود)

سازمان بهداشت جهانی مهارت های اصلی زندگی را ده مورد به شرح ذیل می داند:

۱-مهارت خودآگاهی

۲- مهارت همدلی

۳-مهارت روابط بین فردی

۴- مهارت ارتباط مؤثر

۵-مهارت رویارویی با استرس

۶- مهارت مدیریت هیجان

۷- مهارت حل مسئله

۸- مهارت تصمیم گیری

۹-مهارت تفکر خلاق

۱۰- مهارت تفکر نقاد

 

مهارت های زندگی

در این مقاله مهارت خود آگاهی را مورد بررسی قرار می دهیم. در مقالاتی که متعاقبا تنظیم خواهد شد سایر مهارت های زندگی توصیف می شود.

خودآگاهی یعنی شناخت خصوصیات فردی، نقاط قوت، ضعف خود و…

لازمه شناخت درست نسبت به خود اینست که یافته های ما بر اساس واقعیت وجودی مان باشد و نه بر اساس ایده آل هایمان و خود کاذب مان

برخی از مهمترین اجزاء خودآگاهی

عبارتند از:

  • ۱- شناخت ویژگی های جسمانی و بدنی
  • ۲- شناخت توانایی ها و مهارت های خود
  • الف) شناخت خصوصیات و ویژگیهای مثبت
  • ب) شناخت توانمندی ها و استعدادها
  • ج) شناخت پیشرفت ها و موفقیت ها
  • ۳- شناخت نقاط ضعف خود
  • ۴- شناخت افکار، احساسات و رفتار
  • ۵- شناخت باورها و ارزش های خود
  • ۶- شناخت اهداف خود
  • فلسفه اصلی خودآگاهی چیست؟
  • قطعا فلسفه ی مهارت خودآگاهی این نیست که چگونه بودن
  • را برای فرد مشخص کند،

بلکه هدف اصلی این است که فرد با تعمق، به تمامی ویژگی های خود نگریسته و خود تصمیم بگیرد که چگونه باشد. اگر خود را بخوبی بشناسیم، انگاه بهتر در مورد خود و مسائل زندگی مان تصمیم خواهیم گرفت.

به کمک خودآگاهی می توانیم قابلیت های خود را بشناسیم و رشته تحصیلی و شغلی انتخاب کنیم که با توانایی ها و علایق ما سازگار باشد. این امر می تواند در رضایت از زندگی بسیار موثر باشد. در صورتی که احساس رضایت چندانی در زندگی خود نداریم، این امر بدین معناست که وقت تغییر است. اگر شروع به تغییر در راستای رضایت از زندگی نکنیم، بزوری دچار احساس یاس و پوچی خواهیم شد.

  • در ادامه چند تمرین و راهکار برای خودآگاهی ارائه می شود:
  • تمرین اول:
  • جلوی یک آینه بایستید و تمام خصوصیات ظاهری خود را بنویسید. مثل قد، مو، شکل بینی و … حال در مورد تمام اعضاء خود فکر کنید، به احساسات خود توجه کنید. آیا نسبت به شکل بینی خود احساس خوبی دارید، آیا موهایتان در وضعیت خوبی است. آیا جسم خود را دوست دارید؟ اگر از عضوی از اعضای خود ناراضی هستید، برای بهبود آن چه اقدامی می توانید انجام دهید؟ اگر هیچ اقدامی نمی شود انجام داد، آیا حاضر هستید این عضو را برای همیشه و به همین شکل بپذیرید و آنرا دوست داشته باشید؟
  • تمرین دوم:
  • آیا کاری است که بهتر از دیگران می توانید انجام دهید؟ انجام چه فعالیتی برای شما لذت بخش است؟ در انجام چه کاری خود را توانا می دانید؟
  • لزومی ندارد که به دنبال کارهای خارق العاده در زندگی خود باشید، همین که بپذیرید که می توانید بیاموزید، همانطور که مهارت هایی مثل دوچرخه سواری و … را آموختید کافیست. چرا که مشت نمونه خروار است. خرده مهارت هایی که در آنها تبحر دارید نشان از آن دارد که می توانید مهارت های بزرگتری نیز کسب کنید مانند سخنران خوبی شدن که نیازمند آموزش سخنرانی است  و یا موزیسین خوبی شدن.
  • تمرین سوم:

چه ضعف هایی دارید؟ همه انسانها نقاط ضعف دارند و پذیرش آنها باعث می گردد تا در انتخاب اهداف دقت بالاتری داشته باشند. اگر اهدافی را انتخاب کنیم که با نقاط قوت ما همسو باشند، سریعتر و بهتری به موفقیت خواهیم رسید. آقای حسین رضازاده(وزنه بردار) را در نظر بگیرید، اگر ایشان به جای وزنه برداری در رشته ورزشی فوتبال فعالیت می کرد، آیا موفقیت های بزرگی کسب می کرد؟

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

پرورش فن بیان در کودکان: فرزندتان را یک سخنور حرفه‌ای بارآورید!

گاهی دیدن صورت سرخ کودکانمان هنگام صحبت کردن در جمع یا احساس غربت او موقع حضور در محیط های اجتماعی و تعامل با دیگران بیش از خود کوک ما را خجالت زده می کند. بارزترین نمونه این جمع گریزی همان ترسی است که یک کودک ممکن است برای صحبت کردن در کلاس یا فعالیت های شفاهی در بدو دوران تحصیل خود تجربه کند. بیان این موضوع ناراحت کننده است اما این عدم توانایی در برقراری ارتباط با دیگران، صحبت کردن در جمع یا کمبود شدید اعتماد به نفس می تواند نشانه های اولیه اختلالات روانی و نهایتا بیماری اوتیسم باشد. هر چند که غلبه ترس بر کودک در محیط های پر جمعیت تا حدودی طبیعی است اما اگر قرار باشد این اختلال ادامه پیدا کند لطمه جبران ناپذیری به آینده فرزندان ما وارد می کند. لطماتی که باعث شده است والدین از همان ابتدا به فکر پرورش فن بیان در کودکان خود باشند.

موفقیت یک انسان بالغ ریشه در کودکی او و مهارت هایی دارد که به دست آورده است. فن بیان و شیوه سخنوری از جمله مهارت هایی است که در هر زمان و در هر حرفه ای که مشغول به کار باشید مفید است. حضور موثر و فعال در جامعه و ارتباط گرفتن با اطرافیان همه و همه به میزان توانایی انسان در سخن گفتن و تعامل او در سنین کودکی باز می گردد.

نگرانی های مداوم والدین در این باره و سوالات پی در پی ایشان بخشی از دغدغه دانشگاه زندگی است. از این رو تصمیم داریم در این مطلب به بررسی ترفند و تکنیک هایی بپردازیم که در پرورش فن بیان کودکان و افزایش مهارت سخنوری آن ها اثرگذار هستند.

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

به هزار و یک دلیل پرورش فن بیان در کودکان در دنیای امروز آن طور که باید و شاید پیش نمی رود. شاید نسل های قبل توانایی خیلی بهتری در برقراری ارتباط و صحبت کردن به صورت شایسته در جمع را داشتند؛ اما نسل جدید از این نعمت بزرگ بی بهره مانده اند و دلیل این موضوع را هم فقط می توان در تکنولوژی جستجو نمود و بس. نگاهی به محیط اطراف کودک خود بیندازید. اکثر کودکان امروزی از بستگان خود دور هستند و به لطف نرم افزار هایی مثل اسکایپ با بستگان خود صحبت می کنند. دیدار ویدیویی از طریق فضای مجازی و نرم افزار های چت خیلی بیش تر از دید و بازدید های مرسوم شده است. کودکان ما از نعماتی مثل دورهمی های شب های تعطیل یا قصه و خاطره گویی جدا هستند و در واقع هیچ ذهنیتی از این موضوع ندارند. پس باید به آن ها حق بدهیم کمی در برقراری ارتباط با افراد غریبه و ناشناس یا حضور در جمع های بزرگ ناتوان باشند!

نشانه های کودکانی که نیازمند پرورش فن بیان هستند

  1. نداشتن حداقل دو دوست در محیط فعالیت یا تحصیل
  2. رفتار های عجیب هنگام شکست خوردن یا پیروزی
  3. ریاست مابی و تلاش برای مطیع کردن اطرافیان
  4. عدم توانایی کودک در شروع یک مکالمه ساده با دیگران
  5. صحبت کردن با صدای بلند و غیر عادی نسبت به سایر بچه ها
  6. نادیده گرفته شدن کودک توسط همسالان یا مورد اذیت و آزار قرار گرفتن

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

بر اساس تحقیقاتی که بین ۸۰۰۰ معلم دبستان و دو هزار کلاس درس صورت گرفته است یک کودک برای حضور در اجتماع باید از سنین پایین یاد بگیرد که:

  1. به حرف دیگران گوش دهد
  2. مطیع قانون و مقررات باشد
  3. از دیگران درخواست کمک کند
  4. موقع صحبت کردن یا ورود به جمعی کسب اجازه کند
  5. هنگام صحبت با دیگران آرامش خود را حفظ کند
  6. با دیگران کنار بیاید
  7. مسئولیت حرف و رفتار خود را بر عهده بگیرد

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

برای پرورش فن بیان کودک چه کنیم؟

خیلی ساده این ترفند های کاربردی را با ما مرور کنید تا بتوانید فن بیان کوک خود را بهبود بخشید و به عبارت دیگر آن ها را یک سخنور حرفه ای به بار آورید!

به هیچ وجه برچسب نزنید!

اگور کودک شما برای حضور در جمع احساس سستی دارد و بی اعتماد به نفس است به هیچ وجه سعی نکنید با برچسب بی عرضه، خجالتی یا بی دست و پا او را برای صحبت کردن مقید کنید. اولین گام برای پرورش این مهارت در کودکان برچسب نزدن به آن ها است. دکتر مارخام در این باره توصیه جالبی دارد:

به کودکان خود برچسب نزنید. به آن ها مواردی را یادآوری کنید که بدون حضور شما موفقیت آمیز بوده است. مثلا جشن تولد یکی از دوستان کودکتان را به او یادآوری آورید و بگویید: بدون حضور من هم به تو خوش گذشت! بی دست و پایی کودک را نه یک مشکل روانی یا روحی بلکه یک موضوع طبیعی خصوصا برای خود کودک جلوه دهید. کودک باید باور کند که این مشکل در واقع یک مشکل نیست و از شما نباید بترسد.

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

با کودک بازی کنید

بازی کردن با کودکان نقش مهمی در پرورش فن بیان در کودکان دارد. کودکی که از نعمت بازی های فیزیکی محروم بماند و مدام درگیر بازی های کامپیوتری باشد نه تنها از نظر مغزی ذهن فعالی ندارد بلکه از آموختن مهارت های اجتماعی باز می ماند. در بازی کردن با کودکان می توان هزار ویک نکته آموزنده را دخالت داد. از همکاری در بازی های گروهی و لزوم تعامل با دیگران تا شیوه سخن گفتن با کسی که رقیب او تلقی می شود. بازی هایی که به صورت سنتی از قدیم الایام رواج داشته اند تمام این مهارت ها را در روح خود در بردارند. از این که بچه ها دائما انفرادی بازی کنند جلوگیری کنید و سعی کنید خود شما همبازی آن ها شوید.

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

بازی هایی را طراحی کنید که در آن کودک لازم باشد بیش تر حرف بزند تا این که تحرک داشته باشد. مثلا شما می توانید در جایگاه دانش آموز قرار بگیرید و از او بخواهید به شما آموزش دهد. مدام در طول بازی کودک را سوال پیچ کنید و در صورتی که فن بیان او مورد قبول شما نیست شیوه درست را به او بیاموزید.

قصه و حکایت تعریف کنید

خیلی از کودکان باهوشی که در طول دوران تحصیل خود نا به هنجار تلقی می شوند و خلاصه در مدرسه اختلالت رفتاری آن ها آزاردهنده می شود باهوش تر از این هستند که بخواهیم با تنبیه آن ها را سرکوب کنیم. در چنین مواردی بهتر است بچه های  بیش فعال و کسانی که رفتار های اجتماعی خوبی از خود نشان نمی دهند را به شیوه قصه و حکایت آرام کنیم. قصه ها تاثیرات زیادی رو انسان ها می گذارند. بچه های باهوش قدرت تصور بیش تری دارند و می توانند بخش های مختلف یک داستان را در ذهن خود بازسازی کنند. اگر دقت کنید بچه های بیش فعال در صورتی که به خوبی با آن ها رفتار شود بعد از دقایقی علاقه زیادی به داستان یا قصه نشان می دهند.

ترفند های پرورش فن بیان در کودکان

تصویر سازی ذهنی از قهرمانان و اسطوره ها کودک را در فضایی متفاوت قرار می دهد. ذهن فعال و تازه شکفته کودکان همواره به دنبال سوژه های خاص و متفاوت برای انگیزه گرفتن می باشد. کودکان خیلی راحت می توانند به قهرمانان یک داستان نزدیک شوند و رفتار خود را با آن ها هماهنگ سازند. چه بهتر که رفتار قهرمانان داستان شامل همان مهارت هایی باشد که ما برای پرورش فن بیان در کودکان به دنبال آن ها هستیم.

شما چه فکر می کنید؟

پیشنهاد شما برای پرورش فن بیان در کودکان چیست؟ دیدگاه خود را مطرح کنید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی – با خجولی و کم رویی خداحافظی کنید

هیچ مقدمه ای لازم نیست. عنوان بحث امروز دانشگاه زندگی روایتگر تمام چیزی است که قصد داریم در مطلب امروز بدان بپردازیم. احتمالا شما هم حداقل یک بار این حس را تجربه کرده اید. حسی بیش تر شبیه به هراس از حاضر شدن در جمع، مهمانی ها و اجتماعاتی که مملو از انسان های رنگارنگ است. شاید ذکر نمونه های عینی این حس را بهتر برای شما تداعی کند. کم رویی و خجولی حسی است که مانع از حضور فعال شما در یک جمع می شود. گوشه گیری شما در حالی که همه در حال گفتگو هستند یا حس اضطرابی که با نگاه دیگران به شما وارد می شود همان معضل آشنایی است که اعتماد به نفس شما را می کاهد و باعث می شود فردی گوشه گیر و منزوی جلوه کنید. با تمام نقاط منفی و مشکلاتی که کم رویی و خجالتی بودن به بار می آورد باز هم کم حرفی یک عارضه یا بیماری نیست؛ بلکه چالشی است که با بی توجهی خود افراد به مشکلی حاد تبدیل شده است و به راحتی می توان با تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی آن را برطرف نمود.

ادامه این پست خاص تمام کسانی است که از مشکل کم رویی در فن بیان، سخنوری و به طور خلاصه صحبت در جمع رنج می برند و به دنبال راهی برای درمان آن هستند.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی در اجتماع

حتی اگر در به کارگیری فن بیان در سخنرانی سیاسی ماهر شده باشید تا زمانی که نتوانید کم رویی خود را در صحبت میان جمعی از افراد از بین برید بی فایده است. ما به شما کمک می کنیم این بار کم رویی و خجالتی بودن خود را با نگاهی متفاوت برطرف کنید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

خجالت چیزی جز نگرانی نیست!

تعاریف زیادی برای کم رویی و خجالتی بودن افراد مطرح می شود. جدا از تمام این تعاریف چنین واکنشی از سوی افراد از نظر ما فقط می تواند ناشی از یک نگرانی باشد. فردی که در برابر دیگران از سخن گفتن می ترسد و نمی تواند اجتماعی برخورد کند قطعا بیم یا نگرانی خاصی در ذهن خود دارد و بابت همین ترس است که نمی تواند آن طور که شاید و باید واکنش نشان دهد. از دیدگاه روان شناختی کم رویی و خجولی بیش تر نشانه ای از یک مشکل یا مسئله بزرگ است که ذهن فرد را به خود مشغول ساخته است.

آزمون ۴ سوالی و خود شناسی

هیچ کس جز خود شما نمی تواند ضعفتان را در فن بیان و خجالتی بودن پوشش دهد.  مطابق با تجربه ای که تا کنون به دست آورده ایم افراد با پاسخ به ۴ سوالی ساده می توانند خود را بشناسند و بعد از رسیدن به خود شناسی مشکل مربوط به کم رویی را با تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی برطرف کنند:

صدای درون مغزتان چیست؟

به نوای درونی خودتان گوش دهید. ببینید این صدا مثبت است یا مدام دارد انرژی منفی را با منفی بافی به سمت شما پرتاب می کند؟ شما در ذهن خودتان چه شکلی هستید؟ الان خود واقعیتان خوشحال است یا نگران؟ سخنرانی در پیش است و فنون سخنوری در گرو آمادگی شما؛ به نظرتان این سخنرانی چه طور پیش می رود؟

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

باور های شما مال خودتان است یا هوش و حواستان بیشتر به سمت دیگران پرت می شود؟

بیش از حد به خودتان توجه می کنید؟

این موضوع در هیچ کتاب و مقاله ای درج نشده است و تنها تجربه شخصی ما است که با شما در میان می گذاریم. شاید باور نکنید اما گاهی بیش از حد پرداختن به خودتان، ظاهرتان، شیوه سخن گفتن و زبان بدن در سخنرانی شما را زمین می زند. با این حالات کم کم به فردی پریشان حواس و آشفته تبدیل خواهید شد که با وجود تمام تمرین هایی که برای یک حضور موفق در مهمانی یا سخنرانی داشته است ناکام می ماند.

برچسب خجالتی بودن به پیشانی شما چسبانده است؟

همین که به شما لقب خجالتی بودن، کم رویی، کم حرفی، گوشه گیری، سردی و سردمزاجی دهند کافی است تا خودتان هم باور کنید سخنور خوبی نیستید و نمی توانید فن بیان خود را با تمام قوا به کار برید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

خود را به تکنیک های مقابله با کم حرفی مجهز کنید

هر دلیلی که برای کم رویی و خجالتی بودن شما وجود دارد فرقی به حالتان نمی کند؛ شما فقط یک نگرانی ساده و قابل رفع دارید که ما به شما کمک می کنیم با تکنیک های ساده، کاربردی و کاملا قابل فهم به جنگ این آشفتگی روید. تنها کافی است این تکنیک ها را به خوبی فراگیرید و خودتان را بدان ها مجهز کنید.

در پوست خود نگنجید!

کم رویی باعث می شود خودشیفته و خود دوست شوید. گاهی فکر می کنید وافعا حرفی برای گفتن وجود ندارد و حتی از حرف زدن بقیه وقتی از حد خاصی بیش تر شود کلافه می شوید. غلبه بر کم رویی با این تفکر ناگهانی که شما از همه برتر هستید و می توانید اجتماعی باشید حاصل نمی شود. راه حل اصلی فراموش کردن خودتان و فرار از پوسته ای است که به دور خودتان کشیده اید!

بدین منظور باید:

  1. به سمت دیگران بروید و فرصت حرف زدن به آن ها دهید
  2. کم تر از خودتان بگویید و بیش تر در دیگران محو شوید

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

مخاطب خود باشید

تصور کنید قرار است در ارتباط با مشکلات مربوط به سستی ساختمان های منطقه ۵ تهران و عدم رعایت اصول ایمنی در آن ها با همکاران بحث کنید. با این که موقعیت شغلی خوبی دارید اما هنوز هم نمی توانید مثل یک سخنران فن بیان خود را به رخ بکشید و سخنوری کنید. این نقطه ضعف را بهتر است با یک اجرا ساده و نمایشی دز منزل برطرف کنید:

  1. رو به رو آینه بایستید
  2. به خودتان که الان دیگر مخاطب شما شده است سلام کنید
  3. نه به صورت ناگهانی بلکه خیلی آرام بحث را به سمت موضوع اصلی بکشانید
  4. از این که کلمات و عبارات را حفظ کنید دوری گزینید و سعی کنید خودتان باشید

قوای ذهنی خود را به کار برید

اذهانی که تنبل شده اند و معمولا فعالیتی ندارند گوشه گیر می شوند. گاهی گوشه گیری شما رفلکسی است که از سوی مغزتان ارسال می شود. جالب است بدانید که DNA موجود در هسته سلول های مغزی شما توانایی ذخیره اطلاعات بیش از ۵۰۰ کتاب قطور را دارد. این ظرفیت اگر بلااستفاده باشد کم تر و کم تر می شود و شما را از تمام استعداد هایتان دور می کند.

هر چند که کم حرفی و خجالتی بودن افراد یک مسئله روحی است اما قوای ذهنی خیلی خوب می تواند با آن مقابله کند. افرادی که به جا سخن می گویند و می دانند در حرف هایشان از چه واژه ای استفاده کنند که بقیه را تحت تاثیر قرار دهند می توانند خیلی راحت از شر این نگرانی خلاص شوند.

چشم از چشم ها بردارید

در گذشته نگاه راسخ به سمت یک چیز به خصوص میان اجداد ما و انسان های اولیه که در جنگل زندگی می کردند همچون سلاحی کارساز بود. حتی زمان جنگ سیگنال هایی که بابت ارتباط چشمی منتقل می شد می توانست برد و باخت یک قبلیه را مشخص نماید. حال در سخنرانی هم دقیقا همین جو حاکم است. ماشه نگاه ها به سمت شما قرار گرفته است و به محض صحبت کردن با مردمک چشمان مخاطبان تیرباران می شوید. هنر شما در به کارگیری تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی این است که چشم از چشم ها بردارید و کم تر به دیگران خیره شوید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

فن بیان حضرت محمد (ص)

ارتباط با کودکان به سبک و سیاق فن بیان حضرت محمد (ص)

کودکان آینده جامعه امروز هستند. به جرئت می‌توان گفت بخش عمده ای از کاستی هایی که امروز در جامعه شاهد آن هستیم مربوط به شیوه تربیت و رشد کودکان دیروز می باشد که متاسفانه یا خوش بختانه در ارتباط با آن ها و شکل گیری شخصیت آن ها کوتاهی شده است. شیوه ای که شما با کودکان خود حرف می زنید، رفتاری که نسبت به آن ها در شرایط مختلف دارید و نوع برخوردی که در ارتباط با مشکلات و مسائل شخصی آن ها از خود نشان می دهید مستقیما در شکل گیری عزت نفس آن ها نقش دارند و همین عرت نفس است که سرنوشت یک جامعه را رقم می زند. البته در دنیا کنونی خیلی خوب به این موضوع توجه شده است. فیلم های ما سرشار از صحنه های عاطفی به آغوش کشیدن فرزندان و ارتباط تمام و کمالی است که به نظر می رسد مثل و مانند آن در دنیا وجود ندارد؛ اما تا کنون هیچ فیلمی نتوانسته است با سکانس های مثلا محبت آمیز خود نهایت احترام و علاقمندی به کودکان را در عین سادگی آن زمان و به سبک فن بیان حضرت محمد (ص) به نمایش بگذارد.

این شیوه ارتباط با کودکان نه فقط بخشی از سبک زندگی پیامبرمان بلکه در سیره عملی و نظری سایر پیامبران و ائمه معصوم هم دیده می شود و اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم؛ چون بعید است مکتبی که برنامه کلی هدایت انسان ها را برای تمامی دوران نازل کرده است نسبت به چنین مسئله مهم و سرنوشت سازی بی توجه بوده باشد. درک مقتضیات سن کودک و توجه به تربیت او مسئله قابل توجهی است که به توصیه دین ما باید از همان بدو ازدواج مورد توجه زوج ها قرار گیرد؛ چون کودک به جهت زمینه فطری و روح بی آلایشی که در دوران ابتدایی زندگی خود دارد تربیت پذیری خوب و منعطفی نیز خواهد داشت. از این رو فرصت را مغتنم شمردیم تا با نگاهی متفاوت و کاربردی نسبت به مقوله فوق مهم و تاثیرگذار تربیت کودک مطلب کلاس درس امروز دانشگاه زندگی را به نحوه ارتباط با کودکان مطابق با فن بیان حضرت محمد (ص) اختصاص دهیم.

آشنایی با فن بیان حضرت محمد (ص)

مهم ترین نکته ای که باید در تربیت کودکان در نظر داشت رفتار کودکانه نسبت به آن ها است. حتی اگر بچه ندارید یادگیری فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان ضروری است؛ چون بالاخره روزی می رسد که شما تصادفی هم که شده است با یک کودک برخورد کنید. امام صادق (ع) دوره تعلیم و ترتبیت کودک را به سه دوره هفت ساله مجزا تقسیم کرده است:

  1. هفت ساله اول: دوره ای که باید کودک را به حال خود گذاشت تا بازی کند و شاد باشد.
  2. هفت ساله دوم: دوره ای که کودک باید تحت نظر بیشتری از نظر رفتاری قرار گیرد و تعالیم و تربیت او آغاز گردد.
  3. هفت ساله سوم: این دوره هم بخش مهم دیگری از هفت ساله دوم است که والدین باید با کودک خود همراز و همساز شوند.

فن بیان حضرت محمد (ص)

فن بیان حضرت محمد (ص) ؛ بهترین الگو برای والدین

پیامبر اسوه کاملی برای برقراری ارتباط با کودکان هستند. نمونه های آموزنده زیادی از رفتار پیامبر با کودکان وجود دارد که می توانند سرمشق پدر ومادر ها در برخورد با کودکانشان قرار گیرند. به صورت کلی با مهم ترین عناوینی که در فن بیان حضرت محمد (ص) دیده می شود آشنا خواهید شد:

کودک خود را به اندازه فرد بالغ تحویل بگیرید

برای شما هم پیش آمده است که وقتی با فرد خاصی مشغول صحبت کردن باشید کودکتان وسط حرفتان بپرد و چیزی بگوید؟ یا این که در مجلس بزرگی هستید و میان صحبت بقیه کودک شما اظهار نظری می کند که شاید به نظر در این سن خنده دار باشد و او را سرکوب کرده باشید؟

برخورد پیامبر با چنین کودکانی همیشه مثبت بوده است. آن قدر که پیامبر کودکان را تحویل می گرفته است و برای حرف آن ها ارزش قائل بوده است شک نکنید که هیچ فیلمی چنین ارزشی را نمی شناسد!

مثلا زمانی که فردی از ائمه و پیامبر سوالی می پرسید و کودکان اطراف او قرار داشتند پیامبر جواب سوال آن ها را به کودکان می سپرد تا فکر کنند و سعی کنند پاسخ پرسش را خودشان پیدا کنند. این به منزله همان ارزش یا بهایی است که ممکن است شما هیچ گاه بدان توجه نکرده باشید!

فن بیان حضرت محمد (ص)

پسندیده و با آداب با کودک رفتار کنید

در فن بیان حضرت محمد (ص) بیش از همه برخورد پسندیده پیامبر جالب توجه است. کودکان هم به اندازه انسان های بالغ و بزرگ تر ناراحت می شوند؛ تنها تفاوت آن ها در بخشش سریع و فراموشی کینه ها است.

پیامبر (ص)  می گویند: به فرزندان خود احترام گذاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.

عدالت را میان کودکان خود برقرار کنید

تنها پشتیبان کودکی که در سن رشد قرار دارد محبت و توجه و الدین به سمت او است. پیامبر همواره تاکید کرده است که میان فرزندان خود فرق نگذارید و دختر را بر پسر و بالعکس ترجیح ندهید. چنین رفتاری باعث تحقیر و کاهش اعتماد به نفس فرزندان می شود و نفش منفی مستقیمی در آینده آن ها خواهد داشت.

کودکی که این عدم رعایت مساوالت و عدالت را از جانب پدر و مادر خود ببیند به بیماری های روانی دچار می شود و از هر مسئله کوچکی کینه به دل می گیرد و همواره به دنبال انتقام خواهد بود. زمانی که پیامبر مردی را دید که یکی از فرزندان خود را می بوسد و نسبت به دیگری بی توجه است از او انتقاد کرد و خواست تا هر دو را با هم ببوسد.

فن بیان حضرت محمد (ص)

مثل بچه ها بچه شوید!

به یک داستان جالب توجه و تکان دهنده که به خوبی فن بیان حضرت محمد (ص) را در برخورد با کودکان نشان می دهد توجه کنید:

روزی پیامبر در حال رفتن به مسجد بودند و عجله داشتند. ناگهان بچه ها که قبلا هم با او برخورد داشتند و خوشرویی او را دیده بودند اطرافش جمع شدند و از او خواستند تا با آن ها بازی کند. یکی از بچه ها رو به سوی پیامبر کرد و گفت: شتر من باش!

پیامبر هم با این که عجله داشت اما چون نمی خواست بچه ها را از خود برنجاند قبول کرد. زمانی که بلال از مسجد خارج شد تا بچه ها را به خاطر این درخواست تنبیه کند پیامبر به او گفت: تنگ شدن وقت نماز از این که بچه ها را از خود برنجانم برای من بهتر است.

فن بیان حضرت محمد (ص)

از کودکان خیلی زیاد تقدیر کنید

کودک باید به مرحله ای برسد که برای انجام کار خود نیاز به تشویق نداشته باشد. از این رو بهتر است از همین سنین ابتدایی بابت هر عمل مثبتی او را تشویق کنیم و به او هدیه دهیم. در روایات مختلفی آمده است که یکی از ارادتمندان پیامبر بچه آهویی را به ایشان تقدیم کردند و پیامبر نیز آن را به امام حسن (ع) تقدیم نمودند و به این وسیله اسباب خوشحالی او را فراهم کردند.

 

شما چه فکر می کنید؟

قطعا با الهام گرفتن از این نمونه های رفتاری و فن بیان حضرت محمد (ص) نمی توان به مرتبه بالا و اخلاق نیک ایشان دست یافت؛ اما حداقل قادر خواهیم بود یک گام مثبت در جهت تربیت موثر فرزندانمان و شکل گیری جامعه آینده برداریم. شما چه فکر می کنید؟

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان – حتی اگر بچه ندارید بخوانید!

حتی اگر بچه دار نشده باشید یا اصلا قصد بچه دار شدن نداشته باشید همین الان می توانید چشمانتان را ببندید و صدای کودکی را تصور کنید که از عمق وجودش زار می زند. صورت خسته و گرفته کودکی را می توانید تصور کنید که از ناکامی در کار ها به تنگ آمده است و تقریبا گوشه گیر شده است. میتوانید تصویر تنهایی کودکی را در ذهن خود مجسم کنید که یک گوشه نشسته و به بچه هایی که به صورت گروهی بازی می کنند خیره شده است. حتی می توانید اضطراب و ناراحتی کودکی را در ذهنتان تصور کنید که در روز های آغازین مدرسه دلش نمی خواهد از مادرش جدا شود و به دار و دسته بچه دبستانی ها بپیوندد. درک همه این موقعیت ها و پردازش ذهنی این صحنه ها برای همه ما ممکن است؛ اما چیزی که این وسط کمبودش خیلی زیاد حس می شود عدم تسلط ما به فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان است.

فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان نه فقط واژه هایی که شما به کار می برید بلکه ترکیبی از سخن و اعمالی است که در برخورد با آن ها از خود نشان می دهید. از آن جایی که زندگی کودک از همان بدو تولد تا موقع بلوغ بسیار حساس و آسیب پذیر است فن بیانی که والدین در برخورد با آن ها به کار می برند همان آینده ای می شوند که کودک در دوران بلوغ، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی خود تجربه می کند. اشتباهات در کودکان اجتناب ناپذیر است و ذهن آن ها آن قدر پیچیده است که کوچک ترین مسئله ای برای آن ها می تواند ناراحت کننده باشد.

اگر صاحب فرزند هستید و یا بچه دارید و هنوز به سن بلوغ نرسیده است با کلاس امروز دانشگاه زندگی همراه باشید. در این مطلب نکات خوبی را برایتان جمع آوری کرده ایم که می تواند در به صورت مستقیم در تربیت و شکل گیری شخصیت آینده او تاثیر بگذارد.

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

شاید بتوانید با راه های اثبات شده برای پی بردن به شخصیت دیگران خیلی سریع ویژگی های شخصیتی آن ها را آنالیز و ارزیابی کنید اما در وجود کودکان همه چیز متفاوت است. مدت زیادی لازم است تا شخصیت واقعی کودک شکل بگیرد و بنابراین تا زمان بلوغ شما وقت دارید تا با فن بیان و رفتار مناسب خود شخصیت آن ها را بسازید.

والدین و افراط و تفریط‌ هایشان

برخی از سخت گیری های والدین کودکان را به تنگ می آورد و برخی از کودکان هم بابت آزادی بیش از حدی که والدین در اختیارشان قرار می دهد به بیراهه کشیده می شوند. همه ما مسلما بکن نکن های والدین را در زندگی داشته ایم و همیشه تنبیه، قهر و بی توجهی به خواسته هایمان را از جانب پدر و مادر دیده ایم. بهترین پدر و مادران افرادی هستند عادل، انعطاف پذیر و فهیم که به جای تسلیم به احساسات و خواسته‌های کودک خود گوش می‌دهند و انتخاب و تعادل و شفافیت را در رفتار خود حفظ می کنند.

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

این مقاله به شما می آموزد با فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان چگونه هم کودک را راضی نگه دارید، هم غرورش حفظ شود و هم اقتدار شما پایمال نشود.

تن صدای خود را حفظ کنید

تن صدا و خشمی که در کلمات شما جاری می شود در روحیه کودک تاثیر گذار است. کودکان معمولا با شنیدن صدای بلند می ترسند و پنهان می شوند. اگر می خواهید از کودک خود یک جواب قانع کننده بشنوید تن صدایتان را حفظ کنید.

در اغلب موارد کودکان به علت نوع برخورد والدین است که دروغگو می شوند. زمانی که با کودک خود صحبت می کنید خودتان را به جای او نگذارید. بلکه به جای کسی بگذارید که فردی قدرتمند بالای سر او قرار دارد و مجبور است تابع او باشد مبادا صدمه ببیند.

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

کودک را قلقلک دهید

اگر پسر دارید و فکر می کنید پسرتان باید از همین سنین پایین در انجام امور خانه به شما کمک کند این مثال را از دست ندهید. فرض کنید مادر خانه هستید و کیسه زباله را آماده کرده اید. اگر دفعه اول کودکتان به حرف های شما بی توجهی کرد بهترین راه استفاده از جملات تحریک کننده ملایم است. آرام رفتار کنید و سعی کنید با لحن خود کمی مخاطب را قلقلک دهید. مثلا به او بگویید: فکر کنم متوجه صحبت من نشدی. همه چیز برای بیرون بردن زباله ها آماده است!

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

این روش تنها قلقلک آرامی است برای کودکی که شاید به قول شما سر به راه و مطیع نشده است و مدام به دنبال استقلال طلبی و از زیر کار رفتن است.

انتقاد را به تعریف و تمجید تبدیل کنید

حتما برای شما هم پیش آمده در موقعیتی قرار بگیرید که مدام مادرتان به شما سرکوب می زند اما مادر بزرگتان از آن سوی خانه انکار می کند و سعی دارد شما را با تعریف و تمجید بزرگ کند و بالا ببرد. یک همچین برخوردی برای همه ما لازم است؛ چون به خوبی می دانیم که زبان زور و اجبار برای انسان جواب نمی دهد و شاید باعث لجبازی و مشکلات بعدی شود. به یک مثال ملموس دیگر دقت کنید:

اگر کودک شما در مدرسه نمرات خوبی ندارد راه آن تنبیه و محروم کردن او از بازی با دوستان یا تفریحات آخر هفته نیست. طبق اصول فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان زبان تعریف را باید به کار گرفت و  به جای انتقاد از کودک فقط او را تشویق نمود.

به کودک برچسب قشنگ بزنید!

الفاظ منفی را حذف کنید. نه تنها در برقراری ارتباط با کودک خود بلکه در تمام امور زندگی خود آن ها را محو کنید. یکی از ترس هایی که کودک را از وارد شدن به گروه باز میدارد و اعتماد به نفسش را از او می گیرد ترس از مسخره شدن است. اگر پای کودک به میزی می خورد که احیانا فنجان قهوه یا چای روی آن قرار دارد و همه چیز به هم می ریزد استفاده از کلمه دست و پا چلفتی یا سر به هوا هیچ گاه کودک را نسبت به اطرافش دقیق نمی کند!

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

به کودکتان برچسب بزنید؛ اما برچسبی مثبت و زیبا. حتی وقتی که کودکتان کاری را انجام می دهد که شما را به شدت عصبانی می کند اگر نمی توانید با زبان مثبت و خوش برخورد کنید بهتر است سکوت کنید.

محبتتان را وقف کنید

بارها با پدر و مادری برخورد کرده ایم که مدام کودکشان را تنبیه می کردند و با رفتارشان او را از خود می راندند و وقتی که دلیل این مجازات و تنبیه های سنگین را از آن ها خواستار شدیم در کمال تعجب گفتند: خودش می داند که من چه قدر دوستش دارم! او پسر/ دختر من است! کسی از من او را بیش تر دوست ندارد!

آموزش فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان

محبتتان را از کودک دریغ نکنید. شما در ارتباط با کودک در نقش یک واقف هستید که باید تمام احساسات انسانی اش را منتقل سازد. برای این که این محبت را به بقیه نشان دهید و همزمان در وجود کودک نهادینه شود سعی کنید از او در حضور بقیه تعریف کنید. دستاورد های کودک خود را هر چند کوچک در جمع عنوان کنید و نگذارید سر بسته باقی بماند. ارزشی که برای کودک خود قائل هستید را با فن بیان در برقراری ارتباط با کودکان علنی کنید.