نوشته‌ها

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

۴ عادت سخنرانان حرفه ای که از شما یک سخنور موفق می سازد!

ترک عادت موجب مرض است! این جمله ای است که از قدیم الایام در گوش ما خوانده شده و بدون این که بدانیم ملکه ذهنمان شده است. این اصطلاح کلیشه ای با تمام اشکالاتی که بدان وارد می شود چندان هم بیراه نمی گوید؛ اگر عادت ها نباشند و روند زندگی ما با آن ها شکل نگیرد حتی ساده ترین کارها مثل  باز و بستن در یا لباس پوشیدن برای آدمی دشوار می شد. همه ما بخش عمده زندگی خود را مدیون این عادت های رنگارنگ هستیم. حتی زندگی آدم های موفق و سرشناس هم به این عادت ها وابسته است و با آن ها شکل گرفته است. همین که این افراد به روش های اختصاصی خود برای موفقیت عادت می کنند و واژه شکست را از برنامه عادتی خود حذف می کنند ثابت می کند که در صرف موفقیت باید به عادت ها هم توجه داشت. در کنار کاربرد عادت ها در تمام جنبه های زندگی ما، در سخنرانی ها هم عادت های خاصی وجود دارد. مثل عادت سخنرانان حرفه ای در لباس پوشیدن، در شروع یا به پایان رسیدن سخنرانی که از آن ها یک برند می سازد!

عادت سخنرانان حرفه ای عبارت است الگوی رفتاری در فن بیان که با تداوم و تکرار همراه باشد. طوری که بخشی از سبک سخنرانی سخنران محسوب شود و بلافاصله با شنیدن صوت یا دیدن اَکت (حرکات) آن ها متوجه هویت کسی که پشت میکروفون ایستاده است خواهید شد.

اگر خودتان هنوز عادت خاصی را برای اختصاصی کردن سبک سخنرانی هایتان ندارید و اتفاقا به دنبال آن هستید توصیه می کنیم این بار به سبک عادت سخنرانان حرفه ای عمل کنید تا در وقت هم صرفه جویی کرده باشید!

۴ عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

وقتی که عادت سخنرانان حرفه ای را بشناسیم و به اصطلاح قلق آن ها را بدانیم به خوبی می توانیم بخش های فرعی مربوط به آن سخنرانی و سخنرانش را پیش گویی کنیم. مثلا این که آیا فضا، فضای انتقادی در سخنرانی برای بیان نظرات است یا این که فضا کاملا خشک، رسمی و محدود است؟ آیا سخنران با درگیر کردن مخاطب در سخنرانی، فضایی تعاملی ایجاد می کند که پرسش و پاسخ در آن رایج باشد یا این که قرار است آرام و بی صدا به صندلی هایمان تا پایان سخنرانی بچسبیم؟

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

عادت اول: رفتار کنشگرایانه

اولین عادت برای کسب استقلال و تسلط بر خود در سخنرانی، این است که به خود بقبولانیم مسئولیت زمان و شکل گیری ذهنیت عده ای زیاد یا کم را بر عهده گرفته ایم. فردی که عملکرد کنشگرایانه در سخنرانی دارد قادر است تصمیم گیری مثبتی داشته باشد و ابتکار عمل به خرج دهد.

چه طور رفتار کنشگرایانه را در خود عادت کنیم؟

افسانه هایی که می گویند برای داشتن هر چیز، باید با آن چیز متولد شویم را به فراموشی بسپرید. سخنرانی، خودرویی است که فرمان آن در دست شما قرار دارد و این شما هستید که کنترل همه چیز را بر عهده دارید!

برای داشتن رفتار کنشگرایانه:

  • کنترل سخنرانی فقط در دست خودتان باشد
  • به دنبال فرصت های مختلف برای توسعه مهارت های خود باشید
  • تقلید اصول فن بیان بزرگان را از همین حالا شروع کنید
  • وقتی چیزی در سخنرانی، بر خلاف ایده آل های شما پیش رفت خود را سرزنش نکرده و همه چیز را بپذیرید

عادت دوم: شروع با ذهنیتی کامل درباره پایان

شروع کردن یک مطلب تازه، در حالی که فکر ایده پایانی را در سر بپرورانید نیازمند هدف یابی در سخنرانی است. این که دقیقا چه چیزی برای شما اهمیت دارد و قرار است به سمت چه چیزی سخنرانی را هدایت کنید.

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

چه طور به این روش عادت کنیم؟

پایان ایده آل و مطلوب شما در سخنرانیتان چیست؟ به هدف خودتان در زندگی فکر کنید و ببینید قرار است سخنرانی هایتان چه طور شما را به این هدف نزدیک تر ساز. هدف شما این است که:

  • سخنرانی را به عنوان یک رهبر کاربلد بهتر اداره کنید؟

 

  • برای رسیدن به دنیا ایده آلتان، سیاسی سخنرانی کنید؟
  • با استفاده از سخنرانی درآمد خود را افزایش دهید؟
  • به باانگیزه ترین سخنرانی که در جهان شناخته شده است تبدیل شوید؟
  • برنده مسابقات جهانی فن بیان باشید؟

عادت سخنرانان حرفه ای همیشه هدایت سخنرانی به سمت اهدافشان است. به عبارت دیگر این خود سخنران است که پایان خوش یا ناخوش سخنرانی را تعیین می کند. پس چه بهتر این پایان با اهداف ما سازگارتر باشید و از همان اول با ذهنیت کاملی از پایان، وارد سخنرانی شویم.

عادت سوم: اولین ها را در اولین فرصت بگویید

اولین ها همیشه در اولویت هستند و ضرورت بیشتری نیز دارند. به این ضرورت ها به سرعت بپردازید و نگذارید تاثیرگذاری این فوریت ها با گذشت زمان از دست برود.

چه طور اولویت بندی را به عادت تبدیل کنیم؟

اولویت هایی که پرداختن به آن ها باید برای شما عادت شود مسائل کوچکی مثل مواردی که در سخنرانی های قبلی از قلم افتاده اند، برداشت مخاطبان از ظاهر سخنران و …که اکنون اهمیت خود را از دست داده اند نیستند. در عوض باید مطابق با عادت سخنرانان حرفه ای، به مسائل زیر توجه کنید:

  • آمادگی شما برای ایراد سخنرانی کافی است؟
  • آیا با توجه به اهداف بلند مدت خود در حال پیشرفت هستید؟
  • حالات شما همیشگی و ثابت است یا احساس می کنید در هر سخنرانی شخصیتی متفاوت از خود عرضه کرده اید؟

پاسخ دادن به این سوالات در مجموع برداشت مخاطب را نسبت به ما بهتر و بهتر می کند.

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

عادت چهارم: بفهمید تا فهمیده شوید!

عادت سخنرنان حرفه ای که باعث تحریک احساس همدردی و درک متقابل مخاطبان آن ها می شود همان قانون “بفهمید تا فهمیده شوید” می باشد. در این قانون سخنران تا وقتی که خودش کاملا به درک متعالی از یک موضوع نرسیده است برای انتقال آن به مخاطب دست به کار نمی شود!

چه طور این عادت را در خود نهادینه کنیم؟

راه حل این دسته از سخنرانی ها، عدم تمرکز روی سخنرانی های سخنران محور و در عوض توجه به آن چیزهایی است که مخاطب بیشتر درگیر آن ها می شود. درگیری های مخاطبان شما می تواند مشکلاتی باشد که در طول روز در محل کار با آن دست و پنجه نرم می کنند، می تواند افکاری باشد که باعث می شود مخاطبان شما شب بیدار بمانند و یا باورهای رایج و به روز مردم باشد که اکنون تبدیل به چالش شده است.

به همین دلیل توصیه می کنیم متن سخنرانی خود را به روز و با ابتکار عمل تنظیم کنید. بد نیست در این زمینه به تکنیک های ذهن خوانی دیگران نیز توجه کنید. در تنظیم متن سخنرانی ابتدا باید سلسله مراتب را روشن کنید. سلسله مراتب همان روابط پلکانی مقدمه، بدنه، جزئیات و سپس بخش پایانی است. هر چند که ممکن است این وسط همیشه چند عامل مختلف وجود داشته باشد که با هم در تناقض باشند؛ اما همچنان باید وحد ساختار حفظ شود.

عادت سخنرانان حرفه ای که باید بدانید

تونی بلر، رونالد ریگان، مارگارت تاچر، باراک اوباما و نلسون ماندلا از محبوب ترین سخنرانان تاریخ هستند که این پیوستگی ساختار را می توان در متون سخنرانی و نطق آن ها مشاهده نمود.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

مروری بر اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

بر خلاف تصور خیلی از کسانی که تا کنون حتی تجربه حضور و رهبری گفتگو در جمع های کوچک را ندارند، درک مصائب یک سخنران در مدیریت و تعدیل مباحث ساده نیست. شروع گفتگو و متکلم وحده شدن فراتر از این است که که بخواهیم چند نفر را داخل اتاق یا آمفی تئاتر بیاوریم، چوب جادویی خود را تکان دهیم، وِرد “حالا گفتگو شروع می شود” را بخوانیم و منتظر تعامل مثال نزدنی افراد دور و اطرافمان باشیم! نقش سخنران یا گوینده در مدیریت بحث در گفتگوها، نقشی پیچیده است که به چالاکی و طراوت ذهن، روحیه ای آماده و درایت او بستگی دارد.

به نظر شما یک گوینده چه طور می تواند فن بیان خود را در مسیر بهره وری بیشتر کنترل کند و یک روند ثابت داشته باشد؟ فکر می کنید ثابت قدم بودن در سخنرانی، حرکت روی خطی که استانداردهای ما برایمان مشخص کرده اند و احتیاط بابت عدم تجاوز از آن ها به چه اصول یا مبانی نیاز دارد؟

اگرچه تمام سخنوران حرفه ای، اصول و روش های خلاقانه خود را برای مدیریت بحث در گفتگوها دارند اما بد نیست این بار هم برای کسب تجربه بیشتر نگاهی به ابتدایی ترین اصول مدیریت بحث در سخنرانی ها داشته باشیم.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

هر گفتگو یا مباحثه ای با گفتگو دیگر متفاوت است. اولین تمرین برای مدیریت بهتر جریان صحبت ها، تطابق و سازگار کردن خود ما با شرایط و موقعیت های مختلفی است که به واسطه گفتگوها در آن قرار می گیریم. با این حال هنوز هم مبانی دیگری وجود دارند که باید با نگاهی بی طرفانه و به عنوان یک گوینده هوشمند بدان توجه کرد:

استفاده از ابزارهایی که به ارتقا بحث کمک می کنند

متداول ترین ابزارهایی که می توان در سخنرانی ها از آن ها بهره گرفت نوت های یادداشت کوچک، تخته سفید وایت بردی که قابلیت پاک کردن داشته باشد، اسلایدها و پوسترهای قدی بزرگ است. با این حال برخی از این ابزارها کلیدی تر هستند و به ارتقا بحث کمک می کنند.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

هر نوع ابزاری را که فکر می کنید ممکن است به پیشبرد بحث کمک کند به همراه داشته باشید. مثلا اگر فکر می کنید در گفتگو شما در ارتباط با تازه ترین تحولات سیاسی منطقه، اسناد منتشر شده در روزنامه X به متقاعد سازی مخاطبان هنگام سخنرانی بیشتر کمک می کند آن سند را به همراه داشته باشید و با مدرک حرف بزنید. یا اگر در یک گفتگو علمی به سر می برید و هدف شما رونمایی از تازه ترین دستاوردهای علم مهندسی است بد نیست ماکت هایی را به همراه داشته باشید و همه چیز را به صورت عملی به مخاطبان نشان دهید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

برای بازدهی بیشتر همیشه در برابر ارائه اسلاید به صورت پشت سر هم و یکنواخت مقاومت کنید. هر چند که اسلایدها کمک کار سخنران برای توضیحات بهتر هستند و در اندازه های بزرگ به نمایش درمی آیند اما به مخاطب این حس را القا می کند که شما عملا حرفی برای گفتن ندارید!

واگرایی، همگرایی و سپس تکرار در صورت لزوم

جایگاه واگرایی در مدیریت بحث ابتدا گفتگو است و در مقابل آن همگرایی در پایان بحث رخ می دهد. در این بین در صورت لزوم از تکرار استفاده می کنیم و چه بهتر اگر با استفاده از مفاهیمی چون اپیستروف در فن بیان روی کلیدواژه ها تاکید بیشتری اعمال نماییم.

با این حال یک اشتباه بزرگ بین همه سخنرانان متداول شده و آن همگرایی زودبه هنگام بحث است. این همگرایی همان جمع بندی مختصری است که در پایان بحث و به صورت ناگهانی انجام می شود. از عواقب آن، حس سرخوردگی و ناامیدی مخاطب برای بیان ایده های تازه و شرکت داده شدن آن ها در بحث است؛ طوری که به شنونده القا می شود اگر بخواهد ایده یا طرحی را در میان بگذارد به زودی مابین تعجیل شما برای همگرایی بحث گم می شود!

پیشنهاد ما شروع سخنرانی با طوفان مغزی است. طوفانی که از همان ابتدا باعث سرازیر شده جریان ایده های تازه به بحث شود. این روش باعث واگرایی بحث و در عین حال تشریق افراد برای مشارکت بیشتر خواهد شد. در این باره حتما سبک های مختلف سخنرانی را شناخته و از استایل مناسب برای ارتباط بهتر با مخاطب استفاده کنید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

بیان مجدد وجمع بندی نهایی در انتها بحث

ارائه یک خلاصه کوتاه یا جمع بندی در پایان یکی از مهم ترین تکنیک ها در مدیریت بحث است که به مخاطب دستاوردهای یک گفتگو را یادآوری می کند. مطمئن شوید که این جمع بندی در انتها تمام ایده های به اشتراک گذاشته را منعکس سازد و صرفا یک شعار برای تبلیغات اسم و رسم یا برند خودتان نباشد.

جمع بندی به نسبت طولانی یا کوتاه بودن گفتگو متفاوت است. در گفتگو یا سخنرانی های کوتاهی که بین نیم تا یک ساعت طول می کشند، ۱۰ دقیقه آخر بهترین زمان برای جمع بندی است. اما با طولانی تر شدن گفتگو، مثلا گفتگوهایی که گاهی یک روز کامل یا چند روز به درازا می کشند هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه یک بار خلاصه ای از مطالب بیان شده را مرور کنید.

در مباحث روشنفکر و کنجکاو برخورد کنید!

با هوشیاری تمام، نسبت به شنیدن نظرات دیگران اشتیاق نشان دهید و آن قدر روشنفکر باشید که بتوانید با کمی انعطاف، نگرش خود را با شنیدن نظرات دیگران نسبت به یک موضوع عوض کنید. وقتی که با یک ایده تازه و ابتدایی رو به رو می شوید، فارغ از خام یا بچگانه بودن آن سعی کنید واقع گرایانه بدان نگاه کنید.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

یکی از نشانه های یک رهبر ضعیف در مدیریت بحث در گفتگوها، تلاش بی صبرانه و تمام ناشدنی او برای متقاعد کردن تک تک افراد جهت پذیرش دیدگاه او است. شما که از این دست افراد نیستید؟

اجماع تشکیل دهید

همزمان که نبض گفتگو می زند و همه چیز در جریان است، احساسات تک تک افراد می تواند تحت تاثیر گفتگو قلیان کند. اگر در این بین به خوبی شفاف سازی نکنید ممکن است حس مجادله جویی افراد تحریک شود و علیه هم سنگر بگیرند! به همین منظور از این که از یک فرد یا یک عقیده خاص حمایت کنید خودداری کرده و جهت گفتگو یک زمینه مشترک را انتخاب نمایید تا به اجماع برسید.

مراقب زبان منفی باشید

به عنوان کسی که مدیریت بحث را بر عهده دارد شما نقش پررنگی در تغییر و شکل گیری جو فضای گفتگو دارید. بنابراین هر کلمه یا جمله ای که انتخاب می کنید سریعا نظیر یک بیماری مسری شیوع می یابد و دیگران از تراوش آن، تاثیر می پذیرند.

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

احساسات مثبت را نظیر شادی، کنجکاوی، خوش بینی و محبت را به نمایش بگذارید و کسالت، ملالت، خشم و حساسیت های منفی خود را به عنوان زبان منفی که ممکن است روی بقیه نیز اثر بگذارد حداقل برای مدتی کوتاه کنار بگذارید!

مدیریت بحث را در زمان مناسب واگذار کنید!

در گفتگو موقعیت هایی به وجود می آید که ممکن است حس کنید فرد دیگری با توجه به دانسته هایش در زمینه به خصوصی، می تواند حداقل برای چند دقیقه مدیریت بحث را بر عهده گیرد. اگر تا کنون به هر دلیلی از استحقاق دیگران برای مدیریت و رهبری بحث چشم پوشی می کردید از هم اکنون اگر در موقعیت مشابه قرار گرفتید با کمال میل این مسئولیت را به فرد شایسته در گروه واگذار نمایید!

اصول و مبانی مدیریت بحث در گفتگوها

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

۱۰ جمله ای که هرگز یک گوینده هوشمند به زبان نمی آورد!

اگر تجربه حضور در جمع بزرگی را خصوصا زمانی که یک گوینده با تجربه و حرفه ای مشغول حرف زدن باشد را دارید حتما به خوبی طعم لذتی را که در آن لحظه به هر کسی دست می دهد را چشیده اید. فقط یک سخنران یا گوینده حرفه ای است که می تواند شنونده را سفت و محکم روی صندلی های نگه دارد یا باعث شود از جایی که هست تا زمانی که سخنرانی تمام نشده جُم نخورد! تنها این سخنرانان هستند که می توانند بدون این که مخاطب احساس خستگی کند او را پرورش دهند، آگاه کنند و باعث رشد او در همان فاصله کوتاه بدون اندک زحمتی شوند. با این حال گوینده هوشمند بودن به این سبک، بایدها و نبایدهای خاص خود را دارد!

اگرچه می توان با استفاده از جملات هیپنوتیزم کننده سخنرانی جذابی را به مخاطبان هدیه داد یا هفت خوانی را برای درگیر کردن مخاطب به وسیله جملات متنوع و زبان بدن از سر گذراند اما گاهی در سخنرانی جملاتی هستند که نباید گفته شوند و مواقعی هستند که باید از شکل گیری آن ها به واسطه پرهیز از این جملات جلوگیری کرد.

هر چند که هر سخنران یا گوینده ای اصول خاصی را برای نمایش هوشمندی خود حین سخنرانی دارد بد نیست این بار به ۱۰ جمله ای که در دانشگاه زندگی پیش روی شما قرار دارد توجه کنید. این جملات هرگز به زبان یک گوینده هوشمند جاری نمی شوند!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

گاهی سخنرانی به واسطه جملاتی که نمی گوییم پیروزمندانه تر خاتمه می یابد! چه جملاتی تا کنون به کارگیری آن ها در سخنرانی شما ممنوع بوده است؟ اصلا جملات ممنوعه هم در متون سخنرانی شما به صورت ثابت در نظر گرفته می شود و چنین لیستی وجود دارد؟

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

از همین حالا لیست ده گانه زیر را ترتیب دهید و حواستان باشد هرگز این ده جمله را به کار نبرید:

هرگز نگویید “صدای من را می شنوید؟”

برای شروع سخنرانی تکنیک های بی شمار خوبی وجود دارد که می توان از آن ها بهره گرفت؛ حتی وقتی که قرار است میکروفون را تست کنیم و بلند داد بزنیم: صدای من را دارید؟ می توانید صدایم را بشنوید؟

این جمله یکی از ضعیف ترین جملاتی است که یک سخنران می تواند برای شروع سخنرانی خود از آن استفاده کند. فکر می کنید اصلا شنونده ای هم وجود دارد که این جمله را از زبان سخنرانان نشنیده باشد؟ به نظرتان این دسته از عبارات بیش از حد کلیشه ای نشدند؟ وقت آن نرسیده است از این جملات پوسیده کمتر استفاده نماییم؟

راهکارهای به درد بخورد: این که بخواهیم از کیفیت و وضوح صدای خود مطمئن شویم بخش جدانشدنی از کار است. به همین دلیل توصیه می کنیم حتما با تیم تدارکات در تعامل باشید و از قبل میکروفون تست شود که هرگز نیازی به گفتن این جمله توسط یک گوینده هوشمند نباشد!

هرگز نگویید: “گوشی و لپ تاپتان را خاموش کنید!”

این جمله را همه ما سرکلاس و در حضور اساتید و معلمان شنیده ایم؛ اما اگر قرار باشد همین جمله تکراری را در محافل عمومی و سخنرانی ها هم بشنویم چه طور؟ احتمالا خیلی از ما به شنیدن آن عادت ندارین و حتی ممکن است بابت آن کمی خشمگین و بی میل شویم. به علاوه این روزها لپ تاپ و موبایل از ابزارهای نوت برداری، ضبط صدا و فیلمبرداری هستند و هر کسی ممکن است بدان هر لحظه نیاز پیدا کند.

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخورد: توصیه ما در این موارد استفاده از این جمله است: “لطفا گوشی های خود را روی حالت بی صدا قرار دهید”.

هرگز نگویید: “امروز سرحال نیستیم!”

برای مخاطبانی که مدت ها چشم به راه شما و چشم انتظار شنیدن حرف هایتان بودند، شنیدن این جمله مساوی است با بهانه تراشی یا توجیه عدم آمادگی کافی شما برای سخنرانی کردن. برای مخاطبان هر مشکلی اعم از عدم آمادگی شما یا پرواززدگی، صرفا مشکل شما است؛ و لاغیر!

جایگزین به درد بخور: در چنین مواقعی بهتر است به عنوان گوینده هوشمند هیچ چیزی نگویید. قبل از سخنرانی قهوه بخورید، چرت کوتاهی داشته باشید و هیجان خود را بالا ببرید. ضمنا خود را از استرس سخنرانی و دلشوره ها دور نگه دارید.

هرگز نگویید: “بحث ما خیلی طول نمی کشد!”

هر چند که گفتن این جمله از نظر خودتان و افراد حرفه ای نظیر خود شما ممکن است به منزله وقت شناسی و احترام به وقت مخاطبان باشد اما متاسفانه یا خوشبختانه شنوندگان از شنیدن این جمله سیگنال خوبی دریافت نمی کنند. در واقع در اغلب موارد با این جمله عدم تمایل، عدم آمادگی یا کمبود وقت خود را اثبات کرده ایم!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخور: به جای این جمله با نهایت انرژی بگویید: وقتی که امروز این سالن را ترک می کنید، اطلاعات جامعی به دست آورده اید. به جز اثبات این که شما اعتماد به نفس کافی را دارید باید به مخاطبان خود به نحوی نشان دهید قرار است از این سخنرانی مطالب و اطلاعات خوبی عایدشان شود.

هرگز نگویید: “طرفدار فلان رنگ، فلان تیم و …هستم!”

طرفداری از تیم، رنگ، دین، مذهب یا حزب سیاسی در سخنرانی های عمومی که صرفا هدف تبادل اطلاعات است توصیه نمی شود.

راهکارهای جایگزین به درد بخور: اگر به دنبال راهی برای ایجاد سخنرانی انگیزشی و برقراری ارتباط با مخاطبان هستید از خاطرات خود تعریف کنید و به حاشیه نروید.

هرگز نگویید: “نیازی به نوت برداری نیست؛ اسلایدها قابل دریافت اند!”

هر چه قدر هم که اسلایدهای آموزشی شما کامل باشد باز هم برخی از مخاطبان نیاز دارند بنویسند تا مطالب در ذهنشان تثبیت شود. بنابراین به عنوان گوینده هوشمند در نوت برداری افراد دخالت نکنید.

جایگزین به درد بخور: به جای این جمله بگویید: اسلایدها بعد از سخنرانی به صورت آنلاین قابل دانلود هستند” با این جمله دو گزینه را مقابل مخاطب قرار داده اید تا خودش راه دلخواهش را برگزیند.

هرگز نگویید: “می خواهم یک داستان جالب تعریف کنم…”

اعلام کردن هر کاری که قرار است در سخنرانی انجام دهید هدر دادن واژگان و وقت دیگران است. به علاوه گفتن این جمله آن چنان مخاطب را برای شنیدن داستان سرایی شما به وجد نخواهد آورد.

راهکار به درد بخور: در عوض داستان را بی مقدمه تعریف کنید.

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

هرگز نگویید: جواب ….است!”

برای فهم بهتر مخاطبان یک شانس دوباره به آن ها بدهید و همزمان با جواب دادن سوال را نیز مطرح کنید. معمولا اولین باری که سوال مطرح می شود خیلی ها متوجه جزئیات آن نمی شوند.

راهکار به درد بخور: در صورت سوال پرسیدن مخاطب بگویید: “سوال شما ….است؛ و جواب من… می باشد؛ آیا سوال شما همین بود؟

هرگز نگویید: “باید قبلا که به این موضوع پرداختم بهتر گوش می دادید!”

بیان کردن این جمله برابر است با دزدیدن حس مثبت امیدواری و شوق مخاطب نسبت به گفته های شما؛ به اضافه این که ممکن است مخاطب ما با شنیدن این جمله کمی در جمع خجالت زده شود. گفتن این جمله در جواب سوالات دیگران معمولا حالات دفاعی یا دلزدگی شنونده را به دنبال دارد.

راهکار به درد بخور: به جای جمله های اضافی با کمال میل بگویید: خوشحال می شوم که دوباره این مسئله را باز می کنم؛ شاید باید مفصل تر در این باره حرف می زدم.

هرگز نگویید: “می خواهیم یکی یکی اسلایدها را با هم بخوانیم!”

با این جمله رسما اعلام کرده اید که قرار است روخوانی کنید و هیچ چیز از شما مستقیما به مخاطب تزریق نخواهد شد!

جملاتی که گوینده هوشمند هرگز به زبان نمی آورد

جایگزین به درد بخور: در این باره چیزی نگویید و مطالب را ترجیحا در اسلایدهای جداگانه و بیشتر پخش کنید.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

راه و روش های اصولی برای تقلید فن بیان بزرگان هنگام صحبت کردن

دور و اطراف همه ما معمولا افراد کنجکاو، خوش صحبت و فرصت طلبی وجود دارند که تا یک موقعیت مناسب پیدا می کنند شروع به تقلید صدای افراد مشهور می کنند. از بازیگران سینما، خوانندگان یا چهره های شناخته شده تا دوستان و آشنایان! جدا از جنبه طنز و  مفرح عملکرد آن ها تا به حال به تقلید صدا یا به طور کلی تقلید فن بیان این افراد از جنبه علمی نگاه کرده اید؟ اصلا می دانستید که افراد توانمند در تقلید فن بیان بقیه یک سر و گردن از افراد عادی بالاتر هستند و احتمالا توانایی های مغزی آن ها از من و شمایی که از انجام این کار عاجز هستیم بالاتر است؟

هر چند که همه ما یک تن صدا، یک کیفیت صوتی، یک زبان بدن خاص و یک عادت غالب در صحبت کردن خود داریم اما مغز هر نفر انعطاف تر از این حرف ها است. تا آن جایی که کمی تمرین و تکرار این توانمندی را به هر انسان نرمالی می دهد تا بتواند فن بیان خودش را به دیگران شبیه کند. مثلا یک سخنران فن بیان آبراهام لینکلن را در طول سخنرانی اش پیاده کند یا این که صدایش را به تقلید از یک هنرمند معروف، بم تر و کلفت تر کند تا بتواند در طول حرف زدن از او و روش های سخنوری او تبعیت نماید.

دور و اطراف ما پر است از این الگوهای نابی که روزی خودشان معلم خودشان بودند و اکنون فن بیان آن ها معلم همه سخنرانانی است که قصد دارند ادامه دهنده راهشان باشند. تقلید فن بیان این الگوها راه و روش های اصولی خود را دارد. این راه ها را همراه شما در ادامه این مطلب مرور می کنیم.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

بسیاری از افراد در تقلید فن بیان، منحصرا روی صدا تمرکز می کنند اما تقلید و اجرا واقعی فن بیان دیگران، تنها به صوت محدود نمی شود. تقلید واقعی زمانی شکل می گیرد که کل حرکات بدن  توسط شما بازسازی یا شبیه سازی شود.

تقلید صدا هنر مغز است. برای این که بیشتر به این هنر نزدیک شوید و با فنون آن خو بگیرید همراه ما باشید:

بخش اول: تقلید و شبیه سازی صدا

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

تلفظ حروف صدادار

اولین چیزی که شما را به سوژه موردنظرتان نزدیک می کند توجه به حروف صدادار است. چه در زبان فارسی و چه در زبان انگلیسی این حروف صدادار هستند که لهجه ها را می سازند و با ورود کلمات جدید کم کم یک زبان بیگانه شکل می گیرد.

فرض کنید قرار است در طول سخنرانی خود صدای ترامپ را در طول سخنرانی هایش تقلید کنید و در این بین طعنه ای به سیاست های او بزنید. برای تقلید فن بیان او از جهت شبیه سازی صدا، به حروف صدادار در زبان انگلیسی باید توجه کنید. کشیدگی حروفی مثل i وجه تمایز لهجه آمریکایی و اسپانیایی در هنگام انگلیسی صحبت کردن است. در زبان فارسی هم دقیقا به همین صورت است.

یکی از ترفندهای سخنرانی انگیزشی توجه به لهجه ها است. اگر قصد دارید در جمعی که حضور دارید با لهجه همان منطقه صحبت کنید تا همبستگی شما و مخاطبانتان بیشتر شود قبل از هر چیز به کسره، فتحه و ضمه هایی که در آن لهجه جا به جا می شوند دقت کنید تا همه چیز واقع گرایانه به نظر رسد.

حذف حروف و سیلاب های اضافی

مرحله بعدی در تقلید فن بیان، توجه به سیلاب ها است. مثلا اگر قرار است امروز در سخنرانیان به یاد مردم نواحی جنوب کشور صحبت کنید باید حتما به یکی از صوت های ضبط شده مربوط به لهجه غالب و سیلاب هایی که حذف می شوند توجه کنید.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

اگرچه همه لهجه ها مشابه هم نیستند اما وقتی قرار است صدای کسی را تقلید کنید بسته به موقعیت جغرافیایی باید به حروف انتهایی برخی از کلمات مثل “د”، “ن” و “ت” توجه کرده و در صورت لزوم آن ها را حذف کنید تا بیانتان هر چه بیشتر شبیه به فرد یا لهجه موردنظر شود.

جملات و تکه کلام ها

تکه کلام ها جملات یا کلماتی هستند که به رسم عادت توسط شخصیت های مختلف به کار برده می شوند و گاه ممکن است نسل به نسل منتقل شوند. بسیاری از تکه کلام های فارسی روزمره ما ریشه در تکه کلام های من درآوردی و خلاقانه ای دارد که توسط طناز ها و کمدین های معروف کشورمان در سریال های مختلف ساخته شده اند. تکه کلام ها خیلی سریع تر از لحن یا لهجه به مخاطب شخصیت مورد نظر را می شناسانند و باعث می شوند منظور ما سریع تر منتقل گردد.

تکه کلام های خاصی مثل “برو بابا حالشو ببر”، ” پ نه پ” ، “به ضرس قاطع” و…از جمله تکه کلام های مشهوری هستند که در سریال های مختلف توسط بازیگران باب شد و اگر قرار باشد روزی تقلید صدا یا تقلید فن بیان این افراد را داشته باشید بهتر است خیلی سریع به تکه کلام هایشان رجوع کنید.

شخصیت موردنظر شما کیست؟ اصلا در بین نمونه های فن بیان او تا به حال به جملات خاص و چشمگیری که مداوم تکرار شوند برخورد کرده اید؟

بخش دوم: تقلید اطوار و زبان بدن

زبان بدن هم در تقلید فن بیان حائز اهمیت بالایی است. نگاهی به شخصیت موردنظرتان بیندازید. اگر فرد موردنظر انسانی شناخته شده و با اعتماد به نفس بالایی نظیر بیل کلینتون معروف یا ادریس البا، بازیگر و چهره شناخته مشهور می باشد زبان بدنتان را هم باید هماهنگ کنید. بدین منظور حتما نگاهی به فن بیان بیل کلینتون که قبلا بررسی کرده ایم بیندازید.

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند از پوشش رسمی استفاده کرده، شانه ها را تا حد امکان کشیده و سینه را هنگام صحبت کردن سپر می کنند. در مقابل شخصیت های مثل چیچ مارین با شانه های افتاده و حالت های غیررسمی تر و به طور کلی اطوار عامیانه تری راه می روند. اگر هم سوژه شما فردی با انرژی مثل رابین ویلیامز و تام کروز مسلما باید در سرعت حرف زدن خود تغییر ایجاد کنید و سریع تر از همیشه حرف بزنید.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

شخصیت موردنظر خود را مشخص کنید. به تمام بخش های زبان بدن او دقت نمایید و سعی کنید به جای تقلید دقیق و ۱۰۰ درصدی، معدلی از تمام حرکات او را به ذهن بسپارید. توصیه می کنیم شخصیتی که قرار است به عنوان الگو شما باشد یا این که در طول صحبت کردن و با تقلید فن بیان او، غیرمستقیم از او یاد کنید فردی مشهور و شناخته شده باشد. مثلا تقریبا همه ما با زبان بدن چارلی چاپلین در طول راه رفتن یا انجام حرکات نمایشی او در هنگام بازیگری آشنا هستیم و با دیدن کوچک ترین حرکت مشابه با اطوار او، متوجه همه چیز خواهیم شد.

تغییرات چهره در حالات مختلف

بهترین بخشی که می توانید از فن بیان یک نفر برای تقلید استفاده کنید زمان اوج یا شدت احساسات در آن فرد است. زمان اوج خنده های یک شخصیت یا نهایت اندوه و ناراحتی او در یک صحنه سینمایی، یک مصاحبه یا یک برنامه تلویزیونی یادآوری بهتری برای مخاطب خواهد بود.

راه های اصولی تقلید فن بیان دیگران در طول سخنرانی

در این زمینه بد نیست به سینما داخلی نگاهی بیندازید. مثلا قهقهه‌های پرویز پرستویی در فیلم “لیلی با من است” جزو یکی از خنده‌هایی است که در تاریخ سینما و تلویزیون ایران ثبت شده است و تقلید از شیوه خندیدن او به احتمال زیاد مخاطبان اهل سینما را به وجد آورد. برخی دیگر از بازیگران هم خنده های خاصی دارند. مثل خنده های عصبی یا خنده هایی که با اشک همراه است. جستجویی بین محبوب ترین آثار سینمایی یا اسناد سیاسی به شما در تقلید فن بیان این افراد کمک زیادی خواهد کرد.

استفاده از فن بیان برای حرف زدن بدون مبالغه و خودنمایی

۶ روش بهره گیری از فن بیان بدون مبالغه، اغراق و خودنمایی

وقتی که والدین به کودک خود آن طور که باید و شاید توجه نمی کنند، آن کودک یا نوجوان دست به انجام کارهای عجیب و غریب، دور از انتظار و گاهی خطرناک می زند تا با این روش بتواند خودنمایی کرده و توجه آن ها را جلب کند. دیدن این خودنمایی ها در کودک خردسال چندان انسان را متعجب نمی کند اما قطعا جلوه مبالغه، اغراف و خودنمایی برخی که در بیانشان بروز پیدا می کند جدا حیرت برانگیز و آزاردهنده است! به طور معمول وقتی شخصی تصور کند برداشت خوبی از او نداشته اید یا برداشت شما متناسب با داشته های او نیست ممکن است شروع به خودنمایی کند تا آن تصویر را در مورد خود بهبود دهد. چنین فردی احتمالا غافل است که بهره گیری از فن بیان با دو عنصر اغراق و خودنمایی چه تاثیرات منفی و عمیقی روی برداشت دیگران نسبت به او خواهد گذاشت.

در تحلیل شخصیت های خود نما و نمایشی می خوانیم: افراد خودنما معمولا به دنبال جلب توجه دیگران هستند. این جلب توجه را باید با ابراز علاقه و نشان دادن واکنش نسبت به حرف ها و رفتارشان نشان داد. افراد خودنما همیشه نیاز به خودنمایی را در خرید وسایل لوکس یا لباس های فاخر نشان نمی دهد؛ خیلی از این افراد خودنمایی را در فن بیانشان جلوه می دهند و این دقیقا همان مشکلی است که بسیاری از ما با آن رو به رو هستیم. خیلی از اوقات بسیاری از حرف های ما از روی خودنمایی نیست؛ اما به ناچار نوعی اغراق یا نمایش از دید بقیه به نظر می رسد.

شما در زندگی روزمره چه طور صحبت می کنید که حرف هایتان بوی خودنمایی و اغراق به خود نگیرد؟ فکر می کنید چه فنونی مورد نیاز است تا در طول صحبت کردن و بهره گیری از فن بیان کم تر دچار خودنمایی شویم و بدون مبالغه و در کمال فروتنی بتوانیم منظور خود را منتقل کنیم؟

بهره گیری از فن بیان برای حرف زدن بدون مبالغه و خودنمایی

در مطالعات انجام شده روی دست کم ۳۰۰ دانشجو مشخص شده که عمده افراد در مقایسه با فورتنی، صبر و صداقت با رفتار فریبکارانه و خودنمایی، بیش تر خودنمایی را ترجیح می دهد. اغلب مردم مایل هستند دستاوردهای شخصی خود را به نمایش بگذارند و بیش تر درباره خودشان صحبت کنند تا هر کس یا هر چیز دیگر!

بهره گیری از فن بیان

افراد موفق واقعی از چه ترفندهایی برای این که بدون خودنمایی بتوانند صحبت کنند استفاده می کنند؟

نه من، نه کارم؛ بلکه آن چه که انجام شده است!

جاشوا والدمن، نویسنده کتاب پرفروش جستجو شغلی با شبکه های اجتماعی در ارتباط با بهره گیری از فن بیان در گفتگوهای شغلی می نویسد: زمانی لب به سخن بگشایید که قرار باشد درباره دست یافته هایتان حرف بزنید؛ نه نعمت های خدادیتان! دست یافته هایی مثل اکتشاف، سخت کار کردن و سخت کوشی و نه زیبایی، اصالت، هوش و…
بر اساس همین عبارت در این کتاب، اگر شما نویسنده کتاب پرفروشی هستید بهتر است خودتان را به این شکل معرفی کنید:
من کتابی نوشته ام که فروش خیلی خوبی داشته است
و نه این جمله:
من نویسنده پرفروش ترین کتاب های سال هستم!
اگر با اصول ذهن خوانی از روی فن بیان دیگران آشنا باشید به محض این که فردی در انتخاب جملات خود چنین دقت عملی به خرج دهد متوجه می شوید که نه خود نما است و نه اهل نمایش؛ بلکه انسانی کاملا فروتن است که در کمال تواضع قصد دارد نمونه کارهایش را با شما به اشتراک بگذارد.

بهره گیری از فن بیان

چالش ها با چاشنی دستاوردها!

وقتی در حال رجزخوانی یا لاف زدن هستید دقیقا مثل این است که یک فضا باز برای شما فراهم شده تا فریاد بزنید و بگویید: من بهتر از شما هستم؛ چیزهایی که برای شما در زندگی سخت هستند برای من خیلی آسان می باشند!

به همین دلیل است که اگر سختی ها و چالش های کار چاشنی فن بیان شما شود خیلی راحت تر می توانید دستاوردهایتان را به بقیه نمایش دهید؛ بدون این که احساس کنند مشغول خودنمایی هستید. به همین دلیل بهتر است شیوه بهره گیری از فن بیان خود را عوض کنید. به مثال زیر که مشابه مثال قبلی است نگاه کنید:

پر فروش شدن این کتاب زمان زیادی برد و نتیجه چند سال فعالیت مجازی من در وبلاگ ها و انتشار داستان هایم، عرضه همزمان نسخه ها به ناشران مختلف و پیگیری های تلفنی است.

فکر می کنید جمله بالا تاثیر بیشتری روی مخاطبان می گذارد یا این که بگویید ” من نویسنده پرفروش ترین کتاب سال هستم”؟ کدام یک ذهنیت بهتری را القا می کند بدون این که مخاطب به اشتباه تصور کند شما مشغول خودنمایی هستید؟

بهره گیری از فن بیان

یک تیم، نه فقط یک نفر!

بهره گیری از فن بیان زمانی که بحث یک تیم باشد، و نه فقط یک نفر کم تر از زمانی که قصد دارید با رویکرد فردی سخن بگویید مورد توجه قرار می گیرد. اغلب ما با استفاده از واژه های “ما”، “تیم ما”، “گروه ما” و… کم تر حس خودنمایی یا تکبر را از گوینده دریافت می کنیم. به جمله زیر نگاه کنید:

پرفروش بودن این کتاب حاصل تلاش تیمی است که شبانه روز روی گردآوری اطلاعات، ترجمه، ویرایش و چاپ کتاب کار کرده اند.

جو زده نشوید!

وقتی صحبت از موفقیت و پیشرفت می شود همه ما برای خودنمایی حریص می شویم. چنین حسی در همه وجود دارد؛ حتی اگر خیلی آدم اهل صحبت یا گفتگویی نباشید و چندان تمایلی به دیده شدن نشان نمی دهید.

جو زده نشوید. سر خود و دیگران را با استفاده بیش از حد از کلمات عالی و سنگینی مثل فوق العاده، تحسین برانگیز، تکرار نشدنی، ممتاز، تک و …به درد نیاورید. استفاده بیش از حد این دست کلمات نشانه جوزدگی شما نسبت به موفقیتتان است.

منتظر رای بقیه بمانید!

حتما شما صاحب امتیازاتی بوده اید که اکنون فرصت بهره گیری از فن بیان را در یک سخنرانی یا گفتمان مختصر پیدا کرده اید. قطعا این فرصت برای هر کسی چند بار به وجود نمی آید و یک بار برای همیشه باید این فرصت را غنیمت شمرد. تحسین موفقیت هایتان را به عهده دیگران بگذارید. خودتان اولین کسی نباشید که به نفع خودتان نظر می دهد و از سوابق و دستاوردها نام می برد. شاید در چنین مواردی بهتر باشد یک نفر به جای خودتان وجود داشته باشد تا شما شخصا مجبور نباشید ریز به ریز عناوین علمی یا شغلی خود را لیست کنید.

بهره گیری از فن بیان

دلسوزی دیگران را نخرید!

هر داستانی پیچ و تاب و افت و خیر خود را دارد. یکی دیگر از مواردی که باعث می شود دیگران تصور کنند شما در حال خودنمایی یا جلب توجه آن ها هستید ذکر بیش از حد جزئیات و پرداخت بیش از حد ریز و درشت ماجرا است.

استفاده از فن بیان برای حرف زدن بدون مبالغه و خودنمایی

نکته بعدی استفاده از صفتی های برتر است. هر صفتی که با پسوند “تر” همراه باشد و بیش از حد به کار گرفته شود کم کم این حس خودنمایی و اغراق را در سخنان شما به مخاطب منتقل می کنند. به دو مصال زیر دقت کنید:

  1. من در نوشتن کتاب و طی کردن چالش های مربوط بدان باتجربه تر هستم!
  2. به اندازه ای در این مسیر آزموده شده ایم که احتمالا تجربیات فراوانی در ارتباط با انتشار کتاب به دست آورده ایم!

شما هم جمله دوم را ترجیح می دهید؟ ساختار این جمله همان ساختار سخنوری برای موفقیت است. ساختاری که نشان می دهد چه طور جا به جایی کلمات تا این حد می تواند بار مفهومی را عوض کند!

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

با شناخت ریشه های ترس ،دلواپسی هایتان را حین حرف زدن در جمع دور بریزید!

اگر همین حالا یک در حالی که وسط کلاس درس نشسته اید از شما بخواهند تا در یک سخنرانی دانشجویی، پشت تریبون قرار بگیرید و درباره رویکردها و اهداف خود نسبت به رشته تحصیلیان توضیح دهید چه احساسی دارید؟ به قول معروف شُر شُر عرق می ریزید، کف دستانتان خیس می شود، عرق سردی روی پیشانیتان می نشیند و دست و پاهایتان می لرزد؟ اگر قرار باشد در مقابل چندی از نمایندگان نامدار شرکت ها یا سازمان های دیگر در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کنید یا این که مقابل آن ها ازطرح ها و ایده هایتان دفاع کنید چه طور؟ اصلا چرا راه دور برویم؛ ارائه پایان نامه تحصیلیتان را چه طور مدیریت می کنید وقتی که چند داور سخت گیر قرار است همزمان به فن بیان، اطلاعات ارائه شده توسط شما و صحت آن ها نمره بدهند؟ از آن دسته افرادی هستید که می توانند در هر شرایطی پا روی پا بیندازند و بحران را سپری کنند یا این که ترس و دلواپسی از سخنرانی های عمومی تمام وجودتان را می گیرد؟ به راستی ریشه های ترس که باعث واکنش های گوناگون عصبی در فرد می شود چیست؟

دلواپسی های قبل از سخنرانی مانع یا دست اندازهایی هستند که در طول حرف زدن ما را به دام خود می اندازند. برخی از این دلواپسی های نظیر یک دست انداز فقط باعث کاهش سرعت ما، ایجاد لکنت در طول سخنرانی یا مکث های بیش از حد می شوند؛ اما برخی واقعا باعث می شوند ترمز سخنرانی عمومی کشیده شود و به صورت غیر فعال و با زور سخنرانی را پیش ببریم!

شاید راه های کاهش استرس سخنرانی تا حد زیادی بتواند روند سخنرانی یا گفتگو عمومی را تسهیل کند؛ اما این بار قصد داریم با بررسی ریشه های ترس در سخنرانی یا گفتگوهای عمومی ابه این ترس یا دلواپسی یک بار برای همیشه خاتمه دهیم.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

ترس یا فوبیا احساس مغز ما نسبت به یک تهدید یا خطر خارجی است. هروقت با چیز جدیدی روبرو  می شویم که آن را نمی شناسیم و فکر می کنیم یک تهدید برای ما است می ترسیم مثل ترس از تاریکی، ترس از مرگ، ترس از دست دادن عزیزان، ترس از ارتفاع و …که نسبت به آن ها گارد می گیریم و ثمره این واکنش دفاعی روحی، تاثیرات فیزیولوژیک زیادی روی بدن ما دارد.

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

آمار عجیب شیوع ترس از صحبت کردن در جمع!

در سال ۱۹۷۷ در کتاب مرجع Book of Lists فهرستی از بارزترین نگرانی ها یا بهتر بگوییم، ترس های مردم در دنیا توسط شرکت Bruskin اعلام شد که ۱۴ مورد از آن ها به ترتیب زیر اعلام شدند:

  1. صحبت کردن قدر جمع
  2.  ارتفاع
  3. حشرات
  4.   مشکلات مالی
  5.   آب در عمق بالا
  6.   بیماری
  7.   مرگ
  8. پرواز
  9. حیات وحش
  10. سگ
  11. رانندگی با ماشین
  12. تاریکی
  13.  آسانسور
  14. پله برقی

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

معرفی ریشه های ترس از صحبت و سخنرانی های عمومی

برخی از دلایلی که یک سخنران یا گوینده را دلواپس می کند و باعث می شوند ترس در او ریشه بدواند عبارتند از:

خود آگاهی ما مقابل جمعیت های بزرگ

ترس برخلاف تصور اتفاقا خوب است. اگر همین حس ترس نبود احتمالا پیش از سخنرانی های حساس روی مبل لَم می دادیم و بدون آمادگی در سرنوشت ساز ترین قرار ملاقات ها یا مصاحبه های کاری و تحصیلیمان شرکت می کردیم.

ترس همه جا با ما است و مارا رها نمی کند. مثال های پیش پاافتاده تری هم بابت این حس ترسی که هنگام سخنرانی یا صحبت های عمومی ایجاد می شود وجود دارد. اگر ترس نبود حتما از راه پله آپارتمان نقش زمین می شدیم یا زحمت خواندن درس ها را نمی کشیدیم!

با این حال در رویارویی با جمعیت های بزرگ برای همه ما دلهره آور است. به همین دلیل بارها از دوستان یا نزدیکان خود شنیده اید که می گویند ما خیلی راحت می توانیم با یک نفر یا یک گروه کم جمعیت بااعتماد به نفس حرف بزنیم اما وقتی مقابل جمعیت بزرگی قرار می گیریم مضطرب می شویم.

در چنین مواقعی دو استراتژی در از بین بردن ریشه های ترس در این مورد به ما کمک می کند:

  1. به خاطر داشته باشیم که صد نفر همان یک نفر هایی هستند که ما خیلی خوب می توانیم با آن ها گفتگو کنیم
  2. به جای تمرکز روی تعداد مخاطبان به این توجه کنیم که آیا مخاطبان ما به خوبی حرف هایمان را درک کرده اند؟

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

ترس از “عصبی” تلقی شدن

گاهی بهترین تکنیک‌های کاهش اضطراب قبل از سخنرانی‌های پرتنش و ترسناک هم نمی تواند ریشه های ترس که باعث تزلزل یک سخنرانی و افت مهارت های ما در صحبت کردن شده ااست بخشکاند. گاهی باید به این گفته ایمان بیاوریم که هیچ چیز در دنیا ترس آور نیست غیر از خود ما برای خودمان! در واقع ترس واقعی خیلی از ما از ظاهر شدن در یک جمع بزرگ و صحبت کردن، ترس به خاطر ترسناک به نظر آمدن ما از دیدگاه بقیه است!

شاید سخنرانی که به خاطر ترس از سخنرانی عصبی و مضطرب شده است تصور کند مخاطبان یا شنوندگان درباره او چنین فکر کنند که به مطلب تسلط کافی ندارند. اما وقتی از یک منظر دیگر به این موضوع نگاه می کنیم همه چیز فرق دارد و اتفاقا دیدگاه یا نظرات مخاطبان متفاوت است. مثلا اگر شما به جای همین مخاطبان باشید و سخنرانی را ببینید که از شدت عصبانیت به خود می پیچد، تپق می زند، حرف هایش را فراموش می کند و…بیشتر دلتان برای او می سوزد تا این که بخواهید در تسلطش به مطلب واکاوی کنید!

ترس از قضاوت شدن

مشکل بزرگ ما این است که ما ممخاطبانمان را همچون غول های بی شاخ و دُمی تصور می کنیم که منتظر فرصتی برای شکارما هستند؛ درحالی که این تصور برای مخاطبان آگاه و دنیادیده کاملا غلط است. خودتان را در نظر بگیرید وقتی دریک جمع قرار می گیرید که قرار است شخصی صحبت کند آیا قصد شما از حضوردراین جمع این است که اورا ضایع کنید، اشکالاتش را در طول صحبت کردن پررنگ نمایید یا هدفتان این است که چیزی از یاد بگیرید؟

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

مسلما هدفتان یادگیری است و هر مسئله حاشیه ای هم که پیش آید بازهم شما یک هدف را بابت حضور در این جمع دنبال کرده اید. مخاطبان شما هم در طول سخنرانی همین گونه هستند و به صورت طبیعی منتظر فرصتی برای شکار اشتباهات لُپی شما نیستند!

نگرانی بابت قضاوت شدن تا بی توجهی مخاطبان در طول سخنرانی از مهم ترین ریشه های ترس هستند که باید هر چه زودتر در خود ریشه کَن کنید!

ردپای شکست های قبلی

دلواپسی از صحبت کردن در جمع تا سخنرانی های بزرگ تر مربوط به یک رفتاری است که قبلا توسط ناخودآگاه ما ثبت شده و در واقع ما این شیوه رفتاری را آموخته ایم. شاید چنین رفتاری مثل یک درخت درست از همان زمانی که در جمع و در یک سخنرانی فوق مهم مثلا تپق زده اید ریشه دوانده است. در چنین حالتی این درخت مثل یک شجر شوم در نظر شما رشد می کند و هر بار که قرار است دوباره سخنرانی کنید با خود می گویید این درخت ظرفیت های باروری و ثمره دادن برای اشتباهات دوباره من را دارد!

بررسی ریشه های ترس قبل از حرف زدن

همان طور که می بینید این خود ما هستیم که درخت اشتباهات قبلی را می کاریم و بدان پر و بال می دهیم؛ واگرنه هیچ منطقی از این فرضیه پشتیبانی نمی کند که اشتباهات سابق الزاما باید تکرار شوند!

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک در فن بیان و سخنوری

از زمان های دور، فلاسفه و عالمان از گفتمان یا گفتار به عنوان وسیله ای برای استدلال و اثبات حول یک نقطه نظر خاص استفاده می کردند. درست از همان موقع بود که راه و روش های متعدد و متنوعی هم برای سخنوری متولد شد و به این ترتیب حرف زدن از حالات عادی و عوامانه ای که تا آن زمان رایج بود خارج شد. خیلی از مردم تحصیل کرده از لفاظی های بی هدف فاصله گرفتند و این قدر با کلمات، الحان و روش های ابداعی بازی شد تا از دل همان روش ها، راه های پیچیده تر و موثر تری در فن بیان به وجود آمد. یکی از همین اصول یا چارچوبی که در خلال تغییر و تحولات در جریان به وجود آمد اندیشیدن دیالکتیک به عنوان هنری اصیل برای سخنوری است.

تفکر دیالکتیکی در علوم انسانی به جستجو تاثیرات اندیشیدن خود انعکاسی می پردازد. در این روش فرد با شیوه های مختلف استدلالی که برای مخاطبان خود دارد سعی دارد آن ها را درگیر تفکر تازه ای کند و نتایج خود را به صورت منطقی به آن ها القا کند. از آن جایی که تاثیرات این شیوه از استدلال به شدت خود سخنران را درگیر می کند و به او برای ادامه بحث سیگنال های بیشتری مخابره می کند اندیشیدن دیالکتیک را نوعی تفکر خودانعکاسی نامیده اند که بین سخنران، سخنور، گوینده و مخاطب کاملا دو طرفه عمل می کند.

در بررسی تاریخچه اندیشیدن دیالکتیک و کاربرد اثرگذار و حیاتی آن در زندگی روزمره متوجه نکات مثبت و قابل توجهی شدیم که به نظر می رسد هر گوینده یا سخنرانی برای ارتباط گرفتن با مخاطب خود به این هنر اصیل و ارزشمند نیاز داشته باشد.

تا هنرمند واقعی شدن روی صحنه سخنرانی فقط چند قدم باقی است!

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

اندیشیدن دیالکتیک به ما می آموزد همیشه یک راه حل دیگر در مواجه شدن با مسائل و قرار گرفتن در موقعیت های مختلف وجود دارد که بتوانیم دست به دامن آن شویم. در نگاهی جامع تر این شیوه تفکر به ما یادآوری می کند که انسان ها چه قدر می توانند ایده ها، نقطه نظرات و سلایق مختلفی نسبت به یکدیگر داشته باشند و اتفاقا همین موضوع چه قدر می تواند در شرایط حساس مثل مناظره و برای فن بیان در مناظره به دردمان بخورد.

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

نگاه مشترکی که بر این شیوه تفکر وجود دارد بر پایه اصل تغییر است. به این ترتیب در اندیشیدن دیالکتیک هیچ چیز مطلقی وجود ندارد و همه چیز با تغییرات اندکی می تواند از این رو به آن رو شود.

دیالکتیک به زبان ساده

دیالکتیک یعنی منطقی؛ یعنی هر چیزی که بر پایه گویش منطقی باشد. این گویش منطقی بیشتر در استدلال به درد ما می خورد و بنابراین سخنرانان و کسانی که در حال مناظره برای به کرسی نشاندن نظرات خود هستند خیلی بهتر می توانند از این اندیشه بهره بگیرند. شاید با یک مثال ساده در ادامه بحث بهتر متوجه اندیشیدن دیالکتیک در فن بیان و سخنوری شوید.

ساز و کار دیالکتیک در گفتار

بسیاری از ما در زندگی روزمره با موقعیت استدلال مواجه می شویم. موقعیتی که مجبوریم آن را تجزیه و تحلیل کنیم و صحت وسقم یک چیز را مورد ارزیابی قرار دهیم. مثلا همین که تشخیص می دهیم کسی صادق است یا این که درباره یک موضوع به ما حقیقت را نمی گوید همه و همه به استدلال ما بر می گردد.

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

اگرچه این استدلال برای خود ما ممکن است قابل قبول باشد اما لزوما برای همه قابل قبول نیست. مثلا ممکن است ما مطمئن شویم کسی دروغ می گوید اما وقتی دلایلمان را با فرد دیگری در میان می گذاریم او قانع نشود و با استدلال ما مخالفت کند. این در حالی است که اطمینان ما نسبت به قضاوتمان تقریبا ۱۰۰ درصدی است اما متاسفانه قادر به قانع کردن بقیه نیستیم.

متخصصان فن بیان علت این موضوع را ضعف اتصال مقدمه به نتایج یک بحث می دانند و معقتدند با شیوه اصیل اندیشیدن دیالکتیک و ایجاد ساز و کار واحدی در استدلال می توان این نقص را برطرف نمود.

کاربرد اصیل اندیشیدن دیالکتیک در مناظره

در این شیوه از تفکر ضمن آرام صحبت کردن در طول مذاکرات سیستم استدلال افراد بازبینی می شود. فرض کنید شما در یک کنفرانس علمی سالانه شرکت کرده اید که طی آن قرار است اثرات آلودگی هوا تهران در طول یک سال روی واکنش های عصبی و روانی بررسی شود. شما به عنوان یک متخصص خیلی خوب می توانید درک کنید که چه طور آلودگی با تاثیر روی ناقل یا انتقال دهنده های عصبی بدن می تواند منجر به تاثیر منفی روی سیستم عصبی و پاسخ های آن به سراسر بدن شود؛ اما وقتی که قرار باشد همین سازوکار برای یک مخاطب عادی توصیف شود ممکن است به بن بست بخوریم؛ چون ما منطق این ساز و کار را می دانیم اما طرف مقابل از این منطق سر در نمی آورد.

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

در چنین مواردی شیوه های استدلال باید با شیوه های سخنوری دست به دست هم بدهند تا بهتر بتوانیم دیگران را نسبت به موضع خود آگاه کنیم.

نمونه های ساده اندیشه دیالکتیک در فن بیان و سخنوری

به دو نمونه زیر با دقت توجه کنید:

  1. واردات میوه و سبزیجات به داخل کشور بر خلاف تصور برخی باعث جلوگیری از حس تورم توسط مردم، حذف برخی از واسطه ها و کمک به تولید کنندگان و باغداران داخلی می شود.
  2. ما محصولات را در شرایطی وارد می کنیم که تولید آن در داخل متوقف شده یا اصلا وجود نداشته باشد. با این که برخی فکر می کنند با وجود میوه های روی درختان داخلی واردات میوه تولید کننده داخلی را ورشکست می کند اما اگر مرکبات وارد نشود نرخ تورم بالا می رود و این تورم را کسی جز مردم حس نمی کنند!

در مثال دوم گوینده به سان یک هنرمند اصیل از اصل اندیشیدن دیالکتیک استفاده کرده است. به این شیوه که به جای مراجعه مستقیم به نتیجه و نتیجه گیری های خودسرانه که شاید مخاطب از منطق آن سر در نیاورد سعی داشته است از موضع وارونه استفاده کند.

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

موضع وارونه یا مستقیمی که با اندیشه دیالکتیک همراه باشد مخاطب را ابتدا به ساکن در یک دوراهی قرار می دهد. مثلا در مقال یاد شده گوینده طوری صحبتش را شروع کرده که مخاطب فکر می کند قرار است به موضوع حمله کند؛ اما به مرور غافلگیر می شود و با استدلالش ابتدا موضوع را شفاف می کند و سپس بدان مستقیما حمله می نماید.

چند “بی ربط”  ارزشمند در سخنوری!

هنر اندیشیدن دیالکتیک فقط شفاف سازی های مستقیم و وارونه به روش قبلی نیست. در این روش می توان موضع را آن قدر ضعیف بنا کرد که بتوان خیلی راحت بدان حمله نمود؛ طوری که موضع خودش نتواند روی پایش بایستد و به این روش خیلی راحت توانستیم با حرف هایمان مخاطبان را قانع کنیم.

مثلا در مثال قبلی برای این که بتوان موضع دیگران را زیر سوال برد می توان از جملات بی ربط استفاده کرد: قرار است وارادات گوجه مشکلات تورم مرکبات را در بازار داخلی حل کند؟

بعد از بیان کردن این جملات بی ربط خود سخنران یا گوینده در صدد نقض و جمله به گفته هایش بر می آید و شروع می کند به نقد!

بررسی نقش هنر اصیل اندیشیدن دیالکتیک

اندیشیدن دیالکتیک هم در مناظره ها و هم در زمانی که مخاطبان ما برای پذیرش گفته هایمان قانع نمی شوند بسیار به درد می خورد. حتما این روش را امتحان کنید!

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی – متناسب با روحیات خود سخن بگوییم!

انسان پیچیده ترین مخلوق زمینی است که همین پیچیدگی هایی که هنوز بسیاری از آن ها کشف نشده باعث شده است پیش بینی حرکات آن در هر لحظه تقربا غیرممکن باشد. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند شما در این لحظه گرسنه هستید و دقیقا در ۵ دقیقه بعد هم همین احساس را خواهید داشت! هیچ کس نمی تواند با اطمینان و از روی تظاهرات چهره شما بگوید خوشحال هستید؛ چون هزاران چهره متفاوت درون هر انسان وجود دارد که بسته به شرایط و خلق و خو جای خود را به یکدیگر می دهند. ویژگی های شخصیتی هر فرد، تفاوت او را با دیگری معنا می بخشند و طبیعی است اگر خصلت های شخصیتی افراد مثل ثبات هیجانی، درونگرایی یا برونگرایی، سازگاری و باز بودن آن ها در شیوه صحبت کردنشان نمود پیدا کند. اصولا سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی و همین شاخصه های رفتاری است که متمایز می شود.

گاوین مک مونون، یکی از بنیانگذاران گروه مشاوره استراتژیک و ارتباطات در نیویورک، باور دارد که این اشتباه محض است اگر فکر کنیم یک لباس را می توانیم به تن همه آدم ها بپوشانیم. او که هفت سال از عمر حرفه ای اش را با مشتریان بزرگ و نامداری مثل مایکروسافت و استی لودر سرو کار داشته است معتقد است که اولویت بندی افراد در به کارگیری کلمات یا ایجاد ساختار های مختلف مثل جملات کاملا با تیپ های شخصیتی آن ها مرتبط است و در واقع یکی از وجوه تمایز آن ها در سخنوری و شیوه صحبت کردن آن ها می باشد.

بر اساس تحقیقات و تجربیاتی که در ارتباط با سخنرانان و سخنوران مختلف داشتیم در ادامه چند تیپ شصخیتی را به لحاظ تاثیری که روی گفتار آن ها می گذارد تقسیم بندی کرده ایم. ببینید شما در کدام دسته قرار می گیرید و آیا اصلا رفتار ها و کاراکتر شما در شیوه سخن گفتنان نظیر این دسته بندی اثر می گذارد یا نه.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

اگر قبلا مروری بر تاثیر ناباورانه سخنرانی کاریزماتیک و فن بیان هیتلر در قدرت گیری او داشته اید حتما به این پی برده اید که این اقتدار و کاریزما مثال نزدنی در رفتار و منش هیتلر، در واقع بخشی از منش و خلق و خوی او بوده است. مورخان این گمانه زنی را مطرح می کنند که این ابر قدرت نازی یک و هفتاد و شش سانتی فردی به شدت خود محور، مستقل و خود مختار بوده که همین خصیصه او باعث می شد تمامی سربازان هنگام سخنوری هیتلر سر جای خود میخکوب شوند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

همان طور که می بینید حتی سیاستمدار ترین انسان های تاریخ ساز هم نمی توانند مانع از فاش شدن کاراکتر های خود هنگام حرف زدن شوند و اصولا سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی انجام می شود. برخی از این تیپ های شخصیتی که خیلی سریع در فن بیان افراد نمودار می شوند عبارتند از:

کاراکتر اول: رهبری

شخصیت های رهبری بلافاصله بعد از شروع به صحبت کردن قادر هستند با انرژی مضاعف و شور و شعف مخاطبان را به نفع خود متقاعد سازند. شاید کلمات یا عبارات این افراد از آن دسته جملات هیپنوتیزم کننده برای جذب دیگران نباشد و اتفاقا خیلی هم ساده صحبت کنند اما خیلی خوب می دانند چه طور نقش خود را در هر لحظه ایفا کنند و به تعامل با بقیه بپردازند.

شما هم با این رهبران در زندگی روزمره بارها برخورد کرده اید. بانوان اصولا رهبران بهتری در مدیریت مباحث هستند و خیلی سریع تر می توانند به تعامل با بقیه برسند. بسته به درونگرا یا برونگرا بودن توانایی ما در رهبری متفاوت است.

کاراکتر رهبری نقاط ضعفی هم دارد که در صحبت کردن آن ها خیلی خوب مشخص می شود. حتما برای شما هم پیش آمده است در کلاس درس به شدت مجذوب نحوه سخنوری مدرس شوید اما آن سریع از کنار هر مطلب عبور کنید که عملا بعد از کلاس هیچ چیز به خاطر نیاورید. یکی از ویژگی های منفی رهبران در صحبت کردن عبور از مباحث بدون مکث کردن است؛ طوری که مخاطب فرصت جذب و هضم آن را پیدا نمی کند. رهبران نمی خواهند اما گاهی انرژی و تمام قوا آن ها در خلال مطالب پراکنده ای که در طول صحبت کردن عرضه می کنند هرز می رود.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

کاراکتر معتمدان

معتمدان یا افراد قابل اعتماد همان کسانی هستند که می توانند قطار اعتماد شما را سر موقع در مسیر مشخص هدایت کنند. افرادی که وسواس زیادی در حرف زدن به خرج می دهند، در طول سخنرانی به شدت شیوه ادا کردن جملات حساس هستند و در روابط رومزه خود به عبارت هایی که نباید در مکالمات روزانه استفاده شوند توجه دارند.

کاراکتر داستان سرایان

سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی نیازی به تجریه و تحلیل ندارد. همین که برخی از افراد طبق طبیعت و خلق و خو ذاتی خود حرف بزنند و سعی نکنند شخصیت های کاذب و تقلبی از خود نشان دهند کفایت می کند. یکی دیگر از کاراکترهای آشنا داستان سرایان هستند. داستان سرایان کسانی هستند که بدون هیچ ترس و استرسی توانایی شگرفی در تعریف کردن با جزئیات کامل دارند. داستان سرایان با احساس و ریتم خاصی صحبت می کنند و مجلس گردان های خوبی هستند که می توانند با تعاریف خود عده زیادی را سرگرم کنند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

اگر کاراکتر داستان سرایی در طول سخنوری دارید یا فکر می کنید شما هم مدام در طول سخنرانی داستان و خاطره تعریف می کنید حواستان باشد که داستان و خاطراتتان طرح و نقشه مشخصی داشته باشد. مسیر داستان سرایی را گم نکنید و از این شاخه بدان شاخه نپرید. خیلی وقت ها تعریف کردن داستان وسط سخنرانی باعث می شود رشته کلام از دستتان خارج شود؛ طوری که بعد از تمام شدن داستان اصلا به خاطر نیاورید درباره چه چیزی حرف می زدید و چه چیزی باعث شد این داستان یا خاطره را تعریف کنید!

کاراکتر مولد

کاراکتر مولد اساسا برای سخن گفتن ساخته شده است و خیلی خوب می داند چه طور باید ساختار صحبت هایش را کنترل و تنظیم کند. مولدان شخصیت های پشت صحنه هستند؛ به این معنا که باید به آنها فرصت فکر کردن کافی را داد و سپس از آن ها توقع داشت. مولدان آدم بداهه گویی در طور سخنرانی نیستند و اگر احیانا می بینید در طول سخن گفتن با لکنت رو به رو می شوند احتمالا از آنها چیزی خواسته اید که اصلا آمادگی آن را نداشته اند.

مولدان انسان های هوشمندی هستند که خیلی خوب می دانند کجا باید قلاب خود را بیندازند تا بیشترین مخاطب در کوتاه ترین زمان را صید کنند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

کاراکتر توسعه دهنده

توسعه دهندگان ۱۲ درصد از کل جمعیت دنیا را تشکیل می دهند. اگر با فن بیان استیو جابز آشنا باشید متوجه می شوید که سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی حقیقت دارد و کاراکتر استیو جابز به عنوان یک توسعه دهنده چه قدر در تاثیر گذاری سخنرانی های عمومی جهانی آن تاثیرگذار بوده است.

یک توسعه دهنده واقعی متفکری مستقل است که بدون تاثیر پذیری از اطرافیان خود تصمیم می گیرد. موضع این افراد مشخص است: قطعیت و پیروزی. در سخنوری کاراکتر توسعه دهنده ثبات خاصی دیده می شود. توسعه دهندگان به خاطر شرایط کاری خاص و متمایز خود ( که عمدتا کارآفرین هستند) بدون توجه به صحبت های اطرافیان خود و با استقلال کافی سخنوری می کنند.

نکاتی برای سخنوری بر اساس تیپ های شخصیتی

شما چه طور؟

به عنوان یک سخنران همه فن حریف اولا باید بدانید در کدام گروه از تیپ های شخصیتی معرفی شده قرار می گیرید و ثانیا مخاطبان شما در کدام گروه از این کاراکترها قرار دارند.

شما می توانید برای مشاوره در زمینه روانشناسی مخاطبین سخنرانی با مشاوره روانشناسی تلفنی تماس بگیرید

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ حتما این مطلب را بخوانید

هیچ چیز در دنیا به اندازه تنوع های شخصیتی و خلق و خوی آدمی جلب توجه نمی کند. در حالی که یک نفر می تواند به ورودش به یک محیط جدید جلب توجه کند و توجه همه را به سمت و سوی خود ببرد برخی در گوشه ای منزوی می شوند و منتظر می مانند کسی نیم نگاهی به آن ها بیندازد یا اصلا متوجه حضور خارجیشان شود. همین نمونه در کلاس درس یا دانشگاه اتفاق می افتد؛ دقیقا وقتی همه تلاشتان را برای ارائه هر چه بهتر مطلب به کار می بندید اما باز هم کسی این وسط گوشش بدهکار ما نیست و هر کسی مشغول کارهای خود می شود؛ اما می دانید که بین همکلاسی ها کسانی هستند که می توانند این ذهن های پراکنده و بازیگوش را روی موضوع بحث متمرکز سازند. سوال مهمی که در این مواقع برای هر کسی از جمله شما به وجود می آید این است که چرا سخنان شما را جدی نمی گیرند ، برای حرف هایتان به اصطلاح تره هم خُرد نمی کنند و نسبت به حرف های شما بی اهمیت هستند؟

جوان های تازه کار، خانم ها و خلاصه کسانی که تا کنون نقش کم تری در اجتماع یا در مقابل مردم داشته اند و اکنون در سنین پایینی قصد ورود به کسب وکار و سخنرانی کردن را دارند قطعا با هجمه زیادی از بازخوردهای منفی رو به رو شدند. بازخوردهایی مثل این جوان کم سن و سال را چه به سخنرانی؟ بازخوردهایی که در نهایت نشان می دهد بسیاری از مردم به دلایلی مثل کم سن و سال بودن شما، تجربه کم شما در سخنرانی یا به خاطر دیدگاه های منفی قبلی خود درباره شما چندان تمایلی به سخنان یا سخنرانی شما نشان نمی دهند و با ترک کردن جلسه یا بی توجهی به سخنان شما اعتماد به نفستان را از شما می گیرند.

در این مطلب تلاش داریم علل این چنین بازخوردهایی را واشکافی کنیم و ببینیم اصلا چرا مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ سپس راهکارهایی برای برطرف کردن این مشکل معرفی می کنیم.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در تحقیقات انجام شده در آمریکا بیش از ۲۰ درصد کارمندان از اوضاع شغلی خود و برخوردهایی که در محل کار با آن ها می شود ناراضی هستند. عدم برخورداری از اعتماد به نفس یکی از مشکلات بزرگی است که جدی تلقی نشدن در محل کار و بی توجهی بقیه به ما به دنبال خود می آورد. بسیاری از ما حتما با این شرایط در محل کار رو به رو شده ایم و احساس کرده ایم در این لحظه با نامهربانی اطرافیان خود مواجه هستیم؛ اما واقعا دلیل چنین برخوردی چه بوده است؟

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

ساز مخالف می زنید؟

خیلی از افراد به دنبال کسانی هستند که مطیع آن ها باشند و به دستوراتشان عمل کنند؛ اما امثال بله قربان گو ها هم خیلی دوام نمی آورند و معمولا موقعیت شغلی باثباتی ندارند. در مقابل ساز مختلف زدن با هر موضوع کوچکی دیگران را نسبت به ما بی توجه می کند. به عنوان مثال اگر قرار باشد یک نظرسنجی انجام گیرد با خود شما را قطعا مخالف تلقی می کنند و بود و نبود رای و نظرتان تقریبا برای بقیه بی اهمیت می شود.

خود شیفته و از خود متشکر هستید؟

اگر خودشیفته هستید به دیگران حق دهید از حضور و نقطه نظراتتان فاکتور بگیرند تا مبادا بخواهند با روحیات چنین افرادی رو به رو شوند. افراد خود متشکر ظاهرا اعتماد به نفس بالایی دارند اما غرور و حق به جانب بودن آن ها بقیه را فراری می دهد!

خنثی هستید؟

گاهی خود ما و رای ممتنع ما در مشورت با دیگران، رای گیری ها و نظر سنجی ها باعث می شود مثل یک مهره خنتی در میدان باشیم که بود و نبودمان تاثیری برای پیشبرد یک پروژه نداشته باشد. در چنین مواردی طبیعی است ببینید مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند، بدون حضور شما جلسه تشکیل می دهند، بدون نظرخواهی از شما رای صادر می کنند و …

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

چگونه جدی تر تلقی شویم‌؟

اگر می‌خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده‌هایتان را بپذیرند، باید اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را از راه هایی که به آن ها می پردازیم جدی تلقی می‌کنند:

بگذارید مردم از خودشان بگویند

۶۰ درصد مکالمات روزمره مردم شامل صحبت هایی می شود که صرفا به خودشان و امورات زندگیشان مرتبط می شود. صحبت کردن درباره خود به اندازه مزه مزه کردن یک غذای خوشمزه یا استفاده از یک نوشیدنی انرژی زا کامل لذت بخش است. هر چه قدر که مردم بیش تر در مکالمات روزمره خود از خودشان بگویند و درباره خودشان صحبت کنند احتمال نزدیک شدن و تعامل آن ها با شما بیش تر می شود.

یکی از عواملی که باعث می شود مردم سخنان شما را جدی نگیرند عدم ایجاد تعامل بین شما و آن ها است. ترفندهای گرفتن بازخورد از مخاطب دیگران را وادار می کند تا به شما نزدیک شوند، با شما رابطه دوستی برقرار کنند و به این شکل به شما توجه ویژه تری داشته باشند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در برخورد اول از خود یک قهرمان بسازید!

در خیابان، هنگام نشستن در لابی یا زمانی که منتظر رسیدن مترو، تاکسی یا اتوبوس هستید شانه به شانه بقیه بایسیتید. در محل کار فاصله خود را به همکار خود کم تر کنید و سعی کنید صبح را با ارتباط چشمی قوی، دست دادن و احوالپرسی عمیقی شروع کنید. اعمال زیر به شکستن یخ دیگران و شروع ارتباط کلامی کمک زیادی می کند. اما این ترفند چه طور به مرور ااین مشکل که مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند را حل می کند؟

در ارتباطات اجتماعی احترام احترام می آورد. در صورتی که شیوه برخورد شما با اطرافیان محترمانه و خاص باشد در ۹۹ درصد موارد شما هم می توانید انتظار همان برخورد را از آن ها داشته باشید.

موضع مستقیم و صاف خود را تا آخر حفظ کنید!

شیوه ایستادن و نشستن شما پیغام های زیادی به بقیه منتقل می کند. پایین انداختن سر خود به خود این پیام را به بقیه انتقال می دهد که شما یا مشغول تفکر هستید یا آن قدر بی حوصله هستید که تقریبا مایل نیستید با کسی ارتباط برقرار کنید. در مقابل موضع مستقیم و صاف، شانه هایی که تکیده نباشند و صورت شادابی که مدام اطرافش را رصد می کند سیگنال مثبتی در جواب به درخواست تعامل دیگران هستند.

اگر به همین شیوه پشت میز کاری خود بنشینید یا به ملاقات فرد مهمی بروید مطمئن باشید که جدی تر تلقی می شوید و حساب دیگری روی شما باز می شود!

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اجازه ندهید تن صدایتان اقتدار شما را تضعیف کنند!

شروع سخنرانی یا مکالمه با صدای بلند و به اتمام رساندن آن با صدای بلندتر شیوه ای از گفتار است که متخصصان فن بیان آن را اصطلاحا upspeak می نامند. تغییر تن صدا در موقعیت های رسمی اقتدار شما را به عنوان گوینده تضعیف می کند. ۸۵ درصد از ۷۰۰ محققی که روی این موضوع تحقیق کرده اند معتقدند تغییر تن صدا و صحبت کردن با بخش بالایی صدا (یعنی استفاده از تمام پتانسیل موجود در صدا) نشانه عدم اطمینان است. مردم در ۵۷ درصد موارد به کسانی که خواسته یا ناخواسته upspeak را برای حرف زدن انتخاب می کنند بی اعتمادند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اگر نمی دانید چرا بقیه سخنان شما را جدی نمی گیرند این بار به تن صدای خود بیش تر توجه کنید.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

۳ تکنیک فاش نشده فن بیان بیل کلینتون که مخاطب را میخکوب می کند

نام بیل کلینتون تا کنون به گوشتان خورده است؟ احتمالا اگر هیلاری کلینتون معروف، نامیزد ریاست جمهوری دوره اخیر آمریکا را بشناسید بیل کلینتون را هم با سر و صداهایی که معمولا در سخنرانی های خود به راه می اندازد بشناسید. ویلیام جفرسون «بیل» کلینتون چهل و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بوده‌ است. او که عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا است پیش از انتخاب به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به مدت ۱۲ سال فرماندار پنجاهم و پنجاه و دوم ایالات جنوبی آرکانزاس را بر عهده داشت. او بعد از تئودور روزولت و جان کندی جوانترین شخصی است که به عنوان رئیس جمهور خدمت کرده‌ است. بیل کلینتون به سبب چند دهه تجربه عمومی گفتاری، کاریزما عمیق و عجیب و غریب و درخشش فراوان خود در تمام نطق ها و سخنرانی ها تا این حد معروف شده است. به نظر می رسد آشنایی مختصر و هر چند کوتاهی به اصول و فنون فاش نشده فن بیان بیل کلینتون بتواند شیوه سخنرانی افراد را تغیر داده و مسیر آن را تا جایی پیش ببرد که مخاطبان میخکوب شوند.

در اوایل دوران خدمت همه بیل کلینتون را با سخنرانی های ۱۵ دقیقه ای او می شناختند. او قادر بود سخنانش را حداکثر تا ۳۰ دقیقه به اتمام برساند؛طوری که همه در دقیقه ۳۲ صحبت هایش منتظر این جمله بودند: و در نهایت…

امروزه نه فقط آمریکایی تبارها بلکه اکثر مردم دنیا فارغ از مسائل سیاسی او را بهترین سخنران نسل های دیروز، امروز و فردا جهان می دانند. با توجه به حسن شهرت او در سخنرانی و فن خطابه تصمیم گرفتیم امروز برخی از تکنیک های مهم و فاش نشده فن بیان بیل کلینتون را که در بین تمام سخنرانی هایش فاحش تر بود را با شما در میان بگذاریم.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

بیل کلینتون سه اصل مهم در سخنرانی هایش داشت که آن ها را با استفاده از ابزار اولیه زیر در فن بیان خود به کار می گرفت:

ابزار قدرتمند کلمات

واژگان در برابر قدرت فن بیان بیل کلینتون در به کارگیری آن ها دست به سینه می نشستند تا این سخنران حرفه ای یکی یکی آن را ارزیابی و گزینش کند. او قبل از به کارگیری هر کلمه چند صدم ثانیه مکث می کرد و سپس به صحبت کردن ادامه می داد. بیل کلینتون به شدت از کمبود هوا و انرژی ترس داشت و به همین دلیل سخنرانی های طولانی مدت زیادی نداشته است.

تضادهای محسوس

بیل کلینتون قادر بود نقاط ضعف سخنان خود را با در تضاد قرار دادن کلمات برطرف کند. لینکلن درباره تضادها و تاثیرات فراموش ناشدنی کلمات می گوید:

دنیا قطعا کلماتی که ما به زبان می آوریم را فراموش می کند؛ اما هرگز نمی تواند تاثیرات آن ها را انکار کند.

تکرار

در سال ۱۹۹۶ در یکی از سخنرانی های به یادماندنی شاهد فن بیان بیل کلینتون به شیوه خاصی بودیم. او در این سخنرانی با بهره گیری از استعاره گفت: ما به پلی برای اتصال به آینده نیاز داریم؛ پس بگذارید این پل را برای اتصال به قرن بیست و یکم با هم بسازیم.

او در این سخنرانی استعاره پل را چندین بار تکرار کرد.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

ارزیابی های جهانی نشان می دهد که بیل کلینتون در سال ۲۰۰ و در سخنرانی اختصاصی خود که برای ریاست جمهوری اوباما ترتیب داده بود بهترین نطق خود را در تاریخ زندگانی اش داشته است. کلینتون در این سخنرانی شش بار واژه arithmetic (به معنا حساب و حسابرسی) را تکرار کرد تا به همه اثبات کند در این مدت هرگز از بودجه دولت کم و به بودجه جمهوری خواهان اضافه نکرده است.

۳ تکنیک فاش نشده فن بیان  بیل کلینتون

حالا که با ابزار کلیدی کلینتون آشنا شدید بد نیست با برخی از تکنیک های آن در سخنرانی نیز آشنایی پیدا کنید:

کلینتون؛ متخصص وقفه های اثرگذار

بیل کلینتون نه فقط در انتخاب واژگان بلکه در به کارگیری آن ها مهارت بالایی داشت. او در اولین سخنرانی خود بعد از انتخاب اوباما با وقفه های اثرگذار خود بین جملات تلاش چشمگیری در حفظ تاثیر آن ها روی مخاطب داشت. مثلا در جمله “پرزیدنت اوباما با اقتصاد خیلی بدتری نسبت به من کار خود را شروع کرده است” شنوندگان شاهد کشش بیش از حد هر کلمه بودند؛ واژه اقتصادی که شاید برای ادا آن زیر کم تر از یک ثانیه زمان نیاز داریم تلفظش بیش از یک ثانیه زمان می برد!

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

به بخشی از سخنرانی های وی در آستانه انتخاب اوباما دقت کنید:

به من توجه کنید( مکث)؛ هیچ رئیس جمهوری(مکث)، نه من(مکث)، نه همراهانم(مکث)  و هیچ کسی در آینده قادر نیست تمام آسیب ها را بهبود بخشد.

کلینتون؛ هماهنگ کننده حرکات بدن با کلمات

زبان بدن در سخنرانی اهمیت فراوانی دارد؛ اما قرار نیست در چنین وضعیتی تمام ارگان های بدن ما درگیر شوند و ما تمام وجودمان را وسط بگذاریم. در فن بیان بیل کلینتون غالبا شاهد استفاده او از دستانش بودیم. بازوان کلینتون معمولا در تمام سخنرانی ها حرکت داشت. وقتی که او آغوشش را با حرکت بازوها باز به اندازه دنیا باز می کرد موجی از اصالت و صمیمیت را به تمام دنیا تزریق می نمود.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

یکی از ترفندهای بیل کلینتون برای کنترل خشم یا هیجان مخاطبانش استفاده از کف دستان بود. نمایش کف دست و نه هیچ جای دیگری از بدن به مخاطب در چنین حالتی دقیقا مثل یک چراغ راهنما بود که حکم توقف را به مخاطب می داد. او برای پرسیدن سوال از مخاطبان خود کف دستانش را به آن ها نشان می داد و می گفت: آرام باشید؛ بگذارید یک سوال مهم از شما بپرسم…

یکی دیگر از راهکارهای مهمی که با الهام از فن بیان بیل کلینتون بدان دست می یابیم همپوشانی دست ها مقابل قفسه سینه به حالت احترام و التماس است. او با چنین حالتی احساس صمیمیت بین خود و شنوندگانش را تقویت می کرد.

معنای برخی از نشانگان در زبان بدن کلینتون

در سال های اولیه ریاست جمهوری کلینتون شاهد استفاده بیش تر او از دستانش بودیم. استفاده خاص او از زبان بدن باعث شده بود که تقریبا یک زبان اختصاصی کلینتونی (!) ایجاد شود؛ طوری که همه با دیدن آن به یک معنا و مفهوم مشترک پی ببرند.

مثلا بیل کلینتون برای نتیجه گیری عمدتا از انگشت اشاره ای که به سمت آسمان جهت یافته بود استفاده می کرد. بنابراین شنوندگان با دیدن این انگشت می توجه می شدند که سخنرانی رو به پایان است. مثلا او در برخی از سخنرانی هایش همین حرکت انگشت اشاره را مجدد تکرار می کرد و می گفت: امیدورام در پایان همه آمریکایی ها به خاطر بسپارند که…

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

کلینتون؛ مردن شیوه بیان!

تقریبا همه ما می دانیم که تمام بخش یک سخنرانی مربوط به گفتار نیست و مهارت های ارتباط غیرکلامی هم به شدت در این باره تاثیرگذار می باشند. برخی کلمات را ۷ درصد، لحن و صدا را ۳۸ درصد و اعمال بصری را ۵۵ درصد یک سخنرانی یا مکالمه قوی می دانند. در فن بیان بیل کلینتون معمولا چند رکن اساسی بصری و غیرکلامی دیده می شد:

  • لبخند: او معتقد بود لبخند سلامتی روح و جسمش را به ارمغان می آورد
  • گزیدن لب: کلینتون با این روش احساس ناامیدی، ناراحتی و تاسف خود را نشان می داد
  • حفظ خطوط حرکت چشم: بیل کلینتون در مواقعی که جملاتی جدی مثل” دموکراسی لزوما نباید یک ورزش خونین باشد” حرکت چشمانش را کنترل می کرد.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون