نوشته‌ها

نقش ضمیر ناخودآگاه سخنران در سخنرانی

چه طور ضمیر ناخودآگاه مخاطب ، سخنران را توانمندتر می سازد؟

آیا می دانید دقیقا چه اتفاقات ناملموسی درون ذهن افراد رخ می دهد وقتی یک نفر قصد دارد با فرد دیگری ارتباط برقرار کند؟ آیا می دانید چه فعل و انفعالاتی صورت می گیرد تا یک نفر رهبری سخنرانی را به دست می گیرد، باعث ایجاد انگیزه در دیگران می شود و خلاصه تغییراتی در حال و هوای آن ها ایجاد می کند؟ پاسخ به این سوال چیزی است که هرگز فکرش را نمی کرده اید و احتمالا تا کنون هم از کسی نشنیده اید: ضمیر ناخودآگاه مخاطب!

دقایقی قبل از شروع سخنرانی یک گفتگو ناخودآگاه بین مخاطبان و سخنران شکل می گیرد که منجر به رمزگشایی از اهداف سخنران از یک سخنرانی می شوند. این گفتگو ناخودآگاهانه باعث می شود مخاطب از خود بپرسد این سخنران دوست من است یا دشمن عقاید من؟ از سخنرانی او خوشم آمده است یا یا نه؟ او با سخنرانی اش مرا تحت کنترل خود درآورده یا در واقع سخنران در کنترل من است؟

مجموعه این پرسش ها قبل از این که سخنران یک واژه بیان کرده باشد در ذهن مخاطب شکل می گیرد. بنابراین سوالات مخاطب درباره حرف هایی که سخنران زده است نیست و بیشتر ابهاماتی در رابطه با ظاهر سخنران، وضعیت او در صحنه و کلیات سخنرانی است که قرار است برپا گردد. در چنین حالتی این هنر سخنران است که بتواند ضمیر ناخودآگاه مخاطب را تا پایان قرنطینه کند و خودش هم به صورت خلاقانه ای با تکیه بر همین ضمیر ناخودآگاه سخن بگوید.

اگر تا کنون درباره ضمیر ناخودآگاه سخنران و نقش آن در سخنرانی آگاه نداشتید این مطلب از شما یک هنرمند واقعی در سخنوری می سازد!

نقش ضمیر ناخودآگاه سخنران در سخنرانی

هیپنوتیزم و جملات هیپنوتیزم کننده در افراد اثر می گذارند چون ذات هیپنوتیزم غیرمعمول و دور از دسترس است. به محض این که سخنران از این کلمات استفاده کند مخاطبان مسحور می شوند. اما گاهی می توان از ویژگی ها ذاتی افراد مثل ضمیر ناخودآگاهشان به نفع خود استفاده کرد؛ دقیقا مثل زمانی که یک انسان مشغول دیدن تلویزیون یا خواندن یک کتاب است و ذهنش چنان درگیر قضیه می شود که در ناخودآگاه خود گم می شود.

نقش ضمیر ناخودآگاه سخنران در سخنرانی

باور کنید یا نه حتی با حرف زدن و سخنرانی کردن هم می توان به گنجینه بزرگ قابل کنترل در مغز هر انسان، یعنی ضمیرناخودآگاهش دست یافت و آن را تحت کنترل خود درآورد. ۵ تکنیک زیر، ۵ راه طلایی هستند که شما را قادر می سازند به ضمیر ناخودآگاه مخاطبانتان به سادگی وارد شده و آن ها را تا حدودی کنترل نمایید.

پرورش داستان: قدرت هیپنوتیزم یک داستان خوب

میدانید هر سال چند هزار یا چند میلیون فیلم در جهان تولید می شود؟ چند کتاب منتشر می شود؟ احتمالا آمار دقیقی در دست ندارید اما می دانید که این آمار در سال سر به فلک می زند. چرا؟ چون اصولا انسان ها علاق شدیدی به داستان، داستان سرایی یا شنیدن داستان دارند.

با داستان سرایی و به وسیله تکنیک های خاصی که در ادامه بررسی می کنیم ضمیر ناخودآگاه مخاطب را به چنگ گرفت:

حکایت های مستقیم

این روش شامل روایت داستان هایی می شود که مستقیما افراد را درگیر می کنند. این روایت ها بیشتر از کتاب هایی است که نزد مردم محبوب تر هستند و غالب آن ها این کتاب ها را مطالعه کرده اند؛ مثل هزار و یک شب که راوی داستان همان شخص درگیر در داستان است. همان طور که می دانید در این کتاب شهرزاد قصه گو به مدت سه سال هر شب داستانی را روایت می کند و هر داستان طوری تمام می شود که شنونده همچنان مشتاق شنیدن داستان بعدی می ماند.

نقش ضمیر ناخودآگاه سخنران در سخنرانی

حکایت های غیرمستقیم

در این روش راوی که شما هستید در طول سخنرانی خود را از تمام داستان ها و اشخاص آن متمایز و جدا می دانید و حتما نقل می کنید که این داستان مثلا برگرفته از یک فیلم یا یک برنامه در تلویزیون است.

القا سخت: مدیریت سخنرانی به وسیله افراد

در زمان های قدیم معمولا کسانی که اجرا صحنه ای بزرگ داشتند و کار آن ها برگزاری نمایش بود گروهی از افراد با استعداد را به عنوان تیم همراه خود انتخاب می کردند. مثلا اگر قرار بر این بود تا در سخنرانی درباره آثار شفا بخش یک دارو صحبت شود حتما از تیم همراه در جمعیت استفاده می شد تا با برنامه ریزی قبلی مقابل مخاطبان حاضر شده، از دارو مصرف و نتیجه مثبت را در ارتباط با مصرف آن ماده به مخاطبان نشان دهند.

اکنون همراهی چنین تیمی با یک سخنران برای به دست گرفتن ضمیر ناخودآگاه مخاطب به دلایل اقتصادی یا امنیتی تقریبا غیرممکن است. اما شما به عنوان یک سخنران برای تسخیر ضمیر ناخودآگاه کاربران باید خودتان این کمبود را جبران کنید. مثلا وقتی که قرار است درباره آسیب های ناشی از مصرف یکی از داروهای مخرب حرف بزنید به عنوان نمونه شاهد آن قدر به تظاهرات بالینی این آسیب ها مسلط باشید که انگار خودتان یکی از قربانیان آسیب های مخرب این دارو هستید.

لحظات سحر آمیز هیپنوتیزم: دسترسی به ذهن ناخودآگاه

لحظات سحرآمیز لحظات طلایی سخنرانی شما هستند. این لحظات مخاطب را به وجد می آورند، هیپنوتیزم می کنند و سرزنده می نمایند؛ دقیقا مثل جادوگری که نتایج آن انسان را متحیر و هیجانزده می کند.

این لحظات متعدد هستند. می توانند بصری باشند، می توانند در آنی شکل بگیرند که مشغول ترسیم یک چیز خاص هستید یا این که تظاهرات فیزیکی داشته باشد. با یک مثال ساده می توانید متوجه فرآیند دسترسی سخنران به ذهن مخاطبان شوید:

فرض کنید شما در یک کنفرانس عمومی درمان بیماری ها و ناتوانی های عضلات بدن هستید و می خواهید همزمان از نیرو ضمیر ناخودآگاه مخاطب نیز استفاده کنید. در مرحله اول یکی از حاضرین را به صحنه دعوت می کنید. سپس از او می خواهید با استفاده از بازوانش تلاش کند تمام بالا تنه اش را تا اواسط کمر احاطه کند. همزمان همین کار را یا به صورت ترسیمی یا با استفاده از شبیه ساز ها به مخاطبان نشان داده و به آن ها یادآور می شوید که قدرت کشش عضلات برای این کار خیلی بیشتر از نتیجه مشاهده شده بوده است. با این کار همه مخاطبان تصور می کنند که خیلی بیشتر می توانند بازوان را به سمت خارجی بدن بکشند و احتمالا توانایی های بالاتر دارند.

نقش ضمیر ناخودآگاه سخنران در سخنرانی

شروع این تفکر در ذهن مخاطبان همان آغاز دسترسی به ذهن ناخودآگاهی است که سخنران تازه موفق شده آن را به تسخیر خود درآورد. جالب تر این که با این تلقین جادویی در لحظات سحرآمیزی که پدید آمد به صورت عجیبی توانایی افراد در کشش عضلات بیشتر می شود و به شدت تحت تاثیر گفته های شما قرار می گیرند.

هیپنوتیزم رعد آسا: بارگیری افکار مثبت در ذهن

به جای منتظر ماندن برای لحظات رعدآسا سخنور می تواند این لحظات را حتی به وجود آورد. در این حالت سخنران از مخاطبان می خواهد این بار خودشان به صورت فعال دکمه پاور ضمیر ناخودآگاه را روشن کرده و با استفاده از فرمول PCAT  از لحظه ای که در آن قرار گرفته اند جدا شوند.

اما منظور از PCAT چیست؟

این فرمول یک سرواژه است که از چهار بخش تشکیل شده است:

  1. p یعنی مشکلی که مخاطب در لحظه درگیر آن است
  2. c برای دور زدن فاکتورهای بحرانی در ذهن هر فرد است؛ مثلا حس ترس یا خشم
  3. a یعنی دسترسی به تمام منابع و راه ها
  4. t یعنی انتقال مخاطب از حالت آگاه به دنیا ضمیر ناخودآگاه.

نقش ضمیر ناخودآگاه سخنران در سخنرانی