نوشته‌ها

یخ شکنی در روابط روزانه

یخ شکنی در روابط روزانه: ۶ ترفند اثبات شده برای ترغیب و تمایل سازی دیگران

شروع مکالمه با دوست و آشنا مثل یک قمار بزرگ است. شما تمام با تمام قوا زمان خود را به عنوان ارزشمندترین سرمایه ای که در اختیار دارید برای به دست آوردن حسن نیت و توجه طرف مقابل و در نهایت کسب نتیجه مطلوب می گذارید؛ اما رسیدن به این اهداف فقط و فقط یک احتمال ۵۰ درصدی است و شما باید هر لحظه خود را برای پذیرایی از شکست در روابطتان آماده کنید. باورکردنی نیست اما محاسبه تمام متغیرهای موجود برای پیروزی در یک مکالمه که اتفاقا ممکن است سرنوشت کاری شما را رقم بزند کمی دشوار است؛ خصوصا وقتی قرار باشد به واسطه این مکالمه یک ارتقا یا افزایش حقوق هوس برانگیز نصیب شما شود. با توجه به سختی های موجود لازم است نظیر سخنرانی، ترفند های یخ شکنی در روابط روزانه را هم به کار ببندیم و برای شروع یک گفتگو نتیجه بخش اقدام نماییم.

یخ شکنی در روابط روزانه

شاید این سوال شما هم باشد که همیشه در برقراری رابطه با دیگران به یخ شکنی نیاز نداریم. گاهی ارتباط ما از سر وقت گذرانی یا اطلاع رسانی به دیگران است و قرار نیست منفعت خاصی پشت آن وجود داشته باشد. با این حال همان مکالمات جزئی با اهداف فرعی نیز به ترغیب، متمایل سازی و جلب توجه دیگران نیاز دارد. چیزی که برای رسیدن بدان به یخ شکنی در روابط روزانه نیاز داریم.

در ادامه با اهداف این یخ شکنی و آداب برقراری ارتباط با ترفندهای یخ شکنی بیش تر آشنا می شوید.

ترفندهای یخ شکنی در روابط روزانه با دیگران

در مترو نشسته اید و خیلی اتفاقی صدای مکالمه فردی که رو به روی شما نشسته است را می شنوید که درباره جذب نیرو کار، اتفاقا در حوزه تحصیلی شما و با مهارت هایی که بر حسب اتفاق با مهارت های فردی شما همخوانی دارد صحبت می کند. با خودتان می گویید شانس به شما روی آورده است و بهترین فرصت است تا مکالمه را با همین فرد شروع کنید و اعلام نمایید شما هم یکی از همان متقاضیان شغلی هستید که شرایطش با کسب و کار آن ها هماهنگی دارد؛ اما انگار یک جای کار می لنگد. حس می کنید نه روی صحبت کردن دارید و نه جرئت این را که مبادا طرف مقابل دست رد به سینه شما بزند و سرخورده شوید.

یخ شکنی در روابط روزانه

از نظر ما فردی که مهارت کافی را برای یخ شکنی در روابط روزانه خود داشته باشد هیچ ترسی از این احساسات مخرب احتمالی ندارد. مهارت یخ شکنی در روابط روزمه سه مزیت مهم و کلیدی دارد:

ترغیب کردن دیگران

در صورتی که ارتباط بین دو یا چند فرد از راه درست و اصولی شروع شود تضمین انگیزه افراد، تضعیف تنش ها و تسهیل روند اعتماد کردن دیگران را شاهد خواهیم بود. دقیقا مثل اصول و روش های معرفی کردن خود در سخنرانی، یخ شکنی در روابط روزمره نوعی ایمنی روانی را در مخاطب شما ایجاد می نماید که به مدیریت احساسات آن ها کمک شایانی خواهد کرد. به این ترتیب شما در ترغیب کردن دیگران موفقیت آمیز عمل کرده و افراد تمایل بیشتری برای پذیرش چالش های پیش رو از خود نشان می دهند.

در مثال مترو حتی اگر شرایط شما از نظر مخاطب کاملا ایده آل نباشد به احتمال زیاد این شانس را به شما می دهد تا بتوانید توانایی های خود را در آن جایگاه شغلی محک بزنید.

یخ شکنی در روابط روزانه

کاریزما

بسیاری از سخنرانان و کسانی که فن بیان خوبی دارند مدعی کاریزما هستند. کاریزما همان توانایی فردی جادو کردن مخاطبان با فن بیان و شیفته کردن آن ها نسبت به خود فرد است که در طول زمان به دست می آید. یکی از ثمرات یخ شکنی در روابط روزانه عرضه همان کاریزمایی است که در فرآیند تعامل و پیوند با مخاطب به ما کمک می کند. خیلی وقت ها مخاطب ما فردی درونگر یا خجالتی است که تمایل کمی نسبت به اطراف نشان می دهد. با یخ شکنی و اصول کاریزما و کاریزماتیک بودن در فن بیان می توان خیلی زیاد به مخاطب نزدیک شد.

تاثیر بالقوه

همه ما برای شروع یک بحث یا گفتگو با اطرافینمان به یک مقدمه چینی نیاز داریم. تاثیرگذاری واژگان زمان بیش تر می شود که با مهارت کافی بتوانیم فضاسازی کاملی داشته باشیم. دقیقا مثل تاثیر گذاری بر مخاطب در سخنرانی که لازمه آن فضاسازی است با استفاده از تکنیک های یخ شکنی و فراهم سازی جو مناسب، تاثیر بالقوه روی مخاطبانمان خواهیم داشت.

تکنیک های یخ شکنی

یخ شکنی در روابط روزانه

دست ها را وارد عمل کنید

به جای مچ کردن دست ها، دست به سینه ایستادن یا قایم کردن آن ها برای جلوگیری از تحرکات زیاد بگذارید خیلی راحت در فضا سیر و سفر کنند! بر خلاف تصور برخی، استفاده از دست ها بر مهارت صحبت کردن و تسلط ما می افزاید و اتفاقا آن حس صمیمیت و تعاملی که به دنبال آن هستیم زودتر به وجود می آید.

توجه به کف دست ها

جالب توجه است که بدانید ارتباط زیادی بین پردازش مغز و نمایش کف دستان نسبت به سایر بخش هایی که در زبان بدن روی آن ها تاکید می کنیم وجود دارد. مطالعاتی انجام شده که ثابت می کند تاثیرگذاری دست ها زمانی که کف دست ها توسط مخاطب دیده شود ۴۰ درصد نسبت به زمانی که دستان پایین و بی حرکت باشد بیشتر است.

واژه ها را دستچین کنید

کل کلمات ابزارهایی هستند که ما باید برای یخ شکنی در روابط روزانه خود با وسواس بیشتری آن ها را دستچین کنیم. به بار معنایی کلمات قبل از حرف زدن فکر کنید. حتما می دانید که لحن یا واژگان محبت آمیز خیلی از کلمات عادی بهتر به خاطر می مانند. در یکی از سنجش های به عمل آمده برای ارزیابی مزیت های کیفی کلمات محبت آمیز نسبت به کلمات خنثی، تعدادی از موثر ترین واژه ها و عبارات روی یک گروه منتخب و یک گروه شاهد تست شد. سنجش های ذهنی و عینی در این افراد به خوبی نشان داد که احتمال یادآوری احساس مثبتی که با استفاده از کلمات دستچین شده به مخاطب انتقال داده شده بود بیش تر از احساسات جزئی ما نسبت به کلمات خنثی می باشد.

یخ شکنی در روابط روزانه

روی حواس پنج گانه دست بگذارید!

فرض کنید مایل هستید سر صحبت را با یکی از همکاران خود باز کنید و از او بخواهید در طول مرخصی شما برخی از کارهای عقب افتاده را بر عهده بگیرد؛ اما شانس با شما همراه نیست و دقیقا در همان روز خبر بدی بدی که به همکارتان رسیده باعث می شود چندان از نظر روحی رو به راه نباشد و صحبت کردن با او هم به طبع نتیجه بخش نباشد. مسلما چنین درخواستی به تکنیک های یخ شکنی در روابط روزانه ما نیاز دارد.

پیشنهاد ما در این مواقع استفاده از هر راهی است که بتواند همزمان هر ۵ حس افراد را درگیر کند و تا حدودی آن ها را برای صحبت کردن آماده و سر به راه نماید. مثلا اگر طرف مقابل شما به شدت عصبانی است یا این که قرار است مدتی برای حرف زدن با شما منتظر بماند از موسیقی خیلی آرام و آرامش بخش استفاده کنید.

افراد را وامدار محبت خود کنید

قانون “بده و بگیر” در این جا هم صدق می کند و معمولا وقتی لطفی را در حق دیگران انجام داده باشیم بهتر می توانیم انتظار داشته باشیم بقیه درخواستمان را بپذیرند.

یخ شکنی در روابط روزانه

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ حتما این مطلب را بخوانید

هیچ چیز در دنیا به اندازه تنوع های شخصیتی و خلق و خوی آدمی جلب توجه نمی کند. در حالی که یک نفر می تواند به ورودش به یک محیط جدید جلب توجه کند و توجه همه را به سمت و سوی خود ببرد برخی در گوشه ای منزوی می شوند و منتظر می مانند کسی نیم نگاهی به آن ها بیندازد یا اصلا متوجه حضور خارجیشان شود. همین نمونه در کلاس درس یا دانشگاه اتفاق می افتد؛ دقیقا وقتی همه تلاشتان را برای ارائه هر چه بهتر مطلب به کار می بندید اما باز هم کسی این وسط گوشش بدهکار ما نیست و هر کسی مشغول کارهای خود می شود؛ اما می دانید که بین همکلاسی ها کسانی هستند که می توانند این ذهن های پراکنده و بازیگوش را روی موضوع بحث متمرکز سازند. سوال مهمی که در این مواقع برای هر کسی از جمله شما به وجود می آید این است که چرا سخنان شما را جدی نمی گیرند ، برای حرف هایتان به اصطلاح تره هم خُرد نمی کنند و نسبت به حرف های شما بی اهمیت هستند؟

جوان های تازه کار، خانم ها و خلاصه کسانی که تا کنون نقش کم تری در اجتماع یا در مقابل مردم داشته اند و اکنون در سنین پایینی قصد ورود به کسب وکار و سخنرانی کردن را دارند قطعا با هجمه زیادی از بازخوردهای منفی رو به رو شدند. بازخوردهایی مثل این جوان کم سن و سال را چه به سخنرانی؟ بازخوردهایی که در نهایت نشان می دهد بسیاری از مردم به دلایلی مثل کم سن و سال بودن شما، تجربه کم شما در سخنرانی یا به خاطر دیدگاه های منفی قبلی خود درباره شما چندان تمایلی به سخنان یا سخنرانی شما نشان نمی دهند و با ترک کردن جلسه یا بی توجهی به سخنان شما اعتماد به نفستان را از شما می گیرند.

در این مطلب تلاش داریم علل این چنین بازخوردهایی را واشکافی کنیم و ببینیم اصلا چرا مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟ سپس راهکارهایی برای برطرف کردن این مشکل معرفی می کنیم.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در تحقیقات انجام شده در آمریکا بیش از ۲۰ درصد کارمندان از اوضاع شغلی خود و برخوردهایی که در محل کار با آن ها می شود ناراضی هستند. عدم برخورداری از اعتماد به نفس یکی از مشکلات بزرگی است که جدی تلقی نشدن در محل کار و بی توجهی بقیه به ما به دنبال خود می آورد. بسیاری از ما حتما با این شرایط در محل کار رو به رو شده ایم و احساس کرده ایم در این لحظه با نامهربانی اطرافیان خود مواجه هستیم؛ اما واقعا دلیل چنین برخوردی چه بوده است؟

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

ساز مخالف می زنید؟

خیلی از افراد به دنبال کسانی هستند که مطیع آن ها باشند و به دستوراتشان عمل کنند؛ اما امثال بله قربان گو ها هم خیلی دوام نمی آورند و معمولا موقعیت شغلی باثباتی ندارند. در مقابل ساز مختلف زدن با هر موضوع کوچکی دیگران را نسبت به ما بی توجه می کند. به عنوان مثال اگر قرار باشد یک نظرسنجی انجام گیرد با خود شما را قطعا مخالف تلقی می کنند و بود و نبود رای و نظرتان تقریبا برای بقیه بی اهمیت می شود.

خود شیفته و از خود متشکر هستید؟

اگر خودشیفته هستید به دیگران حق دهید از حضور و نقطه نظراتتان فاکتور بگیرند تا مبادا بخواهند با روحیات چنین افرادی رو به رو شوند. افراد خود متشکر ظاهرا اعتماد به نفس بالایی دارند اما غرور و حق به جانب بودن آن ها بقیه را فراری می دهد!

خنثی هستید؟

گاهی خود ما و رای ممتنع ما در مشورت با دیگران، رای گیری ها و نظر سنجی ها باعث می شود مثل یک مهره خنتی در میدان باشیم که بود و نبودمان تاثیری برای پیشبرد یک پروژه نداشته باشد. در چنین مواردی طبیعی است ببینید مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند، بدون حضور شما جلسه تشکیل می دهند، بدون نظرخواهی از شما رای صادر می کنند و …

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

چگونه جدی تر تلقی شویم‌؟

اگر می‌خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده‌هایتان را بپذیرند، باید اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را از راه هایی که به آن ها می پردازیم جدی تلقی می‌کنند:

بگذارید مردم از خودشان بگویند

۶۰ درصد مکالمات روزمره مردم شامل صحبت هایی می شود که صرفا به خودشان و امورات زندگیشان مرتبط می شود. صحبت کردن درباره خود به اندازه مزه مزه کردن یک غذای خوشمزه یا استفاده از یک نوشیدنی انرژی زا کامل لذت بخش است. هر چه قدر که مردم بیش تر در مکالمات روزمره خود از خودشان بگویند و درباره خودشان صحبت کنند احتمال نزدیک شدن و تعامل آن ها با شما بیش تر می شود.

یکی از عواملی که باعث می شود مردم سخنان شما را جدی نگیرند عدم ایجاد تعامل بین شما و آن ها است. ترفندهای گرفتن بازخورد از مخاطب دیگران را وادار می کند تا به شما نزدیک شوند، با شما رابطه دوستی برقرار کنند و به این شکل به شما توجه ویژه تری داشته باشند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

در برخورد اول از خود یک قهرمان بسازید!

در خیابان، هنگام نشستن در لابی یا زمانی که منتظر رسیدن مترو، تاکسی یا اتوبوس هستید شانه به شانه بقیه بایسیتید. در محل کار فاصله خود را به همکار خود کم تر کنید و سعی کنید صبح را با ارتباط چشمی قوی، دست دادن و احوالپرسی عمیقی شروع کنید. اعمال زیر به شکستن یخ دیگران و شروع ارتباط کلامی کمک زیادی می کند. اما این ترفند چه طور به مرور ااین مشکل که مردم سخنان شما را جدی نمی گیرند را حل می کند؟

در ارتباطات اجتماعی احترام احترام می آورد. در صورتی که شیوه برخورد شما با اطرافیان محترمانه و خاص باشد در ۹۹ درصد موارد شما هم می توانید انتظار همان برخورد را از آن ها داشته باشید.

موضع مستقیم و صاف خود را تا آخر حفظ کنید!

شیوه ایستادن و نشستن شما پیغام های زیادی به بقیه منتقل می کند. پایین انداختن سر خود به خود این پیام را به بقیه انتقال می دهد که شما یا مشغول تفکر هستید یا آن قدر بی حوصله هستید که تقریبا مایل نیستید با کسی ارتباط برقرار کنید. در مقابل موضع مستقیم و صاف، شانه هایی که تکیده نباشند و صورت شادابی که مدام اطرافش را رصد می کند سیگنال مثبتی در جواب به درخواست تعامل دیگران هستند.

اگر به همین شیوه پشت میز کاری خود بنشینید یا به ملاقات فرد مهمی بروید مطمئن باشید که جدی تر تلقی می شوید و حساب دیگری روی شما باز می شود!

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اجازه ندهید تن صدایتان اقتدار شما را تضعیف کنند!

شروع سخنرانی یا مکالمه با صدای بلند و به اتمام رساندن آن با صدای بلندتر شیوه ای از گفتار است که متخصصان فن بیان آن را اصطلاحا upspeak می نامند. تغییر تن صدا در موقعیت های رسمی اقتدار شما را به عنوان گوینده تضعیف می کند. ۸۵ درصد از ۷۰۰ محققی که روی این موضوع تحقیق کرده اند معتقدند تغییر تن صدا و صحبت کردن با بخش بالایی صدا (یعنی استفاده از تمام پتانسیل موجود در صدا) نشانه عدم اطمینان است. مردم در ۵۷ درصد موارد به کسانی که خواسته یا ناخواسته upspeak را برای حرف زدن انتخاب می کنند بی اعتمادند.

به چه علت دیگران سخنان شما را جدی نمی گیرند ؟

اگر نمی دانید چرا بقیه سخنان شما را جدی نمی گیرند این بار به تن صدای خود بیش تر توجه کنید.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

۳ تکنیک فاش نشده فن بیان بیل کلینتون که مخاطب را میخکوب می کند

نام بیل کلینتون تا کنون به گوشتان خورده است؟ احتمالا اگر هیلاری کلینتون معروف، نامیزد ریاست جمهوری دوره اخیر آمریکا را بشناسید بیل کلینتون را هم با سر و صداهایی که معمولا در سخنرانی های خود به راه می اندازد بشناسید. ویلیام جفرسون «بیل» کلینتون چهل و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ بوده‌ است. او که عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا است پیش از انتخاب به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به مدت ۱۲ سال فرماندار پنجاهم و پنجاه و دوم ایالات جنوبی آرکانزاس را بر عهده داشت. او بعد از تئودور روزولت و جان کندی جوانترین شخصی است که به عنوان رئیس جمهور خدمت کرده‌ است. بیل کلینتون به سبب چند دهه تجربه عمومی گفتاری، کاریزما عمیق و عجیب و غریب و درخشش فراوان خود در تمام نطق ها و سخنرانی ها تا این حد معروف شده است. به نظر می رسد آشنایی مختصر و هر چند کوتاهی به اصول و فنون فاش نشده فن بیان بیل کلینتون بتواند شیوه سخنرانی افراد را تغیر داده و مسیر آن را تا جایی پیش ببرد که مخاطبان میخکوب شوند.

در اوایل دوران خدمت همه بیل کلینتون را با سخنرانی های ۱۵ دقیقه ای او می شناختند. او قادر بود سخنانش را حداکثر تا ۳۰ دقیقه به اتمام برساند؛طوری که همه در دقیقه ۳۲ صحبت هایش منتظر این جمله بودند: و در نهایت…

امروزه نه فقط آمریکایی تبارها بلکه اکثر مردم دنیا فارغ از مسائل سیاسی او را بهترین سخنران نسل های دیروز، امروز و فردا جهان می دانند. با توجه به حسن شهرت او در سخنرانی و فن خطابه تصمیم گرفتیم امروز برخی از تکنیک های مهم و فاش نشده فن بیان بیل کلینتون را که در بین تمام سخنرانی هایش فاحش تر بود را با شما در میان بگذاریم.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

بیل کلینتون سه اصل مهم در سخنرانی هایش داشت که آن ها را با استفاده از ابزار اولیه زیر در فن بیان خود به کار می گرفت:

ابزار قدرتمند کلمات

واژگان در برابر قدرت فن بیان بیل کلینتون در به کارگیری آن ها دست به سینه می نشستند تا این سخنران حرفه ای یکی یکی آن را ارزیابی و گزینش کند. او قبل از به کارگیری هر کلمه چند صدم ثانیه مکث می کرد و سپس به صحبت کردن ادامه می داد. بیل کلینتون به شدت از کمبود هوا و انرژی ترس داشت و به همین دلیل سخنرانی های طولانی مدت زیادی نداشته است.

تضادهای محسوس

بیل کلینتون قادر بود نقاط ضعف سخنان خود را با در تضاد قرار دادن کلمات برطرف کند. لینکلن درباره تضادها و تاثیرات فراموش ناشدنی کلمات می گوید:

دنیا قطعا کلماتی که ما به زبان می آوریم را فراموش می کند؛ اما هرگز نمی تواند تاثیرات آن ها را انکار کند.

تکرار

در سال ۱۹۹۶ در یکی از سخنرانی های به یادماندنی شاهد فن بیان بیل کلینتون به شیوه خاصی بودیم. او در این سخنرانی با بهره گیری از استعاره گفت: ما به پلی برای اتصال به آینده نیاز داریم؛ پس بگذارید این پل را برای اتصال به قرن بیست و یکم با هم بسازیم.

او در این سخنرانی استعاره پل را چندین بار تکرار کرد.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

ارزیابی های جهانی نشان می دهد که بیل کلینتون در سال ۲۰۰ و در سخنرانی اختصاصی خود که برای ریاست جمهوری اوباما ترتیب داده بود بهترین نطق خود را در تاریخ زندگانی اش داشته است. کلینتون در این سخنرانی شش بار واژه arithmetic (به معنا حساب و حسابرسی) را تکرار کرد تا به همه اثبات کند در این مدت هرگز از بودجه دولت کم و به بودجه جمهوری خواهان اضافه نکرده است.

۳ تکنیک فاش نشده فن بیان  بیل کلینتون

حالا که با ابزار کلیدی کلینتون آشنا شدید بد نیست با برخی از تکنیک های آن در سخنرانی نیز آشنایی پیدا کنید:

کلینتون؛ متخصص وقفه های اثرگذار

بیل کلینتون نه فقط در انتخاب واژگان بلکه در به کارگیری آن ها مهارت بالایی داشت. او در اولین سخنرانی خود بعد از انتخاب اوباما با وقفه های اثرگذار خود بین جملات تلاش چشمگیری در حفظ تاثیر آن ها روی مخاطب داشت. مثلا در جمله “پرزیدنت اوباما با اقتصاد خیلی بدتری نسبت به من کار خود را شروع کرده است” شنوندگان شاهد کشش بیش از حد هر کلمه بودند؛ واژه اقتصادی که شاید برای ادا آن زیر کم تر از یک ثانیه زمان نیاز داریم تلفظش بیش از یک ثانیه زمان می برد!

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

به بخشی از سخنرانی های وی در آستانه انتخاب اوباما دقت کنید:

به من توجه کنید( مکث)؛ هیچ رئیس جمهوری(مکث)، نه من(مکث)، نه همراهانم(مکث)  و هیچ کسی در آینده قادر نیست تمام آسیب ها را بهبود بخشد.

کلینتون؛ هماهنگ کننده حرکات بدن با کلمات

زبان بدن در سخنرانی اهمیت فراوانی دارد؛ اما قرار نیست در چنین وضعیتی تمام ارگان های بدن ما درگیر شوند و ما تمام وجودمان را وسط بگذاریم. در فن بیان بیل کلینتون غالبا شاهد استفاده او از دستانش بودیم. بازوان کلینتون معمولا در تمام سخنرانی ها حرکت داشت. وقتی که او آغوشش را با حرکت بازوها باز به اندازه دنیا باز می کرد موجی از اصالت و صمیمیت را به تمام دنیا تزریق می نمود.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

یکی از ترفندهای بیل کلینتون برای کنترل خشم یا هیجان مخاطبانش استفاده از کف دستان بود. نمایش کف دست و نه هیچ جای دیگری از بدن به مخاطب در چنین حالتی دقیقا مثل یک چراغ راهنما بود که حکم توقف را به مخاطب می داد. او برای پرسیدن سوال از مخاطبان خود کف دستانش را به آن ها نشان می داد و می گفت: آرام باشید؛ بگذارید یک سوال مهم از شما بپرسم…

یکی دیگر از راهکارهای مهمی که با الهام از فن بیان بیل کلینتون بدان دست می یابیم همپوشانی دست ها مقابل قفسه سینه به حالت احترام و التماس است. او با چنین حالتی احساس صمیمیت بین خود و شنوندگانش را تقویت می کرد.

معنای برخی از نشانگان در زبان بدن کلینتون

در سال های اولیه ریاست جمهوری کلینتون شاهد استفاده بیش تر او از دستانش بودیم. استفاده خاص او از زبان بدن باعث شده بود که تقریبا یک زبان اختصاصی کلینتونی (!) ایجاد شود؛ طوری که همه با دیدن آن به یک معنا و مفهوم مشترک پی ببرند.

مثلا بیل کلینتون برای نتیجه گیری عمدتا از انگشت اشاره ای که به سمت آسمان جهت یافته بود استفاده می کرد. بنابراین شنوندگان با دیدن این انگشت می توجه می شدند که سخنرانی رو به پایان است. مثلا او در برخی از سخنرانی هایش همین حرکت انگشت اشاره را مجدد تکرار می کرد و می گفت: امیدورام در پایان همه آمریکایی ها به خاطر بسپارند که…

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

کلینتون؛ مردن شیوه بیان!

تقریبا همه ما می دانیم که تمام بخش یک سخنرانی مربوط به گفتار نیست و مهارت های ارتباط غیرکلامی هم به شدت در این باره تاثیرگذار می باشند. برخی کلمات را ۷ درصد، لحن و صدا را ۳۸ درصد و اعمال بصری را ۵۵ درصد یک سخنرانی یا مکالمه قوی می دانند. در فن بیان بیل کلینتون معمولا چند رکن اساسی بصری و غیرکلامی دیده می شد:

  • لبخند: او معتقد بود لبخند سلامتی روح و جسمش را به ارمغان می آورد
  • گزیدن لب: کلینتون با این روش احساس ناامیدی، ناراحتی و تاسف خود را نشان می داد
  • حفظ خطوط حرکت چشم: بیل کلینتون در مواقعی که جملاتی جدی مثل” دموکراسی لزوما نباید یک ورزش خونین باشد” حرکت چشمانش را کنترل می کرد.

بررسی تکنیک های فن بیان بیل کلینتون

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

گسترش دایره لغات از صفر تا صد فقط و فقط در شش ماه!

یادگیری اصول و فنون بیان بدون برخورداری کامل از دایره لغات در هر زبان و عدم تسلط به گستره واژگان مثل ساختن خانه ای روی آب است. این خانه به ظاهر شیک و رویایی است اما از پایبست ویران است و با تلاطم آب از هم فرو می پاشد. ضعف دایره لغات مشکل حادی است که بسیاری از زبان آموزان با آن رو به رو هستند. وقتی که بار لغت گوینده یا سخنران سبک باشد دچار سرگردانی و گمراهی می شود. نوعی سرگردانی برای پیدا کردن واژه ها هنگام صحبت کردن که موجب وقفه یا مکث های طولانی می شود. از طرفی فردی که در حال صحبت کردن است با انتخاب هوشیارانه واژگان می تواند نگرش مخاطبان را نسبت به خود عوض کند. حال تصور کنید شما سخنرانی حرفه ای هستید که باید با استفاده از واژگان مخاطب خود را سرگرم کنید و در واقع تنها حربه شما همین کلمات هستند. وقتی دایره لغات اوضاع خوبی نداشته باشد اولین چیزی که زیر سوال می رود اعتبار و حسن شهرت شما می باشد. عواقبی که به شدت کسب وکار شما را تحت تاثیر قرار می دهد!

یادگیری لغات جدید به صورت روزانه تمرین مفیدی برای تقویت دایره کلمات ما است. برخی یادگیری یک واژه در هر روز را پیشنهاد می کنند تا به این ترتیب شما در طول سال های مختلف بتوانید بار لغت خود را بالا ببرید. البته ممکن است شما هزاران کلمه را یاد گرفته باشید؛ خصوصا وقتی زبان مکالمه شما زبان مادری باشد و روزانه از رادیو، تلویزیون و …با آن کلمات برخورد کنید. اما به خاطرسپاری و سپس استفاده بهینه از این لغات نیازمندی مهارتی است که دانشگاه زندگی طی مطلب امروز آن را به شما می آموزد. مهارتی که احتمالا برای سفسطه کاری در فن بیان به خوبی به کار می آید!

همراه ما باشید و ببینید چه طور می توانید با این تکنیک ها فقط در ۶ ماه دایره لغت خود را از صفر به ۱۰۰ برسانید!

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

با جستجویی در فضای وب ممکن است راه های زیادی را برای گسترش دایره لغات خود پیدا کنید. استفاده از دیکشنری به صورت مداوم برای یادگیری و تلفظ دقیق کلمات، یادگیری حداقل یک تا ده کلمه در روز، رجوع به ریشه کلمات برای به خاطرسپاری بهتر آن ها، مطالعه مداوم کتب یا ژورنال های مختلف و…از جمله راه هایی هستند که به تثبیت یک واژه در ذهن شما کمک می کنند.

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

در این جا خیلی گسترده تر با اصول یادگیری و به خاطرسپاری لغات آشنا می شوید.

ماه اول: آهسته و پیوسته…

قدم های اولیه برای گسترش دایره لغات همیشه آهسته تر هستند. شما در این مرحله در حکم کودک نوپایی هستید که عجله کردن در حرکت باعث زمین خوردنتان می شود. در ماه اول همه چیز باید اصولی پیش برود. این بار دیگر نمی توانید به سادگی از کنار واژگان تازه ای که تا به حال به گوشتان نخورده است عبور کنید. بسیاری مدعی هستند که خیلی کتاب می خوانند اما لغات تازه زیادی به گوششان می خورد که برای آن ها غریب هستند. علت این موضوع هم کم محلی به واژگانی است که می بینیم!

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

به کلمات کم محلی نکنیم!

هنگام مطالعه یک رمان یا داستانی که برای شما سرگرم کننده است به سادگی از کلماتی که معنا آن ها را نمی دانید نگذرید. برای این که سخنران خوبی باشید و کتابخوانی در فن بیانتان اثر بگذارد بهتر است همزمان به مطالعه لیستی در کنار خود داشته باشید و واژه های تازه ای که معنی آن ها را نمی دانید یادداشت کنید.

ماه دوم: آشتی یا لغت نامه ها

تا نزدیک به ده سال پیش دانشجویانی را می دیدیم که یک دیکشنری یا لغت نامه قطور را به همراه دارند یا این که از نسخه جیبی آن در اغلب اوقات استفاده می کردند. این استفاده به دور کلمات خط کشیدن و تمرین و تکرار آن ها محدود می شد. اما حالا که نرم افزارهای مترجم بسیاری وجود دارد بهتر است از آن ها برای قوی تر کردن دایره لغات استفاده کرد.

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه سوم: یادگیری با تکیه بر خاطرات!

متد جدیدی که در دنیای امروز برای به خاطرسپاری واژگان استفاده می شود به کارگیری عناصر مرتبط به جای تکرار کلمات مثل طوطی است! در روش یادگیری با تکیه بر خاطرات کلمات را به یکی از خاطراتی که در ذهن ما تثبیت شده اند ربط می دهیم. این خاطره می تواند نام یک دوست باشد، یک حادثه یا واقعه باشد یا مربوط به مکانی باشد که روزی در آن ها زندگی یا سفر کرده ایم.

فرض کنید می خواهید معنا واژه tarantism  (تارانتیسم) را به خاطر بسپرید. با شنیدن حرف “ت” چه کلمات دیگری در ذهنتان تداعی می شود؟ تارانتینو؟ دوستتان تارا که با او سفر رفته اید؟ تار عنکبوت؟

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه چهارم: به خاطرسپاری با تکیه بر حدس و گمان

یکی دیگر از راه های موثر اما کمی زمانبر برای یادگیری معنی کلمات حدس و گمان پیش از دیدن معنی واقعی آن ها است. فرض کنید به دنبال معنا دو کلمه nivial و callipygian هستید. این دو کلمه شما را به یاد چه کلمات انگلیسی مشابه دیگری می اندازند؟ می توانید کلمه callipygian را به دو بخش تقسیم کنید و بدان معنا جداگانه نسبت دهید؟ به عنوان مثال برای جداسازی کلمه Callipygian می توانید آن را به دو بخش call a pigeon تقسیم کنید. ( call a pigeon= تماس با پرنده)

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه پنجم: ارتباط یابی بصری

گام بعدی در گسترش دایره لغات ارتباط صداها به تصاویر است. این مرحله از ماه های آخر یادگیری شروع می شود چون شما باید به توانایی کافی برای کاوش معانی کلمات از طریق ریشه یابی یا مثلا جداسازی آن ها رسیده باشید تا بتوانید با صدا آن ها را به خاطر بسپارید.

دوباره به مثال قبلی یعنی tarantism بر می گردیم. در این مرحله باید دید که شنیدن این کلمه شما را به یاد چه چیزی می اندازد. این یادآوری باید به صورت بصری در ذهن شما شکل بگیرد. ارتباط یابی بصری مثال tarantism می تواند رقص کوانتین تارانتینو، یکی از کارگردانان و نویسندگان معروف دنیا باشد که گریه می کند و می رقصد. ( تارانتیسم نوعی جنون رقص می باشد)

حالا به سراغ لغت Nivial می رویم. Nivial احتمالا این لغت شما را به یاد برند معروف نیوآ (NIVEA) می اندازد. Nivial به معنای رشد میان برف ها می باشد. بنابراین برای به خاطر سپردن این واژه می توانید تیوب کرم برند نیوآ را تصور کنید که در حال پر شدن با برف می باشد! به همین سادگی…

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

ماه آخر: فراخوانی فعال

یکی از راه های گسترش هوش کلامی در ارتباط با دیگران تمرین و تکرار است. همه ما به خوبی می دانیم که هر چه قدر از مغز بیشتر کار بکشیم برخلاف قانون طبیعت که باید فرسوده تر شود قوی و قوی تر می شود. پس حالا این بار نوبت ذهن ما است که به صورت فعال معانی کلمات را فراخوانی کند. اما چه طور؟

گسترش دایره لغات از صفر تا صد

این بار هم با مثال tarantism پیش می رویم. هر چه قدر که شما کلمه ای مثل tarantism را بیش تر مرور کرده باشید مغز به خودی خود با موقعیت شناسی خوبی که دارد می تواند واژه و معنی آن را به خاطر بیاورد. مثلا وقتی که تحرک بالایی دارید و جنب و جوش اطراف زیاد است احتمالا مغزتان به صورت خودکار tarantism را به یاد آورد.

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

چگونه به کمک فن بیان عذرخواهی کنیم؟

“عذر می خواهم”؛ این دو کلمه ساده وقتی در کنار هم قرار می گیرند تبدیل به دشوارترین و عذاب آورترین جمله دنیا می شوند. این موقعیت برای همه ما پیش آمده است و ممکن است فراموش کرده باشیم. مثل همان پشت چراغ قرمز ایستادن ها و تجاوز به حقوق گروهی از افرادی که در حال راه رفتن روی خط عابر پیاده هستند؛ اما با حق به جانب بودن خودمان جرئت عذرخواهی کردن را از خود می گیریم. خیلی از نزاع ها و بحث های طولانی در خانواده یا بین دوستان هم از همین کم دل و جرئتی شروع می شود. شجاعتی که یا به خاطر غرور زیادی است یا به خاطر خجالت زده شدن و ترس از عواقب و احساسات بعد از عذرخواهی کردن. بعضی  هم از روش عذرخواهی بدون عذرخواهی استفاده می کنند که در واقع عذر بدتر از گناه است! چون ندامت و پشیمانی در پس این عذرخواهی دیده نمی شود. به نظر می رسد ما به خاطر سبک زندگی و فشارهایی که به صورت روزمره تحت آن ها قرار می گیریم معمولا از به کارگیری فن بیان عذرخواهی طفره می رویم. شاید هم خانه از پای بست ویران است و ما هرگز یاد نگرفته ایم چه طور باید در قبال اشتباهات و خطاهای خود متاسف باشیم!

عذرخواهی انواع و اقسام خود را دارد، عذرخواهی زمان و مکان خود را می طلبد و از همه مهم تر این است که چه طور عذرخواهی کنیم. تمام این موارد سرفصل های بحث امروز ما در دانشگاه زندگی است بلکه از این پس به خوبی بیاموزیم چه طور با فن بیان عذرخواهی پای اشتباهاتمان بایستیم.

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

اگر در اطراف شما افرادی وجود دارند که حتی وقتی واقعا کاری را انجام می دهند که باعث آزار شده است یا زمانی که خودشان هم به اشتباهاتشان پی می برند از عذرخواهی کردن سر باز می زنند این عوامل را در آن ها جستجو کنید:

  1. غرور: برای انسان ها پذیرش اشتباه دقیقا مثل شکستن لبه های غرورشان است. البته این موضوع بسته به سطح غرور و ویژگی های شخصیتی افراد متفاوت است.
  2. خجالت زدگی: برخی از افراد از بیم حالات بعدی شرم و خجالت در برابر دیگران بابت اشتباهاتشان حاضر هستند تا سر حد مرگ روی اشتباهاتشان اصرار کنند؛ بدون این که از کسی عذرخواهی نمایند.
  3. خشم: اگر فردی پرخاشگر و عصبانی هستید و چندان صبور نیستید می توان حدس زد که شاید هرگز اشتباهاتتان را نپذیرید و در مقابل دیگران جبهه بگیرید.

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

انواع و اقسام عذرخواهی را بشناسید

  1. عذرخواهی برای دلجویی: این نوع از عذرخواهی را حتما همه می شناسند. وقتی که ما مرتکب کار اشتباهی شده ایم و باعث و بانی ناراحتی بقیه هستیم. وقتی که به قرار ملاقات خود دیر می رسید یا بدقولی می کنید باید از این نوع عذرخواهی برای دلجویی بقیه استفاده نمایید.
  2. عذرخواهی برای درخواست: در فرهنگ کشورهای مختلف خصوصا فرهنگ شرق عذرخواهی کردن قبل از درخواست کمک یا انجام کاری از طرف دیگران متداول است.
  3. عذرخواهی بدون عذرخواهی(!): این نوع عذرخواهی همان طور که پیش تر گفتیم عذر بدتر از گناه است. نوعی از  درخواست عذرخواهی که افراد فقط با زبانشان از دیگران درخواست عفو می کنند؛ اما در چهره آن ها آثار ندامت دیده نمی شود!
  4. عذرخواهی به رسم ادب: یکی از هفت گنجی که ما را در برابر دیگران دوست داشتنی می نمایاند به جا آوردن رسم ادب است. عذرخواهی یکی از لوازم ادب است.

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

نوش دارو بعد از مرگ سهراب نباشید!

عذرخواهی کردن هم اصول خود را دارد. یکی از مشکلات بزرگ ما عذرخواهی دقیقا وقتی است که کار از کار گذشته است. حتی عذرخواهی کردن هم وقت و زمان خاص خود را می طلبد. باید در همه حال پذیرای خطا خود باشیم: حتی:

حتی وقتی ۱۰۰ درصد مقصر نیستیم…

یکی از بهترین دستاویز ها برای این که ارتباطمان را به همان حال رها کنیم و بی خیال فن بیان عذرخواهی از دیگران شویم این است: من کاملا مقصر نبوده ام! ا

اگر از بیرون به قضیه نگاه کنید حتی وقتی که نسبت تقصیر ۱ به ۹۹ باشد باز هم شما به عنوان بخشی از این داستان وظیفه عذرخواهی دارید!

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

حتی وقتی که غرورتان اجازه رو در رویی را نمی دهد…

گاهی اعتشاشات و اختلافاتی که ممکن است بین جمع های دوستانه یا خانوادگی رخ دهد آن قدر کشدار می شود که حتی ارتباط کلامی و مایل شما را برای رو در رو شدن متوقف می کند. البته این موضوع فقط به خانواده محدود نمی شود. فرض کنید شما با یکی از مشتریان خود بابت فروش یک محصول به اختلاف برخورده اید و این اختلاف آن قدر ریشه دوانده است که دو طرف از دیدن هم بیزار هستند. اما طبق اصول فن بیان ارتباط با مشتری که قبلا هم توضیح داده بودیم باز هم وظیفه شما است که ارتباط کلامی را آغاز کنید؛ حتی وقتی که غرورتان اجازه رو در رویی را نمی دهد.

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

حتی وقتی که همه چیز دست به دست هم می دهد…

یکی از موارد فن بیان عذرخواهی زمان عذرخواهی کردن است. هر چه قدر که زخم اختلافات تازه است استفاده از مرهم بهتر می تواند به دردها تسکین دهد. هر چه قدر که زمان بگذرد این زخم کهنه تر می شود و بنابراین درمان آن دشوارتر خواهد شد.

در این مواقع هرگز عذرخواهی نکنید!

  • برای اعتقادات: باورهای هر کس قطعا باید خط قرمز او باشند و کسی اجازه تجاوز به آن را ندارد. اگر ابراز اعتقاداتتان در طول سخنرانی یا یک بحث دوستانه باعث رنجش خاطر شده است هرگز بابت آن عذرخواهی نکنید!
  • بابت انتظارات بی جا: فرض کنید یکی از کارمندان شما با استفاده از فن بیان درخواست موفقیت آمیز افزایش حقوق پا پیش گذاشته است؛ به امید این که شما با درخواست او موافقت کنید. اگر شرایط برای این امر واقعا مهیا نیست جای عذرخواهی وجود ندارد!

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

چه طور با عذرخواهی پای اشتباهاتمان بایستیم؟

برای این که بار سنگینی که حین عذرخواهی کردن از دیگران به دوش دارید سبک تر شود بد نیست از ترفند های فن بیان عذرخواهی زیر استفاده کنید:

  • استفاده از ظنز و حس شوخ طبعی: شوخ طبعی و بیان طنزآمیز دقیقا مثل تاثیر شروع و پایان طنز در سخنرانی هنگام عذرخواهی کردن از بقیه جواب می دهد. مثلا برخی با تقلید صدای متفاوت یا استفاده از الفاظ معروف یا خنده داری که فلان بازیگر یا شخصیت در یک سریال خاص به کار برده است حواس مخاطب خود را از موضوعی که باعث ناراحتی او شده است منحرف می سازند.
  • شرح منطقی مسئله: افراد به دنبال عذرخواهی نیستند؛ بلکه مهم تر از عذرخواهی درک ما از اشتباهاتمان است. مثلا اگر به خاطر عجله زیاد و بدون توجه ماشین خود را جلو پارکینگ یکی از ساکنان قرار داده اید بهتر است با شرح دقیق مسئله و تاکید روی عجله داشتن و حواس پرتی خود سعی کنید ناراحتی دیگران را برطرف کنید.

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

  • جبران مافات: در تمام دنیا رسم است به ازا وقت یا هزینه ای که از دیگران فوت شده است عملی را برای جبران این ناراحتی انجام دهند. مثلا اگر مشتری شما بابت کیفیت محصولی ناراضی است بهترین راه جبران مافات با ارائه نمونه دیگری از جنس به او می باشد. اگر فعلا امکان جبران ناراحتی به وجود آمده برای دیگران را ندارید حتما به آن ها تضمین دهید که در آینده نزدیک این مشکل به وجود نخواهد آمد و دیگر جای نگرانی وجود ندارد. بد نیست در این باره نگاهی به تاریخچه عذرخواهی هیئت دولت کشورهای ژاپن و کره جنوبی بیندازید تا ببینید چه طور بابت جبران بی صداقتی یا خطاهای خود از مردم عذرخواهی می کنند!

فن بیان عذرخواهی کردن از دیگران

قانون سخنرانی

قانون سخنرانی عمومی که هر سخنران باید بداند

دو سال پیش، من با نهایت تحیر و تعجب در بین جمعی از حضار حضور داشتم و به یکی از بهترین سخنرانی ها گوش می دادم. سخنران همه ما را توسط شیوه سخنرانی خود تحت تاثیر قرار داده بود.من در ردیف اول سالن نشسته بودم و سعی کردم روش های وی را به دقت ارزیابی کرده و برخی از تکنیک ها و قانون سخنرانی و متد روز  آموزش سخنرانی و فن بیان وی را فرا بگیرم. به نظر می رسید او تمام ابزارهای یک سخنران فوق العاده را در اختیار داشت.

در وسط سخنرانی وی اندکی ناامید شدم. برخی از مثال های وی برایم آشنا بودند.

او مثال ها را به صورت اول شخص تعریف می کرد، اما من افرادی که این اتفاقات برای آنها رخ داده بود را می شناختم. با تغییر برخی از جزئیات، وی داستان سایر افراد را سرقت کرده و در مقابل بیش از ۲۰۰۰ نفر، از آنها به نفع خود استفاده می کرد.

من به صندلی خود تکیه داده و به ادامه سخنرانی وی گوش کردم. دیگر مثل چند لحظه پیش تحت تاثیر سخنرانی وی قرار نگرفتم. در اصل، شک من بیشتر شد و این امر مانع از توجه من به سخنرانی وی گردید. من آن شب چیزهای زیادی یاد گرفتم، اما مربوط به مهارت های سخنرانی نبودند. من یاد گرفتم که صرف نظر از فوق العاده بودن سخنرانی، هیچ میزان استعداد نمی تواند مانع از نادیده گرفته شدن دو قانون سخنرانی گردد.

قانون سخنرانی

 

  1. قانون سخنرانی: شخصیت

مادران ما همیشه به ما می گفتند که “عمل بهتر از حرف است.” این اصل در مورد سخنرانی نیز صحت دارد. نحوه عملکرد ما بسیار مهم تر از سخنانی است که از دهان ما خارج می شوند.

شما می خواهید به فردی که با شما صحبت می کند، اعتماد کنید و دوست دارید وی فرد قابل اعتمادی باشد. شخصیت شما منجر به تاثیرگذاری بر روی پیام شما قبل از آغاز سخنرانی شما می گردد. این تاثیر قبل از اولین یادداشت برداری از سوی مخاطبین و حتی اولین خنده آنها رخ می دهد.

زمانی را برای تفکر در مورد این موضوع اختصاص دهید. زمانی که فردی به میکروفون نزدیک می شود، شما انتظار دارید وی ظاهر و شخصیت بسیار خوبی داشته باشد. دوست دارید وی فردی ماهر، جذاب و جالب به نظر برسد. وی فردی باشد که شما نیز بخواهید وی را به عنوان الگوی خود انتخاب کنید. شما نیز قصد دارید سخنران فوق العاده ای باشید. بدین دلیل است که در Toastmasters شرکت کرده اید. شما می دانید که بازخورد، تجربه و اعتبار دریافتی از این انجمن منجر به بهبود ارتباط شما خواهد گردید.

برای شما، قابل اعتماد بودن فرد بسیار مهم تر از توانایی وی به عنوان یک سخنران می باشد. اگر یکی از همکاران شما بر روی سکوی سخنرانی رفته و در مورد اخلاق سخنرانی نموده و شما نیز بدانید که وی برخی از اشیای اداره را به منظور مصارف شخصی در کیف خود حمل می کند، واکنش شما چه خواهد بود؟ زمانی که شما شاهد یک آگهی در بیلبوردی می شوید که بر روی آن نوشته شده است که بیل واتشیزنیم در مورد “کار گروهی” سخنرانی خواهد کرد و اینکه می دانید وی شرکت خود را همانند یک دیکتاتور مدیریت می کند، چه حسی به شما دست می دهد؟

سامرست موآم می گوید: “هرگز شخصیت افراد را با سرشت آنها اشتباه نگیرید.” این جمله کاملا صحیح است. این دقیقا حسی است که در حین مشاهده یک آگهی متناقض در مورد یک سخنران و شخصیت وی به ما دست می دهد. زمانی که یک فرد با شخصیت در حال سخنرانی است، حتی در صورتی که سخنرانی وی فوق العاده نباشد، ما حس خوبی خواهیم داشت.

یک تست ساده شخصیت که در یک ضرب المثل قدیمی به آن اشاره شده است، بدین صورت است که “شخصیت شما زمانی مشخص می شود که فردی به شما نگاه نمی کند.” این جمله بسیار ارزشمند است. هدف اصلی این است که شخصیت و رفتار ما در یک جمع تفاوتی با شخصیت ما در مواقعی که فردی به ما نگاه نمی کند، یکسان باشد. شخصیت شما را نمی توان از پیام شما جدا نمود. روحیه، شخصیت و عواطف درونی شما از طریق کلمات و اقدامات شما نشان داده می شوند.

بعد از مدتی، من در مورد پیام آن سخنرانی تفکر کردم. من داستان های وی را به خاطر داشتم، اما متوجه هدف او نبودم. هر چه بیشتر موارد را بررسی کردم، بدین نتیجه رسیدم که اطلاعات ارزشمند بسیار کمی در طی سخنرانی یک ساعته وی ارائه شده است. در آن زمان به این نتیجه رسیدم که وی قانون سخنرانی دوم را زیر پا گذاشته است.

قانون سخنرانی

  1. قانون سخنرانی:محتوا

شخصیت و جذبه فرد ممکن است شیوه سخنرانی فرد را برای مخاطبین جالب تر سازد، اما محتوا باعث به چالش کشیده شدن ذهن افراد می گردد. بدون شک شما قصد دارید به بهترین سخنران تبدیل شوید، اما این موضوع را به خاطر داشته باشید: یک روز بد بر روی صحنه به دلیل عدم در اختیار داشتن محتوای مناسب منجر به تاثیر غیرقابل بازگشتی می گردد. اما یک روز بد با محتوای قوی می تواند تاثیر فوق العاده ای داشته باشد.

قانون سخنرانی محتوای بیرون بر را در نظر بگیرید. اگرچه سخنرانی فردی که من در آن شرکت کرده بودم بسیار جذاب بود، اما محتوایی را در اختیار مخاطبین قرار نمی داد. همزمان با آماده سازی سخنرانی خود به این موضوع فکر کنید که مخاطبین بعد از ترک سخنرانی چه مواردی را به خاطر خواهند داشت؟

یکی از روش های مطمئن برای دستیابی به این هدف، ایجاد ارتباط بسیار قوی بین محتوا و موضوع سخنرانی است تا محتوا هرگز فراموش نشوند. هر یک از مواردی که بیان می کنید باید موضوع سخنرانی خود را مورد تاکید قرار دهند. در صورت امکان، محتوا باید به گونه ای باشند که مخاطبین نتوانند آن را فراموش کنند. زمانی که افراد یادداشت برداری می کنند، می توانید تشخیص دهید که شما محتوای ارزشمندی را با آنها در میان گذاشته اید.

این دو اصل بسیار ساده می باشند، اما با این حال می توانند کسب و کار شما را از کسب و کار سایر افرادی که به این اصول توجهی ندارند، متمایز سازند.

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

هر آن چه که باید درباره فلسفه سفسطه کاری در بیان بقیه بدانید!

همه چیز از رواج عقیده من درآوردی سوفسطائیان شروع شد. افرادی که در یونان قدیم معتقد بودند هیچ چیز وجود خارجی ندارد؛ بلکه با عقاید و ادراک انسان است که می توانند وجود داشته باشند یا اصلا از اساس اشتباه باشند. سوفسطائیان به طرز عجیبی حقیقت را تنها تابع شعور انسان ها می دانستند؛ بدون این که به این فکر کنند شاید شعور و درک افراد در حد حقایق اطراف ما نباشد. این فلسفه پرطرفدار در فن خطابه ادامه یافت و بر خلاف همه چیز که کهنه می شود و تازگی خود را از دست می دهد بر طرفدارانش افزوده شد. اما دیگر کسی فکرش را نمی کرد فلسفه سفسطه کاری تا این حد بین مردم متداول شود و با هر ترفندی که شده است از راه مغلطه و سفسطه کاری اموراتشان را بگذرانند!

اما واقعا سفسطه چیست؟ فلسفه سفسطه کاری همیشه اشتباه است یا این که می توان به عنوان یک ابزار بیان متفاوت از آن استفاده کرد؟ اگرچه اصل سفسطه نکوهیده است اما تنها دستاویز فردی است که مخاطبش سعی دارد به روش های مختلف قیاس فاسد و نتیجه گیری بی اصل و اساس داشته باشد. به این ترتیب شاید بتوان با سفسطه کاری مانع این شد که دیگران سر ما کلاه بگذارند و سواستفاده کنند. اما باید دانست که مغلطه کاری هم فنون خود را دارد.

هر آن چه که باید درباره فلسفه سفسطه کاری در بیان بقیه بدانید امروز در دانشگاه زندگی پیش روی شما قرار دارد. فرصت را از دست ندهید!

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

در کنار مهارت های زندگی جهانی شاید فسفطه کردن و شیوه تشخیص آن از جمله مهارت هایی باشد که در زندگی به آن ها نیاز داریم. که اولین سوالی که درباره فلسفه سفسطه کاری در ذهن نقش می بندد این است که اصلا چه طور می شود با فسفطه به قدرت رسید و افسار کسی را به دست گرفت؟ چه طور می شود که برخی از هیپنوتیزم تاثیر نمی گیرند اما با سفسطه کاری دیگران به سرعت تغییر جهت می دهند و نظراتشان عوض می شود؟

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

سوفسطائیان امروزی با رویکرد های زیر استدلال های غلط خود را به خورد بقیه می دهند:

وقتی که حقیقتی در کار نباشد شکست قطعی است!

حتما برای شما هم پیش آمده است در دورهمی های خانوادگی یا دوستانه با دیگران سر یک موضوع مهم بحث کنید. موضوعاتی که شاید خنده دار باشند اما به هر حال یک بحث مهم را تشکیل داده اند. مثلا برخی سر تاریخ تولد اوباما هم با هم بحث می کنند یا این که فلان مبلغ از درآمد دولت در سال ۱۳۴۳ دقیقا چه قدر بوده است آن ها را به چالش می کشاند!

به هر حال فرقی ندارد. مهم واکنش افرادی است که معمولا حتی بعد از این که می دانند اشتباه کرده اند هرگز تسلیم نمی شوند. انگار از دایره لغات مغز این افراد واژه شکست یا اشتباه حذف شده است. برخورد چنین افرادی که قاطعانه از فرضیات اشتباه خود دفاع می کنند و سعی دارند آن ها را به نظریه تبدیل کنند نظیر سربازان جان بر کفی است که هرگز از سلاح خود جدا نمی شوند! در واقع در فلسفه سفسطه کاری واکنش مغلطه کاران مثل این است که به سلاح کشنده خود بچسبند، ریسک کنند و در نهایت با خالی نکردن میدان به پیروزی برسند!

این واکنش پیرو تئوری استدلال است. تئوری جالبی که در آن انسان عادت به سوال و جواب ندارد تا حقیقت هستی را کشف کند و به این روش می خواهد نسبت به دیگران اقتدار بیشتری داشته باشد. یکی از طرفداران فلسفه سفسطه کاری درباره این رویکرد می گوید: دلیل آوردنی که مطابق با حقیقت باشد به ما در تصمیم گیری و عمل گرایی کمک می کند!

جالب است که هنوز این دیدگاه بعد از گذشت قرن ها از کنار آتش نشینی به سبک انسان های نخستین وجود دارد!

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

کاربرد این رویکرد در فن بیان ما

از این پس به یاد داشته باشید که اطراف شما آدم هایی هم وجود دارند که محیط دایره ای را پیوسته برای پیروزی، پیروزی و فقط پیروزی سیر می کنند! این فن را برای عکس العمل متقابل در برابر سفسطه کاران یاد بگیرید اما اگر گرفتار انسان هایی شده اید که قصد دارند با به غلط انداختن شما حرفشان را اثبات کنند بهترین واکنش شما این جمله است: اگر دلایل من اشتباه است پس اصلا بحث کردن هم اشتباه است!

مغز قادر به درک احتمالات نیست!

مثال خوب این رویکرد در افراد سفسطه کار می تواند آن فردی باشد که همواره از ترس هجوم دزد و اشرار تفنگ پر از گلوله خود را زیر بالش خود پنهان می کند! در این حالت حتی اگر او را در امن ترین نقطه جهان که هیچ احدی بدان رفت و آمد نمی کند و آخرین قل رخ داده در آن مربوط به ۴۰ سال قبل است ببرید باز هم طرز فکرش عوض نخواهد شد!

اما علم چه نظری درباره این افراد دارد؟ در علم روان شناسی پیوسته با فلسفه به این واکنش غفلت از احتمال گفته می شود. چنین واکنشی در مواقع حمله یک مهاجم نظیر خرس در جنگل واقعا به شکارچیان کمک می کند تا طعمه حیوانات نشوند.

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

کاربرد این رویکرد در فن بیان ما

از آن جایی که که یک سفسطه کار به احتمالات باور ندارد و فقط با قطع و یقین صحبت می کند شما هم همین رویکرد را در برخورد با او داشته باشید. قطعیت در فن بیان ما پاسخ خوبی به قطعیت افرادی است که حاضر نیستند احتمالات را بپذیرند.

حقیقت طرز فکر را عوض نخواهد کرد

احتمالا همه چیز در دنیا ایده آل ما به این شکل خواهد بود: شما و دوستانتان در طرف مقابل یک قضیه مهم قرار دارید. وقتی که به بن بست می خورید و با حقایق واقعی آشنا می شوید مسیر خود را حتی تا ۱۸۰ درجه عوض می کنید بلکه بتوانید راه درست را طی نمایید.

اما همه چیز در دنیا واقعی ما مثل دنیا ایده آل پیش نمی رود. اکثر مردم نظیر سیاستمداران با شما صحبت می کنند تا شما را به سمت جبهه خود بکشند؛ نه این که حقیقت را به شما بفهمانند و چشم و گوشتان را باز کنند. حتی اگر طرز فکر طرفی اشتباه باشد باز هم به دلیل مسائل جناحی و آبرو احزاب باز هم اصرار برای حفط طرز تفکر وجود دارد! و این حقیقت سفسطه کاری امروز ما است که باید در فن بیان همه از آن بر حذر باشیم!

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

چه طور خود را از گزند از سفسطه حفظ کنیم؟

  1. کشف تفاوت بین منطق و لفاظی: وقتی که پای منطق وجود داشته باشد قانع کردن دیگران با لفاظی جایی ندارد. اساس لفاظی کلماتی است که اصلا پایه و اساس درستی ندارند. دقیقا مثل وقتی که می گوییم حرف باد هوا است!
  2. اثبات های فاسد: افرادی که قصد دارند با به کار بستن فلسفه سفسطه کاری حرف خود را به کرسی بنشانند معمولا هیچ سند و مدرک مستندی ندارند که بتوان روی آن ها حساب کرد.
  3. توجه به فاصله بین اثبات و نتیجه گیری: وقتی که فاصله بین اثبات و نتیجه گیری زیاد شود کم کم ذهن درگیر فاکتورهای فرعی و کم اهمیتی می شود که او را از حقیقت دور می کنند. فردی که در حال فسفطه کردن بدون وقفه و با انرژی پایان ناپذیر روی اثبات حرف خود پافشاری می کند اما چون برای اثبات حرفش ابزار مناسبی در اختیار ندارد فاصله بین اثبات با نتیجه گیری بیش از حد انتظار است.

حقایق موجود درباره فلسفه سفسطه کاری

تجربیات شما؟

اگر شما هم در فن بیان خود برای پاسخ دادن به افراد از فلسفه سفسطه کاری استفاده می کنید تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

فن بیان در برابر توهین – خود را در برابر توهین دیگران تجهیز کنید!

درد انسان را تغییر می دهد؛ اما این تغییر همیشه منفی نیست. این درد را بچشید و به حکمت تبدیل کنید! این جمله ناشناسی بود که از طرف یک نویسنده ناشناس توجه مرا جلب کرد. بین همه دردهایی که یک انسان در طول زندگی متحمل می شود درد توهین و بدگویی دیگران رایج ترین مسئله ای است که واکنش های مختلف ما را به دنبال دارد. حتما هر فردی خواسته یا ناخواسته، حق یا نا به حق با توهین، تهمت و خلاصه واکنش های ناراحت کننده ای رو به رو می شود که حقیقتا گاهی امان انسان را می بُرد! هر چند که خیلی ها در این مواقع با بحث، مشاجره و عکس العمل متقابل به این رفتار بقیه پاسخ می دهند اما فن بیان در برابر توهین آن قدر دست ما را باز گذاشته است که بتوانیم این بار با زبان خوش به بحث و مجادله ها فیصله دهیم!

البته واکنش همه ما در برابر توهین یکسان نیست. گاهی شاهد برخوردهایی هستیم که باعث می شوند در یک جا میخکوب شویم و در شوک آن حرف یا حرکت لب به سخن نگشاییم. دقیقا زمانی که کلمات ما را زبان بسته می کنند و قادر نیستیم از خود دفاع کنیم. این مشکل بیش تر برای افراد خجالتی و کم رو شدت می یابد.

اطراف ما پر از ترکش های دردناک و غیر قابل پیش بینی توهین دیگران است. عاقلانه است که قبل از اصابت گلوله های دشمن با فن بیان در برابر توهین خود را تجهیز کنید!

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

وقتی که زبان قاصر از جواب به توهین می شود…

یکی از دوستان ساکن خارج از کشور تجربه شنیدنی و جالبی را از برخورد خدمتکاران و نگهداران سالمند تعریف می کرد: به خاطر ناتوانی مادرم در اداره کارهای شخصی اش تصمیم گرفتم از یک پرستار و نگهدار سالمند باتجربه استفاده کنم. علی رغم این که این پرستار مستقیما از شرکت های خدماتی فرستاده شده بود اما زبان تند و تیزی داشت. عادت به منفی بافی، قضاوت عجولانه مادرم و زیر سوال بردن جز به جز زندگی ما واقعا آزاردهنده شده بود. یک روز بعد از این که از سرکار برای سرکشی به آشپزخانه رفتم و با لبخند صحبت کردن با خدمتکار را شروع کردم با صدای بلند گفت: گذاشتن این میز این گوشه آشپزخانه واقعا احمقانه است!

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

جدا از رُک گویی های معروف غربی ها چنین واکنش هایی در هر جای دنیا باعث می شود یک آن انسان احساس بی دفاعی کند! نه این موقعیت بلکه گیر کردن در ترافیک و رو به رو شدن با فحاشی رانندگان عصبی، حضور در مترو و دیدن واکنش های عجیب و غریب مردم خسته ای که فشار کاری کاسه صبرشان را لبریز کرده است و هزاران مورد مشابه از شرایطی هستند که واقعا قرار گرفتن در آن ها انسان را در برابر ترکش های زبان مردم بی دفاع می سازد!

به هر حال می توانیم با ترفند های فن بیان در برابر توهین کمی روحیاتمان مقاوم سازی کنیم تا واکنش های بهتری نشان دهیم!

واکنش ها را با مداد و پاک کن مرور کنید!

قطعا وقتی که با توهین دیگران در واقع به ما ظلم می شود نمی توانیم آرام بایستیم و بی تفاوت باشیم. ما هم هرگز پیشنهاد نمی کنیم بی تفاوت بمانید و دیگران را به خودشان واگذار کنید! اولین واکنش هر فردی که در این موقعیت قرار می گیرد مرور کردن است. به جای این که بلافاصله لب بگشایید اتفاقات را مثل یک دفتر مرور کنید. چه شد که این حادثه رخ داد؟ چرا باید این درگیری لفظی رخ دهد؟ چه اشتباهی رخ داد؟

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

تمام اتفاقات در این لحظه خواه ناخواه مثل اپیزودهای یک فیلم از مقابل چشم شما عبور می کنند. با این تفاوت که هنگام فکر کردن خود را به سلاح پاک کن تجهیز می کنید. به هر صحنه که فکر می کنید پاک کن را روی حافظه خود بکشید و آن را کم کم محو کنید. هر چند که پاک کن هرگز نتوانسته است رد مداد را به خوبی پاک کند اما تجربه نشان داده است که این پاک کن فرضی قادر است آثار درد روحی شما را تسکین دهد و آن ها را کمرنگ تر سازد.

درجه غرور کلامی خود را پایین بیاورید!

اگر یک بار با انصاف به اتفاقات و درگیری های لفظی که بین دو نفر رخ می دهد نگاه کنید متوجه اشتباهات خودتان هم می شوید. روان شناسان معتقدند در یک مشاجره هرگز یکی از طرفین ۱۰۰ درصد مقصر و دیگری ۱۰۰ بی گناه نیست. پس باید درباره خودتان به کنکاش بپردازید.

یکی از عواملی که همیشه اختلاف به بار می آورد غرور است. تجربه شخصی من بعد از کنکاش در رفتارهایی که در مقابل دیگران داشتم و منجر به توهین شده است غروری است که بیش از حد داشته ام. در واقع هم من و هم بسیاری از مردم توقع داریم آن لحظه شاهد برخورد خیلی بهتری باشیم؛ اما با دیدن رفتار بقیه از همه چیز ناامید می شویم. به همین دلیل باید عقاید و غرور شخصی را بازبینی کرد تا فن بیان در برابر توهین نیز اصلاح گردد.

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

ماهیت واقعی کلمات را بشناسید!

تا به حال به کلماتی که از دهانتان خارج شده است و با آن ها باعث ایجاد اختلاف شده اید فکر کرده اید؟ سفری در واژگان به من نشان داد که کلمات فقط ترکیبی از حروف ساده ای هستند که در هر زبان با هم تفاوت دارند. آن چه که مسئله ساز است معانی مختلفی است که این کلمات به دوش می کشند. تصور کنید مشغول صحبت کردن با یک اسپانیایی زبان هستید و شما هم دست و پا شکسته به این زبان تسلط دارید. شما تمام تلاش خود را به کار می بندید تا بتوانید جملات را به هم بچسبانید و به یک برداشت واحداز مخاطبتان برسید. در این حالت اصلا متوجه نمی شوید یا اگر متوجه شوید مهم نیست که آن فرد مشغول چرب زبانی، توهین یا تمسخر شما است!

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

چه می شود که ما با وجود آگاهی از بار معنایی کلمات از پتانسیل باورنکردنی آن ها برای توهین به یکدیگر استفاده می کنیم؟ اگر واقعا ماهیت واقعی کلمات و قدرت آن ها برای به جا گذاشتن زخم را بشناسیم مسلما در انتخاب آن ها دقت عمل بیشتری به خرج می دهیم!

قدرت خدادی خود را احیا کنید!

همه ما دارای توانایی خاصی برای دفاع از خود، استفاده از فن بیان در برابر توهین و تحمل چالش ها هستیم. قدرتی که به ما توانایی فرار از یک ببر گرسنه را می دهد. قدرتی که سرعت ما را حین فرار کردن به چندین برابر ظرفیت های وجودیمان تبدیل می کند. چرا این قدرت را نادیده بگیریم؟

تکنیک های فن بیان در برابر توهین دیگران

در این مرحله فن بیان در مقابل توهین به هوش کلامی شما بستگی دارد. این هوش از بدو تولد در وجود همه نهادینه شده است اما اگر به دلیل بی حوصلگی معمولا از زیر بار جواب دادن و بحث و جدل دَر می روید ممکن است آن را تضعیف کرده باشید. جواب های قاطع و آرام در برابر توهین های دیگران، میمیک های نشانگر بی تفاوتی در صورت، زبان بدن کاملا راحت و آرام و نگاه هایی که به اطراف است تا به طرف فحاشی که توهین می کند بهترین ابزار شما برای پاسخ دادن به توهین های دیگران است. به این روش قدرت خدادای خود را نیز احیا کرده اید.

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

هوش کلامی خود را در ارتباط با دیگران به کمک این تاکتیک ها توسعه دهید

مغز پیچیده و تحلیلگر انسان بخش های متفاوتی دارد و توانمندی های مختلف آن تحت عناوین هوش هیجانی، هوش موسیقی شناسی و…شناخته می شود. مثلا افرادی که هوش موسیقی شناسی خوبی دارند توانایی مستقل و برتری نسبت به سایرین در درک آواها و صداهای اطراف خود دارند. شاید صدای به هم خوردن درب اتاق هم در ذهن این افراد مظمونی آهنگین را ایجاد کند و از آن بتوانند یک نوا جدید بسازند! برخی هم آن قدر از نظر هیجانی باهوش هستند و ظرفیت های وجودیشان بالا است که هیچ شکست و ناامیدی آن ها را از پا در نمی آورد. در میان انواع و اقسام این هوش ها هوش کلامی بیش از بقیه بحث برانگیز است؛ چون هر ثانیه از زندگی ما با ارگانی به نام زبان و توانایی خدادادی سخن گفتن گره خورده است.

تسلط بر استفاده آگاهانه از کلمات یا همان هوش کلامی مهم ترین مهارتی است که هر فرد در طول زندگی کسب می کند. پدر و مادر شما خیلی خوب به یاد دارند چه دورانی را صرف آموختن حروف و به کارگیری صحیح کلمات شما کرده اند. سرعت شما در شناخت دامنه گسترده زبان نشانگر میزان بهره مندی شما از هوش کلامی است. اما فارغ از یادگیری زبان بومی که یادگیری اصول آن مربوط به چند سال ابتدایی زندگی است ارتباط تخصصی کلامی با دیگران در حوزه کسب وکار نیازمند آموزش و تمرین و تکراری است که تا پایان عمر پایان نمی پذیرد.

در دانشگاه، محیط کار، ادارات و اماکنی که مستقیما نیازمند ارتباط موثر با دیگران هستید با این تاکتیک ها می توانید هوش کلامی خود را توسعه دهید.دانشگاه زندگی نیز در راستای آموزش سخنرانی و فن بیان در این زمینه کارگاه برگزار خواهد کرد.

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

هوش کلامی فرآیندی مرتبط با مشارکت با دیگران، استفاده و یا دستکاری کلمات است. حتی اگر با دیگران هم صحبت نکنید اوقاتی را که در خلوت خود مشغول صحبت کردن هستید و در واقع با خودتان حرف می زنید هم مشغول بهره وری از هوش کلامی خود می باشید. اما هوش کلامی واقعا به چه دردی می خورد و کجا کاربر دارد؟

  1. گوش دادن و فراخوانی اطلاعات دریافت شده (مثلا دروسی که سر کلاس شنیده ایم)
  2. درک معانی کلماتی که به صورت کتبی می بینیم یا می شنویم
  3. حل مشکلات در زندگی اجتماعی به واسطه مهارت بحث و گفتگو
  4. مقایسه واژه ها و مفاهیم آن ها برای انتخاب بهترین آن ها

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

هوش کلامی؛ از بدو تولد تا پایان عمر

هوش کلامی و توانایی کودکان در انتخاب واژگان و به کارگیری صحیح کلمات آن قدر اهمیت دارد که در بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیای شرقی روان شناسان فعالیت های مختص پرورش این توانایی را در برنامه درسی آن ها در نظر گرفته اند.

اگر به دنبال تست هوش کلامی بچه ها هستید فرمان خاصی را به آن ها بدهید و ببینید چه طور آن را اجرا می کنند. کودکان بر اساس کیفیت اجرا این فرمان ها طبقه بندی می شود و اگر در فهم فرمان با مشکل رو به رو باشند تمارین خاصی برای آن ها در نظر گرفته می شود. به جز مدرسه دانشکده ها هم پر از کلاس های فن بیان و اصول سخنرانی است. افراد بالغ هم دقیقا مثل کودکان نیاز به کلاس های فن بیان و آموزش سخنرانی برای تقویت این بخش از هوش خود دارند.

تقویت و توسعه هوش کلامی

برخی از راه های بهبود هوش کلامی در ارتباط با دیگران را در ادامه می خوانید:

گسترش دایره لغات

اگر می شد همه ما یک لغت نامه کوچکی در جیب داشتیم و بلافاصله بعد از شنیدن لغات غریب از آن ها استفاده می کردیم آن گاه دایره لغات ما به مرور زمان آن قدر گسترده می شد که بعد از مدتی بدان بی نیاز شویم. البته لغت نامه های همراه در گوشی ها که به صورت اپلیکیشن ارائه می شوند ابزارهای ساده تر، کم حجم تر و جذاب تری هستند.

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

وقتی که دایره لغات گسترده شود کم کم کاربرد لغات تغییر می یابند و لغتی مثل “برتری” در مصاحبات و کنفرانس ها جای خود را به لغت “رجحان” می دهد. این جانشینی تا حد زیادی روی بازخوردها و احترامی که دیگران برای ما قائل می شوند تاثیر می گذارد.

بخوانید و بخوانید!

در حالی که سرانه مطالعه در کشور ما به پایین ترین حد خود در سال های اخیر رسیده است و همه ما به نحوی درگیر دنیا مجازی و ارتباطاتی متفاوت از جنس ورق های کتاب شده ایم باز هم خواندن تنها مشکل گشا ما برای رفع ضعف های کلامی می باشد.

برای خواندن هر کتابی را انتخاب نکنید. دست روی کتاب هایی بگذارید که نویسندگان تحسین شده ای دارند و قلم های روان آن ها فن بیان ارتباط شما را قوی تر کنند. برای این که مطالعات هوش کلامی را قوی تر کند باید از تکنیک های زیر استفاده کنید:

تندخوانی: مهارت تندخوانی و گذر از واژه ها در حالی که ادراک کافی از معانی آن ها دارید به مرور زمان کمک می کند سرعت عمل شما در انتخاب آگاهانه و  درست کلمات بالا برود.

اسکن کردن متن ها: اسکن کردن یک مهارت اساسی در مطالعات متون مختلف است که به سرعت عمل کمک می کند. در این روش نگاهی گذرا به کل مطالب داریم و سعی می کنیم تنها بخش های کلیدی را از مطلب استخراج کنیم.

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

اسکیم کردن: در اسکیم کردن بخش های اضافی را حذف می کنیم و جملاتی را به خاطر می سپریم که مهم تر هستند.

کلمات جدید را بقاپید!

در ابتدا مجله معروف Reader’s Digest یک جمله معروف و ثابت دیده می شود: خرج خواندن این مجله گسترش دایره لغات شما است! این جمله برای هر نوع کتاب و مجله ای که به تازگی می خوانید صدق می کند؛ چون شما در حال مطالعه شیوه نگارش، طرز فکر و استراتژی تازه ای در بیان کلمات هستید.

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

در شناخت کلمات جدید باید نگاه تحلیلی داشته باشیم. فرض کنید مشغول مطالعه یک کتاب مرتبط با علم فلسفه هستیم و همان طور که می دانید داخل آن از چندین کلمه یونانی استفاده شده است. همین که بدانیم فیلو در زبان یونانی به معنای دوست و پسوند لوجو به معنای واژه است می توان معانی هزاران واژه یونانی دیگر را نظیر philanthropy ،philately،philharmonic و philosophy کشف کرد.

بنویسید، ویرایش کنید، دوباره بنویسید

پیام دادن در تلگرام یا نوشتن یک ایمیل ساده همه از تجربیات روزانه نوشتاری ما هستند. چه روی کاغذ افکارتان را می نویسید و چه در فضای مجازی و یا با تایپ کردن آن ها را ماندگار می کنید باید در طول نوشتن از خود بپرسید:

  • آیا می توانم منظورم را دقیقا آن طور که می خواهم برسانم؟
  • نگارش من برای دیگران قابل فهم است؟
  • آیا بهتر از این هم می توانم منظورم را بیان کنم؟

تاکتیک های توسعه هوش کلامی

بازی با کلمات

کلمات اسباب بازی رایگان، منعطف و سازگاری هستند که اگر در استفاده از آن دچار اشتباه شویم همیشه فرصت اصلاح و تعمیرشان را داریم. جدول حل کردن یکی از ابزارهای مناسب برای بازی با کلمات است. کلماتی که گاهی تصور می کنیم در حدس آن ها ۹۹ درصد درست عمل کرده ایم اما در تقاطع با کلمات بعدی از انتخاب آن ها پشیمان می شویم.

تله های غیرکلامی در ارتباطات

به جز کلمات زبان بدن در طول سخنرانی و حرف زدن با دیگران، حالات چهره و احساساتی که در طول حرف زدن از خود نشان می دهید بخش های مهمی هستند که بی توجهی به آن ها تله بزرگی در ارتباط است. بخشی از هوش کلامی به همین موارد بستگی دارد که باید پیوسته توسط گوینده به آن ها توجه شود.

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

شکستن یخ دیگران و باز کردن سر صحبت در جلسات رسمی

هزار و یک راه متنوع برای برقراری ارتباط با دیگران وجود دارد که کمتر کسی بین ما از آن ها استفاده کرده است؛ چون از طرد شدن یا شنیدن جواب سربالا می ترسیم. تا کی قرار است به خاطر واکنش های منفی دیگران در حبابی که اطراف خود درست کرده ایم محبوس باشیم و با دنیا اطراف قطع ارتباط کنیم؟ خیلی از آدم های موفق اطراف ما به خاطر ارتباطاتشان به جایگاه بالایی دست یافته اند حتی وقتی که می دانستند ممکن است دیگران دست رد سینه آن ها بزنند و مکالماتشان به هیچ جا نرسد. به هر حال این افراد ریسک شکستن یخ دیگران را پذیرفته اند!

در جلسات رسمی و محیط های تازه ای که افراد غریبه اطراف شما هستند سکوت ممتد و خسته کننده ای که حاکم می شود خود بهانه خوبی است تا آشنایی با دیگران را از سر بگیریم. اما این آشنایی و یخ شکنی فنون خاص خود را دارد. فنونی که اگر محتاطانه برخورد نکنیم و از مرزها و خط قرمز ها عبور کنیم ممکن است منجر به دلخوری شود.

در مطلبی که پیش روی شما قرار دارد تجربیاتمان را که پیرامون شکستن یخ دیگران و باز کردن سر صحبت در جلسات رسمی به دست آورده ایم در اختیارتان قرار داده ایم.

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

شکستن یخ دیگران فواید بسیاری دارد. مهم تر از همه تغییر مسیر فکری شما و شکل گیری یک گروه فکری جدید است که می تواند شما و اهدافتان را هدایت کند. افراد خجالتی و سردمزاج معمولا آغاز کننده بحث نیستند اما قطعا ایده های تازه ای دارند که باید با ترفند های خاص آن ها را استخراج کنیم. پس قطعا در هر جلسه رسمی به یک یخ شکن ماهر نیاز داریم تا یخ افراد را از بین ببرد و گرما و صمیمت بین آن ها را بیش تر کند.

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

اولین دیدار آخرین و موثرترین دیدار است!

به مفهوم یخ شکنی مثل واقعیت آن نگاه کنید. وقتی که یخ شکسته می شود هیچ راهی برای ترمیم آن وجود ندارد و یخ هرگز بعد از در هم شکستن خود به خود تبدیل به یخ اولیه نخواهد شد. در تکنیک یخ شکنی هم دقیقا همین اتفاق می افتد. شما با کسی رو به رو هستید که فقط و فقط یک بار فرصت صحبت کردن با او را پیدا می کنید. بنابراین ابتدا به ساکن باید با سریع ترین راه های جلب اعتماد دیگران با بهره گیری از فن بیان خودتان را به مخاطب نزدیک کنید تا تعامل اولیه شکل گیرد.

هر مرحله که پیش می روید باید به خاطر داشته باشید که این فرصت فقط و فقط یک بار پیش آمده است. ممکن است به دلیل عدم آمادگی خود شما در این ورطه غرق شوید!

اما چه طور یک یخ شکن واقعی در بحث ها شویم؟

سوال پرسیدن یک فرصت است!

شروع کلاس راس ساعت هشت صبح برای همه زجرآور است. در دوران تحصیل به یاد دارم که چه قدر صحبت های اساتید اول صبح مثل یک نوا خواب آور کسالت و خواب آلودگی سر صبح را بیش تر می کرد. اما برخی از استادها زیرک تر بودند و همیشه هوشمندانه تر عمل می کردند. مثلا اول صبح را با یک میز گرد دانشجویی آغاز می کردند و به جز مرور دروس جلسات قبل به همفکری و نظرسنجی می پرداختند. با این ترفند در کم تر از نیم ساعت همه سرحال و شاداب بودند.

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

شما هم می توانید از سوال پرسیدن به عنوان یک فرصت استفاده کنید. در حالی که آغاز فرآیند شکستن یخ دیگران باید با بحث های روزمره و عمومی نظیر آب و هوا، شرایط برگزاری یک جلسه یا موضوعاتی که هر دو طرف تا حدی از آن آگاهی دارند آغاز شود. آیا مکان برگزاری جلسه مناسب است؟ ساعت شروع یا احیانا تاخیر در برگزاری آن باعث ناراحتی شما شده است؟ شما تنها نماینده رسمی کسب وکار خود در این جلسه هستید؟ و…

سوالات ساده تر و پیش پاافتاده تری هم وجود دارد. مثلا اگر مکان برگزاری جلسه نسبت به دفعه قبل عوض شده است، شما در پیدا کردن آدرس جدید با مشکل رو به رو شده اید و گم شدنتان در محدوده محل برگزاری جلسه دردسر بزرگی بوده است می توانید از دیگران برای آشنایی بهتر سوال کنید. به این ترتیب بار دیگر گم نخواهید شد و  یخ بین شما و دیگران هم می شکند!

این بار سخت قضاوت کنید!

با این که همواره توصیه می شود از قضاوت بی مورد و خودسرانه دیگران و اطرافیان خود بپرهیزیم اما برای باز کردن سر صحبت و شروع یک مکالمه کوتاه لازم است قضاوت کننده سختی باشید! به قضاوت افراد بپردازید و سعی کنید نظر خود را درباره همه چیز با مخاطب خود در میان بگذارید. به این روش دیگران را برای صحبت کردن تحریک کرده اید. قضاوت معمولا شکایات و تعامل افراد را به دنبال دارد.

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

جایی برای شوخی بگذارید

اگر با ترفندهای استفاده از طنز در سخنرانی آشنا باشید حتی وقتی که یک نفر مخاطب شما باشد می دانید چه طور باید از باب شوخی وارد شوید. فرض کنید قرار است در یک مجمع عمومی مربوط به ارگان دولتی سخنرانی کنید. اگر این جلسه مربوط به مطالبات کارمندان و کارگرانی است که مدت ها حق و حقوق خود را دریافت نکرده اند شاید با یک شوخی ساده با مسئولان و تلنگر زدن به آن ها برای برای پرداخت حقوق معوقه کارمندان بتوان یخ بین شنوندگان و خودتان را شکست.

اتفاقات مشابه را تعریف کنید

گاهی اتفاقات مشابه و جالبی رخ می دهد که واقعا ارزش تعریف کردن دارند. مثلا اگر می بینید سخنران دقیقا همان سخنانی را که قبلا در یک جلسه دیگر مطرح کرده است و همچنان تکراری حرف می زند چرا این حس و حال خود را مخفی کنید و با بقیه در میان نگذارید؟!

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

خیلی بی مقدمه بحث را شروع کنید و مثلا همین اتفاق مشابه را تعریف کنید.

تعصب دیگران را مورد هدف قرار دهید!

همه انسان های روی کره خاکی حداقل نسبت به یک چیز تعصب دارند و در مقابل این تعصب هم واکنش نشان می دهند. محل زندگی، رشته تحصیلی، گرایش و اعتقادات از جمله تعصبات افراد هستند و کافی است کوچک ترین دیدگاهی در ارتباط با این تعصبات( با نهایت احترام) مطرح شود تا واکنش های متعددی از افراد شاهد باشیم.

برای شروع بحث و به اصطلاح شکستن یخ دیگران درباره رشته تحصیلی صحبت کنید. مثلا این رشته بازار کار هم دارد؟ تخلفات صورت گرفته در این رشته بسیار است. موافق هستید؟

خودتان را متفاوت معرفی کنید

شکستن یخ دیگران همیشه مربوط به جلسات کاری نیست. مثلا کلاس درس هم یک جلسه مهم رسمی است که نیاز دارد جدی گرفته شود و برای تعامل بهتر با دانش آموزان یا دانشجویان سر صحبت باز شود. یکی از راه های کلیدی برای گرم گرفتن با دانشجویان معرفی خود در ابتدا کلاس است. مثلا روز اول که با آن ها دیدار می کنید به جای این که خودتان را به شیوه معمول معرفی کنید از پروژکتور یا تخته کلاس استفاده کنید. هر آن چه که بسیاری از دانشجویان ممکن است درباره دانستن آن کنجکاوی کنند بنویسید و خودتان را خلاص کنید!

ترفند های شکستن یخ دیگران در جلسات

همین روش گام اول است برای شروع دوستی و ارتباطی نزدیک با دانش آموزان. با این ترفند همه متوجه می شوند که شما مدرس به روزشده ای هستید که با بقیه تفاوت دارید. یادگیری اصول اولیه آموزش سخنرانی و فن بیان در این زمینه به شما کمک زیادی خواهد کرد.