نوشته‌ها

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی – متناسب با روحیات خود سخن بگوییم!

انسان پیچیده ترین مخلوق زمینی است که همین پیچیدگی هایی که هنوز بسیاری از آن ها کشف نشده باعث شده است پیش بینی حرکات آن در هر لحظه تقربا غیرممکن باشد. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند شما در این لحظه گرسنه هستید و دقیقا در ۵ دقیقه بعد هم همین احساس را خواهید داشت! هیچ کس نمی تواند با اطمینان و از روی تظاهرات چهره شما بگوید خوشحال هستید؛ چون هزاران چهره متفاوت درون هر انسان وجود دارد که بسته به شرایط و خلق و خو جای خود را به یکدیگر می دهند. ویژگی های شخصیتی هر فرد، تفاوت او را با دیگری معنا می بخشند و طبیعی است اگر خصلت های شخصیتی افراد مثل ثبات هیجانی، درونگرایی یا برونگرایی، سازگاری و باز بودن آن ها در شیوه صحبت کردنشان نمود پیدا کند. اصولا سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی و همین شاخصه های رفتاری است که متمایز می شود.

گاوین مک مونون، یکی از بنیانگذاران گروه مشاوره استراتژیک و ارتباطات در نیویورک، باور دارد که این اشتباه محض است اگر فکر کنیم یک لباس را می توانیم به تن همه آدم ها بپوشانیم. او که هفت سال از عمر حرفه ای اش را با مشتریان بزرگ و نامداری مثل مایکروسافت و استی لودر سرو کار داشته است معتقد است که اولویت بندی افراد در به کارگیری کلمات یا ایجاد ساختار های مختلف مثل جملات کاملا با تیپ های شخصیتی آن ها مرتبط است و در واقع یکی از وجوه تمایز آن ها در سخنوری و شیوه صحبت کردن آن ها می باشد.

بر اساس تحقیقات و تجربیاتی که در ارتباط با سخنرانان و سخنوران مختلف داشتیم در ادامه چند تیپ شصخیتی را به لحاظ تاثیری که روی گفتار آن ها می گذارد تقسیم بندی کرده ایم. ببینید شما در کدام دسته قرار می گیرید و آیا اصلا رفتار ها و کاراکتر شما در شیوه سخن گفتنان نظیر این دسته بندی اثر می گذارد یا نه.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

اگر قبلا مروری بر تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او داشته اید حتما به این پی برده اید که این اقتدار و کاریزما مثال نزدنی در رفتار و منش هیتلر، در واقع بخشی از منش و خلق و خوی او بوده است. مورخان این گمانه زنی را مطرح می کنند که این ابر قدرت نازی یک و هفتاد و شش سانتی فردی به شدت خود محور، مستقل و خود مختار بوده که همین خصیصه او باعث می شد تمامی سربازان هنگام سخنوری هیتلر سر جای خود میخکوب شوند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

همان طور که می بینید حتی سیاستمدار ترین انسان های تاریخ ساز هم نمی توانند مانع از فاش شدن کاراکتر های خود هنگام حرف زدن شوند و اصولا سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی انجام می شود. برخی از این تیپ های شخصیتی که خیلی سریع در فن بیان افراد نمودار می شوند عبارتند از:

کاراکتر اول: رهبری

شخصیت های رهبری بلافاصله بعد از شروع به صحبت کردن قادر هستند با انرژی مضاعف و شور و شعف مخاطبان را به نفع خود متقاعد سازند. شاید کلمات یا عبارات این افراد از آن دسته جملات هیپنوتیزم کننده برای جذب دیگران نباشد و اتفاقا خیلی هم ساده صحبت کنند اما خیلی خوب می دانند چه طور نقش خود را در هر لحظه ایفا کنند و به تعامل با بقیه بپردازند.

شما هم با این رهبران در زندگی روزمره بارها برخورد کرده اید. بانوان اصولا رهبران بهتری در مدیریت مباحث هستند و خیلی سریع تر می توانند به تعامل با بقیه برسند. بسته به درونگرا یا برونگرا بودن توانایی ما در رهبری متفاوت است.

کاراکتر رهبری نقاط ضعفی هم دارد که در صحبت کردن آن ها خیلی خوب مشخص می شود. حتما برای شما هم پیش آمده است در کلاس درس به شدت مجذوب نحوه سخنوری مدرس شوید اما آن سریع از کنار هر مطلب عبور کنید که عملا بعد از کلاس هیچ چیز به خاطر نیاورید. یکی از ویژگی های منفی رهبران در صحبت کردن عبور از مباحث بدون مکث کردن است؛ طوری که مخاطب فرصت جذب و هضم آن را پیدا نمی کند. رهبران نمی خواهند اما گاهی انرژی و تمام قوا آن ها در خلال مطالب پراکنده ای که در طول صحبت کردن عرضه می کنند هرز می رود.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

کاراکتر معتمدان

معتمدان یا افراد قابل اعتماد همان کسانی هستند که می توانند قطار اعتماد شما را سر موقع در مسیر مشخص هدایت کنند. افرادی که وسواس زیادی در حرف زدن به خرج می دهند، در طول سخنرانی به شدت شیوه ادا کردن جملات حساس هستند و در روابط رومزه خود به عبارت هایی که نباید در مکالمات روزانه استفاده شوند توجه دارند.

کاراکتر داستان سرایان

سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی نیازی به تجریه و تحلیل ندارد. همین که برخی از افراد طبق طبیعت و خلق و خو ذاتی خود حرف بزنند و سعی نکنند شخصیت های کاذب و تقلبی از خود نشان دهند کفایت می کند. یکی دیگر از کاراکترهای آشنا داستان سرایان هستند. داستان سرایان کسانی هستند که بدون هیچ ترس و استرسی توانایی شگرفی در تعریف کردن با جزئیات کامل دارند. داستان سرایان با احساس و ریتم خاصی صحبت می کنند و مجلس گردان های خوبی هستند که می توانند با تعاریف خود عده زیادی را سرگرم کنند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

اگر کاراکتر داستان سرایی در طول سخنوری دارید یا فکر می کنید شما هم مدام در طول سخنرانی داستان و خاطره تعریف می کنید حواستان باشد که داستان و خاطراتتان طرح و نقشه مشخصی داشته باشد. مسیر داستان سرایی را گم نکنید و از این شاخه بدان شاخه نپرید. خیلی وقت ها تعریف کردن داستان وسط سخنرانی باعث می شود رشته کلام از دستتان خارج شود؛ طوری که بعد از تمام شدن داستان اصلا به خاطر نیاورید درباره چه چیزی حرف می زدید و چه چیزی باعث شد این داستان یا خاطره را تعریف کنید!

کاراکتر مولد

کاراکتر مولد اساسا برای سخن گفتن ساخته شده است و خیلی خوب می داند چه طور باید ساختار صحبت هایش را کنترل و تنظیم کند. مولدان شخصیت های پشت صحنه هستند؛ به این معنا که باید به آنها فرصت فکر کردن کافی را داد و سپس از آن ها توقع داشت. مولدان آدم بداهه گویی در طور سخنرانی نیستند و اگر احیانا می بینید در طول سخن گفتن با لکنت رو به رو می شوند احتمالا از آنها چیزی خواسته اید که اصلا آمادگی آن را نداشته اند.

مولدان انسان های هوشمندی هستند که خیلی خوب می دانند کجا باید قلاب خود را بیندازند تا بیشترین مخاطب در کوتاه ترین زمان را صید کنند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

کاراکتر توسعه دهنده

توسعه دهندگان ۱۲ درصد از کل جمعیت دنیا را تشکیل می دهند. اگر با فن بیان استیو جابز آشنا باشید متوجه می شوید که سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی حقیقت دارد و کاراکتر استیو جابز به عنوان یک توسعه دهنده چه قدر در تاثیر گذاری سخنرانی های عمومی جهانی آن تاثیرگذار بوده است.

یک توسعه دهنده واقعی متفکری مستقل است که بدون تاثیر پذیری از اطرافیان خود تصمیم می گیرد. موضع این افراد مشخص است: قطعیت و پیروزی. در سخنوری کاراکتر توسعه دهنده ثبات خاصی دیده می شود. توسعه دهندگان به خاطر شرایط کاری خاص و متمایز خود ( که عمدتا کارآفرین هستند) بدون توجه به صحبت های اطرافیان خود و با استقلال کافی سخنوری می کنند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

شما چه طور؟

به عنوان یک سخنران همه فن حریف اولا باید بدانید در کدام گروه از تیپ های شخصیتی معرفی شده قرار می گیرید و ثانیا مخاطبان شما در کدام گروه از این کاراکترها قرار دارند.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی – با خجولی و کم رویی خداحافظی کنید

هیچ مقدمه ای لازم نیست. عنوان بحث امروز دانشگاه زندگی روایتگر تمام چیزی است که قصد داریم در مطلب امروز بدان بپردازیم. احتمالا شما هم حداقل یک بار این حس را تجربه کرده اید. حسی بیش تر شبیه به هراس از حاضر شدن در جمع، مهمانی ها و اجتماعاتی که مملو از انسان های رنگارنگ است. شاید ذکر نمونه های عینی این حس را بهتر برای شما تداعی کند. کم رویی و خجولی حسی است که مانع از حضور فعال شما در یک جمع می شود. گوشه گیری شما در حالی که همه در حال گفتگو هستند یا حس اضطرابی که با نگاه دیگران به شما وارد می شود همان معضل آشنایی است که اعتماد به نفس شما را می کاهد و باعث می شود فردی گوشه گیر و منزوی جلوه کنید. با تمام نقاط منفی و مشکلاتی که کم رویی و خجالتی بودن به بار می آورد باز هم کم حرفی یک عارضه یا بیماری نیست؛ بلکه چالشی است که با بی توجهی خود افراد به مشکلی حاد تبدیل شده است و به راحتی می توان با تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی آن را برطرف نمود.

ادامه این پست خاص تمام کسانی است که از مشکل کم رویی در فن بیان، سخنوری و به طور خلاصه صحبت در جمع رنج می برند و به دنبال راهی برای درمان آن هستند.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی در اجتماع

حتی اگر در به کارگیری فن بیان در سخنرانی سیاسی ماهر شده باشید تا زمانی که نتوانید کم رویی خود را در صحبت میان جمعی از افراد از بین برید بی فایده است. ما به شما کمک می کنیم این بار کم رویی و خجالتی بودن خود را با نگاهی متفاوت برطرف کنید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

خجالت چیزی جز نگرانی نیست!

تعاریف زیادی برای کم رویی و خجالتی بودن افراد مطرح می شود. جدا از تمام این تعاریف چنین واکنشی از سوی افراد از نظر ما فقط می تواند ناشی از یک نگرانی باشد. فردی که در برابر دیگران از سخن گفتن می ترسد و نمی تواند اجتماعی برخورد کند قطعا بیم یا نگرانی خاصی در ذهن خود دارد و بابت همین ترس است که نمی تواند آن طور که شاید و باید واکنش نشان دهد. از دیدگاه روان شناختی کم رویی و خجولی بیش تر نشانه ای از یک مشکل یا مسئله بزرگ است که ذهن فرد را به خود مشغول ساخته است.

آزمون ۴ سوالی و خود شناسی

هیچ کس جز خود شما نمی تواند ضعفتان را در فن بیان و خجالتی بودن پوشش دهد.  مطابق با تجربه ای که تا کنون به دست آورده ایم افراد با پاسخ به ۴ سوالی ساده می توانند خود را بشناسند و بعد از رسیدن به خود شناسی مشکل مربوط به کم رویی را با تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی برطرف کنند:

صدای درون مغزتان چیست؟

به نوای درونی خودتان گوش دهید. ببینید این صدا مثبت است یا مدام دارد انرژی منفی را با منفی بافی به سمت شما پرتاب می کند؟ شما در ذهن خودتان چه شکلی هستید؟ الان خود واقعیتان خوشحال است یا نگران؟ سخنرانی در پیش است و فنون سخنوری در گرو آمادگی شما؛ به نظرتان این سخنرانی چه طور پیش می رود؟

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

باور های شما مال خودتان است یا هوش و حواستان بیشتر به سمت دیگران پرت می شود؟

بیش از حد به خودتان توجه می کنید؟

این موضوع در هیچ کتاب و مقاله ای درج نشده است و تنها تجربه شخصی ما است که با شما در میان می گذاریم. شاید باور نکنید اما گاهی بیش از حد پرداختن به خودتان، ظاهرتان، شیوه سخن گفتن و زبان بدن در سخنرانی شما را زمین می زند. با این حالات کم کم به فردی پریشان حواس و آشفته تبدیل خواهید شد که با وجود تمام تمرین هایی که برای یک حضور موفق در مهمانی یا سخنرانی داشته است ناکام می ماند.

برچسب خجالتی بودن به پیشانی شما چسبانده است؟

همین که به شما لقب خجالتی بودن، کم رویی، کم حرفی، گوشه گیری، سردی و سردمزاجی دهند کافی است تا خودتان هم باور کنید سخنور خوبی نیستید و نمی توانید فن بیان خود را با تمام قوا به کار برید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

خود را به تکنیک های مقابله با کم حرفی مجهز کنید

هر دلیلی که برای کم رویی و خجالتی بودن شما وجود دارد فرقی به حالتان نمی کند؛ شما فقط یک نگرانی ساده و قابل رفع دارید که ما به شما کمک می کنیم با تکنیک های ساده، کاربردی و کاملا قابل فهم به جنگ این آشفتگی روید. تنها کافی است این تکنیک ها را به خوبی فراگیرید و خودتان را بدان ها مجهز کنید.

در پوست خود نگنجید!

کم رویی باعث می شود خودشیفته و خود دوست شوید. گاهی فکر می کنید وافعا حرفی برای گفتن وجود ندارد و حتی از حرف زدن بقیه وقتی از حد خاصی بیش تر شود کلافه می شوید. غلبه بر کم رویی با این تفکر ناگهانی که شما از همه برتر هستید و می توانید اجتماعی باشید حاصل نمی شود. راه حل اصلی فراموش کردن خودتان و فرار از پوسته ای است که به دور خودتان کشیده اید!

بدین منظور باید:

  1. به سمت دیگران بروید و فرصت حرف زدن به آن ها دهید
  2. کم تر از خودتان بگویید و بیش تر در دیگران محو شوید

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

مخاطب خود باشید

تصور کنید قرار است در ارتباط با مشکلات مربوط به سستی ساختمان های منطقه ۵ تهران و عدم رعایت اصول ایمنی در آن ها با همکاران بحث کنید. با این که موقعیت شغلی خوبی دارید اما هنوز هم نمی توانید مثل یک سخنران فن بیان خود را به رخ بکشید و سخنوری کنید. این نقطه ضعف را بهتر است با یک اجرا ساده و نمایشی دز منزل برطرف کنید:

  1. رو به رو آینه بایستید
  2. به خودتان که الان دیگر مخاطب شما شده است سلام کنید
  3. نه به صورت ناگهانی بلکه خیلی آرام بحث را به سمت موضوع اصلی بکشانید
  4. از این که کلمات و عبارات را حفظ کنید دوری گزینید و سعی کنید خودتان باشید

قوای ذهنی خود را به کار برید

اذهانی که تنبل شده اند و معمولا فعالیتی ندارند گوشه گیر می شوند. گاهی گوشه گیری شما رفلکسی است که از سوی مغزتان ارسال می شود. جالب است بدانید که DNA موجود در هسته سلول های مغزی شما توانایی ذخیره اطلاعات بیش از ۵۰۰ کتاب قطور را دارد. این ظرفیت اگر بلااستفاده باشد کم تر و کم تر می شود و شما را از تمام استعداد هایتان دور می کند.

هر چند که کم حرفی و خجالتی بودن افراد یک مسئله روحی است اما قوای ذهنی خیلی خوب می تواند با آن مقابله کند. افرادی که به جا سخن می گویند و می دانند در حرف هایشان از چه واژه ای استفاده کنند که بقیه را تحت تاثیر قرار دهند می توانند خیلی راحت از شر این نگرانی خلاص شوند.

چشم از چشم ها بردارید

در گذشته نگاه راسخ به سمت یک چیز به خصوص میان اجداد ما و انسان های اولیه که در جنگل زندگی می کردند همچون سلاحی کارساز بود. حتی زمان جنگ سیگنال هایی که بابت ارتباط چشمی منتقل می شد می توانست برد و باخت یک قبلیه را مشخص نماید. حال در سخنرانی هم دقیقا همین جو حاکم است. ماشه نگاه ها به سمت شما قرار گرفته است و به محض صحبت کردن با مردمک چشمان مخاطبان تیرباران می شوید. هنر شما در به کارگیری تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی این است که چشم از چشم ها بردارید و کم تر به دیگران خیره شوید.

تکنیک های رفع خجالت و کم حرفی

اصول فن بیان در سخنرانی سیاسی

اعمال نفوذ افسانه ای با به کار بردن فن بیان در سخنرانی سیاسی

فن بیان در سخنرانی سیاسی

این که سیاست چیست و سیاستمدار کیست و سیاسی بودن یعنی چه را به کنار می گذاریم چرا که تعاریف تک تک انسان های روزی زمین این سیاستی که گاه پدر و مادر ندارد و گاه هم همچون دین باید از آن حفاظت کرد متفاوت است. برخی درس می خوانند تا سیاستمدار شوند؛ در حالی که دید عوام نسبت به سیاست ۳۶۰ درجه متفاوت است. اما حقیقت این است که سیاست نه به آن تند و تیزی در نگاه یک سیاستمدار است و نه به سادگی تعاریفی که مردم عادی جامعه از آن دارند. در این مقاله قصد پرداختن به موضوع فن بیان در سخنرانی سیاسی را داریم.

سیاست در واقع وجدان بیدار جامعه است و اهمیت آن حتی از نان شب هم برای یک فرد، یک گروه، یک کشور یا یک مملکت بیش تر است. حال که سیاست و سیاستمداری این قدر در جوامع حائز اهمیت است می توان با همان زبانی که تا دیروز صحبت می کردیم کسی یا گروهی را به سمت خود متقاعد کنیم؟ آیا سیاست زبان خود را نمی خواهد؟ زبان سیاست همان زبان کوچه و بازار است یا برای اعمال نفوذ افسانه ای در اذهان ملتی که قرار است با موضع شما آگاه شوند باید فن بیان خاصی داشت؟ مثلا فن بیان در سخنرانی سیاسی!

۳ نمونه از تاثیر فن بیان در سخنرانی سیاسی

در طول تاریخ سخنرانی های بزرگ و تاثیرگذار متعددی برگزار شده است. باراک اوباما در ژانویه ۲۰۰۸ چنان سخنرانی کرد که مردم دانستند او رئیس جمهور قطعی دو دوره آمریکا خواهد بود. رونالد ریگان در ۱۲ ژوئن ۱۹۸۷ با سخنرانی سیاسی خود غوغا به پا کرد و نلسون ماندلا ماندگار در ۲۰ آوریل ۱۹۶۴ نطق سیاسی و انسانی خود را به گوش تمام جهان رساند. اگر در واژه واژه این سخنرانی ها جستجو کنید متوجه می شوید هیچ چیز در این سخنرانی ها عجیب نیست. همه کلمات همان کلماتی هستند که بارها شنیده ایم. در واقع تفاوتی که باعث تاثیرگذاری این سخنان شده است به کارگیری فن بیان در سخنرانی سیاسی است. شیوه ای که یا به نابودی و تخریب می انجامد یا منجر به پیروزی بزرگ و تاریخ ساز شدن افراد می شود.

اگر سودا شرکت در انتخابات کوچک و بزرگ در سر دارید، اگر می خواهید جایگاه خود را با سخنرانی های سیاسی تثبیت کنید یا اگر قصد دارید در یک مناظره سیاسی شرکت کنید پست امروز دانشگاه زندگی مخصوص شما خواهد بود. غیبت در این کلاس را به هیچ وجه توصیه نمی کنیم!

اصول فن بیان در سخنرانی سیاسی

برای این که با فن بیان سیاستمداران مختلف در جهان آشنا شوید بد نیست نگاهی به محبوب ترین و شناخته شده ترین آن ها بیندازیم. پوتین، ریئس جمهور روسیه، در نظر سنجی صورت گرفته به عنوان مقتدر ترین سیاستمدار جهان شناخته شد. در فن بیان پوتین سه بخش اساسی به چشم می خورد که از نظر منتقدان قابل توجه بوده است. جدیت پوتین یکی از عواملی بوده است که او را حتی در برابر قدرت های بزرگ در آمریکا یک غول شکست ناپذیر جلوه داده است. عامل دیگری که همیشه در سخنان پوتین دیده می شود نطق تحریک کننده ای است که احساسات شهروندان را به جنبش درآورده است. برخی از روس ها معتقدند پوتین نه با زبان بدن بلکه با زبان احساس خود سخت می گوید.

اصول فن بیان در سخنرانی سیاسی

برویم به سراغ عامل سوم یعنی توسل به عقل و مناسبت شناسی. پوتین خیلی خوب می داند که کجا از چه سخنی استفاده کند و به زبان ساده تر در حرف زدن خیلی وقت شناس است. همان طور که می بینید فن بیان در سخنرانی سیاسی نه همه چیز یک سیاستمدار بلکه مسئله ای فراتر از یک نیاز عادی برای سیاستمدار است که اگر نباشد از قدرت بی نصیب می ماند.

کسب اقتدار با اصول فن بیان سیاسی

معجزه خاموش فن بیان در خانواده را که قبلا بدان پرداختیم به یاد دارید؟ اگر فن بیان در خانواده یک معجزه باشد در سیاست یه اسلحه است. چون شما حین سخنرانی سیاسی مشغول راه رفتن روی لبه تیغ سیاست هستید قطعا به این اسلحه نیاز پیدا خواهید کرد.

درک درست از زمان، مخاطب موقعیت و شرایط

برای یک سیاستمدار مخاطب از همه چیز مهم تر است. سخنرانی سیاسی اصولا بی هدف نیست و معمولا نتایج آن اهمیت زیادی دارد. در چنین سخنرانی سود یا زیان آنی وجود ندارد و تاثیرات آن در آینده مشخص می شود. بنابراین نمی توان به پولی که از این سخنرانی به دست آمده است دلخوش بود.

موفعیتی که در آن قرار دارید را درک کنید. شما در بالای یک سکو بزرگ می ایستید و جمعیت زیادی رو به رو شما قرار دارند تا ببینند برنامه شما برای آینده چیست. خستگی افراد، شرایط جوی، شرایط سالن و تنش موجود در جو را درک کنید. مخاطبان را هم نمی توان تک تک شناخت اما حداقل می توان جوری جلسه را مدیریت کرد که همه افراد یک فکر و هم نظر باشند.

فن بیان در سخنرانی سیاسی

واقع گرایی در سخن

همه مردم تصور می کنند یک سیاستمدار بیش تر شعار می گوید تا این که حقیقت را بازگو کند. این حقیقت در جوامع وجود دارد و دیگر شعار های دهان پرکن جواب نمی دهند. دقت کنید سخنانتان ۱۱۰ درصد واقعی باشد. حتی به ۱۰۰ درصد هم بسنده نکنید. مواضع مخالفان را بشنوید و اگر می بینید برخی با شما مخالف هستند واقعیت را بازگو کنید. فن بیان در سخنرانی سیاسی به شما اجازه نمی دهد از مرز واقعیت عبور کنید.

فن بیان در سخنرانی سیاسی

سیاست پنبه و آتش

یک سیاستمدار سیاست های زیادی در سخنرانی دارد. این سیاست ها وارد فن بیان هم شده اند. آتش و پنبه اصطلاح رایجی است که معمولا برای تقابل دو قطب مخالف یا دو فرد متفاوت با هم به کار برده می شود. در سیاست هیچ گاه نباید پنبه در مقابل آتش قرار گیرد. این که پنبه چیست و آتش چگونه است هم بستگی به سخنرانی شما دارد. گاهی سخنان مخالف و شورانگیز شما برای آن دسته از مخاطبان متعصب پنبه ای است که با آتش خشمشان می سوزد. گاهی هم این افکار پنبه مانند مخاطب است که با آتش تند لحن شما می سوزد.

به این سیاست در طول سخنرانی سیاسی بیش تر از هر سخنرانی دیگر توجه کنید. هجوم مخالفت و انتقادات به سمت شما دقیقا همان زمانی صورت می گیرد که از روی بی احتیاطی پنبه و آتش مقابل هم قرار می گیرند.

فن بیان در سخنرانی سیاسی

سیاست چماغ و هویج

خیلی درگیر واژه ها نشوید؛ سیاست هویج و چماغ را هر طور که می خواهید مطابق با مفهومش معنا کنید. برخی به این سیاست سیاست شکلات می گویند. یعنی شما در نطق خود از واژه های تشویقی استفاده می کنید که دقیقا مثل شکلات دادن به کودکی است که کار خوبی انجام داده است.

کاربرد این سیاست در فن بیان شما کاملا به خودتان بستگی دارد. گاهی وعده های شما همان هویج است که مخاطب با رای دادن به شما بدان میرسد و گاهی ذکر تبعات عدم رای دادن به شما همان چماغی است که با استفاده از آن قرار است تنبیه شوند. مهم ترین چیزی که در این سیاست در طول به کارگیری فن بیان در سخنرانی سیاسی باید جدی گرفته شود اعتدال است.

انتقال انرژی با پر انرژی بودن

شاید آن قدر سخنرانی کرده اید که دیگر سخنرانی سیاسی در شما هیجانی ایجاد نمی کند. ولی به یاد داشته باشید که همه چیز در این جهان نیاز به یک محرک یا منبع انرژی اولیه دارد. خورشید کسانی باشید که تا کنون سکوتشان شما را گیج می کرد اما اکنون آن ها هستند که به شما انرژی می دهند. فراموش نکنید که شیوه سخن گفتن یک سیاتمدار با سبک سری منافات دارد.

فن بیان در سخنرانی سیاسی

با به کارگیری فن بیان در سخنرانی سیاسی پیروزی در انتخابات از آن شما خواهد بود

بیشتر بخوانید| بیشتر بدانید : آموزش سخنرانی ، دوره آموزش سخنرانی