با خطرات گفتنِ” نمی‌دانم” در گفتگوهای روزمره خود آشنا شوید!

0 ۶۷۸

در زندگی و گفتگوهای روزمره ما عبارت “نمی‌دانم” یکی از پراستفاده‌ترین ابزارها برای اذعان و گاه انکار است؛ اما حکم استفاده از این عبارت نظیر استفاده از نمک است! اگر فقط کمی بیش‌تر از حد مشخص شده از نمک استفاده کنیم چه تاثیری روی مزه نهایی غذا دارد؟!

اگرچه خیلی از افراد توصیه می‌کنند که از این عبارت بیش از تایید و تکذیب استفاده کنید اما حقیقت این است که “نمی‌دانم” به منزله روشن کردن چراغ دروغ است. البته که این جمله به معنی اثبات یا انکار چیزی نیست اما می‌تواند مانع از آشکار شدن حقیقت شود و بنابراین اولین احساسی که به طرف مقابل القا می‌شود گناهکار بودن یا دروغگویی شما است!

 

نمی‌دانم

“نمی‌دانم” پرکاربردترین جمله‌ای است که معمولا زمان دستپاچگی ممکن است به کار ببریم. با این حال دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد استفاده از این جمله در روابط اجتماعی و گفتگوهای روزمره ما چه قدر می‌تواند خطرناک باشد! دلایلی که در ادامه همین مطلب می‌خوانید.

با خطرات گفتنِ” نمی‌دانم” در گفتگوهای روزمره خود آشنا شوید!

انگیزه‌ای که پشت انکار ما به واسطه جمله “نمی‌دانم” قرار دارد می‌تواند به خاطر محبت افراد، دشمنی، حرص و طمع، گمراه کردن ما و یا دروغگویی و کتمان باشد. بنابراین برخی از دلایلی که توصیه می‌کنیم از این عبارت تکراری همیشه استفاده نکنید عبارتند از:

پنهان کردن تقصیرها با جمله ” من نمی‌دانم” خیانت به خود است؟

شناخت دروغگوها با استفاده از فن بیان کار چندان ساده‌ای نیست؛ اما چه طور باید بفهمیم کسی در حال دروغ گفتن به ما است؟ دروغگوها نشانه خاصی در ظاهر یا رفتارهای خود دارند؟ روانشناسان ثابت کرده اند که در شیوه صحبت کردن، زبان بدن و به طور کلی فن بیان دروغگوها نشانه هایی وجود دارد که با استفاده از آن پلیس FBI به کشف حقیقت می‌پردازد. حتی ما هم می‌توانیم با یک سری از جملات کلیدی این موضوع را کشف کنیم؛ چون اعتراف و اذعان کردن به اطلاعات در موضوعات غیرقانونی و ناخوشایند بر حسب شرایط معمولا ما را در شرایط ریسک و خطر قرار می‌دهد. مثل استفاده از جمله “نمی‌دانم!”.

مشاهده مقاله  شی نورانی سخنرانی چیست؟

بنابراین “نمی‌دانم” شرایطی شبیه به استتار را فراهم می‌کند و  تصور می‌کنید خودتان را با این ترفند از بار مسئولیت نجات داده‌اید!

محافظت از اسرار و رازها با جمله “نمی‌دانم”

ممکن است اسرار زیادی با شما به اشتراک گذاشته و به شما اطمینان شده باشد. در مواقعی که کسی درباره این اسرار یا حرف‌های مشترک شما با دیگران سوالی بپرسد و شما نخواهید حقیقت را بگویید، احتمالا ناشیانه‌ترین جمله‌ای که می‌توانید به کار ببرید “نمی‌دانم” باشد. این جمله در چنین مواقعی در حکم حرفی دوپهلو می‌باشد که تفاوتی با دروغگویی ندارد.

حفاظت از خودتان در روابط روزمره با جمله “نمی‌دانم”

تصور کنید دوست یا نامزدتان از شما سوالی بپرسد که برای جواب دادن به آن لازم باشد جوانب مختلفی در نظر بگیرید. در چنین شرایطی ساده‌ترین عبارتی که در گفتگوهای روزمره شما را نجات می‌دهد عبارت “نمی‌دانم” است. این در حالی است که این جمله و جملات مشابه نه تنها به حفاظت شما در برابر اتهام و مجازات دیگران کمک نمی‌کند بلکه ممکن است حیات روابط شما را در معرض خطر قرار دهد. از این رو توصیه می‌شود حداقل اطلاعات خود را با صداقت به اشتراک بگذارید.

این جمله شما را از چالش‌های بعدی حفظ می‌کند!

شاید اولین دلیلی که از این جمله استفاده می‌کنیم رها شدن از مخمصه باشد. مثلا تصور می‎کنیم هر جمله دیگری که بگوییم ممکن است با سوالات بعدی همراه باشد اما به محض این که بگوییم “نمی‌دانم” احتمالا همه چیز تمام می‌شود و ادامه‌دار نمی‌شود. اما آیا واقعا این دیدگاه در هر موقعیتی کمک‌کننده است؟

مشاهده مقاله  3 تکنیک فاش نشده فن بیان بیل کلینتون که مخاطب را میخکوب می کند

اظهار بی‌اطلاعی در مواقعی که می‌توانست به نفع ما و به نفع دیگران باشد چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. گاهی جواب دادن به سوالات دیگران کم‌تر ما را در معرض اتهام قرار می‌دهد؛ خصوصا وقتی که دیگران از آگاهی ما نسبت به یک موضوع مطلع باشند و ما اظهار بی‌اطلاعی کنیم!

این عبارت احتمال تنبیه شدن را کاهش می‌دهد!

معمولا کودکان بیش‌تر در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که به خاطر موضوعات مختلف بازخواست شوند. تکراری‌ترین جمله‌ای که ممکن است در این مواقع از آن‌ها بشنویم این است: “من نمی‌دانم!”.

بزرگ‌تر ها هم در همین موقعیت و در گفتگوهای روزمره قرار دارند و به محض این که از این جمله استفاده می‌کنند احتمال این را باید در نظر بگیریم که ممکن است برای فرار از مجازات بوده باشد.

اگر نیاز به مشاوره خانواده و یا مشاوره ازدواج دارید با ما همراه شوید.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

نظر خود را بنویسید

Your email address will not be published.